tgoop.com/gholow2/499
Last Update:
🔺 پژوهشی در مورد اصطلاح «تقصیر»
با وجود اخبار بسیار زیاد اهل بیت ع در مذمت غلو و نیز با نبود تعبیر تقصیر به معنای فرقهای مصطلح امروز در روایات شریفه امامیه از ایشان، باز دیده میشود که برخی که خود را دلباخته اهل بیت میخوانند، فراوان دم از تقصیر شیعیان اهل بیت ع میزنند، اما در اندیشه آنان جایی برای مفهوم روایی غلو وجود ندارد!
در ریشهیابی استعمال این تعبیر باید گفت در دوران غیبت غلات خطابی به طور آشکارا و البته ناشیانه برخی از روایات مذمت «غلو» را به مذمت «تقصیر» و حتی مدح «غلو» تحریف نمودند! که از جمله آنها دو خبر در الهداية خصیبی و در بحث بابیت ابن نصیر است که آثار وضع (مانند قول به حلول و تناسخ و تهافت های عجیب) کاملاً در آن هویدا است. (ر.ک باب14 حدیث آخر و نیز باب محمد بن نصیر) و البته نمونه مشابهی نیز در کتابی اباحی حقائق اسرار دارد. (نک: ص 118 و 128 و 136) منابع نصیریان تعبیر مقصره را به روشنی برای امامیه به کار میبرند (ابوالمطلب، آداب عبد المطلب، ص265؛ مرهج، شرح دیوان الخصیبی، ص432، 439؛ طبرانی، النجحية، 2106م، ص45؛ البحث و الدلالة، ص44؛ الجواهر، ص27؛ ابو صالح دیلمی، هداية المسترشد، 257-260، 269؛ الرد علی طلحة العونی، ص77-79). و شواهد این رویکرد پس از بُرسی گاه به برخی از آثار متأخر امامیه نیز راه یافت.
مرحوم شیخ صدوق در إعتقادات الإمامية، ص101 میفرماید: «و علامة المفوضة و الغلاة و أصنافهم نسبتهم مشايخ قم و علماءهم إلى القول بالتقصير.»
البته دقت شود که مرحوم شیخ صدوق علامت و نشانه غلات و مفوضه را رمی به تقصیر علمای سلیم العقیده دانسته است، و نه ملاک غلو را.
در این جا بخشی از تحقیق های کتاب آقای حسین مدرسی طباطبایی در مورد نزاع غلو و تقصیر را ارائه می دهم، که به خوبی صحت کلام مرحوم شیخ صدوق را نشان می دهد. در چاپ دوم ترجمه فارسی کتاب، ص58 آمده:
«... در برابر تلاش های علماء قم، مفوضه هم طبیعتاً بی کار ننشستند و آنان و سایر شیعیان معتدل را مقصره خواندند، نامی که پیش از آن در تداول طرفداران اهل بیت نقشه در اعصار اولیه بر عثمانیه و طرفداران امویان اطلاق می شد که نسبت به مقام امیرالمؤمنین آنها به بی احترامی می کردند.[1] و اکنون نیز گرچه اطلاق آن بر این گروه از شیعیان، این چنین توجیه می شد که آنان در درک و وصول به واقعیت و حقیقت و کنه مقام ائمه عاجز و قاصر مانده اند،[2] با این همه روشن است که آن نام همچنان رائحهٔ اتهام به تسنن و ضديت با آل على ع را در خود داشته و به عنوان ناسزا (مثل اصطلاح مرجانه در ادوار متقدم تر و وهابی در ادوار اخیر که حتی وابستگان واقعی آن نیز از آن پرهیز داشته یا دارند) به کار میرفته است.[3] بدین ترتیب اصطلاح تقصیر در ادبیات شیعه پس از قرن دوم معنی و مفهوم تازه ای یافت،[4] در برابر اصطلاح تفویض[5] که دومی به معنی غلو و تندروی در حق ائمه است و اولی به معنی کوتاه آمدن و تفریط در مورد فضائل آنان، با فرض آن که هردو طرف جزء جامعهٔ شیعه و پیرو احکام و فقه کلام این مکتب هستند و حساب خود را مانند غلات تندرو یا اهل سنت محبت اهل بیت از مذهب تشیع جدا نکرده اند.»
ایشان در ص66 با اشاره به جوسازی های متقابل غلات در برابر شیعه[6] می گوید:
«با این همه خطی که از نسبت دادن هرگونه صفت فوق بشری به ائمه احتراز داشت و اکنون توسط مفوضه به «مقصره» شهرت یافته بود در سراسر این دوره تا دهه های آخر قرن چهارم قوی و پرقدرت باقی ماند. در گزارشی که به روشنی توسط یکی از عناصر طرفدار مفوضه تألیف شده است گفته می شود که از سی نفر حجاج شیعه که در روز ۹ ذیحجه سال ۲۹۳ هجری در کنار بیت الله الحرام حضور داشتند تنها یک نفر مخلص بود، و بقیه همه مقصره بودند.[7] در یک گزارش رمان گونهٔ دیگر [از نسخه ای مجهول]- که باز به طور روشن پس از دورهٔ غیبت صغری تنظیم شده - در طی یک گفتگوی خیالی میان جابر بن یزید جعفی (م۱۲۸) و امام باقر ع گفته می شود که اکثریت شیعه را مقصره تشکیل می دهند؛ آنان که در معرفت مقام واقعی امام کوتاه آمده اند. یعنی در این که اوست که با قدرتی که خداوند به او داده است خلق می کند و روزی میدهد و او با عنایت خدا بر همه چیز عالم و بر همه کار قادر است. (بحارالانوار ۲۹: ۱۵)
دانشمندان حوزهٔ قم که در این دوره عالیترین مقام و مرجع علمی جامعهٔ شیعه بودند.[8] تا پایان این قرن چهارم با قدرت و شدت ضد مفوضه باقی مانده ...»
پاورقیها
@gholow2
BY غلوپژوهی
Share with your friend now:
tgoop.com/gholow2/499