.......
من نمیگم نداشتن دین خوبه ...
اما هیچوقت یه کتاب رو از
روی جلدش قضاوت نکن ...
میبینی خالکوبی داره ...
میبینی لباساش متفاوته ...
میبینی جای مهر رو پیشونیش نداره ...
حتی دین هم نداشته باشه ...
با دقت که ببینی میبینی شرف داره.
بهنام انسانیت " که زیباترین رسمه ...
دستانی که کمک میکنند
مقدستر از دستانیست که دعا میکنند ...
و این جملهٔ مشهور از
#استفان_واینبرگ
با دین یا بدون دین،
انسانهای خوب، کارهای خوب میکنند
و انسانهای بد، کارهای بد ...
اما برای اینکه انسان با ظاهر خوب
بتواند کارهای بد بکند
قطعا به دین نیاز دارد ....
...📚
من نمیگم نداشتن دین خوبه ...
اما هیچوقت یه کتاب رو از
روی جلدش قضاوت نکن ...
میبینی خالکوبی داره ...
میبینی لباساش متفاوته ...
میبینی جای مهر رو پیشونیش نداره ...
حتی دین هم نداشته باشه ...
با دقت که ببینی میبینی شرف داره.
بهنام انسانیت " که زیباترین رسمه ...
دستانی که کمک میکنند
مقدستر از دستانیست که دعا میکنند ...
و این جملهٔ مشهور از
#استفان_واینبرگ
با دین یا بدون دین،
انسانهای خوب، کارهای خوب میکنند
و انسانهای بد، کارهای بد ...
اما برای اینکه انسان با ظاهر خوب
بتواند کارهای بد بکند
قطعا به دین نیاز دارد ....
...📚
👍7❤3👎1👏1😍1
📚
چهکسی گناهکارتر است؟
جبار یا جبر پذیر؟
بعضی خصوصیات بود که ما
تصور میکردیم بیشتر خاصّ
مشرق زمین است،
ولی تجربه نشان داد که هرجا
پای فرد پرستی و دُگم اندیشی در
میان ما باشد، آسمان همان رنگ
میشود، چه شرق باشد و چه غرب
و نمونههای آن، هم در آلمان نازی
در مورد هیتلر دیده شد و هم
در مورد استالین در روسیه،
هم در چین مائو تسه تونگ.
در فرانسه نیز که قاعدتا باید
نسبت به ملتهای دیگر شکاکتر
باشد- زیرا آن همه اندیشهوران
ضد دیکتاتوری به دنیا عرضه کرده
است - آنگونه نبود که نایاب باشد.
بار دیگر تاریخ نشان داد که بار کژ
به منزل نمیرسد، ولی گاهی دیر،
پس از آنکه خسرانهای بزرگی
متوجه یک قوم گشت.
این چه حکمت است که یک فرد که
در نزد گروهی محبوبترین است،
پس از چندی تبدیل به منفورترین
میشود؟
روزگار اگر حاکمِ نابکار را دیرتر
یا زودتر به سزای اعمالش میرساند،
در عین حال قوم ستمکش را هم در
تحملی که کرده است، بیمجازات
نمیگذارد.
📗 روزها
- محمد علی اسلامی ندوشن
@ktabdansh 📚📚
...📚
چهکسی گناهکارتر است؟
جبار یا جبر پذیر؟
بعضی خصوصیات بود که ما
تصور میکردیم بیشتر خاصّ
مشرق زمین است،
ولی تجربه نشان داد که هرجا
پای فرد پرستی و دُگم اندیشی در
میان ما باشد، آسمان همان رنگ
میشود، چه شرق باشد و چه غرب
و نمونههای آن، هم در آلمان نازی
در مورد هیتلر دیده شد و هم
در مورد استالین در روسیه،
هم در چین مائو تسه تونگ.
در فرانسه نیز که قاعدتا باید
نسبت به ملتهای دیگر شکاکتر
باشد- زیرا آن همه اندیشهوران
ضد دیکتاتوری به دنیا عرضه کرده
است - آنگونه نبود که نایاب باشد.
بار دیگر تاریخ نشان داد که بار کژ
به منزل نمیرسد، ولی گاهی دیر،
پس از آنکه خسرانهای بزرگی
متوجه یک قوم گشت.
این چه حکمت است که یک فرد که
در نزد گروهی محبوبترین است،
پس از چندی تبدیل به منفورترین
میشود؟
روزگار اگر حاکمِ نابکار را دیرتر
یا زودتر به سزای اعمالش میرساند،
در عین حال قوم ستمکش را هم در
تحملی که کرده است، بیمجازات
نمیگذارد.
📗 روزها
- محمد علی اسلامی ندوشن
@ktabdansh 📚📚
...📚
👍4❤1😍1
بر اساس حکایتی مشهور
یک افسر آلمانی در جریان
جنگ جهانی دوم از کارگاه پیکاسو "
در پاریس دیدن میکرد.
وقتی نگاهش به تابلوی گورنیکا "
افتاد، از آشوب " نوگرایانهای که در
این نقاشی مشهود بود یکه خورد و
از پیکاسو پرسید؛
این کار شماست؟
پیکاسو آرام جواب داد:
نه. کار شماست!
#اسلاوی_ژیژگ
📕 خشونت ( پنج نگاه زیر چشمی )
@ktabdansh 📚📚
...📚
یک افسر آلمانی در جریان
جنگ جهانی دوم از کارگاه پیکاسو "
در پاریس دیدن میکرد.
وقتی نگاهش به تابلوی گورنیکا "
افتاد، از آشوب " نوگرایانهای که در
این نقاشی مشهود بود یکه خورد و
از پیکاسو پرسید؛
این کار شماست؟
پیکاسو آرام جواب داد:
نه. کار شماست!
#اسلاوی_ژیژگ
📕 خشونت ( پنج نگاه زیر چشمی )
@ktabdansh 📚📚
...📚
👍4👏3👌1😍1
.
کشیش: هرگز مرتکب جرم نشو
بهخاطر این جملهای که الان میگم؛
خدا گفت انتقام از آن من است "
ادموند دانتز: من به خدا اعتقاد ندارم.
کشیش: مهم نیست او به تو اعتقاد داره..
📘 #کنت_مونت_کریستو
...📚
کشیش: هرگز مرتکب جرم نشو
بهخاطر این جملهای که الان میگم؛
خدا گفت انتقام از آن من است "
ادموند دانتز: من به خدا اعتقاد ندارم.
کشیش: مهم نیست او به تو اعتقاد داره..
📘 #کنت_مونت_کریستو
...📚
👍5💯2😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📚
تماشاکنید
#مستند
#ویدئو_مستند
ویژگیهای حکومتهای #دیکتاتوری
شماره یک ؛ احمقها حکومت میکنند
شماره دو ؛ مردم بدبین و بیتفاوت
هستند
شماره سه ؛ دیکتاتورها از کشتن
ابایی ندارند
شماره چهار ؛ سانسور و مبارزه با
گردش آزاد اطلاعات
شماره پنج ؛ کشور منزوی میشود
شماره شش ؛ حکومتهای دیکتاتوری
در گذشته گیر کردهاند
شماره هفت ؛ مردم هیچ جایگاهی ندارند
و ....
@ktabdansh 📚📚
...📚
تماشاکنید
#مستند
#ویدئو_مستند
ویژگیهای حکومتهای #دیکتاتوری
شماره یک ؛ احمقها حکومت میکنند
شماره دو ؛ مردم بدبین و بیتفاوت
هستند
شماره سه ؛ دیکتاتورها از کشتن
ابایی ندارند
شماره چهار ؛ سانسور و مبارزه با
گردش آزاد اطلاعات
شماره پنج ؛ کشور منزوی میشود
شماره شش ؛ حکومتهای دیکتاتوری
در گذشته گیر کردهاند
شماره هفت ؛ مردم هیچ جایگاهی ندارند
و ....
@ktabdansh 📚📚
...📚
👍4😍1
Audio
🎧 کتاب صوتی 🎧
📙 #کتاب_ها_باگت_ها_و_ساس
/۱۵
✍#جرمی_مرسر
🎤 ایوب_آقاخانی
توی مترو دو پسر کوچک که
بیشتر از هفت هشت سال
نداشتند کوپهها را بالا پایین
میرفتند و سعی داشتند از
توریستها دزدی کنند آنها
متوجه شدند که جیب بلوز
جورج پر از پول است...
www.tgoop.com/ktabdansh 🎧📙
📙 #کتاب_ها_باگت_ها_و_ساس
/۱۵
✍#جرمی_مرسر
🎤 ایوب_آقاخانی
توی مترو دو پسر کوچک که
بیشتر از هفت هشت سال
نداشتند کوپهها را بالا پایین
میرفتند و سعی داشتند از
توریستها دزدی کنند آنها
متوجه شدند که جیب بلوز
جورج پر از پول است...
www.tgoop.com/ktabdansh 🎧📙
.
گفتهبودم؛
چو بیایی غَمِ دل با تو بِگویَم
چه بگویم
که غم از دل بِرَوَد
چون تو بیایی..
••☆📚🌒
گفتهبودم؛
چو بیایی غَمِ دل با تو بِگویَم
چه بگویم
که غم از دل بِرَوَد
چون تو بیایی..
••☆📚🌒
❤3👍2🕊1😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دریاچهٔ شوشتر
#ایران_زیبا
زندگی گذر از جادهٔ عمر است
هرروز با مشعل خورشید
از درون شب میگذری
تا به باغ فردا برسی
عمر هم حلقههای بههم
پيوستهٔ زنجیری از کپی فرداهاست
لحظههایت سرشار از عطر زندگی
📚 کتاب_دانش
...📚🍃🌺
#ایران_زیبا
زندگی گذر از جادهٔ عمر است
هرروز با مشعل خورشید
از درون شب میگذری
تا به باغ فردا برسی
عمر هم حلقههای بههم
پيوستهٔ زنجیری از کپی فرداهاست
لحظههایت سرشار از عطر زندگی
📚 کتاب_دانش
...📚🍃🌺
👍2😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 #فیلم_سینمایی #ابر
🎭 ژانر : اکشن | ترسناک
⭐️ امتیاز 6.4 از 10
🌎 محصول کشور : ژاپن 2024
⏰ مدت زمان 124 دقیقه
📝 زیرنویس فارسی
🗯 خلاصه داستان:
داستان مردی بهنام یوشی که اجناسی
را اینترنتی بازفروشی میکند تا
اینکه روزی طی اتفاقاتی مرموز
متوجه میشود زندگیاش
تحت خطر قرار گرفته و ...
( فیلم سینمایی کنت مونت کریستو
با لمس لینک زیر 👇
https://www.tgoop.com/ktabdansh/2257 )
www.tgoop.com/ktabdansh 📚
...🎥
🎭 ژانر : اکشن | ترسناک
⭐️ امتیاز 6.4 از 10
🌎 محصول کشور : ژاپن 2024
⏰ مدت زمان 124 دقیقه
📝 زیرنویس فارسی
🗯 خلاصه داستان:
داستان مردی بهنام یوشی که اجناسی
را اینترنتی بازفروشی میکند تا
اینکه روزی طی اتفاقاتی مرموز
متوجه میشود زندگیاش
تحت خطر قرار گرفته و ...
( فیلم سینمایی کنت مونت کریستو
با لمس لینک زیر 👇
https://www.tgoop.com/ktabdansh/2257 )
www.tgoop.com/ktabdansh 📚
...🎥
🔥2
📚
#حکایت
📚مکتوبات جنابِ ؛ #مولانا
شخصی را گرگ فرزندش ربوده بود.
در آن آشوب درويشی آمد،
نان خواست.
نان گرم از تنور برآورد در آن سالِ قحط،
به درويش داد و آنگه بهسوی کوه
روی نهاد که از فرزندش
از خوردنِ گرگ، استخوانی
مانده باشد، آن را جایی دفن کند و
گوری سازد و نوحه گاهی کند.
چون پیشتر آمد دید فرزند خود
را که از کوه فرود میآمد به سلامت.
نعره زد و بیهوش شد.
فرزند پای پدر را میمالید.
چون به هوش آمد، احوال میپرسید.
گفت: گرگ مرا بر سر راه آورد و بنهاد
به سلامت و گفت: لقمهای به لقمهای.
و بازگشت.
و یقین است که هیچ ذرهای خیر
در راه دین، ضایع نیست.
...📚
#حکایت
📚مکتوبات جنابِ ؛ #مولانا
شخصی را گرگ فرزندش ربوده بود.
در آن آشوب درويشی آمد،
نان خواست.
نان گرم از تنور برآورد در آن سالِ قحط،
به درويش داد و آنگه بهسوی کوه
روی نهاد که از فرزندش
از خوردنِ گرگ، استخوانی
مانده باشد، آن را جایی دفن کند و
گوری سازد و نوحه گاهی کند.
چون پیشتر آمد دید فرزند خود
را که از کوه فرود میآمد به سلامت.
نعره زد و بیهوش شد.
فرزند پای پدر را میمالید.
چون به هوش آمد، احوال میپرسید.
گفت: گرگ مرا بر سر راه آورد و بنهاد
به سلامت و گفت: لقمهای به لقمهای.
و بازگشت.
و یقین است که هیچ ذرهای خیر
در راه دین، ضایع نیست.
...📚
❤3🔥1😍1
کتاب دانش
.... داستانهای کوتاه از این فکر که مبادا تمام نقشههای بزرگی که با دروغهای معصومانه، نیرنگهای کم اهمیت و لاف و گزافههای شجاعانه برای وارث کشیده بود، نقش بر اب شود، هزاران بار میمرد و زنده میشد. فرشتهٔ نگهبان ماکس ریاکارانه نجوا میکرد؛ مادر بیچاره…
.....
داستانهای کوتاه
📖 #صندوقچه
نوشتهٔ: #ژان_لویی_کورتی
قسمت اول؛
دخترک وارد آشپزخانه شد و
نفسزنان گفت:
سیصدهزار فرانک ازش دزدیدند.
مادرش از سابیدن ظرفها دستکشید
و با بیاعتنایی نگاهش کرد.
- انگار از این اتقاق خوشحالی.
- آخر گوش کن، این پیرزن که
فکر میکرد، پول هایش را خیلی خوب
قایم کرده ...
- وقتی آدم از خانم محترمی حرف
میزند، نمیگوید این پیرزن.
- چه حرفهایی میزنی مامان، خودت
هم صدبار گفتی که او یک زنِ خسیسِ
نفرتانگیز است ...
میخواهی بدانی پولهایش را کجا
قایم کرده بود؟
پولهایش را ...
- زن بیچاره ! خوشبختانه هنوز
مقداری زمین دارد، میتواند زمینها
را بفروشد و چندان هم بدون درآمد
نمیماند.
- اما تو هیچوقت نمیتوانی حدس
بزنی که پولهایش را کجا قایم
کرده بود، یک به هزار شرط میبندم ...
- توی تشک.
- از کجا فهمیدی؟
- این کار از قدیم معمول بوده.
- اوه ، بله، خیلی هم معمول بوده.
اما ببین، در قرن بیستم قایم کردن
پول آنهم توی تشک، فقط از یک
زن احمق برمیآید.
- نشانی دزدها را داده؟
- آره. دوتا جوانک با موتور " وسپا "
آمده بودند. پیرزن دیده که موتور
درست جلوی خانهاش توقف کرده
و دو جوان از آن پیاده شدند. گفته که
پسرها عینک دودی زده بودند و
کاپشن چرمی و شلوار جین پوشیده
بودند، اما طبیعتا وقت زیادی
نداشته که نگاهشان کند چون
بلافاصله بیهوشش کردهاند.
- باید مال همین حوالی باشند.
- حتما. شاید هم میدانستند که یک
گنج مخفی دارد.
- شاید هم اتفاقی بوده. یک زن پیر
جلوی در یک خانهٔ محقر، وسط
دشت و صحرا. لابد فکر کردهاند که
پساندازی دارد. ولی احتمالا
به چند اسکناس هزاری فکر کرده
بودند.
- ولی سیصد تا اسکناس هزاری پیدا
کردهاند. چه پولِ بادآوردهای.
- نخند.
- نمیخندم.
- آره میبینم. میشود قسم خورد
که این داستان خیلی خوشحالت
کرده.
- خب که چی؟ فکر میکنم این
پیرزن جادوگر حقش بود و با لحن
تندی افزود؛
- از خسّت متنفرم. از آدمهایی که
دائم پول جمع میکنند متنفرم.
از آدمهایی که ...
دخترک جملهاش را ناتمام گذاشت،
نفسی تازه کرد، پلکهایش را چندبار
بههم زد و سر برگرداند.
مادرش نگاه خشمآلودی به او انداخت،
دوباره مشغول سابیدن ظرفها شد
و گفت:
اما خودت هم توی اتاقت
یک صندوقچه داری که درش را
قفل کردهای و نمیدانم چی ،
احتمالا پول ، در آن نگه میداری.
- مال من فرق میکند، صندوقچهٔ
من یک گنج است.
- بله، ولی اسم این کار هم
مالاندوزی است.
ادامه دارد.
ترجمهٔ؛ خانم مهوش قویمی
...📚🌟...🖊
داستانهای کوتاه
📖 #صندوقچه
نوشتهٔ: #ژان_لویی_کورتی
قسمت اول؛
دخترک وارد آشپزخانه شد و
نفسزنان گفت:
سیصدهزار فرانک ازش دزدیدند.
مادرش از سابیدن ظرفها دستکشید
و با بیاعتنایی نگاهش کرد.
- انگار از این اتقاق خوشحالی.
- آخر گوش کن، این پیرزن که
فکر میکرد، پول هایش را خیلی خوب
قایم کرده ...
- وقتی آدم از خانم محترمی حرف
میزند، نمیگوید این پیرزن.
- چه حرفهایی میزنی مامان، خودت
هم صدبار گفتی که او یک زنِ خسیسِ
نفرتانگیز است ...
میخواهی بدانی پولهایش را کجا
قایم کرده بود؟
پولهایش را ...
- زن بیچاره ! خوشبختانه هنوز
مقداری زمین دارد، میتواند زمینها
را بفروشد و چندان هم بدون درآمد
نمیماند.
- اما تو هیچوقت نمیتوانی حدس
بزنی که پولهایش را کجا قایم
کرده بود، یک به هزار شرط میبندم ...
- توی تشک.
- از کجا فهمیدی؟
- این کار از قدیم معمول بوده.
- اوه ، بله، خیلی هم معمول بوده.
اما ببین، در قرن بیستم قایم کردن
پول آنهم توی تشک، فقط از یک
زن احمق برمیآید.
- نشانی دزدها را داده؟
- آره. دوتا جوانک با موتور " وسپا "
آمده بودند. پیرزن دیده که موتور
درست جلوی خانهاش توقف کرده
و دو جوان از آن پیاده شدند. گفته که
پسرها عینک دودی زده بودند و
کاپشن چرمی و شلوار جین پوشیده
بودند، اما طبیعتا وقت زیادی
نداشته که نگاهشان کند چون
بلافاصله بیهوشش کردهاند.
- باید مال همین حوالی باشند.
- حتما. شاید هم میدانستند که یک
گنج مخفی دارد.
- شاید هم اتفاقی بوده. یک زن پیر
جلوی در یک خانهٔ محقر، وسط
دشت و صحرا. لابد فکر کردهاند که
پساندازی دارد. ولی احتمالا
به چند اسکناس هزاری فکر کرده
بودند.
- ولی سیصد تا اسکناس هزاری پیدا
کردهاند. چه پولِ بادآوردهای.
- نخند.
- نمیخندم.
- آره میبینم. میشود قسم خورد
که این داستان خیلی خوشحالت
کرده.
- خب که چی؟ فکر میکنم این
پیرزن جادوگر حقش بود و با لحن
تندی افزود؛
- از خسّت متنفرم. از آدمهایی که
دائم پول جمع میکنند متنفرم.
از آدمهایی که ...
دخترک جملهاش را ناتمام گذاشت،
نفسی تازه کرد، پلکهایش را چندبار
بههم زد و سر برگرداند.
مادرش نگاه خشمآلودی به او انداخت،
دوباره مشغول سابیدن ظرفها شد
و گفت:
اما خودت هم توی اتاقت
یک صندوقچه داری که درش را
قفل کردهای و نمیدانم چی ،
احتمالا پول ، در آن نگه میداری.
- مال من فرق میکند، صندوقچهٔ
من یک گنج است.
- بله، ولی اسم این کار هم
مالاندوزی است.
ادامه دارد.
ترجمهٔ؛ خانم مهوش قویمی
...📚🌟...🖊
❤5🔥1😍1
▫️در انتظار خدا به سر بردن
یعنی دَرنَیافتنِ اینکه؛
خُدا دَر توست..
- آندره ژید
••☆📚🌒
یعنی دَرنَیافتنِ اینکه؛
خُدا دَر توست..
- آندره ژید
••☆📚🌒
👏6❤2🔥1😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚🎥
تماشاکنید
#یونگ معتقده زندگی واقعی
از چهلسالکی شروع میشه و
تا قبل از اون فقط مشغول
بررسی هستیم و داریم
مقدماتش رو میچینیم
" نیمهٔ اول زندگی صرف
ساختن خودِ بیرونی میشه "
www.tgoop.com/ktabdansh 📚📚
...📚
تماشاکنید
#یونگ معتقده زندگی واقعی
از چهلسالکی شروع میشه و
تا قبل از اون فقط مشغول
بررسی هستیم و داریم
مقدماتش رو میچینیم
" نیمهٔ اول زندگی صرف
ساختن خودِ بیرونی میشه "
www.tgoop.com/ktabdansh 📚📚
...📚
👍4❤2🔥2😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر استرس و تنش دارید
مطابق تصویر هنگام بازشدن
دم و هنگام بسته شدن
بازدم انجام دهید.
...📚
مطابق تصویر هنگام بازشدن
دم و هنگام بسته شدن
بازدم انجام دهید.
...📚
❤4🔥1😍1
کتاب دانش
. 📖 مطالعه قسمت چهارده ای برادرانم چهچیزی در نگاه ما بد یا بدتر است؟ فساد؟ درحالتی که روح سخاوتمند نباشد فساد وجود دارد. راه ما بهسوی بالا، از گونهٔ خودمان رد میشود و به یک گونهٔ برتر میرسد. اما این احساس فساد ؛ همهچیز باید برای من باشد.…
...
📖 مطالعه قسمت پانزدهم
این عنکبوتهای زهرآگین
میخواهند به دیگران آسیب برسانند.
من نمیخواهم با واعظان اشتباه
گرفته شوم.
عدالت من میگوید؛ انسانها باهم
برابر نیستند!
پس انسان برتر چه معنایی دارد؟
جنگها و نابرابریها بیش از پیش
میان آنها در خواهد گرفت.
نیکی و بدی ، ثروت و فقر،
تعالی و حقارت، به سلاح و شیپور
تبدیل میشوند و دوباره باید بر
زندگی غلبه کرد.
زندگی به ارتفاع نیاز دارد."
نور و سایه تقلا میکنند. ای دوستان
من! بگذارید در این کشمکش آسمانی
در برابر باهم باشیم .
ترجیح میدهم یک زاهد منارهنشین
باشم تا گردباد انتقام. زرتشت یک
رقصنده است نه گردباد.
چنین گفت زرتشت
دربارهٔ مردان خردمند مشهور
ای مردان خردمند مشهور، شما به
مردم و خرافات خدمت کردهاید نه
به حقیقت! پس محترم شمرده
شدهاید.هرکس مورد بیزاری مردم
باشد،یک روح آزاد است.
قلب شما میگفت، من از مردم آمدهام
صدای خدا هم از آنجا به گوش
میرسد. خدا تصویری است که
راست را کج و ایستاده را خم میکند.
آیا شما قدرت آفریدن یک خدا را دارید؟
نه! پس زبر مرد باشید.
آفریدن بزرگترين نجات از رنج است.
اراده، انسان را آزاد میسازد، حتی در
علم من چیزی جز ارادهام به آفریدن
نیست. همچنان که یک چکش بهسوی
سنگ میرود. چنین گفت زرتشت
دربارهٔ رحیم
آنکس که در بین مردم فهم دارد
چون در بین وحوش راه میرود؟
و آنکس که فهم دارد بشر را حیوان
سرخگونه مینامد.
" خلاصهٔ تاریخ بشریت تنها شرم
است و شرم و شرم.
از این رو کسیکه شریف است " هرگز
سعی در شرمنده ساختن دیگران
نمیکند. " وقتی ترحمی نمودم
بگذارید از من دور باشد. به رنجکشان
خدماتی کردم که دریافتم چگونه
بهتر شادمانی کنم؟
" از روزیکه بشر بهوجود آمده خیلی
کم شادمانی کرده است، ای برادران،
گناه اصلی ما همین است.
به رنجدیدهای کمک میکنم تا
عزتنفس او جریحهدار نشود.
" کشیدن بار منت موجب احساس
انتقام میشود.
من دهندهای هستم با میل.
باور کنید، " یک وجدان ناراحت به
انسان آزار کردن را میآموزد.
" یک عمل بد چون یک زخم است ،
میخارد و تیر میکشد و خود را
ظاهر میسازد. عمل خلاف میگوید
" نظاره کنید! من بیمارم.
" ولی یک اندیشهٔ پست شبیه به
قارچی است که میخزد و خود را
پنهان میکند.
افسوس، طبیعت همهکس بیش از
حد لزوم آشکار است. بسیاری هم
شفافاند.
" آیا شما دوستی دارید که رنج ببرد؟
در اینصورت برای دردهای او بستر
شوید.
" اگر دوستی بهشما بدی کرد بگویید:
من تو را نسبت به آنچه در حق من
کردی میبخشم ولی تو این بدی را در
حق خود کردی و این را من چگونه
میتوانم بخشید؟ "
پس محبت واقعی سخن میگوید؛
این محبت بخشایش و رحم را زیر
پا میگذارد.
" شخص باید مراقب قلب خود باشد،
زیرا اگر به آن اجازهٔ رفتن دهیم، به
زودی سر نیز بهدنبال آن میرود. "
" وای بر کسانیکه عاشقاند ولی
نمیتوانند بر ترحم خود مسلط شوند"
روزی ابلیس به من گفت:
حتی خداوند هم بدون جهنم مخصوص
خود نیست. جهنم او عشق او نسبت
به بشر است. ترحم ابری سنگین بر
فراز سر بشر است.
من نسبت به عشقم فداکاری میکنم،
اما تمام آفرینندگان سنگدلاند.
چنین گفت زرتشت
● ادامه دارد.
...📚
📖 مطالعه قسمت پانزدهم
این عنکبوتهای زهرآگین
میخواهند به دیگران آسیب برسانند.
من نمیخواهم با واعظان اشتباه
گرفته شوم.
عدالت من میگوید؛ انسانها باهم
برابر نیستند!
پس انسان برتر چه معنایی دارد؟
جنگها و نابرابریها بیش از پیش
میان آنها در خواهد گرفت.
نیکی و بدی ، ثروت و فقر،
تعالی و حقارت، به سلاح و شیپور
تبدیل میشوند و دوباره باید بر
زندگی غلبه کرد.
زندگی به ارتفاع نیاز دارد."
نور و سایه تقلا میکنند. ای دوستان
من! بگذارید در این کشمکش آسمانی
در برابر باهم باشیم .
ترجیح میدهم یک زاهد منارهنشین
باشم تا گردباد انتقام. زرتشت یک
رقصنده است نه گردباد.
چنین گفت زرتشت
دربارهٔ مردان خردمند مشهور
ای مردان خردمند مشهور، شما به
مردم و خرافات خدمت کردهاید نه
به حقیقت! پس محترم شمرده
شدهاید.هرکس مورد بیزاری مردم
باشد،یک روح آزاد است.
قلب شما میگفت، من از مردم آمدهام
صدای خدا هم از آنجا به گوش
میرسد. خدا تصویری است که
راست را کج و ایستاده را خم میکند.
آیا شما قدرت آفریدن یک خدا را دارید؟
نه! پس زبر مرد باشید.
آفریدن بزرگترين نجات از رنج است.
اراده، انسان را آزاد میسازد، حتی در
علم من چیزی جز ارادهام به آفریدن
نیست. همچنان که یک چکش بهسوی
سنگ میرود. چنین گفت زرتشت
دربارهٔ رحیم
آنکس که در بین مردم فهم دارد
چون در بین وحوش راه میرود؟
و آنکس که فهم دارد بشر را حیوان
سرخگونه مینامد.
" خلاصهٔ تاریخ بشریت تنها شرم
است و شرم و شرم.
از این رو کسیکه شریف است " هرگز
سعی در شرمنده ساختن دیگران
نمیکند. " وقتی ترحمی نمودم
بگذارید از من دور باشد. به رنجکشان
خدماتی کردم که دریافتم چگونه
بهتر شادمانی کنم؟
" از روزیکه بشر بهوجود آمده خیلی
کم شادمانی کرده است، ای برادران،
گناه اصلی ما همین است.
به رنجدیدهای کمک میکنم تا
عزتنفس او جریحهدار نشود.
" کشیدن بار منت موجب احساس
انتقام میشود.
من دهندهای هستم با میل.
باور کنید، " یک وجدان ناراحت به
انسان آزار کردن را میآموزد.
" یک عمل بد چون یک زخم است ،
میخارد و تیر میکشد و خود را
ظاهر میسازد. عمل خلاف میگوید
" نظاره کنید! من بیمارم.
" ولی یک اندیشهٔ پست شبیه به
قارچی است که میخزد و خود را
پنهان میکند.
افسوس، طبیعت همهکس بیش از
حد لزوم آشکار است. بسیاری هم
شفافاند.
" آیا شما دوستی دارید که رنج ببرد؟
در اینصورت برای دردهای او بستر
شوید.
" اگر دوستی بهشما بدی کرد بگویید:
من تو را نسبت به آنچه در حق من
کردی میبخشم ولی تو این بدی را در
حق خود کردی و این را من چگونه
میتوانم بخشید؟ "
پس محبت واقعی سخن میگوید؛
این محبت بخشایش و رحم را زیر
پا میگذارد.
" شخص باید مراقب قلب خود باشد،
زیرا اگر به آن اجازهٔ رفتن دهیم، به
زودی سر نیز بهدنبال آن میرود. "
" وای بر کسانیکه عاشقاند ولی
نمیتوانند بر ترحم خود مسلط شوند"
روزی ابلیس به من گفت:
حتی خداوند هم بدون جهنم مخصوص
خود نیست. جهنم او عشق او نسبت
به بشر است. ترحم ابری سنگین بر
فراز سر بشر است.
من نسبت به عشقم فداکاری میکنم،
اما تمام آفرینندگان سنگدلاند.
چنین گفت زرتشت
📚چنین گفت زرتشت - نيچه
● ادامه دارد.
...📚
👍5🔥1😍1
👍6🔥2❤1
Audio
🎧 کتاب صوتی 🎧
📙 #کتاب_ها_باگت_ها_و_ساس
/۱۶
✍#جرمی_مرسر
🎤 ایوب_آقاخانی
تماشای کریس که میرفت
تا سوار متروی فرودگاه شود
ناراحتکننده بود یکی از
چیزهای فوقالعاده
کتابفروشی که کریس به
آن اشاره نکرديم این بود
که آدمهایی مثل او
اینجا بودند..
www.tgoop.com/ktabdansh 🎧📙
📙 #کتاب_ها_باگت_ها_و_ساس
/۱۶
✍#جرمی_مرسر
🎤 ایوب_آقاخانی
تماشای کریس که میرفت
تا سوار متروی فرودگاه شود
ناراحتکننده بود یکی از
چیزهای فوقالعاده
کتابفروشی که کریس به
آن اشاره نکرديم این بود
که آدمهایی مثل او
اینجا بودند..
www.tgoop.com/ktabdansh 🎧📙
👌4❤1🔥1😍1
.
فرعون خوشهای انگور در دست داشت
و تناول میکرد.
ابلیس نزدیک او آمد و گفت:
هیچکس تواند این خوشه انگور تازه
را مروارید سازد؟
فرعون گفت: نه!
ابلیس به لطایف سحر، آن خوشه انگور
را خوشه مروارید ساخت.
فرعون تعجب کرد و گفت:
عجب استاد مردی هستی!
ابلیس سیلی بر گردن او زد و گفت:
مرا با این استادی به بندگی
قبول نکردند، تو با این حماقت
دعوی خدایی چگونه میکنی؟
👤 محمد عوفی
📕 جوامعالحکایات
@ktabdansh📚📚
...📚
فرعون خوشهای انگور در دست داشت
و تناول میکرد.
ابلیس نزدیک او آمد و گفت:
هیچکس تواند این خوشه انگور تازه
را مروارید سازد؟
فرعون گفت: نه!
ابلیس به لطایف سحر، آن خوشه انگور
را خوشه مروارید ساخت.
فرعون تعجب کرد و گفت:
عجب استاد مردی هستی!
ابلیس سیلی بر گردن او زد و گفت:
مرا با این استادی به بندگی
قبول نکردند، تو با این حماقت
دعوی خدایی چگونه میکنی؟
👤 محمد عوفی
📕 جوامعالحکایات
@ktabdansh📚📚
...📚
❤8