tgoop.com/ghazalestan_org/4477
Last Update:
بانو فرشته خدابنده در شعرش زنیست که:
- هم از خیانت نوشته،
- هم از ترسِ عشقهای امروزی،
- هم از «کمی بودن»،
- و در عین حال، لبریز از تمنای شاعرانه و نجیبانه است.
اما در پایان، با تمام زخمی که خورده،
فریاد نمیزند، تهدید نمیکند، التماس نمیکند…
بلکه میگوید:
«دیگر اجازه نمیدهم دستت به من برسد…»
و همینجاست که تحقیر اتفاق میافتد—نه از طریق خشونت، بلکه از طریق قدرت.
تحقیر نه در توهین، بلکه در نجات دادن خودش از رابطهای ناقص.
او تحقیر میکند چون نشان میدهد:
“تو دیگر به من دسترسی نداری—نه به بدنم، نه به شعرهایم، نه به خیال من.”
——————-
يك مثال خوب تئاترى/سینمایی:
مثل زنی که بعد از خیانت ديدن، به مرد نمیگوید «ازت متنفرم»، بلکه میگوید:
«متأسفم که تو نمیفهمی چه چیزی را از دست دادی.»
و بعد، میرود.
⸻
جمع بندى:
تحقیر نجیبانه = انتقامِ بیخشونتِ زنانِ باشرافت.
زنان شاعر، زنانی مثل بانو فرشته خدابنده، که اشکشان را به شعر تبدیل میکنند.
BY ~ غزلستان ~
Share with your friend now:
tgoop.com/ghazalestan_org/4477