تقدیم به استاد حسین علیزاده
محمد فاضلی
امروز ۱ شهریور، روز تولد #حسین_علیزاده آهنگساز و نوازنده بزرگ موسیقی ایران است.
در شب حسین علیزاده که به همت علی دهباشی از مجموعه شبهای بخارا برگزار شده بود، نگاهم به حسین علیزاده را ده دقیقه شرح کردم.
ویدیوی متن ارائه شده در شب حسین علیزاده
https://youtu.be/hXLIpUljWGo
خدایش به سلامت و عزت نگه دارد.
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
امروز ۱ شهریور، روز تولد #حسین_علیزاده آهنگساز و نوازنده بزرگ موسیقی ایران است.
در شب حسین علیزاده که به همت علی دهباشی از مجموعه شبهای بخارا برگزار شده بود، نگاهم به حسین علیزاده را ده دقیقه شرح کردم.
ویدیوی متن ارائه شده در شب حسین علیزاده
https://youtu.be/hXLIpUljWGo
خدایش به سلامت و عزت نگه دارد.
@fazeli_mohammad
👍274👎1
قسمت صدوسیودو - آیا برق میآید؟
محمد فاضلی
قسمت صدوسیودو پادکست دغدغه ایران
آیا برق میآید؟
صنعت برق ایران چرا به روز بد افتاد؟ آیا سپردن صنعت برق به سازوکارهای بازار آزاد و قیمتهای آزاد برق میتواند مشکل را حل کند؟ #علیرضا_اسدی در این قسمت توضیح میدهد که چرا سپردن برق در اقتصادی به اندازه اقتصاد ایران و با سازوکارهای حاکم بر آن، علت پیدایش مشکل فعلی است. او روایتی از ماهیت پیچیده صنعت برق و چرایی ضرورت مداخله باکیفیت دولت برای پیشرفت این صنعت ارائه میکند.
میهمان: علیرضا اسدی
میزبان: محمد فاضلی
گزارش «بررسی ناترازی برق از منظر اقتصاد سیاسی امور زیرساختی» (نوشته علیرضا اسدی)
حامیان مالی
صنایع چسب سینا
وبسایت چسب سینا
اینستاگرام چسب سینا
صرافی پول نو
وبسایت پول نو
ورود و ثبت نام در پول نو
صفحه یوتیوب محمد فاضلی
حمایت از پادکست دغدغه ایران
شماره تماس برای حمایت مالی
09965691194
شناسه پیپال
[email protected]
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: [email protected]
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
اسفند هزار و چهارصدوسه
@dirancast_official
آیا برق میآید؟
صنعت برق ایران چرا به روز بد افتاد؟ آیا سپردن صنعت برق به سازوکارهای بازار آزاد و قیمتهای آزاد برق میتواند مشکل را حل کند؟ #علیرضا_اسدی در این قسمت توضیح میدهد که چرا سپردن برق در اقتصادی به اندازه اقتصاد ایران و با سازوکارهای حاکم بر آن، علت پیدایش مشکل فعلی است. او روایتی از ماهیت پیچیده صنعت برق و چرایی ضرورت مداخله باکیفیت دولت برای پیشرفت این صنعت ارائه میکند.
میهمان: علیرضا اسدی
میزبان: محمد فاضلی
گزارش «بررسی ناترازی برق از منظر اقتصاد سیاسی امور زیرساختی» (نوشته علیرضا اسدی)
حامیان مالی
صنایع چسب سینا
وبسایت چسب سینا
اینستاگرام چسب سینا
صرافی پول نو
وبسایت پول نو
ورود و ثبت نام در پول نو
صفحه یوتیوب محمد فاضلی
حمایت از پادکست دغدغه ایران
شماره تماس برای حمایت مالی
09965691194
شناسه پیپال
[email protected]
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: [email protected]
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
اسفند هزار و چهارصدوسه
@dirancast_official
👍51👎1
Forwarded from هممیهن
نیاز امروز ایران
سرمقاله هممیهن
۰۳ شهریور ۱۴۰۴
🔹خطیر بودن وضعیت امروز ایران بر کسی پوشیده نیست به همین دلیل است که همه افراد و گروهها میکوشند تا با اظهارنظر و نقد و پیشنهاد راهی را بهسوی آیندهای بهتر بگشایند.
🔹برخی غیرمسئولانه میگویند حمله کنیم؛ بهترین دفاع حمله است. دیگری ادامه راهبردهای گذشته را پیشنهاد میکند. سومی میگوید غنیسازی را برای رفع تحریم روی میز بگذاریم. چهارمی میگوید کلاً تعلیق کنیم. یکی مذاکره را رد میکند و دیگری حکم به پایان تخاصم میدهد. در حوزه داخل هم از ایدههای مبتنی بر انسداد تا آزادی و فضای باز رسانهای و سیاسی جزو پیشنهادهای افراد گوناگون است.
🔹در اقتصاد نیز شاهد همین تعارضات هستیم. از آزادسازی سوخت و انرژی تا گسترش قیمتگذاری به اغلب کالاهای مورد نیاز مردم. درباره دولت نیز از استیضاح تا حمایت کامل که در سخنان دیروز مقام رهبری وجود داشت را شاهدیم.
🔹وجود صداها و نگاههای قطبی ذاتاً مشکلی نیست به شرطی که صدا و جریان اصلی، شناختهشده و حاکم باشد. این جریان همان سیاستهای رسمی است؛ که اگر روشن و حاکم باشد میتوان گفت که سایر رویکردها در حاشیه هستند و مانعی نیستند ولی اگر جریان رسمی مبهم یا در تعلیق باشد، آنگاه وجود چنین نگاههای دوقطبی و پراکنده برای کلیت و آینده کشور خطرناک خواهد بود. شاید گفته شود که جریان اصلی هست و کار خود را انجام میدهد. اگر چنین باشد باید اجزای آن قابل شناخت و درک باشند.
🔹بسیاری از ناظران سیاسی معتقدند که پس از جنگ اخیر سیستم سیاسی نتوانسته راهبرد روشنی را طراحی و اجرایی کند و در وضعیت تعلیقی قرار دارد. صدای واحد کجاست تا موافقان حمایت و دیگران حداقل سکوت کنند؟
🔹بیاییم و فرض کنیم که این گزاره غلط است و سیاست مدونی وجود دارد و حتی همه اجزای این سیاستها هم منطقی و خوب؛ یا حداقل گریزناپذیر است. این سیاست با همه اجزایش باید ابلاغ عمومی شود. برخی اجزای آن بهصورت پراکنده گفته میشود ولی کلیت آن روشن و منسجم و آیندهنگرانه نیست. ایجاد وحدت و صدای واحد مستلزم آن است که این صدا در همه اجزایش برای همگان روشن شود. علت اصلی برجسته شدن چندصدایی و فقدان وحدت، غیبت و فقدان و ابهام همین صدای واحد رسمی است.
🔹اکنون میتوان این پرسش را مطرح کرد که صدای رسمی چگونه ایجاد شده و شکل میگیرد؟ یک راه تصمیمگیری و تصویب آن پشت درهای بسته است. چنین صدایی حتی اگر درست هم باشد بهطور معمول همنوایی لازم را ایجاد نمیکند چون مشارکت دیگران در آن کمرنگ و هیچ است.
🔹اگر بخواهیم حمایت دیگران را برای همنوایی با صدایی که به منافع عمومی مربوط است جلب کنیم، نیازمند حضور و مشارکت آنان در فرآیند تصمیمگیری است. در غیر این صورت دیگران قادر به درک و تفاهم با تصمیم و سیاست نهایی نخواهند شد.
🔹در هر صورت انتظار میرود که دبیر شورای عالی امنیت ملی که به تازگی این مسئولیت خطیر را عهدهدار شده است، متن روشنی را که به تصویب شورا و مقام رهبری رسیده باشد، مشتمل بر گزینههای گوناگون و پاسخ به پرسشهای کلیدی تدوین و منتشر نمایند؛ تا حداقل ناظران داخلی درک متعارفی از سیاست و صدای رسمی پیدا کنند. این متن باید روشن و بدون ابهام باشد تا هم مسائل خارجی و هم چالشهای داخلی را پاسخ دهد.
🔹طبیعی است که به تبعات سیاستهای رسمی اعلامی نیز توجه خواهند داشت. این مهمترین نیاز امروز جامعه ایران است. به نظر ما هنگامی که چنین متنی تهیه شود همان زمان ابعاد ناسازگار و تبعات ناخواسته آن بر تدوینکنندگان آشکار خواهد شد.
🔹امروز مسئله اسنپبک، مذاکره اعم از مستقیم و غیرمستقیم، تحریمها، ناترازیهای گسترده اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، رسانهها، تورم و رشد و سرمایهگذاری اقتصادی و وضعیت تعلیق و جنگ و.... همه و همه بهصورت درهمتنیده روی میز هستند و هیچ پاسخ رسمی و جامعی به آنها داده نمیشود.
🔹مشکل این است که در همه اجزای مزبور بهترین حالتها با کمترین هزینهها را میخواهند درحالیکه تحقق اهداف مطلوب در موارد فوق بدون پرداخت هزینههای لازم که بعضاً جدی و راهبردی است، امکانپذیر نیست.
▫️متن کامل در سایت هممیهن آنلاین
📌هممیهن را در فضای مجازی دنبال کنید:
🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 بله
سرمقاله هممیهن
۰۳ شهریور ۱۴۰۴
🔹خطیر بودن وضعیت امروز ایران بر کسی پوشیده نیست به همین دلیل است که همه افراد و گروهها میکوشند تا با اظهارنظر و نقد و پیشنهاد راهی را بهسوی آیندهای بهتر بگشایند.
🔹برخی غیرمسئولانه میگویند حمله کنیم؛ بهترین دفاع حمله است. دیگری ادامه راهبردهای گذشته را پیشنهاد میکند. سومی میگوید غنیسازی را برای رفع تحریم روی میز بگذاریم. چهارمی میگوید کلاً تعلیق کنیم. یکی مذاکره را رد میکند و دیگری حکم به پایان تخاصم میدهد. در حوزه داخل هم از ایدههای مبتنی بر انسداد تا آزادی و فضای باز رسانهای و سیاسی جزو پیشنهادهای افراد گوناگون است.
🔹در اقتصاد نیز شاهد همین تعارضات هستیم. از آزادسازی سوخت و انرژی تا گسترش قیمتگذاری به اغلب کالاهای مورد نیاز مردم. درباره دولت نیز از استیضاح تا حمایت کامل که در سخنان دیروز مقام رهبری وجود داشت را شاهدیم.
🔹وجود صداها و نگاههای قطبی ذاتاً مشکلی نیست به شرطی که صدا و جریان اصلی، شناختهشده و حاکم باشد. این جریان همان سیاستهای رسمی است؛ که اگر روشن و حاکم باشد میتوان گفت که سایر رویکردها در حاشیه هستند و مانعی نیستند ولی اگر جریان رسمی مبهم یا در تعلیق باشد، آنگاه وجود چنین نگاههای دوقطبی و پراکنده برای کلیت و آینده کشور خطرناک خواهد بود. شاید گفته شود که جریان اصلی هست و کار خود را انجام میدهد. اگر چنین باشد باید اجزای آن قابل شناخت و درک باشند.
🔹بسیاری از ناظران سیاسی معتقدند که پس از جنگ اخیر سیستم سیاسی نتوانسته راهبرد روشنی را طراحی و اجرایی کند و در وضعیت تعلیقی قرار دارد. صدای واحد کجاست تا موافقان حمایت و دیگران حداقل سکوت کنند؟
🔹بیاییم و فرض کنیم که این گزاره غلط است و سیاست مدونی وجود دارد و حتی همه اجزای این سیاستها هم منطقی و خوب؛ یا حداقل گریزناپذیر است. این سیاست با همه اجزایش باید ابلاغ عمومی شود. برخی اجزای آن بهصورت پراکنده گفته میشود ولی کلیت آن روشن و منسجم و آیندهنگرانه نیست. ایجاد وحدت و صدای واحد مستلزم آن است که این صدا در همه اجزایش برای همگان روشن شود. علت اصلی برجسته شدن چندصدایی و فقدان وحدت، غیبت و فقدان و ابهام همین صدای واحد رسمی است.
🔹اکنون میتوان این پرسش را مطرح کرد که صدای رسمی چگونه ایجاد شده و شکل میگیرد؟ یک راه تصمیمگیری و تصویب آن پشت درهای بسته است. چنین صدایی حتی اگر درست هم باشد بهطور معمول همنوایی لازم را ایجاد نمیکند چون مشارکت دیگران در آن کمرنگ و هیچ است.
🔹اگر بخواهیم حمایت دیگران را برای همنوایی با صدایی که به منافع عمومی مربوط است جلب کنیم، نیازمند حضور و مشارکت آنان در فرآیند تصمیمگیری است. در غیر این صورت دیگران قادر به درک و تفاهم با تصمیم و سیاست نهایی نخواهند شد.
🔹در هر صورت انتظار میرود که دبیر شورای عالی امنیت ملی که به تازگی این مسئولیت خطیر را عهدهدار شده است، متن روشنی را که به تصویب شورا و مقام رهبری رسیده باشد، مشتمل بر گزینههای گوناگون و پاسخ به پرسشهای کلیدی تدوین و منتشر نمایند؛ تا حداقل ناظران داخلی درک متعارفی از سیاست و صدای رسمی پیدا کنند. این متن باید روشن و بدون ابهام باشد تا هم مسائل خارجی و هم چالشهای داخلی را پاسخ دهد.
🔹طبیعی است که به تبعات سیاستهای رسمی اعلامی نیز توجه خواهند داشت. این مهمترین نیاز امروز جامعه ایران است. به نظر ما هنگامی که چنین متنی تهیه شود همان زمان ابعاد ناسازگار و تبعات ناخواسته آن بر تدوینکنندگان آشکار خواهد شد.
🔹امروز مسئله اسنپبک، مذاکره اعم از مستقیم و غیرمستقیم، تحریمها، ناترازیهای گسترده اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، رسانهها، تورم و رشد و سرمایهگذاری اقتصادی و وضعیت تعلیق و جنگ و.... همه و همه بهصورت درهمتنیده روی میز هستند و هیچ پاسخ رسمی و جامعی به آنها داده نمیشود.
🔹مشکل این است که در همه اجزای مزبور بهترین حالتها با کمترین هزینهها را میخواهند درحالیکه تحقق اهداف مطلوب در موارد فوق بدون پرداخت هزینههای لازم که بعضاً جدی و راهبردی است، امکانپذیر نیست.
▫️متن کامل در سایت هممیهن آنلاین
📌هممیهن را در فضای مجازی دنبال کنید:
🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 بله
👍57👎2
Forwarded from برای شهروند متفکر متعهد
چرا حتی از نظر اقتصادی، پروژههای انتقال آب از هزار مسجد و خلیج فارس به مشهد همین حالا باید متوقف شود؟
مهدی کلاهی
پروژههای عظیم انتقال آب در ظاهر راهکاری برای رفع بحران کمآبی شهرها معرفی میشوند، اما بررسی دقیق دادهها نشان میدهد که نه تنها از نظر محیطزیستی، بلکه از منظر اقتصادی نیز این پروژهها غیرعقلانی و پرهزینهاند. دو نمونهی شاخص در این زمینه، انتقال آب از هزار مسجد به مشهد و شیرینسازی و انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به مشهد است.
برآورد هزینه و کارایی پروژهها
• انتقال از هزار مسجد: بودجه مورد نیاز حدود ۲۳ هزار میلیارد تومان برای تأمین تنها ۴۰ میلیون مترمکعب آب در سال.
• انتقال از خلیج فارس و عمان: بودجهای حدود ۵۴۰ هزار میلیارد تومان برای انتقال ۱۲۰ میلیون مترمکعب آب در سال.
به بیان ساده، جمعاً حدود ۵۶۳ هزار میلیارد تومان باید هزینه شود تا مجموعاً ۱۶۰ میلیون مترمکعب آب وارد مشهد شود.
مقایسه با ناترازی واقعی آب
• ناترازی کل کشور: ۱۱ میلیارد مترمکعب
• ناترازی خراسان رضوی: ۴ میلیارد مترمکعب
میزان انتقال این دو پروژه در برابر حجم ناترازی، حتی ۴ درصد نیاز استان را هم پوشش نمیدهد. یعنی با سرمایهای سنگین، اثرگذاری بسیار ناچیز حاصل خواهد شد.
هدررفت آب در کشاورزی: معضل بزرگتر
• مصرف سالانه آب در کشاورزی کشور: ۷۰ تا ۸۰ میلیارد مترمکعب
• ضایعات محصولات کشاورزی (۳۰ تا ۵۰ درصد): معادل ۲۱ میلیارد مترمکعب آب هدررفته
• در خراسان رضوی: 1/2 میلیارد مترمکعب آب صرف ضایعات میشود.
• در مشهد: از ۴۰۰ میلیون مترمکعب مصرف کشاورزی، دستکم ۱۲۰ میلیون مترمکعب آب عملاً تلف میشود.
این رقم دقیقاً برابر با حجم آبی است که پروژه خلیج فارس قرار است با هزینه نجومی به مشهد بیاورد. به بیان دیگر، تنها با مدیریت ضایعات کشاورزی در مشهد، میتوان همان مقدار آب را بدون صرف ۵۴۰ هزار میلیارد تومان به دست آورد.
ظرفیت بازچرخانی آب شهری در مشهد
• مصرف سالانه آب شهری مشهد: ۳۰۰ میلیون مترمکعب
• تبدیل به فاضلاب (نرخ علمی ۸۵٪): ۲۵۵ میلیون مترمکعب
• تبدیل به پساب تصفیهشده (نرخ علمی ۷۵٪): ۱۸۵ میلیون مترمکعب
• هزینه تأمین هر مترمکعب از این طریق: ۲۰ هزار تومان
• کل بودجه لازم: ۶ هزار میلیارد تومان (۶ همت) برای دستیابی به ۱۸۵ میلیون مترمکعب آب
یعنی با تنها 1٪ بودجه پروژههای انتقال آب میتوان بیش از همان حجم آب مورد انتظار را در خود مشهد تأمین کرد؛ آن هم بدون تخریب گسترده محیطزیست و بدون نیاز به زیرساختهای پرهزینه انتقال.
محاسبه سود و زیان اجتماعی
• بودجه انتقال هزار مسجد + خلیج فارس: حدود ۵۶۳ همت
• هزینه بازچرخانی شهری: حدود ۶ همت
• نتیجه: با توقف این دو پروژه و تخصیص تنها 1٪ از بودجه آنها به بازچرخانی و مدیریت منابع موجود، بیش از ۵۵۵ همت صرفهجویی مستقیم اقتصادی به نفع جامعه خواهد بود.
این سودآوری صرفاً به جنبه مالی مربوط میشود. اگر هزینههای غیرقابل محاسبه محیطزیستی مانند نابودی اکوسیستمهای دریایی و خشکی، فرونشست زمین، شوری خاک و تهدید سلامت مردم را هم در نظر بگیریم، زیان واقعی این پروژهها به مراتب سنگینتر و غیرقابل جبران است.
جمعبندی
پروژههای انتقال آب از هزار مسجد و خلیج فارس نه تنها از نظر محیطزیستی فاجعهبارند، بلکه حتی از نظر اقتصادی هم غیرمنطقی، ناکارآمد و ضدتوسعهای هستند. راهحل پایدار برای مشهد و خراسان رضوی، در سه مسیر است:
1. بازچرخانی و تصفیه فاضلاب شهری
2. کاهش ضایعات و اصلاح الگوی کشت کشاورزی
3. افزایش بهرهوری مصرف آب در صنعت و خدمات
مدیران استان، آب منطقهای، و تصمیمگیران ملی اگر به خیر عمومی و عدالت نسلی پایبندند، باید همین امروز توقف این دو پروژه را مطالبه کنند و منابع مالی آن را به سمت راهکارهای عقلانی و پایدار هدایت نمایند.
@MahdiKolahi
مهدی کلاهی
پروژههای عظیم انتقال آب در ظاهر راهکاری برای رفع بحران کمآبی شهرها معرفی میشوند، اما بررسی دقیق دادهها نشان میدهد که نه تنها از نظر محیطزیستی، بلکه از منظر اقتصادی نیز این پروژهها غیرعقلانی و پرهزینهاند. دو نمونهی شاخص در این زمینه، انتقال آب از هزار مسجد به مشهد و شیرینسازی و انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به مشهد است.
برآورد هزینه و کارایی پروژهها
• انتقال از هزار مسجد: بودجه مورد نیاز حدود ۲۳ هزار میلیارد تومان برای تأمین تنها ۴۰ میلیون مترمکعب آب در سال.
• انتقال از خلیج فارس و عمان: بودجهای حدود ۵۴۰ هزار میلیارد تومان برای انتقال ۱۲۰ میلیون مترمکعب آب در سال.
به بیان ساده، جمعاً حدود ۵۶۳ هزار میلیارد تومان باید هزینه شود تا مجموعاً ۱۶۰ میلیون مترمکعب آب وارد مشهد شود.
مقایسه با ناترازی واقعی آب
• ناترازی کل کشور: ۱۱ میلیارد مترمکعب
• ناترازی خراسان رضوی: ۴ میلیارد مترمکعب
میزان انتقال این دو پروژه در برابر حجم ناترازی، حتی ۴ درصد نیاز استان را هم پوشش نمیدهد. یعنی با سرمایهای سنگین، اثرگذاری بسیار ناچیز حاصل خواهد شد.
هدررفت آب در کشاورزی: معضل بزرگتر
• مصرف سالانه آب در کشاورزی کشور: ۷۰ تا ۸۰ میلیارد مترمکعب
• ضایعات محصولات کشاورزی (۳۰ تا ۵۰ درصد): معادل ۲۱ میلیارد مترمکعب آب هدررفته
• در خراسان رضوی: 1/2 میلیارد مترمکعب آب صرف ضایعات میشود.
• در مشهد: از ۴۰۰ میلیون مترمکعب مصرف کشاورزی، دستکم ۱۲۰ میلیون مترمکعب آب عملاً تلف میشود.
این رقم دقیقاً برابر با حجم آبی است که پروژه خلیج فارس قرار است با هزینه نجومی به مشهد بیاورد. به بیان دیگر، تنها با مدیریت ضایعات کشاورزی در مشهد، میتوان همان مقدار آب را بدون صرف ۵۴۰ هزار میلیارد تومان به دست آورد.
ظرفیت بازچرخانی آب شهری در مشهد
• مصرف سالانه آب شهری مشهد: ۳۰۰ میلیون مترمکعب
• تبدیل به فاضلاب (نرخ علمی ۸۵٪): ۲۵۵ میلیون مترمکعب
• تبدیل به پساب تصفیهشده (نرخ علمی ۷۵٪): ۱۸۵ میلیون مترمکعب
• هزینه تأمین هر مترمکعب از این طریق: ۲۰ هزار تومان
• کل بودجه لازم: ۶ هزار میلیارد تومان (۶ همت) برای دستیابی به ۱۸۵ میلیون مترمکعب آب
یعنی با تنها 1٪ بودجه پروژههای انتقال آب میتوان بیش از همان حجم آب مورد انتظار را در خود مشهد تأمین کرد؛ آن هم بدون تخریب گسترده محیطزیست و بدون نیاز به زیرساختهای پرهزینه انتقال.
محاسبه سود و زیان اجتماعی
• بودجه انتقال هزار مسجد + خلیج فارس: حدود ۵۶۳ همت
• هزینه بازچرخانی شهری: حدود ۶ همت
• نتیجه: با توقف این دو پروژه و تخصیص تنها 1٪ از بودجه آنها به بازچرخانی و مدیریت منابع موجود، بیش از ۵۵۵ همت صرفهجویی مستقیم اقتصادی به نفع جامعه خواهد بود.
این سودآوری صرفاً به جنبه مالی مربوط میشود. اگر هزینههای غیرقابل محاسبه محیطزیستی مانند نابودی اکوسیستمهای دریایی و خشکی، فرونشست زمین، شوری خاک و تهدید سلامت مردم را هم در نظر بگیریم، زیان واقعی این پروژهها به مراتب سنگینتر و غیرقابل جبران است.
جمعبندی
پروژههای انتقال آب از هزار مسجد و خلیج فارس نه تنها از نظر محیطزیستی فاجعهبارند، بلکه حتی از نظر اقتصادی هم غیرمنطقی، ناکارآمد و ضدتوسعهای هستند. راهحل پایدار برای مشهد و خراسان رضوی، در سه مسیر است:
1. بازچرخانی و تصفیه فاضلاب شهری
2. کاهش ضایعات و اصلاح الگوی کشت کشاورزی
3. افزایش بهرهوری مصرف آب در صنعت و خدمات
مدیران استان، آب منطقهای، و تصمیمگیران ملی اگر به خیر عمومی و عدالت نسلی پایبندند، باید همین امروز توقف این دو پروژه را مطالبه کنند و منابع مالی آن را به سمت راهکارهای عقلانی و پایدار هدایت نمایند.
@MahdiKolahi
👍178👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظم منطقهای جدید
دکتر ولی کالجی در بررسی #کریدور_زنگزور از شکلگیری نظم امنیتی و منطقهای جدیدی میگوید که از شامات تا غرب دریای مازندران امتداد دارد.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/BAh8PmTgF5w
دکتر #ولی_کالجی، پژوهشگر مطالعات منطقهای قفقاز و آسیای میانه مرکزی است و در این گفتوگو توافقنامه صلح اخیر بین #جمهوری_آذربایجان و #ارمنستان و تأثیرات آنها بر منافع ملی ایران را بررسی میکند.
@fazeli_mohammad
دکتر ولی کالجی در بررسی #کریدور_زنگزور از شکلگیری نظم امنیتی و منطقهای جدیدی میگوید که از شامات تا غرب دریای مازندران امتداد دارد.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/BAh8PmTgF5w
دکتر #ولی_کالجی، پژوهشگر مطالعات منطقهای قفقاز و آسیای میانه مرکزی است و در این گفتوگو توافقنامه صلح اخیر بین #جمهوری_آذربایجان و #ارمنستان و تأثیرات آنها بر منافع ملی ایران را بررسی میکند.
@fazeli_mohammad
👍79👎4
Forwarded from نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی) (Ahmad Zeidabadi)
فردوسی بزرگ است، تابو نیست!
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی حماسهسرایی بزرگ است، نماد است، عزیز است، سرمایهای ملی و تاریخی برای ما ایرانیان است، اما "تابو" نیست.
برخی به هر دلیلی دوست دارند بینی خود را با سر آستین پیراهنشان پاک کنند، مشمئزکننده است، اما مجرمانه و ممنوع نیست!
آزادی بیان فقط برای گفتن حرف "حق" یا "درست" نیست، زیرا حرف حق و درست، مورد اجماع نوع بشر نیست. باید همواره به یاد داشت که هیچ امر خیر و مثبتی در این جهان بدون هزینه نیست. هزینۀ آزادی بیان نیز، نشر حرفهای سخیف و مشمئزکننده است، جامعهای که ظرفیت و تاب تحمل آن را نداشته باشد، آزادی بیان در آن از شعاری سطحی فراتر نمیرود! پس اگر جسارت به فردوسی بزرگ محکوم میشود، توصیه به تحمل و مدارا هم باید ضمیمۀ آن باشد.
#احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی حماسهسرایی بزرگ است، نماد است، عزیز است، سرمایهای ملی و تاریخی برای ما ایرانیان است، اما "تابو" نیست.
برخی به هر دلیلی دوست دارند بینی خود را با سر آستین پیراهنشان پاک کنند، مشمئزکننده است، اما مجرمانه و ممنوع نیست!
آزادی بیان فقط برای گفتن حرف "حق" یا "درست" نیست، زیرا حرف حق و درست، مورد اجماع نوع بشر نیست. باید همواره به یاد داشت که هیچ امر خیر و مثبتی در این جهان بدون هزینه نیست. هزینۀ آزادی بیان نیز، نشر حرفهای سخیف و مشمئزکننده است، جامعهای که ظرفیت و تاب تحمل آن را نداشته باشد، آزادی بیان در آن از شعاری سطحی فراتر نمیرود! پس اگر جسارت به فردوسی بزرگ محکوم میشود، توصیه به تحمل و مدارا هم باید ضمیمۀ آن باشد.
#احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad
👎972👍453
قسمت صدوسیونه - فقرزدایی مؤثر
محمد فاضلی
قسمت صدوسیونه پادکست دغدغه ایران
فقرزدایی مؤثر
دولتها بارها از دادن وامهای خرد برای اشتغالزایی و فقرزدایی استفاده کردهاند اما اغلب ناکارآمد بودهاند به اهداف نرسیدهاند. گاه استفاده سیاسی هم از چنین وامهایی شده است. سارا شاهرخی بنیانگذار سازمان مردمنهاد ایفا توضیح میدهد که چگونه فناوری پلتفرمی و رویکرد جدیدی به تأمین مالی جمعی را برای اشتغالزایی در روستاها بهکار گرفته است. وی از رویکرد جدیدی به کار خیر مؤثر سخن میگوید که شفاف، کمهزینه و مقیاسپذیر نیز هست.
#پلتفرم_ایفا #سارا_شاهرخی
مهمان: سارا شاهرخی
میزبان: محمد فاضلی
حامی مالی
برند اَوِه (AVE)
https://ave.online/
سایت سازمان مردمنهاد ایفا
https://www.ifacrowd.fund/fa
شماره تماس برای حمایت مالی
09965691194
شناسه پیپال
[email protected]
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: [email protected]
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
خرداد هزاروچهارصدوچهار
@dirancast_official
فقرزدایی مؤثر
دولتها بارها از دادن وامهای خرد برای اشتغالزایی و فقرزدایی استفاده کردهاند اما اغلب ناکارآمد بودهاند به اهداف نرسیدهاند. گاه استفاده سیاسی هم از چنین وامهایی شده است. سارا شاهرخی بنیانگذار سازمان مردمنهاد ایفا توضیح میدهد که چگونه فناوری پلتفرمی و رویکرد جدیدی به تأمین مالی جمعی را برای اشتغالزایی در روستاها بهکار گرفته است. وی از رویکرد جدیدی به کار خیر مؤثر سخن میگوید که شفاف، کمهزینه و مقیاسپذیر نیز هست.
#پلتفرم_ایفا #سارا_شاهرخی
مهمان: سارا شاهرخی
میزبان: محمد فاضلی
حامی مالی
برند اَوِه (AVE)
https://ave.online/
سایت سازمان مردمنهاد ایفا
https://www.ifacrowd.fund/fa
شماره تماس برای حمایت مالی
09965691194
شناسه پیپال
[email protected]
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: [email protected]
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
خرداد هزاروچهارصدوچهار
@dirancast_official
👍55👎2
Forwarded from برگ سبز - امیر کرمانی
چالشها و فرصتهای ایران در صحنه بینالملل
✳️ایران در یکی از حساسترین شرایط خود در چهار دهه گذشته قرار دارد. عبور ایمن از این شرایط، نیازمند همفکری دلسوزان ایران به منظور یافتن راهکارهای سنجیده و واقعبینانهای است که نهتنها کشور را از وضعیت پیچیده و دشوار فعلی خارج کند، بلکه افقهای جدیدی را پیشروی آحاد جامعه بگشاید و ایران را به جایگاه شایسته خود بازگرداند.
✳️در این متن،ابتدا به تحلیل رفتار دولت ترامپ و دولت چین در بستر گستردهتر جهانی میپردازیم. سپس نقش سایر بازیگران بینالمللی و منطقهای را تحلیل کرده و در نهایت جایگاه ایران و مذاکرات هستهای را در این معمای پیچیده مورد بررسی قرار میدهیم.
✳️در بخش نخست عنوان شد که سه اولویت اصلی دولت ترامپ کاهش کسری بودجه، مقابله با چین و حذف ریسک حمله هستهای است. در مقابل چین به دلیل وابستگی شدید به واردات نفت و غذا و آسیبپذیری در تنگههای مالاکا و هرمز، تمایل دارد از درگیریهایی که اقتصادش را تهدید کند، اجتناب کند. اگر تحریمهای آمریکا باعث تشدید کنترلها در تنگه مالاکا شود، چین ممکن است واردات نفت از ایران را کاهش جدی دهد یا ایران را به توافق با آمریکا ترغیب کند. همچنین، جنگ اوکراین و رشد اقتصاد هند باعث افزایش تقاضای اروپا و هند برای تامینکنندگان جدید نفت و گاز شده است. اما این مشتریان بالقوه نفت ایران نیز تحت تاثیر سیاستهای تحریمی واشنگتن قرار دارند، بنابراین مذاکره با آنها نمیتواند جایگزین حل معضل تحریمهای آمریکا شود.
✳️در بخش دوم، مزیتهای رقابتی ایران در عرصه بینالمللی مورد بررسی قرار گرفت و عنوان شد که تنها با در نظر گرفتن همزمان سه مزیت اصلی ایران یعنی منابع عظیم هیدروکربنی، نیروی انسانی متخصص در داخل و خارج از کشور، و موقعیت ژئوپولیتیک حساس ایران، میتوان به تدوین برنامهای متوازن، زمانمند و پایدار برای کاهش تحریمها و حرکت بهسوی توسعه پایدار دست یافت.
1️⃣نادیده گرفتن منابع عظیم هیدروکربنی، ایران را در سالهای پیشرو از یکی از مهمترین منابع درآمدهای ارزیاش محروم خواهد کرد. بااینحال، رشد صرفاً مبتنی بر منابع طبیعی، موقتی بوده و در میانمدت، با همراهی نکردن روسیه، کشورهای منطقه و حتی آمریکا در بازگشت ایران به اقتصاد جهانی مواجه میشود.
2️⃣در میانمدت، این نیروی انسانی متخصص در داخل و خارج کشور است که میتواند نقشی کلیدی در توسعه پایدار و ایجاد توازن قدرت میان مردم و حکومت ایفا کند.
3️⃣همچنین، بهرهبرداری درست از موقعیت ژئوپولیتیک ایران میتواند به ابزاری موثر برای جلب همراهی روسیه و دیگر صادرکنندگان نفت منطقه در مسیر توسعه کشور بدل شود.
⬅️در کنار در نظر گرفتن نقش ایران بهعنوان حلقه اتصال میان روسیه، آسیای میانه، هند و جنوب شرق آسیا، سرمایهگذاریهای مشترک شرکتهای آمریکایی-هندی، آمریکایی-اروپایی و چینی در توسعه صنعت نفت و گاز ایران نیز میتواند زمینهساز حمایت قطبهای اقتصادی جهان از مسیر توسعه ایران باشد. همچنین در این بخش به نقش تمدن هفتهزارساله ایران در تسهیل بازسازی سرمایه اجتماعی در داخل و وجهه بینالمللی در خارج اشاره شد. در پایان بخش دوم هم به برخی فرصتهای همکاری مشترک میان ایران و سایر کشورهای منطقه پرداخته شد.
✳️در بخش سوم بر موضوع پرونده هستهای ایران تمرکز شد. در این بخش بیان شد که موفقیت مذاکرات با واشنگتن تابع وضعیت اقتصادی و اجتماعی داخلی، داشتن برنامه توسعهای مشخص برای کشور و توان ترسیم افقی جدید برای نقش ایران در توسعه خودش و منطقه در دوران پس از تحریم و در نهایت سازگاری زمانی مذاکرات است:
1️⃣همانگونه که تجربههای مذاکرات علنی و محرمانه قبلی نشان داده، شرایط ناپایدار اقتصادی یا اجتماعی داخلی امکان هرگونه توافق را بهشدت کاهش میدهد. در نتیجه در بعد اقتصادی انجام برخی اصلاحات حداقلی در حوزه انرژی و ارز در اسرع وقت اجتنابناپذیر است.
2️⃣همچنین توافق بر سر سازوکاری رسمی برای نحوه هزینهکرد درآمدهای ارزی حاصل از رفع تحریمها برای سرمایهگذاری -بهخصوص در بالادست نفت و گاز و بهینهسازی مصرف انرژی- و تعریف پروژههای توسعهای مشترک در منطقه نقش مهمی در پیشبرد مذاکرات خواهد داشت.
3️⃣در نهایت سازگاری زمانی مذاکرات نیازمند برنامه مرحلهبهمرحله و زمانمند برای افزایش تعهدات هستهای ایران و کاهش تحریمها و افزایش سرمایهگذاریها در ایران است. در بلندمدت انگیزههای اقتصادی نقش مهمی در کاهش پایدار تحریمها خواهند داشت. اما بیش از یک دهه تحریمها موجب شده که اقتصاد ایران حتی در صورت کاهش تحریمها هم آماده ورود یکباره به اقتصاد جهانی نباشد و در نتیجه ایجاد انگیزههای اقتصادی برای تداوم کاهش تحریمها فرآیندی زمانبر خواهد بود.
✳️ایران در یکی از حساسترین شرایط خود در چهار دهه گذشته قرار دارد. عبور ایمن از این شرایط، نیازمند همفکری دلسوزان ایران به منظور یافتن راهکارهای سنجیده و واقعبینانهای است که نهتنها کشور را از وضعیت پیچیده و دشوار فعلی خارج کند، بلکه افقهای جدیدی را پیشروی آحاد جامعه بگشاید و ایران را به جایگاه شایسته خود بازگرداند.
✳️در این متن،ابتدا به تحلیل رفتار دولت ترامپ و دولت چین در بستر گستردهتر جهانی میپردازیم. سپس نقش سایر بازیگران بینالمللی و منطقهای را تحلیل کرده و در نهایت جایگاه ایران و مذاکرات هستهای را در این معمای پیچیده مورد بررسی قرار میدهیم.
✳️در بخش نخست عنوان شد که سه اولویت اصلی دولت ترامپ کاهش کسری بودجه، مقابله با چین و حذف ریسک حمله هستهای است. در مقابل چین به دلیل وابستگی شدید به واردات نفت و غذا و آسیبپذیری در تنگههای مالاکا و هرمز، تمایل دارد از درگیریهایی که اقتصادش را تهدید کند، اجتناب کند. اگر تحریمهای آمریکا باعث تشدید کنترلها در تنگه مالاکا شود، چین ممکن است واردات نفت از ایران را کاهش جدی دهد یا ایران را به توافق با آمریکا ترغیب کند. همچنین، جنگ اوکراین و رشد اقتصاد هند باعث افزایش تقاضای اروپا و هند برای تامینکنندگان جدید نفت و گاز شده است. اما این مشتریان بالقوه نفت ایران نیز تحت تاثیر سیاستهای تحریمی واشنگتن قرار دارند، بنابراین مذاکره با آنها نمیتواند جایگزین حل معضل تحریمهای آمریکا شود.
✳️در بخش دوم، مزیتهای رقابتی ایران در عرصه بینالمللی مورد بررسی قرار گرفت و عنوان شد که تنها با در نظر گرفتن همزمان سه مزیت اصلی ایران یعنی منابع عظیم هیدروکربنی، نیروی انسانی متخصص در داخل و خارج از کشور، و موقعیت ژئوپولیتیک حساس ایران، میتوان به تدوین برنامهای متوازن، زمانمند و پایدار برای کاهش تحریمها و حرکت بهسوی توسعه پایدار دست یافت.
1️⃣نادیده گرفتن منابع عظیم هیدروکربنی، ایران را در سالهای پیشرو از یکی از مهمترین منابع درآمدهای ارزیاش محروم خواهد کرد. بااینحال، رشد صرفاً مبتنی بر منابع طبیعی، موقتی بوده و در میانمدت، با همراهی نکردن روسیه، کشورهای منطقه و حتی آمریکا در بازگشت ایران به اقتصاد جهانی مواجه میشود.
2️⃣در میانمدت، این نیروی انسانی متخصص در داخل و خارج کشور است که میتواند نقشی کلیدی در توسعه پایدار و ایجاد توازن قدرت میان مردم و حکومت ایفا کند.
3️⃣همچنین، بهرهبرداری درست از موقعیت ژئوپولیتیک ایران میتواند به ابزاری موثر برای جلب همراهی روسیه و دیگر صادرکنندگان نفت منطقه در مسیر توسعه کشور بدل شود.
⬅️در کنار در نظر گرفتن نقش ایران بهعنوان حلقه اتصال میان روسیه، آسیای میانه، هند و جنوب شرق آسیا، سرمایهگذاریهای مشترک شرکتهای آمریکایی-هندی، آمریکایی-اروپایی و چینی در توسعه صنعت نفت و گاز ایران نیز میتواند زمینهساز حمایت قطبهای اقتصادی جهان از مسیر توسعه ایران باشد. همچنین در این بخش به نقش تمدن هفتهزارساله ایران در تسهیل بازسازی سرمایه اجتماعی در داخل و وجهه بینالمللی در خارج اشاره شد. در پایان بخش دوم هم به برخی فرصتهای همکاری مشترک میان ایران و سایر کشورهای منطقه پرداخته شد.
✳️در بخش سوم بر موضوع پرونده هستهای ایران تمرکز شد. در این بخش بیان شد که موفقیت مذاکرات با واشنگتن تابع وضعیت اقتصادی و اجتماعی داخلی، داشتن برنامه توسعهای مشخص برای کشور و توان ترسیم افقی جدید برای نقش ایران در توسعه خودش و منطقه در دوران پس از تحریم و در نهایت سازگاری زمانی مذاکرات است:
1️⃣همانگونه که تجربههای مذاکرات علنی و محرمانه قبلی نشان داده، شرایط ناپایدار اقتصادی یا اجتماعی داخلی امکان هرگونه توافق را بهشدت کاهش میدهد. در نتیجه در بعد اقتصادی انجام برخی اصلاحات حداقلی در حوزه انرژی و ارز در اسرع وقت اجتنابناپذیر است.
2️⃣همچنین توافق بر سر سازوکاری رسمی برای نحوه هزینهکرد درآمدهای ارزی حاصل از رفع تحریمها برای سرمایهگذاری -بهخصوص در بالادست نفت و گاز و بهینهسازی مصرف انرژی- و تعریف پروژههای توسعهای مشترک در منطقه نقش مهمی در پیشبرد مذاکرات خواهد داشت.
3️⃣در نهایت سازگاری زمانی مذاکرات نیازمند برنامه مرحلهبهمرحله و زمانمند برای افزایش تعهدات هستهای ایران و کاهش تحریمها و افزایش سرمایهگذاریها در ایران است. در بلندمدت انگیزههای اقتصادی نقش مهمی در کاهش پایدار تحریمها خواهند داشت. اما بیش از یک دهه تحریمها موجب شده که اقتصاد ایران حتی در صورت کاهش تحریمها هم آماده ورود یکباره به اقتصاد جهانی نباشد و در نتیجه ایجاد انگیزههای اقتصادی برای تداوم کاهش تحریمها فرآیندی زمانبر خواهد بود.
Telegram
برگ سبز - امیر کرمانی
چالشها و فرصتهای ایران در صحنه بینالملل
👍42👎2
قسمت صدوچهلودو- بحران و خروج از بحران: ایران از زاویه فنلاند
محمد فاضلی
قسمت صدوچهلودو پادکست دغدغه ایران
بحران و خروج از بحران: ایران از زاویه فنلاند
ایران تنها کشور جهان نیست که مجبور به زیستن در کنار ابرقدرتی با قابلیتهای نظامی و سیاسی ویرانگر شده است. فنلاند هم دههها در کنار شوروی و روسیه چنین وضعیتی داشته است. جِرد دایموند در کتاب «آشوب: نقاط عطف برای کشورهای بحرانزده» چارچوبی برای تحلیل عوامل مؤثر بر خروج از بحران ارائه کرده و فنلاند را در این چارچوب بررسی کرده است. این قسمت، در بر گیرنده شرح دایموند درباره فنلاند، و تحلیل شرایط ایران بعد از حمله اسرائیل و آمریکا بر اساس همان چارچوب تحلیلی است.
حمایت از پادکست دغدغه ایران
https://hamibash.com/dirancast
شماره تماس برای حمایت مالی
09965691194
شناسه پیپال
[email protected]
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: [email protected]
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
تیر هزار و چهارصدوچهار
@dirancast_official
بحران و خروج از بحران: ایران از زاویه فنلاند
ایران تنها کشور جهان نیست که مجبور به زیستن در کنار ابرقدرتی با قابلیتهای نظامی و سیاسی ویرانگر شده است. فنلاند هم دههها در کنار شوروی و روسیه چنین وضعیتی داشته است. جِرد دایموند در کتاب «آشوب: نقاط عطف برای کشورهای بحرانزده» چارچوبی برای تحلیل عوامل مؤثر بر خروج از بحران ارائه کرده و فنلاند را در این چارچوب بررسی کرده است. این قسمت، در بر گیرنده شرح دایموند درباره فنلاند، و تحلیل شرایط ایران بعد از حمله اسرائیل و آمریکا بر اساس همان چارچوب تحلیلی است.
حمایت از پادکست دغدغه ایران
https://hamibash.com/dirancast
شماره تماس برای حمایت مالی
09965691194
شناسه پیپال
[email protected]
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: [email protected]
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
تیر هزار و چهارصدوچهار
@dirancast_official
قسمت صدوچهلوسه - بحران و خروج از بحران: ایران از زاویه شیلی
محمد فاضلی
قسمت صدوچهلوسه پادکست دغدغه ایران
بحران و خروج از بحران: ایران از زاویه شیلی
ایران تنها کشور جهان نیست که تجربههای سیاسی ناخوشایند داشته و با دورههای مختلفی از افراطیگری، اقتدارگرایی یا تلاش برای اصلاحات معطوف به توسعه و تقویت دموکراسی مواجه است. کشوری نظیر شیلی هم تجربههای گوناگونی در عرصه این نوع بحرانها دارد. جِرد دایموند در کتاب «آشوب: نقاط عطف برای کشورهای بحرانزده» چارچوبی برای تحلیل عوامل مؤثر بر خروج از بحران ارائه کرده و شیلی را در این چارچوب بررسی کرده است. این قسمت، در بر گیرنده شرح #جرد_دایموند درباره #شیلی، و تحلیل شرایط ایران بعد از زاویه وضعیت شیلی و چارچوب تحلیلی دایموند است.
حامی مالی
محصولات شوینده اَوه (AVE)
حمایت از پادکست دغدغه ایران
شماره تماس برای حمایت مالی
09965691194
شناسه پیپال
[email protected]
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: [email protected]
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
تیر هزار و چهارصدوچهار
@dirancast_official
بحران و خروج از بحران: ایران از زاویه شیلی
ایران تنها کشور جهان نیست که تجربههای سیاسی ناخوشایند داشته و با دورههای مختلفی از افراطیگری، اقتدارگرایی یا تلاش برای اصلاحات معطوف به توسعه و تقویت دموکراسی مواجه است. کشوری نظیر شیلی هم تجربههای گوناگونی در عرصه این نوع بحرانها دارد. جِرد دایموند در کتاب «آشوب: نقاط عطف برای کشورهای بحرانزده» چارچوبی برای تحلیل عوامل مؤثر بر خروج از بحران ارائه کرده و شیلی را در این چارچوب بررسی کرده است. این قسمت، در بر گیرنده شرح #جرد_دایموند درباره #شیلی، و تحلیل شرایط ایران بعد از زاویه وضعیت شیلی و چارچوب تحلیلی دایموند است.
حامی مالی
محصولات شوینده اَوه (AVE)
حمایت از پادکست دغدغه ایران
شماره تماس برای حمایت مالی
09965691194
شناسه پیپال
[email protected]
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: [email protected]
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
تیر هزار و چهارصدوچهار
@dirancast_official
👍35👎1
قسمت صدوچهلوچهار- بحران و خروج از بحران: ایران از زاویه اندونزی
محمد فاضلی
قسمت صدوچهلوچهار پادکست دغدغه ایران
بحران و خروج از بحران: ایران از زاویه اندونزی
اندونزی برخلاف ایران کشوری نوظهور است و توانسته در نیم قرن، از وضعیتی نامناسب به یکی از قدرتهای اقتصادی آسیا تبدیل شده و یکی از قدرتهای اقتصادی آینده باشد. اندونزی از بحرانهای بین سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۸ با موفقیت عبور کرده است. این قسمت، تجربه اندونزی را بر اساس چارچوبی که جِرد دایموند در کتاب «آشوب: نقاط عطف برای کشورهای بحرانزده» ارائه کرده تحلیل میکند و از زاویه این تجربه به بحران در ایران و ایدههایی برای خروج از بحران میپردازد.
حامی مالی
محصولات بهداشتی ساختمان سارودی
گفتوگوی محمد فاضلی و دکتر بنفشه زهرایی
درباره بحران آب
حمایت از پادکست دغدغه ایران
شماره تماس برای حمایت مالی
09965691194
شناسه پیپال
[email protected]
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: [email protected]
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
تیر هزار و چهارصدوچهار
#اندونزی
@dirancast_official
بحران و خروج از بحران: ایران از زاویه اندونزی
اندونزی برخلاف ایران کشوری نوظهور است و توانسته در نیم قرن، از وضعیتی نامناسب به یکی از قدرتهای اقتصادی آسیا تبدیل شده و یکی از قدرتهای اقتصادی آینده باشد. اندونزی از بحرانهای بین سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۸ با موفقیت عبور کرده است. این قسمت، تجربه اندونزی را بر اساس چارچوبی که جِرد دایموند در کتاب «آشوب: نقاط عطف برای کشورهای بحرانزده» ارائه کرده تحلیل میکند و از زاویه این تجربه به بحران در ایران و ایدههایی برای خروج از بحران میپردازد.
حامی مالی
محصولات بهداشتی ساختمان سارودی
گفتوگوی محمد فاضلی و دکتر بنفشه زهرایی
درباره بحران آب
حمایت از پادکست دغدغه ایران
شماره تماس برای حمایت مالی
09965691194
شناسه پیپال
[email protected]
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: [email protected]
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
تیر هزار و چهارصدوچهار
#اندونزی
@dirancast_official
👍56👎2
Forwarded from آینده (عباس عبدی)
🔴افول نهاد سیاست خارجی
🔺هممیهن ۶ شهریور ۱۴۰۴
✍️عباس عبدی
🔘گرچه از ابتدا به حضور آقای عراقچی در وزارت امور خارجه و نیز رویکرد و ادبیات ایشان نقدهایی داشتم ولی بنا به ملاحظات شرایط و روابط خارجی کشور و نیز امید به این که در مرحله عمل بهبودی حاصل خواهد شد از بیان عمومی آنها پرهیز کردم ولی اکنون به نظر میرسد که هر چه جلوتر میرویم مشکلات و پیچیدگیهای مسائل خارجی کشور و نیز خطرات آن بیشتر میشود و در عین حال وزارت خارجه و در رأس آن شخص آقای وزیر نهتنها تُهی از هر ابتکار و خلاقیتی است بلکه با اظهارات نسنجیده و گاه متناقض، افزایش ناامیدی و ناکارآمدی این وزارتخانه را دامن میزند.
🔘آقای عراقچی در مقام وزیر امور خارجه، نباید و نمیتوانند مثل نظامیان یا یک نماینده مجلس حرف بزنند. همچنان که نظامی و نماینده هم نباید مثل وزیرخارجه سخن بگویند. متاسفانه مرزهای استقلال نهادی را رعایت نمیکنند. گویی سخنگوی نهاد دیگری هستند در حالی که اهمیت هر نهادی به ایفای نقش مستقل خودش است. قرار نیست که این نهادها در تقابل با هم باشند. آنها مولفههای مستقل قدرت ملی هستند که هر کدام کارکرد و اثرات خود را دارند و نباید اجازه داد که یک نهاد در دل نهاد دیگری مستحیل شود که هر دو نهاد زیان میکنند.
🔘بهجز موارد معدود، سخنان دیپلماتیک از ایشان شنیده نمیشود. حتی برخی از آنها تعجبآور است. تاکنون چند بار گفتهاند به شرطی با آمریکا گفتوگو میکنیم که تضمین دهند وسط گفتوگوها حمله نمیکنند. این سخن باعث تعجب و حتی تأسف است. معنای مخالف آن چیست؟ یعنی اگر بعدش حمله کرد ایرادی ندارد یا نیازی نیست تضمین دهد که هیچگاه تجاوز نکند؟
🔘بعلاوه چه ربطی میان این دو مسئله هست؟ اگر گفتوگوها حواس شما را از دفاع منحرف میکند، مشکل، خودتان هستید. ضمناً تضمین یعنی چه؟ چنین کسی در ادامه میگوید که ایران برای مذاکره شرط دارد. شرط را کسی میگذارد که اگر طرف مقابل نپذیرفت اقدامی کند. اگر آنها نپذیرند چه خواهید کرد؟ مگر نوبت قبل که حمله کردند چه شد؟
🔘مشکل وزارتخارجه این است که فاقد رویکرد حتی میانمدت است و بهصورت اقتضایی عمل میکنند. آنان برای آن که یک رویکرد روشن و قابل فهم درباره مسئله هستهای و با ابتکارات مناسب تعیین کنند و خواهان تمرکز فعالیت و مدیریت حول این رویکرد شوند و از تمام ظرفیتهای موجود برای تحقق آن استفاده کنند همچنان به تنهایی و بهصورت اقتضایی عمل میکنند، در حالی که فرصتها هر لحظه در حال از دست رفتن است.
🔘آقای عراقچی حتی به برداشتهای عمومی جامعه از مواضع خود نیز کمتوجهی میکنند ایشان در آخرین مورد چنین گفتند که: ▪️«مردم ایران مذاکره با آمریکا را بیفایده میدانند.»▪️ اول این که مردم ایران خیلی عقاید دیگر هم دارند که توجهی به آنها نمیشود. از کی تا حالا نظر مردم ایران در سیاست خارجی ملاک و معتبر شده است؟ بعلاوه نظر شما اصلاً هم درست نیست لطفاً نظرسنجی ایسنا را که بلافاصله پس از جنگ انجام شد منتشر کنید. کمتر از یکچهارم مخالفت کامل با مذاکره دارند.
🔘البته شخصاً در این شرایط اصراری به مذاکره با آمریکا ندارم چون معتقدم که ابتدا باید پایههای سیاست داخلی را تقویت کرد ولی گزاره شما هم درست نیست. ضمن این که مردم دنبال حل مسائل خود هستند؛ مذاکره و عدم مذاکره یا مستقیم و غیرمستقیم بودن آن برای اکثریت مردم خط قرمز نیست.
🔘شاید ترجیح داشت که آقای علیاکبر صالحی که ایدههای روشنتری دارند متولی این وزارتخانه میشدند، بویژه که جو غالب شورای راهبری موافق وی و اولویت اول وزارتخانه بودند؛ ولی متاسفانه با اولین پاسخ منفی ایشان، درخواست حضور وی در این وزارتخانه از دستور کار شورای راهبری و سپس آقای رئیسجمهور خارج شد ولی اکنون هم دیر نشده است و میتوان به نحو دیگری مجموعه توان دیپلماتیک کشور را برای عبور از این وضعیت بسیج و از آنها استفاده کرد.
🔺هممیهن ۶ شهریور ۱۴۰۴
✍️عباس عبدی
🔘گرچه از ابتدا به حضور آقای عراقچی در وزارت امور خارجه و نیز رویکرد و ادبیات ایشان نقدهایی داشتم ولی بنا به ملاحظات شرایط و روابط خارجی کشور و نیز امید به این که در مرحله عمل بهبودی حاصل خواهد شد از بیان عمومی آنها پرهیز کردم ولی اکنون به نظر میرسد که هر چه جلوتر میرویم مشکلات و پیچیدگیهای مسائل خارجی کشور و نیز خطرات آن بیشتر میشود و در عین حال وزارت خارجه و در رأس آن شخص آقای وزیر نهتنها تُهی از هر ابتکار و خلاقیتی است بلکه با اظهارات نسنجیده و گاه متناقض، افزایش ناامیدی و ناکارآمدی این وزارتخانه را دامن میزند.
🔘آقای عراقچی در مقام وزیر امور خارجه، نباید و نمیتوانند مثل نظامیان یا یک نماینده مجلس حرف بزنند. همچنان که نظامی و نماینده هم نباید مثل وزیرخارجه سخن بگویند. متاسفانه مرزهای استقلال نهادی را رعایت نمیکنند. گویی سخنگوی نهاد دیگری هستند در حالی که اهمیت هر نهادی به ایفای نقش مستقل خودش است. قرار نیست که این نهادها در تقابل با هم باشند. آنها مولفههای مستقل قدرت ملی هستند که هر کدام کارکرد و اثرات خود را دارند و نباید اجازه داد که یک نهاد در دل نهاد دیگری مستحیل شود که هر دو نهاد زیان میکنند.
🔘بهجز موارد معدود، سخنان دیپلماتیک از ایشان شنیده نمیشود. حتی برخی از آنها تعجبآور است. تاکنون چند بار گفتهاند به شرطی با آمریکا گفتوگو میکنیم که تضمین دهند وسط گفتوگوها حمله نمیکنند. این سخن باعث تعجب و حتی تأسف است. معنای مخالف آن چیست؟ یعنی اگر بعدش حمله کرد ایرادی ندارد یا نیازی نیست تضمین دهد که هیچگاه تجاوز نکند؟
🔘بعلاوه چه ربطی میان این دو مسئله هست؟ اگر گفتوگوها حواس شما را از دفاع منحرف میکند، مشکل، خودتان هستید. ضمناً تضمین یعنی چه؟ چنین کسی در ادامه میگوید که ایران برای مذاکره شرط دارد. شرط را کسی میگذارد که اگر طرف مقابل نپذیرفت اقدامی کند. اگر آنها نپذیرند چه خواهید کرد؟ مگر نوبت قبل که حمله کردند چه شد؟
🔘مشکل وزارتخارجه این است که فاقد رویکرد حتی میانمدت است و بهصورت اقتضایی عمل میکنند. آنان برای آن که یک رویکرد روشن و قابل فهم درباره مسئله هستهای و با ابتکارات مناسب تعیین کنند و خواهان تمرکز فعالیت و مدیریت حول این رویکرد شوند و از تمام ظرفیتهای موجود برای تحقق آن استفاده کنند همچنان به تنهایی و بهصورت اقتضایی عمل میکنند، در حالی که فرصتها هر لحظه در حال از دست رفتن است.
🔘آقای عراقچی حتی به برداشتهای عمومی جامعه از مواضع خود نیز کمتوجهی میکنند ایشان در آخرین مورد چنین گفتند که: ▪️«مردم ایران مذاکره با آمریکا را بیفایده میدانند.»▪️ اول این که مردم ایران خیلی عقاید دیگر هم دارند که توجهی به آنها نمیشود. از کی تا حالا نظر مردم ایران در سیاست خارجی ملاک و معتبر شده است؟ بعلاوه نظر شما اصلاً هم درست نیست لطفاً نظرسنجی ایسنا را که بلافاصله پس از جنگ انجام شد منتشر کنید. کمتر از یکچهارم مخالفت کامل با مذاکره دارند.
🔘البته شخصاً در این شرایط اصراری به مذاکره با آمریکا ندارم چون معتقدم که ابتدا باید پایههای سیاست داخلی را تقویت کرد ولی گزاره شما هم درست نیست. ضمن این که مردم دنبال حل مسائل خود هستند؛ مذاکره و عدم مذاکره یا مستقیم و غیرمستقیم بودن آن برای اکثریت مردم خط قرمز نیست.
🔘شاید ترجیح داشت که آقای علیاکبر صالحی که ایدههای روشنتری دارند متولی این وزارتخانه میشدند، بویژه که جو غالب شورای راهبری موافق وی و اولویت اول وزارتخانه بودند؛ ولی متاسفانه با اولین پاسخ منفی ایشان، درخواست حضور وی در این وزارتخانه از دستور کار شورای راهبری و سپس آقای رئیسجمهور خارج شد ولی اکنون هم دیر نشده است و میتوان به نحو دیگری مجموعه توان دیپلماتیک کشور را برای عبور از این وضعیت بسیج و از آنها استفاده کرد.
👍126👎18
Forwarded from انتشارات روزنه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لینک تماشا:
https://youtu.be/IHrDcn3ehEs
ایران؛ جامعهی مسائل حل نشده
این هفته، در "مشافهه" به سراغ "محمد فاضلی"، جامعهشناس ایرانی رفتیم؛ تا با او دربارهی کتاب "ایران بر لبهی تیغ" گفتوگو کنیم.
کتابی که از دغدغههای محمد فاضلی نسبت به مسائل ایران زاده شدهاست؛ روایتی از لبهای باریک میان امید و سقوط؛ و تصمیمهایی سخت که میتوانند نجاتبخش باشند یا تصمیماتی بد که ما را به اعماق بحران بردهاست و خواهند برد.
در این گفتوگو، فاضلی از واقعیتهایی میگوید که نمیتوان نادیده گرفت؛ از فرصتهایی که اگر بهموقع دیده نشوند، برای همیشه از دست میروند، و تهدیدهایی برای جامعهی ایران که روزبهروز به نقطهای بیبازگشت نزدیک میشوند.
این یک روایت است؛ یک «مشافهه»
#مشافهه #ایران_بر_لبه_تیغ #محمد_فاضلی #کتاب_خوب #معرفی_کتاب #گفتگو #ایران_امروز #حکمرانی
https://youtu.be/IHrDcn3ehEs
ایران؛ جامعهی مسائل حل نشده
این هفته، در "مشافهه" به سراغ "محمد فاضلی"، جامعهشناس ایرانی رفتیم؛ تا با او دربارهی کتاب "ایران بر لبهی تیغ" گفتوگو کنیم.
کتابی که از دغدغههای محمد فاضلی نسبت به مسائل ایران زاده شدهاست؛ روایتی از لبهای باریک میان امید و سقوط؛ و تصمیمهایی سخت که میتوانند نجاتبخش باشند یا تصمیماتی بد که ما را به اعماق بحران بردهاست و خواهند برد.
در این گفتوگو، فاضلی از واقعیتهایی میگوید که نمیتوان نادیده گرفت؛ از فرصتهایی که اگر بهموقع دیده نشوند، برای همیشه از دست میروند، و تهدیدهایی برای جامعهی ایران که روزبهروز به نقطهای بیبازگشت نزدیک میشوند.
این یک روایت است؛ یک «مشافهه»
#مشافهه #ایران_بر_لبه_تیغ #محمد_فاضلی #کتاب_خوب #معرفی_کتاب #گفتگو #ایران_امروز #حکمرانی
👍76👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیعملی روسیه در قفقاز؟
دکتر ولی کالجی در بررسی #کریدور_زنگزور از دلایل بیعملی روسیه در تحولات قفقاز میگوید.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/BAh8PmTgF5w
دکتر #ولی_کالجی، پژوهشگر مطالعات منطقهای قفقاز و آسیای میانه مرکزی است و در این گفتوگو توافقنامه صلح اخیر بین #جمهوری_آذربایجان و #ارمنستان و تأثیرات آنها بر منافع ملی ایران را بررسی میکند.
@fazeli_mohammad
دکتر ولی کالجی در بررسی #کریدور_زنگزور از دلایل بیعملی روسیه در تحولات قفقاز میگوید.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/BAh8PmTgF5w
دکتر #ولی_کالجی، پژوهشگر مطالعات منطقهای قفقاز و آسیای میانه مرکزی است و در این گفتوگو توافقنامه صلح اخیر بین #جمهوری_آذربایجان و #ارمنستان و تأثیرات آنها بر منافع ملی ایران را بررسی میکند.
@fazeli_mohammad
👍57👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ایستاده برای محیطزیست
یک عمر کنشگری #محمد_درویش
هر وقت اسم کنشگری برای حفاظت از محیطزیست به میان میآید، نام #محمد_درویش درخشان به چشم میآید. خستگیناپذیر برای حفاظت از محیطزیست ایران تلاش کرده و سهمی کمنظیر در افزایش آگاهی محیطزیستی داشته است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/Dv4j4FWADos
محمد درویش در این گفتوگو از شیرین و تلخ کنشگری محیطزیستی، دستآوردهایش، و اثراتی میگوید که بر آگاهی عمومی، سیاستمداران و حتی نیروهای امنیتی گذاشته است. محمد درویش توضیح میدهد که ریشه امیدواریهایش چیست و چگونه زندگی را با کنشگریهای فراوانش معنادارتر ساخته است.
https://youtu.be/Dv4j4FWADos
#محیط_زیست #جنگل_زاگرس #بیابان_زایی #کنشگری_اجتماعی #کنشگر_مرزی
@fazeli_mohammad
یک عمر کنشگری #محمد_درویش
هر وقت اسم کنشگری برای حفاظت از محیطزیست به میان میآید، نام #محمد_درویش درخشان به چشم میآید. خستگیناپذیر برای حفاظت از محیطزیست ایران تلاش کرده و سهمی کمنظیر در افزایش آگاهی محیطزیستی داشته است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/Dv4j4FWADos
محمد درویش در این گفتوگو از شیرین و تلخ کنشگری محیطزیستی، دستآوردهایش، و اثراتی میگوید که بر آگاهی عمومی، سیاستمداران و حتی نیروهای امنیتی گذاشته است. محمد درویش توضیح میدهد که ریشه امیدواریهایش چیست و چگونه زندگی را با کنشگریهای فراوانش معنادارتر ساخته است.
https://youtu.be/Dv4j4FWADos
#محیط_زیست #جنگل_زاگرس #بیابان_زایی #کنشگری_اجتماعی #کنشگر_مرزی
@fazeli_mohammad
👍156👎5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
توافق صلح ارمنستان و جمهوری آذربایجان
بخش نهم؛ ایران نباید تاوان صلح بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان را بدهد.
این گفتوگو در ۹ بخش انجام شده است.
#زنگزور
دیدن نسخه کامل ویدیو
https://youtu.be/BAh8PmTgF5w
@fazeli_mohammad
بخش نهم؛ ایران نباید تاوان صلح بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان را بدهد.
این گفتوگو در ۹ بخش انجام شده است.
#زنگزور
دیدن نسخه کامل ویدیو
https://youtu.be/BAh8PmTgF5w
@fazeli_mohammad
👍49👎2
خوبی دوران ما این است که در آینده نخواهند توانست بگویند حرف مهمی ناگفته باقی ماند که اگر گفته میشد، چنین و چنان نمیشد. همه حرفهای مهم گفته و راه بر سلب مسئولیت بسته شده است. آنچه باقی مانده شنیده شدن و شکلگیری توازن قوای منجر به عملی شدن گفتههای درست است. البته قسمت سخت است.
@fazeli_mohammad
@fazeli_mohammad
👍316👎14
Forwarded from آینده (عباس عبدی)
🔴اسیر گذشته نباشیم
🔺اعتماد ۸ شهریور ۱۴۰۴
✍️عباس عبدی
🔘پس از جنگ اخیر محتواهای گوناگونی تولید شد تا به مردم آموزش داده شود که چگونه تابآور شوند و آن را حفظ کنند؟ یکی از نمونههای خوب آن سخنرانی دکتر مکری با عنوان "چه کسانی در بحرانها نمیشکنند؟" است. گرچه مخاطب و هدف اصلی این تولیدات آموزشی، مردم به معنای عموم هستند ولی اگر مسئولین نیز وقت بگذارند و آن را گوش کنند حتما بهره فراوان خواهند برد؛ بویژه این که تابآوری مسئولین میتواند به تابآوری کشور منجر شود و بر عکس.
🔘یکی از نکات جالب آن تفاوت در نگاه به وضعیت با طرح دو پرسش چرا؟ و چه؟ است. این تفاوت را من در قالب دو رویکرد گذشتهنگر و آیندهنگر توصیف کردهام. این که ما همیشه دنبال این هستیم که ببینیم چرا به نقطه کنونی رسیدهایم؟ منطق آن هم روشن است. گذشته چراغ راه آینده است. ولی در اجرای این کار که درست هم هست مرتکب چند خطا میشویم.
🔘اول این که در عمل در گذشته میمانیم و فراموش میکنیم که فهم آن را برای ساختن آیندهای بهتر میخواستیم و درک ما از گذشته به تنهایی دردی را درمان نمیکند. در واقع گذشته انتها ندارد مثل اقیانوسی است که هر چه فرو برویم به کف آن نمیرسیم، و به جایی میرسیم که دیگر توان نفس کشیدن و بازگشت هم نداریم.
🔘خطای دیگر این است که رفتن به گذشته برای قضاوت کردن و محکوم و حاکم کردن این و آن است، و چون دادگاه رسیدگی به گذشته فاقد آیین دادرسی و قضات مستقل است، هیچگاه پروندههای آن بسته نمیشود، فرصتی برای ورود به آینده پیش نمیآید.
🔘نمونه اخیر ان و در شرایطی که اکنون با فعال شدن بند اسنپبک مواجهیم دنبال مقصریابی از بند مزبور هستند تا او را دادگاهی کنند! کسانی که خودشان ۶ قطعنامه قبلی را در دامن ایران گذاشتند. فرد مطلعی هم نوشته بود که ۶ قطعنامه علیه ایران صادر کردند و کسی مسئولیت آنها را نمیپذیرد حالا دنبال مسئول پیدا کردن برای بازگشت آنها هستند. این یعنی نه میخواهیم و نه میتوانیم از این وضعیت عبور کنیم.
🔘اکنون وقت پرسیدن "چه" باید کرد است. این که مکرر گفته میشود، اروپا صلاحیت حقوقی و سیاسی و اخلاقی را برای احیای مکانیسم ماشه ندارد یا برای گفتگوهای غیرمستقیم با آمریکا صرفا در حوزه هستهای و مشروط بر پذیرش حق غنی سازی و عدم حمله نظامی آمریکا به ایران هنگام مذاکرات آمادهایم؛ مسالهای را حل نمیکند. در واقع به زبان دیگری میگوییم اسنپبک را فعال کنید، ما آمادهایم.
🔘تا اینجا هم مسالهای نیست. پرسش این است که بعدش چه خواهید کرد؟ این که برخی افراد در سیما میآیند و غیرمسئولانه میگویند اجرایی شدن اسنپبک فرقی با الان ندارد و از تحریمهای آمریکا بدتر نیست یادآور همان گزارههای مشهور قبلی است که قطعنامهها را کاغذپاره میدانست.
🔘چه باید کرد؟ اولین کار باید مدیریت پرونده هستهای متمرکز و روشن و هماهنگ باشد. در واقع وفاق درون ساختاری در این مسأله باید صد در صدی باشد. اجازه خرابکاری هم به مجلس و افراد بیمسئولیت داده نشود. کوچکترین اختلاف درون ساختاری مسالهساز است.
🔘دومین کار باید ابتکار و ایدههای روشنی و رو به آینده داشت و انها را روی میز گذاشت. اسیر ذهنیتهای گذشته شدن و یک پا بودن مرغ سیاست ایران، فاجعهبار خواهد بود. سیاست متصلب پیشاپیش شکست خورده است.
🔘وضعیت کنونی ایران تهدیدآمیز و خطرناک است ولی به همان اندازه فرصت مناسبی برای انجام تغییراتی است که امید را در دل جامعه ایرانی دوباره زنده کند. تغییراتی که مثل گذشته ابتر و متناقض نباشد که در نهایت، چوب تغییرات را بخوریم ولی از نان آن محروم شویم.
🔘با توجه به این که ارائه هر پیشنهادی مستلزم داشتن اطلاعات دقیق و تسلط کارشناسی است لذا صلاحیت دادن چنین پیشنهادی را ندارم و معتقدم که اغلب افراد عادی هم فاقد این صلاحیت هستند و بهتر است از ورود به جزییات پرهیز کنند. ولی ما انتظاراتی هم داریم. این که شعارهای بیاثر ندهید. برای مصالحه جهت منافع ملی که بزرگترین فضیلت و وطیفه سیاستمدار است آماده باشید.
🔘بدانیم که عیار افراد و حکومتها در نحوه مواجهه آنها هنگام شکست و ضعف و هنگامی که شرایط علیه اوست معلوم میشود و نه در زمانی که دنیا به کام است. این عیار است که تضمینکننده تابآوری یک فرد یا سیستم است.
🔘اصراری به تعلیق یا ادامه غنی سازی، مذاکره یا عدم مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم ندارم. اینها فرع بر نتیجه است. ولی اسیر گذشته نباید شد. نگاه به آینده و تأمین منافع مردم و کشور و ایجاد امید بر اسیر خیالات شدن مقدم است. هیچ پیشفرضی در برابر این هدف اعتبار و تقدسی ندارد.
🔺اعتماد ۸ شهریور ۱۴۰۴
✍️عباس عبدی
🔘پس از جنگ اخیر محتواهای گوناگونی تولید شد تا به مردم آموزش داده شود که چگونه تابآور شوند و آن را حفظ کنند؟ یکی از نمونههای خوب آن سخنرانی دکتر مکری با عنوان "چه کسانی در بحرانها نمیشکنند؟" است. گرچه مخاطب و هدف اصلی این تولیدات آموزشی، مردم به معنای عموم هستند ولی اگر مسئولین نیز وقت بگذارند و آن را گوش کنند حتما بهره فراوان خواهند برد؛ بویژه این که تابآوری مسئولین میتواند به تابآوری کشور منجر شود و بر عکس.
🔘یکی از نکات جالب آن تفاوت در نگاه به وضعیت با طرح دو پرسش چرا؟ و چه؟ است. این تفاوت را من در قالب دو رویکرد گذشتهنگر و آیندهنگر توصیف کردهام. این که ما همیشه دنبال این هستیم که ببینیم چرا به نقطه کنونی رسیدهایم؟ منطق آن هم روشن است. گذشته چراغ راه آینده است. ولی در اجرای این کار که درست هم هست مرتکب چند خطا میشویم.
🔘اول این که در عمل در گذشته میمانیم و فراموش میکنیم که فهم آن را برای ساختن آیندهای بهتر میخواستیم و درک ما از گذشته به تنهایی دردی را درمان نمیکند. در واقع گذشته انتها ندارد مثل اقیانوسی است که هر چه فرو برویم به کف آن نمیرسیم، و به جایی میرسیم که دیگر توان نفس کشیدن و بازگشت هم نداریم.
🔘خطای دیگر این است که رفتن به گذشته برای قضاوت کردن و محکوم و حاکم کردن این و آن است، و چون دادگاه رسیدگی به گذشته فاقد آیین دادرسی و قضات مستقل است، هیچگاه پروندههای آن بسته نمیشود، فرصتی برای ورود به آینده پیش نمیآید.
🔘نمونه اخیر ان و در شرایطی که اکنون با فعال شدن بند اسنپبک مواجهیم دنبال مقصریابی از بند مزبور هستند تا او را دادگاهی کنند! کسانی که خودشان ۶ قطعنامه قبلی را در دامن ایران گذاشتند. فرد مطلعی هم نوشته بود که ۶ قطعنامه علیه ایران صادر کردند و کسی مسئولیت آنها را نمیپذیرد حالا دنبال مسئول پیدا کردن برای بازگشت آنها هستند. این یعنی نه میخواهیم و نه میتوانیم از این وضعیت عبور کنیم.
🔘اکنون وقت پرسیدن "چه" باید کرد است. این که مکرر گفته میشود، اروپا صلاحیت حقوقی و سیاسی و اخلاقی را برای احیای مکانیسم ماشه ندارد یا برای گفتگوهای غیرمستقیم با آمریکا صرفا در حوزه هستهای و مشروط بر پذیرش حق غنی سازی و عدم حمله نظامی آمریکا به ایران هنگام مذاکرات آمادهایم؛ مسالهای را حل نمیکند. در واقع به زبان دیگری میگوییم اسنپبک را فعال کنید، ما آمادهایم.
🔘تا اینجا هم مسالهای نیست. پرسش این است که بعدش چه خواهید کرد؟ این که برخی افراد در سیما میآیند و غیرمسئولانه میگویند اجرایی شدن اسنپبک فرقی با الان ندارد و از تحریمهای آمریکا بدتر نیست یادآور همان گزارههای مشهور قبلی است که قطعنامهها را کاغذپاره میدانست.
🔘چه باید کرد؟ اولین کار باید مدیریت پرونده هستهای متمرکز و روشن و هماهنگ باشد. در واقع وفاق درون ساختاری در این مسأله باید صد در صدی باشد. اجازه خرابکاری هم به مجلس و افراد بیمسئولیت داده نشود. کوچکترین اختلاف درون ساختاری مسالهساز است.
🔘دومین کار باید ابتکار و ایدههای روشنی و رو به آینده داشت و انها را روی میز گذاشت. اسیر ذهنیتهای گذشته شدن و یک پا بودن مرغ سیاست ایران، فاجعهبار خواهد بود. سیاست متصلب پیشاپیش شکست خورده است.
🔘وضعیت کنونی ایران تهدیدآمیز و خطرناک است ولی به همان اندازه فرصت مناسبی برای انجام تغییراتی است که امید را در دل جامعه ایرانی دوباره زنده کند. تغییراتی که مثل گذشته ابتر و متناقض نباشد که در نهایت، چوب تغییرات را بخوریم ولی از نان آن محروم شویم.
🔘با توجه به این که ارائه هر پیشنهادی مستلزم داشتن اطلاعات دقیق و تسلط کارشناسی است لذا صلاحیت دادن چنین پیشنهادی را ندارم و معتقدم که اغلب افراد عادی هم فاقد این صلاحیت هستند و بهتر است از ورود به جزییات پرهیز کنند. ولی ما انتظاراتی هم داریم. این که شعارهای بیاثر ندهید. برای مصالحه جهت منافع ملی که بزرگترین فضیلت و وطیفه سیاستمدار است آماده باشید.
🔘بدانیم که عیار افراد و حکومتها در نحوه مواجهه آنها هنگام شکست و ضعف و هنگامی که شرایط علیه اوست معلوم میشود و نه در زمانی که دنیا به کام است. این عیار است که تضمینکننده تابآوری یک فرد یا سیستم است.
🔘اصراری به تعلیق یا ادامه غنی سازی، مذاکره یا عدم مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم ندارم. اینها فرع بر نتیجه است. ولی اسیر گذشته نباید شد. نگاه به آینده و تأمین منافع مردم و کشور و ایجاد امید بر اسیر خیالات شدن مقدم است. هیچ پیشفرضی در برابر این هدف اعتبار و تقدسی ندارد.
👍116👎7
Forwarded from javad kashi
کودکی به نام هیچ
............
در ایران پس از جنگ، کودکی به نام «هیچ» زائیده شد. ترسناک و شوم است امیدبخش و زیبا هم هست.
تاثیر جنگ با تجربه یک زلزله قابل مقایسه بود. زلزله قطع نظر از مرگ و ویرانی حس اعتماد به زمین، دیوار و سقف و سنگ را زائل میکند. دستکم برای چندین روز، اعتماد سابق به این همه از دست میرود. یک حس تعلیق عمیق درونی به جا میماند که با هیچ حسی قابل مقایسه نیست.
این حس تعلیق در جنگ ایران و عراق وجود نداشت. به دلایل چندی در جنگ دوازده روزه اتفاق افتاد.
حریم کشور، حکومت، ایدئولوژی، شعارها و مفاهیم تبلیغاتی حتی چهرههای تکراری مثل همان زمین و دیوار و سقف در عرصه سیاسیاند. مهم نیست از این همه رضایت داشتیم یا نه. مهم این است که آنها چارچوبی برای زندگی امروز و فردای ما ترسیم میکردند. جنگ این همه را دستکم برای دوازده روز معلق کرد. همین دوازده روز کافی بود تا هیچکس با همان قوت پیشین از خود و فردا و مسیر زندگی سخن نگوید. حس یک «هیچ» در فضا پیچید.
این «هیچ» شوم و هولناک است. چرا که هم زمان با بزرگ شدن این هیچ، کنترلهای سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و دینی سست میشوند. بحرانهای آب و برق و تورم و بیکاری به آن عمق میدهند. سایه جنگی دوباره نیز سنگین است. این همه دست در دست هم میدهند، تا اذهان و روانها و تخیلات عمومی، به سمت حس عمیق یک خلاء و تعلیق سقوط کنند. ما با یک شرایط مرزی مواجهیم. در مرز جایی که هابز از آن با عنوان وضع طبیعی یاد میکرد. پیچی در کار نیست تا گفته شود در یک پیچ تاریخی حساس به سر میبریم از آن عبور خواهیم کرد و راه گذشته را ادامه خواهیم داد. بر لبه پرتگاهی ایستادهایم. به جایی هم که ایستادهایم اعتمادی نیست.
اما میتوان از تولد نورسیدهای به نام «هیچ» استقبال کرد و از آن لحظهای زیبا و امیدبخش ساخت. جامعه ایرانی چندین دهه آبستن کودک «هیچ» بود. ما در حصار مفاهیم و شعارهای بیمعنا شده، بی نسبت با واقعیت جهان، گسیخته از ذهن و ضمیر نسلهای نو زندگی میکردیم. مفاهیمی که دیگر بر معنای مشخصی دلالت نمیکردند. نشانگان هویتهایی بودند که محتوایی در درون نداشتند. بیشتر استتار کننده مافیاهایی بودند که در همه جا خانه کردهاند. آنها با همه زرق و برق و سر و صدا، چیزی در درون ندارند. آنچه پس پرده پنهان بود، آشکار شده است. این آشکارگی میتواند سرآغاز فصلی تازه باشد. این هیچ نورسیده، سرآغاز همه چیز است. خود آبستن فصلها و گفتارها و چشماندازهای نو است.
با برداشتن دیوارها، گشودن فضای عمومی و فراخوان همگان میتوان سویه مبارک این کودک را غلبه داد.
نادر و اسکندر از آن سنخ که اخوان ثالث میگفت در راه نیست. از ایدئولوگها و سلبریتیها کاری ساخته نیست. در جستجوی ایده تازهای برای رها شدن نباشیم. معجزه با مردم روی میدهد. به جای تبلیغات برای تزریق بیهوده امید، باید آنها را در فهم و برون رفت از عمق فاجعه شریک کرد. ضمن همین مشارکت، ضمن مشاهده حضور یکدیگر و همراه با حس جمعی فاجعه، مردم به معنای سیاسی آن متولد میشوند. مردم ماده خام تبلیغات نیستند. شاهنامه و نمادهای ملی و احیای حس ملی کمکی به تولد سیاسی مردم نمیکنند. آنها تنها به شرط فاعلیت موثر در عرصه سیاست امکان ظهور پیدا میکنند.
همه چیز میتواند از یک تحول در ساختار رسانهای کشور آغاز شود. اجازه دهیم مردم آنچه را تجربه میکنند به زبان بیاورند و در ساحت رسمی رسانهای کشور نمودار شوند. مساله کشور را از درون صدای مردم پیدا کنیم. این اتفاق نخواهد افتاد مگر آنکه رسانههای رسمی به سمت مردم گشوده شوند. همان مردم تشخیص میدهند چگونه باید از معرکه گریخت. آنها خود میتوانند راه نشان دهند و متعهد به آن بمانند.
امید که مردم از درون زهدان آن هیچ نورسیده، زاده شوند. مساله این است که چه نقشی در مسیر این زایش بر عهده میگیریم. در جهت تسهیل مشارکت سالم مردم در عرصه سیاست عمل میکنیم یا تسهیل کننده برآمدن سویه شرارت بار این هیچ نورسیدهایم.
@javadkashi
............
در ایران پس از جنگ، کودکی به نام «هیچ» زائیده شد. ترسناک و شوم است امیدبخش و زیبا هم هست.
تاثیر جنگ با تجربه یک زلزله قابل مقایسه بود. زلزله قطع نظر از مرگ و ویرانی حس اعتماد به زمین، دیوار و سقف و سنگ را زائل میکند. دستکم برای چندین روز، اعتماد سابق به این همه از دست میرود. یک حس تعلیق عمیق درونی به جا میماند که با هیچ حسی قابل مقایسه نیست.
این حس تعلیق در جنگ ایران و عراق وجود نداشت. به دلایل چندی در جنگ دوازده روزه اتفاق افتاد.
حریم کشور، حکومت، ایدئولوژی، شعارها و مفاهیم تبلیغاتی حتی چهرههای تکراری مثل همان زمین و دیوار و سقف در عرصه سیاسیاند. مهم نیست از این همه رضایت داشتیم یا نه. مهم این است که آنها چارچوبی برای زندگی امروز و فردای ما ترسیم میکردند. جنگ این همه را دستکم برای دوازده روز معلق کرد. همین دوازده روز کافی بود تا هیچکس با همان قوت پیشین از خود و فردا و مسیر زندگی سخن نگوید. حس یک «هیچ» در فضا پیچید.
این «هیچ» شوم و هولناک است. چرا که هم زمان با بزرگ شدن این هیچ، کنترلهای سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و دینی سست میشوند. بحرانهای آب و برق و تورم و بیکاری به آن عمق میدهند. سایه جنگی دوباره نیز سنگین است. این همه دست در دست هم میدهند، تا اذهان و روانها و تخیلات عمومی، به سمت حس عمیق یک خلاء و تعلیق سقوط کنند. ما با یک شرایط مرزی مواجهیم. در مرز جایی که هابز از آن با عنوان وضع طبیعی یاد میکرد. پیچی در کار نیست تا گفته شود در یک پیچ تاریخی حساس به سر میبریم از آن عبور خواهیم کرد و راه گذشته را ادامه خواهیم داد. بر لبه پرتگاهی ایستادهایم. به جایی هم که ایستادهایم اعتمادی نیست.
اما میتوان از تولد نورسیدهای به نام «هیچ» استقبال کرد و از آن لحظهای زیبا و امیدبخش ساخت. جامعه ایرانی چندین دهه آبستن کودک «هیچ» بود. ما در حصار مفاهیم و شعارهای بیمعنا شده، بی نسبت با واقعیت جهان، گسیخته از ذهن و ضمیر نسلهای نو زندگی میکردیم. مفاهیمی که دیگر بر معنای مشخصی دلالت نمیکردند. نشانگان هویتهایی بودند که محتوایی در درون نداشتند. بیشتر استتار کننده مافیاهایی بودند که در همه جا خانه کردهاند. آنها با همه زرق و برق و سر و صدا، چیزی در درون ندارند. آنچه پس پرده پنهان بود، آشکار شده است. این آشکارگی میتواند سرآغاز فصلی تازه باشد. این هیچ نورسیده، سرآغاز همه چیز است. خود آبستن فصلها و گفتارها و چشماندازهای نو است.
با برداشتن دیوارها، گشودن فضای عمومی و فراخوان همگان میتوان سویه مبارک این کودک را غلبه داد.
نادر و اسکندر از آن سنخ که اخوان ثالث میگفت در راه نیست. از ایدئولوگها و سلبریتیها کاری ساخته نیست. در جستجوی ایده تازهای برای رها شدن نباشیم. معجزه با مردم روی میدهد. به جای تبلیغات برای تزریق بیهوده امید، باید آنها را در فهم و برون رفت از عمق فاجعه شریک کرد. ضمن همین مشارکت، ضمن مشاهده حضور یکدیگر و همراه با حس جمعی فاجعه، مردم به معنای سیاسی آن متولد میشوند. مردم ماده خام تبلیغات نیستند. شاهنامه و نمادهای ملی و احیای حس ملی کمکی به تولد سیاسی مردم نمیکنند. آنها تنها به شرط فاعلیت موثر در عرصه سیاست امکان ظهور پیدا میکنند.
همه چیز میتواند از یک تحول در ساختار رسانهای کشور آغاز شود. اجازه دهیم مردم آنچه را تجربه میکنند به زبان بیاورند و در ساحت رسمی رسانهای کشور نمودار شوند. مساله کشور را از درون صدای مردم پیدا کنیم. این اتفاق نخواهد افتاد مگر آنکه رسانههای رسمی به سمت مردم گشوده شوند. همان مردم تشخیص میدهند چگونه باید از معرکه گریخت. آنها خود میتوانند راه نشان دهند و متعهد به آن بمانند.
امید که مردم از درون زهدان آن هیچ نورسیده، زاده شوند. مساله این است که چه نقشی در مسیر این زایش بر عهده میگیریم. در جهت تسهیل مشارکت سالم مردم در عرصه سیاست عمل میکنیم یا تسهیل کننده برآمدن سویه شرارت بار این هیچ نورسیدهایم.
@javadkashi
👍84👎4
Forwarded from میراث باشی
🔺تمسخر شاهنامه و فردوسی؛ واکنشها و ریشههای پنهان
🖋#حمید_رضا_ولیپور
عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی
🔸 طی چند روز گذشته اظهارنظر طنزآمیز خانمی طنزپرداز در شبکههای اجتماعی درباره فردوسی و شاهنامه واکنشهای گستردهای در میان فعالان دانشگاهی، فرهنگی و اجتماعی برانگیخته است. عدهای این کار را توهین به میراث هویتی ایران دانسته و با تندی پاسخ دادهاند؛ در حالی که برخی دیگر با استناد به حقوق بشر و آزادی بیان، از حق نقد و طنزپردازی برابر متون ادبی و تاریخی و حتی چهرههای شاخص ملی و مذهبی سخن گفتهاند.
🔸من شخصاً با بهکارگیری الفاظ تحقیرآمیز درباره فردوسی و شاهنامه مخالفم. برای بخش بزرگی از جامعه، فردوسی نه فقط یک شاعر، بلکه حافظ زبان و هویت ایرانی است. شاهنامه در دورههایی که زبان فارسی و فرهنگ ایران در معرض نابودی یا تضعیف قرار داشت، چون سپری فرهنگی نقش ستون نگهدارنده ایفا کرده است. بنابراین هر گونه تمسخر نسبت به آن، ناخودآگاه به معنای تمسخر هویت جمعی یا نادیدهگرفتن بخشی از ریشههای هویتی یک ملت تعبیر میشود. فردوسی تنها یک شاعر نیست؛ او ستون هویت ایرانی و زندهکننده زبان فارسی است.
🔸 اما آنچه در این میان مهمتر از عمل یک فرد است، شدت واکنشهاست. چرا جامعه در برابر چنین اتفاقاتی با این میزان حساسیت و هیجان برخورد میکند؟ به نظر میرسد دلیل اصلی این است که سالهاست نمادهای ایرانیت و مظاهر فرهنگی ایرانی در معرض فشار، تحقیر یا نادیدهگرفتهشدن از سوی برخی جریانهای ایدئولوژیک قرار داشته است. در چند دهه اخیر، مظاهر ایرانیت – از نوروز و زبان فارسی گرفته تا نمادهای باستانی – بارها توسط جریانهای سیاسی یا ایدئولوژیک، نادیده گرفته یا حتی تخطئه شده است. این فشارها باعث شده مردم نسبت به هر نوع نقد یا بیاحترامی به نمادهای فرهنگی واکنشی سریع و گاه افراطی نشان دهند. به عبارتی، این واکنشها فقط به شخص آن خانم یا الفاظ او مربوط نیست، بلکه به انباشت احساس سرکوب هویت ملی برمیگردد. از همینرو، جامعه کوچکترین حمله یا تمسخر را نه یک نقد فردی، بلکه ادامه همان روند تاریخیِ حذف ایرانیت میبیند.
🔸یکی از مشکلات فضای عمومی ایران این است که مرز میان نقد علمی و تمسخر تخریبی اغلب نادیده گرفته میشود. نقد هر متن—حتی فردوسی و شاهنامه—حق هر کسی است. اما وقتی به جای تحلیل، از الفاظ تحقیرآمیز استفاده شود، مخاطبان آن را حمله به هویت خود میبینند، نه نقد ادبی یا تاریخی. واقعیت این است که نقد علمی و حتی انتقادیترین نگاهها به شاهنامه و هر متن تاریخی جای خود دارد، اما تمسخر و توهین به جای تحلیل، راه به جایی نمیبرد و صرفاً واکنشهای هیجانی و گاه افراطی میآفریند.
🔸 از سوی دیگر، واکنشهای بسیار تند و افراطی نیز مشکل را حل نمیکند و فقط بر فضای دو قطبی میافزاید. واکنشهای تند و هیجانی هم خود آسیبزاست. چرا که اگر جامعه نتواند نقد—حتی نقد تند و بیرحمانه و شوخی و طنزپردازی با متون و چهرههای مهم تاریخی و معاصر—را تحمل کند، راه برای شکلگیری فضایی بسته و اقتدارگرایانه هموار میشود. بهتر است میان "بیاحترامی شخصی" و "نقد محتوایی" مرزبندی روشنتری وجود داشته باشد.
🔸 باید این پدیدهها ریشهیابی شوند. مادامی که تضاد میان "ایرانیت" و "ایدئولوژیهای حاکم" ادامه دارد و مظاهر فرهنگی ایران مدام تحت فشار و تحقیر قرار میگیرند، جامعه در برابر کوچکترین تحریک، واکنشهای شدیدی نشان خواهد داد. تنها با بازسازی اعتماد به میراث فرهنگی و فراهم آوردن فضای آزاد برای نقد سالم و بدون تمسخر است که این تنشها کاهش پیدا میکند. راه برونرفت، بازشناسی ریشههای این حساسیتهاست. تا زمانی که جامعه احساس کند میراث فرهنگی و ملیاش همواره در معرض حذف و بیمهری است، هر بار با کوچکترین تلنگر، شعلهای از واکنشهای شدید برخواهد خاست. به نظرم با تقویت ریشه های ملی، هویتی، فرهنگی و اعتماد به میراث فرهنگی، تفکیک نقد علمی از تمسخر تخریبی و ایجاد فضای آزاد و محترمانه برای گفتوگو میتوان به آرامش و رشد فرهنگی واقعی دست یافت. به زبان ساده، تمسخر فردوسی و شاهنامه جرقهای بود، اما بنزینی که شعلهها را شعلهور کرد همان تجربه تاریخی سرکوب ایرانیت در حافظه جمعی جامعه است.
http://instagram.com/miras_bashi
@mirasbashi
🖋#حمید_رضا_ولیپور
عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی
🔸 طی چند روز گذشته اظهارنظر طنزآمیز خانمی طنزپرداز در شبکههای اجتماعی درباره فردوسی و شاهنامه واکنشهای گستردهای در میان فعالان دانشگاهی، فرهنگی و اجتماعی برانگیخته است. عدهای این کار را توهین به میراث هویتی ایران دانسته و با تندی پاسخ دادهاند؛ در حالی که برخی دیگر با استناد به حقوق بشر و آزادی بیان، از حق نقد و طنزپردازی برابر متون ادبی و تاریخی و حتی چهرههای شاخص ملی و مذهبی سخن گفتهاند.
🔸من شخصاً با بهکارگیری الفاظ تحقیرآمیز درباره فردوسی و شاهنامه مخالفم. برای بخش بزرگی از جامعه، فردوسی نه فقط یک شاعر، بلکه حافظ زبان و هویت ایرانی است. شاهنامه در دورههایی که زبان فارسی و فرهنگ ایران در معرض نابودی یا تضعیف قرار داشت، چون سپری فرهنگی نقش ستون نگهدارنده ایفا کرده است. بنابراین هر گونه تمسخر نسبت به آن، ناخودآگاه به معنای تمسخر هویت جمعی یا نادیدهگرفتن بخشی از ریشههای هویتی یک ملت تعبیر میشود. فردوسی تنها یک شاعر نیست؛ او ستون هویت ایرانی و زندهکننده زبان فارسی است.
🔸 اما آنچه در این میان مهمتر از عمل یک فرد است، شدت واکنشهاست. چرا جامعه در برابر چنین اتفاقاتی با این میزان حساسیت و هیجان برخورد میکند؟ به نظر میرسد دلیل اصلی این است که سالهاست نمادهای ایرانیت و مظاهر فرهنگی ایرانی در معرض فشار، تحقیر یا نادیدهگرفتهشدن از سوی برخی جریانهای ایدئولوژیک قرار داشته است. در چند دهه اخیر، مظاهر ایرانیت – از نوروز و زبان فارسی گرفته تا نمادهای باستانی – بارها توسط جریانهای سیاسی یا ایدئولوژیک، نادیده گرفته یا حتی تخطئه شده است. این فشارها باعث شده مردم نسبت به هر نوع نقد یا بیاحترامی به نمادهای فرهنگی واکنشی سریع و گاه افراطی نشان دهند. به عبارتی، این واکنشها فقط به شخص آن خانم یا الفاظ او مربوط نیست، بلکه به انباشت احساس سرکوب هویت ملی برمیگردد. از همینرو، جامعه کوچکترین حمله یا تمسخر را نه یک نقد فردی، بلکه ادامه همان روند تاریخیِ حذف ایرانیت میبیند.
🔸یکی از مشکلات فضای عمومی ایران این است که مرز میان نقد علمی و تمسخر تخریبی اغلب نادیده گرفته میشود. نقد هر متن—حتی فردوسی و شاهنامه—حق هر کسی است. اما وقتی به جای تحلیل، از الفاظ تحقیرآمیز استفاده شود، مخاطبان آن را حمله به هویت خود میبینند، نه نقد ادبی یا تاریخی. واقعیت این است که نقد علمی و حتی انتقادیترین نگاهها به شاهنامه و هر متن تاریخی جای خود دارد، اما تمسخر و توهین به جای تحلیل، راه به جایی نمیبرد و صرفاً واکنشهای هیجانی و گاه افراطی میآفریند.
🔸 از سوی دیگر، واکنشهای بسیار تند و افراطی نیز مشکل را حل نمیکند و فقط بر فضای دو قطبی میافزاید. واکنشهای تند و هیجانی هم خود آسیبزاست. چرا که اگر جامعه نتواند نقد—حتی نقد تند و بیرحمانه و شوخی و طنزپردازی با متون و چهرههای مهم تاریخی و معاصر—را تحمل کند، راه برای شکلگیری فضایی بسته و اقتدارگرایانه هموار میشود. بهتر است میان "بیاحترامی شخصی" و "نقد محتوایی" مرزبندی روشنتری وجود داشته باشد.
🔸 باید این پدیدهها ریشهیابی شوند. مادامی که تضاد میان "ایرانیت" و "ایدئولوژیهای حاکم" ادامه دارد و مظاهر فرهنگی ایران مدام تحت فشار و تحقیر قرار میگیرند، جامعه در برابر کوچکترین تحریک، واکنشهای شدیدی نشان خواهد داد. تنها با بازسازی اعتماد به میراث فرهنگی و فراهم آوردن فضای آزاد برای نقد سالم و بدون تمسخر است که این تنشها کاهش پیدا میکند. راه برونرفت، بازشناسی ریشههای این حساسیتهاست. تا زمانی که جامعه احساس کند میراث فرهنگی و ملیاش همواره در معرض حذف و بیمهری است، هر بار با کوچکترین تلنگر، شعلهای از واکنشهای شدید برخواهد خاست. به نظرم با تقویت ریشه های ملی، هویتی، فرهنگی و اعتماد به میراث فرهنگی، تفکیک نقد علمی از تمسخر تخریبی و ایجاد فضای آزاد و محترمانه برای گفتوگو میتوان به آرامش و رشد فرهنگی واقعی دست یافت. به زبان ساده، تمسخر فردوسی و شاهنامه جرقهای بود، اما بنزینی که شعلهها را شعلهور کرد همان تجربه تاریخی سرکوب ایرانیت در حافظه جمعی جامعه است.
http://instagram.com/miras_bashi
@mirasbashi
👍133👎24