MIRASBASHI Telegram 19535
🔺تمسخر شاهنامه و فردوسی؛ واکنش‌ها و ریشه‌های پنهان

🖋#حمید_رضا_ولی‌پور
عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی

🔸 طی چند روز گذشته اظهارنظر طنزآمیز خانمی طنزپرداز در شبکه‌های اجتماعی درباره فردوسی و شاهنامه واکنش‌های گسترده‌ای در میان فعالان دانشگاهی، فرهنگی و اجتماعی برانگیخته است. عده‌ای این کار را توهین به میراث هویتی ایران دانسته و با تندی پاسخ داده‌اند؛ در حالی که برخی دیگر با استناد به حقوق بشر و آزادی بیان، از حق نقد و طنزپردازی برابر متون ادبی و تاریخی و حتی چهره‌های شاخص ملی و مذهبی سخن گفته‌اند.

🔸من شخصاً با به‌کارگیری الفاظ تحقیرآمیز درباره فردوسی و شاهنامه مخالفم. برای بخش بزرگی از جامعه، فردوسی نه فقط یک شاعر، بلکه حافظ زبان و هویت ایرانی است. شاهنامه در دوره‌هایی که زبان فارسی و فرهنگ ایران در معرض نابودی یا تضعیف قرار داشت، چون سپری فرهنگی نقش ستون نگه‌دارنده ایفا کرده است. بنابراین هر گونه تمسخر نسبت به آن، ناخودآگاه به معنای تمسخر هویت جمعی یا نادیده‌گرفتن بخشی از ریشه‌های هویتی یک ملت تعبیر می‌شود. فردوسی تنها یک شاعر نیست؛ او ستون هویت ایرانی و زنده‌کننده زبان فارسی است.

🔸 اما آنچه در این میان مهم‌تر از عمل یک فرد است، شدت واکنش‌هاست. چرا جامعه در برابر چنین اتفاقاتی با این میزان حساسیت و هیجان برخورد می‌کند؟ به نظر می‌رسد دلیل اصلی این است که سال‌هاست نمادهای ایرانیت و مظاهر فرهنگی ایرانی در معرض فشار، تحقیر یا نادیده‌گرفته‌شدن از سوی برخی جریان‌های ایدئولوژیک قرار داشته است. در چند دهه اخیر، مظاهر ایرانیت – از نوروز و زبان فارسی گرفته تا نمادهای باستانی – بارها توسط جریان‌های سیاسی یا ایدئولوژیک، نادیده گرفته یا حتی تخطئه شده است. این فشارها باعث شده مردم نسبت به هر نوع نقد یا بی‌احترامی به نمادهای فرهنگی واکنشی سریع و گاه افراطی نشان دهند. به عبارتی، این واکنش‌ها فقط به شخص آن خانم یا الفاظ او مربوط نیست، بلکه به انباشت احساس سرکوب هویت ملی برمی‌گردد. از همین‌رو، جامعه کوچک‌ترین حمله یا تمسخر را نه یک نقد فردی، بلکه ادامه همان روند تاریخیِ حذف ایرانیت می‌بیند.

🔸یکی از مشکلات فضای عمومی ایران این است که مرز میان نقد علمی و تمسخر تخریبی اغلب نادیده گرفته می‌شود. نقد هر متن—حتی فردوسی و شاهنامه—حق هر کسی است. اما وقتی به جای تحلیل، از الفاظ تحقیرآمیز استفاده شود، مخاطبان آن را حمله به هویت خود می‌بینند، نه نقد ادبی یا تاریخی. واقعیت این است که نقد علمی و حتی انتقادی‌ترین نگاه‌ها به شاهنامه و هر متن تاریخی جای خود دارد، اما تمسخر و توهین به جای تحلیل، راه به جایی نمی‌برد و صرفاً واکنش‌های هیجانی و گاه افراطی می‌آفریند.

🔸 از سوی دیگر، واکنش‌های بسیار تند و افراطی نیز مشکل را حل نمی‌کند و فقط بر فضای دو قطبی می‌افزاید. واکنش‌های تند و هیجانی هم خود آسیب‌زاست. چرا که اگر جامعه نتواند نقد—حتی نقد تند و بی‌رحمانه و شوخی و طنزپردازی با متون و چهره‌های مهم تاریخی و معاصر—را تحمل کند، راه برای شکل‌گیری فضایی بسته و اقتدارگرایانه هموار می‌شود. بهتر است میان "بی‌احترامی شخصی" و "نقد محتوایی" مرزبندی روشن‌تری وجود داشته باشد.

🔸 باید این پدیده‌ها ریشه‌یابی شوند. مادامی که تضاد میان "ایرانیت" و "ایدئولوژی‌های حاکم" ادامه دارد و مظاهر فرهنگی ایران مدام تحت فشار و تحقیر قرار می‌گیرند، جامعه در برابر کوچک‌ترین تحریک، واکنش‌های شدیدی نشان خواهد داد. تنها با بازسازی اعتماد به میراث فرهنگی و فراهم آوردن فضای آزاد برای نقد سالم و بدون تمسخر است که این تنش‌ها کاهش پیدا می‌کند. راه برون‌رفت، بازشناسی ریشه‌های این حساسیت‌هاست. تا زمانی که جامعه احساس کند میراث فرهنگی و ملی‌اش همواره در معرض حذف و بی‌مهری است، هر بار با کوچک‌ترین تلنگر، شعله‌ای از واکنش‌های شدید برخواهد خاست. به نظرم با تقویت ریشه های ملی، هویتی، فرهنگی و اعتماد به میراث فرهنگی، تفکیک نقد علمی از تمسخر تخریبی و ایجاد فضای آزاد و محترمانه برای گفت‌وگو می‌توان به آرامش و رشد فرهنگی واقعی دست یافت. به زبان ساده، تمسخر فردوسی و شاهنامه جرقه‌ای بود، اما بنزینی که شعله‌ها را شعله‌ور کرد همان تجربه تاریخی سرکوب ایرانیت در حافظه جمعی جامعه است.

http://instagram.com/miras_bashi

@mirasbashi
👎13👍8👏1



tgoop.com/mirasbashi/19535
Create:
Last Update:

🔺تمسخر شاهنامه و فردوسی؛ واکنش‌ها و ریشه‌های پنهان

🖋#حمید_رضا_ولی‌پور
عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی

🔸 طی چند روز گذشته اظهارنظر طنزآمیز خانمی طنزپرداز در شبکه‌های اجتماعی درباره فردوسی و شاهنامه واکنش‌های گسترده‌ای در میان فعالان دانشگاهی، فرهنگی و اجتماعی برانگیخته است. عده‌ای این کار را توهین به میراث هویتی ایران دانسته و با تندی پاسخ داده‌اند؛ در حالی که برخی دیگر با استناد به حقوق بشر و آزادی بیان، از حق نقد و طنزپردازی برابر متون ادبی و تاریخی و حتی چهره‌های شاخص ملی و مذهبی سخن گفته‌اند.

🔸من شخصاً با به‌کارگیری الفاظ تحقیرآمیز درباره فردوسی و شاهنامه مخالفم. برای بخش بزرگی از جامعه، فردوسی نه فقط یک شاعر، بلکه حافظ زبان و هویت ایرانی است. شاهنامه در دوره‌هایی که زبان فارسی و فرهنگ ایران در معرض نابودی یا تضعیف قرار داشت، چون سپری فرهنگی نقش ستون نگه‌دارنده ایفا کرده است. بنابراین هر گونه تمسخر نسبت به آن، ناخودآگاه به معنای تمسخر هویت جمعی یا نادیده‌گرفتن بخشی از ریشه‌های هویتی یک ملت تعبیر می‌شود. فردوسی تنها یک شاعر نیست؛ او ستون هویت ایرانی و زنده‌کننده زبان فارسی است.

🔸 اما آنچه در این میان مهم‌تر از عمل یک فرد است، شدت واکنش‌هاست. چرا جامعه در برابر چنین اتفاقاتی با این میزان حساسیت و هیجان برخورد می‌کند؟ به نظر می‌رسد دلیل اصلی این است که سال‌هاست نمادهای ایرانیت و مظاهر فرهنگی ایرانی در معرض فشار، تحقیر یا نادیده‌گرفته‌شدن از سوی برخی جریان‌های ایدئولوژیک قرار داشته است. در چند دهه اخیر، مظاهر ایرانیت – از نوروز و زبان فارسی گرفته تا نمادهای باستانی – بارها توسط جریان‌های سیاسی یا ایدئولوژیک، نادیده گرفته یا حتی تخطئه شده است. این فشارها باعث شده مردم نسبت به هر نوع نقد یا بی‌احترامی به نمادهای فرهنگی واکنشی سریع و گاه افراطی نشان دهند. به عبارتی، این واکنش‌ها فقط به شخص آن خانم یا الفاظ او مربوط نیست، بلکه به انباشت احساس سرکوب هویت ملی برمی‌گردد. از همین‌رو، جامعه کوچک‌ترین حمله یا تمسخر را نه یک نقد فردی، بلکه ادامه همان روند تاریخیِ حذف ایرانیت می‌بیند.

🔸یکی از مشکلات فضای عمومی ایران این است که مرز میان نقد علمی و تمسخر تخریبی اغلب نادیده گرفته می‌شود. نقد هر متن—حتی فردوسی و شاهنامه—حق هر کسی است. اما وقتی به جای تحلیل، از الفاظ تحقیرآمیز استفاده شود، مخاطبان آن را حمله به هویت خود می‌بینند، نه نقد ادبی یا تاریخی. واقعیت این است که نقد علمی و حتی انتقادی‌ترین نگاه‌ها به شاهنامه و هر متن تاریخی جای خود دارد، اما تمسخر و توهین به جای تحلیل، راه به جایی نمی‌برد و صرفاً واکنش‌های هیجانی و گاه افراطی می‌آفریند.

🔸 از سوی دیگر، واکنش‌های بسیار تند و افراطی نیز مشکل را حل نمی‌کند و فقط بر فضای دو قطبی می‌افزاید. واکنش‌های تند و هیجانی هم خود آسیب‌زاست. چرا که اگر جامعه نتواند نقد—حتی نقد تند و بی‌رحمانه و شوخی و طنزپردازی با متون و چهره‌های مهم تاریخی و معاصر—را تحمل کند، راه برای شکل‌گیری فضایی بسته و اقتدارگرایانه هموار می‌شود. بهتر است میان "بی‌احترامی شخصی" و "نقد محتوایی" مرزبندی روشن‌تری وجود داشته باشد.

🔸 باید این پدیده‌ها ریشه‌یابی شوند. مادامی که تضاد میان "ایرانیت" و "ایدئولوژی‌های حاکم" ادامه دارد و مظاهر فرهنگی ایران مدام تحت فشار و تحقیر قرار می‌گیرند، جامعه در برابر کوچک‌ترین تحریک، واکنش‌های شدیدی نشان خواهد داد. تنها با بازسازی اعتماد به میراث فرهنگی و فراهم آوردن فضای آزاد برای نقد سالم و بدون تمسخر است که این تنش‌ها کاهش پیدا می‌کند. راه برون‌رفت، بازشناسی ریشه‌های این حساسیت‌هاست. تا زمانی که جامعه احساس کند میراث فرهنگی و ملی‌اش همواره در معرض حذف و بی‌مهری است، هر بار با کوچک‌ترین تلنگر، شعله‌ای از واکنش‌های شدید برخواهد خاست. به نظرم با تقویت ریشه های ملی، هویتی، فرهنگی و اعتماد به میراث فرهنگی، تفکیک نقد علمی از تمسخر تخریبی و ایجاد فضای آزاد و محترمانه برای گفت‌وگو می‌توان به آرامش و رشد فرهنگی واقعی دست یافت. به زبان ساده، تمسخر فردوسی و شاهنامه جرقه‌ای بود، اما بنزینی که شعله‌ها را شعله‌ور کرد همان تجربه تاریخی سرکوب ایرانیت در حافظه جمعی جامعه است.

http://instagram.com/miras_bashi

@mirasbashi

BY میراث‌ باشی


Share with your friend now:
tgoop.com/mirasbashi/19535

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

Informative Each account can create up to 10 public channels Select: Settings – Manage Channel – Administrators – Add administrator. From your list of subscribers, select the correct user. A new window will appear on the screen. Check the rights you’re willing to give to your administrator. A Hong Kong protester with a petrol bomb. File photo: Dylan Hollingsworth/HKFP. Hashtags are a fast way to find the correct information on social media. To put your content out there, be sure to add hashtags to each post. We have two intelligent tips to give you:
from us


Telegram میراث‌ باشی
FROM American