Telegram Web
💢پاسخ به جوابیه وهابیون درباره سند کتاب صحیح ابن حبان و تاریخ الأوسط


در قسمت های قبل ثابت کردیم که راوی کتاب صحیح ابن حبان، «زوزنی» توثیقی ندارد.

وهابی در پاسخ گفته است که این کتاب راوی دیگری دارد و آن دارقطنی شاگرد ابن حبان است و به اجازات متاخرین صوفیه استناد کرده است!


🔹جواب: وهابی هنوز متوجه بحث نیست که صحبت ما درباره نسخه های موجود و متداول صحیح ابن حبان است که یگانه نسخه موجود، به روایت زوزنی مجهول است.

نسخه صحیح ابن حبان به روایت دارقطنی وجود ندارد و این اجازه ای که از طریق صوفیه (قبوری و مشرک نزد این جماعت) نقل شده است، یک اجازه صوری است.
نزد این جماعت، عموما اجازات متاخرین، صوری و صرفا برای ذکر اسم کتب بوده است. و چه بسا راوی، اجازه نقل کتابی را ادعا میکرده که نزدش موجود نبوده. کما اینکه شیخ عبدالله الجدیع میگوید:

توسع فيها المتأخرون ، وزادوا في أنواعها ، وأدخلوا فيها صوراً منكرة ، شبيهاً بما أدركناه اليوم من طائفة يقتني أحدهم كراساً جمع فيه له أو جمع لنفسه أسماء مصنفات عدة ، كالصحيحين والسنن ، له بمضمون ذلك الكراس إجازة من شيخ له ، أن يروي تلك الكتب عنه ، وذلك بإسناد لذلك الشيخ عن شيخ له ، ويقع في السلسلة من هو معروف من علماء المتأخرين بالإسناد ، ينتهي الإسناد إلى إمام من الأئمة الحديث ، كالحافظ ابن حجر أو غيره ، ومنه إلى الأئمة المصنفين لتلك الكتب .
والعيب في هذه الإجازات أن الطالب يجاز بمجرد أسماء لكتب ، لا يجاز بمضمون ، بل من هؤلاء المجازين من لم يطلع على مضمون ، ولم ير الكتاب الذي أجيزت له روايته عمره ، خصوصاً بعض الأجزاء الحديثية التي هي في عداد المفقود ، فعجبا لأحدهم يقول بعد ذلك : لدي برواية صحيح البخاري إجازة ، وأنا أروي جامع الترمذي عن مسند العصر فلان ، ما أراه والله إلا يكذب في دعواه

📚تحرير علوم الحديث ص152


و شاهد ما برای این ادعا که نسخه صحیح ابن حبان به روایت دارقطنی وجود ندارد، این است که محققین اهل سقیفه به چنین نسخه‌ای اشاره نکرده اند، که اگر بود همان نسخه را تحقیق و تصحیح می‌کردند، چرا که انگیزه برای این امر وجود داشته، و روایت دارقطنی امام مشهور اهل سقیفه، به مراتب با ارزش‌تر از روایت زوزنی مجهول خواهد بود.

احمد شاكر محقق مشهور صحیح ابن حبان در تحقیقش بر این کتاب همه نسخ موجود از این کتاب را منحصر در زوزنی میداند


صفة الاجزاء التي عندنا من كتاب ابن حبان
1-قطعة من الجزء الأول بدار الكتب المصرية...
و كتب عنوانها على الصفحة الأولى منها هكذا: ... تصنیف شیخ الاسلام... أبی حاتم محمد بن حبان... روایة أبي الحسن محمد بن أحمد بن محمد بن هارون الزوزني عنه

📚مقدمة صحيح إبن حبان تحقيق أحمد شاكر ص 22-23


فقد رواه عن مؤلفه ابن حبان تلميذه أبو الحسن محمد بن أحمد بن محمد بن هارون الزوزني . ورواه عن الزوزني أبو الحسن علي بن محمد بن علي البحاثي (1) . وعن البحاثي رواه الشيخ المحدث المعمر مسند خراسان أبو القاسم زاهر بن طاهر الشحامي المتوفى سنة 533 ه‍ (2) ، والشيخ الفاضل المؤدب مسند هراة تميم بن أبي سعيد الجرجاني ، أبو القاسم ، المتوفى 51 ه‍ (3) " . (1) كما في المشتبه 10 / 51 ، والورقة الأولى من قطعة الظاهرية ، وقطعة نسخة حيدر أباد الدكن من " التقاسيم والأنواع

📚مقدمة صحيح إبن حبان ج1 ص45


برای اینکه وهابی متوجه سرگیجه خود شود مثالی از کتب شیعه میزنیم. برای مثال کتاب سلیم بن قیس، یک راوی مشهور دارد بنام ابان بن ابی عیاش، و یک طریق دیگر دارد بنام ابراهیم بن عمر الیمانی. منتهی تنها نسخه ای که به دست ما رسیده، همان نسخه ابان بن ابی عیاش است. (دقیقا مانند نسخه موجود صحیح ابن حبان به روایت زوزنی)


وهابی در ادامه برای توثیق راوی کتاب تاریخ الأوسط (زنجویه) طریق سمعانی به تاریخ نیشابور را تصحیح کرده.


🔸در گذشته بیان کردیم که حاکم، کتاب تاریخش را در اواخر عمرش نوشته است. (ادله را در ادامه ذکر خواهیم کرد) و همچنین ثابت کردیم که حاکم نیشابوری در اواخر عمر خود دچار تغییر و اختلاط شده بود:

دلیل ما برای اینکه حاکم تاریخ نیشابور را در اواخر عمر خود نوشته است:

1⃣ذكره الحاكم ابو عبد الله الحافظ في تاريخه وقال: ذكر لي سماعه بتلك الديار من أصحاب على بن عبد العزيز وأقرانه وأكثر عن ابى حاتم وأهل عصره، ورد نيسابور غير مرة وأفاد حتى أقر له جماعة بالفضل، وتوفى ببخارا في سنة احدى وأربعمائة.

📚الانساب للسمعاني جلد : 2 صفحه : 226


مشهود است که حاکم نیشابوری در کتاب خود، تاریخ وفات یک راوی را ذکر کرده است که ۴ سال قبل از خود از دنیا رفته است.


2⃣ذكره الحاكم أبو عبد الله الحافظ في تاريخ نيسابور فقال : القاضي أبو عبد الله بن أبي محمد … وتوفي في جمادى الأولى سنة ثلاث وأربعمائة

📚الانساب للسمعاني جلد : 4 صفحه : 222


👇👇👇
👍4
راوی دیگری که حاکم نیشابوری تاریخ وفات آن را ذکر کرده که فقط ۲ سال قبل از وفات حاکم نیشابوری از دنیا رفت است.

⚠️نکته: حاکم نیشابوری متوفای سال ۴۰۵ هجری قمری است.

پس حاکم نیشابوری کتاب تاریخ خود را در اواخر عمر خود نوشته است. و قبلا از کلام حافظ ابن حجر عسقلانی ثابت کردیم حاکم در اواخر عمر خود دچار اختلاط شده بود:


قيل في الاعتذار عنه: أنه عند تصنيفه للمستدرك كان في أواخر عمره.
وذكر بعضهم أنه حصل له تغيير وغفلة في آخر عمره ويدل على ذلك أنه ذكر جماعة في كتاب الضعفاء له وقطع بترك الرواية عنهم ومنع من الاحتجاج بهم ثم أخرج أحاديث بعضهم في مستدركه وصححها.
من ذلك: أنه أخرج حديثا لعبد الرحمن بن زيد بن أسلم وقال فيه: هذا حديث صحيح الإسناد وهو أول حديث ذكرته لعبد الرحمن بن زيد بن أسلم وكان قد ذكره في الضعفاء فقال: إنه روى، عَن أبيه أحاديث موضوعة لا يخفى على من تأملها من أهل الصنعة أن الحمل فيها عليه.

📚لسان الميزان - ت أبي غدة - العسقلاني، ابن حجر ج7 ص256


همچنین شیخ محمد الأمین السلفی درباره اختلاط حاکم نیشابوری میگوید:

التخليط الأوضح من ذلك هو الأحاديث الكثيرة التي نفى وجودها في "الصحيحين" أو في أحدهما، وهي منهما ‏أو في أحدهما. وقد بلغت في "المستدرك" قدراً كبيراً. وهذه غفلةٌ شديدة. بل تجده في الحديث الواحد يذكر تخريج ‏صاحب الصحيح له، ثم ينفي ذلك في موضعٍ آخر من نفس الكتاب

http://www.ibnamin.com/Manhaj/hakem.htm


با این دو مقدمه که بیان شد، نمی شود به نقل حاکم نیشابوری در کتاب تاریخش اعتماد کرد، چرا که این احتمال وجود دارد که در نقل اجماع برای اعتبار زنجویه دچار وهم و اشتباه شده باشد، مضافا بر اینکه شاهدی برای ادعای او توسط دیگر علما وجود ندارد.



🌐کانال رسمی أنصار العقیدة فی الاهواز


https://www.tgoop.com/ansar_alaghidah


❥✦༅✿༅✦❥═༅༅═┅──
👍4
💢محاکمه علمای تبریر (توجیه کنندگان تمرد عمر بن خطاب در رزیة الخميس) (۱)

💠این قسمت: ابوسلیمان خطابی


یکی از وقایع مهم تاریخی که می شود گفت شروع تحول در تاریخ مسلمین بوده، و از مهم ترین عوامل زرع فتنه و انشقاق در بین مسلمین، و راس هرم در اعلان تمرد صحابه از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است، قضیه رزیة الخمیس است.

رزیة الخمیس و ما ادراك ما رزیة الخمیس!

ملا یعقوب لاهوری از شراح صحیح بخاری می گوید:

"لا شک في أن رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم رأی المصلحة في کتابة الکتاب، بدلیل قوله صلی الله علیه وآله: (لن تضلوا بعدي). ولا شک ایضا: أن عمر نهی الاصحاب عن إحضار الدواة والکتف"

📚الخیر الجاري في شرح صحیح البخاري


ترجمه: "شکی نیست که رسول خدا صلی الله علیه وآله مصلحت را در نوشتن این کتاب دید، به دلیل کلام ایشان که فرمودند: ( بعد از من گمراه نشوید). وهمچنین شکی نیست که عمر، اصحاب را از احضار کتف و دوات نهی کرد."


این موقف عمر بن خطاب در رزیة الخمیس باعث شد که عمریون دست به کار شوند برای توجیه و تبریر موقف عمر.

عمریون أکثر من عمر کما ملکیون أکثر من الملک.
عمری ها کاسه داغ تر از آش شدند برای دفاع از خود عمر

یکی از این تبریرات و توجیهات این است که عمر بن خطاب مانع کتابت شد، تا باب اجتهاد مفتوح باشد و فضیلتش از بین نرود!


🔺ابوسلیمان خطابی از علمای بزرگ مخالفین است و اتفاقا خودش از نسل زید بن خطاب، برادر عمر است این تبریر را ذکر کرده است:


"قَالَ الْخَطَّابِيُّ إِنَّمَا ذَهَبَ عُمَرُ إِلَى أَنَّهُ لَوْ نَصَّ بِمَا يُزِيلُ الْخِلَافِ لَبَطَلَتْ فَضِيلَة الْعلمَاء وَعدم الِاجْتِهَاد"

ترجمه: "موقف عمر به این علت بود که اگر پیامبر بر چیزی تصریح کند که موجب از بین رفتن اختلاف شود، فضیلت علماء و اجتهاد باطل می شود."

📚فتح الباری لابن حجر ج1 ص219


🔸مفهوم کلام خطابی این است که عمر مانع نص نبوی شد، تا اجتهاد از بین نرود!

◾️اشکالاتی که اینجا می توان نسبت به توجیه خطابی مطرح کرد بدین قرار است:

1⃣فضیلت مجتهدین برای چیست؟ آیا غیر از این است که مجتهدین تلاش و کوشش می کنند تا موجب هدایت امت شوند؟ وقتی پیامبر می فرماید این هدف با کتاب من حاصل می شود، دیگر چه نیازی به غیر است؟

2⃣ تنصیص پیامبر بر یک شیء یا اشیاء مخصوص، چگونه باعث بطلان فضیلت مجتهدین می شود؟ چرا که حوادث بی حد و حصر وجود دارند و برای مجتهدین مجال بسیار است تا در آن حوادث جهد و کوشش کنند.

3⃣ دستور پیامبر برای آوردن قلم و دوات، نص صریح و واضح است. آیا با وجود چنین دستور صریحی، مجالی برای اجتهاد صحابه وجود دارد؟ چرا که ما می دانیم، اجتهاد با وجود نص، جائز نیست.



🌐کانال رسمی أنصار العقیدة فی الاهواز


https://www.tgoop.com/ansar_alaghidah


❥✦༅✿༅✦❥═༅༅═┅──
👍4
💢محاکمه علمای تبریر (توجیه کنندگان تمرد عمر بن خطاب در رزیة الخميس) (۲)

💠این قسمت: ابوزکریا النووی


علامه نووی از دیگر علمای بزرگ اهل سقیفه در توجیه موقف عمر بن خطاب در رزیه الخمیس این چنین می گوید:


كَلَامُ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَقَدِ اتَّفَقَ الْعُلَمَاءُ الْمُتَكَلِّمُونَ فِي شَرْحِ الْحَدِيثِ عَلَى أَنَّهُ مِنْ دَلَائِلِ فِقْهِ عُمَرَ وَفَضَائِلِهِ وَدَقِيقِ نَظَرِهِ لِأَنَّهُ خَشِيَ أَنْ يَكْتُبَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أُمُورًا رُبَّمَا عَجَزُوا عَنْهَا وَاسْتَحَقُّوا الْعُقُوبَةَ عَلَيْهَا لِأَنَّهَا مَنْصُوصَةٌ لَا مَجَالَ لِلِاجْتِهَادِ فِيهَا فَقَالَ عُمَرُ حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ

📚شرح النووی علی مسلم ج11 ص90


ترجمه: "علماء متکلمین در شرح این حدیث اتفاق نظر دارند که کلام عمر از نشانه های فقه، فضائل و دقت نظر اوست! زیرا که او ترسید پیامبر چیزی بنویسد که شاید صحابه از آن عاجز باشند و مستحق عقوبت شوند، چرا که در امر منصوص مجال اجتهاد نیست، پس گفت کتاب خدا برای ما کافی است."

🔹در واقع نووی می خواهد بگوید، نص نبوی را نمی خواهیم چرا که ممکن است از عهده آن برنیاییم، و ممانعت عمر از فضائل و دقت نظر اوست چرا که ما را از عقوبت رهانید!

1⃣ سوالی که اینجا می شود از نووی پرسید این است که آیا امر پیامبر از جانب خود او بوده یا از جانب خداوند متعال؟ اولی که مدفوع است به دلیل آیه کریمه قرآن "وما ینطق عن الهوی" پس دومی ثابت می شود چرا که "ان هو إلا وحي یوحی"

2⃣ آیا می شود دستور خدا و پیامبر را به خاطر احتمال عجز از انجام آن رد کرد؟ با این بهانه پس باید دستورات سخت اسلام را نیز مانند جهاد و غیره به دلیل مشقت بار بودنشان رد نماییم!

3⃣ آیا نووی می خواهد به ما بگوید که عمر از پیامبر افقه و اعلم بود و پیامبر والعیاذ بالله متوجه نشدند ممکن است امت مستحق عقوبت شوند ولی عمر با دقت نظرش متوجه شد؟!

4⃣ کتابی که به فرموده پیامبر باعث عصمت از گمراهی و هدایت است، چطور می توان گفت موجب مشقت و عذاب است؟

🔘همه این تبریرات و توجیهات را اگر با دقت نگاه کنیم موجب طعن به رسول اکرم صلی الله علیه وآله است. اما برای اهل سقیفه عمر به منزله عمود خیمه شان است که به هر ترتیبی که شده باید حفظ شود، ولو اینکه به پیامبر طعن وارد نمایند.

بله دوستان، نص نبوی در تعیین خلیفه را نمی خواهند تا خودشان آن را با اجتهادشان انتخاب کنند!


🌐کانال رسمی أنصار العقیدة فی الاهواز


https://www.tgoop.com/ansar_alaghidah


❥✦༅✿༅✦❥═༅༅═┅──
👍3
💢محاکمه علمای تبریر (توجیه کنندگان تمرد عمر بن خطاب در رزیة الخميس) (۳)

💠 قسمت سوم: ابن عثيمين وهابی


ابن عثیمین درباره مراد پیامبر از این کتاب دو احتمال می دهد. یکی اینکه شاید منظور امور تشریعی باشد، یعنی پیامبر می خواستند اموری از احکام شرعی را بنویسند که امت بعد از ایشان، در آن ها دچار اختلاف نشوند

سپس در تبریر این احتمال می گوید:

فلا شک أن کتاب الله خیر من ذلک" کما قال عمر: حسبنا کتاب الله لان الله کتاب الله افضل مما سیکتب"


یعنی شکی نیست که قرآن بهتر از نوشته پیامبر است! همانطور که عمر گفت کتاب خدا برای ما کافیست.


ابتدا لازم است مقصود عمر از عبارت "حسبنا کتاب الله" را مشخص کنیم:

عبارت "حسبنا" در آن هیچ غموض لغوی نیست. اشتراک لفظی هم ندارد. معنایش واضح است. "حسبنا کتاب الله" یعنی "کفانا کتاب الله"
مثل اینکه بگوییم حسبی الله یعنی چه؟ یعنی خداوند برای ما کافیست


🔹ما از عمر بن خطاب و مدافعش ابن عثیمین می پرسیم منظورتان از این حرف چیست که قرآن بهتر از کلام پیامبر است؟ آیا مرادتان این است که با وجود قرآن به سنت نیازی ندارید؟

▪️ابن عثیمین می گوید کتاب خدا از کتاب پیامبر بهتر است، یعنی چه؟ آیا مرداش استغنا از سنت است؟ اگر اینگونه است، پس شما چرا خودتان را اهل سنت می نامید؟ بهتر نیست بگویید اهل کتاب هستید؟

▫️اما اگر می گویید خیر! ما محتاج به سنت هستیم، پس این حرفتان هیچ تبریری نخواهد داشت. یا اینکه غرضتان همان مورد اول است (استغنا از سنت) و یا اینکه هذیان می گویید و حرف بی معنی به زبان گفته اید.


🔶در احتمال دوم ابن عثیمین می گوید: اگر منظور پیامبر کتابت درباره خلافت بوده، پس این از رحمت خداوند است که عمر را قادر کرد تا با او معارضه کند تا انتخاب ابوبکر به رضایت صحابه صورت گرفته باشد!


به این ناصبی نگاه کنید که معارضه عمر با پیامبر را از رحمت خداوند می داند.

اگر معارضه با پیامبر رحمت است، آیا موافقت با پیامبر عذاب است؟


🔘پیامبر دستور به احضار قلم و دوات می دهد، سپس می گوید این کتاب شما را از گمراهی نجات می دهد، سپس عمر بن خطاب با او معارضه می کند، در نهایت قهرمان داستان کیست؟ عمر بن خطاب که رحمت خداوند از زبان و فعل او جاری می شود!


الا لعنة الله علی القوم الظالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین


B2n.ir/d95914


🌐کانال رسمی أنصار العقیدة فی الاهواز


https://www.tgoop.com/ansar_alaghidah


❥✦༅✿༅✦❥═༅༅═┅──
👍8
⚫️بازی کودکانه ادمین وهابی با علم رجال عامه


🌐کانال رسمی أنصار العقیدة فی الاهواز


https://www.tgoop.com/ansar_alaghidah


❥✦༅✿༅✦❥═༅༅═┅──
😁8👍4
💢دعای امام صادق علیه السلام در حق زائرین قبر امام حسین علیه السلام و پاسخ به شبهه وهابیون


(اللهم) اِغْفِرْ لِي وَ لِإِخْوَانِي وَ زُوَّارِ قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع اَلَّذِينَ أَنْفَقُوا أَمْوَالَهُمْ وَ أَشْخَصُوا أَبْدَانَهُمْ رَغْبَةً فِي بِرِّنَا وَ رَجَاءً لِمَا عِنْدَكَ فِي صِلَتِنَا وَ سُرُوراً أَدْخَلُوهُ عَلَى نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ ص وَإِجَابَةً مِنْهُمْ لِأَمْرِنَا وَ غَيْظاً أَدْخَلُوهُ عَلَى عَدُوِّنَا أَرَادُوا بِذَلِكَ رِضْوَانَكَ فَكَافِهِمْ عَنَّا بِالرِّضْوَانِ وَ


📚رواه شيخ المحدثين الصدوق بسند صحيح في ثواب الاعمال ص122 - 123 حديث رقم 44


ترجمه: پروردگارا، من و برادرانم و زائرین قبر امام حسين عليه السلام را ببخشای، آنان كه به سبب اشتياق در نيكی به ما و اميد به پاداش هايی كه در دوستی و پيوند با ما نزد توست و برای شادمان نمودن پيامبر تو محمد صلي الله عليه و آله و پذيرفتن فرمان ما و خشمگين ساختن دشمنان ما دارايی خويش را انفاق نموده و به سوی ما رهسپار شده اند و از اين انفاق‌گری و راهسپاری، خشنودی تو را می جويند، پس آنان را از جانب ما خرسندانه پاداش ده



☑️ از این روایت صحیحه ثابت می شود نفس رهسپار شدن به قصد زیارت قبر معصوم علیه السلام مورد رضا و خشنودی خداوند و رسولش، و اجابتی به امر اهل بیت علیهم السلام است، و حتی اگر بپذیریم جسم و بدن مبارک معصوم علیه السلام در قبر نیست و به رفیق اعلی منتقل شده است، باز هم خللی به فضیلت و ثواب رفتن به زیارت قبر حضرتش، وارد نمی‌کند. چرا که این امر در نصوص شریفه و صحیحه وارد شده و تعبد به آن موجب ثواب و پاداش از ناحیه خداوند متعال است.

به عبارت دیگر، بودن یا نبودن جسم معصوم در قبر، موجب تغییر در وظیفه و تکالیف مومنین نمی‌شود. و در هر صورت مطلوب برای ما رفتن به زیارت قبور حضرات معصومین است.


🌐کانال رسمی أنصار العقیدة فی الاهواز


https://www.tgoop.com/ansar_alaghidah


❥✦༅✿༅✦❥═༅༅═┅──
👍7
💢محاکمه علمای تبریر (توجیه کنندگان تمرد عمر بن خطاب در رزیة الخميس) (۴)

💠 قسمت چهارم: ابن تیمیه حرانی قبح الله وجهه


ابن تیمیه در توجیه تمرد عمر بن خطاب در رزیة الخمیس می‌گوید:


فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ الْخَمِيسِ هَمَّ أَنْ يَكْتُبَ كِتَابًا، فَقَالَ عُمَرُ: " مَالَهُ أَهَجَرَ؟ " فَشَكَّ عُمَرُ هَلْ هَذَا الْقَوْلُ مَنْ هُجْرِ الْحُمَّى أَوْ هُوَ مِمَّا يَقُولُ عَلَى عَادَتِهِ فَخَافَ عُمَرُ أَنَّ يَكُونَ مِنْ هُجْرِ الْحُمَّى، أَوْ هَذَا مِمَّا خَفِيَ عَلَى عُمَرَ


📚منهاج السنة النبوية ج 6 ص 315

ترجمه: پس وقتی روز پنج‌شنبه شد ، پیامبر خواستند تا کتابی بنویسند پس عمر گفت : او را چه شده ! هذیان می گوید؟! پس عمر شک کرد که آیا این سخن پیامبر از هذیان حاصل از تَب است یا همان حرفهایی که پیامبر عادت به بیان آن دارند! پس عمر ترسید که نکند این سخن از هذیان حاصل از تَب باشد و یا این از اموری بود که از عمر مخفی مانده!


🔘 فاشل و عقیم بودن تبریر ابن تیمیه اوضح من الشمس است، چرا که چگونه می‌توان ادعا کرد عمر بن خطاب در هذیان بودن یا نبودن کلام پیامبر شک کرده است، درحالی‌که پیامبر سخنی مبهم و نامفهوم نفرموده اند!

🔹این کلام پیامبر را که فرمودند «قلم و کاغذی بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که بعد از آن هرگز گمراه نشوید» اگر به هر انسان عاقل ولو عامی‌ و بیسوادی گفته شود، هیچ شک و شبهه‌ای در متقن و معنادار بودن آن نمی کند و معنای واضحی برای آن متصور می شود.


🔺آیا لغت غامض و نامفهومی در دستور پیامبر بوده که عمر شک کرده است که کلام پیامبر از سنخ هذیان بوده باشد؟! کدام قسمت از کلام پیامبر موجب اشتباه عمر شده است؟

و چرا بقیه حاضرین که موافق احضار قلم و کاغذ بودند، دچار این اشتباه نشدند و معنا و مفهوم کلام پیامبر را به خوبی متوجه شدند!؟

ما لکم کیف تحکمون؟!



🌐کانال رسمی أنصار العقیدة فی الاهواز


https://www.tgoop.com/ansar_alaghidah


❥✦༅✿༅✦❥═༅༅═┅──
👍7👏2
💢پاسخ به ادمین «کودک شو» درباره تناقض سید قزوینی درباره فضیل بن مرزوق


ابتدا لازم است وهابیون را با شلم شوربای موجود در قواعد حدیثی خود آشنا کنیم:


🔺تناقض و سرگردانی شدید علمای اهل سقیفه درباره راویان مرتبه پنجم از روات تقریب التهذیب


شیخ علی بن نایف الشحود درباره مرتبه پنجم از مراتب روات نزد ابن حجر عسقلانی این‌گونه می‌گوید:


لقد أوقع الحافظ إبن حجر رحمه الله من جاء بعده في حيرة شديدة إزاء هذه المرتبة،...
ومنهم من يقبلها أحياناً ويردها أحياناً دون قواعد ولا ضوابط، ومنهم من لايعول على كلام الحافظ إبن حجر رحمه الله.
ولا أدل على هذا الإضطراب من تناقض العلماء المعاصرين في أحكامهم على رواة هذه المرتبة، فتجد مثلا للشيخ ناصر الدين الألباني رحمه الله أقوالا متناقضه فيهم، فأحيانا يصحح لهم، وأحياناً يحسن لهم، وفي أحيان أخرى يضعف حديثهم، وكل ذلك في الصحيحة والضعيفة، ومثله شيخنا الشيخ شعيب الأرناؤوط ولا سيما في تعليقه على مسند أحمد، فنفس السند يصححه ويحسنه ويضعفه!!!
فكيف بغيرهم ممن لم يبلغ مرتبتهم؟!!



📚الخلاصة في علم الجرح والتعديل - تأليف علي بن نايف الشحود ص91


خلاصه ترجمه: حافظ ابن حجر عسقلانی، عالمان بعد از خود را نسبت به مرتبه خامسه از روات، در سرگردانی و حیرت شدیدی گرفتار کرده است.. بطوریکه بعضی از آنها راویان این مرتبه را بدون قاعده و ضابطه، قبول یا رد می‌کنند.
و بر این اضطراب علما در تناقض احکام خود بر راویان این مرتبه، زیاده روی نمی‌کنم. مثلا شیخ البانی اقوال متناقضی درباره آنان دارد. که احیانا حدیث آنان را تصحیح، و یا تحسین و یا تضعیف می‌کند!! و مانند او، شیخ شعیب الارنووط در تعلیقاتش بر مسند احمد، سند واحدی را یک‌جا تصحیح، در جای دیگر تحسین و در مورد آخر تضعیف می‌کند!!!
با این وضعیت مشایخ، اوضاع بقیه علما که در مرتبه این‌ها نیستند، مشخص است!




🔘وقتی بزرگان و مشایخ وهابیت درباره احکام خود بر راویان مختلف فیه، دچار تناقض و تخبط هستند، دیگر جایی برای ملامت شیعه باقی نمی‌ماند. و جالب است بدانید که بزرگ این جماعت یعنی ناصرالدین البانی، خودش هم درباره فضیل بن مرزوق دچار تناقض شده است:



1⃣ پرده اول: تحسین حدیث فضیل بن مرزوق توسط البانی:


قلت: وإسناده حسن، فإن فضيل بن مرزوق صدوق يهم كما قال الحافظ في" التقريب ".

📚سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها نویسنده : الألباني، ناصر الدين جلد : 3 صفحه : 128



2⃣ پرده دوم: تضعیف سند حدیث بخاطر فضیل بن مرزوق توسط البانی


وهذا سند ضعيف من وجهين، الأول: فضيل بن مرزوق وثقه جماعة وضعفه آخرون...وقد اعتمد الحافظ ابن حجر هذا القول فقال في ترجمته: صدوق يهم، فمن كان يهم في حديثه كثيرا، فلا شك أنه لا يحتج به كما هو مقرر في محله من علم المصطلح.

📚سلسلة الأحاديث الضعيفة والموضوعة وأثرها السيئ في الأمة نویسنده : الألباني، ناصر الدين جلد : 1 صفحه : 83 - 84



▫️در مورد اول، البانی عبارت «صدوق یهم» ابن حجر درباره فضیل را دلیل حسن الحدیث بودن راوی می‌داند، اما در پرده دوم، نفس کلام ابن حجر درباره فضیل را دلیل ضعیف بودن حدیث او می‌داند. و این یکی از مصادیق کلام علی بن نایف الشحود درباره تناقض علمای سقیفه در احکام خود بر راویان مرتبه خامسه است.

حال که تناقض البانی درباره فضیل بن مرزوق را ثابت کردیم، آیا وهابی جرأت دارد البانی را چوپان دروغگو معرفی کند؟!

من كان بيته من زجاج لا يرمي الناس بالحجارة..



🌐کانال رسمی أنصار العقیدة فی الاهواز


https://www.tgoop.com/ansar_alaghidah


❥✦༅✿༅✦❥═༅༅═┅──
4👍2👌1
💢تناقض و سرگردانی شدید علمای اهل سقیفه درباره راویان مرتبه پنجم از روات تقریب التهذیب

علی بن نایف الشحود از مشایخ مخالفین می‌گوید: ابن حجر عسقلانی، عالمان بعد از خود را نسبت به مرتبه خامسه از روات، در سرگردانی و حیرت شدیدی گرفتار کرده است، بطوریکه علمایی مانند البانی و شعیب الارنووط درباره آن دچار تناقض شده اند.



🌐کانال رسمی أنصار العقیدة فی الاهواز


https://www.tgoop.com/ansar_alaghidah


❥✦༅✿༅✦❥═༅༅═┅──
👍6👌2
💢تناقض البانی در قبول و رد حدیث فضیل بن مرزوق


در مورد اول سند حدیث را به خاطر وجود فضیل بن مرزوق، حسن میداند.

اما در مورد دوم، سند را به خاطر فضیل بن مرزوق، ضعیف می‌داند.



🌐کانال رسمی أنصار العقیدة فی الاهواز


https://www.tgoop.com/ansar_alaghidah


❥✦༅✿༅✦❥═༅༅═┅──
👍8
💢اهانت ابن عثیمین وهابی -لعنة الله عليه- به صدیقه طاهره:

«حضرت زهرا در مخاصمه فدک، عقل خود را از دست داده بود»



🌐کانال رسمی أنصار العقیدة فی الاهواز



https://www.tgoop.com/ansar_alaghidah


❥✦༅✿༅✦❥═༅༅═┅──
👍9😢2😁1
#اسوه‌های_رفض (3)
#أئمة_الرافضة

💢دستور ابوبصیر به برائت از ابوبکر و عمر، و تایید موقف او توسط امام صادق علیه السلام (به سند موثق)


حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ، قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ، عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حُكَيْمٍ، عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ الْأَحْمَرِ، عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، قَالَ: كُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ إِذْ جَاءَتْ أُمُّ خَالِدٍ... قَالَ، فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ أَ يَسُرُّكَ أَنْ تَشْهَدَ كَلَامَهَا قَالَ، فَقُلْتُ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ، فَقَالَ أما لا فأدن‌، قَالَ، فَأَجْلَسَنِي عَلَى الطِّنْفِسَةِ، ثُمَّ دَخَلَتْ فَتَكَلَّمَتْ فَإِذَا هِيَ امْرَأَةٌ بَلِيغَةٌ، فَسَأَلْتُهُ عَنْ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ، فَقَالَ لَهَا: تُوَلِّيهِمَا! قَالَتْ: فَأَقُولُ لِرَبِّي إِذَا لَقِيتُهُ إِنَّكَ أَمَرْتَنِي بِوَلَايَتِهِمَا، قَالَ: نَعَمْ. قَالَتْ: فَإِنَّ هَذَا الَّذِي مَعَكَ عَلَى الطِّنْفِسَةِ يَأْمُرُنِي بِالْبَرَاءَهِ مِنْهُمَا، وَ كَثِيرٌ النَّوَّاءُ يَأْمُرُنِي بِوَلَايَتِهِمَا فَأَيُّهُمَا أَحَبُّ إِلَيْكَ قَالَ هَذَا وَ اللَّهِ وَ أَصْحَابُهُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ كَثِيرٍ النَّوَّاءِ وَ أَصْحَابِهِ، إِنَّ هَذَا يُخَاصِمُ فَيَقُولُ‌ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ‌، وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ‌، وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ‌، فَلَمَّا خَرَجَتْ، قَالَ: إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَذْهَبَ فَتُخْبِرَ كَثِيراً فَيُشَهِّرَنِي بِالْكُوفَةِ، اللَّهُمَّ إِنِّي إِلَيْكَ مِنْ كَثِيرٍ بَرِي‌ءٌ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ

📚إختيار معرفة الرجال المعروف بـ رجال الكشي ج 1 ص 242


ترجمه: ابو بصير گويد: من نزد امام صادق علیه السلام نشسته بودم كه بى‌انتظار، ام خالد اجازه شرفيابى خواست امام به من فرمود: دوست داری سخن آن بانو را بشنوى؟ گفتم آرى.
امام اجازه ورود به او داد و مرا با خودش روى حصیری نشانيد.
سپس آن بانو وارد شد و بسخن آمد. بانویی سخنران و بليغه بود و از امام در باره آن دو (ابى بكر و عمر) پرسش كرد و امام صادق به او فرمود: آن دو را دوست بدار.
ام خالد گفت: هر گاه پروردگارم را ملاقات كنم به او بگويم شما به من فرمودى ولایت آن دو را داشته باشم؟ امام فرمود: آرى، آن بانو گفت اين مردی‌ كه بهمراه شما روى حصیر نشسته است به من دستور می‌دهد از آن دو بيزارى جويم و كثير النواء به‌ من دستور می دهد ولایت آن دو را داشته باشم! و از آنها پيروى كنم. كدام یک از این دو بهتر اند و کدام یک را می‌پسندی؟

امام فرمود: اين مرد (ابوبصیر) بخدا سوگند كه از كثير النواء و يارانش نزد من محبوبتر است. به راستى اين مرد احتجاج می‌کند به آیات قرآن (44- المائده) و هر كس بدان چه خدا نازل كرده حكم نكند و بر خلاف آن حكم كند پس آنانند كه كافرند 45- و هر كس بدان چه خدا نازل كرده حكم نكند و بر خلاف آن حكم كند پس آنان ستمكارند 47- و هر كه حكم نكند طبق آنچه خداوند نازل كرده است پس آنان بزه‌ كارانند.
وقتی آن زن از نزد امام صادق خارج شد، امام فرمودند: خوف آن دارم که این زن، به کثیر النواء خبر دهد و او من را به این (سخن) در کوفه شهره سازد. ( یعنی این سخن را افشاء و آشکار کند). پروردگارا من در دنیا و آخرت از او بیزارم.


☑️ سند روایت موثق است و برای آن مویدی وجود دارد و شیخ کلینی رحمه‌الله آن را به طریق دیگری از ابان بن عثمان از ابی بصیر روایت کرده است.


🔸در این روایت، امام صادق علیه السلام ابتدا سوال ام خالد را به تقیه پاسخ می‌دهد، اما وقتی که آن زن بر سوال اصرار می ورزد، و موقف ابوبصیر در برائت از ابوبکر و عمر، و موقف کثیر النواء ( یکی از رئوس بتریه) در امر به ولایت آن دو را آشکار می سازد، امام علیه السلام موقف ابوبصیر را تأیید و تسدید کرده و برای آن از قرآن دلیل و برهان اقامه می‌کند.


علامه مجلسی رحمه الله در شرح این حدیث می‌فرماید:


🔺 قال هذا أي أبو بصير أحب إلي من كثير النواء...فأشار عليه‌السلام في كلامه هذا ضمنا إلى كفر الملعونين ووجوب البراءة منهما بوجهين:
الأول : أن محبوبية أبي بصير يستلزم صدقه في أمره بالبراءة منهما..


📚مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ج 25 ص 244


ترجمه: اینکه امام فرمودند: ابوبصیر نزد من محبوب تر است از کثیر النواء.. پس این کلام امام، از دو وجه، اشاره ضمنی و غیر مستقیم به کفر آن دو ملعون و وجوب برائت از آن دو نفر دارد:

یکی اینکه: محبوبیت ابوبصیر نزد امام صادق علیه السلام، مستلزم صدق او در امرش به برائت از ابوبکر و عمر است.


🌐کانال رسمی أنصار العقیدة فی الاهواز


https://www.tgoop.com/ansar_alaghidah


❥✦༅✿༅✦❥═༅༅═
👍7👏2🙏1👌1
پاسخ به افتراء نواصب به سید مرتضی رحمه الله


وهابی آدرس را از کتابی شیعی داده است تا مانند ائمه مدلس خود، مخاطب را فریب داده و این توهم را ایجاد کند که در کتب شیعه آمده است، سید مرتضی رحمه الله در اواخر عمر خود از طعن بر ابوبکر‌ و عمر، نادم و پشیمان بود!


🔸حال آنکه صاحب روضات الجنان، این حکایت را از کتاب الوافی بالوفیات صفدی سنی مذهب در ذیل ترجمه سید مرتضی نقل می‌کند:


هذا و من جملة من تعرّض لذكره و ترجمته رحمه اللّه من علماء العامّة هو صلاح الدين الصّفدى صاحب كتاب «شرح لاميّة العجم» و غيره فى كتاب ذيّله على تاريخ ابن خلّكان الذّى سمّاه «الوافى بالوفيات» و صورة ما ذكره هكذا....و حكى عنه ابن برهان النّحوى


📚روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات المؤلف : الموسوي الخوانساري ج 4 ص 308 - 309


▪️ابن برهان العکبری که این حکایت جعلی را نقل کرده، خودش از علمای حنفی مذهب است و در بین شیعه حرفش ارزشی ندارد، بلکه نزد برخی از مخالفین نیز مطعون است.


وهذا العُكْبري لا يعول على قوله، فإنه لم يكن من أهل الحديث والعلم

📚المنتظم في تاريخ الملوك والأمم لإبن الجوزي ج 14 ص 284



ابن برهان لم يوثقه أحد فيما نعلم

📚التنكيل بما في تأنيب الكوثري من الأباطيل ج 2 ص 558



🔹برخی از علمای مخالفین تصریح کرده اند که ابن برهان عكبرى، دارای فساد اخلاقی هم بوده است و به پسران زیبارو و بدون ریش تمایل داشته و آنان را می‌بوسید:


وذكر محمد بن عبد الملك قَالَ: كان ابن برهان يميل إلى المرد الصباح ويقبلهم من غير ريبة
قَالَ المصنف: وقوله: «من غير ريبة» أقبح من التقبيل، لأن النظر إليهم ممنوع منه إذا كان بشهوة، فهل يكون التقبيل بغير شهوة.

📚المنتظم في تاريخ الملوك والأمم نویسنده : ابن الجوزي جلد : 16 صفحه : 89


ترجمه: محمد بن عبد الملک گفته است ابن برهان به پسران زیبارو (و بدون ریش) تمایل داشت و آن ها را بدون قصد شهوت می بوسید!
ابن الجوزی می‌گوید: و این قول محمد بن عبد الملک که می‌گوید " بدون قصد شهوت " از خود عمل بوسیدن قبیح تر و زشت تر است، چرا که نگاه کردن به آنان هم اگر از روی شهوت باشد ممنوع است پس آیا با این حال این بوسیدن می تواند بدون شهوت باشد؟!


همان‌طور که مشخص شد، وهابی خواسته حکایت یک پدوفیل و منحرف سنی مذهب را به جای کلام علمای شیعه قالب کند. که به او می‌گوییم اگر عمری هستی، لااقل آزاده باش.

B2n.ir/t21090


🌐کانال رسمی أنصار العقیدة فی الاهواز


https://www.tgoop.com/ansar_alaghidah


❥✦༅✿༅✦❥═༅༅═┅──
👍13
💢در گذشته ثابت کردیم که ابوبصیر رضوان الله تعالی علیه امر به برائت از صنمی قریش می‌نمود و امام صادق علیه السلام موقف و موضع او را تأیید و تسدید کردند. که برای مطالعه تفصیلی به لینک زیر مراجعه شود:

https://www.tgoop.com/ansar_alaghidah/6893


وهابی در اشکالی به این حدیث گفته است:

«اینکه امام صادق علیه السلام ابوبصیر را محبوب‌تر از کثیر النواء معرفی کرده، به‌خاطر این است که ابوبصیر رافضی بوده اما کثیر النواء از غلات و طبق نقلی در کتاب الخرائج والجرائح، از فرقه مغیریه بوده، لذا در نگاه امام، دشمنی با ابوبکر و عمر، بهتر از غلو و شرک اکبر است»

مخلص کلام وهابی این است که محبوب‌تر بودن ابوبصیر در نگاه امام صادق علیه السلام مستلزم تایید دیدگاه او در رافضی گری نیست، بلکه امام او را صرفا در مقایسه با یک غالی، برتری داده است.


پاسخ:


1⃣ اولا نسبت دادن کثیر النواء به فرقه غلات صحیح نیست، بلکه او از رئوس و سران فرقه بتریه بوده:


كثير النواء بتري، قاله الشيخ الطوسي رحمه الله والكشي، وقال البرقي: انه عامي

📚خلاصة الاقوال تأليف: العلامة الحلي   ص 390


قال محمد بن إدريس رحمه‌الله هذا كثير النواء الذي تنتسب البترية من الزيدية إليه لأنه كان أبتر اليد.

📚السرائر لابن إدريس الحلي   ج 3  ص 566


والبترية هم اصحاب كثير النواء ، والحسن بن صالح بن حي ، وسالم بن ابي حفصة ، والحكم بن عتيبة ، وسلمة بن كهيل وابي المقدام ثابت الحداد.

📚كليات في علم الرجال  الشيخ جعفر  السبحاني  ص 466


همچنین ابوالحسن اشعری از بزرگان مخالفین و امام الاشاعره درباره کثیر النواء می گوید:


الفرقة الثالثة من الزيدية «البترية» اصحاب «الحسن بن صالح ابن حىّ» و اصحاب «كثير النوّاء»و انما سمّوا «بترية» لان «كثيراً» كان يلقّب بالابتر

📚مقالات الإسلاميين ابو الحسن الاشعری   ص 69



و عقاید بتریه در تباین کامل با عقاید غلات وبالخصوص فرقه مغیریه است. چرا که بتریه نه تنها در حق اهل بیت علیهم السلام غلو نمی کردند، بلکه حتی اعتقاد به امامت الهی همه اهل بیت و عصمت آنان نیز نداشتند. و جزو مقصرین مقامات اهل بیت بودند.

عموما مورخین و علما، بتریه را یکی از زیر شاخه های زیدیه دانسته و تصریح کرده اند که آنان نزدیک ترین عقیده را به اهل سقیفه داشته‌اند. بطوریکه حتی بعضی از علما، کثیر النواء را از محدثین عامه برشمرده‌اند.


ابوالحسن اشعری درباره عقاید فرقه کثیر النواء بتری می‌گوید:


اصحاب «كثير النوّاء» و انما سمّوا «بترية» لان «كثيراً» كان يلقّب بالابتر، يزعمون ان عليّا افضل الناس بعد رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم و اولاهم بالامامة و ان بيعة ابى بكر و عمر ليست‌ بخطإ لان‌ عليّا ترك ذلك لهما و يقفون فى عثمان و فى قتلته و لا يقدمون عليه با كفار، و ينكرون رجعة الاموات الى الدنيا و لا يرون لعلى إمامة إلا حين بويع

📚مقالات الإسلاميين ابو الحسن الاشعری   ص 69


ترجمه: اصحاب کثیر النواء بتریه نامیده شده اند، چرا که کثیر النواء ملقب به «ابتر» بود. آن‌ها عقیده داشتند امیرالمومنین بعد از پیامبر از همه صحابه افضل و اولی به امامت است، ولی بیعت ابوبکر و عمر هم خطا نبوده چرا که امام علی خود امر امامت را بخاطر آنها ترک کرده. آنها درباره عثمان و قاتلینش توقف می کردند، رجعت را منکر می شدند و به امامت امام علی صرفا بعد از بیعت با او اعتقاد داشتند.



🔘مشخص است که فرقه کثیر النواء نه تنها عقاید غلات را نداشتند، بلکه خیلی از مقامات حقه اهل بیت را نیز قبول نداشته و عقیده رجعت را منکر می شدند، و این امر با غالی بودن کثیر النواء مخصوصا مغیری بودن او قابل جمع نیست.


⚫️با این توضیحات مشخص می شود برداشت وهابی درباره وجه برتری دادن ابوبصیر نسبت به کثیر النواء نادرست است، و تنها وجهی که برای محبوب‌تر بودن ابوبصیر نسبت به کثیر النواء باقی می‌ماند، همان عقیده صحیحش درباره برائت است.

ادامه در پست بعدی 👇👇
👍7
2⃣ ثانیا: سوال ام خالد از امام علیه السلام درباره مقایسه ابوبصیر و کثیر النواء، از جهت اعتقادشان درباره ابوبکر و عمر بوده، پس جواب امام باید متناسب با سوال سائل و درباره عقیده صحیح درخصوص ابوبکر و عمر باشد.

در واقع امام علیه السلام، بین عقیده رافضی گری (برائت از صنمی قریش) و عقیده بتری گری (ولایت و محبت صنمی قریش) اولی را محبوب تر دانسته اند.


3⃣ ثالثا: قرینه دیگری که ثابت می‌کند، محبوبیت ابوبصیر ناظر به عقیده‌اش است، این است که امام دیدگاه ابوبصیر را با آیات قرآن تقویت و تسدید می‌کند، و آیات مورد اشاره امام صادق علیه السلام در مقام ذم حکم‌کنندگان بغیر ما انزل الله است. که استشهاد به این آیات می تواند از دو وجه دلالت بر صحت اعتقاد ابوبصیر داشته باشد.

1- اعتقاد کثیر النواء در خصوص عقیده اش، حکم بغیر ما انزل الله است.

2- مستند فتوای ابوبصیر به برائت از ابوبکر و عمر، این سه آیه کریمه است. (یعنی چون ابوبکر و عمر بغیر ما انزل الله حکم می‌کردند، ابوبصیر فتوا به برائت از آن دو می دهد)



با این توضیحات مشخص می شود، که صدر حدیث در مقام تقیه از امام صادق علیه السلام صادر شده، و پس از اصرار آن زن بر سوال خود، امام با برتری دادن ابوبصیر به کثیر النواء، بطور غیرمستقیم و ضمنی عقیده رفض را به عقیده بتریه برتری داده است.

و خوف امام از کثیر النواء بدین جهت است که ممکن بود، او برتری دادن دیدگاه ابوبصیر به دیدگاه خودش را فاش کند و امام را به رافضی گری در کوفه مشهور سازد. چرا که کثیر النواء بتری بوده و اعتقادی به امامت امام صادق علیه السلام نداشته.

وهابی در اشکال دیگر گفته است: «خوف امام بخاطر تندروها و روافض کوفه بوده است»

🔶و این برداشت وهابی مردود است چرا که خود ابوبصیر نیز از روافض کوفه محسوب میشده، بلکه وجه صحیح این خوف، مشهور شدن امام به رافضی گری در کوفه است، چرا که کوفه نیز در آن زمان مانند سایر بلاد اسلامی تحت قلمروی نواصب بوده. و چنین شهرتی موجب حساس شدن دستگاه حکومت نسبت به امام صادق می شده‌‌ است.


🌐کانال رسمی أنصار العقیدة فی الاهواز


https://www.tgoop.com/ansar_alaghidah


❥✦༅✿༅✦❥═༅༅═┅──
👍7
تندخوانی قرآن کریم - جزء02
www.ahlevela.com
📻 تندخوانی جزء دو قرآن کریم (٣٣ دقیقه)

قاری: استاد معتز آقایی
2
بسم الله الرحمن الرحیم

💫🌙شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ. 🌙💫

             🔆 مسابقه تلاوت قرآن🔆
با عنایت به فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ، ماه قرآن و نزول برکات خداوند،  ویژه مسابقه‌ی تلاوت قرآن کریم در گروه تلگرامی انصار العقیده  برگزار می‌شود .

برگزاری مسابقه با حضور داوران مجرب
تصحیح قرآئت توسط داوران
بیان نکات کلیدی و مهم اصول تلاوت

     ⭐️🌟 با اهدای جوایز به ۱۰ نفر اول⭐️🌟


بدین منظور از علاقه‌مندان به شرکت در مسابقه ، همچنین از فعالان و داوران مسابقات قرآنی جهت همکاری دعوت به عمل می‌آید.

🖌جهت ثبت نام به آی دی زیر پیام دهید :

📌 @Ya_Alii_molaa

🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅

🔰 سوپر گروه انصار العقیده:

📌 https://www.tgoop.com/ansaralaghideh_fa
2
2025/08/29 10:31:19
Back to Top
HTML Embed Code: