BASHGAHANDISHE Telegram 12671
▫️
📖 دگرگونی سخن عاشقانه در ادبیات نوگرای ایران
(چرخش اجتماعی در نگرش به ادبیات‌ـ۴)

یکی از پی‌آمدهای چرخش اجتماعی در ادبیات، به تکاپو درآوردن زنان برای فراگیریِ خواندن و نوشتن بود. اعتصام‌الملک در این راه، کتاب تربیت نسوان را به فارسی برگرداند و در آن از زبان نویسنده، پیش‌نهاد کرد که آموزش زنان «موافق اصول دین قویم و قواعد محکمهء ادب، و شرایط حجاب مراعات شود.»
کشاندن نیمی از جامعه به گستره‌ی شهروندی، نیازمند دگرگونی بنیادی در نگاه به زن بود. نگرشی که زن را تنها برای زادن و بچه‌داری می‌خواست، آموزش زنان را به چیزی نمی‌شمرد. از دریچه‌ی مرده‌ریگِ شعر فارسی نیز در آن روزگار، زن ایزدبانوی نیاز و نگاه بود، و در او به غنچه‌ی عشق حقیقی می‌نگریستند. نویسندگان پیش‌رو در پی دگرگونی هر دو نگاه رفتند.

در آغاز برآمدن ادبیات نوگرای ایران، چگونگی نگاه به زن، یکی از مایه‌های دگرسانی نگرش نویسندگان و شاعران بود. نیما یوشیج، پس از پشت سر گذاشتن روزهای دل‌دادگیِ جوانی، قصه‌ی رنگ پریده و افسانه را نوشت. در نخستینْ دفتر، هنوز از شیوه‌ی نوشتنِ «وصف‌الحالی» کنده نشده بود؛ درون‌مایه‌ی آن پُر است از ناله و گلایه از رنج دل‌دادگی و زندگی در شهر. اما در افسانه توانست به طبیعت برگردد. به جای بازگو کردن فراز و فرودهای دل‌دادگی خود، کوشید تا از خودِ عشق بنویسد، گذرندگی را ببیند و توان‌های انسان برای بازگویی عشق دگرسان را بازجوید و به جست‌وجوی راه‌های دیگری برای نوشتن غزل برآید که به کارِ همگان بخورد، نه تنها به کار خود گوینده.
نیما در نامه‌ای نوشت، «یک چیز را گوینده‌ی غزل می‌بازد، اگر تمام عمرش غزل‌سرایی بیش نباشد، و آن همه‌ی دنیاست و همه‌ی طبیعت.» (درباره‌ی شعر و شاعری، ص۱۲۸)، و بار دیگر نوشت، «می‎خواهید فقط غزل بگویید؟ ... این خودکشی است» (هم‌آن، ص۲۰۶). زیرا دلتنگی‌های شاعر از چیزها و جاهایی است که تنها بخش کوچکی از آن‌ها در غزل می‌گنجد. از دید نیما، غزل تنها ساختار آرایه‌بندی بیت‌ها و قافیه‌ها نبود؛ یک روش به سر آوردن در جهان و نوشتن شعر بود. در نگاه او، «افسانه» هم در روشِ پردازش و نگارش، یک غزل بود.
محمدرضا میرزاده‌ی عشقی در ایده‌آل، گفت‌وگوی مریم عاشق را در برابر جوان خودسر، مو به مو بازمی‌گوید و پرده‌ی غم‌انگیزی از فریب می‌گشاید. مریمِ هم‌زادِ مشروطه در بستر نیرنگ فرومی‌پیچد و سرانجام بر سر ناآزمودگی و آزرم، جان می‌دهد. در نگاه عشقی، مرگِ مریمِ عاشق، پایان امید به جنبش مشروطیت بود. هم‌‌سرشتی مریم با مشروطه، نشانه‌های نمادپردازی اجتماعی را در شعر عشقی پررنگ می‌کند.
صادق هدایت در بوف کور، چهره‌ی زن اثیری را از پرده‌ی نقاشی بیرون می‌کشد و در خواب به جست‌وجوی‌اش می‌پردازد، تا بگوید که آن چهره، دیری است از زندگی رخت برون کرده، و سخن از رمز و رازهای‌اش، و پیچیدگی‌های نگاه کردن به او، اکنون بخشی از جست‌وجویِ پاره‌هایِ سپری شده‌ی روزگار است.

در برابر نگاه نیما، عشقی، هدایت و دیگران به پدیده‌ی زن در شعر و جامعه، شاعران هم‌گرا با سنت‌های ادبی، همه‎ی «دردها و دلتنگی‌ها و بغض‌های» (هم‌آن، ص۲۰۶) خود را به یک روش بازگو می‌کردند. نیما چند روز پس از «خودکشی خواندن»ِ کارِ شاعری که پیکره‌ی برگزیده‌ی شعر او تنها در غزل تن‌آور شده باشد؛ نامه‌ای برای شهریار نوشت، و آن را به هم‌راه «منظومه به شهریار» برای او فرستاد. نیما در نامه‌اش از روش کار خود، به‌ویژه «شکل به کار بردن کلمات» می‌گوید که در آن، «اطاعتی مانند اطاعت غلامی زرخرید، نسبت به قواعد زبان در کار نیست» (نامه‌ها، ص۶۳۸). روش نیما، نشانه‌ی شکافی در زبان یک‌دستِ سخن عاشقانه بود.
نزدیکی سخن نیما درباره‌ی غزل، و نامه به شهریار، یادآور یک هم‌بستگی پنهانی است. شهریار نمونه‌ی شاعران سنت‌گرایی بود که در شعر خود، غزل را برای بازگویی سرنوشت رنج‌بار دل‌دادگی برگزیده بودند. چشم‌انداز سخن شهریار در غزل‌‌های عاشقانه از رنج دل‌دادگی فراتر نمی‌رود. این نگرش در شعر نوگرای ایران از بن دگرگون شد. در غزل نوگرای ایران، شاعران در زن، سوژه‌ی زندگی، هم‌زیستی، یگانگی و هم‌سرایی را بازجستند:
من و تو یکی دهان‌ایم
که با همه آوازش
به زیباتر سرودی خوانا ست.
...‏
یکی دیدگان‌ایم
که دنیا را هر دم
در منظرِ خویش
تازه‌تر می‌سازد.
‎(شاملو، آیدا در آینه)

دگرگونی نگرش به زن در شعر فارسی از جنبش مشروطیت مایه می‌گرفت و کارِ نویسندگانی مانند یوسف آشتیانی (اعتصام‌الملک) در بارآوری آن مایه‌ها از هر نگاه، فراموشی‌ناپذیر است.

👉اعتصام‌الملک در تکاپوی بازشناسی ادبیات

● در پویه‌ی زبان فارسی⁦
گزیده‎ی یادداشت‌ها در فرهنگ، زبان و ادبیات
https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/



tgoop.com/bashgahandishe/12671
Create:
Last Update:

▫️
📖 دگرگونی سخن عاشقانه در ادبیات نوگرای ایران
(چرخش اجتماعی در نگرش به ادبیات‌ـ۴)

یکی از پی‌آمدهای چرخش اجتماعی در ادبیات، به تکاپو درآوردن زنان برای فراگیریِ خواندن و نوشتن بود. اعتصام‌الملک در این راه، کتاب تربیت نسوان را به فارسی برگرداند و در آن از زبان نویسنده، پیش‌نهاد کرد که آموزش زنان «موافق اصول دین قویم و قواعد محکمهء ادب، و شرایط حجاب مراعات شود.»
کشاندن نیمی از جامعه به گستره‌ی شهروندی، نیازمند دگرگونی بنیادی در نگاه به زن بود. نگرشی که زن را تنها برای زادن و بچه‌داری می‌خواست، آموزش زنان را به چیزی نمی‌شمرد. از دریچه‌ی مرده‌ریگِ شعر فارسی نیز در آن روزگار، زن ایزدبانوی نیاز و نگاه بود، و در او به غنچه‌ی عشق حقیقی می‌نگریستند. نویسندگان پیش‌رو در پی دگرگونی هر دو نگاه رفتند.

در آغاز برآمدن ادبیات نوگرای ایران، چگونگی نگاه به زن، یکی از مایه‌های دگرسانی نگرش نویسندگان و شاعران بود. نیما یوشیج، پس از پشت سر گذاشتن روزهای دل‌دادگیِ جوانی، قصه‌ی رنگ پریده و افسانه را نوشت. در نخستینْ دفتر، هنوز از شیوه‌ی نوشتنِ «وصف‌الحالی» کنده نشده بود؛ درون‌مایه‌ی آن پُر است از ناله و گلایه از رنج دل‌دادگی و زندگی در شهر. اما در افسانه توانست به طبیعت برگردد. به جای بازگو کردن فراز و فرودهای دل‌دادگی خود، کوشید تا از خودِ عشق بنویسد، گذرندگی را ببیند و توان‌های انسان برای بازگویی عشق دگرسان را بازجوید و به جست‌وجوی راه‌های دیگری برای نوشتن غزل برآید که به کارِ همگان بخورد، نه تنها به کار خود گوینده.
نیما در نامه‌ای نوشت، «یک چیز را گوینده‌ی غزل می‌بازد، اگر تمام عمرش غزل‌سرایی بیش نباشد، و آن همه‌ی دنیاست و همه‌ی طبیعت.» (درباره‌ی شعر و شاعری، ص۱۲۸)، و بار دیگر نوشت، «می‎خواهید فقط غزل بگویید؟ ... این خودکشی است» (هم‌آن، ص۲۰۶). زیرا دلتنگی‌های شاعر از چیزها و جاهایی است که تنها بخش کوچکی از آن‌ها در غزل می‌گنجد. از دید نیما، غزل تنها ساختار آرایه‌بندی بیت‌ها و قافیه‌ها نبود؛ یک روش به سر آوردن در جهان و نوشتن شعر بود. در نگاه او، «افسانه» هم در روشِ پردازش و نگارش، یک غزل بود.
محمدرضا میرزاده‌ی عشقی در ایده‌آل، گفت‌وگوی مریم عاشق را در برابر جوان خودسر، مو به مو بازمی‌گوید و پرده‌ی غم‌انگیزی از فریب می‌گشاید. مریمِ هم‌زادِ مشروطه در بستر نیرنگ فرومی‌پیچد و سرانجام بر سر ناآزمودگی و آزرم، جان می‌دهد. در نگاه عشقی، مرگِ مریمِ عاشق، پایان امید به جنبش مشروطیت بود. هم‌‌سرشتی مریم با مشروطه، نشانه‌های نمادپردازی اجتماعی را در شعر عشقی پررنگ می‌کند.
صادق هدایت در بوف کور، چهره‌ی زن اثیری را از پرده‌ی نقاشی بیرون می‌کشد و در خواب به جست‌وجوی‌اش می‌پردازد، تا بگوید که آن چهره، دیری است از زندگی رخت برون کرده، و سخن از رمز و رازهای‌اش، و پیچیدگی‌های نگاه کردن به او، اکنون بخشی از جست‌وجویِ پاره‌هایِ سپری شده‌ی روزگار است.

در برابر نگاه نیما، عشقی، هدایت و دیگران به پدیده‌ی زن در شعر و جامعه، شاعران هم‌گرا با سنت‌های ادبی، همه‎ی «دردها و دلتنگی‌ها و بغض‌های» (هم‌آن، ص۲۰۶) خود را به یک روش بازگو می‌کردند. نیما چند روز پس از «خودکشی خواندن»ِ کارِ شاعری که پیکره‌ی برگزیده‌ی شعر او تنها در غزل تن‌آور شده باشد؛ نامه‌ای برای شهریار نوشت، و آن را به هم‌راه «منظومه به شهریار» برای او فرستاد. نیما در نامه‌اش از روش کار خود، به‌ویژه «شکل به کار بردن کلمات» می‌گوید که در آن، «اطاعتی مانند اطاعت غلامی زرخرید، نسبت به قواعد زبان در کار نیست» (نامه‌ها، ص۶۳۸). روش نیما، نشانه‌ی شکافی در زبان یک‌دستِ سخن عاشقانه بود.
نزدیکی سخن نیما درباره‌ی غزل، و نامه به شهریار، یادآور یک هم‌بستگی پنهانی است. شهریار نمونه‌ی شاعران سنت‌گرایی بود که در شعر خود، غزل را برای بازگویی سرنوشت رنج‌بار دل‌دادگی برگزیده بودند. چشم‌انداز سخن شهریار در غزل‌‌های عاشقانه از رنج دل‌دادگی فراتر نمی‌رود. این نگرش در شعر نوگرای ایران از بن دگرگون شد. در غزل نوگرای ایران، شاعران در زن، سوژه‌ی زندگی، هم‌زیستی، یگانگی و هم‌سرایی را بازجستند:
من و تو یکی دهان‌ایم
که با همه آوازش
به زیباتر سرودی خوانا ست.
...‏
یکی دیدگان‌ایم
که دنیا را هر دم
در منظرِ خویش
تازه‌تر می‌سازد.
‎(شاملو، آیدا در آینه)

دگرگونی نگرش به زن در شعر فارسی از جنبش مشروطیت مایه می‌گرفت و کارِ نویسندگانی مانند یوسف آشتیانی (اعتصام‌الملک) در بارآوری آن مایه‌ها از هر نگاه، فراموشی‌ناپذیر است.

👉اعتصام‌الملک در تکاپوی بازشناسی ادبیات

● در پویه‌ی زبان فارسی⁦
گزیده‎ی یادداشت‌ها در فرهنگ، زبان و ادبیات
https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/

BY باشگاه اندیشه


Share with your friend now:
tgoop.com/bashgahandishe/12671

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

Hui said the messages, which included urging the disruption of airport operations, were attempts to incite followers to make use of poisonous, corrosive or flammable substances to vandalize police vehicles, and also called on others to make weapons to harm police. During the meeting with TSE Minister Edson Fachin, Perekopsky also mentioned the TSE channel on the platform as one of the firm's key success stories. Launched as part of the company's commitments to tackle the spread of fake news in Brazil, the verified channel has attracted more than 184,000 members in less than a month. Ng Man-ho, a 27-year-old computer technician, was convicted last month of seven counts of incitement charges after he made use of the 100,000-member Chinese-language channel that he runs and manages to post "seditious messages," which had been shut down since August 2020. Content is editable within two days of publishing Ng, who had pleaded not guilty to all charges, had been detained for more than 20 months. His channel was said to have contained around 120 messages and photos that incited others to vandalise pro-government shops and commit criminal damage targeting police stations.
from us


Telegram باشگاه اندیشه
FROM American