Telegram Web
‌‌.
لحظه‌ای که فکر می‌کنیم همه‌چیز را
فهمیده‌ایم،
قيافهٔ یک جنایتکار را پیدا می‌کنیم.

[ امیل سیوران
|| قطعات تفکر
• نشر مرکز ص ۴۶

...📚
👍7👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
7 نوامبر 1923 / 4 ژانویه 1960
برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات 1957

فیلسوف و رمان‌نویس شهیر
و ممتاز فرانسوی / الجزایری

تصاویری از خوردوی منهدم شدهٔ
[ میشل گالیمار ; راننده خودرو و
صاحب مدیر انتشارات گالیمار ]
که به درخت خوردند و کامو
و گالیمار هردو در این تصادف
در شهر ویل بلویل کشته شدند!
بسیاری از تحلیلگران ; کا گ ب "
و شخص دیمیتری شپیلوف;
وزیر امور خارجه
اتحاد جماهیر شوروی
را مسؤل قتل کامو می‌دانند.
گویا این تصادف از قبل
طراحی شده بوده.

فاتحان می‌دانند که عمل، در نفس
خود، بیهوده است.
تنها یک عمل سودمند وجود دارد و
آن عملی است که انسان و زمین
را از نو می‌سازد.
من هرگز نخواهم توانست انسان‌ها
را از نو بسازم. اما باید به این کار
تظاهر کنم چون مسیر مبارزه
مرا به رویارویی با نفس انسانی
هدایت می‌کند. نفس، حتی
نفس خوارشده، تنها یقین من
است. نمی‌توانم بدون آن زندگی کنم.
انسان میهن من است.
برای همین است که این تلاش پوچ
و بی‌نتیجه را برگزیده‌ام.
| برای همین است که
طرفدار مبارزه‌ام. |

👤#آلبر_کامو
اسطوره سیزیف
نشر نیلوفر

@ktabdansh 📚📚
...📚
7👍2
درونمان همیشه کشورِ خداحافظی‌هاست.

از کتابِ من فردای روز رفتن توأم
|| جاهد ظریف اوغلو
6🔥1
اوه
11
سونیا بالاخره برگشت و
توی ماشین نشست...
بعد با لحن ملایمی گفت
اوه حالا دیگه فکر می‌کنم
باید یه خونه واسه خودمون
بخریم
اوه پرسید حالا خونه به
چه دردی میخوره ...
اوه از گوشه چشم
حرکت سریع سایه‌ای
رو می‌بینه...
زندگیِ خانوادگی یعنی
پدرکشتگیِ مدام با همدیگر,
ولی هیچ‌کس گله‌ای ندارد,
چون لااقل از زندگی در هتل
ارزان‌تر تمام می‌شود..

|| لوئی فردینان سلین

📚🌖
9😍1
📚🍃
رنج و تسکین آن

احساساتی چون رنج وجود دارد.
نخستین وسیله‌ای که طبیعت به ما
ارزانی می‌دارد، اشک است.
گریستن، خود، تسکین است.
گفتگو با دوستان، تسکین بیشتری
می‌بخشد و نیاز به تسکین
می‌تواند ما را تا به سرحد
سرودن شعر براند.
به‌همین سبب تا مردی خود را
گرفتار و غوطه‌ور در رنج یافت،
در حالت تجسم آن است و
احساس می‌کند تسکین یافته است.

آنچه تسکين بیشتری می‌بخشد،
افادهٔ رنج است.
با کلام، آواز، صدا و شکل.
این وسیلهٔ اخیر ثمربخش‌تر است.
عینیت احساسات خصلت شدید و
فشردهٔ آن را باز‌می‌گیرد،
می‌توان گفت که آن را خارج از ما و
غیرشخصی می‌کند و بدین ترتیب
رنج به‌شدت تسکین می‌یابد.

#سوفوکلس
{ افسانه‌های تبای }
ترجمهٔ شاهرخ مسکوب

...📚🍃
👍3👏1
آوازهای_کوچکی_برای_ماه_ژرژ_ساند،_گوستاو_فلوبر_1.pdf
38 MB
کتاب آوازهای کوچکی برای ماه
از جذاب‌ترین مکاتبات در تاریخ
ادبیات فرانسه است.
مجموعه نامه‌های گوستاو فلوبر
و ژرژ ساند است که از
موضوعات زیادی نشأت می‌گیرد.

[ ژرژ ساند در ابتدای نامه‌اش
به گوستاو فلوبر می‌نویسد:
بدی، یا هرآنچه بدی را تاب
آورًد، چندان نخواهد پایید.
[ فلوبر می‌نویسد:
باید خندید و گریست،
عشق ورزید، کار کرد،
لذت برد و رنج کشید،
با نوسانی بسیار کوتاه در
تمام طول حیات.
به‌گمانم این هستیِ حقیقتِ
انسان است.

📚#آوازهای_کوچکی_برای_ماه
#گوستاو_فلوبر
#ژرژ_ساند

کمال همه‌جا یک خصوصیت
مشترک دارد: دقت و ریزبینی
.
👤#گوستاو_فلوبر

www.tgoop.com/ktabdansh 📚
.
5
.
👤 #گلزان_چیانگ

[ ... ] کامیابی همیشه به حسادت
و بدخواهیِ آدم‌ها دامن می‌زند
[ ... ] اما خیانت، از کجا می‌آمد؟
سرنوشت جاموقا به او نشان
داده بود که ناکامی،
برخی افراد سست‌عنصر و متزلزل
را به‌سوی خیانت می‌کشاند..
صص ۱۹۵ - ۱۹۶

" ترس را می‌شود با فرمانی در دلِ
کسی انداخت،
اما اعتماد فرمان‌بَردار نیست ... .

آری این ترس بود که نفس به نفس
میان او و يارانش رخنه کرده بود
و اعتماد میان آن‌ها را نفس به نفس
به عقب انداخته بود!
هرچقدر این فکر تلخ و گزنده بود،
او راهی به قدرت سراغ نداشت
که از دلِ ترس نگذرد.

گَلزان چیانگ
📚 چنگیزخان؛ نه رؤیا
• نشر نو ص ۱۶۲
👏4😍1💯1
کتاب دانش
.... ادبیات شاید نتواند جلوی جنگ و خونریزی را بگیرد، شاید نتواند از مرگ یک کودک جلوگیری کند؛ ولی می‌تواند کاری کند که دنیا به آن فکر کند. #ژان_پل_سارتر که این مردم به زعم او سرشار از خودفریبی هستند. آن‌ها به خود قبولانده‌اند که اشيا همان‌گونه…
...


📖 مطالعه ص ۲۱۶

دارم به بوویل برمی‌گردم.
همه‌چی در بوویل گوشت‌الود است.
آن‌هم به‌خاطر باران زیادی که می‌بارد.
نیمه‌شب است. آنی شش ساع پیش
از پاریس رفت. حالا قایقشان در
دریاست....

سه‌شنبه، بوویل

- آیا این همان آزادی است؟
- من آزادم؛
هیچ دلیلی برای زندگی وجود ندارد.
همهٔ دلایلم از بین رفته‌اند.
باید از اول شروع کنم؟ چقدر
روی آنی حساب کرده بودم.
- گذشته‌ام مرده است. مارکی
دورولبن مرده است.
آنی آمده بود تا تمام امیدهایم را
با خود ببرد.
- تنهایم، تنها و آزاد. این آزادی شبیه
مرگ است.
- امروز زندگی‌ام دارد تمام می‌شود.
فردا از این شهر خواهم رفت.

" همهٔ زندگی‌ام را پشت‌سر
گذاشته‌ام،
می‌توانم تمامش را ببینم؛
شکل‌ها و حرکات آهسته‌ای که
مرا تا به اینجا رسانده‌اند.
چیز زیادی نمی‌توان ازش گفت؛
یک بازی باخته است،
فقط همین .

- همهٔ بازی را باختم. حالا یادگرفتم
که همیشه خواهيم باخت.
" فقط آدم‌های رذل هستند که
فکر می‌کنند برده‌اند "
می‌خواهم مثل آنی باشم.
می‌خواهم از درون مرده باشم.
به ارامی وجود داشته باشم.
تهوع، مدت کوتاهی امانم داده.
ملامتی است عمیق، جان عمیق
وجود، ماده‌ای که از آن ساخته
شده‌ام.
عادت‌ها نمرده‌اند؛ فقط خود
را جور دیگری مشغول کرده‌اند.
به‌آرامی و موذیانه تارهای خود را
می‌تنند.
- این لحظه‌ای که از آن به‌وجود
آمده‌ام، چیزی نخواهد بود جز
رؤیایی آشفته.
- هرروز صدها گواه دارند که اثبات
می‌کند همه‌چیز خودبه‌خود اتفاق
می‌افتد؛ که دنیا از قوانین ثابتی
پیروی می‌کند.
( آدم‌ها) آسوده‌اند و کمی بدخلق،
ازدواج می‌کنند! احمق‌ها بچه‌دار
می‌شوند....
طبیعت را می‌بینم.... می‌دانم که
اطاعتش بیهوده است.
تنها عادت است و می‌تواند فردا
تغییر کند.‌ هرلحظه ممکن است
اتفاقی بیفتد.
دسته‌ای موجودا عجیب پیدا خواهد
شد که مردم باید برایشان اسم‌های
جدید بگذارند؛ سنگ‌چشم،
چوب‌انگشتی، چانه‌عنکبوتی...
یا در تختخواب خوابیده باشد و
از جنگلی از درختان غان" یا
زمینی مودار و پیازی شکل یا
پرندگان غول‌پیکر سردرآورد.

بله! بگذارید تعییر کند تا ببینیم
چه‌می‌شود، - بعد آدم‌هایی که در
دام تنهایی می‌افتند. تنهای تنها.
نوع دیگری از وجود داشتن.
- وجود داشتن چیزی است که از آن
می‌ترسم.

آخرین چهارشنبه در بوویل
همه‌جای شهر به‌دنبال مردخودآموخته
گشته‌ام. یکی است از تبار من،
- حالا وارد تنهایی شده، برای همیشه.
التماسم کرد که تنهایش بگذارم.
دارم این را در کافه مابلی می‌نویسم.
به کتابخانه رفتم. برای لحظه‌ای
حس خوشایندی به‌من دست‌داد.
کتاب‌های امانتی را پس دادم.
قرار است پیاده‌روی کنم؟
ساعت چهار مردخودآموخته وارد شد.
از دور سری برایم تکان داد. این
آخرین ملاقات‌مان خاطرات
ناخوشایندی داشت...
برای من چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شروع کردم به خواندن.‌

📚 تهوع -ژان_پل_سارتر


ادامه دارد
‌‌...📚
3
سازمان ملل
از هر پنج کودک در غزه،
یکی سوءتغذیه دارد.
ایرنا
یک‌سوم دانش‌آموزان اصفهان
دچار سوءتغذیه هستند
رکنا
54 درصد کودکان در
سیستان و بلوچستان دچار
سوءتغذیه هستند.

... تمام .
😢10👍2👎21
کتاب دانش
.... داستان‌های کوتاه 📖 بی‌اعتنا برایش نامه نوشت، چهار روز بی‌جواب ماند، سپس نامه‌ای رسید که به‌چشم هرکس دیگر پرمهر و محبت می‌نمود. اما مادلن را به ورطهٔ ناامیدی کشاند. نوشته بود: حال مادرم بهتر است. سه هفتهٔ دیگر عازم سفر می‌شوم، تا آن زمان زندگی…
....



داستان‌های کوتاه
📖 بی‌اعتنا


حتی نمی‌تواند نیم‌نگاهی به آن‌ها
بیندازد.
زندگی او ، سرگرمی‌ها و مشغولیت‌های
فکری‌اش جای دیگری‌ست.
در گذشته، کسانی‌که ا‌و را
نمی‌شناختند می‌گفتند که با طبع
ظریفی که دارد،
عشقی بزرگ می‌تواند نجاتش بدهد،
اما لازمه‌ی چنین اتفاقی،
قدرت احساس عشق است و
لوپره نمی‌تواند عشق را احساس کند.
پدرش هم همین‌طور بود و اگر
پسرانش این‌طور نباشند به‌این دلیل
است که فرزندی نخواهد داشت.

فردای آن شب، ساعت هشت، به
مادلن خبر دادند که آقای لوپره در
اتاق پذیرایی است‌.
زن وارد شد:
پنجره‌ها باز بود ، چراغ‌ها هنوز
خاموش و لوپره در بالکن انتظارش
را می‌کشید. در فاصله‌ای نه‌چندان
دور ، خانه‌هایی با باغ‌های
پیرامونشان در روشنایی کم‌رنگ
غروب آرمیده بود، دوردست،
خانه‌هایی گویی شرقی و مذهبی
در بیت‌المقدس.
نوری کم‌نظیر و نوازش‌گر به هر
شیء بهایی تازه و کم‌و‌بیش تأثرانگیز
می‌بخشید.
چرخ‌دستی براق میان خیابان تاریک
حالتی رقت‌انگیز داشت و نیز کمی
دورتر، تنه تیره‌رنگ و تازه تاریک
شدهٔ درخت بلوطی را در زیر
شاخ و برگ‌هایی که آخرین اشعه‌های
آفتاب هنوز گرداگردش بودند.در
انتهای خیابان، غروب خورشید
مانند طاق پیروزی مزینی به
پولک‌های زرین زیر سرسبزی
شکوهمند آسمان، سر فرود اورده
بود.
در کنار پنجرهٔ همسایه، سرهایی
خم شده ، گویی در مراسمی آشنا،
کتاب می‌خواندند.

هنگامی‌که مادلن به لوپره نزدیک
می‌شد، احساس کرد که لطافت
آسودهٔ تمام این پدیده‌ها دلش را
می‌شکافد، نرم می‌کند، از
تب‌و‌تاب می‌اندازد و کوشید تا
از گریستن خودداری کند.
با این وصف، لوپره
جذاب‌تر از همیشه، رفتار محبت‌آمیز
و ظریفی با او داشت که تا آن زمان
از خود نشان نداده بود.
سپس به گفتگوی جدی پرداختند
و زن برای نخستین بار هوشمندی
والای او را دریافت.
اگر لوپره در اجتماع مورد پسند
قرار نمی‌گرفت دقیقا به این سبب
بود که حقایقی را جستجو می‌کرد
که فراتر از دید اشخاص ظریف
طبع قرار داشت و حقایق ذهن‌های
متعالی در کرهٔ خاکی،
اشتباهی مسخره است.
وانگهی ملاطفت او به این حقایق
جنبهٔ شاعرانهٔ دلفریبی می‌بخشید
همان‌گونه که خورشید با لطافت،
قله‌های بلند را رنگ می‌کند.

او با مادلن چنان مهربان بود و
چنان از محبت او سپاسگزار ، که
زن جوان احساس کرد هرگز آن‌همه
او را دوست نداشته و چون از
امید عشقی دوسویه چشم‌پوشیده
بود ناگهان با شور و شوق حدس
زد که می‌تواند به صمیمیتی
صرفا دوستانه امیدوار باشد و
به لطف آن روز او را ببیند،
با سرخوشی و شادمانی این برنامه
را با او درمیان گذاشت.
اما لوپره می‌گفت که بسیار گرفتار
است و در طول دوهفته بیش از
یک‌روز آزاد در اختیار ندارد.
مادلن به کفایت عشقش را بیان
کرده بود و اگر مرد مایل بود
می‌توانست به احساس او پی ببرد.
لوپره هرچند خجالتی، اگر
کوچک‌ترین کششی نسبت به او
داشت می‌توانست سخنان
پرمهری، حتی سربسته
به زبان بياورد.

نگاه دردمند زن چنان خیره به او
می‌نگریست که بی‌درنگ آن
سخنان را تمیز می‌داد و آزمندانه
به گوش جان می‌شنید.

ادامه دارد

نویسنده؛ - مارسل_پروست

...📚🌟🖊
8
... این من را کُشت.
ولی در این من زندگی کردم‌..

📓 / جان شیفته

📚🌗
4🔥4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
💠 خبرنگار از چگوارا سؤال می‌کند:
شما وزیر اقتصاد کوبا هستید؟
چگوارا: بله من وزیر اقتصاد دولت
کوبا هستم.
خبرنگار: آیا بر مقام یک وزیر
بی‌احترامی نیست که بر کرسی
وزارت اقتصاد تکیه بزند و اینجا
در کارخانه تولید شکر بر کرسی
تراکتور تکیه نموده و چون یک
کارگر عادی روی چرکین دارید؟
چگوارا: دقیق من متوجه نشدم
که چرا من وقتی مقام وزیر اقتصاد
دارم باید چهرهٔ متفاوت از انسان‌های
دیگر هم پیدا کنم و نباید کار فیزیکی
انجام دهم‌. تا جایی‌که من می‌دانم
این ساعت کار رسمی دولتی من
نیست دقیق همین لحظه ساعت به
وقت کوبا ۱۶ و ۲۱ دقیقه عصر است
و من به صفت وزیر تا ساعت ۱۶ کار
ذهنی انجام می‌دهم بعد آن تا ساعت
۲۲ یعنی ۶ ساعت کار فیزیکی باید
انجام دهم چون من از بودجه ملی
این کشور نان می‌خورم لباس
می‌پوشم بیمه صحت دارم و به‌خاطر
بیدار نگه‌داشتن وجدانم من این‌کار را
با افتخار انجام می‌دهم و
هیچگاه بر چهرهٔ چریکین خود
فکر نکرده‌ام فقط
بر پاکی وجدانم و نگه‌داری
اندیشه‌ام فکر می‌کنم این را تفکر
سیاسی‌ام نمی‌پذیرد که دیگران کار
فیزیکی سخت انجام‌دهند و من
به‌خاطر کار ذهنی آن را راحت
بخورم.

...📚
👍10👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔅 یک تعبیر زیبا و
عاشقانه
:

حاضرم به کل نبوغ و
تمام کتاب‌هایم پشت کنم .

اما در مقابل جایی در این دنیا
زنی دلواپس باشد که به
ناهار می‌رسم یا نه!

' ایوان تورگنیف

رمان‌نویس، شاعر و
نمایشنامه‌نویس #روس ی
...📚
10
کتاب دانش
....... سوختن در آتش خویشتن را خواهان باش. بی‌خاکستر شدن کِی نو تواند شدن؟ #فردریش_نیچه 📖 مطالعه قسمت بیست و پنج عقل می‌گوید؛ آنجا که زور باشد، عدد حکمفرما می‌شود، زیرا او را نیروی بیشتری است. آن‌کس که دعاکردن را آموخت، نفرین‌کردن…
....

همانا آدمیان نیک و بدشان را همه،
خود به خویشتن داده‌اند.
همانا که آن را نستانده‌اند، آن را
نیافته‌اند و چون ندایی اسمانی
بر ایشان فرود نیامده است
.
#فردریش_نیچه

📖 مطالعه قسمت بیستُ شش

آرزوی من این است که مردان و زنان
چنین باشند:
اولی قابل و آماده برای جنگیدن و
دومی قابل برای زاییدن و هردو
قادر به رقصیدن باشند. و هر
روزی که در آن پایکوبی نباشد،
گمشده و تلف‌شده محسوب می‌شود
و هر حقیقتی که باخود خنده نیاورد
دروغ حساب می‌شود.
به هوش باشید که -- عقد و
ازدواجتان قرار بدی نباشد --
با عجله نباشد که طلاق و زنا به
دنبال دارد.‌-- [ در پس ازدواجی بد
طلاق بهتر از دروغ گفتن و خیانت
است ]
-- ای کاش اشخاص درست به
یکدیگر می‌گفتند: آیا می‌توانیم
عشق خود را پایدار نگه‌داریم؟
عروسی صغیر ( منظور نامزدی است )
ببینید شايسته این ازدواج هستید؟
- چنین است نصیحت من به
اشخاص درست.
- شما نه تنها به‌سمت جلو،
بل‌که به‌سمت بالا زاد و ولد کنید.
اجتماع بشری، قصدی است و
تعلیم من برای یافتن یک فرمانده.
آیا درک کردید؟
ای برادران، راه راست را بروید و
راه راست رفتن را بیاموزید. //
نه به‌سمت اجداد، که به‌سمت اولاد
برانید. شما برادران من هستید؛
نرم، مطیع و تسلیم‌شونده نباشید:
آفرینندگان سخت‌اند.‌
چه سعادتی است نوشتن بر روی
فلزاتی سخت! ای برادران سخت
شوید. // کیست که نلغزیده باشد؟
ایستادن را بیاموزید. //
همچون کمان خم می‌شوم و همچون
ارادهٔ خورشید یک پیروزی بزرگ
دارم. چنین گفت زرتشت

برخیز و گوش‌های خود را باز کن.‌
گفتگو و شنیدن روح مرا تازه می‌کند.
زبان، جنون شیرینی است. مرد
کوچک زندگی را متهم می‌سازد!
بشر بی‌رحم‌ترین حیوانات به خود
است. بدترین چیزهای بشر برای
بهترین چیزهای موجود در او لازم
است. ‌- من به صلیب کشیده نشدم
تا بدانم بشر، شریر است. اما بهترین
اعمال او جزئی است. -
روح را از تاریکی، غبار، عنکبوت،
آزادی و تقواهای بی‌ارزش پاک
کرده‌ام. دیگران را چگونه قانع کنی
و خم شدن و زانو زدن را از تو دور
کرده‌ام. با طوفانی که عقل نام دارد.‌
همچون درخت تاک، روییدن میکنی.
آیا دهنده نباید از گیرنده " برای
اینکه می‌گیرد تشکر کند؟
وفور تو می‌درخشد. لبخند تو مشتاق
گریستن است.‌ آیا گریستن نوعی
شکوه نیست؟
تو با صدای بلند آواز بخوان تا دریاها
آرام شوند. بخوان تا من از تو تشکر
کنم. چنین گفت زرتشت

دومین آواز رقص
ای زندگی من؛
تو خندان، آب شونده و رقصانی.
گوش رقاص در پنجه‌های پای او قرار
دارد. تو ( زندگی ) مسیر کج را
می‌آموزی و پای من فریب و نیرنگ
را می‌آموزد. کیست که تو را دوست
ندارد؟ تو ای جغد و ای خفاش،
نمی‌خواهی مرا فریب دهی؟
این رقص روی درختان است. تو
می‌جهی. امان از تو ای مار لعنتی!
من از اینکه چوپان تو باشم به‌تنگ
آمده‌ام. با مقام شلاق من تو خواهی
رقصید.‌
زندگی گفت: ای زرتشت؛ ما دونفر
هرگز کار خوب یا بد نمی‌کنیم.
ما مرتع خور را در ماورای نیکی و
بدی یافته‌ایم. اگر روزی عقل تو
تو را ترک کند، عشق من به تو
خواهد رسید. ای زرتشت تو کاملا
به من وفاد نیستی. مرا ترک می‌کنی.
ای زرتشت تو چیزی می‌دانی که
هیچ‌کس دیگر نمی‌داند.
چنین گفت زرتشت :
یک! ای بشر توجه کن. دو! که واقعا
نیمه‌شب چه می‌گوید. سه! من
خفته‌ام.‌ چهار! من از رؤیای عمیق
خود بیدار شدم. پنج! جهان عمیق
است. شش! و عمیق‌تر از آن است
که روز تصورش می‌کند. هفت!
غم آن عمیق است. هشت! و
شادی آن عمیق‌تر از غم آن.
نه! غم می‌گوید: از این‌جا برو و
نابود شو. ده! اما شادی ابدیت را
میجوید. یازده! ابدیتی عمیق و
بی‌پایان را. دوازده!


📚چنین گفت زرتشت - نیچه


● ادامه دارد
...📚
💘8
.
از شما بخشش خواستیم به ما
بخشیدید.
باز هم طلبیدیم، باز جوانمردی کردید.

ولی کسی‌که در طلب مبالغه کند،
عاقبت محروم خواهد شد.

[ زهیر بن ابی سُلمی ]
|| 📚 معلقات سبع
• انتشارات سروش ص ۵۳
👍4💯4
چو نیک‌بخت شدی ایمن از حسود مباش
که خار دیدهٔ بدبخت نیک‌بختانند

چو دست‌شان نرسد لاجرم به نیکی خویش
بدی کنند به‌جای تو هرچه بتوانند

🍃 #سعدی شیخ اجل
6
اوه
12
📚🎧 مردی به نام اوه

عکس‌العمل زن نسبت‌به
رفتار اوه بی‌تفاوته ...
بادگیر به‌‌تن می‌پرسه
کی بود
اوه برمی‌گرده و مستقیم
از خانم می‌پرسه
از کجا منو می‌شناسین

...📚
👍3
دلتنگی؛
غلظتِ
لحظه‌های نَدیدَن است..

اُروچ آروبا

📚🌒
👍3
2025/08/29 10:31:04
Back to Top
HTML Embed Code: