tgoop.com/jannat_adn8/5140
Last Update:
#پارت_چهل_و_هفتم
[وقتی قرآن قلبم را حفظ کرد]
#قسمت_آخر 🌹
۵ ماه بعد...
کنار پنجره نشسته بودم.
نگاه خیرهم به آسمون بود.
دیگه اون یسرای پرانرژی و خندان نبودم...
دیگه اون شور و هیجان سابق رو نداشتم.
ولی چیزی در درونم شکل گرفته بود؛ چیزی به نام "بلوغ فکری .
شاید همهی اون اتفاقات افتاد تا من قویتر بشم...
شاید دردها، شکستها، و اشکهام مسیر رشد من بودن.
شایدم این همه سختی، پلی بود برای رسیدن به الله...
هر چی که بود، امروز من دیگه اون زنِ شکستهی گذشته نیستم.
من از دل تاریکیها بیرون اومدم.
از تباهی، از درد، از تحقیر، گذشتم...
و امید، اون مردی که روزی با نفسهاش زندگی میکردم،
برای همیشه برام تموم شد.
آره، اون شاید ظالم بود، شاید نابالغ و ناسالم...
ولی دیگه برام مهم نیست.
چون من از نو ساخته شدم.
چون من با همون خشتهای شکسته، یه قلعه ساختم... یه قلعه از نور.
وقتی قصهمو برای دیگران تعریف میکنم، بعضیا میگن:
– چقدر قوی بودی...
اما بعضیا با قضاوت میپرسن:
– چرا موندی؟ چرا ساختی؟
و من همیشه با لبخند میگم:
– چون من پشیمون نیستم.
چون من با همهی سختیها، با همهی دردها، ساختم...
و هیچوقت خودمو سرزنش نمیکنم.
اگر حفظ قرآن نبود...
اگر توصیهی اون دوست فرشتهصفت نبود که نماز تهجّد بخونم...
شاید الآن اینجا نبودم.
شاید زنده نمیموندم.
تو این پنج ماه با طوفانها جنگیدم.
با قضاوتهای مردم، با نگاههای سنگین، با زخمهای روحی...
و هر بار به خودم گفتم:
– مهم نیست دیگران چی میگن...
مهم اون کسیه که همیشه منو دیده...
الله.
همه راحت میگفتن:
– خب تقصیر خودت بود...
ولی کسی نمیپرسید:
– تو توی این هفت سال چی کشیدی؟
میخوام بگم...
چرا وقتی کسی ازدواج میکنه همه تبریک میگن،
ولی وقتی کسی طلاق میگیره، باید سرزنش بشه؟
کاش یاد بگیریم که طلاق، همیشه شکست نیست...
گاهی نجاته.
زنانی که طلاق میگیرن،
زنانی هستن که ساختن،
که قوی شدن،
که جنگیدن...
نه توی میدان نبرد، بلکه توی میدان زندگی!
و من به زنانی که از دل اجبار طلاق گرفتن، افتخار میکنم.
چون اونا شجاعترین ورژن از "زن" هستن...
این زندگی، درسته که سخت بود...
ولی بهم چیزهایی داد که با هیچچیزی عوضش نمیکنم:
– من حافظ کلام الله شدم...
– من قوی شدم، بالغ شدم، فهمیدم غرور بیفایدهست...
– و مهمتر از همه، فهمیدم تنها کسی که همیشه بیمنت کنارمه، اللهه...
آره، این زندگی شاید عذاب بود...
اما درونش، گنجی نهفته بود.
و من اون هدیهی الهی رو گرفتم:
شدم یکی از گلهایی که الله خودش چید...
شدم حافظ کلام الله عزوجل.
پایانی شیرین...
پایانی که الله برایم ساخت❤️
نویسنده: ستاره محیالدین
@jannat_adn8 ♥️🦋
BY جَنَّـٰتُ عَـــدْنٍ||🇵🇸
Share with your friend now:
tgoop.com/jannat_adn8/5140