tgoop.com/OnPersianLanguage/1311
Last Update:
▫️
📝 یاد آر زِ شمعِ مرده یاد آر
دهخدا با سرودن یاد آر زِ شمع مرده، یاد آر (اینجا👉)؛ در ردهی شاعران پیشتازِ جنبش مشروطه ایستاد. بسیاری از بازخوانیکنندگان دگرگونیهای ادبی در ایران، شعر او را یکی از سرآغازهای دگرگونی شعر فارسی میدانند. یحیی آرینپور نوشته است: یادآر، «نخستین شعر فارسی است که آثار مشخص اشعار اروپایی را دارد و نه تنها صورت جدیدی در ادبیات منظوم ایران به وجود آورده، بلکه از جهت سمبولیسم عمیق و لحن استوار خود شایان توجه است» (از صبا تا نیما ۲، ص۹۴). نیما یوشیج هم در ارزش احساسات، جایی که از نشانهگذاری نوشتههای اروپایی بر روش و گونههای (طرز و اسلوبِ) شعر فارسی سخن میگوید، شعرهای دهخدا را «جلوهی باقوتِ» این دگرگونی، و یاد آرِ او را «تنها نقطهی روشن و جلوهدار ... در تمام دورهء مشروطه» میخواند (مجلهی موسیقی، ۱۳۱۹، ش۹، ص۱۰).
دهخدا در سرودهیِ دیگری، همآهنگی پایههای وزنی دو لخت شعر را میشکافد و اصل برابریِ مصراعها را نادیده میگیرد:
بزرگان جملگی مستِ غرورند
خدا کسی فکر ما نیست
... هفده و هجده و نوزده و بیست
ای خدا کسی فکر ما نیست
این سروده (صوراسرافیل، ۱۹۰۷، ش۴) به گواهی محمد دبیرسیاقی، گردآورندهی سرودههای شاعر، «نخستین سخن منظوم از دهخدا است که در دست است» (دیوان اشعار، ص۱۳).
شعرِ یادآر در روند دگرگونی شعر فارسی، این ویژگیها را نشانهگذاری کرده است:
۱. شعر در ساختمان مسمَّط (چند خانه با بیتهای همقافیه) نوشته شده است، به لخت پایانی هر رشته، بند میگویند. از به هم پیوستن بندها، رشتهی مسمط پدید میآید (همایی، فنون ...، ص۱۱۵). آرینپور، مسمط دهخدا را از دید وزن و لحن، با "وقتا که گلوب بهار، یکسر"، سرودهی رجاییزاده محمود اکرم بیگ میسنجد (از صبا تا نیما ۲، ص۹۵)؛
۲. قافیهها از آهنگ هندسی ساختمان مسمط فراتر میروند. در هر خانه، مصراعهای فرد و مصراعهای زوج قافیههای خود را دارند. دهخدا در این شعر، ارزش قافیه را در ساختمان شعر پر رنگ میکند؛
۳. یادداشتِ آغازین شعر (دیباچه)، «وصیتنامهء دوست یگانهء من هدیهء برادری بیوفا به پیشگاه آن روحِ اقدس و اعلی» (صور اسرافیل، سال دوم، ش ۳)، هرچند آهنگین نیست و وزن ندارد، در روند پیوستن به ساختمان شعر پیش رفته و در چاپ نخست دیوان، ویراستهی معین، گسترش یافته است. این شیوهی بههم آمیختن نوشتارِ روشنگر با سخن آهنگین در شعرهای نیما (افسانه) و بسیاری از شعرهای عشقی نیز دیده میشود. پس از این، گرایش به نوشتنِ دیباچه یا نوشتارِ روشنگر در آغاز، همچون بخشِ پیوسته به شعر بیشتر شد؛
۴. دهخدا در این شعر و سرودههای دیگر، سنگینیِ واژگان زبان شعر کلاسیک را با سَبُکی و فراخیِ ساختِ زبان روز درآمیخته است. هماین ویژگی به لبریز شدن انرژی عاطفی شعر انجامیده است؛
۵. مرغ سحر در کاربرد زبانیِ دهخدا از پرندهای غمفزا و آوازخوان به نمادِ یادآوری و ارجگزاری میگراید. برای دریافت تازگی کاربرد نمادینِ مرغ سحر در شعر دهخدا، میبایست آن را با شماری از کاربردهای دیگر در شعرهای خاقانی (تشنیعزن)، نظامی (مرغ سحر دستخوش نام تو ست)، عطار (چون ز مرغ سحر فغان برخاست، ناله از طاق آسمان برخاست)، سعدی (چو آواز مرغ سحر گوش کرد، پریشانی شب فراموش کرد؛ و، خفتگان را چه خبر زمزمهء مرغ سحر؛ و، ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز)، دهلوی (غمخواری)، و ... سنجید؛
۶. در سرودهی دهخدا، واژگان و درونمایههای شعر کهن بر زمینهی اجتماعی جنبش مشروطه شناور شدند و درونمایههای دگرگونهای را پدید آوردند.
✔️ دهخدا با سرودن یاد آر، شعر را به رسانهی اجتماعیِ جنبش مشروطه، و نه، پُر کنندهی بخشی از روزنامه در آورد. در یادداشتِ آغازینِ شعر مینویسد: «جهانگیر را به خواب دیدم، گفت: "چرا نگفتی او جوان افتاد"، من چنین فهمیدم که او میگوید: "چرا مرگِ مرا در جایی نگفته یا ننوشتهای؟"»
سرودنِ درونمایهی مرگ (طناب، اعدام)، سرآغاز گونهی شعریِ تازهای در زبان فارسی روزگارِ ماست. چنانکه میدانیم شاعرانِ همروزگار، به ویژه الف. بامداد، بارها دربارهی بردار شدگان، ــکاشفان فروتن شوکران سرودهاند.
با این همه، سرودهی دهخدا از همآن آغاز، آیندهای روشن را نوید میدهد:
ای مرغِ سحر! چو این شبِ تار
بگذاشت ز سر سیاهکاری
وز نفحهء روحبخش اسحار
رفت از سرِ خفتگان خُماری
بگشود گره ز زلفِ زرتار
محبوبهء نیلگون عِماری
یزدان به کمال شد پدیدار
و اهریمن زشتخو حِصاری
یاد آر! ز شمعِ مرده! یاد آر!
علیاکبر دهخدا و پایهگذاری فرهنگنویسی👈
👉چند یادآوری دربارهی شعر یاد آر
● در پویهی زبان فارسی
گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات
https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/
BY در پویهی زبان فارسی ● هادی راشد
Share with your friend now:
tgoop.com/OnPersianLanguage/1311