Telegram Web
از همۀ شما یک خواهش دارم، همین الآن وارد آخرین چَتی که با نزدیک‌ترین دوست‌تان داشته‌اید بشوید و نگاهی به اطلاعاتی که ردّ و بدل کرده‌اید بیندازید. این کلمات چقدر ضروری بوده‌اند؟ چقدر شما را به اهدافی که در زندگی دارید نزدیک کرده‌اند؟ چقدر تأثیر خوب روی شما گذاشته‌اند؟ آیا شما را به هدفمندی نزدیک کرده‌اند یا به لغو و شوخی؟ به طور کلّ در صحبت‌هایتان با نزدیک‌ترین دوست‌تان چیزی به نام رشد شما و او وجود دارد یا نه؟

پاسخ دادن به این سؤال‌ها می‌تواند شما را به ارزیابی کلی برساند که آیا این فرد ارزش دوستی دارد یا نه؟

اگر انسان تنها بماند بهتر از آن است که با آدم نا‌مناسبی دوست باشد. گاهی اوقات هیچ کس واقعا این قدر توان ندارد که هم قدمت شود. کیسه شنی می‌شود که به بالون زندگی‌ات چسبیده و گند می‌زند به اوج گرفتن‌هایت، تو هم با این که می‌دانی مانع است دائم نگاهش می‌کنی و فکر می‌کنی کی بشود از شرّش خلاص شوی.
https://www.tgoop.com/ha_mim1377
دوستان عزیز، رفقا
عزیزانی که قابل دونستید و تو کانال بنده ی ناچیز عضو هستید، از رجوع درد و رنج و گرفتاری های خلق الله به خودتون رنجور و ملول نشید. اینا نعمت خداست.
اگر التفات کنید ممنون میشم. و اگر انتشار بدید بزرگی و مردونگی کرده اید😊👇👇
⭕️مقایسه‌ی بزرگراه‌ها ایران و آمریکا

👤کیوان ابراهیمی، ساکن آمریکا

▪️بزرگ‌راه‌های تهران در موارد زیر دست بالاتر رو دارن:

🔹تمیزی حاشیه‌ی بزرگراه و مشاهده‌ی آشغال‌های کمتر
🔹زیبایی‌های مصنوعی و دست‌ساز از گل و گیاه گرفته تا المان‌های شهری
🔹تونل‌های بزرگ و طویل بزرگراهی
🔹 روشنایی بیشتر در هنگام شب

▪️بزرگ‌راه‌های سیلیکون‌ولی در موارد زیر دست بالاتر رو دارن:

🔸کیفیت بالاتر و آسایش بیشتر در هنگام رانندگی
🔸زیبایی‌های طبیعی از ساحل و تپه و مرتع گرفته تا هوای پاک و نمای غیر تهاجمیِ ساختمان‌های اطراف
🔸کیفیت و امنیت‌ خودروها
🔸ترافیک کمتر و روان‌تر در اکثر اوقات
🔸راه باز کردن برای عبور و مرور اضطراری از قبیل آمبولانس و آتش‌نشانی

▪️در موارد زیر، وضعیت تقریباً مساوی و کمابیش یکسانی رو شاهد هستیم:

🔹کیفیت طراحی و نصب تابلوهای سبز رنگ راهنما
🔹کیفیت دسترسی به نقاط مختلف شهر از طریق بزرگراه‌ها
🔹کیفیت آسفالت بزرگراه‌ها در یک حد هست (حتی میشه گفت تهران کمی وضعیت بهتری داره) ‌

👈این مقایسه از نگاه یک راننده‌ی عادیِ غیر متخصص در مباحث عمران و جاده‌سازی بود
@rasad_tahlil
Forwarded from مغزتو🧠
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
😒 ترک تحصیل کنیم!؟📚

🤔 به نظرت باید برای موفقیت چیکار کنیم؟

🔗اینستاگرام
https://www.instagram.com/tv/CYjnxKhqQ7V/?utm_medium=copy_link

🧠 مغز تو دریاب!
🚨 @maghze_to
دوستان عزیز، رفقا
عزیزانی که قابل دونستید و تو کانال بنده ی ناچیز عضو هستید، از رجوع درد و رنج و گرفتاری های خلق الله به خودتون رنجور و ملول نشید. اینا نعمت خداست.
اگر التفات کنید ممنون میشم. و اگر انتشار بدید بزرگی و مردونگی کرده اید😊👇👇
⭕️ علاقمندان اخبار سلبريتي‌ها احتمالا ضريب هوشي كمتري دارند

📝 اينديپندنت نوشت:

🔹 تحقيقات جديد نشان مي‌دهد افرادي كه به اخبار هاليوود و فرهنگ سلبريتي‌ها علاقه نشان مي‌دهند چه بسا هوش كمتري از سايرين داشته باشند.

🔹 نتايج اين تحقيقات كه در BMC Psychology مجارستان به چاپ رسيده نشان مي‌دهد افرادي كه شيفته ستاره‌ها هستند و دوست دارند از جزئيات زندگي آنها با خبر شده و از آنها الگوبرداري كنند، در آزمون‌هاي شناختي، عملكرد ضعيف‌تري از خود نشان مي‌دهند و هرچه ميزان اين شيفتگي بيشتر باشد، نتايج آزمون‌هاي شناختي آنها نيز ضعيف‌تر مي‌شود.
@rasad_tahlil

https://www.tgoop.com/ha_mim1377
♦️فرضیه ابطال شد ...

دکتر بیگدلی یکی از فرهیختگانِ موثر و فعال در حوزه علوم انسانی فعلی ایران و مجری فعلی برنامه زاویه شبکۀ چهار سیما در برنامۀ پانزدهم دی ماه1400 زاویه، به اعتراف مهمی راجع به یکی از نظریات و تحلیل های محوری خود در مورد #جامعه_ایران اشاره می‌کند، که پس از نقل قول کامل سخن ایشان در برنامه، به ذکرچند نکته می‌پردازم.
«حالا من یک اعترافی کنم آقای دکتر، من خودم چون بزرگواران هم می‌دانند به بحث‌های جامعه شناسی و تاریخ معاصر ایران خیلی علاقه مندم و می‌خوانم نظریات را، من خودم همیشه می‌گفتم که جامعۀ ایران به یک حدی از واپاشی و واگرایی رسیده که دیگر کنش جمعی یکسان نمی‌دهد.
بعد حاج قاسم که شهید شد و جامعۀ ایران آن کنش اجتماعی یکپارچه را دو سال پیش نشان داد، نظریۀ من شکست خورد دیگر...، یعنی آن پيش‌بينی من به عنوان یک فرضیه ابطال شد، و دوباره جامعۀ ایران کنش مبتنی بر نظم اجتماعی یکپارچه داد.»

اشکالات زیادی به این فرضیه که دو سال قبل با کنش اجتماعی جامعۀ ایران ابطال شد می‌توان ذکر کرد که به پنج مورد اصلی آن به اختصار اشاره می‌کنم.

ا- شیفتگی تئوریک و تاثیرگسترده ای که نظریه های مدرن علوم انسانی به معنی الاعم و جامعه شناسی به معنی الاخص در وهلۀ اول برنهاد علم در ایران وارد کرده و در وهلۀ ثانی بر اکثریت دانش پژوهان علوم انسانی کشور اعم از اساتید، پژوهشگران و دانشجویان.
2- عدم شناخت عمیق از بنیادهای هویتی، معرفتی و تاریخی غالب ایرانیان؛ و محدود کردن سطح تحلیل ها از رفتارهای مقطعی و نوعاً سیاسی مردم که منجر به برداشت های ناقص به کلیت شناخت هویتی و معرفتیِ ملت می‌گردند.
3- اهمیت نقش کُنش‌ها و اقدامات شهید سلیمانی به عنوان یک شخصیت کاریزماتیک که محدود به وجهۀ نظامی گری وی نشد بلکه وی دراذهان عموم جامعه شخصیتی سیاستمدار، متّقی، اخلاق مدار و اهل مدارا، زمانه شناس و بین المللی، فهمیده شد.
4- ناکارآمدی و کژکاردیهای دولت مستقر که بیش از شش سال از مدیریت و ایده های آن که با بهره گیری از اعتماد اکثریتی انتخاباتی سکان تصمیم سازی، تصمیم گیری و حکمرانی درجامعۀ ایران را بدست گرفته بود، که با حوادث دی ماه 96 و آبان 98 تشدید شد و نه تنها ذهنیت تاریکی برای بسیاری از مردم و جوانان نسبت به جمهوری اسلامی بلکه نسبت به اصل انقلاب اسلامی به ارمغان آورده بود؛ و موجب تشدید لکنت گفتگو در رابطۀ دولت ملت شده و جراحت های زیادی نیز به رابطۀ امت و امامت وارد ساخته بود.
شهادت وی به مثابه ی آب زلالی بود که تیرگی و غباری که نسبت به اصل نظام وارد شده بود را پاک کرده و معنای هویتی انقلاب اسلامی را بازشناسی و تجدید نمود.
گویی که با سیاست ها و ایده های شکست خورده حکمرانی دولت و نهادهای دیگر حاکمیتی، خون او توانست به مثابۀ یک حجت بالغه درخت انقلاب را مجدد آبیاری کرده و بر صلابت و رشید شدن آن نیز بیفزاید.
5- اولویت مسائل شهید سلیمانی که از مسائل اصلی هر جامعه در جهان قلمداد می‌شوند، که به زعم ما مهمترین آن ها، مسئلۀ :
امنیت، ایران، جهان اسلام، خدمت و گفتگو با مردم نیز بود.
لذا به نظر می‌رسد مشکل اصلی در این تحلیل ها عدم نگاه جامع داشتن به جوانب معرفتی و هویتی جامعۀ ایران و همچنین صرف استمداد از نظریات علوم اجتماعی مدرن، که بسیار شاهدیم که در بهره گیری ازاین نظریات به زمینه های معرفتی و تاریخی شکل‌گیری آنها التفات کامل صورت نمی‌گيرد، منجر به رد و ابطال این گونه پیشفرض ها در مورد جامعۀ ایران به صورت تدریجی و شرایط مختلف نیز گردد؛ به تعبیر سید شهیدان اهل قلم، مرتضی آوینی(اگر بنا بود ما معیارهای روز را بپذیریم، دیگر چه داعیه ای بود که خود را به رنج جنگ و انقلاب دچار کنیم؟!، جنگ را بر ما تحمیل کردند تا این فکر تازه را به بند کشند و نتوانستند).

محمدحسینی

https://www.tgoop.com/ha_mim1377
حسن مجیدیان
Photo
قربان دست تان
60 میلیون تا به حال جمع شده😊❤️
🔻تعریف جدید سواد

🔹باسوادی از نظر یونسکو، توانایی «تغییر» (Change) است.

🔸به این معنی که دیگر تنها توانایی خواندن و نوشتن و یا تسلط بر دو زبان و یا حتی توانایی استفاده از کامپیوتر مدنظر نیست، بلکه تعریف اخیر بیانگر این است که :
"باسواد کسی است که بتواند از خوانده‌ها و آموخته‌های خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند"

https://www.tgoop.com/ha_mim1377
Forwarded from حسن مجیدیان (حا.میم)
🔻تعریف جدید سواد

🔹باسوادی از نظر یونسکو، توانایی «تغییر» (Change) است.

🔸به این معنی که دیگر تنها توانایی خواندن و نوشتن و یا تسلط بر دو زبان و یا حتی توانایی استفاده از کامپیوتر مدنظر نیست، بلکه تعریف اخیر بیانگر این است که :
"باسواد کسی است که بتواند از خوانده‌ها و آموخته‌های خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند"

https://www.tgoop.com/ha_mim1377
در سفر اخیرم به ایران، برای پیگیری گواهینامه‌ام رفته بودم پلیس +۱۰. پرونده‌ام یک تمبر ۱۰۰۰ تومانی کم داشت تا کامل شود. اما کارت بانکی‌ام مبلغ ۱۰۰۰ تومان را نمی‌کشید و امکان پرداخت نقدی هم وجود نداشت.
هیچ چاره‌ای نداشتم جز اینکه فردا با کارت بانکی دیگری برگردم و پرونده را کامل کنم. پیرمردی که کنارم ایستاده بود، بدون هیچ مقدمه‌ای کارتش را درآورد و داد به مسئول بادجه. گفت با این کارت امتحان کنید. پیرمرد غریبه، تنها نقصی پرونده‌ی من را کامل کرد و پرونده را به جریان انداخت. یک روز اداری را به من هدیه داد. هرچه به پیرمرد اصرار کردم که من چطور پول شما را برگردانم، گفت قابل ندارد و برای همه پیش می‌آید پسرم.

حالا، هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر، در پروازی سه ساعته نشسته‌ام و کارت بانکی کنار دستی‌ام کار نمی‌کند. امریکن اکسپرس است و اینجا پشتیبانی نمی‌شود. تا مهماندار گفت پرداخت نقدی هم قبول نمی‌کنیم پیرمرد درونم کارت بانکی‌اش را در آورد و گفت از کارت من بکشید. همسفرم یوروی خرد به اندازه‌ی کافی نداشت و هرچه که داشت را به من داد؛ البته به علاوه‌ی عذرخواهی‌ها و تشکرهای دو دقیقه یکبارش تا اتمام غذا.

زنجیره‌ی محبتی که آن پیرمرد در شهرستانی در ایران شروع کرده بود، حالا در ارتفاع چند هزارمتری سطح زمین در اروپا ادامه پیدا می‌کرد. شک ندارم که همسفر آمریکایی‌ام این زنجیره را با خودش تا غربِ وحشی می‌برد، از آنجا هم کسی زنجیره را می‌گیرد و می‌برد به شرق دور. اصلا همین زنجیره‌های کوچک محبت هستند که دنیا را سرِپا نگه‌ داشته‌اند.

https://www.tgoop.com/hsnblog
دو سال است که از خانه کار می‌کنم. از پشت پنجره‌ی اتاق کارم که به حیاط نگاه می‌کنم، یک درخت سرو می‌بینم. در واقع می‌دیدم. چون بریدیمش و وجودش را رهسپار عدم کردم. این درختِ سرو، چشم و چراغ حیاط بود. مصداق حرف حضرت مولانا و «ای سرو گلستان چمن و لاله زار ما» بود. با برگ‌های سوزنی سبزی که از شال هر سیدی سبزتر بودند. اصلا زیادی سبز بود. از سمت شرق که خورشید طلوع می‌کرد، نصف درخت سرو حسابی آفتاب می‌گرفت. آن سمتش هم که رو به من نبود و نمی‌دیدمش. یک بار جلسه داشتم با رئیس الدنگ. صدایش را گذاشتم روی بلندگوی تلفن سرپا ایستادم کنار پنجره. رئیس در باب اهرم‌های فشار و تازیانه‌ی موجود جهت بالا بردن کارایی کارمندان حرف می‌زد و من هم چای دوغزال می‌خوردم و سروِ گلستانم را تماشا می‌کردم. بعد حس کردم که درخت خم شده به عقب. طوری که انگار می‌خواهد خورشید را نگاه کند تا عطسه‌اش بیاید. بعد از ظهر رفتم پای درخت. واقعا خم شده بود به عقب. چند تا ریشه‌ی قدر هم از خاک زده بود بیرون. دور درخت طواف خوردم و دیدم که نیمه‌ی غربی‌اش کاملا خشک است و چوب‌هایش شده‌اند رنگِ سمنوی گندیده. همان نیمه‌ای که از پنجره‌ام دیده نمی‌شود. زنگ زدم به کارلوس. درخت‌بُر و درخت‌شناس خانوادگی‌مان. آمد و نگاه کرد و چند تا نچ نچ کرد و یک تف گنده انداخت آن‌طرف و گفت باید بریده بشود. گفتم چرا عامو؟ چند تا درخت دیلاق پشت سر را نشان داد و گفت که این‌ها آنقدر سایه انداخته‌اند روی سر سرو که سمت غربش آفتاب نمی‌گیرد. خشک شده. الان نبُری، دو صباح دیگر می‌افتد توی کله‌ات و از فانی به باقی می‌شتابی. افتادم به التماس که دوایی، درمانی، کودی چیزی نیست بدهیم بهش؟ گفت فقط نور. گفتم درخت‌های پشت را هرس کنیم. گفت دیر فهمیدی و دیر شده. نهایتا اره برقی‌اش را مثل ذوالفقار کشید بیرون و با چهار حرکت قیقاج‌طور سرو چمان را خواباند زمین. گفت فردا با وانتش می‌آید تا جنازه را ببرد.

این شد که درخت را بریدیم. حالا از پشت پنجره وقتی با رئیس حرف می‌زنم هیکل خوابیده روی زمین‌اش را می‌بینم. هنوز قسمت سبزش رو به بالا است و دیده می‌شود. با این تفاوت که می‌دانم آن سمت دیگرش کاملا خشک و به هیبت سمنوی گندیده درآمده است. اما چه فایده؟ نوش‌دارو بعد از مرگ سهراب. البته همه‌اش که تقصیر من نیست. سرو اگر دهن داشت و داد می‌زد که آقا جان، گول سمتِ سبزِ من را نخورید و بیایید آن ورِ سوخته‌ام را ببینید، این‌طور نمی‌شد. شاید آن‌طور جایش را عوض می‌کردم و می‌بردم یک جایی که شرق و غربش آفتاب ببیند و سبز بشود. کلا موجود زنده‌ای که داد نزند، زنده نیست. بدی درخت همین است. نه دهن دارد که داد بزند. نه پا دارد که جابجا بشود. نه کمر دارد که بچرخد و رو به آفتاب شود.

در هر حال کارلوس از بیخ بریدش. یکی دو تا از همسایه‌ها هم آمدند پای جنازه و گفتند حیف نبود درخت به این سبزی را بریدی؟ قانع کردن‌شان هم‌وزنِ زحمتی است که نوح پای ساختن کشتی‌اش کشید. اثبات این‌که سرو گلستان ما یک نیمه‌ی خشکیده هم داشت که روحش را بلعیده بود. هر چه نباشد پنجره‌ی اتاق من و چشم همسایه‌ها رو به نیمه‌ی سبز بود و درخت ما هم زبان بسته. داد بزنید ای اشجار سبز باغ زندگانی.
#فهیم_عطار
@fahimattar
📚 | داغ دلربا

📌 | «عده‌ای درباره‌ی حضور مردم توی خیابان قلم‌فرسایی می‌کنند؛ ولی فرق این حضور با حضور حکومت‌هایی نظیر آلمان نازی یا شوروی را درک نمی‌کنند. فرقش در دست‌نوشته‌هاست؛ فرقش در هر گلویی‌ست که میکروفون است و رسانه؛ فرقش در تک تک آدم‌هایی‌ست که فردیت دارند؛ شخصیّت دارند. روشن است هر جمعی ارزش ندارد. ارزش هر جمع، به افرادش است. ارزش این جمع، به امثال همین عرب چفیه‌به‌سری‌ست که روی کارون در باره‌ی سردار، بهم می‌گوید:
_ ئی مرد درست بود... مُهرش از سجاده‌اش بزرگ‌تر نبود... »

🌐 | لینک مستقیم خرید کتاب از سایت خط‌مقدم + تخفیف ویژه
🌐 | کتاب «داغ دلربا» در میان نامزدین دریافت جایزه جلال آل‌احمد

🆔 @khatemoqadam_ir
حرف بدی نیست!
https://www.tgoop.com/ha_mim1377
👍1
Forwarded from مغزتو🧠
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💔 اَفتِرکات ۲

💌 بعدِ کات کردن چی میشه؟

🔗اینستاگرام
https://www.instagram.com/tv/CZKFdq4KdXJ/?utm_medium=copy_link

🧠 مغز تو دریاب!
🚨 @maghze_to
🔸 روحانیت و پرسش های سالگرد پیروزی انقلاب

🔹 به سالروز پیروزی انقلاب نزدیک می شویم. به مناسبت ایّام، یکی از زمزمه ها، جدایی دین از سیاست است. بعضی در دفاع از پیوند دین و سیاست، هنوز در بیراهه قدم می زنند و فکر می کنند این هم از جنس سوالات دهه هفتاد است و سعی می کنند به گونه ای کلامی به طرف مقابل پاسخ دهند. فکر می کنند در کلاس درس حوزه یا اندیشه اسلامی دانشگاه هستند. در حالی که زمزمه جدایی دین و سیاست به زندگی روزمره برمی گردد؛ به خرید و فروش مایحتاج روزانه، به اخبار فساد، اخبار مهاجرت ها، آلودگی هوا، مشکلات آب و گاز، بیکاری، نابرابری و تبعیض، آمار ازدواج و طلاق و محافظه کاری انقلابی.

🔹 می شود همدلانه با موافق و مخالف همراهی کرد و این پرسش را مطرح کرد که نسبت دین با این همه مشکل چه بوده است؟  یا چه می توانسته باشد؟ دین هم یعنی حوزه، روحانیت، ائمه جمعه و جماعات، صاحب منصبان روحانی، نمایندگان ولی فقیه در انواع سازمان ها، سازمان های رسمی و غیر رسمی مذهبی، مراکز کوچک و بزرگی که فعالیت دینی دارند؛ هیات های مذهبی.

🔹 ممکن است پاسخی ساده و تکراری داده شود که اداره کشور نیازمند علم است و علم هم دینی نیست و بنابراین خروجی هم جامعه دینی نمی شود؛ یا این که نرم افزار، خوب است اما مجریان (یعنی منتخبان مردم) مشکل دارند. این، پاسخ، کافی نیست، چرا که بالاخره سهم دین را مشخص نمی کند که در این چهار دهه، چه کارنامه ای داشته است؟ به علاوه آیا در حوزه های اختصاصی دین، کارنامه متولیان دینی قابل عرضه است؟

🔹 و نکته دیگر، بعضی عرصه ها هم هیچ ربطی به اجرا و مجریان ندارد. متولیان دینی چقدر در عرصه نظارت و مطالبه گری، دفاع از آزادی ها، مقابله با نابرابری ها، حضور داشته اند؟ اصلا چقدر توانسته اند از حیثیت خود در برابر همان ساختارهای مدیریتی که مشکل زا هستند دفاع کنند، گاهی نه تنها فاصله را حفظ نکردند؛ بلکه دین را مثل ابزار در خدمت روندهای مشکل دار قرار داده اند. موضوع، پیچیده تر از آن است که بتوان با تکرار کلیدواژه های علم سکولار و خطای مردم در انتخابات و توطئه دشمنان، جمع کرد. راه عبور روحانیت و نظام از این گردنه، از مواجهه با همین پرسش ها می گذرد.

@babaee_ehsan

https://www.tgoop.com/ha_mim1377 
عجالتا و بنا به درخواست دوستان عزیز در نشر شهید کاظمی، این ها به ذهنم رسید برای معرفی. البته تا 20 کتاب هم مدنظرم بود از آخرین کتاب هایی که خوانده ام. اما خُب جای پوستر کم بود😊
#معرفی_کتاب
#نمایشگاه_مجازی_کتاب

https://www.tgoop.com/ha_mim1377
2025/08/31 20:09:39
Back to Top
HTML Embed Code: