Telegram Web
جنرال قنسول (پاختیاتف) گفتند «یک بیرق دولت روس را به تو که جوان دلیری می‌دهم تا در امان دولت روس باشی» جناب سردار فرمودند که «من در زیر بیرق جناب ابوالفضل العباس (ع) و بیرق ایرانم. بیرق شما بمن لازم نیست و من ابداً تابع ظلم و استبداد نخواهم شد» ⁧

📖 #کتاب «تاریخ انقلاب آذربایجان و بلوای تبریز» نوشته محمد باقر ویجویه‌ای از اهالی تبریز در میانهٔ انقلاب مشروطه

🗓 امروز سال‌گرد درگذشت #ستارخان قراچه‌داغی ( ۲ مهر ۱۲۴۵، ورزقان – ۲۵ آبان ۱۲۹۳، تهران) از سرداران جنبش #مشروطه ایران ملقب به سردار ملی است.

#ایران‌دوستی #آزادگی
@Jaryaann
⁠⁣۲۶ آبان‌ سالروز درگذشت #ابراهیم_پورداود

پورداود هرچه نوشته و آنچه سخن گفته است در زمینۀ فرهنگ و تمدن ایران باستان است که به آن پای‌بند است. این یکی از برجستگی‌های زندگی اوست که از حدّ خود پای فراتر نمی‌گذارد و به همان بسنده می‌کند که می‌داند. آنان که سرگذشت پورداود را نشنیده‌اند نمی‌دانند که وی سری داشته پر از سودا و پر از شور وطن‌پرستی، آن‌چنان‌که پوراندخت‌نامه، مجموعۀ شعرهای او، گواه تواند بود.

آثار و تحقیقات اساسی و مهم پورداود را در سه قسمت باید خلاصه کرد: یکی ترجمۀ اوستاست که در نُه جلد به نام‌های گات‌ها، یشت‌ها، خرده اوستا، یسنا، یادداشت‌های گاتاها، ویسپرد نشر شده است. دیگر بررسی‌ها و پژوهش‌هایی است که دربارۀ کلمات و تعابیر و اصطلاحات و اعلام اوستا مبتنی بر آثار باستان‌شناسی و متون تاریخی و کتب خارجی مدوّن ساخته و آنها گواه وسعت اطلاعات و نشان‌دهندۀ طریقۀ او در تحقیقات باستانی است. سه‌دیگر مقالاتی است که دربارۀ گیاهان و جانوران و جنگ‌افزارها و سابقۀ استعمال و رواج آنها در ایران باستان و کلمات ساختگی عصر فرهنگستان دارد، یا مقدمه‌هایی که بر کتب دیگران مربوط به تحقیقات ایرانی نوشت و در سه کتاب فرهنگ ایران باستان و هرمزدنامه و آناهیتا انتشار داد. پورداود استادی بود که با صداقت و دلسوزی و علاقۀ واقعی در دانشگاه تدریس کرد و شاگردان بسیاری پرورد که دکتر محمّد معین نمونۀ کامل مکتب اوست. نیز در فرهنگستان و شورای فرهنگی سلطنتی عضویت داشت و در مجامع علمی نمایندگی از سوی ایران یافته بود. خدایش در پناه آمرزش خویش شادروان نگاه داراد.

#نادره‌کاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، #ایرج_افشار، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۰، ج ۱، ص ۳۱۵-۳۲۱

🔗 منبع: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
#ایران‌دوستی
@Jaryaann
Forwarded from روامدارى
💠 ١۶ نوامبر، روز جهانى «مدارا» يا «روادارى» است؛
امرى كه اين روزها بيش از هميشه به آن نياز داريم:
«همزيستى در آرامش و پذيرش يكديگر با وجود تفاوت‌هایمان»

مدارا البته به معنای تن‌دادن به ناهنجارى‌هاى جامعه و بستن درهاى گفتگو نيست؛
مدارا يعنى، ضمن داشتنِ باورهاى خود، بپذيریم كه تمام حقيقت نزدِ ما نيست و اين يعنى ضرورتِ تعامل و آغاز گفتگو و تلاشِ جمعى براى بهبود اوضاع، از طريق احترام به يكديگر و نقد افكار يكديگر.

رواداری يعنى اگر در بخشی از جامعه کج‌رفتاری‌ یافتیم، بدانیم كه تغيير با تحقير، حاصل نمى‌شود و باور کنیم، زمین جاى بهترى‌ست، براى زندگى، هنگامی که هر انسانی «رنگ» خود را دارد.

💠
@RavaaMadaari __برای دگرپذیری
Forwarded from جریانـ
📜 ایران‌زمین در ایرلند

شاید امروزه، کمتر کسی مطلع باشد که «ایران‌زمین»، روزگاری، جایگاهی ویژه در میان شاعران و نویسندگان ایرلندی داشته است. جوزف لِنون، نویسنده کتاب شرق‌شناسی ایرلندی، در سرآغاز کتاب خود می‌نویسد ایرلند در طول تاریخ اروپا، همواره، کشوری شرقی به حساب می‌آمده است تا کشوری غربی و اروپایی. او، همچنین، به این مطلب می‌پردازد که نام کشور ایرلند، که به زبان گایلیک ایرین است، در کتاب‌های دوران قرون وسطی، همراه همیشگی نام ایران بوده است. از همین روی، در نسخ خطی ایرلندی، واژه اسکاتلند نیز به صورت اسکوتیا با واژه سیثیا، به معنای سرزمین سکاها، همراهی‌ می‌کرده است.

اما پرسش اصلی اینجاست که همراهی دو واژه ایران و ایرلند از کجا سرچشمه می‌گیرد و چرا در دورانی که اروپاییان ایران را با نام پارس می‌شناسند، در ایرلند نام ایران به کار می‌رود؟ این نوشتار به سه تن از بزرگ‌ترین نویسندگان ایرلندی خواهد پرداخت که درباره ایران و ایرلند قلم فرسوده‌اند، و در نهایت تلاش خواهد کرد به چرایی استفاده از نام ایران در ایرلند پاسخ دهد.

چارلز ولنسى از نخستین کسانى بود که، در دوران نوین، برای یافتن پاسخی علمى درباره ارتباط میان نام‌های ایران و ایرلند به جست‌وجو پرداخت. چارلز ولنسی پاسی از عمر خود را در هندوستان گذراند و در آنجا با زبان‌هاى سانکریت، فارسى و اوستایى آشنایی یافت ...
او ... با فراگرفتن زبان ایرلندی و اسطوره‌هاى آن سرزمین، آغاز به نوشتن کتاب‌هایى چند درباره ایرلند کرد. برای نمونه، او کتاب «دستور زبان ایبرنو-سلتی یا زبان ایرلندی» را در سال ١٧٨٢ نگاشت. ... نخستین برخورد با اسطوره مایلشین‌ها برای او بس شگرف و تعجب‌برانگیز بود. به جهت پیشینه‌ای که در انجمن باستان‌گرایى و عتیقه‌شناسى ایرلند داشت و آشنایی‌اش با زبان‌های ایرانی، بر آن شد تا اسطوره مایلشینى را محک بزند و بر پایه عهد عتیقِ کتاب مقدس رابطه میان ایرلند و شرق را کشف کند.

او در سال ١٧٨۶ کتاب «اثبات تاریخ ایرلند باستان» را نوشت و در آن، به طور کامل، به ارتباط فرضی میان ایران و ایرلند پرداخت. در این میان، به پادشاهان پیشدادی و کیانی ایران‌زمین اشاره کرد و از زرتشت به عنوان آموزگار نخستین «دروید»های ایرلندی نام ‌برد و بدینسان ایران و ایرلند را به اسطوره مایلشینی گره‌ زد و به طور مفصل، به اساطیر ایرانی و مقایسه آن‌ها با اساطیر ایرلندی پرداخت. وی بر این باور بود که با نگاهی به زبان و اساطیر کهن ایران‌زمین و ایرلند می‌توان مهاجرت اقوام ایرانی به ایرلند را در لایه‌های زیرین این داستان‌ها کشف کرد.

او مسیحی باورمندی بود و راهنمایش در راه اثبات این مهاجرت، کتاب مقدس و داستان‌هاى شاهان ایرانی در آن بود. به واسطه گذشته خود در هندوستان و آشنایى‌اش با زبان‌ها و اسطوره‌های هند و ایرانى، به مقایسه جهان ایرلندى و مردمانش با فرهنگ هند و ایرانى رو آورد. بیش از هرچیز، شباهت نام ایران و ایرلند براى او جذاب بود. در این میان، ژنرال چارلز ولنسى به جست‌وجوى شواهد بیشترى پرداخت تا فرضیه خود مبنى بر وجود رابطه تاریخى، زبانى، باورى و فرهنگى میان ایران و ایرلند را به اثبات برساند. وى همه یافته‌های خود را با سر ویلیام جونز در مکاتباتش در میان مى‌نهاد.

ولنسى، در نهایت، کتاب معروف خود «گفتارى درباره اقوام ابتدایی ساکن بریتانیای بزرگ و ایرلند: دلیلی بر ریشه‌‌هاى پارسی یا هندو-سکایی آنان بر اساس تاریخ و زبان‌ و اسطوره‌شناسی» را در سال ١٨٠۶ منتشر کرد. او در این کتاب، که درست در دوران شکل‌گیری دولت-ملت‌های نوین در اروپای قرن نوزدهم نگاشته شد، استدلال می‌کند که مردمان ایرلند ریشه در خاورمیانه دارند و بر آن است که تصویری بسیار کهن از ایرلند بیافریند. ولنسى، در این کتاب، نمونه‌های بی‌شمارى از اساطیر ایرانى و ایرلندى آورد که به گمانش با یکدیگر رابطه دیرین داشتند. او با اشاره به آیین نوروز و شباهت آن واژه با مراسم نوآ-آرییه (نام آخرین روز سال در تقویم ایرلندی‌های باستان) و آیین میتراییسم و شباهت‌هاى آن به جشن‌هاى ایرلندى و نیز مقایسه رستم و کوهولایین، قهرمان اساطیرى ایرلند، به این نتیجه رسید که هر دوى این فرهنگ‌ها ریشه در دوران باستان دارند و فرهنگ سلتى فرزند مهاجرت و جدایى از فرهنگ مادرى خود یعنى فرهنگ هند و ایرانى است. زرتشت از دید او بنیان‌گذار جادو‌گری است و تأثیرگذار بر درویدهای ایرلند باستان که رهبران مذهبی اقوام سلتی و سخنور و شاعر و پزشک و پیشه‌ور بودند. از این رو، ولنسى، با ریزتر شدن در واژه‌هاى مشترک میان فارسى و سانسکریت و اوستایى از سویى و ایرلندى از سوى دیگر، آغاز به تبارشناسى واژگان این زبان‌ها کرد.

✍🏼 مجتبی روهنده
🔗 منبع و متن کامل نوشتار
#ریشه‌های_مشترک #ایران‌شناسی
در «جریانـ» باشید.
@Jaryaann
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«دیشب بیخوابی به سرم زده بود. نشستم و نمی‌دانم برای بار چندم #باد_صبا اثر ماندگارِ آلبر لاموریس را دیدم. به این #لالایی سوزناک با صدای منیر وکیلی که رسید، بغض در گلویم ترکید. بسیاری از آنچه از #میراث_فرهنگی و طبیعت #ایران در این #مستند ثبت شده است، امروز دیگر نیست.»

🔗 احسان شَوارِبی
@Jaryaann
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚪️ باد صبا The Lover’s Wind
(نسخهٔ با گفتار فارسی)
📽 کارگردان: آلبر لاموریس

#باد_صبا به سفارش وزارت فرهنگ و هنر دولت ایران و به جهت معرفی ایران در سطح جهان در سال ۱۳۴۷ خورشیدی (۱۹۶۹ ) ساخته شد. فیلم بیشتر شامل تصاویری از طبیعت و میراث فرهنگی و کهن ایران بود. پس از پایان کار و ارائه آن به دولت ایران، به درخواست دولت، تصمیم به افزودن جلوه‌های مدرن و صنعتی ایران به فیلم گرفته شد. متأسفانه در هنگام فیلمبرداری از سد کرج، بالگرد لاموریس به علت برخورد به کابل تمرین تکاوران، در دریاچهٔ سد سقوط کرد و او کشته شد.

موسیقی فیلم بر مبنای موسیقی نواحی و موسیقی دستگاهی ایران و ساخته‌های #ابوالحسن_صبا و #حسین_دهلوی است. منوچهر انور مترجم و گویندهٔ فیلم است.

این فیلم در سال ۱۹۷۸ نامزد جایزه اسکار بهترین مستند شد.
🔗 منبع: کانال مباحث ایرانشناسی
👈🏼 دیدن نسخه انگلیسی
#مستند #ایران
@Jaryaann
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏«امروز دانش‌آموزانم را با همکاری ارزشمند مدیر و عوامل مدرسه به یک اردوی تفریحی-محیط‌زیستی در منطقه حفاظت‌شده یا قرق مردمی اَلگِن (کهگیلویه، زاگراس) بردیم. از ارزش‌های زیستیِ شگفت‌انگیز سرزمین‌مان برایشان گفتم و آرزو کردم که نگاهشان بانیِ بنیان‌های ایران باشد و گام‌هایشان استوار در راه نگهبانی از این سرزمین فروغ جاوید...»

🔗 آرش نیک‌خو

🔺دیدن این خویشکاری‌ها برای آموزش ضرورت #مراقبت_از_ایران (#پاس_ایران از #محیط_زیست تا #میراث_فرهنگی) به #نسل_نو مایهٔ #امید است.
#خرده‌روایت‌هایی_از_سویه‌های_روشن_مردم_ایران
@Jaryaann
🔲 غریب آشنا، دوست دارم بیا!

آیا به نظرتان ما این ظرفیت، تحمل و بلندنظری را داریم که مدیرعامل ایران‌خودرو یک آلمانی باشد، مدیرعامل همراه اول یک لبنانی و مدیرعامل یکی از بانک‌های ما یک تایوانی؟ بلافاصله خواهیم گفت ما این‌همه استعداد مدیریتی در کشور داریم چرا دستمان را به سوی بیگانگان دراز کنیم؟ چرا برویم زیر دست اجنبی؟ مگر ما خودمان چه چیزی کم داریم!؟

حالا به این واقعیت‌ها توجه کنید: ساندار پیچای، مدیرعامل آلفابت (گوگل)، یک هندی‌الاصل است، کارلوس گُسِن، مدیرعامل سابق رنو، اصالتاً برزیلی-لبنانی بود. مارک جوزف کارنی، رئیس اسبق بانک مرکزی کانادا از ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۰ شد رئیس بانک مرکزی انگلستان! ایلان ماسک از آفریقای جنوبی آمده، دارد در آمریکا موشک هوا می‌کند! جنسن هوانگ در تایوان دنیا آمده اما در آن‌سوی دنیا دارد جهان را به عصر هوش مصنوعی می‌برد! نماد ژاپن چیست؟ سونی! مدیر عاملش برای مدت‌ها یک آمریکایی بود! دارا خسروشاهی، مدیر عامل اوبر است با ۳۷ میلیارد دلار درآمد (مقایسه کنید با فروش سالانه نفت ایران)

سال‌هاست که ارتباط ما با جهان به سطحی اسفناک سقوط کرده. قبول ندارید؟ به چهار سوال جواب بدهیم:
از ۱۰۰۰ شرکت برتر جهان، کدام‌شان در ایران دفتر فعال دارند؟
از ۱۰۰ دانشگاه برتر دنیا، چند درصدشان با دانشگاه‌های ایران برنامه مشترک دارند؟
از ۱۰ شرکت برتر مشاوره جهان کدامشان در ایران فعالند؟
سرمایه‌گذاری خارجی مستقیم (FDI) و در بازار سرمایه (FPI) ما نسبت به کشورهای عربستان و ترکیه چقدر است؟

دقت کنید که اصلاً منظورم این نیست که سکان شرکت‌ها و سازمان‌های
مان را به دیگران بدهیم، بلکه تاکیدم روی همکاری و تعاملات بین‌المللی است. سپردن مدیریت یکی از صدها روش همکاری بین‌المللی است.

☑️ تحلیل و تجویز راهبردی:
کار کردن با خارجی‌ها اصلاً چه فایده‌ای دارد؟ جدای از دسترسی به بازارهای بین المللی، جذب منابع مالی و انتقال تکنولوژی (فناوری) که در همه منابع اشاره می‌شود می‌خواهم روی موضوع دیگری دست بگذارم و آن تغییر عمیق درونی است. اگر با جهان کار کنیم ما دیگر آن آدم سابق نخواهیم شد:

۱) قد ما بلند می‌شود. فرض کنید که کسی در یک روستای ۱۰۰ نفره به دنیا می‌آید و همانجا زندگی می‌کند و می‌میرد. درکش از جهان و فرصت‌هایش چقدر است؟ کسی که با جهان در ارتباط است قدش بلند می‌شود چیزهایی را می‌بیند که امکان دیدن آن را قبلاً نداشته است.

۲) می‌فهمیم که آدم‌های دیگر با دین و آیین متفاوت نیز به اندازه ما انسانند، وجدان دارند، به خانواده اهمیت می‌دهند، دغدغهٔ عدالت دارند. [در چنین شرایطی] ما قطعاً و حتماً انسان‌تر خواهیم شد.

۳) ژن نوآوری ما تقویت می‌شود. دو استاد دانشگاه هاروارد و یک استاد دیگر این سوال برای‌شان مطرح شد که کارآفرینان نوآور با مدیران معمولی چه تفاوتی دارند؟ بررسی‌های‌شان را در کتابی منتشر کردند به نام ژن نوآوری! آن‌ها متوجه شدند تفاوت در ۵ مهارت کلیدی است. یکی از آن‌ها شبکه‌سازی بود؛ ساختن ارتباطات اجتماعی و جستجوی فعالانه برای یادگیری از افراد با زمینه‌های متفاوت، تخصص‌های متنوع و دیدگاه‌های مختلف. شبکه بزرگ‌تر و متنوع‌تر یعنی ایده‌های با کیفیت‌تر، دیدگاهی وسیع‌تر و خلاقیت بیشتر.

۴) همزمان تواضع و اعتماد به نفس ما بیشتر می‌شود. وقتی در ایران زندگی می‌کنيم، به عنوان یک نویسنده یا کارآفرین یا مربی باشگاه فوتبال، جامعه‌ای که خودم را با آنان مقایسه می‌کنم محدود است (حدود ۱٪ جمعیت جهان). ممکن است به درستی یا نادرستی خودم را بهترین بیابم. ولی به محضی که پایم را از ایران بیرون می‌گذارم می‌بینیم که ده‌ها نویسنده، کارآفرین و مربی بالاتر از من هستند. دیگر امکان ندارد که مغرور شوم. ارتباط با جهان، فروتنی و تواضع می‌آورد. همچنین وقتی با خارجی‌ها کار می‌کنیم، می‌فهمیم که ما به یک اندازه باهوشیم، آن‌ها آدم‌های عجیب و غریبی نیستند. برخی از ما به خاطر شبکه محدودمان به شدت در معرض «غرور جاهلانه» و برخی دیگر در معرض «ضعف اعتماد به نفس» هستیم.
[…]
می‌توانید مرا به غریبه‌پرستی، خودباختگی و «مرغ همسایه غازپنداری» متهم کنید. اما پیش از آن از خودتان بپرسید که کدام یک از استدلال‌های بالا اشتباه است. خلاصه کلام اینکه ما باید یاد بگیریم که با غریبه‌ها، بیگانگان، خارجی‌ها و اجنبی‌ها کار کنیم. مدت‌هاست جهان، جهانی شده است و آنانکه بلد نیستند با جهان کار کنند ممکن است در نقشه‌های جفرافیا باقی بمانند اما در صفحات تاریخ حذف خواهند شد. با غریبه‌های بیشتر باید آشنا شد!

✍🏼 #مجتبی_لشکربلوکی
🔗 منبع
#گشودگی
@Jaryaann
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📚 ده #کتاب تأثیرگذار در زندگی‌ِ #مصطفی_ملکیان
به مناسبت هفته کتاب
👈🏼 کاری از موسسه آفرینش نیک‌مان
🔗 کانال مصطفی ملکیان
@Jaryaann
⚪️ادبیات ملی

جمعی کثیر یک قطعه خاک را دوست دارند برای آنکه اجداد آنها در این سرزمین نشانه‌هایی از حزن و شادی، از آرزو و نومیدی گذاشته‌اند:

از نقش و نگار در و دیوار شکسته
آثار پدید است صنادید عجم را

در حقیقت این آثار نه فقط از در و دیوار شکسته نمایان است بلکه در چشم شعور باطنی که در این موارد بیناتر از دیدۀ عقل است، از سرتاسر خاک وطن همین آثار پیداست و افراد ملت را هرچند التفات هم نداشته باشند باز مثل عمارت تخت جمشید به یاد افتخارات تاریخی می‌اندازد. در میان این آثار ادبیات مخصوصاً قسمت شعری آن مقامی بلند دارد؛ زیرا که بهتر از هر چیز حکایت می‌کند از آرزوها و عواطف گذشتگان و در واقع آیینه است که روح پیشینیان در آن منعکس می‌شود و به مردم جان می‌دهد.
در دل هر کسی نسبت به وطن یعنی خاک شرکای او در احساس و عاطفه و آرزو و امید محبتی عمیق و ریشه‌دار موجود است، محبتی که هرچند در ظاهر نمایش ندارد یا وقتی شخصی در وطن است آن را درست احساس نمی‌کند اما چون از وطن خارج شد به‌شدت هرچه تمام‌تر به جوش می‌آید و هر روز یاد مملکت در قلبش مشتعل‌تر و زنده‌تر می‌گردد. درد غربتی که این همه از آن نالیده‌اند نمونه‌ای از این یادآوری طبیعی است. شعر زبان این عواطفی است که در دل‌ها پنهان مانده افکار و عواطف پدران ما را نشان می‌دهد یعنی عمیق‌ترین آثار روح و قلب آن‌ها را، آثاری که از سنگ و خاک و دیوار و در بیشتر با آن‌ها علاقه و رابطه داشته است و در نتیجه ما را بیشتر به آنان مربوط می‌کند. شعر حافظ ما را به سر حد یک عالم وسیعی می‌کشد که نه‌تنها آن شاعر بزرگ بلکه جمع کثیری از دانشمندان و متفکرین ایران در قرن‌های مختلف به آرزوی آن و در پی ورود به آن سعی کرده‌اند و امید داشته‌اند.
پس شعر حافظ آیینۀ آرزوهای جمعی کثیر بلکه اکثر اهل این کشور است. همچنین شعر مولوی و سعدی و سایر شعرا که در عشق مجازی و عرفانی، در بیان رموز عشرت و کامرانی، در شرح فتوحات سلاطین و وصف مناظر طبیعی معروف ایران داد سخن داده و مترجم احساس و عاطفۀ هموطنان خود شده‌اند. از این لحاظ تمام آثار نویسندگان ادبیات ملی به معنی اعم محسوب می‌شود.

✍🏼 غلامرضا رشید یاسمی
مجلۀ آینده: سال دوم (دی ۱۳۰۵ - اسفند ۱۳۰۶)، مؤسس و مدیر مسئول دکتر محمود افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۰، ص ۶۳۰ - ۶۳۱

🗓 بیست و نهم آبان‌ماه زادروز #رشید_یاسمی
(۲۹ آبان ۱۲۷۵ کرمانشاه – ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۰ تهران)

🔗 منبع: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
#ایران‌دوستی #ادبیات #ملی
@Jaryaann
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 روستای #اصفهک، از توابع بخش دیهوک، در شهرستان طبس استان خراسان جنوبی، به عنوان دومین دهکده جهانی ایران (پس از کندوان) ثبت شد. این روستا هم‌چنین به عنوان یکی از بهترین روستاهای #گردشگری جهان در سال ۲۰۲۴ شناخته شد و در فهرست ۵۵ روستای برتر جهان قرار گرفت.

🔗 منبع خبر | منبع ویدئو
اصفهک پس از زلزلهٔ سال ۱۳۵۷ طبس آسیب‌های جدی دید و قابل زندگی نبود. اما سال‌ها بعد با پشتکار اهالی روستا و راهنمای یک معمار بازسازی و احیا شد.
👈🏼 آشنایی بیشتر با داستان اصفهک

#میراث_فرهنگی #ایران_زیبا
@Jaryaann
بزرگترین رنجی که ساختار حاکم به مردم وارد می‌کند احساس تحقیرشدگی است. مردم وقتی بودجه‌های کلان دستگاه‌های عریض و طویل و بی‌خاصیت را می‌بینند، وقتی وام‌های کلان به صاحبان منافع و نه نیازمندان واقعی را می‌بینند، وقتی هر روز از امکان خانه‌دار شدن بیش از پیش محروم می‌شوند، وقتی یک‌شبه قیمت ماشین‌های غیراستاندارد چند برابر می‌شود، وقتی در سرزمینی با بزرگترین ذخایر طبیعی، در ناترازی عظیم انرژی به سر می‌برند، وقتی #تورم لجام‌گسیخته، همچون شلاقی بر صورت و گرده ایشان فرود می‌آید، وقتی انتخاب نوع پوشش، دستمایهٔ ابتذال با ابزارها و کلینیک‌های ضدعلمی می‌شود، وقتی #آلودگی_هوا، نفس کشیدن را دشوار می‌کند، تحقیر، جان‌شان را می‌بلعد.

▫️این تحقیر از سویی تبدیل به خشونت با ارجاع به محیط بیرونی می‌شود و از آن آبان ۹۸ و جنبش مهسا زاده می‌شود و از سویی تبدیل به خشونت درونی می‌شود و از آن #افسردگی، #اضطراب، بی‌آیندگی و #خودکشی متولد می‌شود. شما نمی‌توانید به طور سیستماتیک یک جامعهٔ زنده را تحقیر کنید و انتظار داشته باشید هیچ اتفاقی نیفتد. طرفه آنکه در این شرایط انتظار دارید جوانان خانواده تشکیل دهند و فرزندآوری کنند؛ آن‌ هم فرزندان متعدد. همین انتظار هم خشم‌آفرین است. یعنی اساساً نمی‌بینید، درک نمی‌کنید، به‌جا نمی‌آورید، اعتبار نمی‌بخشید به رنج، اضطرار، بی‌افقی و له شدن جوانان زیر سیاست‌های کلانی که تا این حد احساس تحقیرشدگی را به عموم جامعه تحمیل می‌کند.

✍🏻 #علی_نیک‌جو (روان‌پزشک و روان‌درمانگر)
🔗 منبع
#وضعیت
@Jaryaann
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لحظه‌های نفس‌گیر

کَدیر تولا در حال رانندگی در بزرگراهی در ایالت مینه‌سوتا با خودروی احاطه‌شده در میان آتش و نرده‌های حفاظ بزرگراه مواجه می‌شود که راننده داخل آن گیر کرده است. تولا به‌جای انفعال و نظاره‌گری به همراه یک نفر دیگر به یاری رانندهٔ محبوس می‌شتابد و به‌عنوان #نخستین_نفر الهام‌بخش دیگران می‌شود تا به آن‌ها بپیوندند. هر کس با هر وسیله‌ای که دارد و با هر کاری که می‌تواند برای نجات راننده می‌کوشد. آن‌ها با وجود این‌که هر لحظه امکان داشت شعله‌های آتش منجر به انفجار شود، با #شجاعت و #ازخودگذشتگی جان‌شان را به خطر می‌اندازند تا راننده را حفظ کنند.

🔗 منبع ویدئو: Washington Post
#عاملیت #کار_تیمی
@Jaryaann
Audio
اولین باری بود که عزیزی را به خاک می‌سپردیم. ده ساله بودم. توی ماشین، به بابا گفتم: همه‌اش همینه؟

بابا گفت: آره.

گفتم: چرا اینقدر همه چیز برای همه‌ عادیه؟ یعنی چی ما داریم می‌ریم خونه؟

بابا گفت: برای تو هم عادی می‌شه‌. زندگی همینه.

برای من امّا عادی نشد. هیچ چیز عادی نشد، هیچ وقت عادی نشد. هنوز هم خیلی وقت‌ها از خودم می‌پرسم این همه سر و صدا برای هیچ؟ این همه که آدم‌ها همدیگر را هل می‌دهند، آخرش هیچِ هیچ؟ واقعاً کسی نیست که بگوید آرام بگیرید، هیچ خبری نیست؟ کسی نیست بگوید اینقدر آن پای لعنتی را روی گلوی من فشار نده، آخرش نه تو می‌مانی و نه من. هیچ کس نیست بگوید: چرا آخر؟ همه این‌ها چرا؟

نمی‌دانم من ده ساله مانده‌ام یا آدم‌های دیگر اینقدر بزرگ‌ شده‌اند که می‌دانند جایی برای رسیدن هست. اگر هست کسی به من هم بگوید.

🔗 تجربه بودن | محمود مقدّسی
#زندگی #مرگ #موسیقی
@Jaryaann
🔘 همه معمولی هستیم!

بیشتر ما آدم‌های معمولی هستیم. یعنی شناخته شده و نابغه و برجسته و بزرگ و سرشناس و... نیستیم. ما آدم‌های معمولی به جایی حساب نمی‌شویم. دیده نمی‌شویم. اهمیت خاصی نداریم، جز برای خانواده و نزدیکان‌مان. صدای‌مان شنیده نمی‌شود، مگر وقتی که دست‌کم ده‌ها نفر از ما جایی جمع شویم و سر و صدا کنیم. اخبار خاصی نداریم. وقتی مریض می‌شویم، یا ازدواج می‌کنیم یا جدا می‌شویم یا از جایی به جای دیگری سفر می‌کنیم، بازتابی در رسانه‌ها نداریم. وقتی هم که می‌میریم، اتفاق خاصی نمی‌افتد. ما مثل پیچ و مهره‌ها یا قطعات کم‌اهمیت ماشین‌های خیلی بزرگ هستیم، وقتی فرسوده می‌شویم، به راحتی تعویض‌مان می‌کنند. در روزگار جدید به ویژه از سوی سیاستمداران و آدم‌های مهم، مخصوصاً جلوی دوربین رسانه‌ها، خیلی تحویل‌مان می‌گیرند. به قول قدیمی‌ها هندوانه زیر بغل‌مان می‌گذارند.‌ ‌ای بسا به روی مبارک نیاوریم و از این تعریف و تمجیدهای الکی خوش‌خوشان‌مان هم بشود، اما خودمان می‌فهمیم که اینها همه از جنس پیزر لای پالان کسی گذاشتن است و هدف دیگری پشت آن. در واقع آنها برای اینکه خودشان بزرگ و در چشم و مهم باشند و بمانند و از مزایای این جایگاه بهره‌مند شوند، بالا بالامان می‌کنند، وگرنه عاشق چشم و ابروی‌مان نیستند. در گذشته ما معمولی‌ها در تاریخ هم جایی نداشتیم. تاریخ متعلق به شاهان و سرداران و حاکمان و ملکه‌ها و دانشمندان و ادیبان سخنوران و... بود. کسی ما را به حساب نمی‌آورد. نهایتا سیاهی لشکر بودیم، جزو قشون و خیل سلطان. از ابتدای عصر جدید و با ظهور رمان، نویسندگان به تدریج و بنا به علل و دلایلی به روایت زندگی ما روی آوردند و زیست روزمره و معمولاً بدون ماجرای خاص ما را به رشته تحریر کشیدند. از دغدغه‌ها و دلهره‌ها و هراس‌ها و امیدها و آرزوها و خوشی‌هایمان نوشتند، به همین خاطر مخاطبانی گسترده پیدا کردند. ما خودمان را در صفحه‌ها و سطرهای رمان‌ها باز می‌جستیم. در شخصیت‌هایی که بسیاری آنها را تخیلی می‌خواندند، اما برای ما واقعی‌تر از همه قهرمان‌های به دست نیامدنی تاریخی است. اما ما روز به روز و قطعاً به‌رغم میل آدم‌های مهم، قدرتمندتر شده‌ایم. به لطف پیشرفت‌هایی که صورت گرفته، به لطف رسانه‌ها، به لطف دموکراسی یا هر چیز دیگری. به هر حال از آن بی‌زبانی قبلی خارج شده‌ایم. گیرم بلد نباشیم مثل آنها روشمند و در چارچوب خودمان را ثبت کنیم، اما به هر حال ما وارد تاریخ شده‌ایم و دیگر منتظر نمی‌مانیم که درباره ما بنویسند. خودمان باید دست به کار شویم؛ شده‌ایم. در شبکه‌های اجتماعی، در هر جا که دست‌مان برسد. از خودمان می‌گوییم و نشان می‌دهیم که آدم‌ها تفاوت چندانی با هم ندارند. حتی آنها که به ظاهر مهم‌تر و بزرگ‌تر و والاترند. همه از یک قماشیم. همه معمولی هستیم.

✍🏼 #محسن_آزموده
🔗 منتشرشده در روزنامه اعتماد
#روایت
@Jaryaann
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚪️ این کلاس درس دو نکتهٔ بسیار دل‌گرم‌کننده دارد:
• آشنایی #نسل_نو با اساطیر و میراث فرهنگی ما

• شیوهٔ #آموزش این آموزگار که غیرمستقیم و بدون رویکرد سلبی و تقابلی و به‌دور از سرزنش است.

اگر چند سالی‌ست هالووین و ولنتاین در ایران جا باز کرده، با مقابله و اعمال ممنوعیت و محدودیت نمی‌توان با این مناسبات وارداتی روبرو شد. راه همین است که به‌جای نفی، با برکشیدن ظرفیت‌های فرهنگی‌مان برای همزیستیِ شادمانه، جشن‌ها، سنت‌ها و اساطیرمان را به کودکان‌مان بشناسانیم.

امیدواریم با تکثیر چنین کلاس‌ها و چنین آموزگارانی، نور آگاهی و دانایی آیندهٔ این سرزمین را روشن کند.
🔗 منبع ویدئو: پرستو زواری
#جشن_ایرانی #کودکان_ایرانی #حالخوبی
#مناسبت_وارداتی
@Jaryaann
💡من از نزدیک می‌بینم که گردانندگان این سامانه چطور شبانه‌روز می‌کوشند تا جستجوی اول در گوگل فارسی باشند. (به‌جای سایت‌هایی که به افراد راه حل می‌دهند که چگونه به زندگی‌شان پایان دهند!) خوشحالم که طعم گیلاس به کسانی که خود یا اطرافیان‌شان درگیر فکر #خودکشی هستند کمک می‌کند.

🔗 منبع

🔻در معرفی #طعم_گیلاس که یک سمن (سازمان مردم‌نهاد و غیردولتی) است آمده:
ما یک سرویس ملی رایگان هستیم که برای ایرانیان و فارسی‌زبانان در شرایط بد عاطفی، دسترسی ۲۴ساعته به مشاور بحران فراهم می‌کنیم. این خدمت از طریق گفت‌وگوی آنلاین انجام می‌شود.

ما اینجاییم تا هیچ شخصی در ایران در لحظات سخت زندگی‌اش تنها نباشد. ما متعهدیم که با همبستگی، امید و همدلی هم­وطنان‌مان را در برابر بحران توانمند سازیم.


راه‌های ارتباط با «طعم گیلاس»
⬅️ وبگاه ⬅️ اینستاگرام ⬅️ توئیتر

👈🏼 آشنایی بیشتر با طعم گیلاس

شناساندن طعم گیلاس به دیگران #مسئولیت_اجتماعی هر یک از ما در پاسبانی از #سلامت_روان جامعه در این شرایط دشوار است. این سامانه همچنین نیازمند کار داوطلبانه و پشتیبانی مالی نیز است.

#جنبش_خودساماندهی_جامعه_مدنی
@Jaryaann
2025/08/29 23:27:20
Back to Top
HTML Embed Code: