tgoop.com/OnPersianLanguage/1310
Last Update:
▫️
🔹 تن در دادن به خفّتِ ویراستاری
محمدعلی فروغی در دیباچهی کتاب بدیع (چاپ سنگی، ۱۳۳۵ق)، ارزش درستنویسی و آراستن سخن را بازمیگوید. از دیدِ او، نوشتنْ تواناییِ خدادادی است: «شخصی که نه استعدادِ موهبتي دارد و نه علم انشاء و بلاغت [داند،] مینویسد خیلی بد که اسباب خندهء اهل ذوق است و بیذوق هم جاذبه و کششی در عبارات او نمیبیند.»
آنگاه میافزاید:
«راست است که در فرنگ هم بعضی فضلای بیطبع هنوز مقالات و تحقیقات علمیهء خود را به اهل طبع یعنی به نویسندگان ماهر داده آنها انشاء میکنند بعد منتشر میسازند لکن با تن در دادن به این خفت، ناچار مرد فاضل باید به درجهء بنویسد که مقاصد او ظاهر شود و آنقدر سست و سخیف و رکیک نباشد که بتواند بدست ادیب نگارنده دهد تا آن را بیاراید و قابل انتشار نماید» (اینجا👉).
روشن است که فروغی میخواست ارزش چیرگی بر دستور زبان و ترفندهای آراستن سخن ادبی را در نوشتن یادآوری کند، نه آن که ویراستاری را کوچک بشمارد. ویراستار اگر بتواند نوشتههای دیگران را به دور از عادتهای زبانی و نگارشی خود بازنویسی کند و به سامان درآورد؛ کارش همواره سازنده و ستودنی است. سخنان فروغی در شمارِ نخستین اشارهها به کار ویراستار (ادیبِ نگارنده) در زبان فارسی است. او، نه واژههای اصلاح و تحریر و تنقیح را به کار میبَرَد، نه میان انشاء و ویرایش مرزبندی میکند و، نه واژهای نو برای بازگوییِ روش ویراستاران در اروپا برمیگزیند. سخن فروغی، نگرش به ویراستاری را در آغاز پدیدآمدنِ نوشتارِ نوین فارسی بازنمایی میکند، هنگامی که هنوز در زبان فارسی نام تازهای به آن نداده بودند.
✔️ ویراستاری در معنای امروزی، گونهای بازسازی و بازنویسی نوشتهها بر پایهی هنجارهای استاندهی زبانی و اندکی گستردهتر، بر پایهی هنجارهای مفهومی و متنی است. پیشینهی کاربرد واژهی ویراستاری (ویراستن، ویراستار) در زبان فارسی، کم و بیش به دههی ۱۳۳۰ بازمیگردد. صادق کیا در واژهنامه فارسی (دانشگاه تهران، ۱۳۳۷)، واژگان ویراسته، ویرایش و ویراستار را در معنایی که امروز میشناسیم به کار برده است. این واژه در فرهنگ معین (۱۳۴۵، چاپِ ۱۳۵۰)، آمده است. لغتنامهی دهخدا (۱۳۵۸) برای دریافت معنای آن، خواننده را به واژهی «پیراستن» راهنمایی میکند. معنای ویراستن در فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱)، بدون هر پیوندی به معنای کاربردی آن با گزارهای از هدایهالمتعلمین بازنمایی شده است: «ویرایش کردن. ... و آن بیخ که پوستگران پوست ویرایند به وی (اخوینی)»؛ بیآنکه کاربرد تاریخی آن را روشن کند. محسن ابوالقاسمی در تاریخ زبان فارسی (۱۳۷۳، ص۳۲۹)، مینویسد صادق کیا ویراستن را از فارسی میانه به فارسی دری آورده است.
ویراستاری در زبان فارسی، چیزی نزدیک به اصلاح، تحریر و تنقیح است. از دید همایی، تحریر (آراستن و پیراستن) را خواجه نصیر به جای اصلاح به کار برد، و بر زبانها روان کرد (خیامینامه، ص۱۸).
خواجهنصیرالدین طوسی، برگردان عربیِ کتاب اصول اقلیدس را بار دیگر بازنویسی و آن را با نمونهها و رسمهای بیشتری همراه کرد و تحریر نامید؛ اما کارهای او را همگان بازنویسی ندانستند. ابنقیم جوزی، فقیه سوری مینویسد: بیشتر کتابهای در دستِ خواجه طوسی، یکه بود و دومی نداشت. او آنها را در ویرانی بغداد به دست آورد، و با بیرون کشیدن دیباچهی نخستین و افزودن دیباچهای دیگر، آنها را به نام خود خواند (نک: مدرس رضوی، احوالوآثار خواجهنصیر، ص۳۳۵). سخن جوزی به ردهی کتابهای آموزشی خواجه نصیر، مانند مُعطیّات برمیگردد. در این کتابها، خواجه نصیر، برگردانهای بازمانده از نوشتارهای دانشمندان یونانی را بازنویسی کرد (شاردن که نزدیک به ۴۵۰ سال پس از خواجه به ایران سفر کرد، مینویسد ایرانیان میگویند او در [نوشتههای برگردانیده از] زبان یونانی تبحر کافی داشت. سفرنامه ۵، برگردان عباسی، ص۲۱). این کتابها، پس از آن بیشتر به نام او یا تحریر خواجه نصیر خوانده شد.
یکی از پرآوازهترین نمونههای تنقیح در تمدن اسلامی، کتاب تنقیحالمناظر در بازنگری کتاب المناظر نگارش ابنهیثم است. کمالالدین فارسی پس از بازنویسی گزاره به گزارهی المناظر، و همراه کردن آن با پارهای آزمایشها و بازنگریها، نام تنقیحالمناظر لذوی الابصار و البصائر را بر آن نهاد. ویدمان فیزیکدان و پژوهشگر تاریخ علم از روی هماین کتاب دریافت که الهازن (Al-Hazen)، نویسندهی المناظر در نوشتههای لاتینی، همآن ابنهیثم است.
👉محمدعلی فروغی و نوسازی زبان فارسی
👉فن بدیع و رویگردانی نیما یوشیج از آن
🖋در پویهی زبان فارسی
گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات
https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/
BY در پویهی زبان فارسی ● هادی راشد
Share with your friend now:
tgoop.com/OnPersianLanguage/1310