✍️فولاد مبارکه، فولاد در ژاپن، فولاد در آمریکا یا فولاد در چین؟
(تاملی درباره صنعت فولاد)
🖊محمدرضا اسلامی
🔷 پیش از پرداختن به بحث #فولاد_مبارکه ضروری است که نگاهی داشته باشیم به اینکه اساسا جایگاه ایران در صنعت فولاد دنیا در کجاست؟ و کشور در چه جایگاه جهانی قرار می گیرد؟
🔴 ایران در فولاد کجاست؟ و مبارکه کجاست؟
فولاد، یک محصول اساسی در توسعه کشورها محسوب می شود و هر کشوری برای قرارگیری در مسیر توسعه، نیاز جدی به فولاد در صنایع مختلف و طرحهای زیربنایی دارد.
صنعت فولاد جزء "صنایع مادر" محسوب می شود . امروز در جهان میزان تولید فولادِ یک کشور ارتباط مستقیمی با توسعه داشته و بسیاری از صنایع کشورها وابستگی شدید به فولاد دارند.
انجمن جهانی فولاد در بروسل بلژیک قرار دارد و همه ساله گزارش تولید کشورها را منتشر می کند.
🔷گزارش زیر مربوط به تولیدات سال گذشته است:
(واحد برآورد تولید فولاد، «میلیون تُن در سال» است)
✳️ تولید فولاد در سال 2021:
✔️ایران: 28 میلیون تن
✔️ آمریکا: 85 میلیون تن
✔️ ژاپن: حدود 100 میلیون تن
✔️چین: کمی بیش از 1000 میلیون تن!
نکات گزارش:
▪️یعنی تولید فولاد ژاپن حدودا 4 برابر ایران است و تولید فولاد چین بیش از 10 برابر ژاپن است.
▪️نکته جالب دیگر در این گزارش اینکه تولید فولاد ترکیه حدودا برابر با تولید فولاد آلمان است (40 میلیون تن)
▪️در روزهای پایانی سال ۹۹ فولاد مبارکه به رکورد تولید بیش از ۱۰ میلیون تُن فولاد خام دست یافت.
🔵کمر فولاد را شکستیم
سوال اساسی اینجاست که چطور در ژاپن که نه منابع گاز هست و نه سنگ آهن (!) سالانه 100 میلیون تن فولاد تولید می شود؟ (این لینک) و سوال دیگر اینکه چطور در چین که 10 برابر ژاپن فولاد تولید می شود مسئله تخلفات مالی و اختلاس و... در چنین صنعت عظیمی کنترل می شود؟ چطور گزارشهایی مشابه گزارش اخیر #فولاد_مبارکه منتشر نمی شود؟
صنعت فولاد یک صنعت قدیمی در ایران محسوب می شود و از این لحاظ در کشور غیر صنعتی ایران، این صنعت «ریشه» و بُنیه دارد.
شرکت ملی فولاد ایران در سال ۱۳۳۸ به نام شرکت ملی ذوب آهن ایران تشکیل شد. یعنی یک صنعت 63 ساله.
با کشف و اثبات وجود ذخایر عظیم گاز طبیعی کشور و توسعه روش احیاء مستقیم در دنیا، ایجاد صنایع فولاد به روش احیاء مستقیم مورد توجه قرار گرفت و شرکت ملی صنایع فولاد ایران در سال ۱۳۵۱ با هدف ایجاد واحدهای فولاد سازی به روش احیاء مستقیم تأسیس گردید.
🔵 اینکه انتشار یک گزارش مانند گزارش اخیر، چه ضربه کاری و اساسی به کمر این صنعت وارد می کند نیاز به شرح و بسط ندارد.
در #چین که ده ها واحد تولید فولاد بزرگتر از فولاد مبارکه وجود دارد، قطعا اختلاف دیدگاه در برخی قراردادهای مالی/سیاستهای اداره کارخانه وجود دارد، ولی این اختلاف دیدگاهها و تخلفات از طریق کارشناسی بررسی می شود و ماجرا در «رسانه» و کفِ دست و در موبایلهای افکار عمومی حل نمی شود.
🔵امروز در افکار عمومی چنین نقش بسته که در فولاد مبارکه 92 هزار میلیارد تومان #اختلاس شده است. این تلقی عمومی وحشتناک است. ما با این کار کمرِ یکی از قدیمی ترین صنایع خود را شکستیم. سرمایه اجتماعی و آبروی ده ها مدیر و صدها مهندس ارشد یک شرکت را بردیم. کاری کردیم که یکی از موفقترین واحدهای صنعتی کشور، در افکار عمومی مترادف شود با «اختلاسگاه».
🔴مه آفرید خسروی
حال که بحث فولاد پیش آمده ضروری است که یادی کنیم از کسی که گروه ملی صنعتی فولاد ایران در #خوزستان را خرید و کارش به اعدام کشید.
مساله اساسی در کشور ما این است که میان «ادارۀ دولتی» بنگاههای بزرگ صنعتی یا «واگذاری» آنها به بخش خصوصی «بلاتکلیف» آویزان مانده ایم. ما بخش خصوصیِ قوی مانند ژاپن، آلمان نداریم؛ و وقتی که کارخانه فولاد را واگذار می کنیم حاصلش می شود مه آفرید. وقتی هم که واگذار نمی کنیم حاصلش می شود مبارکه.
نه واگذاری به «بخش خصوصی»(؟) با آن روش صحیح است و نه مفتضح کردنِ یک مجموعه دولتی به این شکل درست است.
اصلِ ماجرا این است: ما بلاتکلیفیم.
آقای طیب نیا راحت می گفت: سازمان دولتی یعنی رانت و... ولی نمی گفت که سازمانِ خصوصیِ واقعی را چطور شکل دهیم که انتهای کارش به مه آفرید ختم نشود؟
🔵برویم و بیاموزیم
مساله این نیست که «تکنولوژیِ تولید فولاد» را بلدیم. مساله اساسی این است که ما نمی دانیم «دیگران» برای ادارۀ بنگاههای بزرگ چه کرده اند؟ ما نه ژاپن را درست می شناسیم و نه چین را. نه حتی آلمان را. با آمریکا هم که قهریم.
ما باید اذعان کنیم به اینکه نیاز داریم بیاموزیم. همیشه به دنبالِ فن آوری بوده ایم، ولی باید برویم و تلمّذ کنیم و ببینیم که در واحد فولاد سومی تومو ژاپن یا در Baowu Group چین (که 11 برابر فولاد مبارکه است) چگونه به تخلفات رسیدگی می شود؟ و چگونه حیثیتِ یک واحد صنعتی عظیم با 300 برگه کاغذ آ-چهار نابود نمی شود؟
www.tgoop.com/solseghalam
(تاملی درباره صنعت فولاد)
🖊محمدرضا اسلامی
🔷 پیش از پرداختن به بحث #فولاد_مبارکه ضروری است که نگاهی داشته باشیم به اینکه اساسا جایگاه ایران در صنعت فولاد دنیا در کجاست؟ و کشور در چه جایگاه جهانی قرار می گیرد؟
🔴 ایران در فولاد کجاست؟ و مبارکه کجاست؟
فولاد، یک محصول اساسی در توسعه کشورها محسوب می شود و هر کشوری برای قرارگیری در مسیر توسعه، نیاز جدی به فولاد در صنایع مختلف و طرحهای زیربنایی دارد.
صنعت فولاد جزء "صنایع مادر" محسوب می شود . امروز در جهان میزان تولید فولادِ یک کشور ارتباط مستقیمی با توسعه داشته و بسیاری از صنایع کشورها وابستگی شدید به فولاد دارند.
انجمن جهانی فولاد در بروسل بلژیک قرار دارد و همه ساله گزارش تولید کشورها را منتشر می کند.
🔷گزارش زیر مربوط به تولیدات سال گذشته است:
(واحد برآورد تولید فولاد، «میلیون تُن در سال» است)
✳️ تولید فولاد در سال 2021:
✔️ایران: 28 میلیون تن
✔️ آمریکا: 85 میلیون تن
✔️ ژاپن: حدود 100 میلیون تن
✔️چین: کمی بیش از 1000 میلیون تن!
نکات گزارش:
▪️یعنی تولید فولاد ژاپن حدودا 4 برابر ایران است و تولید فولاد چین بیش از 10 برابر ژاپن است.
▪️نکته جالب دیگر در این گزارش اینکه تولید فولاد ترکیه حدودا برابر با تولید فولاد آلمان است (40 میلیون تن)
▪️در روزهای پایانی سال ۹۹ فولاد مبارکه به رکورد تولید بیش از ۱۰ میلیون تُن فولاد خام دست یافت.
🔵کمر فولاد را شکستیم
سوال اساسی اینجاست که چطور در ژاپن که نه منابع گاز هست و نه سنگ آهن (!) سالانه 100 میلیون تن فولاد تولید می شود؟ (این لینک) و سوال دیگر اینکه چطور در چین که 10 برابر ژاپن فولاد تولید می شود مسئله تخلفات مالی و اختلاس و... در چنین صنعت عظیمی کنترل می شود؟ چطور گزارشهایی مشابه گزارش اخیر #فولاد_مبارکه منتشر نمی شود؟
صنعت فولاد یک صنعت قدیمی در ایران محسوب می شود و از این لحاظ در کشور غیر صنعتی ایران، این صنعت «ریشه» و بُنیه دارد.
شرکت ملی فولاد ایران در سال ۱۳۳۸ به نام شرکت ملی ذوب آهن ایران تشکیل شد. یعنی یک صنعت 63 ساله.
با کشف و اثبات وجود ذخایر عظیم گاز طبیعی کشور و توسعه روش احیاء مستقیم در دنیا، ایجاد صنایع فولاد به روش احیاء مستقیم مورد توجه قرار گرفت و شرکت ملی صنایع فولاد ایران در سال ۱۳۵۱ با هدف ایجاد واحدهای فولاد سازی به روش احیاء مستقیم تأسیس گردید.
🔵 اینکه انتشار یک گزارش مانند گزارش اخیر، چه ضربه کاری و اساسی به کمر این صنعت وارد می کند نیاز به شرح و بسط ندارد.
در #چین که ده ها واحد تولید فولاد بزرگتر از فولاد مبارکه وجود دارد، قطعا اختلاف دیدگاه در برخی قراردادهای مالی/سیاستهای اداره کارخانه وجود دارد، ولی این اختلاف دیدگاهها و تخلفات از طریق کارشناسی بررسی می شود و ماجرا در «رسانه» و کفِ دست و در موبایلهای افکار عمومی حل نمی شود.
🔵امروز در افکار عمومی چنین نقش بسته که در فولاد مبارکه 92 هزار میلیارد تومان #اختلاس شده است. این تلقی عمومی وحشتناک است. ما با این کار کمرِ یکی از قدیمی ترین صنایع خود را شکستیم. سرمایه اجتماعی و آبروی ده ها مدیر و صدها مهندس ارشد یک شرکت را بردیم. کاری کردیم که یکی از موفقترین واحدهای صنعتی کشور، در افکار عمومی مترادف شود با «اختلاسگاه».
🔴مه آفرید خسروی
حال که بحث فولاد پیش آمده ضروری است که یادی کنیم از کسی که گروه ملی صنعتی فولاد ایران در #خوزستان را خرید و کارش به اعدام کشید.
مساله اساسی در کشور ما این است که میان «ادارۀ دولتی» بنگاههای بزرگ صنعتی یا «واگذاری» آنها به بخش خصوصی «بلاتکلیف» آویزان مانده ایم. ما بخش خصوصیِ قوی مانند ژاپن، آلمان نداریم؛ و وقتی که کارخانه فولاد را واگذار می کنیم حاصلش می شود مه آفرید. وقتی هم که واگذار نمی کنیم حاصلش می شود مبارکه.
نه واگذاری به «بخش خصوصی»(؟) با آن روش صحیح است و نه مفتضح کردنِ یک مجموعه دولتی به این شکل درست است.
اصلِ ماجرا این است: ما بلاتکلیفیم.
آقای طیب نیا راحت می گفت: سازمان دولتی یعنی رانت و... ولی نمی گفت که سازمانِ خصوصیِ واقعی را چطور شکل دهیم که انتهای کارش به مه آفرید ختم نشود؟
🔵برویم و بیاموزیم
مساله این نیست که «تکنولوژیِ تولید فولاد» را بلدیم. مساله اساسی این است که ما نمی دانیم «دیگران» برای ادارۀ بنگاههای بزرگ چه کرده اند؟ ما نه ژاپن را درست می شناسیم و نه چین را. نه حتی آلمان را. با آمریکا هم که قهریم.
ما باید اذعان کنیم به اینکه نیاز داریم بیاموزیم. همیشه به دنبالِ فن آوری بوده ایم، ولی باید برویم و تلمّذ کنیم و ببینیم که در واحد فولاد سومی تومو ژاپن یا در Baowu Group چین (که 11 برابر فولاد مبارکه است) چگونه به تخلفات رسیدگی می شود؟ و چگونه حیثیتِ یک واحد صنعتی عظیم با 300 برگه کاغذ آ-چهار نابود نمی شود؟
www.tgoop.com/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
شرکت دولتی یعنی …
بسیار خب! اما شرکت خصوصی یعنی چه؟
🔻🔻
@solseghalam
بسیار خب! اما شرکت خصوصی یعنی چه؟
🔻🔻
@solseghalam
👍54👏5👎4❤1
تویوتا یا جنرال موتورز؟ تفاوت در دو نگرش ...
🔈فایل تصویری و صوتی
(مروری بر "عمر" بنگاههای بزرگ صنعتی-اقتصادی)
⭕️ خلاصه آنچه در این نشست مطرح شد:
✔️ (ضمن مروری بر تاریخچه تویوتا) درآمد مدیرعامل #تویوتا با درآمد مدیرعامل جنرال_موتورز مقایسه شده،
✔️ رئیس هیات مدیره تویوتا (یا پدرِ پروژۀ «تویوتا پِریوس») معرفی شده
و در خصوص جایگاهِ او در تصمیمات صحبت شده،
✔️ درباره مکانیزمِ انتخابِ مدیرعاملِ فعلی تویوتا در جوانی (53 سالگی!) صحبت شد،
✔️دربارۀ «تفاوت نگاه به مدیر ارشد» در ژاپن و آمریکا گفتگو شده،
✔️ گزارش مالیِ سال گذشتۀ این دو هولدینگ صنعتی، با هم مقایسه شد:
تیراژ ۱۰ میلیون خودرو «ساخت تویوتا» و ۶میلیون و هشتصدهزار خودرو «ساخت جنرال موتورز»،
✔️ یادکردی از سرنوشتِ تلخ آقای کارلوس گون (مدیرعامل مغضوب #نیسان) در مقابل ایلان ماسک،
✔️ در خصوص نقش و «جایگاه هیات مدیره یک شرکت» در «عمر شرکت» صحبت شد،
✔️ داری به زمین میخوریکاپیتان!
درباره این جمله و نقش آن در ورشکستگی و زمین خوردنِ #توشیبا بحث شد (نحوۀ تعاملِ «مدیریتِ میانی با هیات مدیرۀ یک هلدینگ» و تجربه تلخ توشیبا)؛ و مثال مشابهِ آن: بحران نیروگاه هسته ای فوکوشیما،
…
▪️▪️▪️
لینک فایل تصویری در آپارات:
https://www.aparat.com/v/smt9f
لینک فایل صوتی در کست باکس:
https://castbox.fm/vb/520960181
▪️مدت زمان: یک ساعت و 4 دقیقه (پرسش و پاسخ: 39 دقیقه)
*با تشکر از زحمات جناب درستکار و همکاران ارجمندشان در برگزاری نشست - مرداد 1401
دیدی آن قهقهۀ کبکِ خرامان حافظ؟/
که ز سر پنجۀ شاهینِ قضا غافل بود
🌐 www.tgoop.com/solseghalam
🔈فایل تصویری و صوتی
(مروری بر "عمر" بنگاههای بزرگ صنعتی-اقتصادی)
⭕️ خلاصه آنچه در این نشست مطرح شد:
✔️ (ضمن مروری بر تاریخچه تویوتا) درآمد مدیرعامل #تویوتا با درآمد مدیرعامل جنرال_موتورز مقایسه شده،
✔️ رئیس هیات مدیره تویوتا (یا پدرِ پروژۀ «تویوتا پِریوس») معرفی شده
و در خصوص جایگاهِ او در تصمیمات صحبت شده،
✔️ درباره مکانیزمِ انتخابِ مدیرعاملِ فعلی تویوتا در جوانی (53 سالگی!) صحبت شد،
✔️دربارۀ «تفاوت نگاه به مدیر ارشد» در ژاپن و آمریکا گفتگو شده،
✔️ گزارش مالیِ سال گذشتۀ این دو هولدینگ صنعتی، با هم مقایسه شد:
تیراژ ۱۰ میلیون خودرو «ساخت تویوتا» و ۶میلیون و هشتصدهزار خودرو «ساخت جنرال موتورز»،
✔️ یادکردی از سرنوشتِ تلخ آقای کارلوس گون (مدیرعامل مغضوب #نیسان) در مقابل ایلان ماسک،
✔️ در خصوص نقش و «جایگاه هیات مدیره یک شرکت» در «عمر شرکت» صحبت شد،
✔️ داری به زمین میخوریکاپیتان!
درباره این جمله و نقش آن در ورشکستگی و زمین خوردنِ #توشیبا بحث شد (نحوۀ تعاملِ «مدیریتِ میانی با هیات مدیرۀ یک هلدینگ» و تجربه تلخ توشیبا)؛ و مثال مشابهِ آن: بحران نیروگاه هسته ای فوکوشیما،
…
▪️▪️▪️
لینک فایل تصویری در آپارات:
https://www.aparat.com/v/smt9f
لینک فایل صوتی در کست باکس:
https://castbox.fm/vb/520960181
▪️مدت زمان: یک ساعت و 4 دقیقه (پرسش و پاسخ: 39 دقیقه)
*با تشکر از زحمات جناب درستکار و همکاران ارجمندشان در برگزاری نشست - مرداد 1401
دیدی آن قهقهۀ کبکِ خرامان حافظ؟/
که ز سر پنجۀ شاهینِ قضا غافل بود
🌐 www.tgoop.com/solseghalam
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
سلسله نشست های آینده سازان با محوریت توسعه بینش و نگرش
دکتر اسلامی در آغاز سخنان خود با تأسی به ابیاتی از حافظ، تصویرگریهای حافظ را در این دو بیت شگفتانگیز خواند:
راستی خاتم فیروزه بواسحقی
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ؟
که ز سر پنجه شاهین قضا غافل بود
چرا که انبوهی از تناقض و…
راستی خاتم فیروزه بواسحقی
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ؟
که ز سر پنجه شاهین قضا غافل بود
چرا که انبوهی از تناقض و…
👍31👏3❤2👌1
…و چرا دوست داشتن؟
(لطیفه ای ست نهانی که عشق از او خیزد!)
چرا برخی دوست داشتنی هستند؟ چرا برخی مِهر ها بر دل می نشیند؟
در دنیای امروز که برای بسیاری از ذهنها یک «تجارتخانه بزرگ» است و هر «رابطه ای» یک #فرصت برای «بیزینس» ، هنوز هستند انسانهایی که زیستنشان، و رفتارشان، بوی معامله گری نمی دهد.
البته که مفهوم
Opportunity
را نیک درک می کنند ولی
Opportunist
نیستند. عاجز از تجارت نیستند ولی تاجر نشدند. اینها کم اند ولی هستند.
#ساعد_باقری دوست داشتنی است نه فقط بخاطر تخصص، تسلط و اِشرافش بر حوزه کاری و نه بخاطر آنکه استاد ادب و غزل و متون کهن فرهنگ فارسی است، و نه حتی بخاطر حنجره گرمش، بلکه به واسطه زیگزاگی حرکت نکردنش.
دوست داشتنی است به دلیلِ خلوص در رفتار و یکرنگی در نوعِ بودن.
رشک برانگیز است برخی زیستن ها.
«خوب بودن» را بسیاری از انسانها (بواسطه فطرت) دوست دارند ولی «خوب ماندن» است که سخت است و دشوار.
ساعد باقری از آنهاست که خوب بود و خوب ماند!
ماند تا دلِ ما به ماتم ننشیند و سروده مولانا را نخواند! که:
گوشم شنید قصّه ی ایمان و مست شد/
کو قِسمِ چشم؟ صورتِ ایمانم آرزوست!
بله ما آرزو به دل (آنگونه که #مولانا می گوید) نمانده ایم که «قِسمِ چشم اند اینها».
اینها که میتوانند به وسعتِ یک عمر، مستدام و خطی حرکت کنند.
نه زیگزاگی و جهشی.
*سالروز تولد استاد ساعد باقری
▪️▪️▪️
مِهر خوبان دل و دین از همه بی پروا برد/
رخِ شطرنج نبُرد آنچه رخ زیبا برد
تو مپندار که مجنون سرِ خود مجنون گشت/
از سمک تا به سهایش کششِ لیلا برد
(لطیفه ای ست نهانی که عشق از او خیزد!)
چرا برخی دوست داشتنی هستند؟ چرا برخی مِهر ها بر دل می نشیند؟
در دنیای امروز که برای بسیاری از ذهنها یک «تجارتخانه بزرگ» است و هر «رابطه ای» یک #فرصت برای «بیزینس» ، هنوز هستند انسانهایی که زیستنشان، و رفتارشان، بوی معامله گری نمی دهد.
البته که مفهوم
Opportunity
را نیک درک می کنند ولی
Opportunist
نیستند. عاجز از تجارت نیستند ولی تاجر نشدند. اینها کم اند ولی هستند.
#ساعد_باقری دوست داشتنی است نه فقط بخاطر تخصص، تسلط و اِشرافش بر حوزه کاری و نه بخاطر آنکه استاد ادب و غزل و متون کهن فرهنگ فارسی است، و نه حتی بخاطر حنجره گرمش، بلکه به واسطه زیگزاگی حرکت نکردنش.
دوست داشتنی است به دلیلِ خلوص در رفتار و یکرنگی در نوعِ بودن.
رشک برانگیز است برخی زیستن ها.
«خوب بودن» را بسیاری از انسانها (بواسطه فطرت) دوست دارند ولی «خوب ماندن» است که سخت است و دشوار.
ساعد باقری از آنهاست که خوب بود و خوب ماند!
ماند تا دلِ ما به ماتم ننشیند و سروده مولانا را نخواند! که:
گوشم شنید قصّه ی ایمان و مست شد/
کو قِسمِ چشم؟ صورتِ ایمانم آرزوست!
بله ما آرزو به دل (آنگونه که #مولانا می گوید) نمانده ایم که «قِسمِ چشم اند اینها».
اینها که میتوانند به وسعتِ یک عمر، مستدام و خطی حرکت کنند.
نه زیگزاگی و جهشی.
*سالروز تولد استاد ساعد باقری
▪️▪️▪️
مِهر خوبان دل و دین از همه بی پروا برد/
رخِ شطرنج نبُرد آنچه رخ زیبا برد
تو مپندار که مجنون سرِ خود مجنون گشت/
از سمک تا به سهایش کششِ لیلا برد
Telegram
ارزیابی شتابزده
❤22👍18👏4👎1
Deleted Account
Voice message
بخشهای مختلف خندوانه از سالهای پیش را برای بچه هایم می گذارم که ببینند. حسب اتفاق این قسمت را می دیدیم که آقای سامان احتشامی پیانیست به ملودی ساری گلین اشاره می کند و می گوید که ترکی بلد نیستم بخوانم ولی به ترانه «خانه بر دوش» اشاره می کند که بر روی این ملودی قرار گرفته و [با تعبیر نازنین] از سراینده ترانه ذکر نام می کند و آن قطعه از آلبومِ هنگامه را می خواند و ….
اینکه یک اهل موسیقی و پیانیست از میان آنهمه قطعه و “امکان انتخاب” ، خانه بر دوش را انتخاب کرد و خواند، جالب بود.
https://youtu.be/zNhwv9MV8uQ
اینکه یک اهل موسیقی و پیانیست از میان آنهمه قطعه و “امکان انتخاب” ، خانه بر دوش را انتخاب کرد و خواند، جالب بود.
https://youtu.be/zNhwv9MV8uQ
YouTube
وقتی خفنترین پیانیست ایران جلوی حرکات جنابخان کم میاره! 🤣😂 رسما قاطی کرده!
جنابخان سامان احتشامی رو با هنرش پوکوووند 😨😍😂
پیانوی خیالی جناب خان از صدتا پیانو واقعی صداش کوک تره! 🔥🔥
جنابخان شخصیتی عروسکی است که ابتدا در مجموعه نمایش خانگی کوچه مروارید در نقش لبو فروش آبادانی و سپس در سری دوم، سوم،
پنجم و ششم و هفتم مجموعه خندوانه…
پیانوی خیالی جناب خان از صدتا پیانو واقعی صداش کوک تره! 🔥🔥
جنابخان شخصیتی عروسکی است که ابتدا در مجموعه نمایش خانگی کوچه مروارید در نقش لبو فروش آبادانی و سپس در سری دوم، سوم،
پنجم و ششم و هفتم مجموعه خندوانه…
👍12❤3👏2👎1
اصل ترانه از آلبوم هنگامه در آپارات
https://www.aparat.com/v/6XCOs/خانه_بر_دوش_._علیرضا_افتخاری
لینک در ساندکلاود
https://on.soundcloud.com/uPN73z7SPVMsUJMv7
لینک در یوتیوب
https://youtu.be/XnkAZLXHDl0
▪️▪️▪️
اجرای شگفت و بیاد ماندنی حسین علیزاده و ژیوان گاسپاریان (لینک در آپارات)
https://www.aparat.com/v/Y0Xqc
لینک ساری گلین حسین علیزاده و ژیوان گاسپاریاندر ساندکلاود
https://on.soundcloud.com/ZftW6kiJcU4DwTEv6
▪️▪️▪️
اجرای حسین علیزاده با محمد معتمدی با حال و هوایی دیگر
https://youtu.be/GGn91AFQOnY
https://www.aparat.com/v/6XCOs/خانه_بر_دوش_._علیرضا_افتخاری
لینک در ساندکلاود
https://on.soundcloud.com/uPN73z7SPVMsUJMv7
لینک در یوتیوب
https://youtu.be/XnkAZLXHDl0
▪️▪️▪️
اجرای شگفت و بیاد ماندنی حسین علیزاده و ژیوان گاسپاریان (لینک در آپارات)
https://www.aparat.com/v/Y0Xqc
لینک ساری گلین حسین علیزاده و ژیوان گاسپاریاندر ساندکلاود
https://on.soundcloud.com/ZftW6kiJcU4DwTEv6
▪️▪️▪️
اجرای حسین علیزاده با محمد معتمدی با حال و هوایی دیگر
https://youtu.be/GGn91AFQOnY
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
خانه بر دوش . علیرضا افتخاری
آه ای صباچون تو مدهوشم منخود فراموشم منخانه بر دوشم منخانه بر دوشمن در پی اش کو به کو افتادمدل به عشقش دادمحلقه در گوشم منحلقه در گوشگر در کویش برسی برساناین پیام مرابی چراغ رویتمن ندارم دیگرتاب این شب های سرد و خاموشهرگز هرگز باور نکنمعهد و پیمان ما شد فراموشای…
❤8👏4👍2
✍️آغاز ترم جدید
امروز سال تحصیلی و ترم جدید در دانشگاه آغاز شد. رئیس دانشکده مهندسی در مراسمی که امروز 10 تا 12 صبح برگزار شد درباره مسائل دانشکده سخنرانی کرد (و سپس همه برای مراسم ناهار به فضای باز روبروی دانشکده رفتند). خانم اِیمی فلیشر (Amy Fleischer) با قدرت و استحکام به سخنرانی مبسوطی درباره دستاوردهایش در سال گذشته و برنامه های سال آینده پرداخت. تُن صدا، نحوه ایستادن و زبان بدن خانم ایمی همه دلالت بر قدرت و از موضعِ قوّت سخن گفتن داشت. اینکه یک زن در ادارۀ دانشکده مهندسی اینگونه قوی برخورد می کند شاید چیز عجیب و غریبی در دنیای امروز ما نباشد، اما آمار و ارقامی را که او از حضور بانوان در هیات علمی دانشگاه ارایه کرد، نشان می داد که اساتید زن حدود 25% از اعضای هیات علمی هستند و هنوز 75% از اعضای هیات علمی دانشگاه مرد هستند.
(طی سالهای اخیر) به شکل کاملا جانبدارانه ای جذبِ اعضای هیات علمی زن در دانشگاههای آمریکا تسهیل شده است به نحوی که در رقابت میان دو کاندیدا با رزومه علمی خوب، ارجحیت به جذبِ استاد زن است. برخی معتقدند که سیستم تا حدودی از آن بر پشت بام افتاده، چون گاه کاندیدای دختر با رزومه علمی ضعیفتر (در مقایسه با کاندیدای هیات علمی پسر) انتخاب می شود. هدف از این ارجحیت دادن (Preference) این است که زمینۀ مشارکت فعال بانوان در عرصه های مختلف جامعه فراهم شود.
به گمانم این ماجرایِ از آن سوی پشت بام افتادن، قدری فراتر از چیزی است که گفته می شود. عملا سیاست گذاریِ فعلی در جامعه آمریکا به نحوی است که بها دادن به دختران و زنان باعث شده تا مسائل آنها بسیار پررنگ دیده/مطالبه شود و این بحثی مفصل است که جای گفتگوی جدی دارد.
جامعه ای که زنانِ تحقیرشده و مادرانِ ضعیف می پرود، نمی تواند انتظار داشته باشد که فرزندانِ این مادران با مفهوم قوت و قدرت آشنا باشند. اما در سوی دیگر، جامعه ای که توجهِ ویژه ای مصروف دختران و بانوان کرده، چطور می خواهد به مساله اعتدال بپردازد؟
این مسالۀ تبعیض میان پسر و دختر به گمانم حتی به سالهای نخستین دوره لیسانس/کارشناسی بر می گردد. برای مثال، طی چند سال گذشته، عموما بهترین نمرات در کلاسهایی که تدریس کرده ام را دختران گرفته اند. دختران در آن مقطع سنّی، امکان تمرکزِ ذهنی بیشتری را دارا هستند و برای مثال در درسی مثل مقاومت مصالح، به ندرت می شود که پسرهای کلاس نمره A را کسب کنند و حداقل در تجربه شخصی من عموما نمره A را دختران کلاس کسب می کنند.
به گذشته خانم ایمی نگاه می کنم. مهندسی مکانیک را در دانشگاه Villanova University (در پنسیلوانیا) در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد گذرانده (و به احتمال زیاد نمره درس مقاومت مصالح را A گرفته!). سپس برای دکترا به ایالت سرد مینسوتا در شمال کشور رفته و بعد از چند سال کار در صنعت، در همان دانشگاهی که لیسانس گرفته، به عنوان عضو هیات علمی جذب شده است. در همان دانشگاه، پروفسور شده و همانجا رئیس گروه مهندسی مکانیک شده (و بی گمان دانشگاه، مفتخر بوده که برای یکی از دختران خودش میدان را باز کرده).
سپس از ساحل شرقی به منتهی الیهِ ساحل غربی در کالیفرنیا آمده و در دانشگاه Cal Poly رئیس دانشکده مهندسی شده (از تابستان 2018 تا کنون). ایشان در یک فرایندِ رقابتی به عنوان رییس دانشکده مهندسی انتخاب شد که دهها پروفسور مرد و فارغ التحصیلانِ دانشگاههایِ صاحبنام آمریکا هم (به عنوان کاندیدا) حضور داشتند.
عملا مسیر رشد خانم ایمی توام با تلاش فردی بوده ولی نمی توان انکار کرد که در هر مرحله، سیستم بین او و کاندیدای با جنسیت مخالف، او را برگزیده. (رجحان قائل شده)
این چیزی است که هم اکنون به عنوان نقطۀ قوتِ سیاستگذاری در جامعه آمریکایی عنوان می شود ولی گمان می کنم بزودی گفتگوهای جدی درباره ایرادهای این سیستم (یا حداقل درباره عدم تعادلش) مطرح خواهد شد.
جامعه ای که دختر را ضعیف می خواهد، مادرانِ بیمار پرورش می دهد. اما جامعه ای که به دوپینگ دختران توجه و اهتمام می کند آیا نگرانِ بهم خوردن Equilibrium یا تعادل نیست؟
دخترِ ضعیف و پیچیده در ترس، مادری لرزان است که یا از سرِ ضعف سخن می گوید یا هرگاه که می خواهد قوی باشد پرخاشگری می کند؛ اما (در سمت مقابل) جامعه ای که همۀ ابزارهای رشد را در سرِ راهِ دختر قرار می دهد، آیا نگران نیست که در یک مقطع زمانی، شغلهای دستِ دوم را نصیب پسرانش کند؟
▪️▪️▪️
به گمانم بشر در حال آزمودن و آموختن است. در این میانه، آنچه روشن است اینکه هنوز تا تعادل فاصلۀ بسیار دارد.
▪️▪️▪️
*آمارهای دقیقتر درباره درصد نقش و حضور بانوان حوزه مهندسی در کل دانشگاهها: در این لینک یا این لینک
** ترم جاری، درسهای طراحی سازه های چوبی (Timber Design of Structures) و مقاومت مصالح 1و 2 (CE 208) را تدریس خواهم کرد و در این خصوص بیشتر گفتگو خواهیم کرد.
#آموزش
www.tgoop.com/solseghalam
امروز سال تحصیلی و ترم جدید در دانشگاه آغاز شد. رئیس دانشکده مهندسی در مراسمی که امروز 10 تا 12 صبح برگزار شد درباره مسائل دانشکده سخنرانی کرد (و سپس همه برای مراسم ناهار به فضای باز روبروی دانشکده رفتند). خانم اِیمی فلیشر (Amy Fleischer) با قدرت و استحکام به سخنرانی مبسوطی درباره دستاوردهایش در سال گذشته و برنامه های سال آینده پرداخت. تُن صدا، نحوه ایستادن و زبان بدن خانم ایمی همه دلالت بر قدرت و از موضعِ قوّت سخن گفتن داشت. اینکه یک زن در ادارۀ دانشکده مهندسی اینگونه قوی برخورد می کند شاید چیز عجیب و غریبی در دنیای امروز ما نباشد، اما آمار و ارقامی را که او از حضور بانوان در هیات علمی دانشگاه ارایه کرد، نشان می داد که اساتید زن حدود 25% از اعضای هیات علمی هستند و هنوز 75% از اعضای هیات علمی دانشگاه مرد هستند.
(طی سالهای اخیر) به شکل کاملا جانبدارانه ای جذبِ اعضای هیات علمی زن در دانشگاههای آمریکا تسهیل شده است به نحوی که در رقابت میان دو کاندیدا با رزومه علمی خوب، ارجحیت به جذبِ استاد زن است. برخی معتقدند که سیستم تا حدودی از آن بر پشت بام افتاده، چون گاه کاندیدای دختر با رزومه علمی ضعیفتر (در مقایسه با کاندیدای هیات علمی پسر) انتخاب می شود. هدف از این ارجحیت دادن (Preference) این است که زمینۀ مشارکت فعال بانوان در عرصه های مختلف جامعه فراهم شود.
به گمانم این ماجرایِ از آن سوی پشت بام افتادن، قدری فراتر از چیزی است که گفته می شود. عملا سیاست گذاریِ فعلی در جامعه آمریکا به نحوی است که بها دادن به دختران و زنان باعث شده تا مسائل آنها بسیار پررنگ دیده/مطالبه شود و این بحثی مفصل است که جای گفتگوی جدی دارد.
جامعه ای که زنانِ تحقیرشده و مادرانِ ضعیف می پرود، نمی تواند انتظار داشته باشد که فرزندانِ این مادران با مفهوم قوت و قدرت آشنا باشند. اما در سوی دیگر، جامعه ای که توجهِ ویژه ای مصروف دختران و بانوان کرده، چطور می خواهد به مساله اعتدال بپردازد؟
این مسالۀ تبعیض میان پسر و دختر به گمانم حتی به سالهای نخستین دوره لیسانس/کارشناسی بر می گردد. برای مثال، طی چند سال گذشته، عموما بهترین نمرات در کلاسهایی که تدریس کرده ام را دختران گرفته اند. دختران در آن مقطع سنّی، امکان تمرکزِ ذهنی بیشتری را دارا هستند و برای مثال در درسی مثل مقاومت مصالح، به ندرت می شود که پسرهای کلاس نمره A را کسب کنند و حداقل در تجربه شخصی من عموما نمره A را دختران کلاس کسب می کنند.
به گذشته خانم ایمی نگاه می کنم. مهندسی مکانیک را در دانشگاه Villanova University (در پنسیلوانیا) در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد گذرانده (و به احتمال زیاد نمره درس مقاومت مصالح را A گرفته!). سپس برای دکترا به ایالت سرد مینسوتا در شمال کشور رفته و بعد از چند سال کار در صنعت، در همان دانشگاهی که لیسانس گرفته، به عنوان عضو هیات علمی جذب شده است. در همان دانشگاه، پروفسور شده و همانجا رئیس گروه مهندسی مکانیک شده (و بی گمان دانشگاه، مفتخر بوده که برای یکی از دختران خودش میدان را باز کرده).
سپس از ساحل شرقی به منتهی الیهِ ساحل غربی در کالیفرنیا آمده و در دانشگاه Cal Poly رئیس دانشکده مهندسی شده (از تابستان 2018 تا کنون). ایشان در یک فرایندِ رقابتی به عنوان رییس دانشکده مهندسی انتخاب شد که دهها پروفسور مرد و فارغ التحصیلانِ دانشگاههایِ صاحبنام آمریکا هم (به عنوان کاندیدا) حضور داشتند.
عملا مسیر رشد خانم ایمی توام با تلاش فردی بوده ولی نمی توان انکار کرد که در هر مرحله، سیستم بین او و کاندیدای با جنسیت مخالف، او را برگزیده. (رجحان قائل شده)
این چیزی است که هم اکنون به عنوان نقطۀ قوتِ سیاستگذاری در جامعه آمریکایی عنوان می شود ولی گمان می کنم بزودی گفتگوهای جدی درباره ایرادهای این سیستم (یا حداقل درباره عدم تعادلش) مطرح خواهد شد.
جامعه ای که دختر را ضعیف می خواهد، مادرانِ بیمار پرورش می دهد. اما جامعه ای که به دوپینگ دختران توجه و اهتمام می کند آیا نگرانِ بهم خوردن Equilibrium یا تعادل نیست؟
دخترِ ضعیف و پیچیده در ترس، مادری لرزان است که یا از سرِ ضعف سخن می گوید یا هرگاه که می خواهد قوی باشد پرخاشگری می کند؛ اما (در سمت مقابل) جامعه ای که همۀ ابزارهای رشد را در سرِ راهِ دختر قرار می دهد، آیا نگران نیست که در یک مقطع زمانی، شغلهای دستِ دوم را نصیب پسرانش کند؟
▪️▪️▪️
به گمانم بشر در حال آزمودن و آموختن است. در این میانه، آنچه روشن است اینکه هنوز تا تعادل فاصلۀ بسیار دارد.
▪️▪️▪️
*آمارهای دقیقتر درباره درصد نقش و حضور بانوان حوزه مهندسی در کل دانشگاهها: در این لینک یا این لینک
** ترم جاری، درسهای طراحی سازه های چوبی (Timber Design of Structures) و مقاومت مصالح 1و 2 (CE 208) را تدریس خواهم کرد و در این خصوص بیشتر گفتگو خواهیم کرد.
#آموزش
www.tgoop.com/solseghalam
👍41👏9👎3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۳ دقیقه برشی از گفتگوی با تلویزیون اکو ایران. البته با تیتر انتخابی در ابتدای تصویر موافق نیستم. صحبت این نبود که افراد در جامعه ژاپنی “بی اهمیت” هستند (بلکه ژاپن شدیدا به دنبال «منابع انسانی کیفی» است، و فردِ متخصص با اهمیت است)، بلکه صحبت این بود که در ژاپن «بِرندهای فردی» ساخته نمی شود. «چهره ها» مطرح نمی شوند. مثلا اگر از بسیاری از افراد بپرسید «مدیرعامل تویوتا» کیست؟ نمی دانند. چون اهتمام تویوتا بر تبلیغِ محصول است و نه برندسازی از مدیریت موفق. مدیرعامل فعلی پاناسونیک یا هوندا کیست؟ کسی نمیداند.
یا مثلا اگر الان بپرسید نخست وزیر فعلی ژاپن کیست؟! بسیاری از افراد نمی دانند.
در این ساختار، اما شینزو آبه چهره متفاوتی بود. او با آنکه هرگز خلاف ساختار ژاپنی عملنکرد (به دنبال مطرح کردن «خودش» نبود و حتی در مقطعی به شکل خودخواسته به دلیل کسالت جسمی از قدرت به آرامی کناره گیری کرد) ولی در دنیا و در کشور ما تبدیل شد به چهره ای شناخته شده.
خدایش رحمت کند.
دنیا برای صلح و استمرار رشد بشر، به امثال او نیاز دارد.
#شینزو_آبه
#ژاپن
www.tgoop.com/solseghalam
یا مثلا اگر الان بپرسید نخست وزیر فعلی ژاپن کیست؟! بسیاری از افراد نمی دانند.
در این ساختار، اما شینزو آبه چهره متفاوتی بود. او با آنکه هرگز خلاف ساختار ژاپنی عملنکرد (به دنبال مطرح کردن «خودش» نبود و حتی در مقطعی به شکل خودخواسته به دلیل کسالت جسمی از قدرت به آرامی کناره گیری کرد) ولی در دنیا و در کشور ما تبدیل شد به چهره ای شناخته شده.
خدایش رحمت کند.
دنیا برای صلح و استمرار رشد بشر، به امثال او نیاز دارد.
#شینزو_آبه
#ژاپن
www.tgoop.com/solseghalam
👍45👏6
✍️مسئلۀ خیابان، از قاهره تا تهران
🖊محمدرضا اسلامی
با توجه به روند اتفاقات تلخ اخیر، پرداختن به «مسئله خیابان» ضرورت دارد. پیش از پرداختن به این موضوع، مروری بر اتفاقاتی که در مصر افتاد، حائز توجه است:
🔷 گاهشمار وقایع در مصر
۱- مجموعه ای از راهپیمائیها و اعتراضات از ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ (۵ بهمن ۱۳۸۹) در کشور #مصر آغاز شد.
۲- سه روز بعد #توئیتر در تاریخ ۲۸ ژانویه ۲۰۱۱ توسط دولت حسنیمبارک فیلتر شد.
(دولت مصر معتقد بود که مخالفین از طریق #شبکه_اجتماعی توئیتر دست به هماهنگیهای بیشتر میزنند)
۳- یک روز از فیلتر شدن #توئیتر نگذشته بود که دولت مصر #اینترنت سراسری در مصر را قطع کرد.
۴- همان روز #جمال_مبارک، فرزند حسنی مبارک مصر را با ۱۰۰ چمدان به مقصد لندن ترک کرد.
۵- فردای آن روز در شهر دیگر مصر یعنی #اسکندریه معترضین توانستند شهر را در اختیار بگیرند.
۶- فردای آن روز سازمان بورس قاهره تعطیل شد.
۷- روز سه شنبه ۱۹ بهمن (۸ فوریه) مبارک از افزایش ۱۵ درصدی در حقوق کارمندان و بازنشستگان مصر خبر داد! (نوش دارو بعد از مرگ سهراب؟!)
۸- سرانجام هفده (17) روز بعد از شروع ناآرامیها و تظاهرات، روز جمعه ۲۲ بهمن ۱۳۸۹ (مصادف با ۱۱ فوریه ۲۰۱۱) مبارک مصر را به محل نامعلومی ترک کرد.
۹- همان روز، شورایعالی نیروهای مسلح (به ریاست وزیر دفاع) اداره کشور را بر عهده گرفت.
۱۰- چهار ماه بعد، اولین انتخابات ریاست جمهوری (بعد از حکومت مبارک) در تاریخ ۱۷ ژوئن ۲۰۱۲ برگزار گردید، و #محمد_مرسی بر اساس آمار رسمی در رقابت با ژنرال #احمد_شفیق پیروز انتخابات شد.
۱۱- کمتر از یکسال پس از تحلیف #محمد_مرسی ، موج جدیدی از اعتراضات «در خیابان» و میدان التحریر، علیه رییس جمهورِ «جدید» آغاز شد.
۱۲- با ادامه درگیریهای خونین خیابانی علیه رییس جمهور جدید، در ۳ ژوئیه ۲۰۱۳ مارشال(!) عبدالفتاح سعید سیسی، که رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح بود، #مداخله کرد و #محمد_مرسی رئیسجمهور وقت را برکنار کرد.
طی #کودتای آن روز، دولت مُرسی سقوط کرد و ارتش عدلی منصور، (رئیس #دادگاه_قانون_اساسی مصر) را به عنوان رئیسجمهور #موقت (!) تعیین کرد.
*مرسی تنها به مدت یکسال و دو روز رییس جمهور بود.
۱۳- برای اعتراض به آن تصمیم ارتش، مجددا هواداران مرسی به #خیابان آمدند و علیه تصمیم ارتش اعتراضات گسترده ای را در خیابانها شکل دادند.
۱۴- پس از سلسله زد و خوردهای شدید و خونین خیابانی میان طرفداران و مخالفانِ مرسی، سیسی در ۷ فروردین ۱۳۹۳، نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد و در یک انتخابات «بدون رقیب» با کسب ۹۶٪ آرا پیروز شد!
۱۵- دوره #افسردگی گسترده و عمومی در مصر آغاز شد.
و ژنرال سیسی هنوز رئیس جمهور است…
▪️▪️▪️
«خیابان» در مصر یک رئیس جمهور را از قدرت به پایین کشید و محمد مرسی را به صدر مصطبه نشاند. اما مجدداً همان «خیابان» (و زد و خوردهای خونین) «رئیس جمهورِ منتخب» را ظرف یکسال و 2روز، از بالا به پایین کشید.
پس از مرسی، مجددا خیابان، محلِ حل و فصلِ اختلافهایِ طرفداران مرسی با مخالفانش بود. در نهایت از دل خیابان و منازعه، یک دیکتاتور جدید جانشینِ دیکتاتور قبلی (مبارک) شد.
▪️▪️▪️
خیابان به عنوان «نهاد و ساختار» ، عملکردی ندارد. زمانی «حل و فصل امور» در کشوری به «خیابان» منتهی می شود که «قبل از خیابان»، «نهاد» ها و احزاب، نخبگان و تشکلهای مردمی، امکان گفتگو پیدا نکرده اند.
خیابان «رسانه» نیست (چون در دنیای مدرن، بشر رسانه های متعدّدی ابداع کرده)، ولی زمانی خیابان ابزارِ رساندنِ پیام (رسانه) می شود که مخالفین «رسانۀ دیگری» برای رساندن پیامِ مخالفتشان پیدا نکرده باشند.
▪️▪️▪️
قبل از رسیدن امور به کف خیابان، باید امکان گفتگو در یک کشور فراهم باشد. این روزها که صدا و سیما در برنامه «شیوه» شبکه چهار به بحث و گفتگو درباره حجاب و شیوۀ شهرآشوبی پرداخته، باید پرسید: آیا واقعا قبل از رسیدنِ این مساله به کفِ خیابان و شروعِ منازعه های خونین، فقط «امکان گفتگو» با محمدصالح هاشمی گلپایگانی بود؟
آیا اگر در گفتگوهایی یک طرفه، هاشمی گلپایگانی بنزین برروی امور نریخته بود، امروز شاهد اتفاقات تلخ گسترده در کف خیابان بودیم؟
▪️▪️▪️
آنها که گمان می کنند در «کف خیابان» میتوانند تکلیف حجاب (یا حتی بی حجابی) را مشخص کنند، احتمالا گمان نمی کنند که از دل زد و خوردهای خیابانی هیچ روندِ مدنی شکل نمی گیرد.
از خیابان تنها دیکتاتوری بر می خیزد. خیابان نهاد نیست. و نهادساز هم نیست.
اما سوال اساسی اینجاست که چرا ماجراها به خیابان رسید؟
▪️▪️▪️
📌پی نوشت: در فایل ذیل دکتر محمد فاضلی به بحث غیبتِ نهادهای مدنی پرداخته است. سوال اینجاست که آیا پیش از این اتفاقات تلخ، کادر دوربین فقط باید به هاشمی گلپایگانی تعلق می داشت؟
https://www.youtube.com/watch?v=mNUN7W5Wzz0
#خیابان
#حجاب
#رسانه
#مهسا_امینی
www.tgoop.com/solseghalam
🖊محمدرضا اسلامی
با توجه به روند اتفاقات تلخ اخیر، پرداختن به «مسئله خیابان» ضرورت دارد. پیش از پرداختن به این موضوع، مروری بر اتفاقاتی که در مصر افتاد، حائز توجه است:
🔷 گاهشمار وقایع در مصر
۱- مجموعه ای از راهپیمائیها و اعتراضات از ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ (۵ بهمن ۱۳۸۹) در کشور #مصر آغاز شد.
۲- سه روز بعد #توئیتر در تاریخ ۲۸ ژانویه ۲۰۱۱ توسط دولت حسنیمبارک فیلتر شد.
(دولت مصر معتقد بود که مخالفین از طریق #شبکه_اجتماعی توئیتر دست به هماهنگیهای بیشتر میزنند)
۳- یک روز از فیلتر شدن #توئیتر نگذشته بود که دولت مصر #اینترنت سراسری در مصر را قطع کرد.
۴- همان روز #جمال_مبارک، فرزند حسنی مبارک مصر را با ۱۰۰ چمدان به مقصد لندن ترک کرد.
۵- فردای آن روز در شهر دیگر مصر یعنی #اسکندریه معترضین توانستند شهر را در اختیار بگیرند.
۶- فردای آن روز سازمان بورس قاهره تعطیل شد.
۷- روز سه شنبه ۱۹ بهمن (۸ فوریه) مبارک از افزایش ۱۵ درصدی در حقوق کارمندان و بازنشستگان مصر خبر داد! (نوش دارو بعد از مرگ سهراب؟!)
۸- سرانجام هفده (17) روز بعد از شروع ناآرامیها و تظاهرات، روز جمعه ۲۲ بهمن ۱۳۸۹ (مصادف با ۱۱ فوریه ۲۰۱۱) مبارک مصر را به محل نامعلومی ترک کرد.
۹- همان روز، شورایعالی نیروهای مسلح (به ریاست وزیر دفاع) اداره کشور را بر عهده گرفت.
۱۰- چهار ماه بعد، اولین انتخابات ریاست جمهوری (بعد از حکومت مبارک) در تاریخ ۱۷ ژوئن ۲۰۱۲ برگزار گردید، و #محمد_مرسی بر اساس آمار رسمی در رقابت با ژنرال #احمد_شفیق پیروز انتخابات شد.
۱۱- کمتر از یکسال پس از تحلیف #محمد_مرسی ، موج جدیدی از اعتراضات «در خیابان» و میدان التحریر، علیه رییس جمهورِ «جدید» آغاز شد.
۱۲- با ادامه درگیریهای خونین خیابانی علیه رییس جمهور جدید، در ۳ ژوئیه ۲۰۱۳ مارشال(!) عبدالفتاح سعید سیسی، که رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح بود، #مداخله کرد و #محمد_مرسی رئیسجمهور وقت را برکنار کرد.
طی #کودتای آن روز، دولت مُرسی سقوط کرد و ارتش عدلی منصور، (رئیس #دادگاه_قانون_اساسی مصر) را به عنوان رئیسجمهور #موقت (!) تعیین کرد.
*مرسی تنها به مدت یکسال و دو روز رییس جمهور بود.
۱۳- برای اعتراض به آن تصمیم ارتش، مجددا هواداران مرسی به #خیابان آمدند و علیه تصمیم ارتش اعتراضات گسترده ای را در خیابانها شکل دادند.
۱۴- پس از سلسله زد و خوردهای شدید و خونین خیابانی میان طرفداران و مخالفانِ مرسی، سیسی در ۷ فروردین ۱۳۹۳، نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد و در یک انتخابات «بدون رقیب» با کسب ۹۶٪ آرا پیروز شد!
۱۵- دوره #افسردگی گسترده و عمومی در مصر آغاز شد.
و ژنرال سیسی هنوز رئیس جمهور است…
▪️▪️▪️
«خیابان» در مصر یک رئیس جمهور را از قدرت به پایین کشید و محمد مرسی را به صدر مصطبه نشاند. اما مجدداً همان «خیابان» (و زد و خوردهای خونین) «رئیس جمهورِ منتخب» را ظرف یکسال و 2روز، از بالا به پایین کشید.
پس از مرسی، مجددا خیابان، محلِ حل و فصلِ اختلافهایِ طرفداران مرسی با مخالفانش بود. در نهایت از دل خیابان و منازعه، یک دیکتاتور جدید جانشینِ دیکتاتور قبلی (مبارک) شد.
▪️▪️▪️
خیابان به عنوان «نهاد و ساختار» ، عملکردی ندارد. زمانی «حل و فصل امور» در کشوری به «خیابان» منتهی می شود که «قبل از خیابان»، «نهاد» ها و احزاب، نخبگان و تشکلهای مردمی، امکان گفتگو پیدا نکرده اند.
خیابان «رسانه» نیست (چون در دنیای مدرن، بشر رسانه های متعدّدی ابداع کرده)، ولی زمانی خیابان ابزارِ رساندنِ پیام (رسانه) می شود که مخالفین «رسانۀ دیگری» برای رساندن پیامِ مخالفتشان پیدا نکرده باشند.
▪️▪️▪️
قبل از رسیدن امور به کف خیابان، باید امکان گفتگو در یک کشور فراهم باشد. این روزها که صدا و سیما در برنامه «شیوه» شبکه چهار به بحث و گفتگو درباره حجاب و شیوۀ شهرآشوبی پرداخته، باید پرسید: آیا واقعا قبل از رسیدنِ این مساله به کفِ خیابان و شروعِ منازعه های خونین، فقط «امکان گفتگو» با محمدصالح هاشمی گلپایگانی بود؟
آیا اگر در گفتگوهایی یک طرفه، هاشمی گلپایگانی بنزین برروی امور نریخته بود، امروز شاهد اتفاقات تلخ گسترده در کف خیابان بودیم؟
▪️▪️▪️
آنها که گمان می کنند در «کف خیابان» میتوانند تکلیف حجاب (یا حتی بی حجابی) را مشخص کنند، احتمالا گمان نمی کنند که از دل زد و خوردهای خیابانی هیچ روندِ مدنی شکل نمی گیرد.
از خیابان تنها دیکتاتوری بر می خیزد. خیابان نهاد نیست. و نهادساز هم نیست.
اما سوال اساسی اینجاست که چرا ماجراها به خیابان رسید؟
▪️▪️▪️
📌پی نوشت: در فایل ذیل دکتر محمد فاضلی به بحث غیبتِ نهادهای مدنی پرداخته است. سوال اینجاست که آیا پیش از این اتفاقات تلخ، کادر دوربین فقط باید به هاشمی گلپایگانی تعلق می داشت؟
https://www.youtube.com/watch?v=mNUN7W5Wzz0
#خیابان
#حجاب
#رسانه
#مهسا_امینی
www.tgoop.com/solseghalam
👍100👎23👏9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دوشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۱
[*ویدیو قدری سنگین شد برای اینترنت این روزها
لینک در اینستاگرام]
https://www.instagram.com/reel/Cjzm-K1gPgs/?igshid=YmMyMTA2M2Y=
[*ویدیو قدری سنگین شد برای اینترنت این روزها
لینک در اینستاگرام]
https://www.instagram.com/reel/Cjzm-K1gPgs/?igshid=YmMyMTA2M2Y=
👍14👏1
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️چه شد که کار به این جا کشیده شد؟
کتاب چرا ایران عقب ماند؟ و چگونه پیشرفت کنیم؟
این کتاب بالاخره مجوز چاپ و نشر گرفت. تعداد محدودی نسخه کاغذی کتاب برای سفارش گذاری در دسترس است.
در این کتاب به صورت مستقیم و غیرمستقیم اندیشه های ۵۰ اندیشمند و دغدغه مند توسعه مورد برررسی قرار گرفته و در نهایت توضیح داده شده که چرا ایران در مسیر توسعه با سرعت به پیش نمی رود و چه می توان کرد؟
منافع فروش این کتاب صرف امور عام المنفعه و فرهنگی خواهد شد.
سفارش در تلگرام
@NashrShams
شماره تماس
۰۹۱۰۱۹۳۲۱۱۴
۰۲۱-۸۸۷۵۵۸۹۴
کتاب چرا ایران عقب ماند؟ و چگونه پیشرفت کنیم؟
این کتاب بالاخره مجوز چاپ و نشر گرفت. تعداد محدودی نسخه کاغذی کتاب برای سفارش گذاری در دسترس است.
در این کتاب به صورت مستقیم و غیرمستقیم اندیشه های ۵۰ اندیشمند و دغدغه مند توسعه مورد برررسی قرار گرفته و در نهایت توضیح داده شده که چرا ایران در مسیر توسعه با سرعت به پیش نمی رود و چه می توان کرد؟
منافع فروش این کتاب صرف امور عام المنفعه و فرهنگی خواهد شد.
سفارش در تلگرام
@NashrShams
شماره تماس
۰۹۱۰۱۹۳۲۱۱۴
۰۲۱-۸۸۷۵۵۸۹۴
👏25👍4👎1
Forwarded from دغدغه ایران
تقلیلگراییهای خطرناک
محمد فاضلی
جامعه، حکومت و نخبگان چارهای جز تحلیل اعتراضات و اتفاقات اخیر برای یافتن راهی به سوی بهبود ندارند. تقلیلگرایی در این مسیر خطرناک است. چند نمونه تقلیلگراییهای خطرناک در تحلیل اعتراضات اخیر:
۱. تقلیل همه نارضایتیهای اجتماعی به حجاب و امر جنسی
۲. تقلیل همه گروههای اجتماعی معترض به دهه هشتادیها
۳. تقلیل منشأهای درونی اعتراض به تحریک و رسانههای خارجی
۴. تقلیل بنیانهای فراطبقانی/فراجنسیتی به امر طبقاتی و جنسیتی
۵. تقلیل پدیدههای دنیای واقعی به صرفاً امر رسانهای و مجازی
۶. تقلیل مسأله به صرفاً تعارض و تقابل امر مذهبی در برابر غیرمذهبی
۷. تقلیل تنوع گروهها و نگرشهای سیاسی حاضر در میدان به اصولگرا، اصلاحطلب و برانداز
این تقلیلها، هر تحلیل و راهحلی از سوی همه طرفها را به خطا میبرند.
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
جامعه، حکومت و نخبگان چارهای جز تحلیل اعتراضات و اتفاقات اخیر برای یافتن راهی به سوی بهبود ندارند. تقلیلگرایی در این مسیر خطرناک است. چند نمونه تقلیلگراییهای خطرناک در تحلیل اعتراضات اخیر:
۱. تقلیل همه نارضایتیهای اجتماعی به حجاب و امر جنسی
۲. تقلیل همه گروههای اجتماعی معترض به دهه هشتادیها
۳. تقلیل منشأهای درونی اعتراض به تحریک و رسانههای خارجی
۴. تقلیل بنیانهای فراطبقانی/فراجنسیتی به امر طبقاتی و جنسیتی
۵. تقلیل پدیدههای دنیای واقعی به صرفاً امر رسانهای و مجازی
۶. تقلیل مسأله به صرفاً تعارض و تقابل امر مذهبی در برابر غیرمذهبی
۷. تقلیل تنوع گروهها و نگرشهای سیاسی حاضر در میدان به اصولگرا، اصلاحطلب و برانداز
این تقلیلها، هر تحلیل و راهحلی از سوی همه طرفها را به خطا میبرند.
@fazeli_mohammad
👍71👏3👎2
🔲⭕️نسل زد آمریکایی، نسل زد ژاپنی
🖊محمدرضا اسلامی
این روزها که صحبت از نسل زد و «لزوم شناخت» این نسل بیان می شود، بد نیست نگاهی کنیم به نسل زد آمریکایی و ژاپنی.
نسل زد آمریکایی که در مجاورت سیلیکن ولی، در معرض مستقیم تولیدات اپل و همراه با رگبار محصولات هالیوود رشد کرده. نسلی که دیروز به دبیرستان هُوم استِد (دبیرستان استیو جابز) رفته و امروز چند قدم آن طرفتر، به دانشگاه کل تِک می رود. دانشگاهی که سریالBig Bang Theory در آنجا ضبط شد و شخصیت «شلدون» در آنجا خلق شد. چند سالی است که چندین ساعت در روز با این نسل کار میکنم و چند نکته مهم در مورد سبک زندگی آن ها:
1️⃣ نسل زد آمریکایی و ورزش (جیم و جدیت)
ورزش یک مولفه اساسی در زندگیِ نسل زد است. رفتن به ورزشگاه/جیم بخش لاینفک از زندگی اینهاست. حضور در ورزشگاه همراه با جدیت است و چنین نیست که جیمِ دانشگاه محل گفتگو با حرفها و فحشهای زیرشکمی باشد. وقتِ ورزش، فقط ورزش.
هنگام جیم می بینی که چنان به ورزش مشغولند که تو گویی اکنون این، مهمترین کارِ دنیاست.
2️⃣ نسل زد و مساله مشروب/سیگار
در تمام این چندسال حتی یکبار هم ندیده ام که یکی از دانشجویانم سیگار بکشد. این درحالی است که در تمام سالهایی که ژاپن بودم دانشجوی ژاپنی هر دو ساعت یکبار، باید برای سیگار کشیدن از آزمایشگاه به طبقه اول (جایی که محل قانونی تنباکو مشخص شده) می رفت.
خاطرم هست یکبار برای بازدید از کارخانه سازه های فولادی Kawada Industries به یاماگوچی رفته بودیم. کارخانه ای که مدعی است نیمی از آسمانخراشهای توکیو محصول سازه های فولادی اوست. شام را میهمان مدیرعامل بودیم. همه چیز رسمی و منظم. ساعتی پس از شام پسرها مست کرده بودند و تا نیمه شب مقابل مهمانسرای کارخانه به عربده کشی گذراندند. چیزی که (در یک بازدید علمی) در فضایِ جدیِ جوان آمریکایی رخ نمی دهد. جوان آمریکایی زود می آموزد که «خودش» تکلیفِ خودش را با سیگار و الکل مشخص کند.
3️⃣ حضور در طبیعت
بخشی از اوقات نسل زد آمریکایی در طبیعت می گذرد. همانگونه که جیم، بخش لاینفک زندگی اوست، حضور در طبیعت هم چنین است. یا کوه، یا جنگل، یا دریاچه، یا دریا… اثر طبیعت، اثرِ خنثی سازی استرس است. امری که (شاید) نبودش در ژاپن یکی از دلایل رونق سیگار و الکل و… است.
بدیهی است که اینها به معنی آن نیست که هیچ جوان آمریکایی مطلقا به سمت سیگار و الکل و… نمیرود. بلکه بحث در اینجاست که در یک نگاه کلی، نسل زد در آمریکا «سالم تر» از پیش بینیِ ما زندگی می کند. زیستِ متوازن تری نسبت به نسل زد ژاپنی دارد.
4️⃣ درس خواندن
نسل زدِ آمریکایی درسخوان نیست ولی در درس خواندن #جدی است. به چه معنی؟ اگر مبنای مقایسه را بگذاریم دانشجوی ژاپنی یا حتی دانشجویِ دانشگاههای برتر پکن، دانشجوی آمریکایی واقعا «آنقدر» درسخوان نیست ولی در «امر دانشجویی»، بی مبالات نیست. نمره و کوئیز و تکالیف را شدیدا جدی میگیرد.
5️⃣ نسل زد و حکمرانی
در ژاپن یک امپراطور، وجود دارد و آن کورپوریشنها هستند. نظم پادگانیِ شرکتهای بین المللی، به قدری خشن و صلب است که دو راه بیشتر موجود نیست. یا کار کردن در کورپوریشن (با آن استاندارهای دشوار) یا اینکه خودکشی.
در سمت دیگر پاسفیک، نسل زد آمریکایی (به رغم آن قصه جیم، ورزش و جدیت) به شدت منقاد، به شدت پیگیرِ صحبتهایی که در کلاس می شود، و شدیدا رام است. کوچکترین صحبت استاد در کلاس را جدی می گیرند. ساعات رفع اشکال (که به دفتر استاد می آیند) حتی در تُنِ صدا، مراعات میکنند. چون در آمریکا یک حاکم وجود دارد، و آن حاکم دلار است. این نسل از کودکی آموخته که زندگی «امر گرانی»ست و جایِ ریسک/خراب کردن با الکل و… ندارد. اگر مبلغی دلار را برای شهریه و هزینه منزل/خوابگاه و… داده باید نهایتِ توجه را داشته باشند که آن درس را نیفتند و همچنین از امروز باید رصد کنند سال آینده به چه شرکتی برای مصاحبه شغلی بروند و…
☑️⭕️تحلیل و تامل
نسل زد امروز آمریکایی، یا ژاپنی را کسی «ارشاد» نمیکند بلکه این نسل (با وجود مظاهر تکنولوژی) می کوشد که خودش را به زیرکی در قالبِ تنگِ «نظم پیشِ روی» جا کند.
نَه نسل زد ژاپنی و نه نسل زد آمریکایی هیچ یک، دلِ خوشی از نظم آهنینی که پدران در آن زیسته اند، ندارند. اما نَه پدران مجبورند که بخاطر فرزندان «هویت خویش» را عوض کنند، و نه اینکه فرزندان می خواهند انتقامِ از «ساختار صلب پدران» بگیرند. چرخۀ تقابلی نسلها در یک جا و یک نقطه متوقف می شود. و آن نقطه «توسعه به نفع زندگی» است.
حداقلها اگر باشد، هر نسلی اصالت را به «زندگی» می دهد و نه اعتراض به نسل قبل. مساله ی تفاوت نسلها، همیشه بوده و بعد از این (بخاطر تکنولوژی) بیشتر خواهد بود. ولی این چرخه تقابل را یک چیز متوقف می کند: «طعم زندگی».
www.tgoop.com/solseghalam
🖊محمدرضا اسلامی
این روزها که صحبت از نسل زد و «لزوم شناخت» این نسل بیان می شود، بد نیست نگاهی کنیم به نسل زد آمریکایی و ژاپنی.
نسل زد آمریکایی که در مجاورت سیلیکن ولی، در معرض مستقیم تولیدات اپل و همراه با رگبار محصولات هالیوود رشد کرده. نسلی که دیروز به دبیرستان هُوم استِد (دبیرستان استیو جابز) رفته و امروز چند قدم آن طرفتر، به دانشگاه کل تِک می رود. دانشگاهی که سریالBig Bang Theory در آنجا ضبط شد و شخصیت «شلدون» در آنجا خلق شد. چند سالی است که چندین ساعت در روز با این نسل کار میکنم و چند نکته مهم در مورد سبک زندگی آن ها:
1️⃣ نسل زد آمریکایی و ورزش (جیم و جدیت)
ورزش یک مولفه اساسی در زندگیِ نسل زد است. رفتن به ورزشگاه/جیم بخش لاینفک از زندگی اینهاست. حضور در ورزشگاه همراه با جدیت است و چنین نیست که جیمِ دانشگاه محل گفتگو با حرفها و فحشهای زیرشکمی باشد. وقتِ ورزش، فقط ورزش.
هنگام جیم می بینی که چنان به ورزش مشغولند که تو گویی اکنون این، مهمترین کارِ دنیاست.
2️⃣ نسل زد و مساله مشروب/سیگار
در تمام این چندسال حتی یکبار هم ندیده ام که یکی از دانشجویانم سیگار بکشد. این درحالی است که در تمام سالهایی که ژاپن بودم دانشجوی ژاپنی هر دو ساعت یکبار، باید برای سیگار کشیدن از آزمایشگاه به طبقه اول (جایی که محل قانونی تنباکو مشخص شده) می رفت.
خاطرم هست یکبار برای بازدید از کارخانه سازه های فولادی Kawada Industries به یاماگوچی رفته بودیم. کارخانه ای که مدعی است نیمی از آسمانخراشهای توکیو محصول سازه های فولادی اوست. شام را میهمان مدیرعامل بودیم. همه چیز رسمی و منظم. ساعتی پس از شام پسرها مست کرده بودند و تا نیمه شب مقابل مهمانسرای کارخانه به عربده کشی گذراندند. چیزی که (در یک بازدید علمی) در فضایِ جدیِ جوان آمریکایی رخ نمی دهد. جوان آمریکایی زود می آموزد که «خودش» تکلیفِ خودش را با سیگار و الکل مشخص کند.
3️⃣ حضور در طبیعت
بخشی از اوقات نسل زد آمریکایی در طبیعت می گذرد. همانگونه که جیم، بخش لاینفک زندگی اوست، حضور در طبیعت هم چنین است. یا کوه، یا جنگل، یا دریاچه، یا دریا… اثر طبیعت، اثرِ خنثی سازی استرس است. امری که (شاید) نبودش در ژاپن یکی از دلایل رونق سیگار و الکل و… است.
بدیهی است که اینها به معنی آن نیست که هیچ جوان آمریکایی مطلقا به سمت سیگار و الکل و… نمیرود. بلکه بحث در اینجاست که در یک نگاه کلی، نسل زد در آمریکا «سالم تر» از پیش بینیِ ما زندگی می کند. زیستِ متوازن تری نسبت به نسل زد ژاپنی دارد.
4️⃣ درس خواندن
نسل زدِ آمریکایی درسخوان نیست ولی در درس خواندن #جدی است. به چه معنی؟ اگر مبنای مقایسه را بگذاریم دانشجوی ژاپنی یا حتی دانشجویِ دانشگاههای برتر پکن، دانشجوی آمریکایی واقعا «آنقدر» درسخوان نیست ولی در «امر دانشجویی»، بی مبالات نیست. نمره و کوئیز و تکالیف را شدیدا جدی میگیرد.
5️⃣ نسل زد و حکمرانی
در ژاپن یک امپراطور، وجود دارد و آن کورپوریشنها هستند. نظم پادگانیِ شرکتهای بین المللی، به قدری خشن و صلب است که دو راه بیشتر موجود نیست. یا کار کردن در کورپوریشن (با آن استاندارهای دشوار) یا اینکه خودکشی.
در سمت دیگر پاسفیک، نسل زد آمریکایی (به رغم آن قصه جیم، ورزش و جدیت) به شدت منقاد، به شدت پیگیرِ صحبتهایی که در کلاس می شود، و شدیدا رام است. کوچکترین صحبت استاد در کلاس را جدی می گیرند. ساعات رفع اشکال (که به دفتر استاد می آیند) حتی در تُنِ صدا، مراعات میکنند. چون در آمریکا یک حاکم وجود دارد، و آن حاکم دلار است. این نسل از کودکی آموخته که زندگی «امر گرانی»ست و جایِ ریسک/خراب کردن با الکل و… ندارد. اگر مبلغی دلار را برای شهریه و هزینه منزل/خوابگاه و… داده باید نهایتِ توجه را داشته باشند که آن درس را نیفتند و همچنین از امروز باید رصد کنند سال آینده به چه شرکتی برای مصاحبه شغلی بروند و…
☑️⭕️تحلیل و تامل
نسل زد امروز آمریکایی، یا ژاپنی را کسی «ارشاد» نمیکند بلکه این نسل (با وجود مظاهر تکنولوژی) می کوشد که خودش را به زیرکی در قالبِ تنگِ «نظم پیشِ روی» جا کند.
نَه نسل زد ژاپنی و نه نسل زد آمریکایی هیچ یک، دلِ خوشی از نظم آهنینی که پدران در آن زیسته اند، ندارند. اما نَه پدران مجبورند که بخاطر فرزندان «هویت خویش» را عوض کنند، و نه اینکه فرزندان می خواهند انتقامِ از «ساختار صلب پدران» بگیرند. چرخۀ تقابلی نسلها در یک جا و یک نقطه متوقف می شود. و آن نقطه «توسعه به نفع زندگی» است.
حداقلها اگر باشد، هر نسلی اصالت را به «زندگی» می دهد و نه اعتراض به نسل قبل. مساله ی تفاوت نسلها، همیشه بوده و بعد از این (بخاطر تکنولوژی) بیشتر خواهد بود. ولی این چرخه تقابل را یک چیز متوقف می کند: «طعم زندگی».
www.tgoop.com/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
👍103❤5👏5👎1
✍️پدیدۀ وحید یامین پور و مشت آخر
مشکلِ وحید یامین پور این نیست که گمان می کند اروپا «در معرض فروپاشی» است؛ مشکل او حتی این نیست که درکی بسیار خطی و ساده از رینگ بوکس دارد و در تصوّری خطی، ایران و آمریکا (یازده میلیون کیلومتر مربع از وسعت دنیا!) را در داخل یک رینگ بوکس جا داده؛ اینها مشکل وحید یامین پور نیست، بلکه مشکل اساسی او درک ناصحیح از مفهوم «انسان» است. یامین پور یک فرد نیست بلکه یک تیپولوژی است و از این لحاظ پرداختن به مختصات او ضرورت دارد:
1️⃣ یامین پور و استرس
یک نکته اساسی در قوام شخصیت انسانها مساله رنج است. همان که #حافظ می گوید: «نازپرود تنعّم». امثال یامین پورها با یک ماجرا بیگانه اند و آن مساله استرس است. یک جوان در دنیای امروز برای «اشتغال»، «مسکن»، «تحصیلات» و حتی «بیمه» و... متحمل استرس و مرارتهایی می شود که افرادِ نشسته در حاشیه امن، با آن بیگانه اند.
فقدان رنج/استرس باعث شکلگیری آرمانگراییِ غیرواقعی در اشخاص می شود.
2️⃣ یامین پور و پکیچ
زیست گلخانه ای و حرکت در فضاهای پکیجی مضررات کلیدی دارد. حضور در محیط دانشگاه امام صادق باعث شده که در عنفوان جوانی، رشد در قالب یک پکیج صورت گرفته و شخص در معرض استخوانبندیِ واقعی جامعه نباشد. گام بعدی (و بلافاصله بعد از تحصیل)، به شغل منتهی شده و بلافاصله پس از شروع اشتغال، ماجرا به شهرت و به قدرت ختم شده.
این مسیر را می توان فضای تحصیل/اشتغال پکیجی نام نهاد.
3️⃣ یامین پور و رقابت
رقابت قوام دهندۀ ظرفیتهای درونی انسانهاست و اساسا مساله «رقابت» بخشی از ساختار دنیای امروز است. کسی که برای بدست آوردن #شغل از مسیرهای رقابتی عبور نکرده، کجا می تواند تجسم کند تلاش و کوششی را که یک جوان ژاپنی فارغ التحصیل دانشگاه توکیو تِک باید مصروف کند تا در گوشه ای از ساختار #پاناسونیک به جایگاه مدیر میانی برسد. کجا می تواند تجسم کند مرارت و زحمتی که یک جوان فارغ التحصیل برق استنفورد باید تحمل کند تا در گوشه ای از ساختار شرکت بوئینگ به جایگاه مدیریتی برسد.
4️⃣ یامین پور و مطالعه
حتی در مساله مطالعه هم شما صحبت جدی و عمیقی از اینگونه لسان نمی شنوید. چرا که اساسا عمق و آموختن، مستلزم رنج است. یامین پور بر صندلی ای نشسته که پیش از او فردی در جایگاه محمود گلزاری آنجا کار می کرده است. مایه های شخصیتی گلزاری مبتنی بر رنج بود و همچنین جهد در امر پژوهش.
شگفت اینجاست که امروز در همین تراز، (در وادی دیگر) شاهد آنیم که فردی با مختصات ذهنی عبدالملکی بر صندلی ای نشسته که اکبر ترکان آنجا کار می کرد. عصاره شخصیت امثال ترکان و گلزاری مبتنی بر «صبوری در مطالعه و آموختن» بوده و عصاره شخصیت عبدالملکی و یامین پور مبتنی بر جهش و عجله.
5️⃣ یامین پور و حاشیه امن
سخنرانی اخیر یامین پور در خصوص مشت آخر و وارثان دنیا، اسباب تعجب بسیاری از افراد شد. اما این سخنان عجیب نیست وقتی که به این واقعیت نظر کنیم که گوینده آن کلمات کسی است که در یک فضای پکیجی (و غیر رقابتی)، به جایگاهی رسیده که در یک حاشیه امن قرار گرفته است. هر کس دیگری که در آن جایگاه قرار گیرد نیز ممکن است خود را نشسته بر لبۀ دنیا (و در آستانه فتح عالم) تصور کند.
⭕️آخر- یامین پور و جغرافیا
زمانی بود که آلفرد هیچکاک فیلم سینمایی «شمال از شمالغربی» را ساخت. برخی معتقدند که ساخت آن فیلم روایت «ذهن هیچکاک» بوده در «شرح وسعت جغرافیا». او مسحورِ وسعت و پهناوریِ یک جغرافیا بوده و در قالب یک قصه/روایت سعی کرده گستردگیِ جغرافیا را به تصویر بکشد. عملا در یک ذهن پیچیده، گستردگیِ امور، گسترده تر و در یک ذهن ساده، سادگیِ امور ساده تر می نماید. ساختار ذهنی یامین پورها چنان است که در این ارض واسع خدا فقط شاهد دو مشت زن هستند که در اقلیمی به کوچکیِ رینگ بوکس، بهم گلاویزند.
در یک درک خطی و یک ذهن ساده، گمان می کند «اروپا» در حال فروپاشی است. یک وسعت 10میلیون کیلومتر مربعی از دنیا با جمعیتی بالغ بر 745میلیون نفر، در ذهن خطی و ساده یامین پور «درحال فروپاشی» است ولی اگر کسی از او بپرسد: زمان دقیق (یا حتی حدودی) فروپاشی چه وقت است؟ نمی داند. اگر کسی از او بپرسد: فروپاشی چه فرآیندی است؟ و مشخصا «چه چیزی از هم می پاشد»؟ نمی داند.
مشکل یامین پور این نیست که درس جغرافی را نمی داند. مشکل او این است که مفهوم روشنی از «انسان» در ذهن ندارد. نمی فهمد که «ساختارهایی» که انسان به #رنج بنا می نهد به آسانی دچار فروپاشی نمی شود. نمی داند که فراتر از بحث اروپا/آسیا، مفهوم تلاش، مفهومی ارجمند است. «بشر» در حال سعی و خطاست و دارد می آموزد. ساختارهایی که بشر در اروپا،آمریکا یا حتی در ژاپن/چین بنا نهاده یک ساختار کامل نیست. این ساختارها در قالب سعی و خطا رو به سمت بهبود است. اما این جهد و تلاش انسان، در یک ساده سازیِ خطی اصلا و ابدا قابل درک نیست.
www.tgoop.com/solseghalam
مشکلِ وحید یامین پور این نیست که گمان می کند اروپا «در معرض فروپاشی» است؛ مشکل او حتی این نیست که درکی بسیار خطی و ساده از رینگ بوکس دارد و در تصوّری خطی، ایران و آمریکا (یازده میلیون کیلومتر مربع از وسعت دنیا!) را در داخل یک رینگ بوکس جا داده؛ اینها مشکل وحید یامین پور نیست، بلکه مشکل اساسی او درک ناصحیح از مفهوم «انسان» است. یامین پور یک فرد نیست بلکه یک تیپولوژی است و از این لحاظ پرداختن به مختصات او ضرورت دارد:
1️⃣ یامین پور و استرس
یک نکته اساسی در قوام شخصیت انسانها مساله رنج است. همان که #حافظ می گوید: «نازپرود تنعّم». امثال یامین پورها با یک ماجرا بیگانه اند و آن مساله استرس است. یک جوان در دنیای امروز برای «اشتغال»، «مسکن»، «تحصیلات» و حتی «بیمه» و... متحمل استرس و مرارتهایی می شود که افرادِ نشسته در حاشیه امن، با آن بیگانه اند.
فقدان رنج/استرس باعث شکلگیری آرمانگراییِ غیرواقعی در اشخاص می شود.
2️⃣ یامین پور و پکیچ
زیست گلخانه ای و حرکت در فضاهای پکیجی مضررات کلیدی دارد. حضور در محیط دانشگاه امام صادق باعث شده که در عنفوان جوانی، رشد در قالب یک پکیج صورت گرفته و شخص در معرض استخوانبندیِ واقعی جامعه نباشد. گام بعدی (و بلافاصله بعد از تحصیل)، به شغل منتهی شده و بلافاصله پس از شروع اشتغال، ماجرا به شهرت و به قدرت ختم شده.
این مسیر را می توان فضای تحصیل/اشتغال پکیجی نام نهاد.
3️⃣ یامین پور و رقابت
رقابت قوام دهندۀ ظرفیتهای درونی انسانهاست و اساسا مساله «رقابت» بخشی از ساختار دنیای امروز است. کسی که برای بدست آوردن #شغل از مسیرهای رقابتی عبور نکرده، کجا می تواند تجسم کند تلاش و کوششی را که یک جوان ژاپنی فارغ التحصیل دانشگاه توکیو تِک باید مصروف کند تا در گوشه ای از ساختار #پاناسونیک به جایگاه مدیر میانی برسد. کجا می تواند تجسم کند مرارت و زحمتی که یک جوان فارغ التحصیل برق استنفورد باید تحمل کند تا در گوشه ای از ساختار شرکت بوئینگ به جایگاه مدیریتی برسد.
4️⃣ یامین پور و مطالعه
حتی در مساله مطالعه هم شما صحبت جدی و عمیقی از اینگونه لسان نمی شنوید. چرا که اساسا عمق و آموختن، مستلزم رنج است. یامین پور بر صندلی ای نشسته که پیش از او فردی در جایگاه محمود گلزاری آنجا کار می کرده است. مایه های شخصیتی گلزاری مبتنی بر رنج بود و همچنین جهد در امر پژوهش.
شگفت اینجاست که امروز در همین تراز، (در وادی دیگر) شاهد آنیم که فردی با مختصات ذهنی عبدالملکی بر صندلی ای نشسته که اکبر ترکان آنجا کار می کرد. عصاره شخصیت امثال ترکان و گلزاری مبتنی بر «صبوری در مطالعه و آموختن» بوده و عصاره شخصیت عبدالملکی و یامین پور مبتنی بر جهش و عجله.
5️⃣ یامین پور و حاشیه امن
سخنرانی اخیر یامین پور در خصوص مشت آخر و وارثان دنیا، اسباب تعجب بسیاری از افراد شد. اما این سخنان عجیب نیست وقتی که به این واقعیت نظر کنیم که گوینده آن کلمات کسی است که در یک فضای پکیجی (و غیر رقابتی)، به جایگاهی رسیده که در یک حاشیه امن قرار گرفته است. هر کس دیگری که در آن جایگاه قرار گیرد نیز ممکن است خود را نشسته بر لبۀ دنیا (و در آستانه فتح عالم) تصور کند.
⭕️آخر- یامین پور و جغرافیا
زمانی بود که آلفرد هیچکاک فیلم سینمایی «شمال از شمالغربی» را ساخت. برخی معتقدند که ساخت آن فیلم روایت «ذهن هیچکاک» بوده در «شرح وسعت جغرافیا». او مسحورِ وسعت و پهناوریِ یک جغرافیا بوده و در قالب یک قصه/روایت سعی کرده گستردگیِ جغرافیا را به تصویر بکشد. عملا در یک ذهن پیچیده، گستردگیِ امور، گسترده تر و در یک ذهن ساده، سادگیِ امور ساده تر می نماید. ساختار ذهنی یامین پورها چنان است که در این ارض واسع خدا فقط شاهد دو مشت زن هستند که در اقلیمی به کوچکیِ رینگ بوکس، بهم گلاویزند.
در یک درک خطی و یک ذهن ساده، گمان می کند «اروپا» در حال فروپاشی است. یک وسعت 10میلیون کیلومتر مربعی از دنیا با جمعیتی بالغ بر 745میلیون نفر، در ذهن خطی و ساده یامین پور «درحال فروپاشی» است ولی اگر کسی از او بپرسد: زمان دقیق (یا حتی حدودی) فروپاشی چه وقت است؟ نمی داند. اگر کسی از او بپرسد: فروپاشی چه فرآیندی است؟ و مشخصا «چه چیزی از هم می پاشد»؟ نمی داند.
مشکل یامین پور این نیست که درس جغرافی را نمی داند. مشکل او این است که مفهوم روشنی از «انسان» در ذهن ندارد. نمی فهمد که «ساختارهایی» که انسان به #رنج بنا می نهد به آسانی دچار فروپاشی نمی شود. نمی داند که فراتر از بحث اروپا/آسیا، مفهوم تلاش، مفهومی ارجمند است. «بشر» در حال سعی و خطاست و دارد می آموزد. ساختارهایی که بشر در اروپا،آمریکا یا حتی در ژاپن/چین بنا نهاده یک ساختار کامل نیست. این ساختارها در قالب سعی و خطا رو به سمت بهبود است. اما این جهد و تلاش انسان، در یک ساده سازیِ خطی اصلا و ابدا قابل درک نیست.
www.tgoop.com/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
👍235👏25👎17❤14
✍️توسعه قطری یا هویت قطری؟ مساله این است
(گفتگو با هفته نامه تجارت فردا درباره جام جهانی فوتبال)
🔹به مناسبت شروع جام جهانی فوتبال در کشور قطر در این مصاحبه با تجارت فردا به بحث «توسعه کشور قطر» پرداخته شد که محورهای کلیدی این مصاحبه به شرح زیر است:
۱- هویت قطری
یک اشتباه کلیدی در مطالعه قطر این است که به بررسی شاخصه های توسعه بپردازیم حال آنکه ذهنِ برنامه ریزی در قطر، قبل از پرداختن به #زیربنا های توسعه ، به «هویت قطری» می اندیشد.
گفته می شود که تکنولوژی و فن آوری از غرب وارد ژاپن شد ولی در ژاپن «تا حد امکان» هویتی ژاپنی یافت. تویوتا با هویت ژاپنی شکل گرفت و مبنای توسعه تویوتا شرکت فورد یا جنرال موتورز نبوده است. داشتنِ یک تعریف روشن از مختصات ژاپنی (ژن، فرهنگ، تاریخ، توان جسمی و …) باعث شد تا اِیجی تویودا بعد از بازدید از دیترویت میشیگان، شرکتش را بر مبنای هویت ژاپنی (با ساختار مدیریت متفاوت با فورد) پی ریزی کند. قطر، مشخصا به دنبال تعریف یک هویتِ متفاوت با سایر کشورهای عربی بود و در امر توسعه نیز کوشیده که علاوه بر تمایز در دنیای عرب، #برندهای_قطری را نیز با رویکردِ هویتی تعریف (و به دنیا معرفی) کند.
با این نگاه، شرکت هواپیمایی قطری (یا حتی فرودگاه قطر) یک کارکرد هویتی دارد و اشتباه کلیدی آن است که فرودگاه دوحه را بخواهیم صرفا با پارامترهای فنی-مهندسی تحلیل کنیم. همینطور تلویزیون الجزیره در حوزه رسانه و ...
۲- هویت قطری در کنار نگاه بین المللی
باز اگر به تاریخچه رشد ژاپن نگاه کنیم می بینیم که یک عنصر کلیدی در موفقیت ژاپن بهره گیری از مدیران و مشاوران خارجی بوده است. همانگونه که برای تیم فوتبال استفاده از مربی خارجی یک «امر تعریف شده» است استفاده از مشاور/مدیر خارجی (با تجربه تراز بین الملل) نیز یک امر تعریف شده در #ژاپن بوده/هست.
نگاه قطر به توسعه، مساله هویتی بوده “ولی” در تعریف هویت تا حد امکان از «شرکتهای برتر #مشاور بین الملل» استفاده شده است.
پس از صد سال تجربه صنایع پیچیده خودرو در اقلیم ژاپن، باز هیات مدیره نیسان (و میتسوبیشی) شرم نمی کنند که آقای کارلوس گون فرانسوی را به سمت مدیرعامل نیسان/میتسوبیشی بگمارند.
حضور شرکتهای برتر مهندسین مشاور بین المللی در قطر، برگ برنده این کشور در قتل عام نکردن «وقت» بوده است.
من نمی گویم زیان کن یا به فکر سود باش/
ای ز فرصت بیخبر، در هر چه هستی زود باش
عنصر «وقت» و زمان در توسعه کشور قطر، بسیار حائز اهمیت است. ما درباره کشوری صحبت می کنیم که در سال ۱۹۷۱ به عنوان کشور رسمیت پیدا کرده و تازه در سال ۲۰۰۳ #قانون_اساسی آن نوشته شده! یعنی گام زدنهایِ مسیر توسعه به موازاتِ شکلگیری قانون اساسی بوده است! تعجیلی شتابزده در امر احداث زیربناها در این کشور کاملا محسوس است که بیانگر توجه مسئولین کشور به امر «زمان» است.
۳- آینده قطر
هیچ تضمینی نیست که قطر در رقابت با امارات و سایر کشورهای دیگر بتواند همچنان بالنده باشد. برگ گارانتی توفیق برای هیچ کشور (یا حتی شرکت بین المللی) صادر نشده است. ولی عنصر «هوش» در تصمیم گیری در این کشور مشهود است. اگر نگاه استراتژیک مذکور در کشور قطر باقی بماند، ادامه رشد قطر متصور است.
یکی از نمونه های هوشمندی در قطر، تاسیس سازمانی تحت عنوان
Qatar Investment Authority
جهت سرمایه گذاریهای این کشور در کشورهای خارجی بوده است.
(صندوقی که با وجود ۴۵۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری در کشورهای دیگر، ولی یک دلار در ایران سرمایه گذاری نکرده)
۴- از مشروطه در ایران تا حکومت خاندانی در قطر
یکی از پارامترهای اساسی در زمینه «ثبات مدیریت» در کشور قطر، مساله حاکمیت خاندان (مشابه سایر شیخ نشینها) در قطر است. پدر رفت و پسر آمد. (کشوری که در آن پسر قدرت را با کودتا از پدرش گرفت و سپس -بدون انتخابات- به پسرش سپرد). این امر در کشوری که از زمان مشروطه در امر #توسعه دموکراسی و مردمسالاری کوشیده پذیرفتنی نیست… بررسی مسایل خاندان خلیفه بن حمد آل ثانی امری ضروری است ولی اساسا در این بحث کشور پهناور ایران چند قدم جلوتر از کشور قطر قرار داشته و…
مشروح این گفتگو را در فایل پی دی اف زیر ملاحظه نمایید🔻🔻
🖊محمدرضا اسلامی
www.tgoop.com/solseghalam
(گفتگو با هفته نامه تجارت فردا درباره جام جهانی فوتبال)
🔹به مناسبت شروع جام جهانی فوتبال در کشور قطر در این مصاحبه با تجارت فردا به بحث «توسعه کشور قطر» پرداخته شد که محورهای کلیدی این مصاحبه به شرح زیر است:
۱- هویت قطری
یک اشتباه کلیدی در مطالعه قطر این است که به بررسی شاخصه های توسعه بپردازیم حال آنکه ذهنِ برنامه ریزی در قطر، قبل از پرداختن به #زیربنا های توسعه ، به «هویت قطری» می اندیشد.
گفته می شود که تکنولوژی و فن آوری از غرب وارد ژاپن شد ولی در ژاپن «تا حد امکان» هویتی ژاپنی یافت. تویوتا با هویت ژاپنی شکل گرفت و مبنای توسعه تویوتا شرکت فورد یا جنرال موتورز نبوده است. داشتنِ یک تعریف روشن از مختصات ژاپنی (ژن، فرهنگ، تاریخ، توان جسمی و …) باعث شد تا اِیجی تویودا بعد از بازدید از دیترویت میشیگان، شرکتش را بر مبنای هویت ژاپنی (با ساختار مدیریت متفاوت با فورد) پی ریزی کند. قطر، مشخصا به دنبال تعریف یک هویتِ متفاوت با سایر کشورهای عربی بود و در امر توسعه نیز کوشیده که علاوه بر تمایز در دنیای عرب، #برندهای_قطری را نیز با رویکردِ هویتی تعریف (و به دنیا معرفی) کند.
با این نگاه، شرکت هواپیمایی قطری (یا حتی فرودگاه قطر) یک کارکرد هویتی دارد و اشتباه کلیدی آن است که فرودگاه دوحه را بخواهیم صرفا با پارامترهای فنی-مهندسی تحلیل کنیم. همینطور تلویزیون الجزیره در حوزه رسانه و ...
۲- هویت قطری در کنار نگاه بین المللی
باز اگر به تاریخچه رشد ژاپن نگاه کنیم می بینیم که یک عنصر کلیدی در موفقیت ژاپن بهره گیری از مدیران و مشاوران خارجی بوده است. همانگونه که برای تیم فوتبال استفاده از مربی خارجی یک «امر تعریف شده» است استفاده از مشاور/مدیر خارجی (با تجربه تراز بین الملل) نیز یک امر تعریف شده در #ژاپن بوده/هست.
نگاه قطر به توسعه، مساله هویتی بوده “ولی” در تعریف هویت تا حد امکان از «شرکتهای برتر #مشاور بین الملل» استفاده شده است.
پس از صد سال تجربه صنایع پیچیده خودرو در اقلیم ژاپن، باز هیات مدیره نیسان (و میتسوبیشی) شرم نمی کنند که آقای کارلوس گون فرانسوی را به سمت مدیرعامل نیسان/میتسوبیشی بگمارند.
حضور شرکتهای برتر مهندسین مشاور بین المللی در قطر، برگ برنده این کشور در قتل عام نکردن «وقت» بوده است.
من نمی گویم زیان کن یا به فکر سود باش/
ای ز فرصت بیخبر، در هر چه هستی زود باش
عنصر «وقت» و زمان در توسعه کشور قطر، بسیار حائز اهمیت است. ما درباره کشوری صحبت می کنیم که در سال ۱۹۷۱ به عنوان کشور رسمیت پیدا کرده و تازه در سال ۲۰۰۳ #قانون_اساسی آن نوشته شده! یعنی گام زدنهایِ مسیر توسعه به موازاتِ شکلگیری قانون اساسی بوده است! تعجیلی شتابزده در امر احداث زیربناها در این کشور کاملا محسوس است که بیانگر توجه مسئولین کشور به امر «زمان» است.
۳- آینده قطر
هیچ تضمینی نیست که قطر در رقابت با امارات و سایر کشورهای دیگر بتواند همچنان بالنده باشد. برگ گارانتی توفیق برای هیچ کشور (یا حتی شرکت بین المللی) صادر نشده است. ولی عنصر «هوش» در تصمیم گیری در این کشور مشهود است. اگر نگاه استراتژیک مذکور در کشور قطر باقی بماند، ادامه رشد قطر متصور است.
یکی از نمونه های هوشمندی در قطر، تاسیس سازمانی تحت عنوان
Qatar Investment Authority
جهت سرمایه گذاریهای این کشور در کشورهای خارجی بوده است.
(صندوقی که با وجود ۴۵۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری در کشورهای دیگر، ولی یک دلار در ایران سرمایه گذاری نکرده)
۴- از مشروطه در ایران تا حکومت خاندانی در قطر
یکی از پارامترهای اساسی در زمینه «ثبات مدیریت» در کشور قطر، مساله حاکمیت خاندان (مشابه سایر شیخ نشینها) در قطر است. پدر رفت و پسر آمد. (کشوری که در آن پسر قدرت را با کودتا از پدرش گرفت و سپس -بدون انتخابات- به پسرش سپرد). این امر در کشوری که از زمان مشروطه در امر #توسعه دموکراسی و مردمسالاری کوشیده پذیرفتنی نیست… بررسی مسایل خاندان خلیفه بن حمد آل ثانی امری ضروری است ولی اساسا در این بحث کشور پهناور ایران چند قدم جلوتر از کشور قطر قرار داشته و…
مشروح این گفتگو را در فایل پی دی اف زیر ملاحظه نمایید🔻🔻
🖊محمدرضا اسلامی
www.tgoop.com/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
گفتگو با هفته نامه تجارت فردا درباره جام جهانی فوتبال قطر
شماره ۴۷۷ - ۲۸ آبان ۱۴۰۱
@solseghalam
شماره ۴۷۷ - ۲۸ آبان ۱۴۰۱
@solseghalam
👍46❤4👏3👎1