tgoop.com/OnPersianLanguage/1254
Last Update:
▫️
🔸 فن بدیع و روی گردانی نیما یوشیج از آن
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
در روند برآمدن و گسترش شعر نو، جایگاه فن بلاغت و بدیع همچون راهنمای سخنوری و نگارش به شیوهی کهن به چالش گرفته شد. فروغی با کنار نهادن پیشنهاد دربارهی زیبایی و آرایش ادبی، به آرامی فن بدیع را از قلمرو راهنمایی شیوهی نگارش، بیرون گذاشت. نویسندگان پیشرو نیز علم بدیع را پس زدند. با اینهمه، روشنترین و نشانهگذارترین سرزنشها به این فن از سوی نیما یوشیج به جا مانده است.
نیما نه تنها در شعر خود، گرایشی به کاربرد شگردهای بلاغت و بدیع نشان نداده، سودمندی آن را هم به پرسش گرفته است. نوشته است:
«همانطور که نثر از مقاصد ما تعریف و توصیف میکند، همان طرز صنایعی را که در نثر موجود میشود، آنها را با نظم معامله بدهیم. اما مقصود از صنعت، علم بدیع روسبی نیست» (نامهها، ۱۳۰۳، ص ۱۰۱).
در جای دیگری مینویسد:
«قافیه را فقط با خوشآمدهای گوش خودم میسنجم. پیش من علم بدیع به ظلمات شباهت دارد. مطروحات قدما نقلهایی است که به دروغ بیشتر نزدیک است» (نامهها، ۱۳۰۴، ص ۱۴۷).
و:
«شاعر یا نویسنده فقط میتواند ترتیب و ارتباط معانیِ بیان خود را نسبت به هم و ثابت داشتن وضع تکلم خود را به ساده و سهلترین موازین، در نظر بگیرد. قواعدی که از روی زیاد مقید شدن و فکر کردن اشخاص به عنوان میزان و قانون صرف و نحو و بیان و بدیع رو به تو میآورند، تلقینات شیطان است» (نامهها، ۱۳۰۶، ص ۲۱۹).
نیز:
«نزدیک مدرسه خانه گرفتهام. ... موادی که درس میدهم فارسی، عربی، تاریخ و جغرافی متوسطه است و قدری از علمی که نقصان فهم و گمراهی را از اعقاب گرفته به اخلاف میدهد، یعنی علم بدیع. این را جزوه میگویم» (نامهها، ۱۳۰۹، ص ۴۱۱).
با این همه، نیما ارزش آموزههای بدیع را برای آگاهی از سازوکار نوشتههای کهن فارسی (شعر و نثر)، نادیده نمیگرفت؛ و برای آموزش درستِ درونمایههای بدیع، رنج جستوجو را فرو نمینهاد. در نامهای به برادرش لادبن مینویسد:
«در کتاب بدیع خودت ببین که صنعت اطراد یا ارداف چه چیز است. برای کلاس میخواهم» (نامهها، ۱۳۰۹، ص ۴۲۴).
سرزنش فن بدیع در سخن نیما یوشیج، به همراه نوآوری او در نگارش شعر، واکنشِ سخنوران و نمایندگان دانشکدهایِ شعر کهن را برانگیخت. آنان بیرون از شناسههای علوم ادبی، مانند فنون بلاغت و بدیع از دریافت زیباییشناسی شعری ناتوان بودند و نمیتوانستند بپذیرند که دگرگونی شعر به معنای دگر شدن نگرش شاعرانه، شگردها و سازوکار نوشتن شعر است. برای آنان نوشتن دربارهی قطار و راهآهن، بالاترین پایهی دگرگونی شعر بود، نه چگونگی اندیشیدن و نوشتن.
👉محمدعلی فروغی و نوسازی زبان فارسی
https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/
BY در پویهی زبان فارسی ● هادی راشد
Share with your friend now:
tgoop.com/OnPersianLanguage/1254