SOLSEGHALAM Telegram 2024
✍️برسد به دست احمد زیدآبادی
(برای غربت و تنهاییِ آن اقلیتِ نشسته در میانه)


🔹احمد زیدآبادی نامه ای برای حامد اسماعیلیون نوشت و در آن نامه مشفقانه (و پس از ذکر بزرگیِ داغ و مصیبتی که برای خانواده اسماعیلیون رخ داده) او را توصیه هایی کرد که می پنداشت در احوال کنونی ضروری است. زیدآبادی نوشت:
«اسماعیلیون به عنوان کسی که بدترین مصیبت‌ را تحمل کرده است، می‌تواند بهترین منادی کنش خشونت‌پرهیز شود...»

سیل فحش و ناسزا، تهمت و تهدید روانه زیدآبادی شد. سیل کلمه صحیحی نیست. در سونامیِ فحشهایی که به زیدآبادی رسید، او یادداشت دومی نوشت و با همه (و با عالم سیاست ورزی) «خداحافظی کرد». چند کلامی اینجا ذکر می شود باشد تا به دست زیدآبادی برسد و بداند که امروز (آبان ۱۴۰۱) در نهایتِ اقلیت است ولی دل قوی دار مرد که چنان نخواهد ماند:

◾️یک- «خشم» عنصر سیال در فضایِ امروز ایران زمین است. همیشه خشم به شکلهای مختلف بروز پیدا می کند اما خشم امروز در ایران ما یک تجلی بیرونیِ غالب دارد و آن «فحش» است. پرده ها بر افتاده و حرمتها شکسته شده، و فحش براحتی از حلقوم به لسان می نشیند. مدتها پیش دکتر هلاکویی در سخنرانی ای می گفت: من (هلاکویی) #پژوهش و تحقیق مفصلی در میان فرهنگها و زبانهای مختلف کرده ام و به قطعیت می گویم کمتر «زبانی» به اندازه زبان فارسی فحش و ناسزا دارد. زیدآبادی هم از ابتدای قتل #مهسا یکی از سیبلهای فحش است.

◾️دو- «وسط باز» یکی از فحشهایی است که در این ایام ساخته شد (یا لااقل زیادتر به دهانها نشست).
تو (زیدآبادی) امروز همان یونسِ نشسته بر میانۀ دریای تنهایی هست که از شوربختیِ احوال، هم از جماعتِ خشمگینِ آن سمت فحش می خوری و هم از جماعتِ منجمدِ این سمت.
این میانه بودن و در میانه نشستن، امروز برتابیده نمی شود.

آن دوست عزیز من که سالها به دنبال واردات دستگاههای چینی بود و همتی بلند در انداختن جنس چینی به مشتری ایرانی داشت می گوید: زیدآبادی ترسو و بزدل است. او که سالها در لانه موش قایم می شد حال در ازدحام صداها «شجاع» شده و می گوید: این ترسوها باعث می شوند ما به جایی نرسیم.
آن یکی دوست دیگرم که همۀ این ماجراهای اخیر را به آمریکا و انگلیس نسبت می دهد می گوید: زیدآبادی آدم آمریکایی هاست. دست و قلم و پایش هر سه شکسته باد. مرگش باد.

◾️سه- تو ای اقلیت تنهای امروز، دل قوی دار برادر.
ما در میانۀ دو گروه گیر کرده ایم. یک گروه که تا دهان باز می کند (مانند شاهکار بیش پژوه) از کلمه دوم به سوم به فحشهای زیرشکمی ختم می شود (جز #خشم چیزی نمی بیند)، و گروه دومی که اساسا منکرِ همه چیز است و اتفاقات این ایام را به خارج از کشور منسوب می کند.

تو در میانِ این دو نشسته ای و می گویند «شَرَفُ المَکانِ بالمَکین» اما این بار شرفِ این مکان و موقِف، نه فقط از باب شخصِ مکین که از بابِ خودِ «مکان» است. این «میانه» امروز «دشوارترین» جایِ نشستن است. این میانه امروز، نچسب ترین جایگاه است برای آنها که به یکباره «شجاع» شده اند. زشت ترین مکان برای آنهاست که می گویند: امسال سالِ خون است.

گمان می برند که امسال سالِ خون است ولی سال بعدی و سال بعدتری و بعدترها سال خون «نخواهد بود». گمان می کنند با یکسال سالِ خون، همه چیز تر وتمیز، شیک و مجلسی، درست می شود. مسلَم است که اگر احمد زیدآبادی نامی پیدا شود و زنهار دهد که برادر جانم با یک سالِ خون به یازده سالِ خون متصل می شویم، سونامی فحش در صفحه اینستاگرامش آوار می شود.
Debris Loading

◾️چهار- دکتر هلاکویی در یک سخنرانی پس از مرگ تلخ مهسا می گفت: «نوشتن قانونِ اساسی کارِ یک ماه است! بله یک ماه!» بدیهی است که در کالیفرنیای خوش آب و هوا و در سایه استقرار نظم و امنیت، نوشتن یک قانون اساسیِ جدید مثل یک «پروژه دانشجویی» کارِ یک ماه است! ولی در حمام خون و در میانه ضجه ها و تابوتها، نوشتنِ نیم صفحه مطلبی که «همه روی آن توافق کنند» کار یازده سال هم نیست.
داغ، داغ می طلبد و خون، خون می طلبد.

◾️پنج- و تو ای دلگرفتۀ نشسته در کنج تنهایی خویش؛
بی گمان باور مکن تنهائیت را. شاید که امروز جماعتِ نشسته در میانه (آنها که دلِ خوشی نه از آن سمتِ ماجرا دارند و نه از این سمت) خاموشند و بیصدا، ولی اندک نیستند. اگر بخواهیم قدرمطلق این جماعتِ میانه را حساب کنیم، بی گمان «اقلیت» است ولی اقلیتِ قدرتمند. اقلیتی که هر یک نفرشان در زندگی اگر که چیزی شده از زحمات خویش شده (پیچیده به پایِ خود، تاک است)، نه از مسیر رانت حاکمیتی و نه از مسیر ثروتِ پدری.

بگذار صریح بگویمت احمدآقا، امروز صدای مسیح علی نژاد از یک سو و صدای وحیدیامین پور و حمیدرسایی از دیگر سو «بلند شنیده می شود» ولی کم نیستند آنها که نه به جوی خون مسیح(؟) علی نژاد باور دارند و نه به فروپاشی اروپایِ یامین پور.


قدر و اَرجت را می دانیم و دوستت داریم.


🖊محمدرضا اسلامی
www.tgoop.com/solseghalam
👍22550👎37👏13



tgoop.com/solseghalam/2024
Create:
Last Update:

✍️برسد به دست احمد زیدآبادی
(برای غربت و تنهاییِ آن اقلیتِ نشسته در میانه)


🔹احمد زیدآبادی نامه ای برای حامد اسماعیلیون نوشت و در آن نامه مشفقانه (و پس از ذکر بزرگیِ داغ و مصیبتی که برای خانواده اسماعیلیون رخ داده) او را توصیه هایی کرد که می پنداشت در احوال کنونی ضروری است. زیدآبادی نوشت:
«اسماعیلیون به عنوان کسی که بدترین مصیبت‌ را تحمل کرده است، می‌تواند بهترین منادی کنش خشونت‌پرهیز شود...»

سیل فحش و ناسزا، تهمت و تهدید روانه زیدآبادی شد. سیل کلمه صحیحی نیست. در سونامیِ فحشهایی که به زیدآبادی رسید، او یادداشت دومی نوشت و با همه (و با عالم سیاست ورزی) «خداحافظی کرد». چند کلامی اینجا ذکر می شود باشد تا به دست زیدآبادی برسد و بداند که امروز (آبان ۱۴۰۱) در نهایتِ اقلیت است ولی دل قوی دار مرد که چنان نخواهد ماند:

◾️یک- «خشم» عنصر سیال در فضایِ امروز ایران زمین است. همیشه خشم به شکلهای مختلف بروز پیدا می کند اما خشم امروز در ایران ما یک تجلی بیرونیِ غالب دارد و آن «فحش» است. پرده ها بر افتاده و حرمتها شکسته شده، و فحش براحتی از حلقوم به لسان می نشیند. مدتها پیش دکتر هلاکویی در سخنرانی ای می گفت: من (هلاکویی) #پژوهش و تحقیق مفصلی در میان فرهنگها و زبانهای مختلف کرده ام و به قطعیت می گویم کمتر «زبانی» به اندازه زبان فارسی فحش و ناسزا دارد. زیدآبادی هم از ابتدای قتل #مهسا یکی از سیبلهای فحش است.

◾️دو- «وسط باز» یکی از فحشهایی است که در این ایام ساخته شد (یا لااقل زیادتر به دهانها نشست).
تو (زیدآبادی) امروز همان یونسِ نشسته بر میانۀ دریای تنهایی هست که از شوربختیِ احوال، هم از جماعتِ خشمگینِ آن سمت فحش می خوری و هم از جماعتِ منجمدِ این سمت.
این میانه بودن و در میانه نشستن، امروز برتابیده نمی شود.

آن دوست عزیز من که سالها به دنبال واردات دستگاههای چینی بود و همتی بلند در انداختن جنس چینی به مشتری ایرانی داشت می گوید: زیدآبادی ترسو و بزدل است. او که سالها در لانه موش قایم می شد حال در ازدحام صداها «شجاع» شده و می گوید: این ترسوها باعث می شوند ما به جایی نرسیم.
آن یکی دوست دیگرم که همۀ این ماجراهای اخیر را به آمریکا و انگلیس نسبت می دهد می گوید: زیدآبادی آدم آمریکایی هاست. دست و قلم و پایش هر سه شکسته باد. مرگش باد.

◾️سه- تو ای اقلیت تنهای امروز، دل قوی دار برادر.
ما در میانۀ دو گروه گیر کرده ایم. یک گروه که تا دهان باز می کند (مانند شاهکار بیش پژوه) از کلمه دوم به سوم به فحشهای زیرشکمی ختم می شود (جز #خشم چیزی نمی بیند)، و گروه دومی که اساسا منکرِ همه چیز است و اتفاقات این ایام را به خارج از کشور منسوب می کند.

تو در میانِ این دو نشسته ای و می گویند «شَرَفُ المَکانِ بالمَکین» اما این بار شرفِ این مکان و موقِف، نه فقط از باب شخصِ مکین که از بابِ خودِ «مکان» است. این «میانه» امروز «دشوارترین» جایِ نشستن است. این میانه امروز، نچسب ترین جایگاه است برای آنها که به یکباره «شجاع» شده اند. زشت ترین مکان برای آنهاست که می گویند: امسال سالِ خون است.

گمان می برند که امسال سالِ خون است ولی سال بعدی و سال بعدتری و بعدترها سال خون «نخواهد بود». گمان می کنند با یکسال سالِ خون، همه چیز تر وتمیز، شیک و مجلسی، درست می شود. مسلَم است که اگر احمد زیدآبادی نامی پیدا شود و زنهار دهد که برادر جانم با یک سالِ خون به یازده سالِ خون متصل می شویم، سونامی فحش در صفحه اینستاگرامش آوار می شود.
Debris Loading

◾️چهار- دکتر هلاکویی در یک سخنرانی پس از مرگ تلخ مهسا می گفت: «نوشتن قانونِ اساسی کارِ یک ماه است! بله یک ماه!» بدیهی است که در کالیفرنیای خوش آب و هوا و در سایه استقرار نظم و امنیت، نوشتن یک قانون اساسیِ جدید مثل یک «پروژه دانشجویی» کارِ یک ماه است! ولی در حمام خون و در میانه ضجه ها و تابوتها، نوشتنِ نیم صفحه مطلبی که «همه روی آن توافق کنند» کار یازده سال هم نیست.
داغ، داغ می طلبد و خون، خون می طلبد.

◾️پنج- و تو ای دلگرفتۀ نشسته در کنج تنهایی خویش؛
بی گمان باور مکن تنهائیت را. شاید که امروز جماعتِ نشسته در میانه (آنها که دلِ خوشی نه از آن سمتِ ماجرا دارند و نه از این سمت) خاموشند و بیصدا، ولی اندک نیستند. اگر بخواهیم قدرمطلق این جماعتِ میانه را حساب کنیم، بی گمان «اقلیت» است ولی اقلیتِ قدرتمند. اقلیتی که هر یک نفرشان در زندگی اگر که چیزی شده از زحمات خویش شده (پیچیده به پایِ خود، تاک است)، نه از مسیر رانت حاکمیتی و نه از مسیر ثروتِ پدری.

بگذار صریح بگویمت احمدآقا، امروز صدای مسیح علی نژاد از یک سو و صدای وحیدیامین پور و حمیدرسایی از دیگر سو «بلند شنیده می شود» ولی کم نیستند آنها که نه به جوی خون مسیح(؟) علی نژاد باور دارند و نه به فروپاشی اروپایِ یامین پور.


قدر و اَرجت را می دانیم و دوستت داریم.


🖊محمدرضا اسلامی
www.tgoop.com/solseghalam

BY ارزیابی شتابزده




Share with your friend now:
tgoop.com/solseghalam/2024

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

Done! Now you’re the proud owner of a Telegram channel. The next step is to set up and customize your channel. Telegram desktop app: In the upper left corner, click the Menu icon (the one with three lines). Select “New Channel” from the drop-down menu. Developing social channels based on exchanging a single message isn’t exactly new, of course. Back in 2014, the “Yo” app was launched with the sole purpose of enabling users to send each other the greeting “Yo.” The group also hosted discussions on committing arson, Judge Hui said, including setting roadblocks on fire, hurling petrol bombs at police stations and teaching people to make such weapons. The conversation linked to arson went on for two to three months, Hui said. You can invite up to 200 people from your contacts to join your channel as the next step. Select the users you want to add and click “Invite.” You can skip this step altogether.
from us


Telegram ارزیابی شتابزده
FROM American