tgoop.com/OnPersianLanguage/1187
Last Update:
▫️
🔹شاعران مطبوعات و شاعران ادبیات
پیر مرد چشم ما است، اما از پنجاه سال پیش، پا میفشارد که بگوید شاعران معاصر همه یکسو، و آن یکی دوتایی که من میپسندم، سوی دیگر. محمد حقوقی در ویراست نخستِ شعر نو از آغاز تا امروز، شعرهای او را ندید (ندیده گرفت؟!)، یا با سنجههای گزینگریاش نمیخواند؛ براهنی در طلا در مس (ویراستههای نخست و دوم) شعرهای او را ندید، یا ندیده گرفت؟! شاید چون گمان میکرد که با دگرگونیهای اجتماعی در کنشواکنش نیست، که بود. این بود شاید که، رسانهها از پسِ بهمن ۱۳۵۷ به شعرهای او روی خوش نشان ندادند. باری، گویی بر زمینهی همین کنشها، پیر مرد رفت دنبال آن که پایهی رسانهها در شعر نیم سدهی گذشته را بلرزاند: برای رسانهها شعری نفرستاد، در دورهمآیی با آنان سخن نگفت، و ... از همه تیزتر، در پی آن رفت که بگوید: «شعر خوب ... شعری است که وقتی مدتی از انتشارش گذشت در حافظه خوانندگان جدی شعر، تمام، یا بخشهایی از آن، رسوب کند.» این تنها سنجهی پذیرفتهی او بود. دریغا شاعری که روزی در پی برگرداندن کتاب «تفسیر مادی خاستگاه شعر» بود، فرمالیستهای روسی را میستود، و از پساساختارگرایان پرهیز میکرد؛ نتوانست از چنبرهی روح بخاری بیرون آید: سنجهی او دربارهی شعر خوب، همان بود که نویسندگانی مانند تقیالدین کاشانی👉 در سدههای گذشته پیش نهادند.
پیر مرد چشم ما، اکنون میگوید: «شاعران مطبوعات» و «شاعران ادبیات». بدون آن که برای روشنگری پیوند آنها بکوشد؛ بدون آن که بگوید با ندیده گرفتن جایگاه رسانه و دگرگونیهای اجتماعی، چگونه میتوان از دشوارهی ساختارهای اجتماعیِ رخنهکننده در شعر و ادبیات گذشت؟ بدون آن که بگوید با چگونه دیواری میتوان میان این دو مرز کشید؟
بهار شاعر مطبوعات بود یا ادبیات؟! اگر بتوانیم از چیزی چون «شاعر مطبوعات» سخن بگوییم، این چراغ ناخواسته با بهار، چشم خوانندگان را روشن کرد. نخستینبار بهار بود که «ای شب» را به چاپ رساند و نیما را در یادهای خوانندگان برای همیشه خوش نشاند؛ در همان نوبهار بود که نخستین بگومگوهای ادبیات با یاران خیابانی در تبریز پا گرفت، و به دگرگونی نثر نومایهی فارسی روایی بخشید. مرغ سحر از نوبهار به یادهای خوانندگان لغزید و جا خوش کرد. شعرهایِ هنوز هم تر و تازهی بهار، همگی پیش از آن که در دیوان و دفتر گرد آیند، از راه رسانه به یادها سپرده شدند. قلب بهار با دگرگونیهای اجتماعی (ایران و جهان) در روزگار خود میتپید. بهار پس از آن که، رخت ملکالشعراییِ ادبیات را آویخت، از پلکان رسانه بار دیگر به اوج ادبیات رسید. بهار پرارجترین روزنامهنگار و رسانهبنیاد سدهی گذشته بود، اگر بخواهیم پیوند انداموار او را با رسانه بِبُریم، و او را در برابر دوگانهی ناروشنِ شاعران مطبوعات ــ شاعران ادبیات، به چاهِ تاریک شاعران ادبیات برانیم، حقیقت را نادیده گرفتهایم.
۱۴۰۲ بیست و دوم مرداد
هادی راشد
https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/
BY در پویهی زبان فارسی ● هادی راشد
Share with your friend now:
tgoop.com/OnPersianLanguage/1187