tgoop.com/OnPersianLanguage/1233
Last Update:
▫️
🔶 محمدعلی فروغی و نوسازی زبان فارسی
(پارهی دوم، 👈 پارهی نخست)
در سالهای ۱۲۷۰ـــ۱۳۱۰ ق. کتابهای علمی بهویژه فیزیک، گسستی در نگرش به طبیعت در گسترهی فرهنگی ایران دانسته میشد و نویسندگان به شیوههای گوناگون میکوشیدند تا شکافهای میان علوم نوین و دانشهای سنتی را بپوشانند، یا از گسترش آن بکاهند.
ساخت نوشتاری
درونمایههای فیزیکی چه آموزههایی را به درون فضای فرهنگی سرریز میکرد، و این درونمایهها، چگونه نوشتار فارسی را دگرگون کردند؟ اگر به نوشتارهای درسی فیزیک نگاه کنیم، دادههایی را بازگو میکنند که از دیدن (یا گیرندههای حسی) و آزمایش برآمده است، و میتوان آنها را به آزمایش نهاد. با اینهمه، نخستین کتاب فیزیک (درسهای کریشیش)، نگارش زکی مازندرانی، نه ارزش گیرندههای حسی را برجسته میکرد و نه آزمایش را.
در کتابهای ردهی بعدی، که پس از ۱۲۹۰ نوشته شدند، این گرایش پدید آمد که نخست، واژگان پایهی فیزیک را به روشنی بازگویند و سپس به بخشها و درونمایههای آن بپردازند؛ اما مرزهای ناروشن میان واژگان پایه، کار آنان را به بازنگری نیازمند میکرد. در کتاب درسی حکمت طبیعی: اصول علم فیزیک، نگارش علیخان (۱۲۹۵ ق.) میخوانیم: «ماده چیزیست که بهحواس خمسه ظاهره محسوس گردد یعنی بتوان آنرا دید یا شنید ... هر مقدار محدودی از ماده را جسم نامند.» در اینجا، پیوند و بستگی میان ماده و جسم، ناروشن است.
هیچکدام از این آمیختگیها در کتاب فروغی دیده نمیشود. فروغی درس فیزیک را از جسم (نه ماده) میآغازد و بستگی آن را با گیرندههای حسی پنجگانه روشن میکند: «هر چیز که به یکی از حواس خمسه با واسطه یا بلاواسطه محسوس شود جسم است». آنگاه، فیزیک را بهگونهای تعریف میکند که بخشهای گوناگونی را دربر میگیرد: «معرفت آثاری که در اجسام غیرآلی بروز میکند و در طبیعت آنها تغییر کلی نمیدهد ... مثل سقوط جسم و گرم و سرد شدن آن». این تعریف فیزیکی بر شالودهی مفهوم علیت و پیآیندی، روشنی مییابد و یکپارچگی آن را پررنگ میکند.
تأکید بر گیرندههای حسی پنجگانه و شناخت با ارج نهادن بر آزمایش و روش، نخستین گام در دگرگونی نوشتار فارسی بود. نوشتار علمی فارسی به یاری آزمایش و روش از کرختی، پیچیدگی و تیرگی بهدر آمد و پیوندِ میانِ چیزها، از نگرش درونی به درون گفتار و نوشته خزید. بر پایهی این دیدگاه، ساخت متن در زبان فارسی دگرگون شد. در آن الگوی نوشتاری که فروغی و نویسندگان دیگر به کار بستند و پیش نهادند؛ ساخت متن از یک فراز به فراز دیگر، از یک بند به بند دیگر، و از یک جمله به جملهی دیگر، پیوستاری است که دلبخواهی سرهمبندی نمیشود؛ بخشهای گوناگون نوشتار در پیآیندی خود از پایه و روشی یکه، برآمده از دادههای روشمندِ حسی و شناختی پیروی میکنند.
ارزش گیرندههای حسی پنجگانه در نوشتار ادبی
شاعران و نویسندگان پیشتازِ ایران با هماین روش، شعر و ادبیات فارسی را دگرگون کردند. نیما یوشیج در نامهای به میرزاده عشقی مینویسد: «خواهی دانست کدام جهات را در طبیعت باید اتخاذ کرد ... اتخاذ جهات مادی یک منظره که از لوازم اساسی محسوب میشود. در نظر گرفتن مختصات آن جهات. پس از آن استعانت از چند کلمه مربوط و ساده ... اینجاست اولین نظریهی من. ... بعد از این لازم است طرز صنعت [روشِ ماهرانه ساختنِ] خود را تحت قوانین قطعی و معین درآورد» (نامهها، ویرایش طاهباز، ص ۹۷ــ۹۸).
ویژگیهای مادی چیست؟ و چگونه میتوان آن را دریافت و اندازهگیری کرد؟ پاسخ نیما روشنکننده است: «نویسنده باید صنعت کند [ماهرانه کار کند]، ... همه چیز را ببیند، بشنود و بو بکشد. با تمام هوش و حواس خود در میان اشیاء برود. ... بیان لازم که امروز میتواند مثل موسیقی و نقاشی وسیلهی انتقال واقع شود، این است» (نامهها، ص ۵۷۴). فیزیک و ادبیات پیشرو با ارج نهادن به گیرندههای حسی و آزمون در زبان فارسی، راه گسترش فرهنگ نوین را در ایران هموار کردند.
ارزشِ گیرندههای حسی پنجگانه بهویژه دیدن در آموزش به اندازهای بود که در دارالفنون، نقاشی را در یکی از درسهای پایه، یعنی هندسهی پیشرفته گنجاندند. امروز، شاید این یادآوری مایهی شگفتی باشد، اما هدف از آموزش نقاشی، چیزی نبود جز تربیت چشم برای درست دیدن و دریافتن. ابراهیم بنیاحمد، نویسندهی نخستین راهنمای نوینِ آموزش نقاشی در ایران مینویسد: «مدتها است که اهمیت نقاشی توجه متخصصین تعلیم و تربیت را به خود جلب نموده، ... ادعا کردهاند که راهنمایی تمام غرایز و تربیت هرگونه استعداد بشر را به توسط این صنعت ممکن است انجام داد» (تربیت چشم، ۱۳۱۶، دیباچه). چنین تأکیدی بر دیدن و ارزش گیرندههای حسی پنجگانه در سنت علمی گذشتگان هرگز دیده نمیشود.
پارهی سوم: کاوشهای واژگانی 👈
https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/
BY در پویهی زبان فارسی ● هادی راشد
Share with your friend now:
tgoop.com/OnPersianLanguage/1233