Forwarded from سهند ایرانمهر
✔️مصادره ساختار تصمیمسازی از درون
✍🏼سهند ایرانمهر
این روزها کلمهی «نفوذ» هم آنقدر از سوی مقامات تا رسانهها تکرار شده که در حال تبدیل به اصطلاحی عادی و بدون حساسیت شده است. وقتی میگویند «نفوذی»، ذهن اغلبمان میرود سمت جاسوس، شنود، دوربین مخفی یا شبکههای خبرچین. گاهی کار به جایی میرسد که حتی نقد دلسوزانه هم زیر سایهی این انگ، بیاثر میشود. وضعیت ایران امروز چیزی فراتر از نفوذ سنتیست. ما با چیزی بهمراتب عمیقتر، خطرناکتر و بیصداتر روبروییم: «مهندسی ساختار تصمیمسازی از درون، در جهت منافع بیگانه» و سادهاندیشی است اگر فکر کنید این مهندسی از سوی آن کسانی است که معمولا به توده مردم نشان میدهند.
در ادبیات امنیتی جهان، اصطلاحی قابل تامل وجود دارد:
State Capture by Strategic Penetration
که به معنای « تصرف ساختاری حاکمیت از طریق نفوذ راهبردی» است. این اصطلاح اولینبار از دل تجربیات کشورهای پساشوروی، آفریقای جنوبی و آمریکای لاتین بیرون آمده و اشاره دارد به وضعیتی که در آن، نهادهای رسمی حکومت (از بانک مرکزی تا رسانه ملی، از کمیسیونهای پارلمان تا شوراهای راهبردی و مراکز تصمیمگیری) عملاً بهوسیلهی نیروهایی اداره میشوند که نفعشان نه با ملت، بلکه با منافع بیرونی گره خورده است.
در این الگو که شوروی در چکسلواکی و آمریکا در لیبی اجرا کرد، دیگر خبری از نظامیگری نیست. بیگانه مستقیم وارد عمل نمیشود. بلکه از درون، از طریق مهرههای داخلی، بدنهی حاکمیت را تصاحب میکند. اینها لزوماً جاسوس نیستند. شاید حتی وطندوست هم باشند. اما تصمیمهایشان، سیاستگذاریشان، مدیریتشان، دقیقاً در همان مسیری عمل میکند که یک قدرت خارجی خواستار آن است: افزایش بیثباتی، تحریک نارضایتی، تقویت بیاعتمادی و نهایتاً، تخریب سرمایهی اجتماعی.
روش اجرای این برنامه بسیار هوشمندانه است. عامل نفوذی نه با نفوذ مخفیانه، بلکه از طریق انتصاب رسمی، یا ساخت شبکهای از نیروهای همسو، به جایگاههایی میرسد که در ظاهر بخشی از ساختار مشروع و رسمی کشورند: کمیسیونهای مشورتی، اتاقهای فکر، بولتن نویسها، پژوهشگاهها، نهادهای بالادستی یا نهادهای رسانهای. در این جایگاهها، او «قانونی» اثرگذار است. بیشتر این افراد خود را در مقام «تئوریسین»، «اقتصاددان»، «متفکر مستقل»، یا «چهره متعهد و معتقد» معرفی میکنند. پیشنهادهای آنان معمولاً در لفافه زبان علم یا اخلاق پیچیده شده، اما برآیند آنها گسست تدریجی انسجام اجتماعی یا فلجسازی حکمرانی است.
تصرف ساختاری لزوماً از طریق «دستور» عمل نمیکند، بلکه از طریق تغییر در چارچوب فکر کردن و تغییر در اولویتها عمل میکند. او در محافل خودی، صغارت مردم و ناتوانی آنان در درک مصلحت خود را تثبیت میکند، گرای کانون خطر را اشتباهی میدهد، تغییر و شجاعت تجدیدنظر را به مفاهیم ضد خود جلوه میدهد، راه حل را چیزی نشان میدهد که خود خطرساز است و چهرهای از خود ارایه میدهد که موجه، خودی و منطبق با ایدئولوژی حاکمیت است. خطرناک و مستحق تعقیب و مجازات دانستن آنها که نسبت و حضوری در قدرت ندارند و آشکارا زبان نقد را برمیگزینند ، نمود بارز «پرچم دروغین» است که در این مهندسی هوشمند به حاکمیت نشان داده میشود.
اگر امروز سیاستهای اقتصادی ما بیثمر، سردرگم یا متناقضاند؛ اگر رسانههای ما از جامعه جا ماندهاند؛ اگر تصمیمهای کلان، نه به کاهش نارضایتی، بلکه به انباشت خشم عمومی منتهی میشوند؛ اگر نهادهای نظارتی، ناکارآمدند یا حتی خودشان بخشی از مسئله شدهاند؛ آیا حق نداریم بپرسیم: چگونه یک جریان خاص درست زمانیکه مردم به نام ایران، دست در دست یکدیگر دادهاند، از «وضعیت آغلی» سخن میگوید؟ چگونه قبل و در میانه جنگ پیامک تذکر حجاب منتشر میشود؟ چگونه گاهی از درون مراکز تصمیمگیری یا اجرایی همان جهتی ترسیم میشود که کشور متخاصم میخواهد؟ چگونه لایحه صیانت از سوی دولت تهیه میشود که صدای مشفقانه کارشناسان و متخصصان را درمیآورد و خود دولت که آن را بر اساس گزارش و توصیه به اصطلاح کارشناسانی تهیه کرده است تلویحی اظهار ندامت میکند و میگوید در پی پس گرفتن آن است!
واقعاً چه کسانی پشت سیاستهایی هستند که به وضوح به زیان کشور و به دنبال مهندسی هدفمند نارضایتی هستند؟ و هرگاه کسی نسبت به آن هشدار میدهد بلافاصله با تعقیب و مجازات روبرو میشود؟ آیا با خطای انسانی مواجهایم یا با پروژهای هوشمندانه برای «خودویرانسازی»؟ اینجاست که حتی رایج کردن اصطلاح نفوذ، خودش یک مهندسی هوشمندانه برای کاستن از هیبت «تسخیر بیصدای از درون» است.
@sahandiranmehr
✍🏼سهند ایرانمهر
این روزها کلمهی «نفوذ» هم آنقدر از سوی مقامات تا رسانهها تکرار شده که در حال تبدیل به اصطلاحی عادی و بدون حساسیت شده است. وقتی میگویند «نفوذی»، ذهن اغلبمان میرود سمت جاسوس، شنود، دوربین مخفی یا شبکههای خبرچین. گاهی کار به جایی میرسد که حتی نقد دلسوزانه هم زیر سایهی این انگ، بیاثر میشود. وضعیت ایران امروز چیزی فراتر از نفوذ سنتیست. ما با چیزی بهمراتب عمیقتر، خطرناکتر و بیصداتر روبروییم: «مهندسی ساختار تصمیمسازی از درون، در جهت منافع بیگانه» و سادهاندیشی است اگر فکر کنید این مهندسی از سوی آن کسانی است که معمولا به توده مردم نشان میدهند.
در ادبیات امنیتی جهان، اصطلاحی قابل تامل وجود دارد:
State Capture by Strategic Penetration
که به معنای « تصرف ساختاری حاکمیت از طریق نفوذ راهبردی» است. این اصطلاح اولینبار از دل تجربیات کشورهای پساشوروی، آفریقای جنوبی و آمریکای لاتین بیرون آمده و اشاره دارد به وضعیتی که در آن، نهادهای رسمی حکومت (از بانک مرکزی تا رسانه ملی، از کمیسیونهای پارلمان تا شوراهای راهبردی و مراکز تصمیمگیری) عملاً بهوسیلهی نیروهایی اداره میشوند که نفعشان نه با ملت، بلکه با منافع بیرونی گره خورده است.
در این الگو که شوروی در چکسلواکی و آمریکا در لیبی اجرا کرد، دیگر خبری از نظامیگری نیست. بیگانه مستقیم وارد عمل نمیشود. بلکه از درون، از طریق مهرههای داخلی، بدنهی حاکمیت را تصاحب میکند. اینها لزوماً جاسوس نیستند. شاید حتی وطندوست هم باشند. اما تصمیمهایشان، سیاستگذاریشان، مدیریتشان، دقیقاً در همان مسیری عمل میکند که یک قدرت خارجی خواستار آن است: افزایش بیثباتی، تحریک نارضایتی، تقویت بیاعتمادی و نهایتاً، تخریب سرمایهی اجتماعی.
روش اجرای این برنامه بسیار هوشمندانه است. عامل نفوذی نه با نفوذ مخفیانه، بلکه از طریق انتصاب رسمی، یا ساخت شبکهای از نیروهای همسو، به جایگاههایی میرسد که در ظاهر بخشی از ساختار مشروع و رسمی کشورند: کمیسیونهای مشورتی، اتاقهای فکر، بولتن نویسها، پژوهشگاهها، نهادهای بالادستی یا نهادهای رسانهای. در این جایگاهها، او «قانونی» اثرگذار است. بیشتر این افراد خود را در مقام «تئوریسین»، «اقتصاددان»، «متفکر مستقل»، یا «چهره متعهد و معتقد» معرفی میکنند. پیشنهادهای آنان معمولاً در لفافه زبان علم یا اخلاق پیچیده شده، اما برآیند آنها گسست تدریجی انسجام اجتماعی یا فلجسازی حکمرانی است.
تصرف ساختاری لزوماً از طریق «دستور» عمل نمیکند، بلکه از طریق تغییر در چارچوب فکر کردن و تغییر در اولویتها عمل میکند. او در محافل خودی، صغارت مردم و ناتوانی آنان در درک مصلحت خود را تثبیت میکند، گرای کانون خطر را اشتباهی میدهد، تغییر و شجاعت تجدیدنظر را به مفاهیم ضد خود جلوه میدهد، راه حل را چیزی نشان میدهد که خود خطرساز است و چهرهای از خود ارایه میدهد که موجه، خودی و منطبق با ایدئولوژی حاکمیت است. خطرناک و مستحق تعقیب و مجازات دانستن آنها که نسبت و حضوری در قدرت ندارند و آشکارا زبان نقد را برمیگزینند ، نمود بارز «پرچم دروغین» است که در این مهندسی هوشمند به حاکمیت نشان داده میشود.
اگر امروز سیاستهای اقتصادی ما بیثمر، سردرگم یا متناقضاند؛ اگر رسانههای ما از جامعه جا ماندهاند؛ اگر تصمیمهای کلان، نه به کاهش نارضایتی، بلکه به انباشت خشم عمومی منتهی میشوند؛ اگر نهادهای نظارتی، ناکارآمدند یا حتی خودشان بخشی از مسئله شدهاند؛ آیا حق نداریم بپرسیم: چگونه یک جریان خاص درست زمانیکه مردم به نام ایران، دست در دست یکدیگر دادهاند، از «وضعیت آغلی» سخن میگوید؟ چگونه قبل و در میانه جنگ پیامک تذکر حجاب منتشر میشود؟ چگونه گاهی از درون مراکز تصمیمگیری یا اجرایی همان جهتی ترسیم میشود که کشور متخاصم میخواهد؟ چگونه لایحه صیانت از سوی دولت تهیه میشود که صدای مشفقانه کارشناسان و متخصصان را درمیآورد و خود دولت که آن را بر اساس گزارش و توصیه به اصطلاح کارشناسانی تهیه کرده است تلویحی اظهار ندامت میکند و میگوید در پی پس گرفتن آن است!
واقعاً چه کسانی پشت سیاستهایی هستند که به وضوح به زیان کشور و به دنبال مهندسی هدفمند نارضایتی هستند؟ و هرگاه کسی نسبت به آن هشدار میدهد بلافاصله با تعقیب و مجازات روبرو میشود؟ آیا با خطای انسانی مواجهایم یا با پروژهای هوشمندانه برای «خودویرانسازی»؟ اینجاست که حتی رایج کردن اصطلاح نفوذ، خودش یک مهندسی هوشمندانه برای کاستن از هیبت «تسخیر بیصدای از درون» است.
@sahandiranmehr
👍345👎2
هوشمندی حکمرانی؟!
محمد فاضلی
اگر از شما بپرسند میزان هوش یا سطح هوشمندی نظام حکمرانی را چگونه اندازه میگیرید، چه پاسخی خواهید داد؟ پاسخ من به این سؤال خیلی روشن است: هوشمندی هر حکمرانی را باید بر اساس پاسخ آن به فرایندهای کُندرو شناخت و اندازه گرفت. بخش مهمی از هوشمندی یا بیهوشی حکمرانی در همین یک خط پاسخ نهفته است.
فرایندهای کُندرو آن نوع فرایندهایی هستند که بسیار تدریجی، با ایجاد تغییرات ناملموس در کوتاهمدت اما با اثرات بزرگ در درازمدت، عمل میکنند. چند نمونه از فرایندهای کُندرو را مرور کنیم. تغییر اقلیم و گرم شدن کره زمین، فرایندی کُندرو است که در طول چند دهه، به تدریج حدود ۱ تا ۲ درجه سلسیوس بر میانگین دمای برخی کشورها و مناطق افزوده است. افزوده شدن ۲ درجه میانگین دما در طول ۳۰ سال به معنای اضافه شدن سالیانه ۰.۰۷ درجه سلسیوس دما است. این میزان افزایش دما اثرات آنی ندارد، اما به تدریج باعث تغییراتی مهیب میشود.
افزایش دما سبب میشود به تدریج بارشها کاهش یابد، و بارشهای برف نیز به باران تبدیل شود. در ضمن، افزایش دما سبب ذوب شدن یخچالهای طبیعی شده و ذخیره آبی را کاهش میدهد. تغییر بارش از برف به باران، باعث تغییرات بزرگ در رژیم روانآبها و رودخانهها شده، بر ذخیره سدها اثر میگذارد. افزایش تدریجی دما، تبخیر از پشت سدها را بیشتر کرده، بر پوشش گیاهی هم اثر میگذارد. بهرهوری محصولات کشاورزی را کم کرده و نیاز آبی آنها را هم افزایش میدهد. افزایش دما، در صورتی که با پاسخ مناسب در معماری ساختمانها مواجه نشود، نیاز به وسایل سرمایشی را افزایش داده و نیاز به انرژی برق را بیشتر میکند. فهرست تغییرات ناشی از افزایش تدریجی دما را میتوان بسیار بیشتر کرد اما برای بحث ما در همین حد کفایت میکند.
حکمرانی هوشمند که به ابزارهای سنجش تغییرات اندک و تدریجی مجهز است (سطح فناورانه)، به دانش و نیروی انسانی ضروری برای درک این تغییرات دسترسی دارد (سطح نیروی انسانی)، ساختار سازمانی و نظام نهادی آن برای پردازش و تحلیل چنین دادههایی آمادگی دارد (ظرفیت نهادی)، و در سطح سیاسی میز کار تصمیمسازان و تصمیمگیران آن با دستورکارهای قلابی، غیرواقعبینانه و انحرافی پر و شلوغ نشده و مدیران و حکمرانانش وقت و تمرکز کافی برای پرداختن به خروجیهای سطوح فناورانه، انسانی و نهادی را دارند، میتواند تغییرات ناشی از فرایندهای کُندرو را درک کرده و به تدریج در برابر آنها واکنش مناسب نشان دهد. اما وقتی این قابلیتها در دسترس نباشد، تغییرات تدریجی مثل تغییر اقلیم و گرمایش زمین، بنیانهای استواری ظرفیت زیستپذیری سرزمین را تضعیف میکند در حالی که خواجگان همه در بند نقش ایوانند.
من ۱۲ سال پیش از مفهوم «همآیندی بحرانها» در وصف روند حرکت ایران استفاده کردم. منظورم این بود که همه بحرانهایی که در کشورهای دیگر به صورت مجزا و در مقاطع زمانی مختلف بروز کرده یا میکنند، در ایران امروز با هم رخ داده یا خواهند داد و به عبارتی همآیند و همگرا میشوند. نقطه اشتراک همه آن بحرانهایی که به سوی ایران امروز همآیند شدهاند، کُندرو بودن آنهاست. بحران در صندوقهای بازنشستگی، فرونشست زمین، ناترازی انرژی، ناترازی بانکی، بحران آب، بحران در روندهای سیاست خارجی، زوال منابع مالی دولت، تضعیف سرمایه اجتماعی، نابودی آبخوانها و کسری تجمعی مخازن آب زیرزمینی، تشدید آلودگی هوا و گشوده شدن رخنههای بزرگ در حفاظهای امنیتی، هیچ کدام فرایندهایی یکباره نبودهاند. همه اینها به تدریج و تحت فرایندهای کندرو رخ دادهاند.
واقعیت این است که نظام حکمرانی هوشمند نبوده و نیست. نظام حکمرانی در این کشور برای اندازهگیری، پردازش، تحلیل، تصمیمسازی و تصمیمگیری بهموقع و مناسب برای مواجهه با فرایندهای کُندرو سازماندهی نشده است. اگر نظام حکمرانی ملزومات درک چنین فرایندهایی را خلق نکند، موریانههای بیشتری بنیانهای زندگی مسالمتآمیز را ذره ذره از بین میبرند و بحرانهایی شبیه بحران آب، بیشتر و بیشتر دامنگیر زندگی ایرانیان میشوند.
صفحه محمد فاضلی در یوتیوب
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
اگر از شما بپرسند میزان هوش یا سطح هوشمندی نظام حکمرانی را چگونه اندازه میگیرید، چه پاسخی خواهید داد؟ پاسخ من به این سؤال خیلی روشن است: هوشمندی هر حکمرانی را باید بر اساس پاسخ آن به فرایندهای کُندرو شناخت و اندازه گرفت. بخش مهمی از هوشمندی یا بیهوشی حکمرانی در همین یک خط پاسخ نهفته است.
فرایندهای کُندرو آن نوع فرایندهایی هستند که بسیار تدریجی، با ایجاد تغییرات ناملموس در کوتاهمدت اما با اثرات بزرگ در درازمدت، عمل میکنند. چند نمونه از فرایندهای کُندرو را مرور کنیم. تغییر اقلیم و گرم شدن کره زمین، فرایندی کُندرو است که در طول چند دهه، به تدریج حدود ۱ تا ۲ درجه سلسیوس بر میانگین دمای برخی کشورها و مناطق افزوده است. افزوده شدن ۲ درجه میانگین دما در طول ۳۰ سال به معنای اضافه شدن سالیانه ۰.۰۷ درجه سلسیوس دما است. این میزان افزایش دما اثرات آنی ندارد، اما به تدریج باعث تغییراتی مهیب میشود.
افزایش دما سبب میشود به تدریج بارشها کاهش یابد، و بارشهای برف نیز به باران تبدیل شود. در ضمن، افزایش دما سبب ذوب شدن یخچالهای طبیعی شده و ذخیره آبی را کاهش میدهد. تغییر بارش از برف به باران، باعث تغییرات بزرگ در رژیم روانآبها و رودخانهها شده، بر ذخیره سدها اثر میگذارد. افزایش تدریجی دما، تبخیر از پشت سدها را بیشتر کرده، بر پوشش گیاهی هم اثر میگذارد. بهرهوری محصولات کشاورزی را کم کرده و نیاز آبی آنها را هم افزایش میدهد. افزایش دما، در صورتی که با پاسخ مناسب در معماری ساختمانها مواجه نشود، نیاز به وسایل سرمایشی را افزایش داده و نیاز به انرژی برق را بیشتر میکند. فهرست تغییرات ناشی از افزایش تدریجی دما را میتوان بسیار بیشتر کرد اما برای بحث ما در همین حد کفایت میکند.
حکمرانی هوشمند که به ابزارهای سنجش تغییرات اندک و تدریجی مجهز است (سطح فناورانه)، به دانش و نیروی انسانی ضروری برای درک این تغییرات دسترسی دارد (سطح نیروی انسانی)، ساختار سازمانی و نظام نهادی آن برای پردازش و تحلیل چنین دادههایی آمادگی دارد (ظرفیت نهادی)، و در سطح سیاسی میز کار تصمیمسازان و تصمیمگیران آن با دستورکارهای قلابی، غیرواقعبینانه و انحرافی پر و شلوغ نشده و مدیران و حکمرانانش وقت و تمرکز کافی برای پرداختن به خروجیهای سطوح فناورانه، انسانی و نهادی را دارند، میتواند تغییرات ناشی از فرایندهای کُندرو را درک کرده و به تدریج در برابر آنها واکنش مناسب نشان دهد. اما وقتی این قابلیتها در دسترس نباشد، تغییرات تدریجی مثل تغییر اقلیم و گرمایش زمین، بنیانهای استواری ظرفیت زیستپذیری سرزمین را تضعیف میکند در حالی که خواجگان همه در بند نقش ایوانند.
من ۱۲ سال پیش از مفهوم «همآیندی بحرانها» در وصف روند حرکت ایران استفاده کردم. منظورم این بود که همه بحرانهایی که در کشورهای دیگر به صورت مجزا و در مقاطع زمانی مختلف بروز کرده یا میکنند، در ایران امروز با هم رخ داده یا خواهند داد و به عبارتی همآیند و همگرا میشوند. نقطه اشتراک همه آن بحرانهایی که به سوی ایران امروز همآیند شدهاند، کُندرو بودن آنهاست. بحران در صندوقهای بازنشستگی، فرونشست زمین، ناترازی انرژی، ناترازی بانکی، بحران آب، بحران در روندهای سیاست خارجی، زوال منابع مالی دولت، تضعیف سرمایه اجتماعی، نابودی آبخوانها و کسری تجمعی مخازن آب زیرزمینی، تشدید آلودگی هوا و گشوده شدن رخنههای بزرگ در حفاظهای امنیتی، هیچ کدام فرایندهایی یکباره نبودهاند. همه اینها به تدریج و تحت فرایندهای کندرو رخ دادهاند.
واقعیت این است که نظام حکمرانی هوشمند نبوده و نیست. نظام حکمرانی در این کشور برای اندازهگیری، پردازش، تحلیل، تصمیمسازی و تصمیمگیری بهموقع و مناسب برای مواجهه با فرایندهای کُندرو سازماندهی نشده است. اگر نظام حکمرانی ملزومات درک چنین فرایندهایی را خلق نکند، موریانههای بیشتری بنیانهای زندگی مسالمتآمیز را ذره ذره از بین میبرند و بحرانهایی شبیه بحران آب، بیشتر و بیشتر دامنگیر زندگی ایرانیان میشوند.
صفحه محمد فاضلی در یوتیوب
@fazeli_mohammad
YouTube
Mohammad Fazeli | محمد فاضلی
من در این صفحه تحلیلهایم درباره مسائل جامعه ایران را منتشر میکنم. تحلیلها درباره سیاست، دموکراسی، توسعه اقتصادی، صنعتی شدن، محیطزیست، مسأله آب، شرکتهای ایرانی، سرمایه انسانی و هر آنچه در طی سالها دربارهاش پژوهش کرده و نوشتهام. نسخه تصویری پادکستهایم…
👍269👎4
Forwarded from پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
بحران ایران
اقتصاد سیاسی رانت، فساد و بنبست
مردم میپرسند چرا هیچ تغییری در سیاستورزی ایجاد نمیشود؟ چرا برخی آدمهای تکراری سیاست تغییر داده نمیشوند؟ چرا سیاست اقتصادی اصلاح نمیشود؟ چرا سیاست خارجی به صورت ملموس تغییر نمیکند؟ پاسخ در اقتصاد سیاسی شکل گرفته در دو دهه گذشته است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/t5-YeSrv2T0
این ویدیوی ده دقیقهای یکی از بنیادینترین توضیحات و تبیینهای برای وضعیت ایران امروز است و یکی از راههای برونرفت را هم نشان میدهد. محسن یزدانپناه در ویدیوی اصلی این گفتوگو بنیادهای نظری مفصل این رویکرد را تشریح میکند.
#فساد #رانت #انسداد_سیاسی #نخبگان_میانی
@dirancast_official
اقتصاد سیاسی رانت، فساد و بنبست
مردم میپرسند چرا هیچ تغییری در سیاستورزی ایجاد نمیشود؟ چرا برخی آدمهای تکراری سیاست تغییر داده نمیشوند؟ چرا سیاست اقتصادی اصلاح نمیشود؟ چرا سیاست خارجی به صورت ملموس تغییر نمیکند؟ پاسخ در اقتصاد سیاسی شکل گرفته در دو دهه گذشته است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/t5-YeSrv2T0
این ویدیوی ده دقیقهای یکی از بنیادینترین توضیحات و تبیینهای برای وضعیت ایران امروز است و یکی از راههای برونرفت را هم نشان میدهد. محسن یزدانپناه در ویدیوی اصلی این گفتوگو بنیادهای نظری مفصل این رویکرد را تشریح میکند.
#فساد #رانت #انسداد_سیاسی #نخبگان_میانی
@dirancast_official
👍109👎1
Forwarded from فردین علیخواه
و دوباره قصه شهرداری تهران و «خانه اندیشمندان علومانسانی»
اصلاً بعید نیست...
▪️فردین علیخواه
🔺«نوابغ دنیای مدرن»، مستندی از شبکه جهانی بیبیسی است که در سال 2016 در انگلیس تولید شد. بتانی هیوز، مجری برنامه، دانشآموخته تاریخ باستان و مدرن از دانشگاه آکسفورد است. مستند به زندگی و افکار مارکس، نیچه و فروید اختصاص دارد و نسخه دوبله شدۀ آن در سایت آپارات نیز قابلِ دسترس است.
🔺هیوز در شرح زندگی این سه متفکر، در کوچههای شهرهای محل سکونت آنان قدم میزند، گاهی در مقابل ساختمانی میایستد، به آن خیره میشود و حیات تاریخی ساختمان و نقشی را که در سیر اندیشۀ اندیشمندان آن دوران داشته شرح میدهد. هدف مستند توصیف و بیان سرگذشت نامآوران و تفکر آنان است ولی راوی به ناچار به خیابانها، ساختمانها، کافهها، و مکانهای گردهمایی و قرار و مدار اندیشمندان توجه میکند که بخشی از فرهنگ مادی(material culture) هر عصر است. در این مستند درمییابیم که نام مکانها همواره با اندیشمندان گره خورده است و چقدر جالب است که طبق آنچه این مستند به ما نشان میدهد هنوز هم برخی از مکانهای دورهمیهای اندیشمندان در قرن نوزدهم در شهرهای اروپایی مرمت و نگهداری میشود.
🔺در علومانسانی کم نیستند مکاتب و حلقههای فکری که با نام خاستگاه شهری خود گرهخوردهاند. مکتب بوداپست، مکتب فرانکفورت، مکتب رم، مکتب شیکاگو، مکتب بیرمنگام، حلقه وین و غیره تنها چند نمونه دراینخصوص است. از نوشتن این سطرها قصد دارم چه نکتهای را بگویم؟ مکانها و شهرها در سیر تحول اندیشه مهماند و میتوانند به ماندگاری شهری و تبدیل شهر به برندی فرهنگی کمک کنند. اندیشهها و اندیشمندان به حیات فرهنگی و فکری شهرها قوام میبخشند و موجب شناسائی شهرها؛ هم در اکنون و هم در آینده میشوند. در واقع مایه افتخار یک شهر است که مکاتب و اندیشههایی با نام آن شهر ثبت و ضبط شود.
🔺دقیقاً به همین دلیل است که بسیاری از شهرهای جهان برای میزبانی کنفرانسها و همایشهای اندیشمندان اشتیاق نشان میدهند. حداقل یکی از دلایل اینچنین اشتیاقی، افزایش منزلت فرهنگی شهر است. چه چیز از این بهتر که شهری خودش را میزبانِ مشتاقِ اندیشمندان و متفکران معرفی کند؟ مدیران شهرهای جهانی نیک میدانند که میزبانی از این افراد میتواند برای شهر میراث ایجاد کند و آیندگان از آن شهر به نیکی و افتخار یاد کنند.
🔺در همین ارتباط، در سالهای اخیر علاوه بر شهرها، شرکتهای بزرگ و معروف جهان نیز همواره برای میزبانی حلقههای متفکران مشتاق بودهاند. دلیل آنکه سیلیکونولی یکی از مکانهای مهم برای پذیرایی از متفکرانی است که نگاهی نقادانه به فناوریهای ارتباطی دارند همین است. برای مثال گوگل اشتیاق نشان میدهد تا میزبان چهرهها و اندیشهورزان جهانی نظیر یوال نوح حراری باشد؛ چرا که قصد دارد با جذب اندیشمندان این پیام را به جهان بدهد که فقط و فقط در پی رشد افسارگسیختۀ فناوری نیست؛ بلکه جنبه فرهنگی و فکریِ فناوری نیز برایش مهم و ارزشمند است.
🔺ولی میدانید نقطه تلخ ماجرا کجاست؟ ما پژوهشگران در این کشور مجبوریم برای آنچه در جهان امری افتخارآمیز و البته بدیهی محسوب میشود مدام استدلال بیاوریم و مدیران را برای انجام آن متقاعد کنیم. به یاد دارم که سالها قبل وقتی گزارشهای مربوط به وجهه سازمانها نزد مردم را میخواندم معمولاً شهرداریها وضعیت مناسبی نداشتند. دارم تعارف می کنم انگار. شهرداری ها افتضاح بودند. به همین دلیل اعتقاد دارم که وجود «خانه اندیشمندان علومانسانی» در شهر، گردهمایی اندیشمندان و پژوهشگران در آن، و به ویژه بازتاب رسانهای گفتگوهای کارشناسی و تخصصی برای جامعه از جمله ویژگیهای مثبتی است که صددرصد به نفع نهادی همچون شهرداری تهران است. در واقع، این لطف اندیشمندان کشور به شهرداری تهران است و نه بر عکس! و عجیب آنکه شهرداری از این منبع رایگان سرمایه اجتماعی غافل است.
🔺اگر به سطرهای آغازین این نوشتار بازگردم تأکید میکنم که ساختمانها نیز جزوی از حیات فکری شهرهایند، ساختمانها و خانههای نمادین اندیشمندان جزو فرهنگ مادی جوامعاند و میخواهم بگویم که اصلاً بعید نیست که فرداروزی «بتانی هیوزهایی» به خیابان نجاتالهی شهر تهران بروند، در مقابل ساختمان خانه اندیشمندان علومانسانی بایستند و از نقش آن در حیات فرهنگی شهر و خط سیر علومانسانی ایران بگوید. ولی پرسش مهم تر آن است که در آن روزگار درباره شهردار وقت چه خواهند گفت؟
✅@fardinalikhah
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1037204
اصلاً بعید نیست...
▪️فردین علیخواه
🔺«نوابغ دنیای مدرن»، مستندی از شبکه جهانی بیبیسی است که در سال 2016 در انگلیس تولید شد. بتانی هیوز، مجری برنامه، دانشآموخته تاریخ باستان و مدرن از دانشگاه آکسفورد است. مستند به زندگی و افکار مارکس، نیچه و فروید اختصاص دارد و نسخه دوبله شدۀ آن در سایت آپارات نیز قابلِ دسترس است.
🔺هیوز در شرح زندگی این سه متفکر، در کوچههای شهرهای محل سکونت آنان قدم میزند، گاهی در مقابل ساختمانی میایستد، به آن خیره میشود و حیات تاریخی ساختمان و نقشی را که در سیر اندیشۀ اندیشمندان آن دوران داشته شرح میدهد. هدف مستند توصیف و بیان سرگذشت نامآوران و تفکر آنان است ولی راوی به ناچار به خیابانها، ساختمانها، کافهها، و مکانهای گردهمایی و قرار و مدار اندیشمندان توجه میکند که بخشی از فرهنگ مادی(material culture) هر عصر است. در این مستند درمییابیم که نام مکانها همواره با اندیشمندان گره خورده است و چقدر جالب است که طبق آنچه این مستند به ما نشان میدهد هنوز هم برخی از مکانهای دورهمیهای اندیشمندان در قرن نوزدهم در شهرهای اروپایی مرمت و نگهداری میشود.
🔺در علومانسانی کم نیستند مکاتب و حلقههای فکری که با نام خاستگاه شهری خود گرهخوردهاند. مکتب بوداپست، مکتب فرانکفورت، مکتب رم، مکتب شیکاگو، مکتب بیرمنگام، حلقه وین و غیره تنها چند نمونه دراینخصوص است. از نوشتن این سطرها قصد دارم چه نکتهای را بگویم؟ مکانها و شهرها در سیر تحول اندیشه مهماند و میتوانند به ماندگاری شهری و تبدیل شهر به برندی فرهنگی کمک کنند. اندیشهها و اندیشمندان به حیات فرهنگی و فکری شهرها قوام میبخشند و موجب شناسائی شهرها؛ هم در اکنون و هم در آینده میشوند. در واقع مایه افتخار یک شهر است که مکاتب و اندیشههایی با نام آن شهر ثبت و ضبط شود.
🔺دقیقاً به همین دلیل است که بسیاری از شهرهای جهان برای میزبانی کنفرانسها و همایشهای اندیشمندان اشتیاق نشان میدهند. حداقل یکی از دلایل اینچنین اشتیاقی، افزایش منزلت فرهنگی شهر است. چه چیز از این بهتر که شهری خودش را میزبانِ مشتاقِ اندیشمندان و متفکران معرفی کند؟ مدیران شهرهای جهانی نیک میدانند که میزبانی از این افراد میتواند برای شهر میراث ایجاد کند و آیندگان از آن شهر به نیکی و افتخار یاد کنند.
🔺در همین ارتباط، در سالهای اخیر علاوه بر شهرها، شرکتهای بزرگ و معروف جهان نیز همواره برای میزبانی حلقههای متفکران مشتاق بودهاند. دلیل آنکه سیلیکونولی یکی از مکانهای مهم برای پذیرایی از متفکرانی است که نگاهی نقادانه به فناوریهای ارتباطی دارند همین است. برای مثال گوگل اشتیاق نشان میدهد تا میزبان چهرهها و اندیشهورزان جهانی نظیر یوال نوح حراری باشد؛ چرا که قصد دارد با جذب اندیشمندان این پیام را به جهان بدهد که فقط و فقط در پی رشد افسارگسیختۀ فناوری نیست؛ بلکه جنبه فرهنگی و فکریِ فناوری نیز برایش مهم و ارزشمند است.
🔺ولی میدانید نقطه تلخ ماجرا کجاست؟ ما پژوهشگران در این کشور مجبوریم برای آنچه در جهان امری افتخارآمیز و البته بدیهی محسوب میشود مدام استدلال بیاوریم و مدیران را برای انجام آن متقاعد کنیم. به یاد دارم که سالها قبل وقتی گزارشهای مربوط به وجهه سازمانها نزد مردم را میخواندم معمولاً شهرداریها وضعیت مناسبی نداشتند. دارم تعارف می کنم انگار. شهرداری ها افتضاح بودند. به همین دلیل اعتقاد دارم که وجود «خانه اندیشمندان علومانسانی» در شهر، گردهمایی اندیشمندان و پژوهشگران در آن، و به ویژه بازتاب رسانهای گفتگوهای کارشناسی و تخصصی برای جامعه از جمله ویژگیهای مثبتی است که صددرصد به نفع نهادی همچون شهرداری تهران است. در واقع، این لطف اندیشمندان کشور به شهرداری تهران است و نه بر عکس! و عجیب آنکه شهرداری از این منبع رایگان سرمایه اجتماعی غافل است.
🔺اگر به سطرهای آغازین این نوشتار بازگردم تأکید میکنم که ساختمانها نیز جزوی از حیات فکری شهرهایند، ساختمانها و خانههای نمادین اندیشمندان جزو فرهنگ مادی جوامعاند و میخواهم بگویم که اصلاً بعید نیست که فرداروزی «بتانی هیوزهایی» به خیابان نجاتالهی شهر تهران بروند، در مقابل ساختمان خانه اندیشمندان علومانسانی بایستند و از نقش آن در حیات فرهنگی شهر و خط سیر علومانسانی ایران بگوید. ولی پرسش مهم تر آن است که در آن روزگار درباره شهردار وقت چه خواهند گفت؟
✅@fardinalikhah
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1037204
شرق
توقف فعالیت خانه اندیشمندان علوم انسانی
در حالی که خانه اندیشمندان علوم انسانی طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین پایگاههای گفتوگو، نشست و هماندیشی نخبگان حوزه علوم انسانی تبدیل شده، شهرداری تهران با اقدامی ناگهانی، قفل اتاقهای این مجموعه را تعویض و نیروهای خود را در آن مستقر کرد.
👍170👎2
Forwarded from پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
نوبت بخور بخور ماست
سیاست در فقدان هویت ملی
چرا فساد و اصطلاحاً بخور بخور گروههای قدرت و ثروت در برخی کشورها ایجاد شده و مبارزه با آن دشوار است؟ فساد مقامات و گروههای سیاسی در کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا، به شدت از فقدان هویت ملی و شکل نگرفتن دولتهای باظرفیت متأثر بوده و هست.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/NSdDK0GwCpE
#فرانسیس_فوکویاما در قالب بررسی مقایسهای دولتسازی در کشورهای آفریقایی و کشورهای شرق آسیا، نشان میدهد که چگونه تاریخ و سابقه داشتن دولتهای قوی در شرق آسیا، بر سطح توسعه، میزان فساد و عملکرد اقتصادی این کشورها اثر گذاشته است.
#آفریقا #دولت_باظرفیت #دولت_سازی #چین #ژاپن #کره_جنوبی #سنگاپور
@dirancast_official
سیاست در فقدان هویت ملی
چرا فساد و اصطلاحاً بخور بخور گروههای قدرت و ثروت در برخی کشورها ایجاد شده و مبارزه با آن دشوار است؟ فساد مقامات و گروههای سیاسی در کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا، به شدت از فقدان هویت ملی و شکل نگرفتن دولتهای باظرفیت متأثر بوده و هست.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/NSdDK0GwCpE
#فرانسیس_فوکویاما در قالب بررسی مقایسهای دولتسازی در کشورهای آفریقایی و کشورهای شرق آسیا، نشان میدهد که چگونه تاریخ و سابقه داشتن دولتهای قوی در شرق آسیا، بر سطح توسعه، میزان فساد و عملکرد اقتصادی این کشورها اثر گذاشته است.
#آفریقا #دولت_باظرفیت #دولت_سازی #چین #ژاپن #کره_جنوبی #سنگاپور
@dirancast_official
👍117👎2
Forwarded from Daneshgoo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 قسمت چهارم از سری جدید فارکست پلاس با عنوان از درد مشترک تا عمق واقعیت منتشر شد.
به نظر میرسد پس از تجربهی درد مشترک اخیر، شاهد سطح جدیدی از همبستگی اجتماعی در ایران بودهایم. حال سؤال اینجاست: آیا این همبستگی واقعی و عمیق است یا فقط یه واکنش به شرایط اضطراری؟
..............................
مهمان این قسمت:
محمد فاضلی (جامعهشناس)
@fazeli_mohammad
..............................
▶️ لینک این قسمت ▶️
🔗ما را دنبال کنید:
اینستاگرام
وبسایت
کانال کست باکس
کانال یوتیوب
..............................
سردبیر و میزبان: مهدی نوروزیان | تهیه کننده: هستی ربیعی | مدیر تولید: فصیحه رجبی | مدیر هنری: سیاوش مهرآئین
#فارکست_پلاس #جنگ #دانشگو #همبستگی_اجتماعی #تحول #چالش_جدید #ایران #دوران_جدید #زندگی_مسالمتآمیز #محمد_فاضلی
@daneshgoo_gram
به نظر میرسد پس از تجربهی درد مشترک اخیر، شاهد سطح جدیدی از همبستگی اجتماعی در ایران بودهایم. حال سؤال اینجاست: آیا این همبستگی واقعی و عمیق است یا فقط یه واکنش به شرایط اضطراری؟
..............................
مهمان این قسمت:
محمد فاضلی (جامعهشناس)
@fazeli_mohammad
..............................
▶️ لینک این قسمت ▶️
🔗ما را دنبال کنید:
اینستاگرام
وبسایت
کانال کست باکس
کانال یوتیوب
..............................
سردبیر و میزبان: مهدی نوروزیان | تهیه کننده: هستی ربیعی | مدیر تولید: فصیحه رجبی | مدیر هنری: سیاوش مهرآئین
#فارکست_پلاس #جنگ #دانشگو #همبستگی_اجتماعی #تحول #چالش_جدید #ایران #دوران_جدید #زندگی_مسالمتآمیز #محمد_فاضلی
@daneshgoo_gram
👍81👎4
Forwarded from لوح (Kamran Sharifi)
درباره #افسانه_هندوانه
محمد فاضلی
من در برنامه آزاد با دکتر حجت میانآبادی بر محور ناگفتههای بحران آب گفتوگویی داشتم (اینجا)یکی از بخشهای این گفتوگو اعداد و محاسباتی بود که نشان میداد مصرف آب در کشت هندوانه در ایران ۹۰۰ میلیون مترمکعب است. از طرف دیگر دادهها نشان میدهند هدررفت و آب بدون درآمد در شبکههای شرب و بهداشت کشور ۳۵ درصد و مقدار آب هدررفته معادل ۲.۳ میلیارد مترمکعب است. دکتر میانآبادی در همان گفتوگو ذکر میکند که فقط آب صرفشده برای مقدار محصولی که در یکی از استانها به ضایعات کشاورزی تبدیل میشود ۱ میلیارد متر مکعب است.
من از مفهوم #افسانه_هندوانه استفاده کردم تا نشان دهم اشاره به پرآببر بودن این محصول برای پوشش دادن برخی واقعیتهای دیگر استفاده شده است. این واقعیت که کشتهای بسیار پرآببر دیگری هم وجود دارند و هدررفت آب شبکه شرب و بهداشت دیده نمیشود یا مقدار آب مصرفی برای کشت محصولی نظیر نیشکر هرگز در رسانهها پررنگ نمیشود.
آقای دکتر کامران شریفی دانشیار محترم دانشکده دامپزشکی دانشگاه فردوسی مشهد با استناد به بحث من درباره مصرف آب هندوانه، متنی دقیق نوشتهاند (اینجا) تا نشان دهند بر مبنای محاسبات آب مجازی، هندوانه محصول پرآببری است. ضمن تشکر از ایشان بابت وقت گذاشتن برای نقد ایده من، چند توضیح را لازم میدانم.
یک. من در آن ویدیو ادعا نمیکنم هندوانه محصول کمآببری است. من گفتم مجموع آب صرفشده برای تولید هندوانه ۹۰۰ میلیون مترمکعب و بسیار کمتر از حتی هدررفت در شبکه شرب و بهداشت است. این بدان معناست که هندوانه به پرچمی تبدیل شده که ذیل آن بقیه واقعیتهای آبی دیده نمیشود. حرف من ناظر بر کارکرد ایدئولوژیک و فریبکارانه استفاده از هندوانه برای پوشاندن و دیده نشدن بقیه واقعیتهای آبی بود.
دو. اثر کشت یک محصول بر سرجمع وضعیت آبی یک کشور را نباید بر اساس میزان آببری برای تولید هر کیلو از محصول حساب کرد. فرض کنید برای تولید هر کیلو محصول الف، ۱۰۰۰ واحد آب مصرف میشود؛ و برای تولید هر کیلو محصول ب فقط ۱۰۰ واحد آب مصرف میشود. بدون لحاظ کردن بقیه متغیرها، اثر کدام یک بر سرنوشت آبی کشور بیشتر است؟ از مقایسه ۱۰۰۰ و ۱۰۰ به جواب درست نمیرسید.
اگر محصول پرآببر الف فقط در سطح ۱۰۰ هکتار کشت میشود، پس مصرف سالیانه آن ۱۰۰ هزار واحد آب است. و اگر محصول ب در سطح ۵ میلیون هکتار کشت میشود پس مصرف سالیانه ۵۰۰ میلیون واحد آب است. پس کل آب مصرفی محصول ب و سهمش در اثرگذاری بر سرنوشت آبی، ۵۰۰۰ برابر محصول الف است. به این ترتیب، در سادهترین تحلیل، اثر محصولات بر مصرف آب، نه از مقدار آببری در واحد وزن، بلکه از آببری در واحد وزن ضرب در مقدار سطح زیر کشت حاصل میشود.
بنابراین علیرغم درستی استدلال و محاسبات آقای دکتر کامران شریفی درخصوص مصرف آب در واحد تولید ماده خشک به ازای هر واحد مصرف آب، این محاسبات آنچه من با عبارت #افسانه_هندوانه در نظر داشتم را نقض نمیکند. ایده من آن است که افسانه هندوانه، پرچم #ایدئولوژی_آبی برای پوشاندن بسیاری از واقعیتهای آبی، نوع تخصیص هزینههای سرمایهگذاری در بخش آب، و نادیده انگاشتن بسیاری از ناکارآمدیهاست.
ایده #افسانه_هندوانه مدعی نیست که هندوانه کشت کمآببر است، بلکه کارکرد این ایده نشان دادن انحرافها در تفسیر اعداد آبی و واقعپوشیهای صورتگرفته بر اثر ارائه اعداد آبی است.
@fazeli_mohammad
۱۴۰۴/۰۵/۱۵
محمد فاضلی
من در برنامه آزاد با دکتر حجت میانآبادی بر محور ناگفتههای بحران آب گفتوگویی داشتم (اینجا)یکی از بخشهای این گفتوگو اعداد و محاسباتی بود که نشان میداد مصرف آب در کشت هندوانه در ایران ۹۰۰ میلیون مترمکعب است. از طرف دیگر دادهها نشان میدهند هدررفت و آب بدون درآمد در شبکههای شرب و بهداشت کشور ۳۵ درصد و مقدار آب هدررفته معادل ۲.۳ میلیارد مترمکعب است. دکتر میانآبادی در همان گفتوگو ذکر میکند که فقط آب صرفشده برای مقدار محصولی که در یکی از استانها به ضایعات کشاورزی تبدیل میشود ۱ میلیارد متر مکعب است.
من از مفهوم #افسانه_هندوانه استفاده کردم تا نشان دهم اشاره به پرآببر بودن این محصول برای پوشش دادن برخی واقعیتهای دیگر استفاده شده است. این واقعیت که کشتهای بسیار پرآببر دیگری هم وجود دارند و هدررفت آب شبکه شرب و بهداشت دیده نمیشود یا مقدار آب مصرفی برای کشت محصولی نظیر نیشکر هرگز در رسانهها پررنگ نمیشود.
آقای دکتر کامران شریفی دانشیار محترم دانشکده دامپزشکی دانشگاه فردوسی مشهد با استناد به بحث من درباره مصرف آب هندوانه، متنی دقیق نوشتهاند (اینجا) تا نشان دهند بر مبنای محاسبات آب مجازی، هندوانه محصول پرآببری است. ضمن تشکر از ایشان بابت وقت گذاشتن برای نقد ایده من، چند توضیح را لازم میدانم.
یک. من در آن ویدیو ادعا نمیکنم هندوانه محصول کمآببری است. من گفتم مجموع آب صرفشده برای تولید هندوانه ۹۰۰ میلیون مترمکعب و بسیار کمتر از حتی هدررفت در شبکه شرب و بهداشت است. این بدان معناست که هندوانه به پرچمی تبدیل شده که ذیل آن بقیه واقعیتهای آبی دیده نمیشود. حرف من ناظر بر کارکرد ایدئولوژیک و فریبکارانه استفاده از هندوانه برای پوشاندن و دیده نشدن بقیه واقعیتهای آبی بود.
دو. اثر کشت یک محصول بر سرجمع وضعیت آبی یک کشور را نباید بر اساس میزان آببری برای تولید هر کیلو از محصول حساب کرد. فرض کنید برای تولید هر کیلو محصول الف، ۱۰۰۰ واحد آب مصرف میشود؛ و برای تولید هر کیلو محصول ب فقط ۱۰۰ واحد آب مصرف میشود. بدون لحاظ کردن بقیه متغیرها، اثر کدام یک بر سرنوشت آبی کشور بیشتر است؟ از مقایسه ۱۰۰۰ و ۱۰۰ به جواب درست نمیرسید.
اگر محصول پرآببر الف فقط در سطح ۱۰۰ هکتار کشت میشود، پس مصرف سالیانه آن ۱۰۰ هزار واحد آب است. و اگر محصول ب در سطح ۵ میلیون هکتار کشت میشود پس مصرف سالیانه ۵۰۰ میلیون واحد آب است. پس کل آب مصرفی محصول ب و سهمش در اثرگذاری بر سرنوشت آبی، ۵۰۰۰ برابر محصول الف است. به این ترتیب، در سادهترین تحلیل، اثر محصولات بر مصرف آب، نه از مقدار آببری در واحد وزن، بلکه از آببری در واحد وزن ضرب در مقدار سطح زیر کشت حاصل میشود.
بنابراین علیرغم درستی استدلال و محاسبات آقای دکتر کامران شریفی درخصوص مصرف آب در واحد تولید ماده خشک به ازای هر واحد مصرف آب، این محاسبات آنچه من با عبارت #افسانه_هندوانه در نظر داشتم را نقض نمیکند. ایده من آن است که افسانه هندوانه، پرچم #ایدئولوژی_آبی برای پوشاندن بسیاری از واقعیتهای آبی، نوع تخصیص هزینههای سرمایهگذاری در بخش آب، و نادیده انگاشتن بسیاری از ناکارآمدیهاست.
ایده #افسانه_هندوانه مدعی نیست که هندوانه کشت کمآببر است، بلکه کارکرد این ایده نشان دادن انحرافها در تفسیر اعداد آبی و واقعپوشیهای صورتگرفته بر اثر ارائه اعداد آبی است.
@fazeli_mohammad
۱۴۰۴/۰۵/۱۵
👍280👎11
Forwarded from علی سرزعیم (دوستدار سقراط)
سلام و ارادت با توجه به بازی جدیدی که شهرداری در مورد خانه اندیشمندان درآورده بهتر است انجمن های صنفی حوزه علوم انسانی و اجتماعی متحد شوند و با جمع کردن پول از اعضا یک ساختمان خریداری کنند و از شر امکانات دولتی و شبه دولتی خلاص شوند. یک گزینه مدرسه دارالفنون است که آموزش و پرورش دنبال فروش به خریدارانی است که دنبال تجاری کردن آن نباشند سالن کنفرانس خوب و حیاط مصفایی دارد به همراه پارکینگ کافی فقط کمی پایین شهر است ارادتمند
👍716👎6
Forwarded from Daneshgoo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 جامعهای که در فضایی از تردید قرار دارد و مردمی هوشمند که بارها توسط نظام حکمرانی غافلگیر شدهاند، آیا واقعاً همهچیز آرام است و دستکم میتوان با امید به آیندهای روشن و پر از خوشبختی نگاه کرد؟
مهمان قسمت چهارم فارکست پلاس:
محمد فاضلی (جامعهشناس)
..............................
مهمان این قسمت:
محمد فاضلی (جامعهشناس)
@fazeli_mohammad
..............................
▶️ لینک این قسمت ▶️
🔗ما را دنبال کنید:
اینستاگرام
وبسایت
کانال کست باکس
کانال یوتیوب
..............................
سردبیر و میزبان: مهدی نوروزیان | تهیه کننده: هستی ربیعی | مدیر تولید: فصیحه رجبی | مدیر هنری: سیاوش مهرآئین
#فارکست_پلاس #جنگ #دانشگو #همبستگی_اجتماعی #تحول #چالش_جدید #ایران #دوران_جدید #زندگی_مسالمتآمیز #محمد_فاضلی
@daneshgoo_gram
مهمان قسمت چهارم فارکست پلاس:
محمد فاضلی (جامعهشناس)
..............................
مهمان این قسمت:
محمد فاضلی (جامعهشناس)
@fazeli_mohammad
..............................
▶️ لینک این قسمت ▶️
🔗ما را دنبال کنید:
اینستاگرام
وبسایت
کانال کست باکس
کانال یوتیوب
..............................
سردبیر و میزبان: مهدی نوروزیان | تهیه کننده: هستی ربیعی | مدیر تولید: فصیحه رجبی | مدیر هنری: سیاوش مهرآئین
#فارکست_پلاس #جنگ #دانشگو #همبستگی_اجتماعی #تحول #چالش_جدید #ایران #دوران_جدید #زندگی_مسالمتآمیز #محمد_فاضلی
@daneshgoo_gram
👍121👎2
Forwarded from پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حل مشکل آب، بدون آب
مسأله آب در ایران بحرانی شده است. راهکارهای پیشین برای حل این مسأله همگی با ناکارآمدی و شکست مواجه شدهاند. مهدی فصیحی هرندی در این گفتوگو شماری از شکستها در حل مسأله آب را بررسی کرده و از راهکار حل مشکل آب بدون تأمین آب بیشتر دفاع میکند.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/ODtq09ox2pM
وی بهطور مشخص در خصوص زایندهرود از راهکاری دفاع میکند که که کلیه تعاملات اجتماعی و شبکه همبسته منافع در حوضه آبریز را در نظر بگیرد.
#بحران_آب #زاینده_رود
@dirancast_official
مسأله آب در ایران بحرانی شده است. راهکارهای پیشین برای حل این مسأله همگی با ناکارآمدی و شکست مواجه شدهاند. مهدی فصیحی هرندی در این گفتوگو شماری از شکستها در حل مسأله آب را بررسی کرده و از راهکار حل مشکل آب بدون تأمین آب بیشتر دفاع میکند.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/ODtq09ox2pM
وی بهطور مشخص در خصوص زایندهرود از راهکاری دفاع میکند که که کلیه تعاملات اجتماعی و شبکه همبسته منافع در حوضه آبریز را در نظر بگیرد.
#بحران_آب #زاینده_رود
@dirancast_official
👍114👎6
Forwarded from نگاهِ دیگر | صابر گُلعنبری
🔺جاده ترامپ و اختناق ایران؟!
پس از تحولات سترگ خاورمیانه و خلیج فارس در سالیان اخیر، اکنون بخشی دیگر از محیط امنیتی پیرامونی ایران در شمال غربی در قفقاز جنوبی در آستانه دگرگونی سهمگینی است که آن را میتوان اختناق ژئوپلیتیک ایران در این منطقه و چه بسا پرپیامدتر از گسترش پیمان ابراهیم در جنوب ایران پنداشت.
چنین تحولی امروز با پیمان صلحی که قرار است در کاخ سفید با میزبانی ترامپ میان الهام علییف رئیس جمهور آذربایجان و نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان امضا شود، کلید میخورد. رکن پیمان صلح در قفقاز جنوبی که مشوق مداخله آمریکا و جمع کردن دو طرف آذربایجانی و ارمنستانی بوده است، احداث کریدوری صرف نظر از نام آن چه زنگه زور چه جاده ترامپ به طول 43 کیلومتر در امتداد مرز ایران و ارمنستان و واگذاری حق توسعه و کنترل آن به آمریکا به مدت ۹۹ سال است.
اما باز شدن پای آمریکا به قفقاز جنوبی با واگذاری حق توسعه و کنترل این شاهراه به آن، اقدامی هدفمند و هوشمند از جانب آذربایجان و ترکیه با هدف رفع موانع موجود و دور زدن مخالفتها نسبت به احداث آن، به ویژه از جانب ایران است که از این به بعد در صورت مخالفت عملی با احداث این کریدور، دیگر طرف آن نه آذربایجان و نه ترکیه، بلکه آمریکاست و همین هم مواجهه با این ابرچالش امنیتی و ژئوپلیتیک را بسیار دشوار و پرمخاطره میکند. در کل، حضور اقتصادی آمریکا در قفقاز جنوبی با ابعاد ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک معمولا پیوستهای امنیتی و نظامی هم به همراه خود دارد.
در همین راستا هم نباید از نظر دور داشت که احداث کریدور زنگه زور با مشارکت آمریکا جلوهای دیگر از «جنگ کریدورها» از خاورمیانه و خلیج فارس تا قفقاز و آسیای مرکزی است که یکی از اهداف اصلی آن کنار گذاشتن ایران، چین و روسیه از این مسیرهاست. همین پیمان صلح و توافقنامههای دیگر نشان میدهد که اقتصاد و رقابتهای اقتصادی موتور محرکه منازعات ژئوپلیتیک دنیا به ویژه در منطقه است و در این میان قدرتها و کشورهایی در مواجهه با ابرچالشهای امنیتی و ژئوپلیتیک موفقتر هستند که اقتصاد اولویت نخست سیاست داخلی و خارجی آنهاست.
اکنون ترامپ با امضای پیمان صلح میان آذربایجان و ارمنستان میخواهد هم «پز صلحطلبی» بدهد و هم با مدیریت کریدوری مهم در قفقاز جنوبی، منافع اقتصادی جدیدی برای شرکتهای آمریکایی در این منطقه تامین کرده و نیز مسیری را برای ورود امنیتی بدون جنگ و دردسر برای آمریکا و ناتو به منطقه حساس قفقاز باز کند.
در همین حال هم با این کار سیاست فشار حداکثری علیه ایران را به مرزهای شمال غربی گسترش داده و عملا با کنترل مرز ارمنستان با ایران میخواهد این مسیر ارتباطی و مزیت راهبردی را از ایران گرفته و دسترسی زمینی و تجاریاش به اروپا و روسیه را بسیار محدود کند و نقشآفرینی تهران در این منطقه و کریدورهای آن را کاهش دهد.
روسیه نیز که در مرزهای غربی خود از بیش از دو سال و نیم پیش درگیر جنگ برای دفع حضور ناتو است، عملا با این پیمان صلح و «جاده ترامپ»(در صورت اجرا)، در محیط پیرامونی خود در مرزهای شمالی، بدون هیچ درگیری و جنگی عرصه را به آمریکا و ناتو دستکم برای چند دهه باخته و در محاصرهای استراتژیک قرار خواهد گرفت که در آینده نیز نظر به اهمیت این شاهراه تا آسیای مرکزی نیز گسترش خواهد یافت.
اکنون باید دید روسیه و ایران جداگانه و مشترک چه واکنشی به این تحول خواهند داشت و آیا ممکن است تغییر ژئوپلیتیک حیاط خلوت روسیه در قفقاز موجب نزدیکی عملی آن به تهران برای مواجهه با این چالش مشترک شود؟
یا روسیه در این پرونده نیز همان سیاست «بیعملی همیشگی» را در پروندههای مختلف با طرفیت ایران در پیش خواهد گرفت.
#صابر_گل_عنبری
@Sgolanbari
پس از تحولات سترگ خاورمیانه و خلیج فارس در سالیان اخیر، اکنون بخشی دیگر از محیط امنیتی پیرامونی ایران در شمال غربی در قفقاز جنوبی در آستانه دگرگونی سهمگینی است که آن را میتوان اختناق ژئوپلیتیک ایران در این منطقه و چه بسا پرپیامدتر از گسترش پیمان ابراهیم در جنوب ایران پنداشت.
چنین تحولی امروز با پیمان صلحی که قرار است در کاخ سفید با میزبانی ترامپ میان الهام علییف رئیس جمهور آذربایجان و نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان امضا شود، کلید میخورد. رکن پیمان صلح در قفقاز جنوبی که مشوق مداخله آمریکا و جمع کردن دو طرف آذربایجانی و ارمنستانی بوده است، احداث کریدوری صرف نظر از نام آن چه زنگه زور چه جاده ترامپ به طول 43 کیلومتر در امتداد مرز ایران و ارمنستان و واگذاری حق توسعه و کنترل آن به آمریکا به مدت ۹۹ سال است.
اما باز شدن پای آمریکا به قفقاز جنوبی با واگذاری حق توسعه و کنترل این شاهراه به آن، اقدامی هدفمند و هوشمند از جانب آذربایجان و ترکیه با هدف رفع موانع موجود و دور زدن مخالفتها نسبت به احداث آن، به ویژه از جانب ایران است که از این به بعد در صورت مخالفت عملی با احداث این کریدور، دیگر طرف آن نه آذربایجان و نه ترکیه، بلکه آمریکاست و همین هم مواجهه با این ابرچالش امنیتی و ژئوپلیتیک را بسیار دشوار و پرمخاطره میکند. در کل، حضور اقتصادی آمریکا در قفقاز جنوبی با ابعاد ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک معمولا پیوستهای امنیتی و نظامی هم به همراه خود دارد.
در همین راستا هم نباید از نظر دور داشت که احداث کریدور زنگه زور با مشارکت آمریکا جلوهای دیگر از «جنگ کریدورها» از خاورمیانه و خلیج فارس تا قفقاز و آسیای مرکزی است که یکی از اهداف اصلی آن کنار گذاشتن ایران، چین و روسیه از این مسیرهاست. همین پیمان صلح و توافقنامههای دیگر نشان میدهد که اقتصاد و رقابتهای اقتصادی موتور محرکه منازعات ژئوپلیتیک دنیا به ویژه در منطقه است و در این میان قدرتها و کشورهایی در مواجهه با ابرچالشهای امنیتی و ژئوپلیتیک موفقتر هستند که اقتصاد اولویت نخست سیاست داخلی و خارجی آنهاست.
اکنون ترامپ با امضای پیمان صلح میان آذربایجان و ارمنستان میخواهد هم «پز صلحطلبی» بدهد و هم با مدیریت کریدوری مهم در قفقاز جنوبی، منافع اقتصادی جدیدی برای شرکتهای آمریکایی در این منطقه تامین کرده و نیز مسیری را برای ورود امنیتی بدون جنگ و دردسر برای آمریکا و ناتو به منطقه حساس قفقاز باز کند.
در همین حال هم با این کار سیاست فشار حداکثری علیه ایران را به مرزهای شمال غربی گسترش داده و عملا با کنترل مرز ارمنستان با ایران میخواهد این مسیر ارتباطی و مزیت راهبردی را از ایران گرفته و دسترسی زمینی و تجاریاش به اروپا و روسیه را بسیار محدود کند و نقشآفرینی تهران در این منطقه و کریدورهای آن را کاهش دهد.
روسیه نیز که در مرزهای غربی خود از بیش از دو سال و نیم پیش درگیر جنگ برای دفع حضور ناتو است، عملا با این پیمان صلح و «جاده ترامپ»(در صورت اجرا)، در محیط پیرامونی خود در مرزهای شمالی، بدون هیچ درگیری و جنگی عرصه را به آمریکا و ناتو دستکم برای چند دهه باخته و در محاصرهای استراتژیک قرار خواهد گرفت که در آینده نیز نظر به اهمیت این شاهراه تا آسیای مرکزی نیز گسترش خواهد یافت.
اکنون باید دید روسیه و ایران جداگانه و مشترک چه واکنشی به این تحول خواهند داشت و آیا ممکن است تغییر ژئوپلیتیک حیاط خلوت روسیه در قفقاز موجب نزدیکی عملی آن به تهران برای مواجهه با این چالش مشترک شود؟
یا روسیه در این پرونده نیز همان سیاست «بیعملی همیشگی» را در پروندههای مختلف با طرفیت ایران در پیش خواهد گرفت.
#صابر_گل_عنبری
@Sgolanbari
👍315👎13
Forwarded from پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
دموکراسی کافی نیست
توسعهیافتگی چیست؟
فرانسیس فوکویاما در کتاب نظم و زوال سیاسی، شش بنیان برای توسعهیافتگی مطرح میکند. وی همچنین نشان میدهد که پیدایش دموکراسی انتخاباتی بدون آنکه حاکمیت قانون و دولت باظرفیت شکل گرفته باشد، چگونه سبب بیشتر شدن مشکلات کشورها نیز میشود و حامیپروری را توسعه میدهد.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/pIX6DUEm-E0
سیاستهای پوپولیستی در چنین دولتهایی رشد میکنند و عواقب خطرناکی به بار میآورند. این قسمت نشان میدهد که چرا کشورهای در حال توسعه در مسیر تنشهای میان دولتسازی، حاکمیت قانون و پاسخگویی دموکراتیک، راه بسیار پیچیده و پر پیچ و خمی برای رسیدن به توسعهیافتگی پیش رو دارند.
#دولت_باظرفیت #دولت_سازی #دانمارک #توسعه_سیاسی #فساد
@dirancast_official
توسعهیافتگی چیست؟
فرانسیس فوکویاما در کتاب نظم و زوال سیاسی، شش بنیان برای توسعهیافتگی مطرح میکند. وی همچنین نشان میدهد که پیدایش دموکراسی انتخاباتی بدون آنکه حاکمیت قانون و دولت باظرفیت شکل گرفته باشد، چگونه سبب بیشتر شدن مشکلات کشورها نیز میشود و حامیپروری را توسعه میدهد.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/pIX6DUEm-E0
سیاستهای پوپولیستی در چنین دولتهایی رشد میکنند و عواقب خطرناکی به بار میآورند. این قسمت نشان میدهد که چرا کشورهای در حال توسعه در مسیر تنشهای میان دولتسازی، حاکمیت قانون و پاسخگویی دموکراتیک، راه بسیار پیچیده و پر پیچ و خمی برای رسیدن به توسعهیافتگی پیش رو دارند.
#دولت_باظرفیت #دولت_سازی #دانمارک #توسعه_سیاسی #فساد
@dirancast_official
👍151👎7
Forwarded from Daneshgoo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شجاعت خصلتِ نخبگان و حکمرانان واقعیست.
نخبگان با جسارت از ناگفتهها میگویند و حکمرانان باید جراتِ گرفتن تصمیمهایی را داشته باشند که گاهی تلخ و دردناکاند.
قدرتِ پایدار از پاسخگویی، همراستایی و شفافیت با مردم زاده میشود.
.............................
مهمان این قسمت:
محمد فاضلی (جامعهشناس)
@fazeli_mohammad
..............................
▶️ لینک این قسمت ▶️
🔗ما را دنبال کنید:
اینستاگرام
وبسایت
کانال کست باکس
کانال یوتیوب
#فارکست_پلاس #جنگ #دانشگو #تحول_اجتماعی #حکمرانی #ایران #آینده_ایران #شجاعت #واقعیت_اجتماعی #محمد_فاضلی
@daneshgoo_gram
نخبگان با جسارت از ناگفتهها میگویند و حکمرانان باید جراتِ گرفتن تصمیمهایی را داشته باشند که گاهی تلخ و دردناکاند.
قدرتِ پایدار از پاسخگویی، همراستایی و شفافیت با مردم زاده میشود.
.............................
مهمان این قسمت:
محمد فاضلی (جامعهشناس)
@fazeli_mohammad
..............................
▶️ لینک این قسمت ▶️
🔗ما را دنبال کنید:
اینستاگرام
وبسایت
کانال کست باکس
کانال یوتیوب
#فارکست_پلاس #جنگ #دانشگو #تحول_اجتماعی #حکمرانی #ایران #آینده_ایران #شجاعت #واقعیت_اجتماعی #محمد_فاضلی
@daneshgoo_gram
👍127👎5
Forwarded from موسسه حامی علوم انسانی
🔴حامی با همکاری مدرسه مفید، نشر چشمه و مرکز حنیف برگزار میکند.
✅ دومین همایش معرفی رشتههای علوم انسانی و اجتماعی برای دانشآموزان
این همایش با هدف کمک به انتخاب آگاهانه مسیر تحصیلی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی برای دانشآموزان در سه بخش برگزار میشود:
1️⃣ ارایه اساتید
توضیح اساتید برجسته با محوریت اهمیت و تاثیر، فرصتهای تحصیلی و پژوهشی و چالشهای هر رشته علوم انسانی.
2️⃣ کارگاههای تعاملی
کارگاههای همزمان و موازی برای هر رشته.
دانشآموزان بر اساس علاقه در کارگاه موردنظر خود شرکت کنند. تسهیلگری کارگاهها توسط جمعی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی و نخبگان علوم انسانی انجام میشود.
3️⃣ میزگرد فرصتهای شغلی در علوم انسانی
ارائه دو نفر از اساتید پیرامون فرصتهای شغلی در علوم انسانی
🗓 اطلاعات تکمیلی، شامل نام مدرسان هر کارگاه و برنامه زمانبندی دقیق، متعاقبا اعلام میشود.
🗓 پنجشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۹ تا ۱۸
📍ویژه دانشآموزان پایه یازدهم و دوازدهم
📭 مرزداران، خیابان حضرت ابوالفضل، بوستان سوم غربی، دبستان پسرانه مفید۲، سالن همایش
🔗ثبتنام از طریق لینک زیر یا QRcode روی پوستر
https://evnd.co/HaS0V
✅ دومین همایش معرفی رشتههای علوم انسانی و اجتماعی برای دانشآموزان
این همایش با هدف کمک به انتخاب آگاهانه مسیر تحصیلی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی برای دانشآموزان در سه بخش برگزار میشود:
1️⃣ ارایه اساتید
توضیح اساتید برجسته با محوریت اهمیت و تاثیر، فرصتهای تحصیلی و پژوهشی و چالشهای هر رشته علوم انسانی.
2️⃣ کارگاههای تعاملی
کارگاههای همزمان و موازی برای هر رشته.
دانشآموزان بر اساس علاقه در کارگاه موردنظر خود شرکت کنند. تسهیلگری کارگاهها توسط جمعی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی و نخبگان علوم انسانی انجام میشود.
3️⃣ میزگرد فرصتهای شغلی در علوم انسانی
ارائه دو نفر از اساتید پیرامون فرصتهای شغلی در علوم انسانی
🗓 اطلاعات تکمیلی، شامل نام مدرسان هر کارگاه و برنامه زمانبندی دقیق، متعاقبا اعلام میشود.
🗓 پنجشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۹ تا ۱۸
📍ویژه دانشآموزان پایه یازدهم و دوازدهم
📭 مرزداران، خیابان حضرت ابوالفضل، بوستان سوم غربی، دبستان پسرانه مفید۲، سالن همایش
🔗ثبتنام از طریق لینک زیر یا QRcode روی پوستر
https://evnd.co/HaS0V
👍83👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تحلیلی درباره انتقال پایتخت که دوباره بر اثر بحران آب، سر و کلهاش پیدا شده است.
https://youtu.be/NMRWcsq0aN4
@fazeli_mohammad
https://youtu.be/NMRWcsq0aN4
@fazeli_mohammad
👍112👎1
Forwarded from پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سازگاری ملی و سیاست آزادی
آیندههای جمهوری اسلامی ایران؟
کیومرث اشتریان متفکر است که به دور از هیاهو اما با شجاعت و صراحت حرف میزند. او چند سالی است روی نظریهای با عنوان «سازگاری ملی و سیاست آزادی» کار و مقالاتی درباره آن منتشر کرده است. اشتریان تلاش کرده با آسیبشناسی شکل و محتوای سیاستورزی ایرانی در سالهای بعد از مشروطه که خودش آنرا «حذف رقبا» میخواند، بنیانهای هنجاری گونه دیگری از سیاستورزی را صورتبندی و ارائه کند که در درجه اول معطوف به این است که ایرانیان چگونه در عین تکثر بتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/RzjDPRYzUh0
بخش مهمی از نظریه سازگاری ملی و سیاست آزادی، ناظر بر تحولات ضروری در نظام جمهوری اسلامی ایران است تا بتواند با مقتضیات دنیای ایران امروز سازگار شود. اشتریان در این مسیر، به نوعی از عملگرایی روی میآورد که از حضور شریعت و دین در بسیاری از عرصههای سیاست، مشروعیتزدایی میکند. نظریه «سازگاری ملی و سیاست آزادی» حاوی سه سناریو برای آینده جمهوری اسلامی ایران نیز هست.
#آینده_جمهوری_اسلامی #سازگاری_ملی #سیاست_حذفی #سیاست_دینی
@dirancast_official
آیندههای جمهوری اسلامی ایران؟
کیومرث اشتریان متفکر است که به دور از هیاهو اما با شجاعت و صراحت حرف میزند. او چند سالی است روی نظریهای با عنوان «سازگاری ملی و سیاست آزادی» کار و مقالاتی درباره آن منتشر کرده است. اشتریان تلاش کرده با آسیبشناسی شکل و محتوای سیاستورزی ایرانی در سالهای بعد از مشروطه که خودش آنرا «حذف رقبا» میخواند، بنیانهای هنجاری گونه دیگری از سیاستورزی را صورتبندی و ارائه کند که در درجه اول معطوف به این است که ایرانیان چگونه در عین تکثر بتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/RzjDPRYzUh0
بخش مهمی از نظریه سازگاری ملی و سیاست آزادی، ناظر بر تحولات ضروری در نظام جمهوری اسلامی ایران است تا بتواند با مقتضیات دنیای ایران امروز سازگار شود. اشتریان در این مسیر، به نوعی از عملگرایی روی میآورد که از حضور شریعت و دین در بسیاری از عرصههای سیاست، مشروعیتزدایی میکند. نظریه «سازگاری ملی و سیاست آزادی» حاوی سه سناریو برای آینده جمهوری اسلامی ایران نیز هست.
#آینده_جمهوری_اسلامی #سازگاری_ملی #سیاست_حذفی #سیاست_دینی
@dirancast_official
👍91👎1
پیامی از سوئد
محمد فاضلی
یکی از شنوندگان #پادکست_دغدغه _ایران (@dirancast_official) در سوئد، وقتی به یکی از قسمتهای این پادکست درباره #روز_صفر آبی تهران گوش میداده، به ذهنش خطور کرده از #هوش_مصنوعی درباره وضعیت آب سوئد و توصیههای سازمانهای حکومت سوئد درباره وضعیت آب بپرسد. نتیجه را برایم ارسال کرده است. نتیجه خیلی جالب است.
خود شما با شرایط ایران مقایسه کنید.
وضعیت بارش (تابستان ۲۰۲۵)
ژوئن ۲۰۲۵
در بخشهای بزرگی از گوتالاند و استکهلم بارندگی کمتر از نرمال بود؛ استکهلم فقط ۲۴ میلیمتر باران ثبت کرد. برخی نقاط جنوبشرق حتی ۱۵–۲۰ میلیمتر داشتند. در مقابل، نواحی کوهستانی یمتلاند مرطوبتر از حد معمول بودند.
ژوئیه ۲۰۲۵
تضاد شدید: جنوب سوئد بارندگی بالاتر از نرمال در چند اپیزود بارشی سنگین، درحالیکه شمال (نوریلاند) خشکتر از نرمال بود؛ ایستگاه Storön فقط ۲٫۵ میلیمتر در کل ماه گرفت (یکی از خشکترینها). در جنوب، برخی بارشهای سیلآسا رکورد «بارش یکدقیقهای» را هم جابجا کردند. (۴٫۹ میلیمتر در ۶۰ ثانیه)
پیامد برای منابع آب
بهرغم برخی بارشها، بهویژه در جنوب، کمبود تجمعی از پاییز ۲۰۲۴ پابرجاست؛ سطح آبهای زیرزمینی در بسیاری از استانهای جنوبی پایینتر از حد نرمال مانده و خطر کمآبی برای رودخانهها و مخازن کوچک/بزرگ گزارش شده است.
هشدارها و اطلاعیههای رسمی
SMHI و SGU از بهار اخطار «ریسک کمبود آب» برای چندین استان جنوبی صادر کردند و بارها به تداوم خطر در تابستان تأکید شد . SGUSMHIKrisinformation
SGU (سازمان زمینشناسی) در ۱۷ ژوئن نوشت که تقریباً در سراسر کشور—بهجز نواحی کوهستانی شمال—سطوح آب زیرزمینی «خیلی زیر نرمال فصل» است و در بسیاری نقاط به «مقادیر غیرمعمول پایین» رسیده است. SGU
چند شهرداری محدودیت وضع کردند:
مثالها: اوروست از ۲۱ ژوئیه «ممنوعیت آبیاری» اعمال کرد (تا اطلاع ثانوی). سیدکوستر/استرومستاد ۱۱ ژوئیه تا ۱۵ اوت ممنوعیت داشت. تیبرو از ۵ ژوئن آبیاری شیلنگ/آبپاش را ممنوع کرد.
استانداری کرونوبری نیز با «سطوح بسیار پایین آب» از مردم خواست از رودخانهها/دریاچهها برای آبیاری برداشت نکنند.
استان استکهلم (امروز): بهعلت گرمای غیرمعمول آب در دریاچه ملارن و افت ظرفیت تصفیه، از شهروندان خواسته شد مصرف آب شرب را کاهش دهند.
پوشش رسانهای مستقل هم وضعیت «بسیار پایین بودن سطح آب زیرزمینی» و بحرانهای موضعی (مثلاً گوتلاند) را تایید کرده است.
دستورالعملها و اقدامات صرفهجویی (برای شهروندان و کسبوکارها)
توصیههای عمومی سراسری + نمونه اقدامات شهرداریها
پیروی از ممنوعیت آبیاری: (Bevattningsförbud) آبیاری باغ با شیلنگ/آبپاش ممنوع؛ فقط آبدادن با سطل/آبپاش دستی در برخی مناطق مجاز است. پرهیز از شستوشوی خودرو، پر کردن استخر، و هر مصرف غیرضروری آب شرب. Tibrovimmerby.se
کاهش مصرف خانگی طبق راهنمای Krisinformation.se: دوش کوتاه، بستن شیر هنگام مسواک/کفآلودگی، استفاده کامل از ظرفیت ماشین لباسشویی/ظرفشویی، رفع نشتیها، جمعآوری آب باران برای باغ. Krisinformation
رعایت فراخوانهای محلی: مرتب وضعیت شهرداری محل را چک کنید؛ ممکن است محدودیتها و بازه زمانی آنها متفاوت باشد. Krisinformation
اگر دوست دارید، میتوانم این اطلاعات را برای استان/شهرداری مشخص شما هم بهصورت جزئیتر جمعبندی کنم (آخرین محدودیتها، نقشهها و راهنمای محلی).
فوراً مصرف آب خود را کاهش دهند.
دلیل این امر، دمای غیرمعمول و گرم دریاچه مالارن است که بر کارخانه آب و فاضلاب استکهلم تأثیر منفی گذاشته است. کارخانههای آب در حال حاضر ظرفیت محدودی برای تولید آب لولهکشی دارند.
این هم اطلاعیه امروز شهرداری استکهلم:
شهرداری استکهلم از ساکنان میخواهد که، از جمله موارد دیگر، از آبیاری خودداری کنند، استخر را پر نکنند، شستشو و ظرفشویی را به مقدار کم انجام دهند، دوشهای کوتاه بگیرند و اجازه ندهند آب بیجهت باز بماند.
شهرداری استکهلم در وبسایت خود مینویسد: «اشخاص و مشاغل خصوصی باید مصرف آب لولهکشی خود را کاهش دهند تا از وجود آب کافی اطمینان حاصل شود. این امر اکنون و در هفتههای آینده برای تمام استکهلم، هودینگه، استرنگناس، نیناشمن، لیدینگو، ناکا، تیرسو، هانینگه، بوتکیرکا، سالم، ورمدو و اکرو برای کسانی که آب لولهکشی خود را از استکهلم واتن اوفال دریافت میکنند، اعمال میشود.»
شهرداری استکهلم مینویسد: «انتظار میرود این آخر هفته و هفته آینده، استکهلمیهای بیشتری از تعطیلات برای کار و شروع مدارس بازگردند. ما از سالهای گذشته میدانیم که در این مدت از آب لولهکشی اضافی استفاده میشود.»
«هر قطره مهم است - و سهم شما مهم است.»
محمد فاضلی
یکی از شنوندگان #پادکست_دغدغه _ایران (@dirancast_official) در سوئد، وقتی به یکی از قسمتهای این پادکست درباره #روز_صفر آبی تهران گوش میداده، به ذهنش خطور کرده از #هوش_مصنوعی درباره وضعیت آب سوئد و توصیههای سازمانهای حکومت سوئد درباره وضعیت آب بپرسد. نتیجه را برایم ارسال کرده است. نتیجه خیلی جالب است.
خود شما با شرایط ایران مقایسه کنید.
وضعیت بارش (تابستان ۲۰۲۵)
ژوئن ۲۰۲۵
در بخشهای بزرگی از گوتالاند و استکهلم بارندگی کمتر از نرمال بود؛ استکهلم فقط ۲۴ میلیمتر باران ثبت کرد. برخی نقاط جنوبشرق حتی ۱۵–۲۰ میلیمتر داشتند. در مقابل، نواحی کوهستانی یمتلاند مرطوبتر از حد معمول بودند.
ژوئیه ۲۰۲۵
تضاد شدید: جنوب سوئد بارندگی بالاتر از نرمال در چند اپیزود بارشی سنگین، درحالیکه شمال (نوریلاند) خشکتر از نرمال بود؛ ایستگاه Storön فقط ۲٫۵ میلیمتر در کل ماه گرفت (یکی از خشکترینها). در جنوب، برخی بارشهای سیلآسا رکورد «بارش یکدقیقهای» را هم جابجا کردند. (۴٫۹ میلیمتر در ۶۰ ثانیه)
پیامد برای منابع آب
بهرغم برخی بارشها، بهویژه در جنوب، کمبود تجمعی از پاییز ۲۰۲۴ پابرجاست؛ سطح آبهای زیرزمینی در بسیاری از استانهای جنوبی پایینتر از حد نرمال مانده و خطر کمآبی برای رودخانهها و مخازن کوچک/بزرگ گزارش شده است.
هشدارها و اطلاعیههای رسمی
SMHI و SGU از بهار اخطار «ریسک کمبود آب» برای چندین استان جنوبی صادر کردند و بارها به تداوم خطر در تابستان تأکید شد . SGUSMHIKrisinformation
SGU (سازمان زمینشناسی) در ۱۷ ژوئن نوشت که تقریباً در سراسر کشور—بهجز نواحی کوهستانی شمال—سطوح آب زیرزمینی «خیلی زیر نرمال فصل» است و در بسیاری نقاط به «مقادیر غیرمعمول پایین» رسیده است. SGU
چند شهرداری محدودیت وضع کردند:
مثالها: اوروست از ۲۱ ژوئیه «ممنوعیت آبیاری» اعمال کرد (تا اطلاع ثانوی). سیدکوستر/استرومستاد ۱۱ ژوئیه تا ۱۵ اوت ممنوعیت داشت. تیبرو از ۵ ژوئن آبیاری شیلنگ/آبپاش را ممنوع کرد.
استانداری کرونوبری نیز با «سطوح بسیار پایین آب» از مردم خواست از رودخانهها/دریاچهها برای آبیاری برداشت نکنند.
استان استکهلم (امروز): بهعلت گرمای غیرمعمول آب در دریاچه ملارن و افت ظرفیت تصفیه، از شهروندان خواسته شد مصرف آب شرب را کاهش دهند.
پوشش رسانهای مستقل هم وضعیت «بسیار پایین بودن سطح آب زیرزمینی» و بحرانهای موضعی (مثلاً گوتلاند) را تایید کرده است.
دستورالعملها و اقدامات صرفهجویی (برای شهروندان و کسبوکارها)
توصیههای عمومی سراسری + نمونه اقدامات شهرداریها
پیروی از ممنوعیت آبیاری: (Bevattningsförbud) آبیاری باغ با شیلنگ/آبپاش ممنوع؛ فقط آبدادن با سطل/آبپاش دستی در برخی مناطق مجاز است. پرهیز از شستوشوی خودرو، پر کردن استخر، و هر مصرف غیرضروری آب شرب. Tibrovimmerby.se
کاهش مصرف خانگی طبق راهنمای Krisinformation.se: دوش کوتاه، بستن شیر هنگام مسواک/کفآلودگی، استفاده کامل از ظرفیت ماشین لباسشویی/ظرفشویی، رفع نشتیها، جمعآوری آب باران برای باغ. Krisinformation
رعایت فراخوانهای محلی: مرتب وضعیت شهرداری محل را چک کنید؛ ممکن است محدودیتها و بازه زمانی آنها متفاوت باشد. Krisinformation
اگر دوست دارید، میتوانم این اطلاعات را برای استان/شهرداری مشخص شما هم بهصورت جزئیتر جمعبندی کنم (آخرین محدودیتها، نقشهها و راهنمای محلی).
فوراً مصرف آب خود را کاهش دهند.
دلیل این امر، دمای غیرمعمول و گرم دریاچه مالارن است که بر کارخانه آب و فاضلاب استکهلم تأثیر منفی گذاشته است. کارخانههای آب در حال حاضر ظرفیت محدودی برای تولید آب لولهکشی دارند.
این هم اطلاعیه امروز شهرداری استکهلم:
شهرداری استکهلم از ساکنان میخواهد که، از جمله موارد دیگر، از آبیاری خودداری کنند، استخر را پر نکنند، شستشو و ظرفشویی را به مقدار کم انجام دهند، دوشهای کوتاه بگیرند و اجازه ندهند آب بیجهت باز بماند.
شهرداری استکهلم در وبسایت خود مینویسد: «اشخاص و مشاغل خصوصی باید مصرف آب لولهکشی خود را کاهش دهند تا از وجود آب کافی اطمینان حاصل شود. این امر اکنون و در هفتههای آینده برای تمام استکهلم، هودینگه، استرنگناس، نیناشمن، لیدینگو، ناکا، تیرسو، هانینگه، بوتکیرکا، سالم، ورمدو و اکرو برای کسانی که آب لولهکشی خود را از استکهلم واتن اوفال دریافت میکنند، اعمال میشود.»
شهرداری استکهلم مینویسد: «انتظار میرود این آخر هفته و هفته آینده، استکهلمیهای بیشتری از تعطیلات برای کار و شروع مدارس بازگردند. ما از سالهای گذشته میدانیم که در این مدت از آب لولهکشی اضافی استفاده میشود.»
«هر قطره مهم است - و سهم شما مهم است.»
www.sgu.se
Risk för vattenbrist
Landets grundvattennivåer är så låga att SGU i dag utfärdar ett meddelande om risk för vattenbrist för flera län i södra Sverige. I stora delar av landet är nivåerna långt under det normala för årstiden – och de sjunker i snabb takt.
👍124👎6
در اوایل تابستان امسال، سازمان زمینشناسی سوئد (SGU) زنگ خطر کمبود آب را در یازده شهرستان کشور، از جمله شهرستانهای اسکونه، بلکینگه، کالمار و گوتلند، به صدا درآورد.
@fazeli_mohammad
@fazeli_mohammad
👍137👎6
Forwarded from پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
قسمت صدوچهلوشش پادکست دغدغه ایران
ناگفتههای بحران آب (بخش اول)
منتقدان سالهاست که درباره مشکلات حکمرانی و مدیریت منابع آب در ایران گفته، نوشته و عمل کردهاند. اما هیچگاه اعداد و ارقام آب به دقت بررسی نشده و ظرفیتهای اعداد آبی برای واقعپوشی یا فریب دادن افکار عمومی درباره مسائل آبی، معلوم نشده است. دکتر حجت میانآبادی و محمد فاضلی در گفتوگویی درباره بحران آب، ناگفتهها و پیچیدگیهای این مشکل را با دقت بیشتری بررسی میکنند.
شنیدن این قسمت
حامی مالی
صنایع چسب سینا
وبسایت چسب سینا
https://sinaadhesive.com
حمایت از پادکست دغدغه ایران
https://hamibash.com/dirancast
شماره تماس برای حمایت مالی
09965691194
شناسه پیپال
[email protected]
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: [email protected]
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
مرداد هزار و چهارصدوچهار
#بحران_آب #حکمرانی_آب
@dirancast_official
ناگفتههای بحران آب (بخش اول)
منتقدان سالهاست که درباره مشکلات حکمرانی و مدیریت منابع آب در ایران گفته، نوشته و عمل کردهاند. اما هیچگاه اعداد و ارقام آب به دقت بررسی نشده و ظرفیتهای اعداد آبی برای واقعپوشی یا فریب دادن افکار عمومی درباره مسائل آبی، معلوم نشده است. دکتر حجت میانآبادی و محمد فاضلی در گفتوگویی درباره بحران آب، ناگفتهها و پیچیدگیهای این مشکل را با دقت بیشتری بررسی میکنند.
شنیدن این قسمت
حامی مالی
صنایع چسب سینا
وبسایت چسب سینا
https://sinaadhesive.com
حمایت از پادکست دغدغه ایران
https://hamibash.com/dirancast
شماره تماس برای حمایت مالی
09965691194
شناسه پیپال
[email protected]
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: [email protected]
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
مرداد هزار و چهارصدوچهار
#بحران_آب #حکمرانی_آب
@dirancast_official
👍52👎3
Forwarded from پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
قسمت صدوچهلوهفت پادکست دغدغه ایران
ناگفتههای بحران آب (بخش دوم)
این دومین بخش از گفتوگویی میان دکتر حجت میانآبادی و محمد فاضلی درباره پیچیدگیها و مشکلات حکمرانی آب در ایران است. این گفتوگو واقعیتهای مهمی درباره تعارضات موجود در ساختار مدیریت منابع آب، تعریف پروژههای آبی، چرایی تأکید بر تأمین آب بیشتر بدون اصرار بر مدیریت مصرف و تقاضا، و روندهای منجر به زوال و نابودی ظرفیت زیستپذیری سرزمین را آشکار میکند.
شنیدن این قسمت
مقاله دِمُکراسی یا دَمکِراسی
https://mohammadfazeli.ir/1398/04/22
حمایت از پادکست دغدغه ایران
https://hamibash.com/dirancast
شماره تماس برای حمایت مالی
09965691194
شناسه پیپال
[email protected]
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: [email protected]
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
مرداد هزار و چهارصدوچهار
#بحران_آب #حکمرانی_آب
@dirancast_official
ناگفتههای بحران آب (بخش دوم)
این دومین بخش از گفتوگویی میان دکتر حجت میانآبادی و محمد فاضلی درباره پیچیدگیها و مشکلات حکمرانی آب در ایران است. این گفتوگو واقعیتهای مهمی درباره تعارضات موجود در ساختار مدیریت منابع آب، تعریف پروژههای آبی، چرایی تأکید بر تأمین آب بیشتر بدون اصرار بر مدیریت مصرف و تقاضا، و روندهای منجر به زوال و نابودی ظرفیت زیستپذیری سرزمین را آشکار میکند.
شنیدن این قسمت
مقاله دِمُکراسی یا دَمکِراسی
https://mohammadfazeli.ir/1398/04/22
حمایت از پادکست دغدغه ایران
https://hamibash.com/dirancast
شماره تماس برای حمایت مالی
09965691194
شناسه پیپال
[email protected]
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: [email protected]
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
مرداد هزار و چهارصدوچهار
#بحران_آب #حکمرانی_آب
@dirancast_official
👍66👎3