tgoop.com/hasa_pas/5352
Last Update:
🌕
#هسا_پس
#نامه_شماره_۵
#متلاشی_در_موضع_سرحد
#ویژه_شعر_اقوام
#تکثیر_یا_تکثر (طرح ژنوم نقد)
وقتی پای "موضع سرحد" در میان باشد دیگر نمی توان به هر تیری اعتماد کرد. چوب و پَر و آهنش باید هر کدام از جنگل و عقاب و معدنی خاص باشد. فرشته ها در متنی که قرار است موضع سرحدش آشکار گردد سفارش جدید تری را می پذیرند.
شخصیتی که مولف چنین متنی است هر لحظه می داند که جانش در خطر است. او خودش را عریان می کند و به خوانشگرانش نشان می دهد که در او هیچ عیبی نیست. او تمام نیروی خود را به کار می گیرد تا پیش از تعیین موضع سرحد ،متلاشی شود.
شعر اقوام ایران سال هاست که این تیر را برای چنین موضعی از جنگل و عقاب و معدنی خاص تهیه نموده است.
این یک جنبش نهفته است. پیش از آن که متهم به شورش و تجزیه طلبی شود باید دید که با خود چه دارد که حاضر است با تمام نیرویش پاره پاره شود.
موضع سرحدِ شعر اقوام ایران(هسا پس) رسیدن به درخت تناور زبان فارسی است. شعر اقوام نمی خواهد متلاشی کند. می خواهد متلاشی شود تا خودش را به موضع سرد مادرانگی برساند.
درخت تناور زبان فارسی_ به ویژه از مشروطیت به بعد_ که همه پرندگان جهان را به خود فراخوانده مگر پرندگانی که از جنس ادب قومی خودش هستند.
گمان نمی کنم که فرشته ها این" تیرتیز ترین" را از مرز زبان اقوام نگذرانده باشند. هر چه باشد نشانه ای از زبان فارسی بر این تیر مقدس است.
"چون طلوع خورشید فرا رسید این تیر را رها کرد. هر جا که قرار بود فرود آید اما فرشته ها اجازه ندادند. باید تا هنگام غروب راهش را ادامه می داد. پای موضع سرحد در میان بود. هر یک از روایات برای این که خالی نماند جای فرود آمدن این تیر مقدس را به سرزمینی خاص آورده اند. گویا هر قسمت از بدن متلاشی شخصیت اصلی داستان به همه روایت ها تعلق دارد."
شعر هر یک از اقوام ایران باید بتواند هر قسمت از بدن پاره پاره این شخصیت تاریخی را به مادرانگی زبان تناور خود یعنی زبان فارسی پیوند بزند.
موضع سرحد زبان اقوام در خدمت درختی تناور به نام زبان فارسی است. هر قسمت از بدن متلاشی این زبان متعلق به بخشی از زبان اقوام است. برای این که این" اجاق خانوادگی" یا "بدن پاره پاره" زنده بماند باید خود را به "موضع سر حد"یا "محل جدید"برساند تا خرده آتش ها تبدیل به آتشی بزرگ شوند.
این یک جنبش زبانی است. نباید این حرکت را شورش تلقی کرد. هیچ زبانی موضع سر حد خودش نیست یعنی نمی تواند که باشد. محل جدید یک زبان متشکل از محصولِ به هم رسیدنِ پاره پاره گی های مرز های خود است.
تمامی مرز های یک زبان باید در محل جدید حاضر شوند و هر یک فرصت یابد که اجاقش را از "صنوف مختلف" در محل جدید یا موضع سر حد حاضر گرداند.
" اگر این پاره ها در محل جدید به هم برسند آن که این تیر را پرتاب کرده، زنده خواهد شد تا ریاست تیراندازان را بر عهده بگیرد"
اگر بپذیریم که زبان فارسی نیازمند این است که در "محل جدید و موضع سرحد" زنده بماند باید که این پاره پاره ها را در خود بیفروزاند.
هیچ زبانی قابل تجزیه نیست. اشتباه بزرگی است که قبول کنیم زبان های حاشیه اگر به موضع سرحد برسند تجزیه طلب می شوند.
اگر این گونه باشد باید به علم زبانشناسی شک کرد.
زنده ماندن و متلاشی شدن ،سیر تحول زبان در محل جدید و موضع سرحد است.
با شعری (هسا پس)این نامه را به پایان می برم:
🌕
#هسا_پس
تقدیم به :جلیل قیصری
شب أن تومامه شبه
رز أن تومامه رز نی یه
حلا تانی ولکانا بیدینی
حلا پنجره پوشت شا زرده لیشانا دیان کی سنگ بلوکانا بوجور شن
حلا أدمانا سایه اوشینه ماشینانه جا دکفه
شب أن تومامه رزه
رز أن تومامه شب نی یه
کی
لیشان زرد بزاین
ولکان زرد فوبن
سایان زردا بون
شب أن تومامه شبه
رزان أما
ماندانی کی زرد ولکانا بو کشن
زرد سایانا والسن
Translated by: Shokat
Night this is the entire night
Day this is not the whole day
Yet
You can see the whole leaves
However
From the window you can gaze at the young yellow cows that climbing up the stone blocks
As yet
The shadow of the people having a reflection on their cars
Night this is the whole day
Day this is not the whole night
That
The young cows could give birth to yellow one
The leaves fall down yellow
Shadows become yellow
Night this is the whole night
Days but
Those calves smell the yellow leaves
Licking the yellow shadows.
#مراد_قلی_پور
#هسا_پس
#نامه_شماره_۵
#بازنشر
#متلاشی_در_موضع_سرحد
#ویژه_شعر_اقوام
#تکثیر_یا_تکثر (طرح ژنوم نقد)
#ترجمه_انگلیسی_شعر: #شوکت(آمستردام_هلند)
#هسا_پس
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_کردی_تاتی
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران
https://www.tgoop.com/hasa_pas
BY ""هسا پس""(جریان شعر پیشرو اقوام ایران و جهان)

Share with your friend now:
tgoop.com/hasa_pas/5352