Telegram Web
✍️ از آسفالت حرارت می بارید…

بخشی از «بار تهران» بر روی دوش این افراد است. در کنار بزرگراهها و در حاشیه ترافیک متراکم و اعصاب خردکن خیابانها، شاید اینها چندان «به چشم» نیایند ولی «بخش مهمی» از بار مبادلات کالا و مسافر را این افراد انجام می دهند. طبق آمار پلیس در شهر تهران ۴ میلیون ۳۰۰ هزار موتورسیکلت تردد می‌کند! موتوری‌ها در تهران با یک مفهوم آشنا هستند و آن «مفهوم زمان» است. حرارت از آسفالت می بارد ولی اینها با عجله در کارند. زمان برایشان مهم است. با پوست و گوشت مفهوم «Time is money» را زندگی می کنند. دائم در شتابند. شتاب در اینکه مرسوله ای را برسانند یا مسافری را بر تَرک موتور جابجا کنند. به عجله و جدیت در کار امرار معاشند.

🔵 امروز مجددا موتور گرفتم. در طول مسیر، در میانه ترافیک و جنگل ماشینها از میدان فاطمی تا میدان فردوسی، گاه به گاه از سازه های فولادی نیمه کاره عکس می گرفتم. هدف این بود که چند اسلاید برای کلاس درس فولاد تهیه شود تا بتوان به دانشجویان نشان داد که لاغری ستونهایی که با استانداردهای قدیمی‌ طراحی شده اند چقدر با ستونهای جدید فرق دارد…

در میانه این حال و هوا بودم که وسط ترافیک یک موتوری از میانه ماشینها خودش را به شتاب به کنار این موتور رساند و فریاد زد: داداش موبایلت را روی موتور دست نگیر، توی هوا می آیند و می زنند…

🔵 یک لحظه انگار شوکه می شوی. گرما انسان را بدخلق می کند. از آسمان و آسفالت دارد حرارت می بارد و این جوان دارد ساعت دو بعدازظهر مرداد ماه در گرم‌ترین روزهای سال زیر آفتاب «روی موتور کار می کند» و نان در می آورد، ولی همزمان دغدغه‌ی این را دارد که موبایلِ فلان غریبه را روی هوا نزنند!
(ویدئو دوم🔻ثانیه ۲۶)

خودش را به تو می رساند که نهیب بزند هِی مراقب باش. یک لحظه احساس شرم کردم. با خود فکر کردم آیا اگر تو هم در میانه این آفتاب و سختی و حرارت، مشغول به امرار معاش بودی هنوز اینقدر حس هم‌نوع دوستی همراهت می بود؟ آیا نسبت به دیگران بی‌حسّ و سنگ نمی شدی؟


🔵 چقدر در میان مردم انسان خوب هست هنوز.
گاه ناامید می شویم و گاه گمان می کنیم که انسانیت و مِهر، کامل مرده است. خوبی مرده است. ولی خیرخواهی در نهاد بشر حضور دارد حتی وسط وحشیِ گرمِ ترافیک جنگل تهران.

همذات پنداری و نیک سرشتی با انسان همراه است. به رغم پستی‌ها و رذالت‌ها.

🔵 سه روز پیش لپ تاپ خراب شد. واقعا بدشانسی بود وسط کارها. به یکی از دوستان زنگ زدم. گفتم شدیدا به اطلاعات روی لب تاب نیاز است. گفت در مجتمع پایتخت جایی هست به اسم «دکتر لپ تاپ» آنجا بفرست و بگو که عجله است. به تسریع درست می کنند.

چند ساعت بعد زنگ زد که فرستادی؟ گفتم بله الان «اسنپ باکس» آمد و لپ تاپ را برد. فریاد زد که لب تاب را چرا خودت نبردی؟ گفتم مطمئنم که سالم می رسد به مجتمع پایتخت.

دو روز نشده لب تاب تعمیر شد. دکتر لپ تاپ زنگ زد که بیا و ببر.
مجددا اسنپ باکس که جوانی بود در شتاب و عجله، آمد و دستگاه را داد و مثل برق ناپدید شد که به «باکسِ بعدی» برسد ...

متحیر می مانم گاه. چرا گفته نمی شود اینها؟ چرا فقط زشتی و پلیدیِ تهران نقل می شود؟ چرا رسانه اینقدر بیرحمانه فقط «قصه‌ی پلیدی»ها را می گوید. بله! می دانم و می دانیم که آمار جرم و جنایت چقدر زیاد است. اما چرا از حدیث مِهر و وفا (به تعبیر حافظ) سخنی در میان نیست؟
عمرهای ما کوتاه است. در این مدتِ کوتاهِ حضور، چرا فقط قصه‌ی پلشتی بشنویم؟
آقای مدیر اسنپ! می دانم که سرت شلوغ است و تقاضای قدردانی از اینهمه زحمت کشانِ حرارتِ خیابانهای تهران غیرممکن است. ولی لطفا بدان و بدانیم که چقدر جوان پاک نهاد و زحمتکش در این شهر در حال تلاشند.

ایکاش قدر بدانند و بدانیم همگی!


🖊️محمدرضا اسلامی
https://www.tgoop.com/solseghalam/2398

▪️لینک آمار پلیس راهور +
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز در این مراسم در حضور همکاران و دوستان خواهم بود در هم‌اندیشیهای مرتبط با «چشم انداز تولید و تامین مسکن در دولت چهاردهم»

اجلاس سازندگان و طراحان - مرکز نمایشگاهها و همایشهای برج میلاد

https://www.tgoop.com/solseghalam
فایل صوتی سخنرانی در هجدهمین اجلاس سازندگان و طراحان

✍️ ما بازنشسته می شویم اما امید که آنچه از ما باقی می ماند، فقط ساختمان نباشد

🔵عنوان :
ساختار شرکتهای مهندسی مشاور در ژاپن و آمریکا
و مسئله صادرات خدمات مهندسی در ایران


▪️مدت: ۱۰ دقیقه و ۴۰ ثانیه
▪️حجم: ۳۸ مگ

🔵آنچه ذکر شده:
✔️ژاپن در دو مقطع زمانی با بحران کمبود مسکن مواجه بوده است.
دولت ژاپن در دهه هفتاد میلادی سه استراتژی برای حل این مشکل داشته است.


✔️بازوی دولت ژاپن و سازندگان، برای حل مشکل مسکن «شرکتهای مهندسین مشاور» بوده است.

✔️نکته مهم در مورد ساختار شرکت مهندسین مشاور «مسئله منابع انسانی» و نحوه رشد افراد در ساختار شرکت است.

✔️مثال این بحث، نحوه رشد آقای ویلیام بِیکر (طراح برج خلیفه دبی) در شرکت مهندسین مشاور SOM است.
او «در ادامه» ی فردی مثل فضل الرحمن خان (مهندس آمریکایی-بنگلادشی و ملقب به انیشتین مهندسی سازه) است. عمر بنیانگذاران SOM سالها پیش تمام شده و درگذشتند ولی مسیر آنها با ویلیام بیکر و فضل الرحمن خان ادامه دارد همچنان.


لینک فایل صوتی🔻
https://www.tgoop.com/solseghalam/2404
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چشم انداز تولید و تامین مسکن در دولت چهاردهم - 🎥گزارش خبری
(صحبت اینجانب در دقیقه ۳:۵۴)

توضیح: در پروسه تامین مسکن، جدای از بحثهای فنی (نظیر سازه/معماری/مصالح/روش ساخت)، یکی از مهمترین پارامترها «نسبت وام بانکی به قیمت تمام شده مسکن» است.

فرض کنیم برای خرید یک خانه، شما به اندازه ۲۰درصد از قیمت آن خانه پس انداز/پول دارید. حال فرض کنیم شما بتوانید در یک پروسه متعارف به اندازه ۸۰درصدِ قیمت آن ملک، از سیستم بانکی وام بگیرید و طی اقساط سی ساله بپردازید.

در یک سناریوی دیگر فرض کنید شما مجبورید ۸۰درصد از قیمت آن خانه را خودتان بپردازید و بانک فقط به اندازه ۲۰درصد از قیمت ملک به شما وام بدهد.

این دو سیستم بانکی دو اثر کاملا متفاوت در سرنوشت مسکن یک کشور ایجاد می کنند.

این «نسبت» (Ratio) نقش مهمی در حل مسئله مسکن یک کشور داراست. به بیان دیگر نقش بانک و نحوه تامین مالی توسط سیستم بانکی، از نقش سازندگان و طراحان مسکن مهم تر است.

«نسبت مذکور» در کشورهای مختلف «متفاوت» است و بستگی به بنیه و توان مالی سیستم بانکی آن کشور دارد.
اینکه بانکها چقدر به شکل واقعی اداره شوند و بانک چقدر به عنوان یک بنگاه خصوصی (و نه دولتی) در اکوسیستم تامین مسکن نقش دارد؟

نمی توان به بانکها به شکل دستوری، فشار آورد.
به بیان دیگر، برای «حل مسئله مسکن» نباید بانکها را ورشکست کرد.

در یک اقتصاد دستوری، ممکن است که مشکل مسکن را حل کنیم ولی مشکل جدیدی خلق می کنیم به اسم سیستم بانکی ورشکسته.


✍️محمدرضا اسلامی
https://www.tgoop.com/solseghalam
✍️ مقایسه ای با سه سال قبل
(وزرای پیشنهادی پزشکیان در سنجه مقایسه)

محمدرضا اسلامی

🔵 در عرصه سیاست ورزی «ایده آلیسم» یک بلاست. امر سیاسی یعنی‌ تلاش برای رسیدن به شرایط بهینه (و نه آرمانی).

🔵 بخشی از انتقادات روزهای اخیر به وزرای پیشنهادی پزشکیان شگفت آور است! نگاهی کنیم به سه سال پیش در همین روزها و افرادی که برای دولت معرفی شده بودند:

✔️▪️محرابیان (وزارت نیرو): حتی یک روز هم در وزارت نیرو کار نکرده بود. هیچ آشنایی با بدنه اداری بزرگ صنعت برق و مدیران حوزه آب وزارت نیرو نداشت. اما امروز، عباس علی آبادی در استخوانبندی وزارت نیرو بوده؛ مپنا را مدیریت کرده و «لااقل» وزارتخانه و مدیرانش را می‌شناسد. همچون محرابیان نیست که تازه باید اسامی مدیران ارشد وزارتخانه را از روی کاغذ حفظ کند.

محرابیان بعد از سه سال، تابستان امسال یک شبکه برق در معرض فروپاشی را تحویل وزیر بعدی می دهد.

✔️▪️رستم قاسمی (وزارت راه و مسکن): حتی یک روز هم در وزارت مسکن کار نکرده بود. او آمد و بحث «ساخت یک میلیون مسکن در سال» را طرح کرد. ولی (امروز) فرزانه صادق در بدنه وزارتخانه کار کرده؛ «لااقل» قوانین شهرسازی و مدیران ارشد وزارتخانه را‌می شناسد.
فرزانه صادق بهترین گزینه برای وزارت راه و مسکن نیست. بله! می شد گزینه های بهتری هم یافت ولی رستم قاسمی کجا و یک مدیر «کارکرده در‌خود وزارتخانه» کجا؟

✔️▪️مهرداد بذرپاش (وزارت راه و مسکن): بعد از مرحوم رستم قاسمی بذرپاش شد وزیر راه و مسکن!
از کجا؟ به استناد کدام تجربه؟ به پشتوانه کدام تحصیلات؟!

بذرپاش کاملا با قوانین شهرسازی و نظام مهندسی ساختمان بیگانه بود، و هیچ درکی از مفاهیم پایه طرحهای زیربنایی و محرک توسعه نداشت.
حتی در یکی از سخنرانیهایش هم نتوانست به یک تحلیل فنی یا ذکر چند عدد و رقم/آمار مهندسی بپردازد.

آنها که به مکانیزم انتخاب وزرای پزشکیان ایراد می گیرند، اینها را یادشان رفته؟

✔️▪️حجت عبدالملکی ‌(وزارت رفاه):
این یکی فوق العاده بود! فردی وزیر معرفی شد که صحبتهای شگفت آوری نظیر «خط تولید لامبورگینی در ارومیه» و «ایجاد شغل با یک میلیون تومان» را طرح کرده بود. امروز به جای حجت عبدالملکی فرد موجه و دانشمندی همچون احمد میدری معرفی شده.

حجت عبدالملکی حتی یک روز در وزارت رفاه کار نکرده بود در حالی که احمد میدری در دولت یازدهم و دوازدهم به عنوان معاون رفاه اجتماعی وزیر رفاه فعالیت کرده و به‌طور همزمان به سمت دبیر هیئت امنای تأمین اجتماعی منصوب شده است. او از سال ۱۳۹۶ ریاست کمیته آمار بخشی (شورای آمار) وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی را نیز بر عهده داشته است.

✔️▪️احسان خاندوزی (وزارت اقتصاد): فاصله بین خاندوزی با عبدالناصر همتی بدون شرح است.
خاندوزی کسی است که در مصاحبه با انتخاب گفته بود: «بحث FATF یک موضوع بسیار کم‌اهمیت در موضوع اقتصاد امروز کشور ماست. این یک آدرس غلط است که برخی مدام اصرار بر آن داشته و دائم از گروه ویژه اقدام مالی حرف می‌زنند.»
درک همتی از مشکلات بین المللی سیستم بانکی‌ کشور ایران در سطحی واقع‌بینانه قرار دارد.

✔️▪️محمدمهدی اسماعیلی (وزارت فرهنگ و ارشاد): فردی وزیر فرهنگ شد که تا قبل از این سمت هیچ موانست و ارتباط مستقیمی با اهل هنر و اهل قلم نداشت. هیچ تولید هنری نداشت. اسماعیلی حتی یک سخنرانی نکرده که در آن در تراز تاریخ فرهنگ و هنر و ادبیات ایران‌زمین حرف جدی زده باشد. دو صفحه آ-چهار درباره موسیقی ایران نمی تواند حرف بزند. سینمای بین الملل را نمی شناسد. سید عباس صالحی ولی در حوزه فرهنگ و قلم کار جدی و طولانی مدت کرده، و در بدنه خود وزارتخانه نیز حضور داشته است. علاوه بر سابقه کار در جایگاه وزیر فرهنگ، در روزنامه اطلاعات هم موفق عمل کرده است.

🔵 کابینه پیشنهادی پزشکیان بی عیب و نقص نیست. بدیهی است که می شد اشخاص توانمندتری برای برخی از وزارتخانه ها پیشنهاد کرد. مثلا احمد دنیامالی برای وزارت ورزش و جوانان مصداق «اَبعَدُ الاشخاص» است. ولی سیاست عرصه ایده آلیسم نیست.
اگر کابینه دولت پزشکیان فقط در حد موارد مذکور نسبت به دولت سیزدهم ارجح باشد از «رای دادن» و تلاش برای موفقیت مسعود پزشکیان خرسند و خوشحالم.

یک میلیمتر تفاوت و بهبود احوال هم ارزش تلاش کردن دارد. حجت عبدالملکی‌ کجا و احمد میدری کجا؟

https://www.tgoop.com/solseghalam
اجلاس سالیانه پژوهشگران مهندسی زلزله و سازه (2024) در مرکز تحقیقات مهندسی زلزله پاسیفیک
Pacific Earthquake Engineering Research Center (PEER)
به میزبانی آقایان پروفسور مسلم و دکتر کاسالناتی امروز و فردا در دانشگاه برکلی برگزار می شود.

لینک برنامه اجلاس و سخنرانیها در اینجا+ و اینجا+ قابل مشاهده است.

بعد از افتتاحیه و خوش آمدگویی توسط پروفسور مسلم، سخنران نخست امروز آقای پروفسور دیرلین (استاد دانشگاه استنفورد و رییس مرکز تحقیقات زلزله استنفورد) خواهد بود.
موضوع سخنرانی امروز آقای دیرلین درباره پلهای بزرگراهی:
Surrogate Modeling of Seismic Response of Bridges for Regional-Scale Simulations of Highway Networks
خواهد بود.

یکی از دلایل ممتاز بودن کارهای آقای دیرلین، به سابقه کار ایشان در “شرکت مهندسی مشاور” باز می گردد. عملا اساتیدی که به طور مستقیم/یکسره پروسه تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا را طی «نکرده اند» و در میانه مسیر تحصیل، در مقطعی درگیر کار در صنعت بوده اند، پروژه های پژوهشی موفقی را هدایت می کنند.

اینها در مقایسه با اساتیدی که فقط در محیط دانشگاه رشد کرده اند، موفق تر محسوب می شوند.

🔵 به این موضوع در ژاپن به شکل جدی تری نگاه می‌شود. یعنی سیستم آموزش عالی کشور ژاپن می گوید: اگر یک نفر در صنعت (با مدرک دکترا) درگیر پروژه های طراحی خاص/ویژه بوده است، دانشگاه حق دارد که او را مستقیما در جایگاه پروفسور استخدام کند. یعنی هیچ نیازی نیست که او مدارج آکادمیک استادیار و دانشیار را طی کند؛ او می تواند مستقیما با حکم پروفسور به استخدام دانشگاه درآید.
نمونه این امر، آقای پروفسور تاگا در دانشگاه کوبه ژاپن است که چند سال مدیر دفتر طراحی شرکت مهندسی نیککِن سککِی (منطقه کانسای) بود و بدون یک روز حضور در محیط آکادمیک، مستقیما با پوزیشن پروفسور در دانشگاه کوبه شروع به کار کرد.

🔵 خلاصه بحث اینکه افرادی مانند تاگا یا دیرلین به دلیل حضور در شرکتهای مهندسی مشاور در‌معرض چالشهای پروژه های واقعی یا در اصطلاح
Real-world projects
بوده اند. چند سال کار در صنعت، باعث می شود تا فرد دید روشنی به پیچیدگیهای کار طراحی پیدا کند‌ و در واقع شامّه مهندسی یا
Engineering Sense
او توسعه پیدا می کند. Sense مهندسی، چیزی نیست که با کتاب خواندن به دست بیاید بلکه یک نفر باید چندین سال درگیر صفر تا صد پروژه های صنعتی باشد تا این حس/شامه (intuition or judgment) در او شکل بگیرد.

🔵به دلیل محدودیت تلگرام، تصاویر و استوریهای نشست امروز و فردا در اینجا🔻 منتشر می شود
https://www.instagram.com/eslamimohammadreza?igsh=OGQ5ZDc2ODk2ZA%3D%3D&utm_source=qr

🔵 توضیح تکمیلی اینکه مرکز تحقیقات
PEER
صرفا یک «مرکز پژوهشی» نیست بلکه یک «کنسرسیوم پژوهشی» است. با اینکه دفتر مرکزی آن در «دانشگاه برکلی» واقع شده ولی مجموعه ۱۱ دانشگاه و موسسه آموزشی هستند که همراه با همدیگر در زمینه مهندسی زلزله و سازه کار می کنند. عملا دانشگاه برکلی میزبان PEER است و وظیفه دارد فاندها و بودجه های پژوهشی را که هر سال از ایالت کالیفرنیا دریافت می کند، بین این یازده موسسه پخش/تقسیم کند.
این «همراهیِ» چند دانشگاه با یکدیگر باعث شده تا اتفاقات مهمی در تاریخ علم معاصر زلزله و سازه در PEER رخ بدهد.

مفاهیم طراحی سازه بر مبنای عملکرد یا
Performance Based Design (PBD)
در این مرکز متولد شد. همچنین نرم افزار مدلسازی المان محدود OpenSees نیز در این مرکز و با بودجه های پژوهشی متولد شد.

سرجمع، این مرکز نمونه ای از «کار گروهی» در یک حوزه از علم در دنیای مدرن محسوب می شود. روزگاری بود که سعدی می گفت دو درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند. اما اکنون دیگر چنین نیست! پروفسور دیرلین و پروفسور مسلم رؤسای دو مرکز تحقیقات زلزله در ۲ دانشگاه استنفورد و برکلی که زمانی رقیب بودند سالهاست که با هم همکاری می کنند. و محصول این همکاری می شود روشهای نوین طراحی سازه برای زلزله.
✍️ وزرایی که چراغ خاموش صندلی را ترک می کنند

محمدرضا اسلامی

🔵 وقتی کسی مسئولیتی در حد وزارت را تحویل می گیرد، در برابر جامعه و افکار عمومی مسئول است.

کسی که سه یا چهار سال زمام یک وزارتخانه دستش باشد و سپس بخواهد بی سر و صدا و چراغ خاموش ‌صندلی را ترک کند، گمان می کند که “زرنگ” است، حال آنکه سطح هوش و‌ هشیاری انسانها را دست کم گرفته است. (خصوصا در عصر شبکه های اجتماعی)

🔵 ضروری است که هر وزیر قبل از کنار رفتن و سپردن صندلی وزارت به وزرای دولت چهاردهم، گزارشی مکتوب از محورهای اصلی کارهایش به مردم و دانشگاهیان ارائه کند.
بگوید که در قبال وعده هایی که داده (+) چه کرده است؟

▪️اوجی وزیر ‌نفت
در گزارشی فنی، روشن و شفاف بگوید که چقدر سرمایه گذاری خارجی در توسعه میادین نفت و گاز (طی این ۳ سال) جذب شده است؟ چه سرمایه‌گذارانی و از چه کشورهایی در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی ایران سرمایه گذاری کرده اند؟ چند دلار؟

می دانیم که ایشان بخشی از اطلاعات نفت را مشمول محرمانگی نموده است. ولی اوجی در حد ممکن، و در حدی که مردم “محرم” هستند گزارش بدهد که چشم انداز انرژی کشور ایران طی چهار سال آینده چگونه است؟ دولت جدید مشخصا چه چیزی را تحویل می گیرد؟

▪️محرابیان وزیر نیرو
در قالب یک گزارش به جامعه مهندسی برق کشور، روشن و شفاف توضیح بدهد که چرا شبکه برق ایران اینقدر شکننده است؟ چرا وزارت نیرو برای افزایش ۶ هزار مگاوات مصرف در تابستان امسال آماده نبوده است؟
چه باید انجام می شد که ایران از یک شبکه برق پایدار برخوردار می بود؟ محرابیان مکتوب بگوید که چرا باید «برق صنایع» قطع بشود؟

چرا الشرکة السُعودیة للکهرباء در صنعت برق عربستان (که فقط ۳۲ میلیون نفر جمعیت دارد) + ظرفیت تولید
422 TWH
برق را داراست ولی شرکت توانیر در کشور‌ ایران با بیش از دو برابر جمعیت عربستان (بیش از ۸۵ میلیون نفر) ظرفیت تولید
389 TWH
برق را داراست؟ ( + و + )

** (لینک+ ، + آمار جهانی تولید برق کشورها بر مبنای terawatt-hours)

▪️صحرایی وزیر آموزش و پرورش
با انتشار یک گزارش دقیق توضیح دهد که برای وضعیت معیشت معلمان چه کرده است؟ نسبت تورم به حقوق معلمان چگونه بوده؟ شاخصه های کلان آموزش و پرورش که روی آنها متمرکز بوده چه‌ ها بوده است؟

▪️اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد
در قالب گزارشی به جامعه هنری کشور توضیح دهد که طی مدت حضور او وضعیت موسیقی ایران و تعداد کنسرتهای برگزار شده در کشور چگونه بوده است؟ او چند دیدار با اهالی قلم داشته؟ وضعیت انتشار رمان در ایران طی این سه سال چه شده است؟ در تمام این سه سال آیا او ۲ دیدار با امثال رضا امیرخانی، سیدرضا میرکریمی، ساعد باقری، افشین علا و… هنرمندان شاخص کشور داشته است؟ کی؟ و کجا؟!

▪️ احسان خاندوزی وزیر اقتصاد
در قالب گزارشی مکتوب به جامعه اقتصاددانان کشور بیان کند که وضعیت نرخ ارز طی سه سال گذشته چه شد؟ تورم در ایران طی این سه سال چه وضعیتی داشته است؟
خاندوزی که زمانی در جایگاه نمایندگی مجلس، مدعی اصلاح اقتصاد ایران بود، الان گمان نکند که بی سر و صدا و «چراغ خاموش» می تواند صندلی را ترک کند. او باید مکتوب توضیح بدهد که وضعیت بورس طی این سه سال چه شد؟ زیان دهی بانکها در چه شرایطی است؟

خاندوزی روز رای اعتماد قول داده بود که بازار ارز را مدیریت خواهد کرد (+)؛ و گفته بود که وزارت اقتصاد را «تحریم ناپذیر» خواهد کرد. او باید بگوید که آن همه وعده ها چه شد؟

▪️ زلفی گل وزیر علوم، تحقیقات و فنآوری
طی گزارشی مکتوب و با احترام به جامعه بزرگ اساتید هیات علمی کشور توضیح دهد که چرا جایگاه دانشگاههای ایرانی در رتبه بندیهای جهانی طی این سه سال افت پیدا کرده است؟
حقوق هیات علمی در ایران در مقایسه با عرف بین المللی چقدر است؟
نسبت/نرخ «تعداد استاد به دانشجو» در دانشگاههای کشور در چه وضعیتی است؟

▪️مهرداد بذرپاش وزیر مسکن و راه
با احترام به ۶۵۰هزار «مهندس عمران دارای پروانه نظام مهندسی» در ایران، بگوید که دقیقا چه تعداد واحد مسکونی طی هر سال ساخته شد؟ برای بحران کمبود مسکن چه کرد؟ چه تعاملی با سازمانهای نظام مهندسی داشت؟ برای جلوگیری از حذف ایران در ترانزیت زمینی کالا چه کرد؟ چرا وضعیت فرودگاه امام خمینی در مقایسه با فرودگاههای دوبی و استانبول چنین است؟

🔵 مطالبه‌ گزارش مکتوب از وزرا و کسانی که متولی بخشی‌ از اموال و امکانات کشور‌ بوده اند یک ضرورت است.
دنیای جدید مبتنی بر احترام به درایت و هوش شهروندان است. ارایه یک گزارش مکتوب به مردم «حداقل» انتظار از کسی است که وعده هایی داده ولی‌ وعده هایش محقق نشده است.

🔵شکل‌گیری چنین مطالبه ای باعث می شود که مسئولان آینده، در ارایه وعده های توخالی و «درشت‌گویی» احتیاط نمایند.
چون می‌دانند که در پایان دوره مسئولیت نمی توانند بی سروصدا و چراغ خاموش صندلی خود را ترک کنند.

www.tgoop.com/solseghalam
✍️ سخنرانی دیشب اوباما در اجلاس ملی دموکراتها

محمدرضا اسلامی

🔵 اوباما سخنور قهاری است ولی سخنرانی او از جنس تمرین و حفظ مطلب نیست. او به تمام معنی کلمه «سخنرانی می کند».

سخنرانی دیشب اوباما در اجلاس ملی دموکراتها🔻یک شاهکار تمام عیار بود. یک خطابه اثرگذار در یکی از بخشهای مهم تاریخ سیاست ایالات متحده آمریکا.
نمونه ای شگفت آور از توان یک فرد در «ارتباط گرفتن» با اذهان عمومی.

🔵اوج هنرمندیِ باراک اوباما این نیست که می تواند شهروند معمولی آمریکایی که «هوادار» دموکراتهاست را به وجد بیاورد، بلکه شاهکار اوباما وقتی است که بر «شهروند کلافه» و بی تفاوتِ آمریکایی هم اثر می گذارد.
هیچ چهره ای در میان جمهوریخواهان از چنین توان و کاریزمایی برخوردار نیست.

🔵متن سخنرانی دیشب اوباما را باید پیاده کرد و روی اجزای مختلف آن کار کرد. لحن و نحوه ای که او بارها با آن لحن «دونالد ترامپ» را خطاب قرار داد واقعا هوشمندانه بود.

او بدون توهین به ترامپ (و با آگاهی از اینکه ترامپ محبوب قلوب شهروندان جمهوریخواه است) به گزنده ترین شکل ممکن او را به رگبار انتقادهای جانانه بست.

اوباما دیشب با انتقادهایش «تعریف» (Definition) جدیدی از «مفهوم ترامپ» ارایه کرد! اوباما دیشب ترامپ را «یک گونه‌ی زیستن» معرفی کرد. و این واقعا صحیح است.
ترامپ یک Lifestyle است. ترامپ یک فرد نیست. ترامپ یعنی چفت و بست شدنِ یک سلسله خلقیات «وقتی که» انفجار ثروت/سرمایه در دستان کسی باشد.

جملاتی که اوباما دیشب ترامپ را با آنها خطاب کرد را باید نمونه ای عالی از سیاست‌ورزی هوشمندانه، و اثرگذاری بر اذهان عمومی دانست.

اوباما ذهن مخاطب را به ۱۶ سال پیش برد زمانی که در همین نشست در شیکاگو او پذیرفت که کاندیدای ریاست جمهوری دموکراتها باشد. ۱۶ سال گذشته، ولی اوباما همچنان کنشگر است! و از صفحه سیاست آمریکا حذف نشده است.

🔵اوباما در کنار سخنوری اما «یک مدیر پروژه» است. پروژه‌ی برانداختن دونالد ترامپ.

اوباما در سال ۲۰۱۵ ترامپ را جدی نگرفته بود.
آن زمان ترامپ بیشتر به یک شوخی شبیه بود. ولی در ۲۰۱۶ ترامپ تبدیل شد به یک بهمن سنگین. صرفا در فاصله یک سال گفتمان ترامپ جدی شد. و در ۲۰۱۷ وقتی که اوباما تمام قد وارد میدان شد برای زدنِ ترامپ، دیگر دیر شده بود! اما اوباما در تمام این سالها منفعل ‌‌ننشست. در ۲۰۲۰ کنشگری او «باعث اجماع» میان ده کاندیدای دموکرات شد. عملا سال ۲۰۲۰ او مدیر پروژه زمین زدن میلیاردر سفید پوست بود. فرزند یک چوپان‌زاده کنیایی سیاه پوست توانست فرزند یک میلیاردر برج‌ساز سفید پوست نیویورکی را به زمین بزند و رئیس جمهور را «یک دوره» ای کند. پروژه ای که میلیاردها دلار در آن هزینه شد، ولی بدون حضور قوی و سیاستمدارانه اوباما در پشت پرده، آن پروژه عظیم موفق نمی شد.

🔵و جنگ امروز یعنی ۲۰۲۴ ادامه همان نبرد از ۲۰۱۵ است که همچنان به مدیریت پروژه اوباما در جریان است. نبردی که ریشه های آن به تاریخ انسان معاصر تا مارتین لوتر کینگ و قبل تر باز می گردد. نبردی که هر روز میلیونها دلار پول برای رسانه و کمپین نیازمند است. این سخنرانی دیشب اوباما، یک سخنرانی انتخاباتی نیست بلکه یک سخنرانی جنگی است. حتما بشنویدش.

🔵عدم درک صحیح ما ایرانیان از «داخل آمریکا» باعث شده تا سالها خطای راهبردی در زمینه این کشور مهم داشته باشیم. سیاستمداران ایرانی که همواره با ساده سازی «مفهومِ آمریکا» را تحلیل کرده اند باید این سخنرانی را ببینند تا متوجه یک واقعیت مهم شوند:

آمریکا سرزمینی است که همواره یک جنگ دائم در درونِ آن برپاست. آمریکا محل منازعه دائم اندیشه‌ها، ثروتها، و قدرتها بوده است.
آنچه که امروز در ایالات متحده برقرار است یک جنگ بدون گلوله میان دو گونه‌ی مختلف از زیست انسان است.
این یک جنگ رسانه ای/مالی میان طیفی از مردمان است که «زیست ترامپ سفید» را شایسته رهبری کشور/دنیا می دانند و طیفی دیگر از مردمان که پذیرای رهبرانِ تحصیلکرده از «طبقه متوسط» رنگین پوست همچون باراک اوباما یا کامالا هریس هستند.

در درک فؤاد ایزدی آمریکا یعنی کشور بد و جنگ افروزی! همین قدر ساده و خطی. ولی واقعیتِ داخلی آمریکا یعنی «منازعه دائم قدرتهای داخل کشور». آمریکا یک دیگ جوشان است که متاسفانه ساده سازی ما ایرانیان از ماهیت آن باعث سالها خطای راهبردی در سیاست خارجی شده است.

به بیان دیگر، عدم درک صحیح ما ایرانیان از «داخل آمریکا» منجر به عدم اتخاذ «سیاست خارجی» صحیح شده است.

ساده سازیِ یک امر پیچیده، بزرگترین بلاست.

🔵 ۷۴ روز دیگر از این جنگ باقی است. برنده این جنگ ۲ ویژگی خواهد داشت. اول اینکه به لحاظ مالی باید بتواند «دوام» بیاورد (و روزانه میلیونها دلار خرج کند). دوم اینکه بر ذهن شهروندان با رأی خاکستری (بلاتکلیف) اثر بگذارد.

فراموش نکنیم که جریان ترامپ چقدر در دومی توانمند است!

▪️لینک

https://www.tgoop.com/solseghalam
✍️ امنیت ملی آمریکا یا امنیت ملی ایران؟

محمدرضا اسلامی

🔵 پیش از آنکه به مرور یادداشت اخیر دکتر محمدفاضلی بپردازیم این چند گزاره را با هم مرور کنیم:

۱- جوانی آس و پاس، با یک چمدان لباس و یک چمدان خرده وسایل از هند وارد خاک آمریکا شد. این جوان هندی البته مستعد و همزمان مشتاق آموختن و تکنولوژی بود. او که در دانشگاه شریفِ هند (IIT) کارشناسی مهندسی متالورژی خوانده بود وقتی که پایش به آمریکا رسید دنبال دکترا خواندن نرفت. بعد از اینکه فوق لیسانس متالورژی را در دانشگاه استنفورد خواند، به دنبال علاقه اش در حوزه مدیریت تکنولوژی رفت و در پنسیلوانیا فوق لیسانس MBA خواند. این آقای سوندار پیچای الان «مدیرعامل (CEO) گوگل» است. سِمت دقیق اش را اگر بخواهیم بخوانیم
Chief executive officer (CEO) of Alphabet Inc. and its subsidiary Google
است. همه‌ ما می دانیم گوگل چیست اما بیایید از منظر امنیت ملی و با نگاه امنیتی به گوگل نگاه کنیم:

✔️گوگل غول تکنولوژی است که بر روی موتورهای جستجوگر، تجارت الکترونیک و هوش مصنوعی متمرکز است.

✔️از منظر «قدرت» گوگل قوی‌ترین شرکت دنیا شناخته می شود (referred to as the most powerful company in the world) و جزء پنج غول تکنولوژی در کنار آمازون، اپل، متا و مایکروسافت است.

✔️گوگل به‌طور تخمینی دارای بیش از یک میلیون سرور در سراسر جهان است، و روزانه بر روی بیش از یک میلیارد درخواست جستجو، و حدود ۲۴ پتابایت «داده تولید شده توسط کاربران» پردازش انجام می‌دهد.

✔️الکسا وبگاه گوگل در آمریکا را به عنوان پربازدیدترین وبگاه اینترنت معرفی می کند.

✔️هیچ شرکتی در جهان به اندازه گوگل اطلاعات شخصی/خصوصی از کاربران اینترنت ندارد. به بیان برخی متخصصان، گوگل شما را بهتر از همسرتان می شناسد.

سوندار پیچای، جوان قصه ما، پس از پایان دوره لیسانس وارد خاک آمریکا شد و در ۳۲ سالگی وارد گوگل شد! یعنی یک شهروند «غیرمتولد آمریکا» امروز به چنان گستره وسیعی از اطلاعات مهم دسترسی دارد که زمانی برای سازمانهای جاسوسیِ برتر دنیا هم یک رویا می نمود.

۲- یک جوان عاشق تکنولوژی دیگر که در آفریقای جنوبی متولد شده بود و در ۱۸ سالگی به کانادا رفته بود، برای اولین بار در عمرش در ۲۰ سالگی برای تحصیل وارد خاک آمریکا شد. امروز بر روی زمین در جاده های آمریکا ماشینهای تسلا محصول کارخانه اوست و در آسمان صدها ماهواره استارلینک او در گردش دائم اند. ایلان ماسکِ غیرمتولد آمریکا، امروز از چنان قدرتی در عرصه اطلاعات، حمل و نقل، اقتصاد و سیاست ایالات متحده برخودار است که زمانی تصورش هم برای بسیاری از سناتورهای «متولد آمریکا» یک رویا می نمود.

۳- فرید زکریا، یک جوان مسلمان که در بمبئی هندوستان متولد شده بود، در جوانی وارد دانشگاه Yale شد و امروز از موثرترین چهره ها در حوزه «رسانه» و صاحب برنامه تلویزیونی به نام خودش در شبکه تلویزیونی CNN است...

🔵از این دست مثالها بسیار است (و تا هریس و اوباما امتداد می یابد). اما بگذارید به سراغ یادداشت مهم دکتر محمدفاضلی برویم. او در این یادداشت تحت عنوان «خودتحریمی» (اینجا+) می نویسد:
...«قانون نحوه انتصاب اشخاص در مشاغل حساس» به یکباره همه ایرانیان خارج از کشور که دارای تابعیت هستند (یا فرزندان و همسران‌شان تابعیت دارند) را از کارکردن در مشاغل حساس (که تا سطح بخشدار(!) و هر سمت تأثیرگذار دیگری ادامه می‌یابد) منع می‌کند... آیا این خودتحریمی نیست؟ آیا هیچ وقت مراکز پژوهشی، عواقب این قانون را بررسی و منتشر کرده‌اند؟ آیا دلیلی وجود دارد که یک نظام سیاسی تا این حد از افرادی که مهاجرت کرده‌اند دوری کند و خود را از خدمات آنها محروم کند؟»

🔵در شرایط فعلی اگر دکتر پزشکیان بخواهد از امیرکرمانی برای تصدی وزارت اقتصاد استفاده کند نمی تواند. امیر کرمانی؟ او دارنده‌ مدال طلای المپیاد جهانی فیزیک و فارغ‌التحصیل دکترای اقتصاد از دانشگاه MIT و دانشیار اقتصاد دانشگاه برکلی است. دکتر پزشکیان اگر بخواهد از حامد قدوسی برای سمت ریاست بانک مرکزی کشور استفاده کند نمی تواند! حامد قدوسی در سال ۱۳۷۵ رتبه یک کنکور سراسری در منطقه ۲ کشور بود. در اروپا دکترای اقتصاد خواند، در MIT پسادکترا گذرانده و در دانشگاه ایالتی پلی تکنیک کالیفرنیا (Cal Poly) دانشیار فاینانس است. مساله امروز ایران اقتصاد است ولی رئیس جمهور ایران نمی تواند از پویا ناظران استفاده کند. آیا #برای_ایران شیفته‌تر از امیرکرمانی هست؟ آیا ایرانی‌تر از حامد قدوسی یا پویا ناظران به آسانی پیدا می شود؟


▪️جناب آقای دکتر پزشکیان؛
با سلام
اینها صرفا چند مثال بود. لطفا آن زمان که به فکر توسعه و «بهره برداری» از «میدان گازی مشترک بین ایران و قطر» هستید، فکری برای این وضعیت کنید. شما «امکان بهره برداری» از منابع انسانی کشورتان را متاسفانه ندارید.

و این بسیار دریغ است.

https://www.tgoop.com/solseghalam
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✍️ دبیرستان به مثابه ماشین کنکور (خط تولید پرورش رتبه های برتر کنکور) یا
مرکز «آموزش مهارت»
؟

🔵‌ بازدید از دبیرستانی که خروجیهای آن فقط برای رفتن به دانشگاه استنفورد/برکلی/UCLA نیست، بلکه به مسأله «بازار کار» هم فکر می کند.

🔵 عملا دبیرستان دولتی فقط‌ به فکر «تربیت مهندس/پزشک» نیست بلکه به «تربیت تکنسین» هم جدی فکر می کند.

دغدغه «مدیر دبیرستان» این نیست که به والدین گزارشِ رتبه های برتر ورودی به دانشگاههای برتر را بدهد. بلکه مدیر دبیرستان به تیمهای ورزشی مدرسه، امکانات جوشکاری، امکانات سی ان سی، کارگاه نجاری، و کارگاه تعمیرات گیربکس خودرو هم فکر می کند.

▪️۴۲ مگ - ۸ دقیقه

#آموزش
#کنکور
#مهارت
www.tgoop.com/solseghalam
✍️نوشابه خوردنهاى جلال آل احمد

🔹متاسفانه امسال هم (همچون سالهای گذشته) متنى در تلگرام و شبکه‌ها دست به دست مى شود به نقل از خانم سيمين دانشور، درباره نوشابه خوردنها و سيگار كشيدنهاى جلال آل احمد.

اينكه جلال او را [سیمین را] هم سيگارى و «نوشابه خور» كرده بود.

و اينكه آل احمد همچون برخى ديگر از دوستان و مراد/مريدانش، بخاطر زياده روی در ميگسارى (و به اصطلاح عرق خورى)، دچار "بيمارى" (هاى مختلف) شد و مُرد.

این متن + را سهند ایرانمهر منتشر کرده است.

🔷 اين متن در كتاب "غروب جلال" نيامده بود و ظاهرا به ویرایش نسخه منتشره در ۱۳۸۴ افزوده شده است.
متاسفانه سهند ایرانمهر قبلا هم این متن را منتشر کرده بود و این برای بار چندم است که بر این وجه آل احمد تاکید می شود.

🔷 در اينكه جلال اهل مراعات شريعت نبوده و در بخش طولانى از عمر كوتاهش، گريزان از مُتدينين بوده ، بحثي نيست. اما اينكه هر نوبت در سالگرد درگذشتش این متن در شبکه های اجتماعی به گردش درآورده شود، محل تعجب و حيرت است.

🔷 اگر كسى مى خواهد از زندگى آل احمد «اين پرده» را پر رنگ كند، تا خيالش راحت شود كه ميخوارگى و ميگسارى مختص خواصِ اهل ادب و سياست و روشنفكران هم بوده، با همان لحن و كلام جلال بايد بهش گفت: حضرت! برو در خلوت خودت هر كاره كه مي خواهى باش، ولي اگر نقل قولی ذكر مى كنى از تاريخ، فقط بر یک وجه از زندگی کسی تاکید چرا؟

🔵 آل احمد در زمان کودکیِ پدربزرگ من و شما می نوشت. او شتابزده مُرد (به تعبیر سیمین دانشور). او انسان کاملی نبود ولی انسان «اهل کوشش» بود. در زمانه ای که سرزمین ایران غرق در بی سوادی و فقر بود او به فکرِ «کاغذ، قلم و انتشار» بود. او دغدغه ایران داشت و تمام وجودش دغدغه «مردمی که اصالت زندگی در آنها هست» بود. (باز تعبیر از سیمین دانشور)

🔵 حال اینهمه سال بعد از مرگ آل احمد جماعتی پیدا می شوند که او را بیرحمانه نقد می کنند. گویی انگار نه انگار که جلال در ۴۶ سالگی عمرش تمام شده و مرده است. فقط ۴۶ سال و آنهمه تولید و تکاپو؟!

🔵‌ نقد آل احمد ایرادی نیست، ولی گفتن بخشی از احوال او و نگفتن بخشی دیگر، کاری زشت و نابخشودنی است. در اینجا(+) می توانید فایل صوتی کتاب غروب جلال نوشته خانم سیمین دانشور را با صدای ناصر زراعتی بشنوید. در هیچ کجای چاپ نخست کتاب (زمستان ۱۳۶۰ - انتشارات رواق)، متنی که آقای سهند ایرانمهر در کانالش آورده، وجود ندارد. ظاهرا این بخش در ویرایش سال ۱۳۸۴ به کتاب افزوده شده است. شوربختانه شگفت آور است که از میان «آنهمه بحثهای سیمین درباره جلال» امسال نیز سهند ایرانمهر همین بحث مشروب و سیگار جلال را منتشر کرده است.

🔵 از میان صفحات کتاب غروب جلال:
«… یک روز جلال ماشین‌اش را کنار شالیزار متوقف کرد، و دفترچه یادداشت‌اش را با مداد از جیب درآورد و مشغول نوشتن شد. به “این کارش” عادت داشتم؛ در داشبورد ماشین، درجیب‌اش و روی میز کنار تختش همیشه “دفترچه و مدادی” آماده داشت، و آنچه به ذهنش می رسید یا آنچه مصاحبانش می گفتند و جالب می نمود یادداشت می کرد.» (دقیقه ۴۷)

«… کسی که با جلال بود هرگز تنها نبود.
در سالیان درازی که ما با هم بودیم من [سیمین] همواره از خویشان و دوستان، دور و دورتر می شدم و به او نزدیک و نزدیکتر!…
او مرا بس بود
وقتی خویشان و دوستان برایم دلسوزی می کردند که «اجاقم کور مانده» تهِ دلم به آنها می خندیدم. چرا که اجاقی روشن‌تر از اجاقِ من نبود.»
(دقیقه ۵۰:۵۰)

🔵 درباره جلال آل احمد این یادداشت را ملاحظه کنید:
https://www.tgoop.com/solseghalam/1411

🔵 کتاب را بخرید یا فایل صوتی‌اش را بشنوید. جاهایی که خانم سیمین دانشور درباره سیگار و نوشابه آل احمد سخنی گفته فقط اینهاست:

نوشابه: دقیقه ۸:۰۶
نوشابه: دقیقه ۱۴:۲۸

سیگار: دقیقه ۱۶:۵۱
سیگار: دقیقه ۴۱:۵۹

این چند جمله از قسمت پایانی کتاب غروب جلال:
«…بوسیدمش و بوسیدمش. در این دنیا کمتر زنی اقبالِ مرا داشته که جفتِ مناسب خودش را پیدا کند. مثل دو مرغ مهاجر که همدیگر را یافته باشند، و در یک قفس با یکدیگر هم‌نوا شده باشند، و “این” قفس را برای هم “تحمل پذیر” کرده باشد. تابوت را در آمبولانس گذاشتند و راه افتادیم…»

✍️محمدرضا اسلامی
https://www.tgoop.com/solseghalam
سرکار خانم دکتر صادق مالواجرد

با سلام

ژاپن کشوری است که از هیچ طرف اتصال زمینی با سایر سرزمینهای دنیا ندارد. یعنی ژاپن در هیچ کریدور ترانزیت کالای زمینی دنیا حضور ندارد (و نمی تواند داشته باشد). این بدان معناست که ژاپن به دلیل موقعیت جغرافیایی‌اش از ترانزیت زمینی کالای بین المللی "حذف" است.
افزون بر این نقص، همه می دانیم که ژاپن از هیچ منبع زیرزمینی (مثل گاز، نفت) نیز برخوردار «نیست». با توجه به این واقعیتهای تلخ، ژاپنی‌ها نسبت به این کارها اقدام کرده اند:

۱- فرودگاه بین‌المللی ناریتا با ظرفیت جابجایی 45 میلیون مسافر (لینک+) و سه میلیون تُن بار در سال (لینک+) را توسعه داده اند.

عملا #ناریتا بخشی از ستون فقرات ارتباط بین‌المللی ژاپن است. اما افزون بر ناریتا، وزارت امور زیربنایی ژاپن، فرودگاه کانسای را در مجاورت اوساکا بر روی آب (وسط دریا) بنا کرد. این فرودگاه ظرفیت 30 میلیون مسافر در سال را دارد (لینک+). اما اضافه بر اینها، دولت ژاپن در سال 2011 ترمینال بین‌المللی فرودگاه هانِدا را نیز با ظرفیت جابجایی 20 میلیون مسافر در سال (لینک+) افتتاح کرد تا بتواند توریستهای ثروتمند چینی را جذب کند. (جمع جبری این سه فرودگاه را ملاحظه کنید. 95 میلیون مسافر هوایی در سال. آنهم برای کشور در گوشه پرت شرق آسیا)

خانم مالواجرد، اگر در پایان دوره چهارساله وزارتتان بتوانید ظرفیت فرودگاه امام را از عدد تحقیر آمیز‌ فعلی (حدود 10میلیون مسافر در سال) «به سمت» عدد 90 میلیون مسافر افزایش‌ دهید، یعنی به زیربنای محرک توسعه ایران کمک کرده اید. وگرنه این چهار سال هم مثل سه سال قبل می گذرد. مثل بذرپاش که آمد و رفت. نگذارید که آمدن و رفتن‌تان مثل آمدن و رفتن بذرپاش باشد.

۲- امروز که صحبت می کنیم، یک هواپیمای بوئینگ 777 از دوبی به سمت سانفرانسیسکو پرواز خواهد کرد. یکسره 16 ساعت روی هوا خواهد بود و حدود 500 مهندس برنامه‌نویس کامپیوتر هندی به همراه خانواده‌هایشان با این هواپیما از دوبی به سمت سلیکن‌ولی خواهند رفت تا در شرکتهای آن منطقه در حوزه فنآوری کار کنند.
همین امروز که صحبت می‌کنیم یک هواپیمای Airbus A380 نیز همین تعداد مهندس و مدیر هندی را از دوبی به سیاتل (به مایکروسافت و آمازون) خواهد برد.
و همین امروز که صحبت می کنیم یک هواپیمای دیگر هم همین تعداد مدیر و سرمایه‌گذار هندی را به سمت فرودگاه لس آنجلس خواهد برد.
خانم مالواجرد، این سه پرواز فقط مختص "امروز" نیست! این سه پرواز در تمام هفته در جریان است و سهم مهمی از ترانزیت دانشمندان حوزه فنآوری نصیب فرودگاه دوبی (و اقتصاد امارات) می شود.

«رقابت» باعث شده که مشابه این ۳ پرواز، هر روز از فرودگاه دوحه قطر و استانبول ترکیه هم به سمت ۳ مقصد مذکور در انجام باشد. عظمت گردش مالی و ترانزیت کالا و مسافر را ملاحظه می کنید؟
بله! خانم مالواجرد «ایران‌ایر» از این گردونه حذف است و این پولی است که «هر روز» در جیب اعراب و ترکیه می‌رود در حالی که فرودگاه امام در تهران برای چنین پروازهایی (بین هند و آمریکا) ارجحیت دارد. (لینک+)
در این چهار سال فکری برای این موضوعات کنید. آقای پزشکیان در معرض سونامی دیدارها و اطلاعات خواهد بود ولی شما درباره این موارد دائما با ایشان گفتگو کنید.

حق ایران نیست که فرودگاهش اینگونه از عرصه رقابت جهانی حذف باشد. این حق ایران نیست که هواپیمایی ایران‌ایر اینگونه مظلومانه در برابر رقبای اماراتی، ترکیه ای و قطری بازنده بازی باشد. حافظ می گوید:
سخن درست بگویم، نمی توانم دید/
که مِی خورند حریفان و من نظاره کنم


درباره این مسائل با آقای پزشکیان صحبت کنید.

حذف بودن ایران از عرصه تجارت هوایی فقط از منظر اقتصادی مهم نیست. بلکه از منظر اثرگذاری بین‌المللی نیز مهم است.
ممکن است گفته شود این موارد در اختیار رئیس جمهور نیست و او نمی تواند کاری کند. ولی دکتر پزشکیان حداقل می تواند شرح کند/درک کند ابعاد این درد را.

بازگردیم به ژاپن و حکمرانی ژاپنی: آن کشور پرت در گوشه آسیا دائما در تلاش است که علاوه بر کمیت، «کیفیت» سیستم فرودگاهی‌اش برتر/موفق‌تر از فرودگاههای امارات، قطر و ترکیه باشد! (لینک+)

۳- ژاپنی‌ها امکان اتصال به کریدورهای زمینی ترانزیت بین المللی کالا را نداشته اند، ولی سعی کرده اند لااقل در داخل کشور خودشان مدت زمان ترانزیت زمینی را به «حداقل ممکن» برسانند، لذا شبکه قطارهای پرسرعت «شین کانسن» (یا Bullet train) را احداث کرده اند.
در ایران بزرگ حتی یک‌ خط قطار پرسرعت اجرا نشده است.
تلاش کنید در این چهارسال لااقل یک مسیر قطار پرسرعت در کشور اجرایی و افتتاح شود. مسیر تهران به سمت مرکز کشور یا تهران به سمت شرق کشور(مشهد) باید قطار پرسرعت داشته باشد.

زمان به سرعت می گذرد. نگذارید حضور شما در وزارتخانه یک حضور کارمندی باشد. به توسعه این زیربناها بپردازید.

✍️محمدرضا اسلامی
www.tgoop.com/solseghalam
✍️آقای دکتر پزشکیان در نیویورک با نس دیلی و ایلان ماسک دیدار کنید

محمدرضا اسلامی


جناب آقای دکتر پزشکیان
با سلام
هفته گذشته در خلیج سانفرانسیسکو نشستی درباره «کاربرد هوش مصنوعی در تولید محتوا» برگزار شد. خلاصه این نشست این بود که استفاده از هوش مصنوعی در تولید محتوا پدیده ای است که طی همین دو-سه سال اخیر رخ داده، ولی برگزارکنندگان این نشست تلاش کردند که در قالب سخنرانی برای نسل زد به آنها توضیح بدهند که هوش مصنوعی به تنهایی «باعث درآمدزایی پایدار» برایتان نمی شود بلکه برای خلق ثروت باید علاوه بر AI به جزئیات دیگری هم دقت کنید.
برگزار‌کننده این نشست، شرکت نس دیلی (NAS DAILY) بود و برایم جالب بود که بیش از هزار نفر از ایالتهای غربی آمریکا در این نشست شرکت کرده بودند تا نس‌دیلی را ببینند و از تجارب او استفاده کنند! واژه NAS در ابتدای نام این شرکت از کلمه «ناس» از عربی گرفته شده به معنی مردم.

انتخاب نام "نس دیلی" خوش‌سلیقگی بنیانگذار این شرکت است. یک پسر عرب فلسطینی که نامش نصَیِّر یاسین است استارت آپ زده بوده و سه حرف ابتدای اسمش (یعنی کلمه نصیر) در نوشتار انگلیسی NAS را برای استارت آپ‌اش انتخاب کرده، تا اشاره ای باشد به مفهوم بین الملل. مردمان. جوامع.

استارت‌آپ این پسر جوان موفق شده و او اکنون 68 میلیون فالوئر در دنیا دارد (در مجموع شبکه های مجازی‌اش). گردش مالی شرکت نس‌دیلی سال گذشته 10 میلیون دلار بوده است.

جوانی یک لاقبا با یک دوربین و یک لپ تاپ، یک استارت آپ را راه اندازی کرده و الان صدای او در دنیا بیشتر از صدای فلان نماینده کنگره آمریکا شنیده می شود.

در میانه نشست و در هنگام ناهار به نس‌دیلی گفتم: تو تقریبا تمام کشورهای دنیا را رفته‌ای و درباره هر کشوری یک ویدئو ساخته‌ای. تو به دورترین نقطه جنوب رفته‌ای و درباره آن برنامه ساخته‌ای، ولی چرا به ایران نیامده‌ای؟ کشوری که تاریخ، موسیقی، ادبیات، شعر، فرش، معماری، هنر و... دارد؟
گفت: اگر به ایران بیایم دستگیر می شوم.
گفتم چرا؟ گفت: ما جزء اعرابی هستیم که در قسمت Arraba فلسطین بدنیا آمده ایم. لذا پاسپورت من اسرائیلی است. به محض ورود به کشورت دستگیر می شوم.
▪️▪️▪️

آقای دکتر پزشکیان
در سفر به نیویورک، وقت خود را فقط به دیدار با سیاستمداران سالخورده و مقامات حکومتی هدر ندهید. در دنیای امروز شخصیتهایِ اثرگذار فقط سیاستمدارانِ حکومتی نیستند. امور به سرعت تغییر کرده و ساختار جدیدی در جوامع بشری شکل گرفته است. در دنیای امروز صدای جوانان کارآفرین و صدای نسل جوانِ ایده‌پرداز بیشتر شنیده می شود. آنها موثرترند. با آنها دیدار کنید و با آنها گفتگو کنید. به مدیران برنامه‌ی سفرتان بگویید که برنامه دیدار شما با بنیانگذار مایکروسافت آقای بیل گیتس را تنظیم کنند. به آنها بگویید سال گذشته در همین روزها آقای کیشیدا نخست وزیر ژاپن با بیل گیتس دیدار کرد. در همین روزهای سال گذشته آقای اردوغان با ایلان ماسک دیدار کرد.(لینک+)

آقای کیشیدا فهمیده که دیدارش با بنیانگذار مایکروسافت چقدر برای ژاپن مهم است. آقای اردوغان فهمیده که در دنیای جدید، قدرت ایلان‌ماسک از قدرت بسیاری از رجال سیاسی کنگره آمریکا بیشتر است. اینها تغییرات دنیای جدید است. چرا دور برویم؟ در سال 2017 که هیات ایرانی به نیویورک آمدند در "دانشگاههای آمریکا" رویای پروژه استارلینک ایلان ماسک را مسخره می کردند. اما امروز استارلینک هزاران ماهوارۀ در گردش بر مدار زمین دارد. آنچه که در 2017 حتی در دانشگاه «نشدنی» می نمود، امروز شده است!

عمر دونالد ترامپ و جو بایدن و سایر سالخوردگانِ وادی سیاست گذشته، اما ایام بالندگیِ جوانان ایده‌پرداز در حوزه تکنولوژی تازه شروع شده است. فردای بشر متعلق به استارت‌آپها و شرکتهای فنآوری است.
برنامه سفر خود را طوری تنظیم کنید که با اینها (با «آینده!») دیدار و گفتگو داشته باشید. ایلان ماسک را به تهران دعوت کنید. نگذارید که فقط رقبایِ ایران با او سخن بگویند. خودتان مستقیم و بی‌‌واسطه با نس‌دیلی و بیل گیتس حرف بزنید. به مدیران سفرتان بگویید بن‌سلمان که به آمریکا رفت، مستقیما با زاگربرگ دیدار کرد. شما نیز با این نسل از جوانان دیدار کنید.

به آنها بگوئید ایران سرزمین شعر بوده و سرزمین موسیقی. بگویید سه‌تار ایرانی از مسیر راه ابریشم تا چین و ژاپن رفته بوده است. بگویید ذهن ایرانی خوشنویسی را بالنده کرده؛ بگویید درخشش برق ذهن حافظ شیراز، گوته آلمانی را شیفته و مسحور خود کرده بوده است. اینها را دعوت کنید تا به ایران امروز بیایند و با استارت‌آپهای ایرانی مستقیما دیدار کنند. از هوش مصنوعی با جوانان ایرانی سخن بگویند و «از جوانان ایرانی بشنوند». آقای دکتر پزشکیان! آینده را دریابید. جهان به سرعت در حال تغییر است. در نیویورک وقت خود را به دیدار با سیاستمداران سالخورده هدر ندهید.

https://www.tgoop.com/solseghalam
2024/09/22 14:02:47
Back to Top
HTML Embed Code: