tgoop.com/OnPersianLanguage/1364
Last Update:
▫️
🗞 پیگفتاری بر کنار ماندنِ علامه قزوینی از دانشگاه (۱)
. . . . .
(بازخوانی گزارش استاد عبدالحسین زرینکوب)
هادی راشد
تیرگی یک رخداد
سنگاندازی بر سر راه پیوستن علامه قزوینی به گروه استادان، رخدادی تیره در تاریخ دانشگاه تهران است. آگاهی از این رخداد، وامدار روشنگری علیاکبر سیاسی، وزیر فرهنگ و رئیس آن روزهای دانشگاه است. او نخستینبار در نشستِ بزرگداشتِ قزوینی (پس از درگذشت او، ۱۳۲۸)، و سپس در گزارش یک زندگی (لندن، ۱۳۶۶)، چهگونگی رخداد را به روشنی بازگفت.
گزینش نخستین استادان دانشگاه، چنان که مهندس بازرگان در کتاب شصت سال خدمت و مقاومت یادآوری کرده، بسیار پرسشبرانگیز بود. او از بازماندن عبدالعظیم قریب گفت. بهار نیز هرگز به گروه استادان دانشکدهی ادبیات راه نیافت. مهرداد بهار در گفتوگوها، بارها دلخوریهای پدرش را از دانشکدهی ادبیات بازگفته است. بهار و قریب با همهی نامهربانیها از آموزگاری در دانشکده روی برنگرداندند؛ کنارهگزینی قزوینی اما، بسیار ژرف و پرسشبرانگیز بود. او که پایهگذار پژوهش نوین در ایران بود، هرگز پای تختهی آموزگاری نایستاد. از این رو، پرسشِ نبودناش بر تاریخ دانشگاه سایه انداخت.
نارسایی پاسخ به پرسشی گزنده
شاید نخستینبار عبدالحسین زرینکوب، شاگرد برجستهی استاد فروزانفر کوشید تا نبودن قزوینی را به همآوایی شورای دانشکدهی معقول و منقول برگرداند. بهانهی یادآوری او، پیشینهی به پرسش گرفتنِ سودمندی تاریخ بود. زرینکوب به کوتاهی نوشت:
«در اوایل جنگ جهانی دوم ... وزارت معارف در صدد برآمد تا وی [قزوینی] را به استادی دانشگاه تهران بگمارد و از معلومات وسیعی که در تاریخ اسلام داشت بهرهیی به طالبان برساند. ازین رو از وی دعوت کرد[؟!] به عنوان استاد تاریخ، در دانشکدهء علوم معقول و منقول ... تاریخ اسلام تدریس کند. وقتی این مسأله در شورای دانشکده مطرح شد بعضی از استادان علوم معقول با تعجب و انکار پرسیدند مگر تاریخ هم علم است که استاد بخواهد؟» (تاریخ در ترازو، ۱۳۵۴، ص۱۴).
گزارش زرینکوب با چند نارسایی روبهرو است. قزوینی در ۷ مهر ۱۳۱۸ به ایران بازگشت. در این سال، دانشکدهی معقول و منقول از کار بازمانده، به دانشکدههای حقوق و ادبیات پیوسته بود؛ تا بار دیگر در دهم آبان ۱۳۲۱ بازگشایی شود (سالنامهی دانشگاه، ۱۳۳۵ـ۱۳۳۶). علیاکبر سیاسی در نشست سوگواری قزوینی به روشنی گفت: «هفت سال پیش برای اینکه دانشگاه تهران بتواند از این منبع فیاض بیشتر و بهتر کسب نور و معرفت کند»، درخواست دانشگاه به مجلس فرستاده شد (یادنامه، ۱۳۲۸، ص۷).
در روز ۸ خرداد ۱۳۲۸، آیین خاکسپاری پیکر قزوینی برگزار شد و روز دیگری، سیاسی در نشست رسمی سوگواری در مدرسهی نوربخش سخنرانی کرد. یادآوری او به هفت سال پیش، ۱۳۲۱ برمیگشت. به گفته او، دستور کارِ استادی قزوینی در نشست وزیران پذیرفته شد، به مجلس رفت تا نمایندگان هم آن را بپذیرند، اما در میانهی راه آن را پس گرفت. در گزارش سیاسی، سخنی از پذیرشِ شورای دانشکده نیست. پس گزارش زرینکوب از گفتوگوهای شورای دانشکده به چه چیزی برمیگردد؟
زرینکوب نوشت، «دانشکدهء علوم معقول و منقول در آن سالها مرکز مطالعات اسلامی بود.» این بخش از سخن زرینکوب، نه با گزارش سالنامه میخواند، نه با گزارشهای دیگری که در دست داریم. آیا زرینکوب، «مؤسسهء وعظ و خطابه» را با مرکز مطالعات اسلامی درآمیخت؟ وانگهی، اگر برنامه آن بود که دانشکده یا مرکز همچنان دانشجو بپذیرد، دیگر چرا آن را «منحل» کرده بودند؟
👉دنبالهی هماین نوشته
● در پویهی زبان فارسی
گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات
https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/
BY در پویهی زبان فارسی ● هادی راشد
Share with your friend now:
tgoop.com/OnPersianLanguage/1364