KTABDANSH Telegram 4095
کتاب دانش
. 📖مطالعه ص ۱۳۵ تهوع این اعتراضی منطقی نبود اما کافی بود تا مرا در اندیشه‌ها و خیالاتم فرو برد. صورت رنجور مسیو آشیل را حس کرده بودم که در زمان حال - فراموش شده‌ام و ترکم کرده‌بودند. درگیر این تأملات دربارهٔ گذشته و حال و جهان شده بودم. فقط…
📖 مطالعه‌ ص ۱۴۵

افکار پشت سرم متولد می‌شوند.
مثل سرگیجه‌ای ناگهانی.
اگر تسلیم شوم افکار رشد می‌کنند
و بزرگ می‌شوند و بی‌کران می‌شوند
و وجودم را کاملا پر می‌کنند و
این‌گونه وجود داشتنم را تازه می‌کنند. -بی‌تفاوتم.
دست چپم را روی دفترچه می‌گذارم
و تیغه چاقو را در کف دستم‌.
زخم سطحی است.
خون بر روی کاغذ خاطره‌ای زیبا
می‌سازد. جریان یکنواخت خون را
تماشا می‌کنم.
ساعت پنج و نیم است.

بلند می‌شوم بیرون می‌روم. سر راهم
روزنامه می‌خرم. ( خبرهایی از مجرمین
و تجاوز و قتل )
بوی جوهر.
- همه‌چیز به‌شدت وجود دارد.
میان خانه‌ها راه می‌روم.
- من هستم. - من هستم چون
فکر می‌کنم که دیگر نمی‌خواهم باشم.
کاغذ روزنامه را در دست می‌گیرم.
- وجود در برابر وجود.
موی قرمز روی سرم قرمز است.
چمن خيس قرمز است.
- آیا این هنوز هم منم ؟
کنار دیوار وجود دارم.
وجود داشتن، ملایم است.
می‌چرخد و می‌جنبد. من فکر می‌کنم،
می‌جنبم، من هستم؛
وجود چتر نجاتی است فروافتاده،
سقوط نخواهد کرد، سقوط خواهد کرد.
- من وجود دارم، چون وجود داشتن
حق من است، من حق دارم وجود
داشته باشم.
- بدنم، تن زنده‌ام که همهمه می‌کند،
خون روی دست‌هایم. در تن زخمی‌ام که می‌چرخد و می‌رود،
در عذابم. راه می‌روم، می‌دوم.‌
- خونم از وجود داشتن می‌ریزد.
دیوانه، دیوانه‌ام؟

- آیا وجود داشتن را درک کرده‌ای؟
می‌ایستد. بدنش می‌ایستد. به شدت می‌ترسد. - از وجود داشتن بیزار است.
به ستوه آمده است؟
قلبش وجود دارد.
- خودش را درون پارچه پرت می‌کند.
نفسش در حال دویدن وجود دارد.
قلبش وجود دارد‌. پاهايش وجود دارد.
- کسی از پشت سر مرا می‌گیرد و
وادارم می‌کند فکر کنم و در نتیجه
چیزی بشوم. رولبون مرده است.
- آنتوان روکانتن نمرده است.
دارم از هوش می‌روم.
- وجود از پشت به او حمله کرده؛
-التماس می‌کند به او رحم کنند.
دلسوزی، کمک، کمک می‌کنم پس هستم.
مرد مو قرمز در آینه‌های کوچک
فاحشه‌خانه، رنگ پریده دیده می‌شود. -گرامافون دارد موسیقی پخش می‌کند،
وجود دارد، همه‌چیز می‌چرخد، گرامافون وجود دارد، قلب می‌تپد.
هرشب که ماه زرد می‌تابد،
' من در رؤیای کوچک خود فرو ‌می‌روم.
صدا ناگهان ظاهر می‌شود و جهان
ناپدید می‌شود.
- جهان وجود دارد.
زنی واقعی صاحب صدا بود،
آواز می‌خواند. او هم مثل رولبون
وجود داشت.
- صدایی که می‌لرزد به هوا می‌خورد
و صفحهٔ گرامافون و من که گوش
می‌کنم وجود داریم.
- همه‌چیز پر است.

سه‌شنبه
- هیچ‌چیز وجود داشت.
چهارشنبه
مگسی را کشتم.
مرد خودآموخته فریاد زد؛ نکشیدش مسیو!
" من بهش لطف کردم "
- چرا اینجایم؟ و چرا نباید اینجا باشم؟
منتظرم تا زمان خوابیدن فرا رسد.
چهار روز بعد آنی را می‌بینم. و بعدش؟
احمقانه در انتظار چه هستم؟
- من ضعیف و تنهایم، به او نیاز دارم.
مسیو از اینکه با او سر یک میز هستم خوشحالم.
مردخودآموخته معصومانه می‌خندد.
( در مورد غذا صحبت می‌کنند )
من سراپا گوشم‌‌‌.

مشکل این‌جاست که برای ترحم داشتن
برای مشکلات دیگران، زیادی خوش‌حالم؛ همین اوضاع را عوض خواهد کرد. من مشکلی ندارم.
نه رئیسی دارم نه زن و بچه‌ای. فقط وجود دارم. مرد خودآموخته حرف نمی‌زند، نگاهش
درون قلبم را می‌کاود.


📚 تهوع - ژان_پل_سارتر


ادامه دارد
...📚
👍6



tgoop.com/ktabdansh/4095
Create:
Last Update:

📖 مطالعه‌ ص ۱۴۵

افکار پشت سرم متولد می‌شوند.
مثل سرگیجه‌ای ناگهانی.
اگر تسلیم شوم افکار رشد می‌کنند
و بزرگ می‌شوند و بی‌کران می‌شوند
و وجودم را کاملا پر می‌کنند و
این‌گونه وجود داشتنم را تازه می‌کنند. -بی‌تفاوتم.
دست چپم را روی دفترچه می‌گذارم
و تیغه چاقو را در کف دستم‌.
زخم سطحی است.
خون بر روی کاغذ خاطره‌ای زیبا
می‌سازد. جریان یکنواخت خون را
تماشا می‌کنم.
ساعت پنج و نیم است.

بلند می‌شوم بیرون می‌روم. سر راهم
روزنامه می‌خرم. ( خبرهایی از مجرمین
و تجاوز و قتل )
بوی جوهر.
- همه‌چیز به‌شدت وجود دارد.
میان خانه‌ها راه می‌روم.
- من هستم. - من هستم چون
فکر می‌کنم که دیگر نمی‌خواهم باشم.
کاغذ روزنامه را در دست می‌گیرم.
- وجود در برابر وجود.
موی قرمز روی سرم قرمز است.
چمن خيس قرمز است.
- آیا این هنوز هم منم ؟
کنار دیوار وجود دارم.
وجود داشتن، ملایم است.
می‌چرخد و می‌جنبد. من فکر می‌کنم،
می‌جنبم، من هستم؛
وجود چتر نجاتی است فروافتاده،
سقوط نخواهد کرد، سقوط خواهد کرد.
- من وجود دارم، چون وجود داشتن
حق من است، من حق دارم وجود
داشته باشم.
- بدنم، تن زنده‌ام که همهمه می‌کند،
خون روی دست‌هایم. در تن زخمی‌ام که می‌چرخد و می‌رود،
در عذابم. راه می‌روم، می‌دوم.‌
- خونم از وجود داشتن می‌ریزد.
دیوانه، دیوانه‌ام؟

- آیا وجود داشتن را درک کرده‌ای؟
می‌ایستد. بدنش می‌ایستد. به شدت می‌ترسد. - از وجود داشتن بیزار است.
به ستوه آمده است؟
قلبش وجود دارد.
- خودش را درون پارچه پرت می‌کند.
نفسش در حال دویدن وجود دارد.
قلبش وجود دارد‌. پاهايش وجود دارد.
- کسی از پشت سر مرا می‌گیرد و
وادارم می‌کند فکر کنم و در نتیجه
چیزی بشوم. رولبون مرده است.
- آنتوان روکانتن نمرده است.
دارم از هوش می‌روم.
- وجود از پشت به او حمله کرده؛
-التماس می‌کند به او رحم کنند.
دلسوزی، کمک، کمک می‌کنم پس هستم.
مرد مو قرمز در آینه‌های کوچک
فاحشه‌خانه، رنگ پریده دیده می‌شود. -گرامافون دارد موسیقی پخش می‌کند،
وجود دارد، همه‌چیز می‌چرخد، گرامافون وجود دارد، قلب می‌تپد.
هرشب که ماه زرد می‌تابد،
' من در رؤیای کوچک خود فرو ‌می‌روم.
صدا ناگهان ظاهر می‌شود و جهان
ناپدید می‌شود.
- جهان وجود دارد.
زنی واقعی صاحب صدا بود،
آواز می‌خواند. او هم مثل رولبون
وجود داشت.
- صدایی که می‌لرزد به هوا می‌خورد
و صفحهٔ گرامافون و من که گوش
می‌کنم وجود داریم.
- همه‌چیز پر است.

سه‌شنبه
- هیچ‌چیز وجود داشت.
چهارشنبه
مگسی را کشتم.
مرد خودآموخته فریاد زد؛ نکشیدش مسیو!
" من بهش لطف کردم "
- چرا اینجایم؟ و چرا نباید اینجا باشم؟
منتظرم تا زمان خوابیدن فرا رسد.
چهار روز بعد آنی را می‌بینم. و بعدش؟
احمقانه در انتظار چه هستم؟
- من ضعیف و تنهایم، به او نیاز دارم.
مسیو از اینکه با او سر یک میز هستم خوشحالم.
مردخودآموخته معصومانه می‌خندد.
( در مورد غذا صحبت می‌کنند )
من سراپا گوشم‌‌‌.

مشکل این‌جاست که برای ترحم داشتن
برای مشکلات دیگران، زیادی خوش‌حالم؛ همین اوضاع را عوض خواهد کرد. من مشکلی ندارم.
نه رئیسی دارم نه زن و بچه‌ای. فقط وجود دارم. مرد خودآموخته حرف نمی‌زند، نگاهش
درون قلبم را می‌کاود.


📚 تهوع - ژان_پل_سارتر


ادامه دارد
...📚

BY کتاب دانش


Share with your friend now:
tgoop.com/ktabdansh/4095

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

Each account can create up to 10 public channels In the next window, choose the type of your channel. If you want your channel to be public, you need to develop a link for it. In the screenshot below, it’s ”/catmarketing.” If your selected link is unavailable, you’ll need to suggest another option. With the administration mulling over limiting access to doxxing groups, a prominent Telegram doxxing group apparently went on a "revenge spree." How to create a business channel on Telegram? (Tutorial) Users are more open to new information on workdays rather than weekends.
from us


Telegram کتاب دانش
FROM American