tgoop.com/khonehdeleman/35114
Last Update:
✔️آیا اخلاق به ما سودی میرساند؟
- نیکل کریشنان
قسمت سوم:
این ما را به پنجاه سال گذشته میرساند، دهههایی که ساختارهای آشنای مدرنیته را به ارث بردهاند: سرمایهداری، دموکراسی لیبرال، و منتقدان این نهادها، که اغلب آنها را به خاطر عدم تحقق آرمان برابری انسان سرزنش میکنند.
سایر مینویسد که مبارزات حقوق مدنی این دههها دارای فوریت و هیجانی بوده است که باعث میشود حامیان آنها فکر کنند پیروزی هم سریع و هم پایدار خواهد بود. وقتی هیچ کدام از اینها نیست، ناامیدی «سیاست هویت» را ایجاد میکند که قرار است جوهره لحظه فرهنگی کنونی باشد.
فصل آخر او، که به عنوان گزارشی از پنج سال گذشته معرفی شده است، پدیدههای معاصر مختلف - هوشیاری در مورد ریزپرخاشگریها و تصرف فرهنگی، سیاستهای عدم سکو - را به عنوان نمونههایی از «روانشناسی تنبیهی» اجداد هومینین اولیه ما مرتبط میکند. حساسیتهای جدید ما، همراه با اصطلاحات قرن بیست و یکمی که آنها الهام گرفتهاند («مردانه توضیح دادن»، «روشنایی گازی»)، ما را در حالی که شروع میکنیم «نشانههای نمادین عضویت گروه خود را با دقت بیشتری بررسی کنیم و هرگونه عدم انطباق را جریمه کنیم»، راهنمایی میکنند. سایر میگوید، ما ممکن است اهداف جدیدی داشته باشیم، اما روانشناسی قدیمی است.
سایر، که هشدار میدهد که ترتیبات زمانی او «نباید خیلی تحت اللفظی گرفته شود»، نتایج مثلثبندی چند رشتهای خود را «تاریخ عمیق» مینامد، تاریخی که «از تاریخ یا نام استفاده نمیکند، و در عوض یک سناریوی عملی را ترسیم میکند که میتواند در این راستا پیش رفته باشد». اما رویکرد او او را به این نتیجه میرساند که «ارزشهای اخلاقی جهانی وجود دارد که همه مردم با یکدیگر به اشتراک میگذارند».
فرض بر این است که متفکرانی که اخلاق را ساختهشده میدانند، اغلب در توضیح امکان پیشرفت اخلاقی با مشکل مواجه میشوند. پیشرفت چیست، اگر نه مبادله خطا با حقیقتی جاودانه؟ اضطرابی که در ما توسط تأمل شجرهنامهای ایجاد میشود، تا حد زیادی ناشی از پذیرفتن این است که آنچه ما به عنوان حقیقتی ابدی تلقی میکردیم، ممکن است محصول نسبتاً جدید تاریخ بشر، زیستی و اجتماعی باشد. اگر تعهدات اخلاقی ما بر حقایق عمیقتری استوار نیست، چگونه میتوانیم امیدوار باشیم که تضادهایی را که همچنان ما را از هم جدا میکنند، حل کنیم؟ دیدگاه سایر در اینجا به طرز قابل توجهی روشن است. او آیندهای ممکن را میبیند که در آن ارزشهای ما به اندازهای که خودشان را آشکار کنند که هرگز واقعاً از هم جدا نشدهاند، همگرا نمیشوند.
او استدلال میکند: «در واقعیت، این درست نیست که در اساسیترین سطح، فرهنگهای مختلف ارزشهای متفاوتی دارند.» ارزشهای مشترک گسترده، همانطور که توسط نظرسنجی جهانی ارزشها نشان داده شده است، شامل «ایمنی و آزادی شخصی، مراقبت و تحمل، شادی، خودمختاری و خودشکوفایی» میشود. او مینویسد، ما که با تفرقههای ظاهری خود حواسمان پرت میشود، میتوانیم اصول اساسی را فراموش کنیم: «همه ما تاریخ اخلاق یکسانی داریم؛ اختلافات سیاسی ما اغلب سطحی هستند؛ در زیر آنها ارزشهای اخلاقی جهانی ریشهدار وجود دارد که همه مردم با یکدیگر به اشتراک میگذارند و میتوانند مبنایی برای درک جدید باشند».
- ادامه دارد...
@khonehdeleman
BY خونهی دل
Share with your friend now:
tgoop.com/khonehdeleman/35114
