JANNAT_ADN8 Telegram 5140
جَنَّـٰتُ عَـــدْنٍ||🇵🇸
#پارت_چهل‌_و_ششم [ وقتی قرآن قلبم را حفظ کرد] چند روز بعد... حال روحیم داغون بود. حوصله‌ی هیچ‌کس رو نداشتم. بعضی شب‌ها توی خواب گریه می‌کردم... دیگه حتی حوصله‌ی خودمم نبود. از این همه تنهایی خسته شده بودم. کابوس‌هام تموم نمی‌شدن؛ یه شب می‌دیدم امید داره…
#پارت_چهل‌_و_هفتم

[وقتی قرآن قلبم را حفظ کرد]

#قسمت_آخر 🌹

۵ ماه بعد...

کنار پنجره نشسته بودم.
نگاه خیره‌م به آسمون بود.
دیگه اون یسرای پرانرژی و خندان نبودم...
دیگه اون شور و هیجان سابق رو نداشتم.
ولی چیزی در درونم شکل گرفته بود؛ چیزی به نام "بلوغ فکری .

شاید همه‌ی اون اتفاقات افتاد تا من قوی‌تر بشم...
شاید دردها، شکست‌ها، و اشک‌هام مسیر رشد من بودن.
شایدم این همه سختی، پلی بود برای رسیدن به الله...

هر چی که بود، امروز من دیگه اون زنِ شکسته‌ی گذشته نیستم.
من از دل تاریکی‌ها بیرون اومدم.
از تباهی، از درد، از تحقیر، گذشتم...
و امید، اون مردی که روزی با نفس‌هاش زندگی می‌کردم،
برای همیشه برام تموم شد.

آره، اون شاید ظالم بود، شاید نابالغ و ناسالم...
ولی دیگه برام مهم نیست.
چون من از نو ساخته شدم.
چون من با همون خشت‌های شکسته، یه قلعه ساختم... یه قلعه از نور.

وقتی قصه‌مو برای دیگران تعریف می‌کنم، بعضیا می‌گن:
– چقدر قوی بودی...
اما بعضیا با قضاوت می‌پرسن:
– چرا موندی؟ چرا ساختی؟

و من همیشه با لبخند می‌گم:
– چون من پشیمون نیستم.
چون من با همه‌ی سختی‌ها، با همه‌ی دردها، ساختم...
و هیچ‌وقت خودمو سرزنش نمی‌کنم.

اگر حفظ قرآن نبود...
اگر توصیه‌ی اون دوست فرشته‌صفت نبود که نماز تهجّد بخونم...
شاید الآن اینجا نبودم.
شاید زنده نمی‌موندم.

تو این پنج ماه با طوفان‌ها جنگیدم.
با قضاوت‌های مردم، با نگاه‌های سنگین، با زخم‌های روحی...
و هر بار به خودم گفتم:
– مهم نیست دیگران چی می‌گن...
مهم اون کسیه که همیشه منو دیده...
الله.

همه راحت می‌گفتن:
– خب تقصیر خودت بود...
ولی کسی نمی‌پرسید:
– تو توی این هفت سال چی کشیدی؟

می‌خوام بگم...
چرا وقتی کسی ازدواج می‌کنه همه تبریک می‌گن،
ولی وقتی کسی طلاق می‌گیره، باید سرزنش بشه؟
کاش یاد بگیریم که طلاق، همیشه شکست نیست...
گاهی نجاته.

زنانی که طلاق می‌گیرن،
زنانی هستن که ساختن،
که قوی شدن،
که جنگیدن...
نه توی میدان نبرد، بلکه توی میدان زندگی!

و من به زنانی که از دل اجبار طلاق گرفتن، افتخار می‌کنم.
چون اونا شجاع‌ترین ورژن از "زن" هستن...

این زندگی، درسته که سخت بود...
ولی بهم چیزهایی داد که با هیچ‌چیزی عوضش نمی‌کنم:

– من حافظ کلام الله شدم...
– من قوی شدم، بالغ شدم، فهمیدم غرور بی‌فایده‌ست...
– و مهم‌تر از همه، فهمیدم تنها کسی که همیشه بی‌منت کنارمه، اللهه...

آره، این زندگی شاید عذاب بود...
اما درونش، گنجی نهفته بود.
و من اون هدیه‌ی الهی رو گرفتم:
شدم یکی از گل‌هایی که الله خودش چید...
شدم حافظ کلام الله عزوجل.

پایانی شیرین...
پایانی که الله برایم ساخت❤️

نویسنده: ستاره محی‌الدین

@jannat_adn8 ♥️🦋
👏1410🕊1



tgoop.com/jannat_adn8/5140
Create:
Last Update:

#پارت_چهل‌_و_هفتم

[وقتی قرآن قلبم را حفظ کرد]

#قسمت_آخر 🌹

۵ ماه بعد...

کنار پنجره نشسته بودم.
نگاه خیره‌م به آسمون بود.
دیگه اون یسرای پرانرژی و خندان نبودم...
دیگه اون شور و هیجان سابق رو نداشتم.
ولی چیزی در درونم شکل گرفته بود؛ چیزی به نام "بلوغ فکری .

شاید همه‌ی اون اتفاقات افتاد تا من قوی‌تر بشم...
شاید دردها، شکست‌ها، و اشک‌هام مسیر رشد من بودن.
شایدم این همه سختی، پلی بود برای رسیدن به الله...

هر چی که بود، امروز من دیگه اون زنِ شکسته‌ی گذشته نیستم.
من از دل تاریکی‌ها بیرون اومدم.
از تباهی، از درد، از تحقیر، گذشتم...
و امید، اون مردی که روزی با نفس‌هاش زندگی می‌کردم،
برای همیشه برام تموم شد.

آره، اون شاید ظالم بود، شاید نابالغ و ناسالم...
ولی دیگه برام مهم نیست.
چون من از نو ساخته شدم.
چون من با همون خشت‌های شکسته، یه قلعه ساختم... یه قلعه از نور.

وقتی قصه‌مو برای دیگران تعریف می‌کنم، بعضیا می‌گن:
– چقدر قوی بودی...
اما بعضیا با قضاوت می‌پرسن:
– چرا موندی؟ چرا ساختی؟

و من همیشه با لبخند می‌گم:
– چون من پشیمون نیستم.
چون من با همه‌ی سختی‌ها، با همه‌ی دردها، ساختم...
و هیچ‌وقت خودمو سرزنش نمی‌کنم.

اگر حفظ قرآن نبود...
اگر توصیه‌ی اون دوست فرشته‌صفت نبود که نماز تهجّد بخونم...
شاید الآن اینجا نبودم.
شاید زنده نمی‌موندم.

تو این پنج ماه با طوفان‌ها جنگیدم.
با قضاوت‌های مردم، با نگاه‌های سنگین، با زخم‌های روحی...
و هر بار به خودم گفتم:
– مهم نیست دیگران چی می‌گن...
مهم اون کسیه که همیشه منو دیده...
الله.

همه راحت می‌گفتن:
– خب تقصیر خودت بود...
ولی کسی نمی‌پرسید:
– تو توی این هفت سال چی کشیدی؟

می‌خوام بگم...
چرا وقتی کسی ازدواج می‌کنه همه تبریک می‌گن،
ولی وقتی کسی طلاق می‌گیره، باید سرزنش بشه؟
کاش یاد بگیریم که طلاق، همیشه شکست نیست...
گاهی نجاته.

زنانی که طلاق می‌گیرن،
زنانی هستن که ساختن،
که قوی شدن،
که جنگیدن...
نه توی میدان نبرد، بلکه توی میدان زندگی!

و من به زنانی که از دل اجبار طلاق گرفتن، افتخار می‌کنم.
چون اونا شجاع‌ترین ورژن از "زن" هستن...

این زندگی، درسته که سخت بود...
ولی بهم چیزهایی داد که با هیچ‌چیزی عوضش نمی‌کنم:

– من حافظ کلام الله شدم...
– من قوی شدم، بالغ شدم، فهمیدم غرور بی‌فایده‌ست...
– و مهم‌تر از همه، فهمیدم تنها کسی که همیشه بی‌منت کنارمه، اللهه...

آره، این زندگی شاید عذاب بود...
اما درونش، گنجی نهفته بود.
و من اون هدیه‌ی الهی رو گرفتم:
شدم یکی از گل‌هایی که الله خودش چید...
شدم حافظ کلام الله عزوجل.

پایانی شیرین...
پایانی که الله برایم ساخت❤️

نویسنده: ستاره محی‌الدین

@jannat_adn8 ♥️🦋

BY جَنَّـٰتُ عَـــدْنٍ||🇵🇸


Share with your friend now:
tgoop.com/jannat_adn8/5140

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

SUCK Channel Telegram Ng was convicted in April for conspiracy to incite a riot, public nuisance, arson, criminal damage, manufacturing of explosives, administering poison and wounding with intent to do grievous bodily harm between October 2019 and June 2020. Image: Telegram. As the broader market downturn continues, yelling online has become the crypto trader’s latest coping mechanism after the rise of Goblintown Ethereum NFTs at the end of May and beginning of June, where holders made incoherent groaning sounds and role-played as urine-loving goblin creatures in late-night Twitter Spaces. A few years ago, you had to use a special bot to run a poll on Telegram. Now you can easily do that yourself in two clicks. Hit the Menu icon and select “Create Poll.” Write your question and add up to 10 options. Running polls is a powerful strategy for getting feedback from your audience. If you’re considering the possibility of modifying your channel in any way, be sure to ask your subscribers’ opinions first.
from us


Telegram جَنَّـٰتُ عَـــدْنٍ||🇵🇸
FROM American