برنامه سوره | درنگ دینپژوهی
📺 #معرکۀ_آراء، هفته پنجم سوره 🔻 آیا استدلالهای گیاهخواران در نفی گوشتخواری پذیرفتنی است؟ و آیا میان گیاهخواری و آیین قربانی تعارض وجود دارد؟ ◀️ بهنام خداپناه مترجم کتابهای «حق حیوان، خطای انسان» از تام ریگان و «آزادی حیوانات» از پیتر سینگر ◀️ علی مهجور،…
Audio
البته در گفتگویی که بنده با هیئت تحریریه برنامه داشتم به شکل مفصلتری دیدگاه خود را بیان کردم که متاسفانه جزئیات آن در این برنامه انعکاس نیافته است. بخشی از فایل گفتگوی خود درباره پرسش ایشان راجع به رابطه گیاهخواری و قربانی کردن را در اینجا به اشتراک میگذارم
@BeKhodnotes
@BeKhodnotes
Forwarded from صدانت تیوی
🎥 گیاهخواری و آیین قربانی
👤 سید #حسن_اسلامی
مشاهده برنامه از یوتیوب
مشاهده برنامه از آپارات
۲۹ تیر ۱۴۰۰، شبکه چهار سیما
🔅تابه حال به پیامدهای گوشتخواری فکر کردهاید؟ در سالهای اخیر ادبیات گیاهخواری بیشتر رنگوبوی اخلاقی به خود گرفتهاست. دغدغههای زیست محیطی از یک سو و منع خشونت علیه حیوانات از سوی دیگر عمدهترین دلایل فعالان اخلاق کاربردی در دفاع از گیاهخواری است. آیا گیاهخواری با آموزههایی همچون آیین قربانی در تعارض است؟ گیاهخواران به ویژه گیاهخواران دیندار در مواجهه با این آیین دچار تعارض نخواهند شد؟
🔅برنامه سوره سهشنبه شب میزبان سید حسن اسلامی بود | سید حسن اسلامی دكتراى فلسفهی دين دارد، هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب است و از همه مهتر یک گیاهخوار اخلاقی است. او همانطور که در مقالهای که پیش از این منتشر کرده بود «دو استدلال اخلاقى بر ضد مصرف گوشت صنعتى» آورده است دو استدلال را بر علیه گوشتخواری اقامه میکند. استدلالی که به رنج حیوانات اشاره دارد و استدلای دیگر که تخریب گسترده محیط زیست را مبنا قرار میدهد...
🌾 @Sedanettv
🌾 @Sooreh_tv4
🌾 @Hassan_eslami
👤 سید #حسن_اسلامی
مشاهده برنامه از یوتیوب
مشاهده برنامه از آپارات
۲۹ تیر ۱۴۰۰، شبکه چهار سیما
🔅تابه حال به پیامدهای گوشتخواری فکر کردهاید؟ در سالهای اخیر ادبیات گیاهخواری بیشتر رنگوبوی اخلاقی به خود گرفتهاست. دغدغههای زیست محیطی از یک سو و منع خشونت علیه حیوانات از سوی دیگر عمدهترین دلایل فعالان اخلاق کاربردی در دفاع از گیاهخواری است. آیا گیاهخواری با آموزههایی همچون آیین قربانی در تعارض است؟ گیاهخواران به ویژه گیاهخواران دیندار در مواجهه با این آیین دچار تعارض نخواهند شد؟
🔅برنامه سوره سهشنبه شب میزبان سید حسن اسلامی بود | سید حسن اسلامی دكتراى فلسفهی دين دارد، هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب است و از همه مهتر یک گیاهخوار اخلاقی است. او همانطور که در مقالهای که پیش از این منتشر کرده بود «دو استدلال اخلاقى بر ضد مصرف گوشت صنعتى» آورده است دو استدلال را بر علیه گوشتخواری اقامه میکند. استدلالی که به رنج حیوانات اشاره دارد و استدلای دیگر که تخریب گسترده محیط زیست را مبنا قرار میدهد...
🌾 @Sedanettv
🌾 @Sooreh_tv4
🌾 @Hassan_eslami
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
سید حسن اسلامی: گیاهخواری و آیین قربانی
تابه حال به پیامدهای گوشتخواری فکر کردهاید؟ در سالهای اخیر ادبیات گیاهخواری بیشتر رنگوبوی اخلاقی به خود گرفتهاست. دغدغههای زیست محیطی از یک سو و منع خشونت علیه حیوانات از سوی دیگر عمدهترین دلایل فعالان اخلاق کاربردی در دفاع از گیاهخواری است. آیا گیاهخواری…
شما را باد گوش سپردن به فایل شنیداریِ باب برزویه طبیب کتاب کلیله و دمنه. برزویه طبیب پزشک و حکیم سرشناس دوران ساسانی بود که کتاب کلیله و دمنه را به عنوان ترجمه کتاب پنجه تنتره از سانسکریت به زبان پارسی میانه (پهلوی) برگرداند. ترجمهای که هم اکنون در دسترس نیست. این روزبه پور دادویه ملقب به ابن مقفع مترجم ایرانی بود که سپستر کتاب را از پهلوی به عربی برگرداند. برخی، همچون ابوریحان بیرونی بر این باورند که ابن مقفع خود باب برزویه طبیب را به ترجمه عربی افزوده است و این باب در واقع انعکاسی است از افکار زندیقیِ خود ابن مقفع که تردید و شک او را در بسیاری از اصول و عقاید مرسوم دینی نشان میدهد. ظاهرن به خاطر همین عقاید شکاکانه ابن مقفع و همچنین برخی توطئهچینیها علیه او بوده که سرانجام به شکل فجیعی در زمان خلافت عباسیان او را تکه تکه کرده و جلوی چشمانش اندامش را به درون تنور ریخته و کشتند!
به هر روی آنچه بسیار جالب توجه است بینشها و بصیرتهای نهفته در این آثار است که پس از هزاران سال نکات و حکمتهای آنها برای انسان معاصر نیز همانقدر واقعی و درخور توجه است که برای انسان گذشته بود. نکاتی درباره گذرا بودن زندگی، بیارزش بودن لذتهای مادی، اوصاف پارسایی، قدر دانستن علم و دانش و شخصیت اخلاقی و بیتوجهی به لذتهای پرزرق و برق دنیای گذرا!
@BeKhodnotes
[رادیو پلاک ۳۴ | Radio34] 📖 کلیله و دمنه | قسمت دوم | بخش برزویه #radio34
https://podcastaddict.com/episode/102994077 via @PodcastAddict
به هر روی آنچه بسیار جالب توجه است بینشها و بصیرتهای نهفته در این آثار است که پس از هزاران سال نکات و حکمتهای آنها برای انسان معاصر نیز همانقدر واقعی و درخور توجه است که برای انسان گذشته بود. نکاتی درباره گذرا بودن زندگی، بیارزش بودن لذتهای مادی، اوصاف پارسایی، قدر دانستن علم و دانش و شخصیت اخلاقی و بیتوجهی به لذتهای پرزرق و برق دنیای گذرا!
@BeKhodnotes
[رادیو پلاک ۳۴ | Radio34] 📖 کلیله و دمنه | قسمت دوم | بخش برزویه #radio34
https://podcastaddict.com/episode/102994077 via @PodcastAddict
Podcast Addict
📖 کلیله و دمنه | قسمت دوم | بخش برزویه • رادیو پلاک ۳۴ | Radio34 - via Podcast Addict
کلیله و دمنه | ترجمه از پهلوی به عربی: عبدالله ابن مقفع | روزبه پسر دادویه | ترجمه به فارسی: محمدرضا مرعشیپور
Forwarded from hekmatpub
"اگر بدانم کسی سمی مهلک را که بهمرور اثر خواهد کرد نوشیده است، ممکن است بهدرستی به او بگویم که هلاک شدی، گرچه هنوز زنده باشد. زمانی که نیچه بهسال ۱۸۸۲ مرگ خدا را اعلان داشت نیز با علم پیشین یک سخنگو سخن میگفت."
✍ معنا از جمله دلمشغولیهای وجودی آدمی است که به زندگی نیرو میدهد و برای آن همچون هوا میماند برای نفسکشیدن. در واقع آنچه آدمی را در برابر رنجهای گوناگون حفظ میکند و به زندگی ارزش زیستن میدهد معناست. جملهی مشهور نیچه نیز همین امر را منعکس میکند: "آنچه آدمی طلب میکند معناست."
❓ولی آیا چنین ادعایی واقعاً صادق است؟ اگر معنا از بدیهیات وجودی آدمی است، پس چهچیز سبب میشود که زندگی به ورطهی هولناک بیمعنایی و پوچگرایی سقوط کند؟
✍ کتاب فلسفهی قارهای و معنای زندگی اثر #جولیان_یانگ به این پرسشها پاسخ میدهد و در این راه از آراء نظریهپردازان مختلف سخن میگوید.
فلسفهی قارهای به معنای زندگی پرداخته و در پی آن است تا روشن کند چطور میتوان در سیاهی پوچگرایی از روشنایی ارزشها سخن گفت.
✍ بهبیان نویسنده، کتاب فلسفهی قارهای تاریخی انتقادی از نظریهپردازان این حوزه است. تاریخی انتقادی است زیرا افکار ترتیبی تاریخی ندارند و چیدمان کتاب به شکلی است که در فصول پایانی به سمت پاسخی برای پرسش از معنای زندگی پیش میرود.
در این کتاب مجموعهای از افکار اندیشمندانی چون #افلاطون #کانت #کییرکگارد #شوپنهاور #فروید #نیچه #هگل #مارکس #هایدگر #سارتر #کامو و #فوکو را، البته همراه با دیدگاه انتقادی نویسنده، میتوان یافت.
📚 فلسفه قارهای و معنای زندگی
بهقلم جولیان یانگ
ترجمهی بهنام خداپناه
۴۶۷ صفحه
قیمت: ۹۵۰۰۰ تومان
#لذت_اندیشیدن_با_حکمت
@HekmatPub
✍ معنا از جمله دلمشغولیهای وجودی آدمی است که به زندگی نیرو میدهد و برای آن همچون هوا میماند برای نفسکشیدن. در واقع آنچه آدمی را در برابر رنجهای گوناگون حفظ میکند و به زندگی ارزش زیستن میدهد معناست. جملهی مشهور نیچه نیز همین امر را منعکس میکند: "آنچه آدمی طلب میکند معناست."
❓ولی آیا چنین ادعایی واقعاً صادق است؟ اگر معنا از بدیهیات وجودی آدمی است، پس چهچیز سبب میشود که زندگی به ورطهی هولناک بیمعنایی و پوچگرایی سقوط کند؟
✍ کتاب فلسفهی قارهای و معنای زندگی اثر #جولیان_یانگ به این پرسشها پاسخ میدهد و در این راه از آراء نظریهپردازان مختلف سخن میگوید.
فلسفهی قارهای به معنای زندگی پرداخته و در پی آن است تا روشن کند چطور میتوان در سیاهی پوچگرایی از روشنایی ارزشها سخن گفت.
✍ بهبیان نویسنده، کتاب فلسفهی قارهای تاریخی انتقادی از نظریهپردازان این حوزه است. تاریخی انتقادی است زیرا افکار ترتیبی تاریخی ندارند و چیدمان کتاب به شکلی است که در فصول پایانی به سمت پاسخی برای پرسش از معنای زندگی پیش میرود.
در این کتاب مجموعهای از افکار اندیشمندانی چون #افلاطون #کانت #کییرکگارد #شوپنهاور #فروید #نیچه #هگل #مارکس #هایدگر #سارتر #کامو و #فوکو را، البته همراه با دیدگاه انتقادی نویسنده، میتوان یافت.
📚 فلسفه قارهای و معنای زندگی
بهقلم جولیان یانگ
ترجمهی بهنام خداپناه
۴۶۷ صفحه
قیمت: ۹۵۰۰۰ تومان
#لذت_اندیشیدن_با_حکمت
@HekmatPub
دموکراسیهای بوتاکسی!
چند وقت قبل به یاد دارم خبری میخواندم از یکی از شرکتهای فرانسویِ تولید ژل و بوتاکس زیبایی که ظاهرن سمّی و خطرناک از کار درآمده بودند، و کشنده، که نوعی رسوایی را برای شرکت سازندۀ آن به دنبال داشت، که اگر اشتباه نکنم فراخوان داده بودند که استفاده کنندگان بیایند ژلها و بوتاکسهایشان را تعویض کنیم، درست مثل فراخوان شرکتهای خودرویی! صرفنظر از اینکه آیا ژل و بوتاکس واقعن کسی را زیبا میکند یا نه، اما ژل و بوتاکسِ سمّی، ولو برای مدتی هم نوعی زیبایی را به همراه داشته باشد، اما نهایتن فرد را خواهد کشت!
القصه، ماجرای پر غصۀ دموکراسیهای زورچپانِ آمریکایی برای کشورهایی نظیر عراق، افغانستان، لیبی و غیره هم همچون آن ژل و بوتاکس سمّی است که ولو برای مدتی ظاهری فریبنده را به دنبال داشته باشد، اما نهایتن آخر و عاقبت ندارد. دموکراسی و آزادی یی که به زور تیر و تفنگ و موشک آمده باشد، نهایتن هم با همان زور و تفنگ از میان میرود. دموکراسیِ به ظاهر فریبندۀ کشورهایی نظیر عراق و افغانستان حُکم آن ژل و بوتاکسی را دارد که فقط برای مدتی محدود شکل و شمایل فریبندۀ یک سیستم دموکراتیک را به یک کشور میدهد، اما نهایتن آن کشور را از پای در میآورد و نهایتن هرچه برجای بگذارد دیگر اسم آن را کشور نمیتوان گذاشت: یک آشوب که تنها از معیارهای یک کشور، مرزهای جغرافیاییِ روی نقشه را دارد، هرچند به حفظ این معیار هم نمیتوان امیدی داشت!
@BeKhodnotes
چند وقت قبل به یاد دارم خبری میخواندم از یکی از شرکتهای فرانسویِ تولید ژل و بوتاکس زیبایی که ظاهرن سمّی و خطرناک از کار درآمده بودند، و کشنده، که نوعی رسوایی را برای شرکت سازندۀ آن به دنبال داشت، که اگر اشتباه نکنم فراخوان داده بودند که استفاده کنندگان بیایند ژلها و بوتاکسهایشان را تعویض کنیم، درست مثل فراخوان شرکتهای خودرویی! صرفنظر از اینکه آیا ژل و بوتاکس واقعن کسی را زیبا میکند یا نه، اما ژل و بوتاکسِ سمّی، ولو برای مدتی هم نوعی زیبایی را به همراه داشته باشد، اما نهایتن فرد را خواهد کشت!
القصه، ماجرای پر غصۀ دموکراسیهای زورچپانِ آمریکایی برای کشورهایی نظیر عراق، افغانستان، لیبی و غیره هم همچون آن ژل و بوتاکس سمّی است که ولو برای مدتی ظاهری فریبنده را به دنبال داشته باشد، اما نهایتن آخر و عاقبت ندارد. دموکراسی و آزادی یی که به زور تیر و تفنگ و موشک آمده باشد، نهایتن هم با همان زور و تفنگ از میان میرود. دموکراسیِ به ظاهر فریبندۀ کشورهایی نظیر عراق و افغانستان حُکم آن ژل و بوتاکسی را دارد که فقط برای مدتی محدود شکل و شمایل فریبندۀ یک سیستم دموکراتیک را به یک کشور میدهد، اما نهایتن آن کشور را از پای در میآورد و نهایتن هرچه برجای بگذارد دیگر اسم آن را کشور نمیتوان گذاشت: یک آشوب که تنها از معیارهای یک کشور، مرزهای جغرافیاییِ روی نقشه را دارد، هرچند به حفظ این معیار هم نمیتوان امیدی داشت!
@BeKhodnotes
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تعریفی زیستشناسانه از تفاوت میان لذت و خوشبختی، و اینکه چرا آنچه فرهنگ معاصرِ مصرفی و لذتگرا به ما میدهد خوشی و سعادت نیست و ما همواره حس نارضایتی داریم! به عبارت دیگر هرچه بیشتر به دنبال لذت میرویم کمتر حس خوشی و سعادت خواهیم کرد و بالعکس هرچه بیشتر احساس خوشی و سعادتمندی میکنیم کمتر در لذات غوطهوریم!
@BeKhodnotes
@BeKhodnotes
در کنار عوامل بسیاری که میتوان برای دوستی ذکر کرد، شاید یکی از مهمترین عوامل، «درد مشترک» باشد! چه دوستیهای کهنه ای که در طول زمان در اثر از میان رفتن این «درد مشترک» از میان میروند و چه روابطی که به خاطر عدم وجود همین «درد مشترک» هیچگاه به دوستی تبدیل نمیشوند. و یکی از مهمترین عواملی که باعث شکل گیری این درد مشترک میشود، اشتراکات فرهنگی و ارزشی است. چه بسا دو نفر دارای اشتراکات فرهنگی باشند اما به دلیل باورهای ارزشی متفاوت نتوانند پیوند دوستی شکل دهند و حتی چه بسا دو نفر دارای ارزشهای نسبتن مشترکی باشند اما اختلافات فرهنگی مانع شکل گیری این درد و دغدغه مشترک گردد. اینکه فردی یافت شود همزمان با اشتراکات فرهنگی و ارزشی، البته که از نوادر است و به همین خاطر هم هست که تعداد دوستانِ نزدیک و واقعی از انگشتانِ یک دست تجاوز نمیکنند.
پیرو همین مطلب، چند وقت قبل یک نظرسنجی را در یک کانال تلگرامی که برای ایرانیان ساکن فنلاند است میدیدم که از ملیتِ دوستانِ نزدیک پرسیده بود. بالغ بر هفتاد درصد، ملیتِ دوستان نزدیکشان را ایرانی و تنها چهار درصد فنلاندی ذکر کرده بودند. حتی دوستی با ملیتهای دیگر هم درصد بیشتری را به خود اختصاص داده بود و دلیل اصلیِ آن به نظرم «دردِ مشترکِ حس بیگانگی» است که عامل پیوند مهاجران در یک جامعۀ بیگانه است.
@BeKhodnotes
پیرو همین مطلب، چند وقت قبل یک نظرسنجی را در یک کانال تلگرامی که برای ایرانیان ساکن فنلاند است میدیدم که از ملیتِ دوستانِ نزدیک پرسیده بود. بالغ بر هفتاد درصد، ملیتِ دوستان نزدیکشان را ایرانی و تنها چهار درصد فنلاندی ذکر کرده بودند. حتی دوستی با ملیتهای دیگر هم درصد بیشتری را به خود اختصاص داده بود و دلیل اصلیِ آن به نظرم «دردِ مشترکِ حس بیگانگی» است که عامل پیوند مهاجران در یک جامعۀ بیگانه است.
@BeKhodnotes
Darvazeye Hasti - @Khosousi
Lotfi, Mousavi & Farhangfar
آنچنان بار کدورت به دلم جمع شده است
که اگر پایم از این پیچ و خم آید بیرون
لنگ لنگان درِ دروازه هستی گیرم
نگذارم که کسی از عدم آید بیرون
@BeKhodnotes
که اگر پایم از این پیچ و خم آید بیرون
لنگ لنگان درِ دروازه هستی گیرم
نگذارم که کسی از عدم آید بیرون
@BeKhodnotes
کانال ما حیوانات، کانال مفیدی که زحمت زیادی میکشند به موضوع اخلاق ارتباط با حیوانات بیشتر از موضعی سوسیالیستی و چپگرایانه بپردازند و مقالاتی را در این زمینه به فارسی برگردانده و منتشر سازند:
http://www.tgoop.com/weanimals
@BeKhodnotes
http://www.tgoop.com/weanimals
@BeKhodnotes
Telegram
ما حیوانات we animals
روزنهای در وجدان عمومی
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/weanimals_f/
فیسبوک:
https://www.facebook.com/weanimals.f/
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/weanimals_f/
فیسبوک:
https://www.facebook.com/weanimals.f/
در این زمانه که مرگ دیگر تقریبن برایمان امری عادی و هرروزه شده است، چندوقت پیش در خبرها خبر فوت استاد محسن بیدارفر را دیدم و امروز هم خبر فوت علامه حسنزاده آملی. این چند مدت اخیر که روی آرای ابنسینا و ملاصدرا کار میکنم با کارهای این بزرگواران بیشتر بواسطه تصحیح کتاب المباحثات ابنسینا توسط استاد بیدارفر و ترجمه فارسی کتاب کسرالاصنام الجاهلیه ملاصدرا توسط ایشان و همچنین تصحیح متن کتاب النفس شفا توسط علامه حسنزاده آشنا شدم.
خدایشان رحمت کناد
@BeKhodnotes
خدایشان رحمت کناد
@BeKhodnotes
شاید بهترین برابرنهاد فارسی که بتوان برای واژه مدیتیشن (meditation) بکار برد واژه مراقبه باشد، البته در زمینه و بستر عرفانی آن. و سادهترین تعریفی هم که بتوان از مراقبه به دست داد عبارتست از مراقبت از آنچه در قالب اندیشهها، خیالات، و عواطف بر ما روی داده یا وارد میشود. به عبارت دیگر، هدف رهرو یا سالک از انجام عمل مراقبه حضور داشتن و توجه نسبت به محتواهای ذهنیاش است. پیش از آنکه سیل خیالات، افکار و عواطفِ گوناگون، از خشم گرفته تا هوا و هوسها او را با خود ببرد و غرق کند، رهرو اما، با حضور و آگاهی نسبت به آنچه بر او روی میدهد از آن آگاهی یافته و از خود در برابر گرفتار شدن در این خیالات و عواطف مراقبت به عمل میآورد و خود را از گرفتار شدن در دامگه آنها حفظ میکند. از اینرو، مراقبت به عمل آوردن از خود چکیده و عصاره مراقبه و حضور است، امری که بس دشوار است و تمرین و ممارست فراوان میطلبد، خصوصن در زمانه کنونیِ ما که جهان پیرامونمان تجلی هر چه بیشتری از امور هوسناک و وسوسهکنندهای است که درست آگاهی و هوشیاری انسانی را هدف قرار میدهند . . .
@BeKhodnotes
@BeKhodnotes
Forwarded from پخش ققنوس
🗓 تاريخ: يكم مهر ماه
📖 اخرين آغوش ماما
✍️نويسنده: فرانس دو وال
🙎🏼♂️مترجم: نازگل عزيزي
🏫نشر: سايلاو
424صفحه|رقعي،شوميز| 112 هزار تومان
نوبت چاپ: اول | سال چاپ: 1400
#تحليل #پخشققنوس
با ما در صفحه اينستاگرام همراه شويد:
https://www.instagram.com/qoqnoospkoodak/
https://www.instagram.com/qoqnoosp/
📖 اخرين آغوش ماما
✍️نويسنده: فرانس دو وال
🙎🏼♂️مترجم: نازگل عزيزي
🏫نشر: سايلاو
424صفحه|رقعي،شوميز| 112 هزار تومان
نوبت چاپ: اول | سال چاپ: 1400
#تحليل #پخشققنوس
با ما در صفحه اينستاگرام همراه شويد:
https://www.instagram.com/qoqnoospkoodak/
https://www.instagram.com/qoqnoosp/
Forwarded from سهند ایرانمهر
ابوالعلا معری گوشت، شیر و عسل و بیضه مرغ نمیخورد و ذوات لحم نمیآزرد. گفتند چرا گوشت نمیخوری؟ گفت: آنان را نیز جانی است. گفتند تو از خالقشان رحیمتری؟ گفت: مگر علی در خوراک امساک نمیکرد؟ گفتند: پیامبر گوشت نمیخورد؟ ابوالعلا عذر فقر آورد اما چون دینارش دادند، نپذیرفت.
«معجم الادباء»
@sahandiranmehr
«معجم الادباء»
@sahandiranmehr
به تازگی دوست بزرگوار و فرهیختهام، جناب حسین رسولزاده، مجموعه داستانی با عنوان همچون شرابی دیرسال را به چاپ رساندهاند. از ایشان پیشتر از این هم در این کانال مقالاتی را به اشتراک گذاشته بودم که خود مقالات نشان از قلم گیرای ایشان دارد. از ایشان درخواست کردم که در معرفی اثر تازه منتشر شدهشان توضیح کوتاهی را ارائه کنند که فایل شنیداری آنرا در زیر میتوانید گوش کنید👇🏼👇🏼👇🏼
@BeKhodnotes
@BeKhodnotes
Forwarded from اتچ بات
توضیحات حسین رسولزاده نویسنده کتاب همچون شرابی دیرسال که نشر سیب سرخ آنرا به تازگی منتشر کردهاند
@BeKhodnotes
@BeKhodnotes
Telegram
attach 📎
افسردگی و حضور خود شمایید
Thich Nhat hanh
آنچه در ادامه می شنوید، ترجمه گزینشی از بخش نخست سخنرانی تیک نات هان است با عنوان «افسردگی و حضور خودِ شمایید»، که در آن بر اساس روانشناسی بودایی در صدد تبیین ساختار آگاهی و ذهن، دلایل بروز افسردگی و نحوه مواجهه آگاهانه با آن است. تیک نات هان در این سخنرانی به تعریف دقیقی از اصطلاح حضور یا آگاهی که معادل واژه انگلیسی mindfulness است می پردازد و آن را راه حل اصلی برای مواجهه با مشکلات خلقی و روانی میداند.
ترجمه و گوینده: بهنام خداپناه
لطفن این سخنرانی را با حضور و توجه گوش دهید 🙏🏼
برای دسترسی به فایل اصلی سخنرانی به زبان انگلیسی هم میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://youtu.be/L4WnuNywCSc
@BeKhodnotes
ترجمه و گوینده: بهنام خداپناه
لطفن این سخنرانی را با حضور و توجه گوش دهید 🙏🏼
برای دسترسی به فایل اصلی سخنرانی به زبان انگلیسی هم میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://youtu.be/L4WnuNywCSc
@BeKhodnotes
مغالطه ترکیب فلسفه عربی و متفکران عرب!
خیلی وقت ها برای اینکه به اهمیت و زیبایی یک چیز پی ببریم، نیاز داریم به اینکه آن چیز را از نمای دور و از چشم اندازی دیگر نظاره کنیم. همچنانکه زیبایی و عظمت یک کوه را و یا زیبایی و عظمت یک کهکشان را از فاصله دور می توانیم دریابیم. در واقع، خیلی وقت ها هرچه از نزدیک با یک پدیده مواجه می شویم کمتر زیبایی آن را و عظمتش را درک خواهیم کرد. عظمت یک کوه یا عظمت یک کهکشان زمانی مشخص می شود که از فاصله های دور و در گستره ای عظیم بدان نگریسته شود،خصوصاً وقتی که در کنار و در مقایسه با دیگر پدیده های مشابه اطراف خود بدان نگاه شود. مثلا وقتی که به قله دماوند از دوردست و در مقایسه با دیگر قله های اطراف بدان نگریسته شود می توان به عظمت آن پی برد، یا وقتی کهکشان راه شیری در مقایسه با کهکشان همسایه اش یعنی کهکشان آندرومدا نگریسته می شود، میتوان به کوچکی آن در مقایسه با کهکشان آندرومدا پی برد.
فرهنگ هم همین گونه است. در واقع خیلی وقت ها نزدیکی بیش از اندازه به یک فرهنگ مانع از دیدن زیباییها و بزرگی های آن میشود. خیلی وقت ها برای آن که عظمت و بزرگی یک فرهنگ و شخصیت های آن را بفهمیم باید از آن فاصله بگیریم و بدان فرهنگ از دور دست و از چشم اندازی دیگر نظر افکنیم.
خود وقتی در ایران بودم توجه به مراتب کمتری نسبت به شخصیتهای فرهنگی خودمان داشتم، اما فاصله گرفتن از ایران و قرار گرفتن در چشم اندازی متفاوت، یعنی قرار گرفتن در یک فضای فرهنگی متفاوت، و مطالعه این شخصیت های تاریخی در زمینه ای متفاوت به من نشان داد که چقدر داشتن شخصیت های فرهنگیِ تاثیرگذار و داشتن تاریخی ژرف میتواند برای یک فرهنگ امتیاز و افتخارآمیز باشد. ابن سینا یکی از این شخصیت هاست که تاثیر ژرفی بر فلسفه، روانشناسی و طب در عالم قدیم و جدید داشته است و همچنان بسیاری از آراء و آثار فلسفی او در مغرب زمین با دقت فراوانی خوانده می شود و مورد بحث و فحص جدی قرار می گیرد.
اما آنچه مایه تاسف است بی توجهی به فرهنگی است که متفکرانی از این دست در آن بالیدن گرفتهاند، یعنی فرهنگ ایرانی. از آنجایی که زبان علمی در دوران این متفکران زبان عربی بوده است، و بیشتر قلم فرساییهای این اندیشمندان به زبان عربی انجام گرفته است، باعث شده که این متفکران در مغرب زمین به عنوان متفکران عرب، و اندیشه و فلسفهشان به عنوان فلسفه عربی شناخته شود، این در حالی است که اکثر متفکران بزرگ و تاریخسازی که در حوزه فلسفه در جهان اسلام قلم زده اند و آن را به پیش برده اند متفکران ایرانی بوده اند که ابن سینا یکی از این بزرگان است. به عبارت دیگر، عرب خواندن این متفکران به واسطه نگارش آثارشان به زبان عربی همان قدر خطاست که امروزه نویسندگانی که زبان مادریشان غیر-انگلیسی است اما به زبان انگلیسی کتاب یا مقاله می نویسند را نویسندگان و متفکران انگلیسی بخوانیم. از طرف دیگر، مسئله وقتی بغرنج تر میگردد که نویسنده مذکور آثار بسیار مهمی هم به زبان مادری خود یعنی زبان فارسی نگاشته باشد. به عنوان مثال وقتی کتاب دانشنامه علایی ابن سینا را می خوانیم متوجه دغدغههای زبانی این نویسنده نیز میشویم. دانشنامه علایی که می توان آن را نسخه فارسی چکیده کتاب شفای او خواند مجموعه ایست که ابن سینا در آن می کوشد به زبان فارسی فلسفهورزی کند. به عبارت دیگر، ابن سینا در این کتاب در تلاش است تا ظرفیت های زبان فارسی را برای واژگان فلسفی محک زده و نشان دهد که میتوان به فارسی ناب هم فلسفه ورزی کرد. و جای تاسف اینجاست که به آثار فارسی او او نه تنها در مغرب زمین که حتی در کشور خودمان هم توجه شایانی نمیشود. همین بیتوجهی من را بر آن داشت که ترجمه چند مورد از آثار فارسی او به زبان انگلیسی را مورد توجه قرار دهم، که هم توجهها در غرب به سوی اهمیت زبان فارسی در سنت فلسفی ما که دغدغه خود ابن سینا هم بوده است معطوف شود، و هم نادرستی اصطلاحاتی همچون فلسفه عربی یا متفکران عربی بیش از پیش نشان داده شود.
از همین رو، ترجمه انگلیسی چند اثر فارسی ابن سینا را در برنامه کار خود قرار دادم. رساله نفس، بخش دانش جان (علم النفس) دانشنامه علایی، و رساله ای منسوب به ابن سینا با عنوان درباره کیفیت سلسله مراتب موجودات. اخیرن، ترجمه انگلیسی رساله نفس را تمام کردم و اکنون در حال بازبینی متن ترجمه انگلیسی هستم. امید دارم که در آینده نیز دو اثر بعدی را به زبان انگلیسی برگردانم، تا شاید اندکی از بی توجهی به آثار فارسی فیلسوفان و بزرگان اندیشه ما کاسته شود. این که یک فرهنگ دارای سنت فکری و فلسفی باشد موهبت بسیار بزرگیست که بسیاری از کشورها آرزوی داشتنش را میکنند. حال آنکه ما از این موهبت برخورداریم اما قدر آن را آنگونه که شایسته و بایسته آن است نمیدانیم، جای بسی تأسف دارد. امید است که با کارهای مشابه اندکی از خلاء موجود کاسته شود.
خیلی وقت ها برای اینکه به اهمیت و زیبایی یک چیز پی ببریم، نیاز داریم به اینکه آن چیز را از نمای دور و از چشم اندازی دیگر نظاره کنیم. همچنانکه زیبایی و عظمت یک کوه را و یا زیبایی و عظمت یک کهکشان را از فاصله دور می توانیم دریابیم. در واقع، خیلی وقت ها هرچه از نزدیک با یک پدیده مواجه می شویم کمتر زیبایی آن را و عظمتش را درک خواهیم کرد. عظمت یک کوه یا عظمت یک کهکشان زمانی مشخص می شود که از فاصله های دور و در گستره ای عظیم بدان نگریسته شود،خصوصاً وقتی که در کنار و در مقایسه با دیگر پدیده های مشابه اطراف خود بدان نگاه شود. مثلا وقتی که به قله دماوند از دوردست و در مقایسه با دیگر قله های اطراف بدان نگریسته شود می توان به عظمت آن پی برد، یا وقتی کهکشان راه شیری در مقایسه با کهکشان همسایه اش یعنی کهکشان آندرومدا نگریسته می شود، میتوان به کوچکی آن در مقایسه با کهکشان آندرومدا پی برد.
فرهنگ هم همین گونه است. در واقع خیلی وقت ها نزدیکی بیش از اندازه به یک فرهنگ مانع از دیدن زیباییها و بزرگی های آن میشود. خیلی وقت ها برای آن که عظمت و بزرگی یک فرهنگ و شخصیت های آن را بفهمیم باید از آن فاصله بگیریم و بدان فرهنگ از دور دست و از چشم اندازی دیگر نظر افکنیم.
خود وقتی در ایران بودم توجه به مراتب کمتری نسبت به شخصیتهای فرهنگی خودمان داشتم، اما فاصله گرفتن از ایران و قرار گرفتن در چشم اندازی متفاوت، یعنی قرار گرفتن در یک فضای فرهنگی متفاوت، و مطالعه این شخصیت های تاریخی در زمینه ای متفاوت به من نشان داد که چقدر داشتن شخصیت های فرهنگیِ تاثیرگذار و داشتن تاریخی ژرف میتواند برای یک فرهنگ امتیاز و افتخارآمیز باشد. ابن سینا یکی از این شخصیت هاست که تاثیر ژرفی بر فلسفه، روانشناسی و طب در عالم قدیم و جدید داشته است و همچنان بسیاری از آراء و آثار فلسفی او در مغرب زمین با دقت فراوانی خوانده می شود و مورد بحث و فحص جدی قرار می گیرد.
اما آنچه مایه تاسف است بی توجهی به فرهنگی است که متفکرانی از این دست در آن بالیدن گرفتهاند، یعنی فرهنگ ایرانی. از آنجایی که زبان علمی در دوران این متفکران زبان عربی بوده است، و بیشتر قلم فرساییهای این اندیشمندان به زبان عربی انجام گرفته است، باعث شده که این متفکران در مغرب زمین به عنوان متفکران عرب، و اندیشه و فلسفهشان به عنوان فلسفه عربی شناخته شود، این در حالی است که اکثر متفکران بزرگ و تاریخسازی که در حوزه فلسفه در جهان اسلام قلم زده اند و آن را به پیش برده اند متفکران ایرانی بوده اند که ابن سینا یکی از این بزرگان است. به عبارت دیگر، عرب خواندن این متفکران به واسطه نگارش آثارشان به زبان عربی همان قدر خطاست که امروزه نویسندگانی که زبان مادریشان غیر-انگلیسی است اما به زبان انگلیسی کتاب یا مقاله می نویسند را نویسندگان و متفکران انگلیسی بخوانیم. از طرف دیگر، مسئله وقتی بغرنج تر میگردد که نویسنده مذکور آثار بسیار مهمی هم به زبان مادری خود یعنی زبان فارسی نگاشته باشد. به عنوان مثال وقتی کتاب دانشنامه علایی ابن سینا را می خوانیم متوجه دغدغههای زبانی این نویسنده نیز میشویم. دانشنامه علایی که می توان آن را نسخه فارسی چکیده کتاب شفای او خواند مجموعه ایست که ابن سینا در آن می کوشد به زبان فارسی فلسفهورزی کند. به عبارت دیگر، ابن سینا در این کتاب در تلاش است تا ظرفیت های زبان فارسی را برای واژگان فلسفی محک زده و نشان دهد که میتوان به فارسی ناب هم فلسفه ورزی کرد. و جای تاسف اینجاست که به آثار فارسی او او نه تنها در مغرب زمین که حتی در کشور خودمان هم توجه شایانی نمیشود. همین بیتوجهی من را بر آن داشت که ترجمه چند مورد از آثار فارسی او به زبان انگلیسی را مورد توجه قرار دهم، که هم توجهها در غرب به سوی اهمیت زبان فارسی در سنت فلسفی ما که دغدغه خود ابن سینا هم بوده است معطوف شود، و هم نادرستی اصطلاحاتی همچون فلسفه عربی یا متفکران عربی بیش از پیش نشان داده شود.
از همین رو، ترجمه انگلیسی چند اثر فارسی ابن سینا را در برنامه کار خود قرار دادم. رساله نفس، بخش دانش جان (علم النفس) دانشنامه علایی، و رساله ای منسوب به ابن سینا با عنوان درباره کیفیت سلسله مراتب موجودات. اخیرن، ترجمه انگلیسی رساله نفس را تمام کردم و اکنون در حال بازبینی متن ترجمه انگلیسی هستم. امید دارم که در آینده نیز دو اثر بعدی را به زبان انگلیسی برگردانم، تا شاید اندکی از بی توجهی به آثار فارسی فیلسوفان و بزرگان اندیشه ما کاسته شود. این که یک فرهنگ دارای سنت فکری و فلسفی باشد موهبت بسیار بزرگیست که بسیاری از کشورها آرزوی داشتنش را میکنند. حال آنکه ما از این موهبت برخورداریم اما قدر آن را آنگونه که شایسته و بایسته آن است نمیدانیم، جای بسی تأسف دارد. امید است که با کارهای مشابه اندکی از خلاء موجود کاسته شود.
در اینجا ترجمه انگلیسی فهرست رساله نفس را به همراه متن اصلی خود اثر با شما به اشتراک می گذارم:
باب اول: در بیان حد نفس
باب دوم: در باب قوتهای نفس
باب سیم: در شرح سبب اختلاف احوال های قوت دریافتن نفس
باب چهارم: در بیان آن قوتی که صورت جزوی دریابد که آن دریافتن جز به آلت جسمانی نتواند بود
باب پنجم: در ذکر قوتی که صورت کلی دریابد که این دریافت به آلت جسمانی نتواند بود
باب ششم: در بیان کیفیت استعانت نفس ببدن و شرح آن وقت که وی را حاجت باشد بدین استعانت و آن وقتی که مستغنی باشد از این استعانت و آن وقت که بدن ضرر کند و مانع باشد مر نفس را از مقصود خویش
باب هفتم: در درست کردن ثبات نفس مردم به ذات خویش و مستغنی شدن او از بدن و هرچه بدین پیوندد
باب هشتم: در تصحیح حدوث نفس با حدوث بدن
باب نهم: در ذکر برهان بر بقاء نفس و نامردن نفس به مردن بدن
باب دهم: در بیان امتناع انتقال نفس از بدن به بدنی دیگر
باب یازدهم: در ذکر آنکه قوت های نفسانی جمله آلت نفس واحد است
باب دوازدهم: در بیان عقل عملی و کیفیت بیرون آمدن او از قوت به فعل
باب سیزدهم: در بیان نبوت و احوال خواب
باب چهاردهم: در غایت رتبتی که در حق نفس مردم ممکن باشد از شرف در این عالم
باب پانزدهم: در دلالت بر حال نفس چون از بدن مفارقت کند و شرح اصناف سعادت و شقاوت
باب شانزدهم: در ختم این فصول
Chapter one: On the definition of the soul
Chapter 2: On the faculties of the soul
Chapter 3: On (the explication of the reason for) the differentiation of the states of the soul’s perceptive power
Chapter 4: On explication of the faculty that perceives the particular form which is performed just by means of the bodily organ
Chapter 5: On the faculty which perceives the universal form and this perception is not performed by the bodily organ
Chapter 6: On how the body assists the soul and explication of once the soul needs its assistance and when the soul is self-sufficient from that assistance and the time that the body gets harmed and obstructs the soul to reach its goal
Chapter 7: On establishing the stability of the human soul in its essence and its self-sufficiency from the body and whatever else which belongs to it
Chapter 8: On establishing the soul’s temporal existence with the temporal existence of the body
Chapter 9: On providing the proof for the soul’s survival and immortality after the death of the body
Chapter 10: On refutation of the transmigration of the soul from a body to another body
Chapter 11: On explication that all the soul’s faculties are instruments for one soul
Chapter 12: On the practical intellect and how it gets out of potentiality into actuality
Chapter 13: On the prophecy and the quality of dreaming
Chapter 14: On the ultimate status of the superiority which is possible for the human soul in this world
Chapter 15: On the state of the soul when it separates from the body and the explication of the sorts of happiness and misery
Chapter 16: Concluding chapter
@BeKhodnotes
باب اول: در بیان حد نفس
باب دوم: در باب قوتهای نفس
باب سیم: در شرح سبب اختلاف احوال های قوت دریافتن نفس
باب چهارم: در بیان آن قوتی که صورت جزوی دریابد که آن دریافتن جز به آلت جسمانی نتواند بود
باب پنجم: در ذکر قوتی که صورت کلی دریابد که این دریافت به آلت جسمانی نتواند بود
باب ششم: در بیان کیفیت استعانت نفس ببدن و شرح آن وقت که وی را حاجت باشد بدین استعانت و آن وقتی که مستغنی باشد از این استعانت و آن وقت که بدن ضرر کند و مانع باشد مر نفس را از مقصود خویش
باب هفتم: در درست کردن ثبات نفس مردم به ذات خویش و مستغنی شدن او از بدن و هرچه بدین پیوندد
باب هشتم: در تصحیح حدوث نفس با حدوث بدن
باب نهم: در ذکر برهان بر بقاء نفس و نامردن نفس به مردن بدن
باب دهم: در بیان امتناع انتقال نفس از بدن به بدنی دیگر
باب یازدهم: در ذکر آنکه قوت های نفسانی جمله آلت نفس واحد است
باب دوازدهم: در بیان عقل عملی و کیفیت بیرون آمدن او از قوت به فعل
باب سیزدهم: در بیان نبوت و احوال خواب
باب چهاردهم: در غایت رتبتی که در حق نفس مردم ممکن باشد از شرف در این عالم
باب پانزدهم: در دلالت بر حال نفس چون از بدن مفارقت کند و شرح اصناف سعادت و شقاوت
باب شانزدهم: در ختم این فصول
Chapter one: On the definition of the soul
Chapter 2: On the faculties of the soul
Chapter 3: On (the explication of the reason for) the differentiation of the states of the soul’s perceptive power
Chapter 4: On explication of the faculty that perceives the particular form which is performed just by means of the bodily organ
Chapter 5: On the faculty which perceives the universal form and this perception is not performed by the bodily organ
Chapter 6: On how the body assists the soul and explication of once the soul needs its assistance and when the soul is self-sufficient from that assistance and the time that the body gets harmed and obstructs the soul to reach its goal
Chapter 7: On establishing the stability of the human soul in its essence and its self-sufficiency from the body and whatever else which belongs to it
Chapter 8: On establishing the soul’s temporal existence with the temporal existence of the body
Chapter 9: On providing the proof for the soul’s survival and immortality after the death of the body
Chapter 10: On refutation of the transmigration of the soul from a body to another body
Chapter 11: On explication that all the soul’s faculties are instruments for one soul
Chapter 12: On the practical intellect and how it gets out of potentiality into actuality
Chapter 13: On the prophecy and the quality of dreaming
Chapter 14: On the ultimate status of the superiority which is possible for the human soul in this world
Chapter 15: On the state of the soul when it separates from the body and the explication of the sorts of happiness and misery
Chapter 16: Concluding chapter
@BeKhodnotes
👍1