tgoop.com/gholow2/502
Last Update:
🔺پاورقی ها:
[1]. مثلاً رجوع کنید به المعیار والموازنه: ۳۱ که میگوید: «افرط فیه قوم فعبدوه و قصر فیه قوم فشتموه و قذقوه». (نیز نگاه کنید به صفحات ۳۲ و ۳۳ از همین منبع)۔ همچنین به روایت نقل شده از امام سجاد در کشف الغمة اربلی ۲: ۳۱۱ که دارد: «و ذهبت آخرون الی التقصیر فی آمرنا و احتجوا بمتشابه القرآن فتاولوه بآرائهم واتهموا ماثورالخبر بما استحسنوا». یعنی اهل تسنن (همچنین نگاه کنید به دیباچهٔ مقتضب الاثر: ۱۷ و منابع ذکر شده در آن). حدیثی دیگر منسوب به امام صادق ع میگوید: «الینا يرجع الغالي فلا نقبله وبنا يلحق المقصر قنقبله .. الغالي قد اعتاد ترك الصلاة والزكاة والصيام والحج فلا يقدر على ترك عادته وعلى الرجوع إلى طاعة الله عز وجل ابدا، والمقصر إذا عرف عمل وأطاع» (أمالى شيخ ٢: ٢٦٤. صورت مختصرتری از این روایت در تفسیر عیاشی ۱: ۱۳ به امام باقر ع نسبت داده شده است). در این روایت چنانکه روشن است کلمهٔ مقصر در معنی یک فرد مسلمان غیر شیعه به تار رفته است، چه از کسی سخن میگوید که در حال حاضر پیرو ائمه نیست و بعداً بدانان ملحق می شود. روشن است که این نام در اصطلاح ائمهٔ هدی همواره در همین معنی به کار میرفته است (باز نگاه کنید به روایتی از حضرت رضا در عیون اخبار الرضا ۱: ۳۰۴) هر چند اطلاق آن بر شیعیان غیر غالی از طرف غلات شاید از قرن دوم آغاز شده بود (نگاه کنید به المقالات والفرق: ۵۵)
[2]. نگاه کنید به بحارالانوار ۲۹: ۱۴ - ۱۵ که از یک متن ناشناخته از آثار مفوضه، این عبارت را به شکل گفتگوئی میان پیامبر و امام علی نقل می کند: «قلت یا رسول الله و من المقصر قال الذین قصروا في معرفة الأئمة... أن يعرف [ان] من خصه الله بالروح فقد فوض إليه أمره یخلق بإذنه و یحیی بإذنه» همچنین در ابتدای آن متن که از جزوات تبلیغاتی آن گروه بوده و آینهٔ افکار آنان است، پس از چنین جملاتی از قول امام علی که «انا حملت نوحاً في السفینة... انا قدرة الله... انا احيي وامیت» و نظائر آن، دارد: «من آمن بما قلت وصدق بما بينت فهو مؤمن... و من شک... فهو مقصر» (بحار ۹:۲۹) که حدود ایمان و تقصیر را از نظر مفوضه روشن می کند (نیز رجوع کنید به هدایهٔ خصیبی: 431؛ که متن دیگری از همین دست را نقل میکند. و اوائل المقالات مفيد: 45)
[3] . رجوع کنید مثلاً به عبارت نقل شده در بحارالانوار ۹:۲۹ از همان متن ناشناخته از آثار مفوضه که از «الناصبة الملاعین والقدریة المقصرین» یاد می نماید. در صفحهٔ ۹ باز از همان متن آمده است که «و من شک (یعنی در صحت عقائد مفوضه به شرحی که در بخش های پیشین آن متن گفته شده)... فهو مقصر و ناصب»
[4] . البته معنی لغوی رایج «تقصیر» غفلت و قصور از اداء واجب دینی است و به همین علاقه در اصطلاح تمام منابع کلامی، قصور در شناختن حقائق دینی و معارف الهی را نیز تقصیر می خواندند (مثالهای در کافی ۱۹:۲ و ۸: ۳۹۴؛ رجال کشی: ۴۲۴؛ اوائل المقالات: ۴۸ و موارد بسیار دیگر) و اصطلاح قدیم شیعی آن در معنی اهل سنت، و استعمال مفوضه در معنی جدید، همه استعمال لفظ عام در احد افراد و مصادیق ادعائی آن بوده است.
BY غلوپژوهی
Share with your friend now:
tgoop.com/gholow2/502