Telegram Web
.
حق‌ناشناسی مردم از همان زمان
خیانت یهودا به مسیح اثبات شده بود.

《 ماریو بارگاس یوسا
|| سور بز / ص ۵۴۸
نشر علم
ترجمهٔ عبدالله کوثری 》
4👍2👎1
Audio
📚🎧 #کلبه_عمو_تم

نویسنده: هریت بیجر استو

تولستوی در ستایش این
کتاب گفته: یکی از بزرگ‌ترین
فرآورده‌های ذهن بشر.
آبراهام لینکلن به نویسندهٔ
این کتاب گفته: پس شما
همان خانم کوچکی هستید
که باعث جنگی بزرگ
( جنگ داخلی امریکا ) شد.
جنجالی‌ترین رمان
در تاریخ!

قسمت ۱

...📚
1
با خودم فکر می‌کنم
آن کسی‌که این آسمان را یک‌جا
نگه‌می‌دارد، می‌تواند قلب من را
هم یک‌جا نگه‌دارد؟

فکر می‌کنم
کسی‌که این آسمان را تا این حد
زیبا می‌کند، ممکن است برای
زیبا کردنِ زندگیِ من هم کاری کند؟

جنگجوی عشق - گلنن دویل ملتن

📚🌒
2👍2
If you want
To know how rich you are

Start counting the things in
Your
Life
That many can't buy

اگر می‌خواهی بدانی
چقدر ثروتمند هستی
شروع کن به شمردن چیزهایی
توی زندگی که با پول نمیشه
اون‌ها رو خرید.



Happiness
Is in a house where
Love and affection reside

شادمانی در خانه‌ای است که
مهر و محبت در آن مَسکن دارد.

...📚🍃🌺
👍5😍3
اسب های خالدار.pdf
2.8 MB
ویلیام فاکنر

سروکله یک گاری دیگر در
کوچه پیدا شد گاری درب
داغان و رنگ و رو رفته‌ای
بود یکی از چرخهایش را
تعمیر کرده بودند زنی با
لباس خاکستری همراه
مردی که لباس سرهم اما
تمیزی پوشیده بود نشسته
بودند چشم‌هایش حالت
بخصوصی داشت بی‌آنکه
جلب توجه کند جمعیت را
کنار زد
📚#اسب_های_خالدار

دربارهٔ مردی که یک گله اسب
وحشی را می‌فروشد و ...

www.tgoop.com/ktabdansh📚
.
کتاب دانش
... 📖 مطالعه قسمت سیُ‌دو از تقواهای ناچیز و سیاست‌های بی‌مقدار و ملاحظات جزوی و تجمعات مورچگان و راحتیِ حقیر و سعادت و خوشی اکثریت، فراتر رَوید و بر آن‌ها تعالی یابید.‌ ای برادران آیا شهامت دارید؟ / صاحبان ارواح سرد، قاطرها، کوران و مستان را من…
...

📖 مطالعه قسمت سیُ‌سه


" فزونیِ خرد را می‌توان با
کاهشِ خشم سنجید
#فردریش_نیچه "


زرتشت درحالی‌که
این سخنان را می‌گفت
به هوای آزاد گریخت و به
حیواناتش گفت ای عقاب من
و ای مار من آیا همهٔ این
عالی‌مردان بوی خوش نمیدهند؟
بوهای تمیز و پاک اطراف من!
جادوگر پیر برخاست و مکارانه
گفت او خارج شده است!
بیائید با روح پلید من که دشمن
زرتشت است آشنا شوید.

این ساعت برتری اوست.
شما خواه روشنفکر راستگو یا
توبه‌کار همه مانند من از تنفر عظیم
رنج می‌برید خدای قدیم شما مرده.
روح ابلیس و جادوگر من مناسب
است.
ای عالی‌مردان من او را می‌شناسم
این دشمن را به‌رغم میل خود دوست می‌دارم، این شیطان شب مرا تسخیر
کرده. او می‌خواهد خود را عریان
نمایان سازد. سپس با تمسخر سرود:
آیا توعاشق حقیقت هستی؟
نقابی بر رخ زده‌ای که در پناه
نقاب ابلهان، کلمات دروغین،
آسمان‌های دروغین، زمین دروغین
به‌صورت ولگردی بی‌اعتماد
می‌خرامی. تو و عشق به حقیقت.
تو بیزار از حقایق متحجر شده‌ای
مانند گربه‌ای هستی که از پنجره‌ای
می‌جهی در تندرستی گناه‌کارانه
خود با زیبایی دروغین خود دزدانه
راه می‌روی مانند عقاب برای مدتی
طولانی خیره ای و ناگاه مانند تیر
شهاب حریصانه بر روی یک بره
فرود می‌آیی. امیال تو زیر هزاران
نقاب چنین است ای دیوانه!
ای شاعر! بشر را همچون صورت
خدا و گوسفند دیده‌ای.
من از سراب‌های حقیقت‌ام از امیال
نورانی و روشن‌ام از حقیقت تبعید
شده‌ام و چیزی جز یک ابله و یک
شاعر نیستم.
جادوگر چنین سرود و همه در دام
مکر او و تشویش او درافتادند. .
تنها مرد وجدانی و معنوی در دام
نیفتاد و فریاد برداشت:
به ما هوای تمیز برسانيد!
زرتشت را به‌داخل غار بخوانید!
ای مرد دروغین تو ما را به‌سوی
امیال ناشناس اغوا می‌کنی.
دریغا بر آزاد فکران که مواظب
خود نيستند! آزادی آن‌ها بر باد رفته
است. در شیون تو سحر نهفته است.
با تمام قوا عصمت و پاکدامنی را
به‌سوی شهوت می‌خوانی.
مرد وجدانی چنین گفت ولی
جادوگر پیر از پیروزی خود شادکام
شده بود و با صدای متواضعی گفت:
آرام گیر! ساکت شو!
بعد از آوازهای خوش باید مدتی
سکوت را حفظ کرد. تو آواز مرا درک نکرده‌ای؟
مرد وجدانی گفت: برو گمشو!
و اما شما این چیست که می‌بینم؟
من در پی امنیت بیشترم چون او
چنین روزی که همه‌چیز تکان خورده
و همهٔ زمین می‌لرزد، قوی‌ترین اراده
و محکم‌ترین قلعه‌هاست.
شما ترس بیشتر و خطر بیشتر
می‌جویید‌. شما آن‌کس که از خطر
دورتان می‌کند دوست ندارید‌
/ زیرا ترس یک حس اصلی و ارثی
بشر است.
/ با ترس همه‌چیز را می‌شود
توجیه کرد.
هم گناه اولیه و هم تقوای اولیه
تمام تقوای من از ترس سرچشمه
می‌گیرد.

📚 چنین گفت زرتشت - نیچه


● ادامه دارد
...📚
◽️ یکی از پایه‌های عقلانیتِ بشر

پرسش‌گری‌ست، انسان به‌اندازه‌ای
که پرسش، نقد و شک می‌کند
خردمند است. - سقراط
.
👍52
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚊 برنامهٔ ادبیات جهان

باصدای آقای ایرج گرگین
به معرفی فرانتس کافکا می‌پردازد.

• راینر ماریا ریکله
• آلبر کامو
• می‌لنا‌یزنسکا
• هرمان هسه

نظرات نویسندگان برتر،
کتاب‌هایش
و از زبان کافکا ;
زندگی‌شخصی‌اش را تماشا کنیم

#مستند

\\ عمری چکش برداشتم و بر
سر میخی که روی سنگ بود
کوبیدم. اکنون می‌فهمم که
هم چکش خودم بودم،
هم میخ وَ
هم سنگ ‌‌‌... || کافکا |

www.tgoop.com/ktabdansh 📚📚
...📚
👍32
کتاب دانش
.... داستان‌های کوتاه □○ مهمان آلبر کامو ترجمهٔ خانم مهوش قویمی به‌طرف راه باریک سرازیری پیش می‌رفت، اول او ناپدید شد و اسبش به‌دنبال او. صدای غلتیدن آرام سنگ بزرگی به‌گوش رسید. دارّ به‌طرف زندانی که حرکتی نمی‌کرد اما چشم از او برنمی‌داشت، برگشت.…
....

کاسه را زمین گذاشت، به کلاس
درس رفت و هفت‌تیر را در کشو
میز کارش جا داد.
وقتی به اتاق برگشت،
شب فرا می‌رسید. چراغ را روشن
کرد و غذای مرد عرب را کشید.
گفت: بخور.
مرد تکه‌ای کلوچه برداشت، به
سرعت به‌سمت دهان برد و از
حرکت بازایستاد. گفت:
- پس تو چی؟
- من‌هم بعد از تو می‌خورم.

لب‌های کلفت کمی باز شدند.
عرب دو دل ماند، سپس مصممانه
به کلوچه گاز زد. غذا که تمام شد،
مردعرب به آموزگار نگاه کرد.
- قاضی تو هستی؟
- نه، من تا فردا نگهت می‌دارم.
- چرا بامن غذا می‌خوری؟
- چون گرسنه‌ام.
مرد ساکت شد.
دارُ برخاست و بیرون رفت. از انبار
یک تختخواب سفری آورد، بین
میز و بخاری، عمود بر تخت خودش،
باز کرد. از چمدان بزرگی که در
گوشهٔ اتاق به‌شکل ایستاده گذاشته
بود و به‌عنوان قفسه استفاده می‌شد،
دو پتو بیرون کشید. سپس
بی‌حرکت ماند، احساس بی‌کاری کرد.
روی تختش نشست. دیگر کاری
برای انجام و چیزی برای تهیه
وجود نداشت. باید به آن مرد
نگاه می‌کرد.
بنابراین نگاهش کرد و کوشید تا
چهره‌اش را در بحران خشم تصور
کند‌. موفق نشد.
فقط نگاه غمگین، برق چشم‌ها و
دهان حیوانی‌اش را می‌دید.

با صدایی که لحن دشمنانه‌اش،
خودش را غافلگیر کرد، گفت:
- چرا او را کشتی؟
مرد عرب رویش را از دارُ برگرداند.
- فرار کرد، من دنبالش دویدم.
نگاهش را به‌سوی دار بالا گرفت
و چشم‌ها از نوعی استفهام
دردناک سرشار بود.
- حالا با من چکار می‌کنند؟
- می‌ترسی؟
عرب خودش را جمع و جور کرد
و چشم از او برگرداند.
- پشیمان هستی؟
عرب با دهان باز به او نگاه می‌کرد.
معلوم بود که چیزی نمی‌فهمد.
خشم بر دارُ مستولی می‌شد‌ و
در عین حال احساس می‌کرد که
با تن چاقش بین دو تختخواب،
ناشی و تصنعی به‌نظر می‌رسد.
بی‌صبرانه گفت:
- اینجا بخواب. این تخت توست.
مردعرب تکان نمی‌خورد.
دار صدا زد:
- بگو ببینم!
آموزگار نگاهش کرد.
- ژاندارم فردا می‌آید؟
- تو با ما می‌آیی؟
- نمی‌دانم، چطور؟
زندانی بلند شد و روی تخت،
روی پتوها، پاها به‌سمت پنجره،
دراز کشید.
نور چراغ مستقیمآ به چشم‌هایش
می‌افتاد.
چشم‌ها را فورا بست.

داستان‌های کوتاه
□○ مهمان
آلبر کامو

ادامه دارد

" دیگر بس است.
زین پس حرف‌های باطل را
باور نخواهیم کرد، همان‌طور که
دیگر از این بابت اطمينان خواهیم
داشت که آزادی هدیه‌ای نیست که
از جانب حاکمیت یا رهبری خاص
انتظار دریافتش را داشته باشیم.
بلکه هر روزه با تلاش فردی و
وحدت و اتحاد جمعی این دارایی
را از آنِ خود کنيم.
/ آفرینش پرمخاطره
ص ۸۲ / طاقچه کامو "

📚🌟🖊
👍21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#بدانیم که

ماری سالومنا اسکوذو فسکا کوری

💠 فیزیک‌دان و شیمی‌دان
لهستانی با تا تابعیت فرانسوی

💠 از پیشگامان پژوهش در زمینهٔ
واپاشایی هسته‌ای

تنها زن و اولین کسی بود که
دوبار جایزهٔ نوبل گرفت.
در دانشگاه فلایینگ ورشو تحصیل
کرد. خالص‌سازی ایزوتوپ‌های
پرتوزا و شناسایی دو عنصر
پلوتونیوم و رادیوم از جمله
دستاوردهای اوست. در طول
جنگ جهانی اول پرتونگاری قابل
حمل را توسعه داد تا به‌ کمک آن
امکان تصویربرداری پرتو ایکس
در بیمارستان‌های صحرایی فراهم
شود. او به کم‌خونی آپلاستیک
مبتلا شد. بدن او آلوده به
رادیواکتیو بود و بقایای او در
محفظه سربی قرار داده شد.
پس از گذشت ۶۰ سال از
مرگش جسد او به
پانتئون منتقل شد.

🆔 @ktabdansh📚📚
...📚
👍21
دانایان سکوت می‌کنند
با استعدادها گفتگو می‌کنند
وَ
ابلهان مجادله می‌کنند ‌‌..!
.
2👍1👏1👌1
▫️▫️ نامهٔ فوق ،

امیرکبیر
پسر ناصرالدین شاه را به‌جرم
رشوه از حکومت قم عزل کرده
و به شاه می‌نویسد:
فرستادم او را به تهران بیاورند
تا اعلیحضرت بدانند
ادارهٔ امور مملکت با توصيهٔ
عمه و خاله نمی‌شود.

...📚
4👍2💯1
کتاب دانش
.... انسان درحقیقت حیوانی وحشی و تنفرانگیز است که ما او را درحالت رام و مهارشده می‌شناسیم، این حالت را تمدن ناميده‌اند. 📖 مطالعه قسمت ۶ ۱۰ - کسی‌ را که به سؤال‌هایت جواب منفی می‌دهد گول بزن اگر دیدی طرف‌مقابل به سوال‌هایی که قراه…
....

سرنوشت ممکن است
تغییر کند. اما تغییر شخصیت
ممکن نیست.

#آرتور_شوپنهاور

📖 مطالعه
قسمت ۷

۱۳ - با رد دلیل نقض موافقت کن

برای این‌که طرف مقابل رو به یک
پیشنهاد وادار کنی ؛
لازمه که اون رو بین ضد خواسته
خودت هم قرار بدی. به‌طوری‌که
بین پیشنهادت و ضد‌پیشنهاد،
تضاد شدیدی باشه و قضیه رو
ساخته و پرداخته کنی که همان
پیشنهاد اولیه رو بپذیره.
مثال؛ ما باید در همهٔ امور از
والدین خود اطاعت کنیم یا
نکنیم؟
یا واژهٔ اغلب درکنار معدود قرار
می‌گیره یا زیاد؟
اون میگه زیاد. بنابراین تناقض
در گفتار اون رو وادار به انتخاب
شما خواهد کرد.

۱۴ - به‌رغم شکست، مدعی
پیروزی باش.

این ترفند گستاخانه را این‌طوری
اجرا کن: اگه پاسخ‌های طرف‌مقابل
به پرسش‌های شما نتیجهٔ مطلوبت
نبود، نتیجهٔ دلخواهت رو طوری
بیان کن - که گویا به اثبات
رسیده و آن را با لحن پیروزمندانه
اعلام کن. اگه طرف‌مقابل خجالتی
یا ساده باشه و شما هم خوش‌بیان
و گستاخ باشید؛ این ترفند
جواب می‌ده.

۱۵ - قضیه‌های ظاهرآ بی‌معنی
به‌کار ببر

اگر موضوعی را تناقض‌آمیز
بیان کردی ( یعنی موضوعی که
هم کیفی و هم کمی ) و در
اثبات آن با مشکل مواجه شدید؛
اول - موضوع صحیح را اعلام
کن و منتظر رد یا پذیرفتن آن
باش بعد به‌گونه‌ای عمل کن که
انگار قراره نتیجهٔ اثبات نهایی
را دریافت کنی. اگه اون شک
کرد که نیرنگی در کاره، نظر شما
رو رد می‌کنه پس - شما هم از
این فرصت استفاده کنید و
پاسخ اون رو رد کنید تا پیروز
شوید. اگر حرف‌های شما را
قبول کرد، به‌فکر نقشه‌های جدید
باشید. در این ترفند گستاخی
فراوان نیاز است که البته در
بسیاری موارد به‌طور غریزی
انجام می‌شود.

|| هنر همیشه بر حق بودن
۳۸ راه برای پیروزی زمانی‌که
شکست خورده‌اید
/ شوپنهاور

● ادامه دارد

...📚
2👍2
" قُلا " در ادبیات به چه معناست؟
Anonymous Quiz
5%
جنگ
51%
کمین
44%
سپر
❇️ آشنایی با #مشاهیر

زنده‌یاد علی‌اکبر سعیدی‌سیرجانی

ادیب، پژوهشگر، نویسنده و
منتقد فعال سیاسی

۲۰ آذر ۱۳۱۰ - ۶ آذر ۱۳۷۳
از کرمان به دانشگاه تهران رفت
و رشتهٔ فلسفه خواند و با
محمد معین برای لغت‌نامهٔ دهخدا
همکاری کرد. با مقاله‌های خود
دربارهٔ حکومت مورد انتقاد
قرار گرفت. پس از چندی بازداشت
شد و اتهاماتی ازجمله؛ اقدام علیه
امنیت ملی، جاسوسی و... بر او
وارد آمد. گروه نویسندگان ایران
با بیش از ۶۰ امضا معترض به
دستگیری وی شدند.
حسین شریعتمداری و سعید امامی
نیز در سایر اتفاقات دخیل بوده‌اند.
از آثار او می‌توان به؛
- بیچاره اسفندیار
- ضحاک ماردوش
- آشوب یادها
- ته بساط
- زیر خاکستر و همچنین گردآوری
و انتشار کتاب بیداری ایرانیان
به قلم ناظم‌الاسلام کرمانی
اشاره کرد. وی در زمینهٔ
ادبیات فارسی، عرفان و
تاریخ ایران، فردی خبره و
کارشناس بود. پرهیز از ریا و
تزویر ، لحن و نوع بیان گرم و
طنز، خشم، شادی و اندوه در
شیوهٔ نگارش او به مذاق اهل
ادب خوش می‌نشیند.

📚#کتاب_دانش
.
👍5
Audio
📚🎧 #کلبه_عمو_تم

نویسنده: هریت بیجر استو

این مرد کوتاه قد و چاق
بود چهره‌اش خطوطی
متعارفی و خشن داشت
از روش وقیح و پرمدعای
او پیدا بود که مردی‌ست
تهی و بی‌مایه که می‌خواهد
هرطور شده راهی بیابد
و خودش را در اجتماع
جا کند در لباس
پوشیدنش افراط‌کاری
و مبالغه به‌چشم می‌خورد
... دست‌های کوتاه و پهن
این مرد با انگشترهای
متعدد زینت شده بود
عادت داشت هنگامی‌که
صحبتش گرم می‌شد این
خوشه جواهر را تکان
دهد ..

قسمت ۲

...📚
👍1
همه‌چیز از صافیِ درد می‌گذرد.

#آلفونس_دوده
📚🌖
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر نتوانید مهارت لذت‌بردن
از هر آنچه را که در زندگی
دارید، در خودتان ایجاد کنید؛
مطمئن باشید
با بیشتر به‌دست آوردن
هرچیز، هرگز خوشحال‌تر
نخواهید شد...

|| باربارا دی آنجلیس



همهٔ ما به فضایی نیاز داریم
که در آن راحت باشیم؛
فضایی که در آن به‌یاد بیاوریم
چه‌کسی هستیم و چه‌چیزی
برایمان مهم است؛
وقفه‌ای در زمان که اجازه دهد
شادی و لذت زندگی کردن به
خود‌آگاهمان بازگردد.

|| نینا سنکویچ

...📚
👍1
هنر_حاضر_جوابی_و_طنازی_پاتریک_کینگ.pdf
9 MB
این کتاب پنج فصل دارد

- مثل یک رودخانه جاری باشید
- هیچ‌وقت مطلق حرف نزنید
- از توضیحات مضاعف
استفاده کنید

#پاتریک_کینگ
در کتابِ
📚 هنر حاضر‌جوابی و طنازی

به خواننده کمک می‌کند تا در
موقعیت‌های اجتماعی مختلف
اعتمادبه‌نفس و راه‌کارهای متنوع
و فوری را برای مکالمات و برقراری
ارتباط فراهم کند. مثال‌ها و
نکات قابل اجرا.

حرف‌هایتان در گام اول
یک ارزش نسبی دارد
شما گوگل‌مپ هستید
اما خاموشید!
واکنش‌ها مهم هستند..

📚#هنر_حاضر_جوابی_و_طناری

www.tgoop.com/ktabdansh 📚
.
👍1
کتاب دانش
.... 📖 مطالعه 🧩 قطعات تفکر 🖊 امیل_سیوران ساموئل بکت در مورد سیوران نوشته؛ در ویرانه‌های تو، من خود را در پناه، احساس می‌کنم. کتابِ قطعات تفکر غریب نیست؛ درواقع اشاره به چیزهایی دارد که ما همیشه می‌دانستیم اما در موردش فکر نمی‌کردیم. یک دیالکتیک…
...

📖 مطالعه

۵ - رنج یگانه علت آگاهی
است ( داستایفسکی )
انسان‌ها بر دو دسته تقسیم می‌شوند:

آنهایی که این را می‌فهمند و
آنهایی که نمی‌فهمند.
[ این جمله داستایفسکی؛
آیا شایستگی رنج‌هایم را دارم؟ ]

- قیاس‌های صوری تلخی

۱ - انسان فاجعه ترشح می‌کند.

[ مصیبت؟ اشتباه؟ جنگ؟
فکر کنید فاجعه یعنی چی ]

۲ - آیا می‌توان به‌غیر از
خویش و خدا ، از چیز دیگری
صادقانه گفت؟
[ گفتگوی آزاد و نظر واقعی
دربارهٔ خودمان و خدا ]

۳ - اگر می‌خواهید بیماران روانی
بیشتر شوند، اختلالات ذهنی
تشدید گردد و در هر گوشهٔ شهر
تیمارستانی ساخته شود
دشنام را ممنوع کنید :/
آن‌وقت به خواص
رهایی‌بخش، کارکرد روان‌درمانی
آن و برتری‌اش بر تمام روش‌های
دیگر از قبیل روان‌کاوی، یوگا و
کلیسا پی‌خواهید برد.‌
به‌خصوص دریافت خواهید
یافت که اگر اکثر ما دیوانه یا
جنایتکار نشده‌ایم، فقط به‌دلیل
اثرات شگفت‌آور و امداد لحظه‌ای
بوده است.

[ خالی‌کردن خشم با ناسزا
در این مورد هم تجربه و هم
آثار آن در اجتماع ملموس هست.
این‌که اثرات روانی آن
چگونه است، جای بحث داره ]

۴ - چقدر خودم را به آن پیرزن
دیوانه نزدیک احساس می‌کنم که
به‌دنبال زمان می‌دوید و می‌خواست
تکه‌ای زمان به‌چنگ آورد!

[ ازدست‌دادن زمان، وقتی
مفهوم پیدا می‌کنه که دیر شده؟
فکر کنیم... ]

🧩 قطعات تفکر
🖊 امیل_سیوران

نشر مرکز
ص ۴۳ - ۴۴

ادامه دارد

...📚
👍5
2025/08/30 12:00:24
Back to Top
HTML Embed Code: