ONPERSIANLANGUAGE Telegram 1188
▫️
🔸 شاعران، مطبوعات و تاریخ ادبیات

در چه معنایی می‌توان از جدایی تاریخ مطبوعات و تاریخ ادبیات سخن گفت؟ این جدایی چگونه با سخن‌‌سنجی به روشِ دانشکده‌ای شناسایی می‌شود؟ آیا تاریخ ادبیات، زمینه‌ی خواند و نوشت‌های معلمان و آموزگارانِ دانشکده‌ای با هر مایه‌ای است و تکاپوگران رسانه‌ با هر مایه‌ای، هم‌واره در بازشناسی جای‌گاه شاعران و نویسندگان بر خطا بوده‌اند؟

پس از مشروطیت، جنش شعر نو در پیوندی پویا و ناگسستنی با رسانه پدیدار شد. رسانه هم میانجی آشنایی شاعران پیش‌رو با شیوه‌های نوشتن شعر به روشی دگرگونه بود، و هم میانجی آشنایی خواننده با شعرهای جدید، و هم پذیرای خوانندگان بر جای‌گاه نویسندگی و نوشتن شعر. رسانه هم‌چنین، جای‌گزینی تازه بود برای انجمن‌های ادبی.
انجمن‌های ادبی که خاست‌گاه آن تا گذشته‌های دور، دستِ کم، گردهم‌نشینی‌های دربار طاهر و دربار سامانی شناخته است؛ ساختاری سلسله‌مراتبی داشت، دستور کار آن را سران پیش می‌نهادند، بر یک‌دست‌سازی زبان و هم‌آهنگیِ شیوه‌‌های بیان استوار بود. در انجمن‌ها، شنیدنِ شعر (از سوی خواننده) بر خواندن آن برتری داشت.
جنبش شعر نو اما، به مانند توفان و تنگنا (Sturm und Drang) سر برآورد: قواعد سنتی را کنار زد، واژگان شعر را از سرچشمه‌ی انرژی پنهان در زبان مردم سرشار خواست، به جای الهام که نظم و سنت را بازتولید می‌کرد، بر کار همیشگی، نبوغ (ژنی در زبان نیما)، و زیبایی‌شناسیِ ناهم‌آهنگی، دگرگونی و تنش انگشت نهاد. خواننده می‌بایست شعر را ببیند و بخواند، نه بشنود.
جنبش شعر نو با این ویژگی‌ها در کنش‌واکنش با رسانه پیش رفت؛ به همان اندازه که در زبان رسانه رخنه کرد، به میانجی رسانه، از حال و هوای گذشته کنده شد و به خیال شاعرانه، تازگی بخشید.

هم‌گام با راه‌اندازی دارالمعلمین، دانشسرای عالی و دانشکده‌ی ادبیات، آرام آرام، سه گستره‌ی شاعری و نویسندگی، آموزش ادبیات و ادبیات‌شناسی ساخت یافتند. شاعری و نویسندگی در پیوند تنگاتنگ با رسانه پیش رفت؛ آموزش ادبیات به دانشکده سپرده شد؛ و ادبیات‌شناسی، پژوهش در زبان و تاریخ ادبی، ویرایش زبان‌نوشته‌های کهن، و بازخوانی متن‌ها با تکاپوهای دانش‌ورانی مانند فروغی، قزوینی، تقی‌زاده، مینوی، یغمایی، فرزاد و ... (که هیچ‌کدام به دانشکده راهی نیافتند)، در پیوند با رسانه و بن‌گاه‌های چاپ و پخش کتاب سامان یافت.

تلاش برای نزدیک کردن این گستره‌ها به یک‌دیگر از همان روزگار آغاز شد. از یک‌سو، سخن‌وران دانشکده‌ای در برابر جنبش شعر نو ایستادند و در پی آن برآمدند تا نوشتن به شیوه‌ی به‌داشتی، آکنده از واژگان، ساخت‌های دستوری و سنجه‌های سنتی را به جای آن نشانند؛ و از سوی دیگر، با الگوبرداری از شیوه‌های ادبیات‌شناسیِ دانش‌ورانی چون قزوینی (نک: نامه‌های قزوینی به فروزانفر) و ... شالوده‌ی پژوهش‌های دانشکده‌ای را ریختند. با این‌همه، روندهای بعدی نشان داد که مرزبندی میان این گستره‌ها هم‌چنان به جا مانده است.

بر زمینه‌ی این نگاه، تلاش برای دوگانه‌سازی شاعران تاریخ مطبوعات و شاعران تاریخ ادبیات، از ناسازگاری دیرپا میان گستره‌های رسانه، بن‌گاه‌های چاپ و پخش، و نهاد دانشکده ادبیات برمی‌خیزد؛ وگرنه چگونه می‌توان سخن گفتن از جاودانگی سرودگان شاعری چون امیرهوشنگ ابتهاج را پایه‌ای انگاشت برای لرزاندن بنیان رسانه‌ (مطبوعات ادبی) هم‌چون یک نهاد اجتماعی در روزگار مدرن؟!

‎۱۴۰۲ بیست و چهارم مرداد
⁦‎ هادی راشد

👉‎نیز: شاعران مطبوعات و شاعران ادبیات

https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/



tgoop.com/OnPersianLanguage/1188
Create:
Last Update:

▫️
🔸 شاعران، مطبوعات و تاریخ ادبیات

در چه معنایی می‌توان از جدایی تاریخ مطبوعات و تاریخ ادبیات سخن گفت؟ این جدایی چگونه با سخن‌‌سنجی به روشِ دانشکده‌ای شناسایی می‌شود؟ آیا تاریخ ادبیات، زمینه‌ی خواند و نوشت‌های معلمان و آموزگارانِ دانشکده‌ای با هر مایه‌ای است و تکاپوگران رسانه‌ با هر مایه‌ای، هم‌واره در بازشناسی جای‌گاه شاعران و نویسندگان بر خطا بوده‌اند؟

پس از مشروطیت، جنش شعر نو در پیوندی پویا و ناگسستنی با رسانه پدیدار شد. رسانه هم میانجی آشنایی شاعران پیش‌رو با شیوه‌های نوشتن شعر به روشی دگرگونه بود، و هم میانجی آشنایی خواننده با شعرهای جدید، و هم پذیرای خوانندگان بر جای‌گاه نویسندگی و نوشتن شعر. رسانه هم‌چنین، جای‌گزینی تازه بود برای انجمن‌های ادبی.
انجمن‌های ادبی که خاست‌گاه آن تا گذشته‌های دور، دستِ کم، گردهم‌نشینی‌های دربار طاهر و دربار سامانی شناخته است؛ ساختاری سلسله‌مراتبی داشت، دستور کار آن را سران پیش می‌نهادند، بر یک‌دست‌سازی زبان و هم‌آهنگیِ شیوه‌‌های بیان استوار بود. در انجمن‌ها، شنیدنِ شعر (از سوی خواننده) بر خواندن آن برتری داشت.
جنبش شعر نو اما، به مانند توفان و تنگنا (Sturm und Drang) سر برآورد: قواعد سنتی را کنار زد، واژگان شعر را از سرچشمه‌ی انرژی پنهان در زبان مردم سرشار خواست، به جای الهام که نظم و سنت را بازتولید می‌کرد، بر کار همیشگی، نبوغ (ژنی در زبان نیما)، و زیبایی‌شناسیِ ناهم‌آهنگی، دگرگونی و تنش انگشت نهاد. خواننده می‌بایست شعر را ببیند و بخواند، نه بشنود.
جنبش شعر نو با این ویژگی‌ها در کنش‌واکنش با رسانه پیش رفت؛ به همان اندازه که در زبان رسانه رخنه کرد، به میانجی رسانه، از حال و هوای گذشته کنده شد و به خیال شاعرانه، تازگی بخشید.

هم‌گام با راه‌اندازی دارالمعلمین، دانشسرای عالی و دانشکده‌ی ادبیات، آرام آرام، سه گستره‌ی شاعری و نویسندگی، آموزش ادبیات و ادبیات‌شناسی ساخت یافتند. شاعری و نویسندگی در پیوند تنگاتنگ با رسانه پیش رفت؛ آموزش ادبیات به دانشکده سپرده شد؛ و ادبیات‌شناسی، پژوهش در زبان و تاریخ ادبی، ویرایش زبان‌نوشته‌های کهن، و بازخوانی متن‌ها با تکاپوهای دانش‌ورانی مانند فروغی، قزوینی، تقی‌زاده، مینوی، یغمایی، فرزاد و ... (که هیچ‌کدام به دانشکده راهی نیافتند)، در پیوند با رسانه و بن‌گاه‌های چاپ و پخش کتاب سامان یافت.

تلاش برای نزدیک کردن این گستره‌ها به یک‌دیگر از همان روزگار آغاز شد. از یک‌سو، سخن‌وران دانشکده‌ای در برابر جنبش شعر نو ایستادند و در پی آن برآمدند تا نوشتن به شیوه‌ی به‌داشتی، آکنده از واژگان، ساخت‌های دستوری و سنجه‌های سنتی را به جای آن نشانند؛ و از سوی دیگر، با الگوبرداری از شیوه‌های ادبیات‌شناسیِ دانش‌ورانی چون قزوینی (نک: نامه‌های قزوینی به فروزانفر) و ... شالوده‌ی پژوهش‌های دانشکده‌ای را ریختند. با این‌همه، روندهای بعدی نشان داد که مرزبندی میان این گستره‌ها هم‌چنان به جا مانده است.

بر زمینه‌ی این نگاه، تلاش برای دوگانه‌سازی شاعران تاریخ مطبوعات و شاعران تاریخ ادبیات، از ناسازگاری دیرپا میان گستره‌های رسانه، بن‌گاه‌های چاپ و پخش، و نهاد دانشکده ادبیات برمی‌خیزد؛ وگرنه چگونه می‌توان سخن گفتن از جاودانگی سرودگان شاعری چون امیرهوشنگ ابتهاج را پایه‌ای انگاشت برای لرزاندن بنیان رسانه‌ (مطبوعات ادبی) هم‌چون یک نهاد اجتماعی در روزگار مدرن؟!

‎۱۴۰۲ بیست و چهارم مرداد
⁦‎ هادی راشد

👉‎نیز: شاعران مطبوعات و شاعران ادبیات

https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/

BY در پویه‌ی زبان فارسی ● هادی راشد


Share with your friend now:
tgoop.com/OnPersianLanguage/1188

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

The channel also called on people to turn out for illegal assemblies and listed the things that participants should bring along with them, showing prior planning was in the works for riots. The messages also incited people to hurl toxic gas bombs at police and MTR stations, he added. As the broader market downturn continues, yelling online has become the crypto trader’s latest coping mechanism after the rise of Goblintown Ethereum NFTs at the end of May and beginning of June, where holders made incoherent groaning sounds and role-played as urine-loving goblin creatures in late-night Twitter Spaces. The imprisonment came as Telegram said it was "surprised" by claims that privacy commissioner Ada Chung Lai-ling is seeking to block the messaging app due to doxxing content targeting police and politicians. Commenting about the court's concerns about the spread of false information related to the elections, Minister Fachin noted Brazil is "facing circumstances that could put Brazil's democracy at risk." During the meeting, the information technology secretary at the TSE, Julio Valente, put forward a list of requests the court believes will disinformation. The SUCK Channel on Telegram, with a message saying some content has been removed by the police. Photo: Telegram screenshot.
from us


Telegram در پویه‌ی زبان فارسی ● هادی راشد
FROM American