tgoop.com/ktabdansh/4142
Last Update:
....
📖 مطالعه ص ۱۵۸
مردخودآموخته میگوید:
خیلی سرحالید مسیو.
با خنده میگویم:
داشتم فکر میکردم؛ واقعا هیچ
دلیلی برای وجود داشتن نداریم.
بلند میخندم!
تکرار میکند:
هیچ دلیلی برای وجود داشتن نیست...
زندگی هیچ هدفی نداره؟
اسمش بدبینی هست ؟
یک نویسندهٔ امریکایی کتابی داشت
به اسم؛ آیا زندگی ارزش زیستن
دارد؟ سؤال شما همین است؟ - زندگی
معنی داره. - اگه ما بهش معنی
بدیم.آدم باید خودش رو به دل
خطر بزنه.
مردخودآموخته با وقار و بدجنسی
میخندد.
- یه هدفی هست مسیو، یه هدفی
هست ... انسانيت هست.
فراموش کرده بودم که او انسانگراست.
( انسانگرایی یا اومانیسم رویکردی
غیر دینی به زندگیست؛ تلاش و
مسؤلیت در شکل دادن به زندگی )
آدم بشر دوست. روحش در
چشمانش است اما روح کافی نیست.
با نگاهی ثابت انگار عریان میکرد.
عشق او به آدمها، از سر سادگی
و بدوی است.
یک انسانگرای کوتهفکر.
گفتم ؛ زیاد بهنظر نمياد درگیر
آدمها باشی.
- همیشه تنهایی و سرت تو کتابه.
اوه، مسیو اشتباه میکنید.
شاید دارم سربار شما میشم؟
در آلمان حبس بودم. قبل از جنگ
تنها بودم. - مُرده بودم، زندگی
در خط مقدم جنگ، وقتی برای
فکر کردن نمیزاره. - من به خدا
ایمان ندارم. به انسانها ایمان دارم.
در جنگ ما توی تاریکی مطلق
فشرده بودیم. اون مردها رو مثل
برادر دوست داشتم.
هر یکشنبه به مراسم عشای ربانی
میرفتم. من هيچوقت آدم مؤمنی
نبودم. وقتی آزاد شدم نمیدانستم
با زندگیام چکار کنم.
من یک سوسیالیستم.
- شبیه یک شهید شد! - چشمهایش
مثل شیشه شفافاند.
میگویم؛ - آدم تا وقتی خوشحال باشه
خوبه.
- قضاوتم خواهید کرد.
- توی تنهایی وحشتناکی افتاده بودم.
و داشتم به خودکشی فکر میکردم،
- چیزیکه جلوم رو گرفت این بود
که؛ - هیچکس اصلا و ابدا قرار نیست
از مردن من تحتتأثیر قرار بگیره،
- که بعد از مرگم تنهاتر از زمانی
خواهم شد که زنده بودم.
- من دیگه احساس تنهایی نمیکنم.
- همهٔ آدمها دوستای منن.
- در هرچه بهمن میگوید،
نشانی از خلوص نمییابم !
- انسانگرای افراطی رابطهٔ دوستانه
ویژهای با مقامات دارد. - به هیچ
حزبی تعلق ندارد زیرا نمیخواهد
به انسانیت خیانت کند، - اما با
انسانهای فروتن همدرد است.
انسانگرایی که آدمها را همانطوری
که هستند دوست دارد، همانطوری
که باید باشند.
- آنکه مرگ را در آدمی میپسندد
و دیگری که زندگی انسان برایش
دلپذیرتر است.
- انسانگرای شادی که همیشه
میداند چه بگوید تا آدمها را
بخنداند.
آنها از یکدیگر متنفرند؛ اما طبیعتا
نه بهعنوان انسان، بلکه بهعنوان
یک فرد. مردخودآموخته آنها
را در خودش حبس کرده.
📚 تهوع -ژان_پل_سارتر
ادامه دارد.
...📚
BY کتاب دانش
Share with your friend now:
tgoop.com/ktabdansh/4142