tgoop.com/OnPersianLanguage/1365
Last Update:
▫️
🗞 پیگفتاری بر کنار ماندنِ علامه قزوینی از دانشگاه (۲)
. . . . .
(بازخوانی گزارش استاد عبدالحسین زرینکوب)
هادی راشد
مگر تاریخ علم است؟
نارسایی دیگر سخن زرینکوب، به «علم» بودن تاریخ برمیگردد. زرینکوب نوشت، از قزوینی خواستند تاریخ اسلام بگوید. سیاسی هم یادآوری کرد، او «از نظر تبحر در تمدن اسلامی در ایران بینظیر بود» (یادنامه، ۱۳۲۸). زرینکوب مینویسد، "بعضی" از استادان «پرسیدند مگر تاریخ هم علم است که استاد بخواهد؟» اینجا کاربرد درس تاریخ اسلام نارسا است. شاید با نگاه به هماین نارسایی، شفیعی کدکنی در گزارش خود👉، تنها از «تاریخ» یاد کرد. از آغاز راهاندازی دانشکدهی علوم معقول تا ۱۳۱۸، در سه رشتهی آن، درسهای «تاریخِ ادبیات عرب»، «تاریخ ملل و نحل و دیانت اسلام»، «تاریخ ایران و تاریخ عالم»، و «تاریخ ادبیات ایران» شناخته بود (سالنامه، ۱۳۳۵ـ۱۳۳۶، ص۹۸۹)، ولی نشانی از درس تاریخ اسلام نه. اگر تاریخ اسلام به یکی از هماین درسها بهویژه تاریخ ملل و نحل برمیگشت، آیا هیچیک از استادان شورای دانشکده، میتوانست علم بودن آن را به پرسش گیرد؟ این درسها را از آغاز راهاندازی دانشکده علوم معقول شناسایی کرده بودند؛ به ویژه تاریخ و جغرافیا در دانشکدهی ادبیات هم، رشتهی شناختهای بود. گذشته از اینها، شناسایی چیستی تاریخ، در جای «علم» به روزگار بیداری (مشروطیت) برمیگشت. در میان دانشهای انسانی، تاریخ در شمار نخستین شاخههایی بود که نویسندگان ایرانی علم بودن آن را پذیرفتند.
زرینکوب در پنجاهمین سالگرد خاموشی قزوینی نوشت: «در هنگام بازگشت به ایران در زمینه علم رجال و تاریخ و شناخت فرق اسلامی محققی بیمانند شناخته میشد» (یادنامه ...، ص۱۰). این یادآوری را میتوان با سخن پیشین او سنجید.
سنگینیِ یک برـداشت
هنگامی که در آبان ۱۳۲۱، دانشکدهی علوم معقول را دوباره راهاندازی کردند، چند دگرگونی رخ داد: با هماندیشی شورای دانشکده، عصار به رییسی و فروزانفر نمایندهی دانشکده در شورای عالی دانشگاه برگزیده شد. در میان استادان نیز نامی از استاد تاریخ دیده نمیشود (سالنامه، ص۹۹۲). اگر سیاسی پیش از راهاندازی دوبارهی دانشکده در پی استادی قزوینی بود، آنگاه سخن از دانشکدهی معقول چه معنایی داشت؟ و اگر پس از راهاندازی دانشکده میخواست قزوینی را به آنجا ببرد، آنان درس تاریخ را از بیخ و بن، ریشهکن کرده بودند. آیا استادان شورای دانشکده برای کنار گذاشتن قزوینی، جایی برای درس تاریخ نگذاشتند؟ یا آنکه، کار قزوینی از بنیاد در دانشکدهی دیگری (ادبیات) برنامهریزی شده بود؟ در گزارش سیاسی از این رخدادها چیزی نیامده است، اما اگر خردهگزارشهای زرینکوب و شفیعی کدکنی را درست بپنداریم، باید بپذیریم که استادان گروه از تاریخ، علمزدایی یا آموزشزدایی کردند تا قزوینی نتواند به دانشکده برود، پای تخته بنشیند و از تاریخ اسلام یا تاریخ بگوید.
بازگشت به ریشهها
علیاکبر سیاسی بارها در گزارش یک زندگی از آویزها و دستآویزهای دیگران میگوید تا نشان دهد که آنان در سنگاندازی پیش پای دیگران از هیچ کوششی رویگردان نبودند. یک نمونه، رفتار نمایندگان مجلس با لایحهی تعلیمات عمومی بود. سیاسی در گزارش تلاش برای استادی قزوینی نیز، سربسته از تکاپوهای «چند تن از دانشمندان دیگر»، و «عدهء کثیری از مدعیان فضل و دانش» سخن گفته است. گرانیگاه تکاپوی آنها به گفته سیاسی در مجلس بود، نه شورای دانشکده. اگر در شورای دانشکده هم به دنبال سنگاندازی و بهانهتراشی بودند، کار آنان میبایست در مجلس به سرانجام برسد. سیاسی در جای وزیر فرهنگ و رییس دانشگاه و دانشکدهی ادبیات، ــآنهم در روزهایی که تازه قانون استقلال دانشگاه را به سرانجام رسانده بود، یا در پی به انجام رساندن آن بود؛ــ کسی نبود که سخن یک یا چند معلم دانشکده او را برگرداند. او حتی از دستکاری نمایندگان مجلس هم باکی نداشت؛ خود قزوینی نخواست آییننامهی گزینش استاد به نام او، فروگذاشته شود. سخن بر سرِ نگرش قزوینی به دانشگاه بود، نه علم بودن یا نبودن تاریخ.
درخواست محیط طباطبایی
سیاسی نوشت، محیط آمد و خواست تا نام او را هم در لایحه بیاورم. طباطبایی در آن روزها، آغاز دههی چهل سالگی، آموزگار و دبیر روزنامه بود و نامهی محیط را درمیآورد. از آنجا که نامهی محیط را سرِ ناآرامیهای نان بستند؛ شاید با این نگاه که ناآرامیها همآهنگ با فشار دربار برای برکناری قوام است، تکاپوهای او را هم گونهای همسویی با فشارها میدیدند. از این رو، میتوان نگرانی وزیر فرهنگ را از دستکاری نمایندگان در لایحه، آنهم پس از برخورد با محیط بهتر دریافت.
👉محمد قزوینی، راهگشای پژوهشِ نوین
● در پویهی زبان فارسی
گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات
https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/
BY در پویهی زبان فارسی ● هادی راشد
Share with your friend now:
tgoop.com/OnPersianLanguage/1365