tgoop.com/ktabdansh/4089
Last Update:
.
📖 مطالعه قسمت سیزده
دربارهٔ مرگ آزاد
برخی از افراد بیش از حد زود
میمیرند.
دکترین هنوز عجیب بهنظر میآيند.
در زمان درست بمیرید.
چگونه کسیکه در زمان درست
نمیتواند زندگی کند میتواند
درست بمیرد؟
پس بهتر است که هرگز به دنیا نیاید!
همهٔ انسانها مرگ را مهم میدانند.
مردم هنوز نمیدانند چگونه این فستیوال( مرگ) را تقديس کنند.
من مرگ بینقص و یک قول برای
زندگی به شما نشان میدهم.
انسان کامل زمانی به مرگ خودش
میرسد که پیروزمند است؛
فرد باید مردن را بياموزد؛
مرگ بهترین چیز است؛
درحال جنگیدن و یک روح بزرگ
را نثار کند.
مرگ همچون دزد میخزد،
ارباب است و جنگجوی فاتح از
آن متنفر است.
من چه هنگام مرگ آزاد را میخواهم؟
هرکس هدف و وارث دارد؛
مرگ در زمان مناسب. برخی مردم برای پیروزیهای خود بیش از حد
پیر میشوند؛ دهانی که بیدندان
باشد دیگر حق گفتن حقایق را ندارد.
گاهی باید افتخار را رها کرد و هنر
دشوار ترک کردن- در زمان درست-
را تمرین کرد.
زمانی که بهترین مزه را داری
جلوی خورده شدن را بگیر.
آنها که میخواهند بهمدت طولانی
دوست داشته شوند این را میدانند.
مغز پیر میشود، اما کسانیکه
دیر به جوانی میرسند برای مدت
زیادی جوان میمانند.
زندگی برای برخی با شکست
روبرو میشود؛ یک کرم زهرآگین
به قلبشان میرود؛
بگذارید واعظان مرگ بیایند؛
من فقط موعظه مرگ آهسته و
صبر در همهٔ چیزهای زمینی
را میشنوم. عیسای عبری" هنوز اصلا
اشک و اندوه عبریان به همراه نفرت
از نیکی و عدالت را نشناخته بود؛
مرگ بر او غلبه کرد. ای کاش فقط
در بیابان بود و دور از نیکی و عدالت.
او بسیار زود مرد، او به اندازهٔ کافی
شریف بود تا آموزههایش را پس
بگیرد. آیا یک مرد در درون خودش
بیشتر کودک و کمتر اندوهگین است
تا یک جوان؛ او چیزهای بیشتری از
مرگ و زندگی میداند.
ای دوستان من اجازه ندهید مرگ شما
یک تهمت به بشریت و زمین باشد؛
روح و فضیلتهای شما باید هنگام
مرگ بدرخشد.
من میخواهم پس از مرگ به زمین
تبدیل شوم، در آغوش آنکه مرا زاده
آرامش پیدا کنم.
این توپ طلایی است و من آن را به
سوی شما پرتاب میکنم.
چنین گفت زرتشت
دربارهٔ فضیلت سخاوت
هنگامی که زرتشت شهر را ترک کرد،
بسیاری از پیروانش او را بدرقه کردند.
زرتشت به آنها گفت میخواهد تنها
برود. به او یک چوبدستی با
سرطلایی مار هدیه دادند، و او گفت:
طلا کمیاب و بیفایده و درخشان
است و جلوهاش را به دیگران میبخشد.
طلا به بالاترین ارزش رسیده،
نگاه کسیکه سخاوتمند است
میدرخشد. غیرمعمول و بیفایده
بودن بالاترین فضیلت است.
فضیلت سخاوت بالاترین فضیلتهاست.
من دربارهٔ شما خوب حدس میزنم؛
چه چیز مشترکی میان شما و گربهها
و گرگها وجود دارد؟
این عطش شما است؛ اینکه به هدیه
تبدیل شوید. تشنهی آن هستید که
همهٔ گنجها را در روحتان انباشته
کنید.
روح شما سیریناپذیر است؛ زیرا
فضیلت شما در اینکه خواستار
بخشش ديگران هستید قانون
سیراب شدن نیست.
عشقی که همراه سخاوت است باید
راهزن همهٔ ارزشها باشد.
من این خودخواهی را سالم و مقدس
میدانم.
یک خودخواهی دیگر هم وجود دارد
که بسیار ضعیفتر است؛
یک گرسنگی که همیشه میخواهد
دزدی کند، آن خودخواهی بیماران،
خودخواهی بیمارگونه.
درخشش طلا که به چشم یک دزد
میخورد، چشم طمع یک گرسنه به
غذای فراوان، همیشه هم در اطراف
میز افراد سخاوتمند روی زمین میخزد.
چنین گفت زرتشت
توضیحات:
نیچه هنر را یکی از ابزارهای مقابله
با بیمعنایی و آشفتگی زندگی
میداند. او باور دارد که از طریق
خلق و تجربهٔ هنر میتوان به زندگی
معنا بخشید و زیبائی آن را تجربه کرد.
📚چنین گفت زرتشت - نیچه
● ادامه دارد
...📚
BY کتاب دانش
Share with your friend now:
tgoop.com/ktabdansh/4089