JAVADKASHI Telegram 862
کودکی به نام هیچ
............
در ایران پس از جنگ، کودکی به نام «هیچ» زائیده شد. ترسناک و شوم است امیدبخش و زیبا هم هست.
تاثیر جنگ با تجربه یک زلزله قابل مقایسه بود. زلزله قطع نظر از مرگ و ویرانی حس اعتماد به زمین، دیوار و سقف و سنگ را زائل می‌کند. دستکم برای چندین روز، اعتماد سابق به این همه از دست می‌رود. یک حس تعلیق عمیق درونی به جا می‌ماند که با هیچ حسی قابل مقایسه نیست.
این حس تعلیق در جنگ ایران و عراق وجود نداشت. به دلایل چندی در جنگ دوازده روزه اتفاق افتاد.
حریم کشور، حکومت، ایدئولوژی، شعارها و مفاهیم تبلیغاتی حتی چهره‌های تکراری مثل همان زمین و دیوار و سقف در عرصه سیاسی‌اند. مهم نیست از این همه رضایت داشتیم یا نه. مهم این است که آنها چارچوبی برای زندگی امروز و فردای ما ترسیم می‌کردند. جنگ این همه را دست‌کم برای دوازده روز معلق کرد. همین دوازده روز کافی بود تا هیچ‌کس با همان قوت پیشین از خود و فردا و مسیر زندگی سخن نگوید. حس یک «هیچ» در فضا پیچید.
این «هیچ» شوم و هولناک است. چرا که هم زمان با بزرگ شدن این هیچ، کنترل‌های سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و دینی سست می‌شوند. بحران‌های آب و برق و تورم و بیکاری به آن عمق می‌دهند. سایه جنگی دوباره نیز سنگین است. این همه دست در دست هم می‌دهند، تا اذهان و روان‌ها و تخیلات عمومی، به سمت حس عمیق یک خلاء و تعلیق سقوط کنند. ما با یک شرایط مرزی مواجهیم. در مرز جایی که هابز از آن با عنوان وضع طبیعی یاد می‌کرد. پیچی در کار نیست تا گفته شود در یک پیچ تاریخی حساس به سر می‌بریم از آن عبور خواهیم کرد و راه گذشته را ادامه خواهیم داد. بر لبه پرتگاهی ایستاده‌ایم. به جایی هم که ایستاده‌ایم اعتمادی نیست.
اما می‌توان از تولد نورسیده‌ای به نام «هیچ» استقبال کرد و از آن لحظه‌ای زیبا و امیدبخش ساخت. جامعه ایرانی چندین دهه آبستن کودک «هیچ» بود. ما در حصار مفاهیم و شعارهای بی‌معنا شده، بی نسبت با واقعیت جهان، گسیخته از ذهن و ضمیر نسل‌های نو زندگی می‌کردیم. مفاهیمی که دیگر بر معنای مشخصی دلالت نمی‌کردند. نشانگان هویت‌هایی بودند که محتوایی در درون نداشتند. بیشتر استتار کننده مافیاهایی بودند که در همه جا خانه کرده‌اند. آنها با همه زرق و برق و سر و صدا، چیزی در درون ندارند. آنچه پس پرده پنهان بود، آشکار شده است. این آشکارگی می‌تواند سرآغاز فصلی تازه باشد. این هیچ نورسیده، سرآغاز همه چیز است. خود آبستن فصل‌ها و گفتارها و چشم‌اندازهای نو است.
با برداشتن دیوارها، گشودن فضای عمومی و فراخوان همگان می‌توان سویه مبارک این کودک را غلبه داد.
نادر و اسکندر از آن سنخ که اخوان ثالث می‌گفت در راه نیست. از ایدئولوگ‌ها و سلبریتی‌ها کاری ساخته نیست. در جستجوی ایده تازه‌ای برای رها شدن نباشیم. معجزه با مردم روی می‌دهد. به جای تبلیغات برای تزریق بیهوده امید، باید آنها را در فهم و برون رفت از عمق فاجعه شریک کرد. ضمن همین مشارکت، ضمن مشاهده حضور یکدیگر و همراه با حس جمعی فاجعه، مردم به معنای سیاسی آن متولد می‌شوند. مردم ماده خام تبلیغات نیستند. شاهنامه و نمادهای ملی و احیای حس ملی کمکی به تولد سیاسی مردم نمی‌کنند. آنها تنها به شرط فاعلیت موثر در عرصه سیاست امکان ظهور پیدا می‌کنند.
همه چیز می‌تواند از یک تحول در ساختار رسانه‌ای کشور آغاز شود. اجازه دهیم مردم آنچه را تجربه می‌کنند به زبان بیاورند و در ساحت رسمی رسانه‌ای کشور نمودار شوند. مساله کشور را از درون صدای مردم پیدا کنیم. این اتفاق نخواهد افتاد مگر آنکه رسانه‌های رسمی به سمت مردم گشوده شوند. همان مردم تشخیص می‌دهند چگونه باید از معرکه گریخت. آنها خود می‌توانند راه نشان دهند و متعهد به آن بمانند.
امید که مردم از درون زهدان آن هیچ نورسیده، زاده شوند. مساله این است که چه نقشی در مسیر این زایش بر عهده می‌گیریم. در جهت تسهیل مشارکت سالم مردم در عرصه سیاست عمل می‌کنیم یا تسهیل کننده برآمدن سویه شرارت بار این هیچ نورسیده‌ایم.
@javadkashi



tgoop.com/javadkashi/862
Create:
Last Update:

کودکی به نام هیچ
............
در ایران پس از جنگ، کودکی به نام «هیچ» زائیده شد. ترسناک و شوم است امیدبخش و زیبا هم هست.
تاثیر جنگ با تجربه یک زلزله قابل مقایسه بود. زلزله قطع نظر از مرگ و ویرانی حس اعتماد به زمین، دیوار و سقف و سنگ را زائل می‌کند. دستکم برای چندین روز، اعتماد سابق به این همه از دست می‌رود. یک حس تعلیق عمیق درونی به جا می‌ماند که با هیچ حسی قابل مقایسه نیست.
این حس تعلیق در جنگ ایران و عراق وجود نداشت. به دلایل چندی در جنگ دوازده روزه اتفاق افتاد.
حریم کشور، حکومت، ایدئولوژی، شعارها و مفاهیم تبلیغاتی حتی چهره‌های تکراری مثل همان زمین و دیوار و سقف در عرصه سیاسی‌اند. مهم نیست از این همه رضایت داشتیم یا نه. مهم این است که آنها چارچوبی برای زندگی امروز و فردای ما ترسیم می‌کردند. جنگ این همه را دست‌کم برای دوازده روز معلق کرد. همین دوازده روز کافی بود تا هیچ‌کس با همان قوت پیشین از خود و فردا و مسیر زندگی سخن نگوید. حس یک «هیچ» در فضا پیچید.
این «هیچ» شوم و هولناک است. چرا که هم زمان با بزرگ شدن این هیچ، کنترل‌های سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و دینی سست می‌شوند. بحران‌های آب و برق و تورم و بیکاری به آن عمق می‌دهند. سایه جنگی دوباره نیز سنگین است. این همه دست در دست هم می‌دهند، تا اذهان و روان‌ها و تخیلات عمومی، به سمت حس عمیق یک خلاء و تعلیق سقوط کنند. ما با یک شرایط مرزی مواجهیم. در مرز جایی که هابز از آن با عنوان وضع طبیعی یاد می‌کرد. پیچی در کار نیست تا گفته شود در یک پیچ تاریخی حساس به سر می‌بریم از آن عبور خواهیم کرد و راه گذشته را ادامه خواهیم داد. بر لبه پرتگاهی ایستاده‌ایم. به جایی هم که ایستاده‌ایم اعتمادی نیست.
اما می‌توان از تولد نورسیده‌ای به نام «هیچ» استقبال کرد و از آن لحظه‌ای زیبا و امیدبخش ساخت. جامعه ایرانی چندین دهه آبستن کودک «هیچ» بود. ما در حصار مفاهیم و شعارهای بی‌معنا شده، بی نسبت با واقعیت جهان، گسیخته از ذهن و ضمیر نسل‌های نو زندگی می‌کردیم. مفاهیمی که دیگر بر معنای مشخصی دلالت نمی‌کردند. نشانگان هویت‌هایی بودند که محتوایی در درون نداشتند. بیشتر استتار کننده مافیاهایی بودند که در همه جا خانه کرده‌اند. آنها با همه زرق و برق و سر و صدا، چیزی در درون ندارند. آنچه پس پرده پنهان بود، آشکار شده است. این آشکارگی می‌تواند سرآغاز فصلی تازه باشد. این هیچ نورسیده، سرآغاز همه چیز است. خود آبستن فصل‌ها و گفتارها و چشم‌اندازهای نو است.
با برداشتن دیوارها، گشودن فضای عمومی و فراخوان همگان می‌توان سویه مبارک این کودک را غلبه داد.
نادر و اسکندر از آن سنخ که اخوان ثالث می‌گفت در راه نیست. از ایدئولوگ‌ها و سلبریتی‌ها کاری ساخته نیست. در جستجوی ایده تازه‌ای برای رها شدن نباشیم. معجزه با مردم روی می‌دهد. به جای تبلیغات برای تزریق بیهوده امید، باید آنها را در فهم و برون رفت از عمق فاجعه شریک کرد. ضمن همین مشارکت، ضمن مشاهده حضور یکدیگر و همراه با حس جمعی فاجعه، مردم به معنای سیاسی آن متولد می‌شوند. مردم ماده خام تبلیغات نیستند. شاهنامه و نمادهای ملی و احیای حس ملی کمکی به تولد سیاسی مردم نمی‌کنند. آنها تنها به شرط فاعلیت موثر در عرصه سیاست امکان ظهور پیدا می‌کنند.
همه چیز می‌تواند از یک تحول در ساختار رسانه‌ای کشور آغاز شود. اجازه دهیم مردم آنچه را تجربه می‌کنند به زبان بیاورند و در ساحت رسمی رسانه‌ای کشور نمودار شوند. مساله کشور را از درون صدای مردم پیدا کنیم. این اتفاق نخواهد افتاد مگر آنکه رسانه‌های رسمی به سمت مردم گشوده شوند. همان مردم تشخیص می‌دهند چگونه باید از معرکه گریخت. آنها خود می‌توانند راه نشان دهند و متعهد به آن بمانند.
امید که مردم از درون زهدان آن هیچ نورسیده، زاده شوند. مساله این است که چه نقشی در مسیر این زایش بر عهده می‌گیریم. در جهت تسهیل مشارکت سالم مردم در عرصه سیاست عمل می‌کنیم یا تسهیل کننده برآمدن سویه شرارت بار این هیچ نورسیده‌ایم.
@javadkashi

BY javad kashi


Share with your friend now:
tgoop.com/javadkashi/862

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

The channel also called on people to turn out for illegal assemblies and listed the things that participants should bring along with them, showing prior planning was in the works for riots. The messages also incited people to hurl toxic gas bombs at police and MTR stations, he added. How to build a private or public channel on Telegram? Earlier, crypto enthusiasts had created a self-described “meme app” dubbed “gm” app wherein users would greet each other with “gm” or “good morning” messages. However, in September 2021, the gm app was down after a hacker reportedly gained access to the user data. 3How to create a Telegram channel? With Bitcoin down 30% in the past week, some crypto traders have taken to Telegram to “voice” their feelings.
from us


Telegram javad kashi
FROM American