tgoop.com/OnPersianLanguage/1250
Last Update:
▫️
🔸 محمدعلی فروغی و نوسازی زبان فارسی
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
(دنبالهی پارهی چهارم، گفتار پایانی، 👈 پارهی چهارم)
فنون بلاغت و دستور زبان
از میانههای سدهی سیزدهم خورشیدی (تا ۱۲۹۹)، با روی آوردن به چاپ و پراکنش روزنامهها، و آغازِ آموزش همگانی، نگارش فارسی به شیوهی نویسندگان سدههای میانی، دیگر خرسندکننده نبود. نویسندگانی که با قلمروهای تازهی شناخت و دانشها آشنا شده بودند و از دریچهی نگاهِ دگرگونیهای فرهنگی و تمدنی در غرب به همه چیز مینگریستند؛ در روزنامهها و بستههای نوشتاری، راه و روش گذشتگان را رها کردند. دگرگونی شیوهی نگارش فارسی، بازتاب دگرگونی در آگاهی و نگرش بود. آموزش نوپای کشور در آن روزگار با این چالش روبهرو بود که هر آموزنده، نیازمند دریافت کدام دادههاست، و برای دریافت آنها، رنج یادگیری چه چیزهایی را باید بپذیرد؟ بر پایهی هماین نگرش، این پرسش برجسته شد که دانشآموزان چه چیزهایی را در کدام سالهای آموزشی باید بخوانند؟ از اینرو، شیوهی ردهبندیِ بایستگیهای آشنایی دانشآموزان با نوشتارهای فارسی به پرسش گرفته شد. برای نمونه، خواندن تاریخ وصاف و مانند آن را کنار گذاشتند.
فروغی در درآمد نوشتارِ پیام به فرهنگستان مینویسد در پی «زیبایی و آرایش ادبی» و «دلربایی» سخن نیست، «به درستی و تمامی زبان» مینگرد، و استواری «استخوانبندی و سلامت آن را» پیشنهاد خود ساخته است. افزون برین، جایی که از بایستگی شیوایی و رسایی نگارش، سخن میگوید؛ چیزی از اصول و قواعد فن بلاغت (معانی، بیان و بدیع) و آموزش و فراگیری آن نمیگوید.
در گذشته، زیبایی و آرایش ادبی، درونمایهی شاخههای علوم ادبی (آداب سخندانی و سخنوری و فن بدیع یا سخنآرایی) بود. جلالالدین همایی مینویسد: بدیع، چیز تازه و نوظهور و نوآیین، و در اصطلاح، آرایش سخن فصیح بلیغ است، مرادف سخنآرایی و نادرهگویی و نغزگفتاری (فنون و صناعات ادبی، ص ۱۸).
نویسندگان نوآیین ایرانی، شگردهای زیباییشناسی سخن گذشتگان (فنون بلاغت) را برنمیتافتند، و در نوشتارهای خود از قواعد آن پیروی نمیکردند. آنان در نگارش، سر سپردگی به ارزشهای فرهنگ نوین (دانش و حقیقت) را از سرسپردگی به سنجههای زیباشناسی سخن کهن (تقلید و سخنآرایی) برتر میدانستند. بر زمینهی هماین ناپذیرایی، فروغی از بایستگی کاوش و نگارش دستور زبان فارسی سخن میگوید. نویسندگان نوآیین با پس زدنِ فنون بلاغت بهویژه فن بدیع یا سخنآرایی، راه نوشتن بر شالودهی تازهای را هموار کردند.
دستور زبان فارسی و فنون بلاغت، راهنمای دوگونهی نگارش ـــبه شیوهی نوین و به روش کهنـــ بود. نگارش فارسی مدرن بر جستوجو، موشکافی، راستیآزمایی و برهان استوار است؛ نگارش کهن با الگوبرداری از فنون بلاغت در پی پذیرش همگانی و اقناع بود. گلستان سعدی، شاهکار نوشتار فارسی کهن، نمونهی سخن همهپذیر و اقناعکننده است؛ اما نویسندگان نوین فارسیزبان، پس از بازخوانیهای سنجشی، سخنان او را در برابر سنجههای دانش و نگرش امروز، خرسندکننده نیافتند (آرینپور، از صبا تا نیما، درآستانهی شعر نو). فروغی هم شاید از دیدگاهی دیگر، برنامهریزان کتابهای درسی را از آموزاندن گلستان سعدی به نوآموزان، پیش از سالهای سوم یا چهارم دبیرستان (تعلیمات متوسطه) بازمیداشت (پیام، ۱۳۱۵، ص ۲۴)، وارونهی آن نگاه که کودکان را از راه خواندن و از بر کردن گلستان با زبان فارسی آشنا میکردند.
این سخن که نوسازی زبان فارسی با رویگردانی از فن بلاغت و بدیع، و با پژوهش در دستور زبان فارسی آغاز شد، نشانهی گذار از یک دوره به دورهای تازه در نوشتار فارسی است. گردآوری و بازگویی شالودههای نوشتار فارسی مدرن و شیوهها و شگردهای کاربردی آن، کاری است که تا امروز به انجام نرسیده است.
هادی راشد
https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/
BY در پویهی زبان فارسی ● هادی راشد
Share with your friend now:
tgoop.com/OnPersianLanguage/1250