جَنَّـٰتُ عَـــدْنٍ||🇵🇸
#تا_خدا_فاصله_ای_نیست ♥️ #قسمت_سی_نهم به لطف الله شروع کردم به نماز خواندن همش به این فکر میکردم که آگه میمردم چی جوابی به خدا میدادم..بعد یه هفته از حجاب برام گفت وقتی میرفتیم بیرون کسی رو میدید با چادر میگفت شیون به این خانم نگاه کن این تو بهشت خدا…
#تا_خدا_فاصله_ای_نیست ♥️
#قسمت_چهلم
😊همه ساکت بودن چیزی نمیگفتن بعد دختر عموهام صدام زدن اتاق خواب گفتن چه حسی داری؟ گفتم از وقتی سرم کردم احساس عزت و امنیت عجیبی دارم انگار یه سپر پوشیدم...
چادرم رو ازم میگرفتن به خودشون میانداختن یکیشون گفت کاش احسان برادر من بود...
به خودم افتخار کردم که احسان برادرمه شکر خدا......
بعدِ مهمونا رفتن مادرم گفت این چه کاری بود کردی؟ گفت چیکار کردم مادر جان دوست ندارم کسی به خواهرم بی حرمتی کنه..... بهم گفت اگه کسی چیزی گفت بهم بگو؛ بعضی وقتا حرفهایی میشنیدم ولی وقتی به احسان فکر میکردم که چی کشیده حرفای مردم برام اهمیتی نداشت میگفتم اینا در برابر اذیت و آزارهایی که احسان کشیده چیزی نیست... بعد از دو هفته به خواهر بزرگم زنگ زد گفت کی بهمون سر میزنی دلتنگتم اگر تونستی جمعه بیایید باهات کار دارم.....
✍🏼وقتی خواهرم آمد احسان خیلی گرم باهاش خوش و بش کرد شب گفت آبجی بیا کارت دارم ؛ منم رفتم گفت میخوام یه چیزی بهت بگم ولی روم نمیشه گفت چیه کاکه جان چرا روت نمیشه؟ گفت آخه نمیدونم چطوری بهت بگم تا برام یه کاری انجام بدی؟ گفت کاکه بگو دیگه بخدا حاضرم جونمم بدم به خاطر تو...
😢گفت خواهر یه دختر رو دوست دارم میخوام اول تو بدونی ببینم نظر تو چیه؟ منو خواهرم از خوشحالی ذوق زده شدیم... خواهرم گفت الهی من قوربون خودتو زنت بشم من از خدامه صبر کن به مادرم بگم دستش رو گرفت گفت صبر بابا خجالت میکشم...
بغلش کردیم از خوشحالی گفت فقط خواهر یه چیزی... اون دختری که ازش خوشم اومده شرایط خودش رو داره میخوام نظر تو رو هم بدونم ، خواهرم گفت چیه کاکه گفت این دختر میگه من برم بیرون آرایش میکنم برای عروسی ها پایکوبی میکنم و موی سرمم دوست ندارم قایم کنم و مانتوی تنگ میپوشم.... نماز هم نمیخونه....
😳از تعجب دهنمون باز شده بود باورم نمیشد ، آخه احسان و این دختر آخه از چی این دختر خوشش آمده؟؟!!! گفت خواهر میخوام اول نظر تو رو بدونم بعد به پدر و مادرم بگی... خواهرم گفت والله وقتی تو راضی باشی من چی بگم... گفت نه میخوام نظرت رو بدونم آخه فردا بهش میگی زن داداش میخوام از ته دلت جوابم رو بدی دوست داری همچنین دختری بشه زن داداشت یا نه؟؟؟
😬گفتم کاکه داری چی میگی... گفت شیون دارم با خواهر بزرگم مشورت میکنم بعد نظر تو رو هم میپرسم صبر کن...
☹️خواهرم گفت آخه چی بگم گفت نظر خودتو بگو هر چی باشه فقط بگو گفت آخه خوشت نمیاد... گفت مهم نیست بگو گفت والله کاکه این دختر به درد تو نمیخوره چون یه زن باید فقط برای شوهرش آرایش کنه باید طوری لباس بپوشه که شوهرش خوشش بیاد؛ نباید تو عروسی ها پایکوبی کنه چون ناموس یه نفر دیگهست....
احسان گفت واقعا اینو از ته دلت گفتی...
گفت اره کاکه جان... گفت پس فدات بشم تو چرا این طوری هستی؟ بخدا دوستتون دارم، دوست ندارم هیچ وقت خاری به پاتون بره چه برسه به این که با آتیش جهنم بسوزید... من هیچ دختری رو دوست ندارم...
آخه این چه طرز لباس پوشیدن است؟ چرا تو عروسی ها پایکوبی میکنی؟ چرا آرایش میکنی؟ چرا نماز نمیخوانی؟ گفت کاکه جان الان نماز میخونم.... گفت چرا دوست نداری زن داداشت اینطوری باشه ولی خودت اینطوری هستی؟ یعنی تو منو از خودت بیشتر دوست داری ؟؟؟
گفت نه کاکه ولی بخدا دوستت دارم احسان گفت این چه دوست داشتنی است که میخوای مردم بهم بخندن بگن خواهرش چطور لباس میپوشه؟
یه زن چهار نفر رو با خودش میبره جهنم شوهرش پسرش پدرش و برادرش...
😔بخدا من دوست ندارم با بیحجابی تو برم جهنم من اینجا خودم رو میسوزنم از جهنم بهتره یه فندک آورد زیر دستش گرفت خواهرم گفت کاکه این چه کاریه بخدا دوست ندارم هیچ وقت اذیت بشید...
گفت دروغ میگی آگه راست میگی خودت رو اصلاح کن ؛ خواهرم گفت بخدا دیگه اینطوری رفتار نمیکنم توبه میکنم... گفت آگه دوباره شروع کردی چی؟ گفت بخدا قسم دیگه دوست ندارم اینطوری باشم....
✍🏼گفت اگر اینطوری رفتار کردی منم دیگه پام رو تو خونهت نمیزارم خواهرم گفت قبوله باشه هر چی تو بگی بغلش کرد گفت بخدا خواهر دوستت دارم نمیخوام هیچ مشکلی برات پیش بیاد خواهرم گفت پس شوهرم چی؟ احسان فکر کرد گفت نگران نباش انشاءالله اونم حل میشه....
گفت میرم پایین شما حرفی نزنید؛ من از هردوتون ناراحت که شدم، شیون فقط بگو چرا به خواهر بزرگم نمیگی؛ دیگه شما هیچی نگید باشه...
🙊رفتیم پایین برادرم درست روبروی دامادمون نشست اسمش کاک علی بود... یه کم که گذشت کاک علی گفت احسان جان چرا چیزی نمیگی؟ گفت چی بگم امروز دوست داشتم سرم رو بکوبم به دیوار دوست داشتم بمیرم... مادرم گفت خدا نکنه این چه حرفیه میزنی؟ گفت والله آدم نمیتونه قبول کنه... کاک علی گفت چی رو نمیتونه قبول کنه؟
💐#ادامه_دارد_ان_شاءالله
@jannat_adn8 ♥️🦋
#قسمت_چهلم
😊همه ساکت بودن چیزی نمیگفتن بعد دختر عموهام صدام زدن اتاق خواب گفتن چه حسی داری؟ گفتم از وقتی سرم کردم احساس عزت و امنیت عجیبی دارم انگار یه سپر پوشیدم...
چادرم رو ازم میگرفتن به خودشون میانداختن یکیشون گفت کاش احسان برادر من بود...
به خودم افتخار کردم که احسان برادرمه شکر خدا......
بعدِ مهمونا رفتن مادرم گفت این چه کاری بود کردی؟ گفت چیکار کردم مادر جان دوست ندارم کسی به خواهرم بی حرمتی کنه..... بهم گفت اگه کسی چیزی گفت بهم بگو؛ بعضی وقتا حرفهایی میشنیدم ولی وقتی به احسان فکر میکردم که چی کشیده حرفای مردم برام اهمیتی نداشت میگفتم اینا در برابر اذیت و آزارهایی که احسان کشیده چیزی نیست... بعد از دو هفته به خواهر بزرگم زنگ زد گفت کی بهمون سر میزنی دلتنگتم اگر تونستی جمعه بیایید باهات کار دارم.....
✍🏼وقتی خواهرم آمد احسان خیلی گرم باهاش خوش و بش کرد شب گفت آبجی بیا کارت دارم ؛ منم رفتم گفت میخوام یه چیزی بهت بگم ولی روم نمیشه گفت چیه کاکه جان چرا روت نمیشه؟ گفت آخه نمیدونم چطوری بهت بگم تا برام یه کاری انجام بدی؟ گفت کاکه بگو دیگه بخدا حاضرم جونمم بدم به خاطر تو...
😢گفت خواهر یه دختر رو دوست دارم میخوام اول تو بدونی ببینم نظر تو چیه؟ منو خواهرم از خوشحالی ذوق زده شدیم... خواهرم گفت الهی من قوربون خودتو زنت بشم من از خدامه صبر کن به مادرم بگم دستش رو گرفت گفت صبر بابا خجالت میکشم...
بغلش کردیم از خوشحالی گفت فقط خواهر یه چیزی... اون دختری که ازش خوشم اومده شرایط خودش رو داره میخوام نظر تو رو هم بدونم ، خواهرم گفت چیه کاکه گفت این دختر میگه من برم بیرون آرایش میکنم برای عروسی ها پایکوبی میکنم و موی سرمم دوست ندارم قایم کنم و مانتوی تنگ میپوشم.... نماز هم نمیخونه....
😳از تعجب دهنمون باز شده بود باورم نمیشد ، آخه احسان و این دختر آخه از چی این دختر خوشش آمده؟؟!!! گفت خواهر میخوام اول نظر تو رو بدونم بعد به پدر و مادرم بگی... خواهرم گفت والله وقتی تو راضی باشی من چی بگم... گفت نه میخوام نظرت رو بدونم آخه فردا بهش میگی زن داداش میخوام از ته دلت جوابم رو بدی دوست داری همچنین دختری بشه زن داداشت یا نه؟؟؟
😬گفتم کاکه داری چی میگی... گفت شیون دارم با خواهر بزرگم مشورت میکنم بعد نظر تو رو هم میپرسم صبر کن...
☹️خواهرم گفت آخه چی بگم گفت نظر خودتو بگو هر چی باشه فقط بگو گفت آخه خوشت نمیاد... گفت مهم نیست بگو گفت والله کاکه این دختر به درد تو نمیخوره چون یه زن باید فقط برای شوهرش آرایش کنه باید طوری لباس بپوشه که شوهرش خوشش بیاد؛ نباید تو عروسی ها پایکوبی کنه چون ناموس یه نفر دیگهست....
احسان گفت واقعا اینو از ته دلت گفتی...
گفت اره کاکه جان... گفت پس فدات بشم تو چرا این طوری هستی؟ بخدا دوستتون دارم، دوست ندارم هیچ وقت خاری به پاتون بره چه برسه به این که با آتیش جهنم بسوزید... من هیچ دختری رو دوست ندارم...
آخه این چه طرز لباس پوشیدن است؟ چرا تو عروسی ها پایکوبی میکنی؟ چرا آرایش میکنی؟ چرا نماز نمیخوانی؟ گفت کاکه جان الان نماز میخونم.... گفت چرا دوست نداری زن داداشت اینطوری باشه ولی خودت اینطوری هستی؟ یعنی تو منو از خودت بیشتر دوست داری ؟؟؟
گفت نه کاکه ولی بخدا دوستت دارم احسان گفت این چه دوست داشتنی است که میخوای مردم بهم بخندن بگن خواهرش چطور لباس میپوشه؟
یه زن چهار نفر رو با خودش میبره جهنم شوهرش پسرش پدرش و برادرش...
😔بخدا من دوست ندارم با بیحجابی تو برم جهنم من اینجا خودم رو میسوزنم از جهنم بهتره یه فندک آورد زیر دستش گرفت خواهرم گفت کاکه این چه کاریه بخدا دوست ندارم هیچ وقت اذیت بشید...
گفت دروغ میگی آگه راست میگی خودت رو اصلاح کن ؛ خواهرم گفت بخدا دیگه اینطوری رفتار نمیکنم توبه میکنم... گفت آگه دوباره شروع کردی چی؟ گفت بخدا قسم دیگه دوست ندارم اینطوری باشم....
✍🏼گفت اگر اینطوری رفتار کردی منم دیگه پام رو تو خونهت نمیزارم خواهرم گفت قبوله باشه هر چی تو بگی بغلش کرد گفت بخدا خواهر دوستت دارم نمیخوام هیچ مشکلی برات پیش بیاد خواهرم گفت پس شوهرم چی؟ احسان فکر کرد گفت نگران نباش انشاءالله اونم حل میشه....
گفت میرم پایین شما حرفی نزنید؛ من از هردوتون ناراحت که شدم، شیون فقط بگو چرا به خواهر بزرگم نمیگی؛ دیگه شما هیچی نگید باشه...
🙊رفتیم پایین برادرم درست روبروی دامادمون نشست اسمش کاک علی بود... یه کم که گذشت کاک علی گفت احسان جان چرا چیزی نمیگی؟ گفت چی بگم امروز دوست داشتم سرم رو بکوبم به دیوار دوست داشتم بمیرم... مادرم گفت خدا نکنه این چه حرفیه میزنی؟ گفت والله آدم نمیتونه قبول کنه... کاک علی گفت چی رو نمیتونه قبول کنه؟
💐#ادامه_دارد_ان_شاءالله
@jannat_adn8 ♥️🦋
❤🔥6❤3😢1😭1
چه زیباست شهر رسول الله "ﷺ"
گویا نسیمی از عطر اخلاق او را برای همیشه در خود دارد.
پروردگارا،،،
سکونت در مدینه را به زودی با عفو و عافیت
برایم مقدر فرما.
@jannat_adn8 ♥️🦋
گویا نسیمی از عطر اخلاق او را برای همیشه در خود دارد.
پروردگارا،،،
سکونت در مدینه را به زودی با عفو و عافیت
برایم مقدر فرما.
@jannat_adn8 ♥️🦋
❤12😭4🕊1
روزی پیامبر ﷺ به عبدالله بن مسعود (رضی الله عنه) فرمودند:
«برایم قرآن تلاوت کن.»
عبدالله بن مسعود با تعجب گفت:
«ای رسول خدا! آیا من قرآن برای شما بخوانم در حالی که بر خودتان نازل شده؟»
پیامبر ﷺ فرمودند:
«من دوست دارم قرآن را از کسی دیگر بشنوم.»
پس ابن مسعود شروع به تلاوت سوره نساء کرد…
وقتی به این آیه رسید:
«پس چگونه خواهد بود [حال مردم] آنگاه که از هر امتی گواهی بیاوریم، و تو را بر اینان گواه آوریم؟»
— سوره نساء، آیه ۴۱
چشمان پیامبر ﷺ پر از اشک شد.
گریستند.
و فرمودند:
«بس است، کافیست.»
آنحضرت به شدت تحت تأثیر سنگینی این آیه قرار گرفتند… مسئولیت، محبت، و ترسی که برای امتشان داشتند.
تصور کن که در آن لحظه، نام ما امت او برده میشد…
خدایا ما را از کسانی قرار ده که پیامبر ﷺ در آن روز برایشان لبخند میزند، نه از کسانی که برایشان اشک میریزد.
@jannat_adn8 ♥️🦋
«برایم قرآن تلاوت کن.»
عبدالله بن مسعود با تعجب گفت:
«ای رسول خدا! آیا من قرآن برای شما بخوانم در حالی که بر خودتان نازل شده؟»
پیامبر ﷺ فرمودند:
«من دوست دارم قرآن را از کسی دیگر بشنوم.»
پس ابن مسعود شروع به تلاوت سوره نساء کرد…
وقتی به این آیه رسید:
«پس چگونه خواهد بود [حال مردم] آنگاه که از هر امتی گواهی بیاوریم، و تو را بر اینان گواه آوریم؟»
— سوره نساء، آیه ۴۱
چشمان پیامبر ﷺ پر از اشک شد.
گریستند.
و فرمودند:
«بس است، کافیست.»
آنحضرت به شدت تحت تأثیر سنگینی این آیه قرار گرفتند… مسئولیت، محبت، و ترسی که برای امتشان داشتند.
تصور کن که در آن لحظه، نام ما امت او برده میشد…
خدایا ما را از کسانی قرار ده که پیامبر ﷺ در آن روز برایشان لبخند میزند، نه از کسانی که برایشان اشک میریزد.
📚 منابع:
صحیح بخاری (کتاب فضائل، حدیث ۴۷۶۳)
صحیح مسلم (کتاب ۴، حدیث ۱۷۷)
@jannat_adn8 ♥️🦋
❤11😢2😭1
Forwarded from جَنَّـٰتُ عَـــدْنٍ||🇵🇸
«ببن عصر و مغرب روز جمعه به درگاه
jannat_adn8♥️🦋
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10
جَنَّـٰتُ عَـــدْنٍ||🇵🇸
#تا_خدا_فاصله_ای_نیست ♥️ #قسمت_چهلم 😊همه ساکت بودن چیزی نمیگفتن بعد دختر عموهام صدام زدن اتاق خواب گفتن چه حسی داری؟ گفتم از وقتی سرم کردم احساس عزت و امنیت عجیبی دارم انگار یه سپر پوشیدم... چادرم رو ازم میگرفتن به خودشون میانداختن یکیشون گفت کاش احسان…
#تا_خدا_فاصله_ای_نیست ♥️
#قسمت_چهل_یکم
😢گفت تو خیابان یه زن و شوهری دیدم زنه با لباس کردی بود آنقدر آرایش کرده بود که بخدا برای شوهرش این لباس رو هرگز نمیپوشید و این آرایش را نمیکرد... آخه یکی نیست بگه مرد غیرتت کجا رفته؟ چرا زنت رو این شکلی کردی شده زن همه عالم و همه دارن ازش لذت میبرن ...
بخدا خجالت داره آخه مرد و این همه بیغیرتی خودش رو عصبانی کرده بود ؛ مادرم گفت خب احسان این رسمه جامعه ست از قدیم الایام این طوری بوده و هست....
😏گفت مادر این چه رسمیه که آدم جلو چشماش به ناموسش نگاه کنن بهش نظر بد کنن مگه آدم بی غیرت باشه این نبینه و چیزی نگه...
اصلا مادر تو دوست داری منو یا خواهرام رو جلوی گرگ ها بندازی و از هر طرف بهمون حمله کنن مادرم گفت والله هیچ مادری دوست نداره.... گفت پس چرا وقتی میرن عروسی و پایکوبی بچه هاشون رو جلو مردای گرگ صفت و پسران هوس باز چشم چران میندازن ؟؟!!
😔والله این از نشانه های بی غیرتی یک مرد است... رو بهم کرد گفت از این به بعد شیون بخوای بری عروسی پایکوبی بلایی به سرت میارم که نتونی رو پاهات بیاستی....
😄گفتم چرا فقط به من میگی چرا چیزی به خواهر بزرگم نمیگی؟ به کاک علی نگاه کرد ، گفت به اونم میگم دارم جلوی شوهرت بهت میگم اگر خواهر منی حق نداری بری عروسی های پر از گناه حق نداری بیرون از خونه آرایش کنی حق نداری این لباسها رو بپوشی فقط برای شوهرت....
👌🏼کاک علی رو تحریک کرد... کاک علی گفت والله حق داری منم راضی نیستم دیگه این طوری باشی خواهرم گفت آخه احسان....😢
گفت آخه نداره بگو چشم اگر خواهر من هستی... خواهرم گفت چشم دیگه تکرار نمیشه ، کاک علی گفت من ازخدامه منم غیرت دارم دوست ندارم کسی به ناموسم نگاه کنه ، بعد چند روز به شادی هم گفت و الحمدالله شادی هم شروع کرد به نماز خوندن....
....بعد دو سال به لطف خدا کار و بار کاکم خوب شد به پدرم گفت میخوام ماشین بخرم ؛ خرید و بعد از یه هفته به گفتم کاکه نمیخوای یه شیرنی بهمون بدی رفتیم بیرون چرخی بزنیم...
وقتی برمیگشتیم تو راه یه لحظه پشت سر یه ماشین بوق زد گفت برو دیگه ازش جلو زد و بعدش ایستاد...
🤔گفت من چیکار کردم؟ انگار از یه چیزی ترسید گفتم کاکه چیشد...؟
چیزی نگفت رفتیم بیرون شهر یه جایی که آشغال های شهر رو میبردن از ماشین پیاده شد گفت تو نیا پایین... رفت خیلی منتظر شدم تا اومد وقتی اومد چشماش سرخ شده بود انگار گریه کرده بود...گفتم کاکه کجا رفتی تو این بوی بد آشغال دونی؟؟؟
چیزی نگفت به آینه نگاه کرد گفت خاک برسرت گفتم کاکه چیشده؟!؟ ولی جوابم رو نمیداد....
رفتیم خونه از اتاقش بیرون نیومد حتی شام هم نخورد همه خوابیدن ولی میدونستم نخوابیده ؛ منم خوابم نمیبرد وقتی رفتم تو آشپزخانه بود یواشکی نگاه کردم یه قاشق گزاشته بود روی اجاق گاز داشت داغ میشد....
☹️گفتم کاکه داری چیکار میکنی؟ قاشق رو قایم کرد؛ گفت چرا نخوابیدی؟ برو بخواب... گفتم داری چیکار میکنی گفت هیچی برو تو اتاقت... گفتم اون چیه تو دستت برای چی داغش کردی گفت برو بخواب گفتم توروخدا داری چیکار میکنی....
😔گفت خودم رو تنبیه میکنم
✍🏼گفتم چرا خودت را تنبیه میکنی...؟!؟ نشست و گریه کرد گفت امروز به یه تیکه آهنی که زیر پام بود مغرور شدم رفتم آشغال دونی که یادم بیاد یه روزی کفش و کت نداشتم ولی خدا الان بهم چیا که داده ؛ نذاشتم کاری بکنه و خودش رو تنبیه کند...
صبحش گفت مادر سند ماشین رو میخوام رفت و اون ماشین رو فروخت و یه پیکان خریده بود... شبش رفتیم خونه داییم تو راه خراب شد رفت پایین هُل میداد ، میگفت خاک برسرت مغرور میشی؟ حالا هُل بده هل بده احسان گدا گشنه....
یادت رفته نون نداشتی بخری حالا به یک تیکه آهن مغرور میشی؟؟؟ آخه کی بودی؟ چی شدی باهات میاد قیامت؟؟ ماشین و پولت اونجا میتونن کاری برات انجام بدن؟ بخدا باید تنبیه بشی...
😔از اون روزها 8 سال میگذرد و برادرم تو اوج جوانی پیر شده توی سن 25 سالگی است ولی انگار 30 سال به بالاست بعضی وقتها بهش میگم کاکه ظاهرت از سنت بیشتر نشون میده و در جوابم میگه الحمدالله که جوانیم را تو راه خدا دادم نه دنبال ناموس مردم و گناه و معصیت.....
👌🏼این گوشهای از بود از زندگی برادرم احسان که براتون نوشتم و چشمان شما رو اذیت کردم حلالم کنید....
🌹 خواهران و برادران اگه کسی رو دیدید که لباس پاره داره؛ اگر فقیره ؛ اگر گرسنه است ؛ اگر دست فروشی میکنه ؛ اگر مریض و بیکس و تنهاست و یا اگر غریبی سر سفرمان نشست به خودمان مغرور نشیم و نگوییم ما از این بهتریم شاید احسانی باشه برای خودش....
@jannat_adn8 ♥️🦋
#قسمت_چهل_یکم
😢گفت تو خیابان یه زن و شوهری دیدم زنه با لباس کردی بود آنقدر آرایش کرده بود که بخدا برای شوهرش این لباس رو هرگز نمیپوشید و این آرایش را نمیکرد... آخه یکی نیست بگه مرد غیرتت کجا رفته؟ چرا زنت رو این شکلی کردی شده زن همه عالم و همه دارن ازش لذت میبرن ...
بخدا خجالت داره آخه مرد و این همه بیغیرتی خودش رو عصبانی کرده بود ؛ مادرم گفت خب احسان این رسمه جامعه ست از قدیم الایام این طوری بوده و هست....
😏گفت مادر این چه رسمیه که آدم جلو چشماش به ناموسش نگاه کنن بهش نظر بد کنن مگه آدم بی غیرت باشه این نبینه و چیزی نگه...
اصلا مادر تو دوست داری منو یا خواهرام رو جلوی گرگ ها بندازی و از هر طرف بهمون حمله کنن مادرم گفت والله هیچ مادری دوست نداره.... گفت پس چرا وقتی میرن عروسی و پایکوبی بچه هاشون رو جلو مردای گرگ صفت و پسران هوس باز چشم چران میندازن ؟؟!!
😔والله این از نشانه های بی غیرتی یک مرد است... رو بهم کرد گفت از این به بعد شیون بخوای بری عروسی پایکوبی بلایی به سرت میارم که نتونی رو پاهات بیاستی....
😄گفتم چرا فقط به من میگی چرا چیزی به خواهر بزرگم نمیگی؟ به کاک علی نگاه کرد ، گفت به اونم میگم دارم جلوی شوهرت بهت میگم اگر خواهر منی حق نداری بری عروسی های پر از گناه حق نداری بیرون از خونه آرایش کنی حق نداری این لباسها رو بپوشی فقط برای شوهرت....
👌🏼کاک علی رو تحریک کرد... کاک علی گفت والله حق داری منم راضی نیستم دیگه این طوری باشی خواهرم گفت آخه احسان....😢
گفت آخه نداره بگو چشم اگر خواهر من هستی... خواهرم گفت چشم دیگه تکرار نمیشه ، کاک علی گفت من ازخدامه منم غیرت دارم دوست ندارم کسی به ناموسم نگاه کنه ، بعد چند روز به شادی هم گفت و الحمدالله شادی هم شروع کرد به نماز خوندن....
....بعد دو سال به لطف خدا کار و بار کاکم خوب شد به پدرم گفت میخوام ماشین بخرم ؛ خرید و بعد از یه هفته به گفتم کاکه نمیخوای یه شیرنی بهمون بدی رفتیم بیرون چرخی بزنیم...
وقتی برمیگشتیم تو راه یه لحظه پشت سر یه ماشین بوق زد گفت برو دیگه ازش جلو زد و بعدش ایستاد...
🤔گفت من چیکار کردم؟ انگار از یه چیزی ترسید گفتم کاکه چیشد...؟
چیزی نگفت رفتیم بیرون شهر یه جایی که آشغال های شهر رو میبردن از ماشین پیاده شد گفت تو نیا پایین... رفت خیلی منتظر شدم تا اومد وقتی اومد چشماش سرخ شده بود انگار گریه کرده بود...گفتم کاکه کجا رفتی تو این بوی بد آشغال دونی؟؟؟
چیزی نگفت به آینه نگاه کرد گفت خاک برسرت گفتم کاکه چیشده؟!؟ ولی جوابم رو نمیداد....
رفتیم خونه از اتاقش بیرون نیومد حتی شام هم نخورد همه خوابیدن ولی میدونستم نخوابیده ؛ منم خوابم نمیبرد وقتی رفتم تو آشپزخانه بود یواشکی نگاه کردم یه قاشق گزاشته بود روی اجاق گاز داشت داغ میشد....
☹️گفتم کاکه داری چیکار میکنی؟ قاشق رو قایم کرد؛ گفت چرا نخوابیدی؟ برو بخواب... گفتم داری چیکار میکنی گفت هیچی برو تو اتاقت... گفتم اون چیه تو دستت برای چی داغش کردی گفت برو بخواب گفتم توروخدا داری چیکار میکنی....
😔گفت خودم رو تنبیه میکنم
✍🏼گفتم چرا خودت را تنبیه میکنی...؟!؟ نشست و گریه کرد گفت امروز به یه تیکه آهنی که زیر پام بود مغرور شدم رفتم آشغال دونی که یادم بیاد یه روزی کفش و کت نداشتم ولی خدا الان بهم چیا که داده ؛ نذاشتم کاری بکنه و خودش رو تنبیه کند...
صبحش گفت مادر سند ماشین رو میخوام رفت و اون ماشین رو فروخت و یه پیکان خریده بود... شبش رفتیم خونه داییم تو راه خراب شد رفت پایین هُل میداد ، میگفت خاک برسرت مغرور میشی؟ حالا هُل بده هل بده احسان گدا گشنه....
یادت رفته نون نداشتی بخری حالا به یک تیکه آهن مغرور میشی؟؟؟ آخه کی بودی؟ چی شدی باهات میاد قیامت؟؟ ماشین و پولت اونجا میتونن کاری برات انجام بدن؟ بخدا باید تنبیه بشی...
😔از اون روزها 8 سال میگذرد و برادرم تو اوج جوانی پیر شده توی سن 25 سالگی است ولی انگار 30 سال به بالاست بعضی وقتها بهش میگم کاکه ظاهرت از سنت بیشتر نشون میده و در جوابم میگه الحمدالله که جوانیم را تو راه خدا دادم نه دنبال ناموس مردم و گناه و معصیت.....
👌🏼این گوشهای از بود از زندگی برادرم احسان که براتون نوشتم و چشمان شما رو اذیت کردم حلالم کنید....
🌹 خواهران و برادران اگه کسی رو دیدید که لباس پاره داره؛ اگر فقیره ؛ اگر گرسنه است ؛ اگر دست فروشی میکنه ؛ اگر مریض و بیکس و تنهاست و یا اگر غریبی سر سفرمان نشست به خودمان مغرور نشیم و نگوییم ما از این بهتریم شاید احسانی باشه برای خودش....
@jannat_adn8 ♥️🦋
❤9
جَنَّـٰتُ عَـــدْنٍ||🇵🇸
#تا_خدا_فاصله_ای_نیست ♥️ #قسمت_چهل_یکم 😢گفت تو خیابان یه زن و شوهری دیدم زنه با لباس کردی بود آنقدر آرایش کرده بود که بخدا برای شوهرش این لباس رو هرگز نمیپوشید و این آرایش را نمیکرد... آخه یکی نیست بگه مرد غیرتت کجا رفته؟ چرا زنت رو این شکلی کردی شده زن…
#تا_خدا_فاصله_ای_نیست ♥️
#قسمت_آخر
👌🏼اگر در راه دین و عقیده خود سختی کشیدید کتک خوردید و مورد طعنه و تمسخر قرار گرفتید افتخار کنید غمگین نباشید چرا که ما هیچ وقت از انبیای الهی سرتر نیستیم ؛ آنان بخاطر عقیده و آئینشان آواره شدن مثل ؛ درد غریبی چشیدن ؛ کتک خوردن ؛ مسخره شدن و حتی مثل حضرت یحیی در راه دین جان دادن و شهید شدن....
چرا که این راه ، راه سعادتمندی و خوشبختی ابدی است به شرطی که با کاروان صابرین و استقامت کنندگان همراه شویم.....
✨إنَّ اللَّهَ مَــــــــعَ الصَّابِرِينَ
✨وبَشِّــــــــرِ الصَّابِرِينَ
✨واللَّهُ يُحِــــــــبُّ الصَّابِرِينَ
✍🏼امیدوارم در تمام لحظات زندگیتون سربلند باشید و با ایمان و اراده قوی باشید، از شما بزرگواران تقاضای دعای خیر برای مادرم را دارم ناراحتی قلبی دارن....
💐از کانال جملات ماندگار هم تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار ما گذاشت الله متعال به کانال و زحمات و اخلاصشان برکت بندازد...
@jannat_adn8 ♥️🦋
#قسمت_آخر
👌🏼اگر در راه دین و عقیده خود سختی کشیدید کتک خوردید و مورد طعنه و تمسخر قرار گرفتید افتخار کنید غمگین نباشید چرا که ما هیچ وقت از انبیای الهی سرتر نیستیم ؛ آنان بخاطر عقیده و آئینشان آواره شدن مثل ؛ درد غریبی چشیدن ؛ کتک خوردن ؛ مسخره شدن و حتی مثل حضرت یحیی در راه دین جان دادن و شهید شدن....
چرا که این راه ، راه سعادتمندی و خوشبختی ابدی است به شرطی که با کاروان صابرین و استقامت کنندگان همراه شویم.....
✨إنَّ اللَّهَ مَــــــــعَ الصَّابِرِينَ
✨وبَشِّــــــــرِ الصَّابِرِينَ
✨واللَّهُ يُحِــــــــبُّ الصَّابِرِينَ
✍🏼امیدوارم در تمام لحظات زندگیتون سربلند باشید و با ایمان و اراده قوی باشید، از شما بزرگواران تقاضای دعای خیر برای مادرم را دارم ناراحتی قلبی دارن....
💐از کانال جملات ماندگار هم تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار ما گذاشت الله متعال به کانال و زحمات و اخلاصشان برکت بندازد...
@jannat_adn8 ♥️🦋
❤14
جَنَّـٰتُ عَـــدْنٍ||🇵🇸
Video
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از خداوند صبر نخواه
شادی (افراح) را بخواه دلیلش این است؛
صبر یعنی شکیبایی اما وقتی از خدا صبر میخواهید در واقع داری چیزی میخواهی که نیاز به صبر داشته باشه
"یعنی یک آزمایش ،یک امتحان ،یک بار سنگین....! "
پیامبر صلیاللهعلیهوسلم روزی مردی را در میانه ی دعایش متوقف کردند چون او از خدا صبر میخواست،پیامبر صلیاللهعلیهوسلم به او فرمودند به جای آن از خدا عافیت بخواه.
(ترمذی حدیث شماره ۳۵۲۷)
[صبر زیباست اما معمولا همراه با درد می آید ]
عافیت رحمتی است پیش از طوفان آرامشی است بدون زخم ،پس آری اگر مجبور باشیم صبر هم داشته باشیم...
ان شاءالله بیش از آن در آسایش ،عنایات و لطف او زندگی کنیم
یاالله به ما عافیت عطا فرما در دنیای مان و در دلهای مان....
@jannat_adn8 ♥️🦋
❤9😢1🕊1
میان خودت و خشم خدا، حصاری بساز؛ با عمل به آنچه دوست دارد، و دوری از آنچه بر آن خشم میگیرد.
#تلنگر
@jannat_adn8 ♥️🦋
میان خودت و خشم خدا، حصاری بساز؛ با عمل به آنچه دوست دارد، و دوری از آنچه بر آن خشم میگیرد.
#تلنگر
@jannat_adn8 ♥️🦋
❤9🕊1😭1
دلِ جوان ،مثل زمین نرم و آماده ای ست
هر بذری در آن بیفتد ،ریشه می گیرد
اگر بذر نور خدا باشد .
از آن دل نوری می روید که خودش و جهانش را روشن میکند..
خوشا به حال آن جوانی
که پیش از آن که دنیا دلش را بگیرد
دلش را به خدا سپرد...
پیش از آنکه در سراب شهرت، لذت و هوس گم شود ،در آغوش خدا آرام گرفت ،
و در محراب سکوت شبانه اش با خدا نجوا کرد...
چه دارایی بالاتر از دل پاک؟
نه پول نه مقام ،نه ظاهر...
هیچ کدام به اندازه ای دلی که خدا در آن ساکن شده ، ارزش ندارد..
فریب این دنیا را نخور
این دنیا جایی نیست که دل را برایش خرج کنی
جایی نیست که به بهای چند لحظه خوشی ،
نوری که خدا در دلت گذاشته را خاموش کنی...
دلِ جوانت را وقف پروردگارت کن ،
و ببین که چگونه همه چیز سر جای خودش می نشیند ...
خدایا
به ما دلی عطا کن که تو آن را دوست داشته باشی و جوانی ای که در راه رضایت تو صرف شود...
@jannat_adn8 ♥️🦋
هر بذری در آن بیفتد ،ریشه می گیرد
اگر بذر نور خدا باشد .
از آن دل نوری می روید که خودش و جهانش را روشن میکند..
خوشا به حال آن جوانی
که پیش از آن که دنیا دلش را بگیرد
دلش را به خدا سپرد...
پیش از آنکه در سراب شهرت، لذت و هوس گم شود ،در آغوش خدا آرام گرفت ،
و در محراب سکوت شبانه اش با خدا نجوا کرد...
چه دارایی بالاتر از دل پاک؟
نه پول نه مقام ،نه ظاهر...
هیچ کدام به اندازه ای دلی که خدا در آن ساکن شده ، ارزش ندارد..
فریب این دنیا را نخور
این دنیا جایی نیست که دل را برایش خرج کنی
جایی نیست که به بهای چند لحظه خوشی ،
نوری که خدا در دلت گذاشته را خاموش کنی...
دلِ جوانت را وقف پروردگارت کن ،
و ببین که چگونه همه چیز سر جای خودش می نشیند ...
خدایا
به ما دلی عطا کن که تو آن را دوست داشته باشی و جوانی ای که در راه رضایت تو صرف شود...
@jannat_adn8 ♥️🦋
❤7😭4🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اللَّـه متعال گروه خاصی از بندگانش را انتخاب کرده که به عنوان اهل قرآن شناخته میشوند. این گروه شامل کسانی هستند که:
• قرآن را حفظ میکنند
• قرآن را به طور مداوم تلاوت میکنند
• قرآن را مطالعه کرده و درباره آن تفکر میکنند
• قرآن را به دیگران آموزش میدهند
پیامبر اکرم ﷺ فرمودند که این افراد، افراد برگزیده و نزدیک به اللَّـه متعال هستند، زیرا ارتباط آنها با قرآن، کلام اللَّـه، جایگاه ویژهای برای آنها فراهم کرده است.
@jannat_adn8 ♥️🦋
• قرآن را حفظ میکنند
• قرآن را به طور مداوم تلاوت میکنند
• قرآن را مطالعه کرده و درباره آن تفکر میکنند
• قرآن را به دیگران آموزش میدهند
پیامبر اکرم ﷺ فرمودند که این افراد، افراد برگزیده و نزدیک به اللَّـه متعال هستند، زیرا ارتباط آنها با قرآن، کلام اللَّـه، جایگاه ویژهای برای آنها فراهم کرده است.
@jannat_adn8 ♥️🦋
❤8😭2🕊1
سلام بر تو ای دوست!
از من میپرسی: «محبوب اول کیست؟».
میگویم: «محبوب اول، لزوماً کسی نیست که برای اولینبار قلبت را به او میدهی؛ بلکه کسی است که دیگر نمیتوانی قلبت را از او پس بگیری!
محبوب اول، لزوماً نخستین کسی نیست وارد زندگیات میشود؛ بلکه آن کسی است که هیچکس پیش از او در قلبت جا نگرفته، اگرچه که دیگران پیش از او آمده باشند!
دوست من،
خیلی وقتها ما احساساتمان را خوب نمیشناسیم.
دلبستگی را محبت میپنداریم و خو گرفتن را عشق؛ چون در وجود همهمان جای خالیای وجود دارد که فقط با یک عشق عمیق پُر میشود.
از فرط دلتنگی و از شدت اشتیاق، قبل از اینکه به این عشق عمیق دستیابیم، هر احساسی را با عشق اشتباه میگیریم و خیال میکنیم که ما عاشق شدهایم؛ اما خیلی زود درمییابیم که ما عاشق نشدهایم؛ بلکه فقط شگفتزده شدهایم یا از روی عادت خو گرفتهایم.
اما عشق، چیز دیگری است!
عشق اول،
آن حسی است که فکر میکنی افسار عقل و دلت را در دست داری؛ اما ناگهان میبینی که قلبت دیگر مال تو نیست!
و عقلت هم ناتوانتر از آن است که قلبت را گوشمالی دهد و بگوید: «کمی آرام شو!».
خودت را خروشان میبینی، درست مانند اسبی در میدان مسابقه که نه تماشاگران را با وجود انبوهشان میبیند و نه به گیشههای بلیتفروشی و شرطبندی اعتنایی دارد.
تنها خواستۀ او رسیدن به هدف است!
عشق اول،
به تو میگوید: «تمام حسهایی که قبلاً فکر میکردی عشق بودهاند، بچهگانه و ناپخته بودند!
اکنون وقت آن است که قلبت برای اولینبار عشق واقعی را تجربه کند.
با شگفتی و سراسیمگی کودکی زندگی میکنی که هرگز باران ندیده؛
از خیسشدن لذت میبرد و به آسمان نگاه میکند.
میخواهد بداند باران از کجا میبارد؟
و وقتی دلیلش را نمیفهمد، زیاد ناراحت نمیشود؛ چون زیبایی خیسشدن، او را از شوق دانستن بینیاز میسازد!
دوست من،
عشق اول با سروصدا میآید،
کلنگی در دست دارد و چالۀ بزرگی حفر میکند.
تمام احساسات قبلیات را در آن میریزد، رویشان خاک میپاشد و میگوید:
«من بالاخره رسیدم، حالا با تمام عشق و دلباختگیات با من زندگی کن!».
#و_سلام_بر_قلبت ❤️
✍️ د. ادهم شرقاوی
@jannat_adn8 ♥️🦋
از من میپرسی: «محبوب اول کیست؟».
میگویم: «محبوب اول، لزوماً کسی نیست که برای اولینبار قلبت را به او میدهی؛ بلکه کسی است که دیگر نمیتوانی قلبت را از او پس بگیری!
محبوب اول، لزوماً نخستین کسی نیست وارد زندگیات میشود؛ بلکه آن کسی است که هیچکس پیش از او در قلبت جا نگرفته، اگرچه که دیگران پیش از او آمده باشند!
دوست من،
خیلی وقتها ما احساساتمان را خوب نمیشناسیم.
دلبستگی را محبت میپنداریم و خو گرفتن را عشق؛ چون در وجود همهمان جای خالیای وجود دارد که فقط با یک عشق عمیق پُر میشود.
از فرط دلتنگی و از شدت اشتیاق، قبل از اینکه به این عشق عمیق دستیابیم، هر احساسی را با عشق اشتباه میگیریم و خیال میکنیم که ما عاشق شدهایم؛ اما خیلی زود درمییابیم که ما عاشق نشدهایم؛ بلکه فقط شگفتزده شدهایم یا از روی عادت خو گرفتهایم.
اما عشق، چیز دیگری است!
عشق اول،
آن حسی است که فکر میکنی افسار عقل و دلت را در دست داری؛ اما ناگهان میبینی که قلبت دیگر مال تو نیست!
و عقلت هم ناتوانتر از آن است که قلبت را گوشمالی دهد و بگوید: «کمی آرام شو!».
خودت را خروشان میبینی، درست مانند اسبی در میدان مسابقه که نه تماشاگران را با وجود انبوهشان میبیند و نه به گیشههای بلیتفروشی و شرطبندی اعتنایی دارد.
تنها خواستۀ او رسیدن به هدف است!
عشق اول،
به تو میگوید: «تمام حسهایی که قبلاً فکر میکردی عشق بودهاند، بچهگانه و ناپخته بودند!
اکنون وقت آن است که قلبت برای اولینبار عشق واقعی را تجربه کند.
با شگفتی و سراسیمگی کودکی زندگی میکنی که هرگز باران ندیده؛
از خیسشدن لذت میبرد و به آسمان نگاه میکند.
میخواهد بداند باران از کجا میبارد؟
و وقتی دلیلش را نمیفهمد، زیاد ناراحت نمیشود؛ چون زیبایی خیسشدن، او را از شوق دانستن بینیاز میسازد!
دوست من،
عشق اول با سروصدا میآید،
کلنگی در دست دارد و چالۀ بزرگی حفر میکند.
تمام احساسات قبلیات را در آن میریزد، رویشان خاک میپاشد و میگوید:
«من بالاخره رسیدم، حالا با تمام عشق و دلباختگیات با من زندگی کن!».
#و_سلام_بر_قلبت ❤️
✍️ د. ادهم شرقاوی
@jannat_adn8 ♥️🦋
❤3👍2
این سخن ابنقیم را خواندم و اشکم درآمد:
من رحمة الله بعبده أن يبتليه ببلاء لا يستطيع البوح به، ولا يجد من يفهمه في تفاصيله، حتى لا يكون في قلبه تعلق بأحد غير الله يشكو إليه.
الوابل الصيب، ص٣٥
از رحمت پروردگار نسبت به بندهاش این است که به بلا و آزمونی دچارش میکند که نمیتواند آن را بازگو کند، و هیچکس را نمییابد که جزئیات آن را بفمد و درکش کند، تا مبادا قلبش به احدی غیر از خدا که نزدش شکایت کند متعلق گردد.
@jannat_adn8 ♥🦋
من رحمة الله بعبده أن يبتليه ببلاء لا يستطيع البوح به، ولا يجد من يفهمه في تفاصيله، حتى لا يكون في قلبه تعلق بأحد غير الله يشكو إليه.
الوابل الصيب، ص٣٥
از رحمت پروردگار نسبت به بندهاش این است که به بلا و آزمونی دچارش میکند که نمیتواند آن را بازگو کند، و هیچکس را نمییابد که جزئیات آن را بفمد و درکش کند، تا مبادا قلبش به احدی غیر از خدا که نزدش شکایت کند متعلق گردد.
@jannat_adn8 ♥🦋
😢7❤5💯2
لیستی از داستان های واقعی و مطالب مهم و زیبایی کانال [جَنَّـٰتُ عَـــدْنٍ] با زدن لینک به قسمت اول داستان برین...
1_
#چادر_فلسطینی
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/611
#فرشته_ی_کوچک_اسلام
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/1154
#نها_دختری_از_تبار_بیکسی...♥️
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/3211
ماجرای_واقعی_مسلمان_شدن_روژین
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/3818
#تا_خدا_فاصله_ای_نیست
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5196
(وقتی قرآن قلبم را حفظ کرد)
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4903
#دختری_در_روستای_غم_ها
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/2097
#نسیم_هدایت
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/2607
2_
فضایل و معجزات تهجد[موضوعات ریپلی شده]
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5309
مزایایی تهجد
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4786
فواید تهجد
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/3272
نماز تهجد
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/3224
دعوت ویژه[تهجد]
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/3060
بهترین نماز
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5501
از خداوند صبر نخواه
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5382
ازدواج
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5319
#مهربانی_خداوند♥️
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5271
شکستن دل 💔
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5201
نشانه ها💌
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5182
شش نام الله
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5157
غیر ممکن ها
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4962
تمرکز در نماز
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4945
#زنان
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4923
#ازدواج
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4904
اعتماد به خداوند💌
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4893
زمان بندی خداوند⏳
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4869
#سرنوشت
#دعا
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4852
اعتقاد به نصیب
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4841
نشانه ها
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4821
#داستان_معجزه_دعای_نیم_شب
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/3806
دلت را آرام کن
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5409
#توکل
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5433
خواب پیامبر صلیاللهعلیهوسلم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5498
شکستن دل در اسلام
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5570
تو در حال رشد هستی
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5483
تهجد
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5709
نتیجه نماز شب
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5668
تهجد
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5631
تهجد
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5652
#دعا
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5719
شب زنده داری
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5774
دعاهای بی جواب
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5754
صبر
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5728
حفاظت خداوند
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5817
تهجد
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5828
صبر
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5893
1_
#چادر_فلسطینی
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/611
#فرشته_ی_کوچک_اسلام
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/1154
#نها_دختری_از_تبار_بیکسی...♥️
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/3211
ماجرای_واقعی_مسلمان_شدن_روژین
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/3818
#تا_خدا_فاصله_ای_نیست
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5196
(وقتی قرآن قلبم را حفظ کرد)
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4903
#دختری_در_روستای_غم_ها
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/2097
#نسیم_هدایت
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/2607
2_
فضایل و معجزات تهجد[موضوعات ریپلی شده]
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5309
مزایایی تهجد
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4786
فواید تهجد
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/3272
نماز تهجد
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/3224
دعوت ویژه[تهجد]
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/3060
بهترین نماز
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5501
از خداوند صبر نخواه
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5382
ازدواج
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5319
#مهربانی_خداوند♥️
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5271
شکستن دل 💔
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5201
نشانه ها💌
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5182
شش نام الله
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5157
غیر ممکن ها
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4962
تمرکز در نماز
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4945
#زنان
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4923
#ازدواج
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4904
اعتماد به خداوند💌
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4893
زمان بندی خداوند⏳
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4869
#سرنوشت
#دعا
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4852
اعتقاد به نصیب
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4841
نشانه ها
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/4821
#داستان_معجزه_دعای_نیم_شب
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/3806
دلت را آرام کن
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5409
#توکل
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5433
خواب پیامبر صلیاللهعلیهوسلم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5498
شکستن دل در اسلام
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5570
تو در حال رشد هستی
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5483
تهجد
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5709
نتیجه نماز شب
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5668
تهجد
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5631
تهجد
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5652
#دعا
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5719
شب زنده داری
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5774
دعاهای بی جواب
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5754
صبر
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5728
حفاظت خداوند
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5817
تهجد
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5828
صبر
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5893
❤3❤🔥1
بسم الله الرحمن الرحیم 🌿
مناظر زیبایی بهشت ♥️
قسمت اول
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5585
قسمت دوم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5592
قسمت سوم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5601
قسمت چهارم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5611
قسمت پنجم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5619
قسمت ششم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5627
قسمت هفتم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5637
قسمت هشتم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5647
قسمت نهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5658
قسمت دهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5665
قسمت یازدهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5674
قسمت دوازدهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5686
قسمت سیزدهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5696
قسمت چهاردهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5704
قسمت پانزدهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5716
قسمت شانزدهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5724
قسمت هفدهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5735
قسمت هجدهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5749
قسمت نوزدهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5761
قسمت بیستم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5770
قسمت بیست یکم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5781
قسمت بیست دوم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5802
قسمت بیست سوم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5813
قسمت بیست چهارم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5824
قسمت بیست پنجم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5833
قسمت بیست ششم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5843
قسمت بیست هفتم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5852
قسمت بیست هشتم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5861
قسمت بیست نهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5872
قسمت سی ام
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5881
قسمت سی یکم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5891
قسمت سی دوم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5898
قسمت سی سوم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5909
مناظر زیبایی بهشت ♥️
قسمت اول
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5585
قسمت دوم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5592
قسمت سوم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5601
قسمت چهارم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5611
قسمت پنجم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5619
قسمت ششم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5627
قسمت هفتم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5637
قسمت هشتم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5647
قسمت نهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5658
قسمت دهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5665
قسمت یازدهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5674
قسمت دوازدهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5686
قسمت سیزدهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5696
قسمت چهاردهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5704
قسمت پانزدهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5716
قسمت شانزدهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5724
قسمت هفدهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5735
قسمت هجدهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5749
قسمت نوزدهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5761
قسمت بیستم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5770
قسمت بیست یکم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5781
قسمت بیست دوم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5802
قسمت بیست سوم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5813
قسمت بیست چهارم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5824
قسمت بیست پنجم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5833
قسمت بیست ششم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5843
قسمت بیست هفتم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5852
قسمت بیست هشتم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5861
قسمت بیست نهم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5872
قسمت سی ام
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5881
قسمت سی یکم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5891
قسمت سی دوم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5898
قسمت سی سوم
https://www.tgoop.com/jannat_adn8/5909
❤3❤🔥1🕊1
ٱرۡكُضۡ بِرِجۡلِكَۖ هَٰذَا مُغۡتَسَلُۢ بَارِدࣱ وَشَرَابࣱ (٤٢/ص)
پای خود را به زمین بکوب، این آبی است که هم برای شستشو و هم برای نوشیدن است.
بعد از بیماری طولانی حضرت ایوب علیهالسلام
فرج از جانب خداوند از جایی نزدیک آمد
با پای خود زمین را میکوبید و آب سرد بیرون
میآمد، غسل میکرد و شفا مییافت.
چنین است که خداوند ممکن است
فرج را برایت از جایی سادهتر از آنچه که فکر
میکنی فراهم کند.
@jannat_adn8 ♥️🦋
پای خود را به زمین بکوب، این آبی است که هم برای شستشو و هم برای نوشیدن است.
بعد از بیماری طولانی حضرت ایوب علیهالسلام
فرج از جانب خداوند از جایی نزدیک آمد
با پای خود زمین را میکوبید و آب سرد بیرون
میآمد، غسل میکرد و شفا مییافت.
چنین است که خداوند ممکن است
فرج را برایت از جایی سادهتر از آنچه که فکر
میکنی فراهم کند.
@jannat_adn8 ♥️🦋
❤6❤🔥1😢1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قلبِ ما را به سوی خودت برگردان ❤️
ای خدایی که آگاهتری از آنچه در دلهای ماست…
دلِ ما را پاک و صاف بساز،
گفتارِ ما را از دروغ، نفاق و زشتیها پاک گردان،
و به ما توفیقِ توبهای خالصانه، از عمقِ جان، عطا فرما… 🕊️
ما از توییم و به سوی تو بازخواهیم گشت،
پس ای مهربانترین، ما را در این مسیر تنها مگذار…
قلبی بده که فقط برای تو بتپد،
زبانی بده که فقط از تو بگوید،
و روحی بده که جز به نور تو آرام نگیرد… 🤍
@jannat_adn8 ♥️🦋
ای خدایی که آگاهتری از آنچه در دلهای ماست…
دلِ ما را پاک و صاف بساز،
گفتارِ ما را از دروغ، نفاق و زشتیها پاک گردان،
و به ما توفیقِ توبهای خالصانه، از عمقِ جان، عطا فرما… 🕊️
ما از توییم و به سوی تو بازخواهیم گشت،
پس ای مهربانترین، ما را در این مسیر تنها مگذار…
قلبی بده که فقط برای تو بتپد،
زبانی بده که فقط از تو بگوید،
و روحی بده که جز به نور تو آرام نگیرد… 🤍
@jannat_adn8 ♥️🦋
❤9❤🔥1🕊1😭1
آدما همیشه فکر میکنن میشه برگشت
میشه جبران کرد،
میشه معذرت خواست،
میشه توضیح داد،
اما چیزی که آدما بهش فکر نمیکنن
اینه که هرچیزی یه زمانی داره،
از زمانش که گذشت،
دیگه بود و نبودش فرقی نداره،
وقتی از زمانِ درستِ یه چیزی بگذره،
دیگه هرکاری هم بکنی قابلِ جبران نیست
اما خب آدما معمولا اشتباه میکنن…
@jannat_adn8 ♥️🦋
میشه جبران کرد،
میشه معذرت خواست،
میشه توضیح داد،
اما چیزی که آدما بهش فکر نمیکنن
اینه که هرچیزی یه زمانی داره،
از زمانش که گذشت،
دیگه بود و نبودش فرقی نداره،
وقتی از زمانِ درستِ یه چیزی بگذره،
دیگه هرکاری هم بکنی قابلِ جبران نیست
اما خب آدما معمولا اشتباه میکنن…
@jannat_adn8 ♥️🦋
👍3😭3👏2❤🔥1🕊1