tgoop.com/ktabdansh/4135
Last Update:
...
📖 مطالعه قسمت پانزدهم
این عنکبوتهای زهرآگین
میخواهند به دیگران آسیب برسانند.
من نمیخواهم با واعظان اشتباه
گرفته شوم.
عدالت من میگوید؛ انسانها باهم
برابر نیستند!
پس انسان برتر چه معنایی دارد؟
جنگها و نابرابریها بیش از پیش
میان آنها در خواهد گرفت.
نیکی و بدی ، ثروت و فقر،
تعالی و حقارت، به سلاح و شیپور
تبدیل میشوند و دوباره باید بر
زندگی غلبه کرد.
زندگی به ارتفاع نیاز دارد."
نور و سایه تقلا میکنند. ای دوستان
من! بگذارید در این کشمکش آسمانی
در برابر باهم باشیم .
ترجیح میدهم یک زاهد منارهنشین
باشم تا گردباد انتقام. زرتشت یک
رقصنده است نه گردباد.
چنین گفت زرتشت
دربارهٔ مردان خردمند مشهور
ای مردان خردمند مشهور، شما به
مردم و خرافات خدمت کردهاید نه
به حقیقت! پس محترم شمرده
شدهاید.هرکس مورد بیزاری مردم
باشد،یک روح آزاد است.
قلب شما میگفت، من از مردم آمدهام
صدای خدا هم از آنجا به گوش
میرسد. خدا تصویری است که
راست را کج و ایستاده را خم میکند.
آیا شما قدرت آفریدن یک خدا را دارید؟
نه! پس زبر مرد باشید.
آفریدن بزرگترين نجات از رنج است.
اراده، انسان را آزاد میسازد، حتی در
علم من چیزی جز ارادهام به آفریدن
نیست. همچنان که یک چکش بهسوی
سنگ میرود. چنین گفت زرتشت
دربارهٔ رحیم
آنکس که در بین مردم فهم دارد
چون در بین وحوش راه میرود؟
و آنکس که فهم دارد بشر را حیوان
سرخگونه مینامد.
" خلاصهٔ تاریخ بشریت تنها شرم
است و شرم و شرم.
از این رو کسیکه شریف است " هرگز
سعی در شرمنده ساختن دیگران
نمیکند. " وقتی ترحمی نمودم
بگذارید از من دور باشد. به رنجکشان
خدماتی کردم که دریافتم چگونه
بهتر شادمانی کنم؟
" از روزیکه بشر بهوجود آمده خیلی
کم شادمانی کرده است، ای برادران،
گناه اصلی ما همین است.
به رنجدیدهای کمک میکنم تا
عزتنفس او جریحهدار نشود.
" کشیدن بار منت موجب احساس
انتقام میشود.
من دهندهای هستم با میل.
باور کنید، " یک وجدان ناراحت به
انسان آزار کردن را میآموزد.
" یک عمل بد چون یک زخم است ،
میخارد و تیر میکشد و خود را
ظاهر میسازد. عمل خلاف میگوید
" نظاره کنید! من بیمارم.
" ولی یک اندیشهٔ پست شبیه به
قارچی است که میخزد و خود را
پنهان میکند.
افسوس، طبیعت همهکس بیش از
حد لزوم آشکار است. بسیاری هم
شفافاند.
" آیا شما دوستی دارید که رنج ببرد؟
در اینصورت برای دردهای او بستر
شوید.
" اگر دوستی بهشما بدی کرد بگویید:
من تو را نسبت به آنچه در حق من
کردی میبخشم ولی تو این بدی را در
حق خود کردی و این را من چگونه
میتوانم بخشید؟ "
پس محبت واقعی سخن میگوید؛
این محبت بخشایش و رحم را زیر
پا میگذارد.
" شخص باید مراقب قلب خود باشد،
زیرا اگر به آن اجازهٔ رفتن دهیم، به
زودی سر نیز بهدنبال آن میرود. "
" وای بر کسانیکه عاشقاند ولی
نمیتوانند بر ترحم خود مسلط شوند"
روزی ابلیس به من گفت:
حتی خداوند هم بدون جهنم مخصوص
خود نیست. جهنم او عشق او نسبت
به بشر است. ترحم ابری سنگین بر
فراز سر بشر است.
من نسبت به عشقم فداکاری میکنم،
اما تمام آفرینندگان سنگدلاند.
چنین گفت زرتشت
📚چنین گفت زرتشت - نيچه
● ادامه دارد.
...📚
BY کتاب دانش
Share with your friend now:
tgoop.com/ktabdansh/4135