tgoop.com/OnPersianLanguage/1375
Last Update:
▫️
📚 اعتصامالملک در تکاپوی بازشناسی ادبیات
(چرخش اجتماعی در نگرش به ادبیاتـ۳)
هادی راشد
اعتصامالملک با نوشتن در نامهی بهار به روند دگرگونی ادبیات شتاب بخشید. پارهای از نوشتههای او، برگردان کارهای نویسندگان ترک و اروپایی بود، و بخش دیگری از آنها را خود مینوشت. هشترودیزاده در منتخبات آثار، او را «سرآمد نویسندگان قرن معاصر، ... یگانه استاد نثر زمان خویش ... یکی از ارکان مهم تجدد ادبی» نامید. بیاییم چند فراز برجستهی اندیشههای او را بخوانیم.
زنان در گسترهی ادبیات
پیش از کودتای سوم اسفند، این اندیشه در میان نویسندگان ایرانی بالا گرفته بود که «اصلاح ادبی و اجتماعی بر اصلاح سیاسی مقدم است»، (اعتصامالملک، بهار، ۱۳۲۸ق، ش۱، ص۱۴). اعتصامالملک از پیشبودگی بازسازی ادبیات و اجتماع به دو برنهاد دیگر رسید. نخست اصلاح خانواده، و دیگر اصلاح حال زنان و پرورش آنان. پس، «اصلاح اجتماعی ... منوط به اصلاح حال زنان و تربیت آنان است»، نگرش اعتصامالملک، زنان را به هستهی نگاه ادبیات میکشاند.
نوشتن چیست؟
نویسندگان ایرانی در روند جنبش مشروطیت، ناخودآگاه به پرسش «ادبیات چیست؟» رسیدند. اعتصامالملک در برخورد با گزارهی نوشتن چیست، به روشنگری کار ادبیات روی آورد. از زبان الفیهری، نویسندهی ایتالیایی مینویسد: «شرافت نویسنده در حقگویی است، مداهنه ادبیات را ذلیل میکند. ... مزیت شاعر در تهذیب افکار است نه در حُسنِ انتخاب الفاظ.» این رویکرد، نگاه فروغی به فصاحت و بلاغت را پشتِ سر میگذارد. میافزاید: «مقدسترین وظایف بشری، ترقی دادن فهم و ادراک عمومی و ترغیب مردم به دوست داشتن فضیلت است.»
او نویسنده یا شاعر پرآوازه را تمایزیافته میدانست. «انسان ... میخواهد دست به کاری بزند که صاحب شخصیت و امتیازی بشود ... اول سیاسیِ مشهور، اول فیلسوفِ بزرگ، اول ادیبِ معتبر، اول شاعرِ معروف.»
کار نویسنده
در برابر کار آموزگار که آموزش خواندن و نوشتن بود؛ نویسندگان آن روزگار، کارِ نویسنده را آموزش و پروراندن خواست و انگیزه میدانستند. از دید آنان، همهی شکستها و پریشانیها از سستی «اراده» برمیخاست. اعتصامالملک با سرزنش کمکاری و تنبلی یادآوری میکند: «مقصود از سعی و عمل [بسیار خواندن]، پُر کردن حافظه نیست، ... معلومات ما باید در عمق قوه متفکره به مطالعات دور و دراز معروض بشوند» (بهار، سال۲، ش۱).
خواندن
اعتصامالملک با این دیدگاه همراه بود که خواندن «تفکر عمیق» است. در پی آن نبود که همگان را به خواندن و بسیار خواندن برانگیزد. او میخواست گونهای از خواندن را که امروز به آن خواندنِ برانگیزنده میگویند، به دیگران یادآوری کند. اندیشهی ژرف هم از گونهی دانش و آگاهی است و هم راهنمای کار و کوشش. دارندهی هوش برتر، مردم را از گرفتاری استبداد میرهاند. هوش برتر، برآیند خواندنِ بسیار نیست؛ گاهی برقی از کتابی میدرخشد و ذهن افروختهای را آگاه میکند. اندیشهای که از این راه برانگیخته میشود، آرام آرام به میان مردم راه مییابد، و گاه از راه گسترش یا برخورد با اندیشههای دیگر، تخم دگرگونی را میکارد. نگرش اعتصامالملک به «خواندن»، سرآغاز راهی بود که خواننده را به گسترهی آفرینش ادبی فرامیخواند.
ادبیات راستین
نویسندگان آن روزگار در رویارویی با پرسش ادبیات چیست، بیشتر به کارکرد ادبیات نگاه میکردند، تا مایههای سازنده و چگونگی ساخته شدن آن. در همآن نوشته (برگردان اعتصامالملک)، ادبیاتِ برآمده از پشتیبانی قدرت سیاسی، سرزنش شده است: «ادبیات به حمایت محتاج نیست. ... دانته هیچوقت نزد سلاطین عصر نرفت، پادشاه به شاعر یا نویسنده چه میدهد؟» در یادداشت دیگری مینویسد: اگر ادبیات برای بیدار کردن احساسات بشر، بالا بردن پرچم برتریجویی (فضیلت)، دوری جامعه از اخلاق نکوهیده، و راهنمایی به سوی نور و روشنایی است؛ «ادبیاتی که به پناه رأفت پادشاه ملتجی شود چگونه میتواند این نتایج را به وجود آورد؟» (بهار، سال۲، ش۸و۹ ص۴۵۵).
راهنمای آفرینش ادبی
در دورهای که سخن عنصری را با این نگاه که انگیزههای نوشتناش از پیوستگی با دربار مایه گرفته، سرزنش میکردند؛ بینیازی به پشتیبانی شاه و دربار، چونان اندیشهی راهنمای کار شاعران و نویسندگان، پذیرفته شد. در سایهی هماین کشمکشها، سنگِ گسترههای آفرینش ادبی و پژوهش در تاریخ، فرهنگ، و ادبیات را نهادند و راه خود را از راه تکاپوگرانِ گسترهی آموزش کج کردند. گسترهی آموزش بخشی از سازوکار دیوانسالاری بود، و نمیتوانست ناف خود را از دستگاه ببرد. نیازمندی به بودجه دولتی، سرانجام به درهم تنیدگی با دولت و دستگاه دیوانی میرسید.
👉دگرگونی شیوهی نوشتن شعر
● در پویهی زبان فارسی
گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات
https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/
BY در پویهی زبان فارسی ● هادی راشد
Share with your friend now:
tgoop.com/OnPersianLanguage/1375