This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💡 #آذرخش_مکری از «جرأت سطحی بودن» برای مقابله با #افسردگی میگوید و از اینکه گاهی لذتطلبی سخیف کمک میکند که شما از چالهٔ افسردگی دربیایید.
➖ جلسهٔ هشتم #خودشناسی اول دی ۱۴۰۰
👈🏼 شنیدن نسخهٔ کامل در تلگرام
👈🏼 دیدن نسخهٔ کامل در اینستاگرام
#تابآوری
@Jaryaann
➖ جلسهٔ هشتم #خودشناسی اول دی ۱۴۰۰
👈🏼 شنیدن نسخهٔ کامل در تلگرام
👈🏼 دیدن نسخهٔ کامل در اینستاگرام
#تابآوری
@Jaryaann
یلدا، همچون مقاومت فرهنگی
دوست داشتم عکسی داشتم از دوران کودکیام، از آن اتاق سردی که پدرم اول پاییز بر چوبهای سقفش هندوانهها را میآویخت تا در شب چله هندوانه داشته باشیم. یلدای ما بیش از اینکه اناری باشد، هندوانهای بود.
بسیارند کسانی که آیینها را از جنس خرافات و راه رستگاری را در حذف هر نوع آیینی از زندگی اجتماعی میدانند. آیینها در کشوری مثل ایران ما که پراکندگی و گونهگونی از ویژگیهای آن است، مانند ملاتی است که این آجرها و خشتهای گوناگون را به هم میچسباند. هر آیینی بخشهایی پراکنده از ایرانیان را دور هم جمع میکند، برایشان خاطرات مشترک میسازد، جامعهی رو به افول را دوباره جامعه میکند و مردم را به هم نزدیک میکند.
آیینهایی مانند #یلدا به ما امکان میدهند که دوباره ما شویم یا درستتر دوباره یادمان میآورند که «ما» هستیم. در تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین این آیینها نقشی مهمتر نیز ایفا کردهاند، ابزار #مقاومت فرهنگی مردم در برابر یورشها و انکارها بودهاند، مبارزهای کم هزینه، اما موثر که به پایداری تاریخی ملت ایران کمک کرده است.
✍🏼 #علیاصغر_سیدآبادی
🔗 منبع
@Jaryaann
دوست داشتم عکسی داشتم از دوران کودکیام، از آن اتاق سردی که پدرم اول پاییز بر چوبهای سقفش هندوانهها را میآویخت تا در شب چله هندوانه داشته باشیم. یلدای ما بیش از اینکه اناری باشد، هندوانهای بود.
بسیارند کسانی که آیینها را از جنس خرافات و راه رستگاری را در حذف هر نوع آیینی از زندگی اجتماعی میدانند. آیینها در کشوری مثل ایران ما که پراکندگی و گونهگونی از ویژگیهای آن است، مانند ملاتی است که این آجرها و خشتهای گوناگون را به هم میچسباند. هر آیینی بخشهایی پراکنده از ایرانیان را دور هم جمع میکند، برایشان خاطرات مشترک میسازد، جامعهی رو به افول را دوباره جامعه میکند و مردم را به هم نزدیک میکند.
آیینهایی مانند #یلدا به ما امکان میدهند که دوباره ما شویم یا درستتر دوباره یادمان میآورند که «ما» هستیم. در تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین این آیینها نقشی مهمتر نیز ایفا کردهاند، ابزار #مقاومت فرهنگی مردم در برابر یورشها و انکارها بودهاند، مبارزهای کم هزینه، اما موثر که به پایداری تاریخی ملت ایران کمک کرده است.
✍🏼 #علیاصغر_سیدآبادی
🔗 منبع
@Jaryaann
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🏟 دیگر نمیتوان درها را روی زنان ایرانی بست.
این بخش از برنامه فوتبال ۳۶۰ با نقل قولی منتسب به #گاندی آغاز میشود:
و سپس دختران و #زنان_ایرانی را در شهرهای گوناگون میبینیم که از سالها حسرت خود پشت در ورزشگاهها میگویند و از ستمی که در لباس دلسوزی در حق آنان با جلوگیری از ورودشان به ورزشگاه و دیدن بازی تیم محبوبشان از نزدیک، روا داشته شد و بعد گفتوگوی #محرم_نویدکیا و #عادل_فردوسیپور دربارهٔ استقبال باورنکردنی زنان اصفهانی از بازی سپاهان و پرسپولیس را میبینیم.
🔗 نسخه کامل این برنامک (آیتم) را از اینجا ببینید.
#تبعیض #ورزش
@Jaryaann
این بخش از برنامه فوتبال ۳۶۰ با نقل قولی منتسب به #گاندی آغاز میشود:
به من بگویید چگونه با زنان جامعهتان رفتار میکنید و من به شما خواهم گفت که جامعهتان چه ارزشی دارد.
و سپس دختران و #زنان_ایرانی را در شهرهای گوناگون میبینیم که از سالها حسرت خود پشت در ورزشگاهها میگویند و از ستمی که در لباس دلسوزی در حق آنان با جلوگیری از ورودشان به ورزشگاه و دیدن بازی تیم محبوبشان از نزدیک، روا داشته شد و بعد گفتوگوی #محرم_نویدکیا و #عادل_فردوسیپور دربارهٔ استقبال باورنکردنی زنان اصفهانی از بازی سپاهان و پرسپولیس را میبینیم.
🔗 نسخه کامل این برنامک (آیتم) را از اینجا ببینید.
#تبعیض #ورزش
@Jaryaann
💠 یلدا و نشانهشناسی
ما نیز مردمی هستیم. وقتی از تاریخمان کم میآوردیم به اسطورهها پناه میبردیم. تاریخ اگر بسامان نیز بود باز اساطیر کهن در ژرفترین اعماق ذهن اجتماعی ما نفَس میکشیدند، میزیستند و بالا و پایین میشدند. این ماییم؛ ملتی با خاطرات ازلی و دیرین. رؤیاهایمان را در داستانهایمان پناه میدادیم و نسل به نسل، با قصهها منتقل میکردیم. از سینهها تا سینهها؛ بار نارضایتیهای تاریخی خود را در شعر و استعاره برمیکشیدیم؛ در سیمرغ و زال، در کمان آرش و در خون سیاوش و در دیر مغان. آرزوها و آمال فروخورده خویش در روشنی مهر و ماه و میترا بازمیجستیم و در گرمای نفَسهایمان مراقبت میکردیم. زندگی اینجا جاری بود؛ همیشه همی همچنان.
ما یلدا داشتیم تا در درازترین شب یک فصل سرد، باز به یاد نفَسی متنفس در سحرگاهان دورهم بنشینیم، نیمههای گمشده خویش در یکدیگر بجوییم و با داستانهای بلندمان، از آینده فرزندان خود محافظت کنیم. بزمهای شبانه یلدایی تا شور پایکوبی در جشن سده؛ به شمار چهل میشود و ما در ناخودآگاه جمعی خویش چلّه داشتیم؛ چله کوچک و چله بزرگ! و این یعنی خندیدن به مشکلات، زیستن با دشواریها و صبور بودن و مقاومت کردن، و افتادن، و باز برخاستن و رفتن و برشمردن ایام؛ شمارشی در کاملترین شمار که چهل بود. این یعنی تصمیم به امیدواری در مواجهه با اسباب نومیدی بسیار، یعنی دوست داشتن زندگی با همه دشواریها و نشیب و فرازها، یعنی شجاعت بودن در این سرزمین، یعنی رقص در میانه میدان. و چنین بود یلدا و چنین بود سده. یلدا هر سال یک بار و برای همیشه در گوشهایمان نجوا میکند که پشت هر وضع سترونی، امکان باروری و نوزایی هست و در نومیدی بسی امید است، و پایان شب سیه، سپید است.
چرا یک جامعه با همه صعوبت ایام خویش اصرار به ماندن دارد؛ برای اینکه در سطح هستیشناختی و انسانشناختی این فرهنگ، چیزی هست که تا حد زیاد در برابر تغییرات در طول زمان بزرگ، طی دورانهای مختلف مقاومت میکند. از عهد قدیم تا دوران جدید این لایههای عمیق معنایی با ما ایرانیان هستند در رنگینکمان خوشنقش تنوعات قومی و زبانی و آیینیمان. در عمیقترین ساختارهای معرفتی ما، نشانهشناسی هست. سنتهای دیرین ایرانی حاوی نوعی پدیدارشناسی کائنات بود. تجربه زیست در این سرزمین، به تفسیر و تأویل طبیعت و تاریخ خود چنگ میزد: از خورشید و ماه، معنای نور و روشنی میگرفت. از شب، تاریکی گذران میفهمید. از دشت و دمن، رویش و زندگی میآموخت و ایهام غزلی را به فال نیک میگرفت!
ما از باغ و راغ و مرغزار، داد و دهش و بخشایش و ثمربخشی میفهمیدیم، آن سوی شب تار، به صبحدمی باور داشتیم، از نظم کائنات با همه بینظمیهایش، به اصالت درستی و نیکی و به ترازو و به عدل و داد ایمان میآوردیم، نوروز، یادواره مکرر رویشهای نابهنگام در این سرزمین بود و تبسمهای ملیحمان به فصل سرد را با خود حمل میکرد و حاوی روح جمعی بود، و صلای آشنایی داشت و یادواره «مبادله لطف» بود برای محافظت از سرمایه اجتماعی پیوند و همدلی خویش در برابر گزند روزگار.
ما به اهتزاز خاک سرد باور داشتیم و شکوفایی نابهنگام را میفهمیدیم. اهریمن، معنایی بود که ما از شرارت نهفته در عالم گرفته بودیم تا همواره نگران تاراج فضیلتهایمان باشیم. چنین بود سنتهای ایرانی ما از حکمای خسروانی تا اشراق و عرفان؛ که مثنویاش با وجود مرور ایام دراز، هنوز همنشین حلقههای جوانان ماست و حافظش از آن سوی سدههای دور با عمیقترین نیات و احساساتمان آشناست.
✍️ #مقصود_فراستخواه
🔗 روزنامه ایران ، ۲۹ آذر ۱۴۰۳
#یلدا #چله #جشن_ایرانی
#اسطوره #مقاومت #ایده_ایران
@Jaryaann
ما نیز مردمی هستیم. وقتی از تاریخمان کم میآوردیم به اسطورهها پناه میبردیم. تاریخ اگر بسامان نیز بود باز اساطیر کهن در ژرفترین اعماق ذهن اجتماعی ما نفَس میکشیدند، میزیستند و بالا و پایین میشدند. این ماییم؛ ملتی با خاطرات ازلی و دیرین. رؤیاهایمان را در داستانهایمان پناه میدادیم و نسل به نسل، با قصهها منتقل میکردیم. از سینهها تا سینهها؛ بار نارضایتیهای تاریخی خود را در شعر و استعاره برمیکشیدیم؛ در سیمرغ و زال، در کمان آرش و در خون سیاوش و در دیر مغان. آرزوها و آمال فروخورده خویش در روشنی مهر و ماه و میترا بازمیجستیم و در گرمای نفَسهایمان مراقبت میکردیم. زندگی اینجا جاری بود؛ همیشه همی همچنان.
ما یلدا داشتیم تا در درازترین شب یک فصل سرد، باز به یاد نفَسی متنفس در سحرگاهان دورهم بنشینیم، نیمههای گمشده خویش در یکدیگر بجوییم و با داستانهای بلندمان، از آینده فرزندان خود محافظت کنیم. بزمهای شبانه یلدایی تا شور پایکوبی در جشن سده؛ به شمار چهل میشود و ما در ناخودآگاه جمعی خویش چلّه داشتیم؛ چله کوچک و چله بزرگ! و این یعنی خندیدن به مشکلات، زیستن با دشواریها و صبور بودن و مقاومت کردن، و افتادن، و باز برخاستن و رفتن و برشمردن ایام؛ شمارشی در کاملترین شمار که چهل بود. این یعنی تصمیم به امیدواری در مواجهه با اسباب نومیدی بسیار، یعنی دوست داشتن زندگی با همه دشواریها و نشیب و فرازها، یعنی شجاعت بودن در این سرزمین، یعنی رقص در میانه میدان. و چنین بود یلدا و چنین بود سده. یلدا هر سال یک بار و برای همیشه در گوشهایمان نجوا میکند که پشت هر وضع سترونی، امکان باروری و نوزایی هست و در نومیدی بسی امید است، و پایان شب سیه، سپید است.
چرا یک جامعه با همه صعوبت ایام خویش اصرار به ماندن دارد؛ برای اینکه در سطح هستیشناختی و انسانشناختی این فرهنگ، چیزی هست که تا حد زیاد در برابر تغییرات در طول زمان بزرگ، طی دورانهای مختلف مقاومت میکند. از عهد قدیم تا دوران جدید این لایههای عمیق معنایی با ما ایرانیان هستند در رنگینکمان خوشنقش تنوعات قومی و زبانی و آیینیمان. در عمیقترین ساختارهای معرفتی ما، نشانهشناسی هست. سنتهای دیرین ایرانی حاوی نوعی پدیدارشناسی کائنات بود. تجربه زیست در این سرزمین، به تفسیر و تأویل طبیعت و تاریخ خود چنگ میزد: از خورشید و ماه، معنای نور و روشنی میگرفت. از شب، تاریکی گذران میفهمید. از دشت و دمن، رویش و زندگی میآموخت و ایهام غزلی را به فال نیک میگرفت!
ما از باغ و راغ و مرغزار، داد و دهش و بخشایش و ثمربخشی میفهمیدیم، آن سوی شب تار، به صبحدمی باور داشتیم، از نظم کائنات با همه بینظمیهایش، به اصالت درستی و نیکی و به ترازو و به عدل و داد ایمان میآوردیم، نوروز، یادواره مکرر رویشهای نابهنگام در این سرزمین بود و تبسمهای ملیحمان به فصل سرد را با خود حمل میکرد و حاوی روح جمعی بود، و صلای آشنایی داشت و یادواره «مبادله لطف» بود برای محافظت از سرمایه اجتماعی پیوند و همدلی خویش در برابر گزند روزگار.
ما به اهتزاز خاک سرد باور داشتیم و شکوفایی نابهنگام را میفهمیدیم. اهریمن، معنایی بود که ما از شرارت نهفته در عالم گرفته بودیم تا همواره نگران تاراج فضیلتهایمان باشیم. چنین بود سنتهای ایرانی ما از حکمای خسروانی تا اشراق و عرفان؛ که مثنویاش با وجود مرور ایام دراز، هنوز همنشین حلقههای جوانان ماست و حافظش از آن سوی سدههای دور با عمیقترین نیات و احساساتمان آشناست.
✍️ #مقصود_فراستخواه
🔗 روزنامه ایران ، ۲۹ آذر ۱۴۰۳
#یلدا #چله #جشن_ایرانی
#اسطوره #مقاومت #ایده_ایران
@Jaryaann
❄️ شب چله
چله، مخفف «چهله»، اغلب بهمعنی دورهٔ چهلروزه از یک رویداد و همچنین روز چهلم وقوع آن است. اما همیشه اینگونه نیست؛ مثلاً چهل روز اول زمستان «چلهٔ بزرگ» نام دارد و دورهٔ بیستروزه از دهم تا سیام بهمن را «چلهٔ کوچک» مینامند. برخی هم آغاز چلهٔ بزرگ را از دهم دیماه میدانند. چلهٔ بزرگ با «جشن یلدا» شروع میشود و پایان آن «جشن سده» است. به برخورد دو چله (چهار روز آخر یکی و چهار روز اول دیگری) «چارچار» گفته شده و روایتها و نامهای دیگری نیز دارد. پایان چلهٔ کوچک را «جشن مادر زمین» دانستهاند که احتمالاً همان «اسفندارمذ» و مقارن با پنجم اسفندماه بودهاست. چلهٔ بزرگ و کوچک را «اَهْمَن» و «بهمن» نیز نامیدهاند. برای روزهای باقیمانده تا نوروز نیز دورههایی همچون «سرماپیرزن» داشتهاند که در برخی روایتها این پیرزن مادرِ اَهْمَن و بهمن بودهاست.
🔺منابع: دایرةالمعارف فارسی به سرپرستی #غلامحسین_مصاحب و شب یلدا #علی_بلوکباشی
🔗 چشم و چراغ
#شب_یلدا #یلدا #چله #سده
@Jaryaann
چله، مخفف «چهله»، اغلب بهمعنی دورهٔ چهلروزه از یک رویداد و همچنین روز چهلم وقوع آن است. اما همیشه اینگونه نیست؛ مثلاً چهل روز اول زمستان «چلهٔ بزرگ» نام دارد و دورهٔ بیستروزه از دهم تا سیام بهمن را «چلهٔ کوچک» مینامند. برخی هم آغاز چلهٔ بزرگ را از دهم دیماه میدانند. چلهٔ بزرگ با «جشن یلدا» شروع میشود و پایان آن «جشن سده» است. به برخورد دو چله (چهار روز آخر یکی و چهار روز اول دیگری) «چارچار» گفته شده و روایتها و نامهای دیگری نیز دارد. پایان چلهٔ کوچک را «جشن مادر زمین» دانستهاند که احتمالاً همان «اسفندارمذ» و مقارن با پنجم اسفندماه بودهاست. چلهٔ بزرگ و کوچک را «اَهْمَن» و «بهمن» نیز نامیدهاند. برای روزهای باقیمانده تا نوروز نیز دورههایی همچون «سرماپیرزن» داشتهاند که در برخی روایتها این پیرزن مادرِ اَهْمَن و بهمن بودهاست.
🔺منابع: دایرةالمعارف فارسی به سرپرستی #غلامحسین_مصاحب و شب یلدا #علی_بلوکباشی
🔗 چشم و چراغ
#شب_یلدا #یلدا #چله #سده
@Jaryaann
چهار نکته در باب آیین ها
@MalekianMedia
▫ چهار نکته در باب آیینها
🎙 #مصطفی_ملکیان
🍉 به مناسبت آیین یلدا 🍉
شب یلدا ۱۴۰۲، موسسه خانه آشنا
👈🏼 متن چکیدۀ سخنرانی
🔗 منبع
#یلدا
@Jaryaann
🎙 #مصطفی_ملکیان
🍉 به مناسبت آیین یلدا 🍉
شب یلدا ۱۴۰۲، موسسه خانه آشنا
👈🏼 متن چکیدۀ سخنرانی
🔗 منبع
#یلدا
@Jaryaann
📝 یلدا و پادشاه فصلها
▫️یلدا شب تولد زمستان است. جانهایمان در زمستان سرد با یلدا گرم و گرمتر میشود. یلدا در آغاز زمستان، نوید و نیروی رهاییبخش از سردی و سرما و سوز است. چگونه جشن یلدا چنین نیرو و نویدی میشود؟ یلدا یادآور و یادآورنده فرهنگ "یادگیری" و "یاریگری" و "یادآوری" است. همین بوده است که زمستان را پادشاه فصل مینامیدند.
▫️یلدا یادگیری است، یادگیری از راه با هم و کنار هم بودن و همصحبتی؛ یادگیری آشتی و صلح. یادگیری درسهای زندگی؛ یادگیری تاریخ، اسطورهها، یادگیری ارزشهای انسانی و ایرانی که هزاران سال مردمان این سرزمین را فارغ از دین، مذهب، قومیت و جنسیت و محلیت کنار هم نگهداشته است.
▫️یلدا یاریگری است، یاریگری آنها که پیرتر، بیمار، تنها، زندانی، محروم، مطرود، فرودست، فقیر، حاشیه رانده، دربهدر و خانه بدوش شدهاند. یاریگری آنها که با برچسبهای سیاسی و ایدئولوژیک از حقوق انسانیشان محروم شدهاند. یا به دلیل سیاستهای غلط، فساد، استبداد و ... از حداقل زندگی انسانی محروم ماندهاند. یلدا جشن یاریگری است تا به یاری هم و دلهای هم بشتابیم. یلدا جشن مهربانی، نرمخویی، بخشش، گذشت، نوعدوستی، رفتن به سراغ هم و به سراغ دلهای زخمی و زجردیده و زجردیدگان است.
▫️یلدا جشن یادآوری است. یادآوری ارزشها و بینشهایی که فردوسی، خیام، حافظ، نظامی و سعدی و دیگر قلههای روشنیبخش فرهنگ ایرانی یادآور و راوی و پاسدار آنها بودند و هستند. یلدا جشن خوانایی و نویسایی است. خواندن و نوشتن فرهنگ و تاریخ و ارزشهای ایرانی.
▫️این سالها "شب یلدا"، به شبها و روزها گسترش یافته است. امید آن که روزی آید که بسان گذشتگان هر روز ما عید و جشن باشد. و این البته ممکن و میسر نمیشود الا این که هر شهروند ایرانی بخواهد و بکوشد تا یادگیری، یاریگری و یادآوری را ترویج کند و خود نیز یادگیرنده، یاریگر و یادآور باشد.
▫️یلدا ما را به نوروز میبرد و نویدبخش جشنهای نوروزی است. در یلدا از نوروز بگوییم و از جشن و از روز و روزگار نو. از یادگیری و یاریگری و یادآوری بگوییم و در آنها بکوشیم و بجوشیم.
✍🏼 #نعمتالله_فاضلی
🗓 سی آذر ۱۴۰۳
🔗 منبع
#یلدا #یاری #صلح
@Jaryaann
▫️یلدا شب تولد زمستان است. جانهایمان در زمستان سرد با یلدا گرم و گرمتر میشود. یلدا در آغاز زمستان، نوید و نیروی رهاییبخش از سردی و سرما و سوز است. چگونه جشن یلدا چنین نیرو و نویدی میشود؟ یلدا یادآور و یادآورنده فرهنگ "یادگیری" و "یاریگری" و "یادآوری" است. همین بوده است که زمستان را پادشاه فصل مینامیدند.
▫️یلدا یادگیری است، یادگیری از راه با هم و کنار هم بودن و همصحبتی؛ یادگیری آشتی و صلح. یادگیری درسهای زندگی؛ یادگیری تاریخ، اسطورهها، یادگیری ارزشهای انسانی و ایرانی که هزاران سال مردمان این سرزمین را فارغ از دین، مذهب، قومیت و جنسیت و محلیت کنار هم نگهداشته است.
▫️یلدا یاریگری است، یاریگری آنها که پیرتر، بیمار، تنها، زندانی، محروم، مطرود، فرودست، فقیر، حاشیه رانده، دربهدر و خانه بدوش شدهاند. یاریگری آنها که با برچسبهای سیاسی و ایدئولوژیک از حقوق انسانیشان محروم شدهاند. یا به دلیل سیاستهای غلط، فساد، استبداد و ... از حداقل زندگی انسانی محروم ماندهاند. یلدا جشن یاریگری است تا به یاری هم و دلهای هم بشتابیم. یلدا جشن مهربانی، نرمخویی، بخشش، گذشت، نوعدوستی، رفتن به سراغ هم و به سراغ دلهای زخمی و زجردیده و زجردیدگان است.
▫️یلدا جشن یادآوری است. یادآوری ارزشها و بینشهایی که فردوسی، خیام، حافظ، نظامی و سعدی و دیگر قلههای روشنیبخش فرهنگ ایرانی یادآور و راوی و پاسدار آنها بودند و هستند. یلدا جشن خوانایی و نویسایی است. خواندن و نوشتن فرهنگ و تاریخ و ارزشهای ایرانی.
▫️این سالها "شب یلدا"، به شبها و روزها گسترش یافته است. امید آن که روزی آید که بسان گذشتگان هر روز ما عید و جشن باشد. و این البته ممکن و میسر نمیشود الا این که هر شهروند ایرانی بخواهد و بکوشد تا یادگیری، یاریگری و یادآوری را ترویج کند و خود نیز یادگیرنده، یاریگر و یادآور باشد.
▫️یلدا ما را به نوروز میبرد و نویدبخش جشنهای نوروزی است. در یلدا از نوروز بگوییم و از جشن و از روز و روزگار نو. از یادگیری و یاریگری و یادآوری بگوییم و در آنها بکوشیم و بجوشیم.
✍🏼 #نعمتالله_فاضلی
🗓 سی آذر ۱۴۰۳
🔗 منبع
#یلدا #یاری #صلح
@Jaryaann
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎶 سرودی برای #آبادی و #آزادی ایران از زبان «فرزندانِ ایران» در سال ۱۳۵۳ و ۱۴۰۳ خورشیدی
بازخوانی ترانهای پس از نیم سده:
شعر: #عباس_یمینیشریف | آهنگ: بابک علمدار
👈🏼 نسخه کامل شنیداری
👈🏼 منبع اجرای جدید
#موسیقی #ایراندوستی #فرزند_ایران
@Jaryaann
بازخوانی ترانهای پس از نیم سده:
آباد باشی، ای ایران
آزاد باشی، ای ایران
از ما فرزندانِ خود
دلشاد باشی، ای ایران
شعر: #عباس_یمینیشریف | آهنگ: بابک علمدار
👈🏼 نسخه کامل شنیداری
👈🏼 منبع اجرای جدید
#موسیقی #ایراندوستی #فرزند_ایران
@Jaryaann
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تداوم_فرهنگی در ایران حتی در چیزهایی سادهای مانند خوراکیها نیز خود را نشان میدهد. در اینجا سامان گلریز، سرآشپز و آموزگار باسابقهٔ آشپزی، از یکی از نشانههای این تداوم در طرح کلوچهٔ فومن میگوید.
🔗 منبع: اینستاگرام سامان گلریز
@Jaryaann
🔗 منبع: اینستاگرام سامان گلریز
@Jaryaann
🔘 آدمهای خوب، جامعهی خوب؟
«خودتان را اصلاح کنید تا ممکلتتان اصلاح شود». این بیلبورد بزرگ را نزدیک میدان توحید، سالهاست که میبینم و هر بار به این فکر میکنم که [مصداق] درستی از یک خطای تاریخی پرهزینه است. […]
شاید در نگاه اول ایدهی درستی به نظر برسد: اگر فردفرد اعضای یک جامعه، اخلاقی باشند، جامعه هم اخلاقی میشود. اگر فردفرد اعضای یک جامعه اهل کار باشند، جامعهای کارآفرین درست میشود. اگر... مگر اینطور نیست؟ مگر جامعه، چیزی فراتر از فردفرد اعضای آن جامعه است؟
این نگاه جزءنگر، که تغییر در فرد را مقدمهی تغییر در کل جامعه میداند، یکی از دلایل وضعیت فاجعهبار امروز ماست. اینکه «خودسازی مقدمهی جامعهسازی است». جامعه، چیزی فراتر از جمع افراد است. جامعه را ساختارهایش میسازند. ساختار، یک «کلیت» است. کلیتی فراتر از فردفرد اعضا. و از قضا، مسوولیت یک حکومت و یا نخبگان یک جامعه، فکر کردن به آن «ساختار»های کلی فراتر از افراد است.
ساختار یعنی چه؟ ساختار به زبان ساده یعنی «قواعد بازی». چه بسا بازیگران یک بازی که خودخواه، سودمحور یا فردگرا باشند. اما همین خودخواههای سودمحور فردگرا، وقتی در یک بازی با «قواعد» دیگرخواهانه و جمعگرایانه و اخلاقی قرار میگیرند، متفاوت عمل میکنند. مثل یک تیم فوتبال، که برخی بازیکنانش، به لحاظ روانی تکرو و خودخواه هستند، اما میدانند که به هزار و یک دلیل اگر در زمین بازی، بازی تیم را خراب کنند، تنبیه میشوند. و بالعکس، اگر تواناییشان را - بر خلاف روحیه و خواست فردیشان- در خدمت تیم قرار دهند، تشویق میشوند. برد و باخت تیم هم طبق قاعدهی بازی مال همه است.
این نگاه ِ «خودمان را اصلاح کنیم تا جامعهمان اصلاح شود»، ساختارها را به صورتی سادهانگارانه نادیده گرفت. اصلاً نظام جدید از همان ابتدا، درکی از «کلیت» و «ساختار» نداشت. فکر میکرد مسأله «دیو» بودن ِ آن یکی و «فرشته» بودن آن یکی است. دیو را میبریم و فرشته را میآوریم. روی خودمان هم کار میکنیم تا فرشته شویم؛ جمعی از فرشتگان! حتی جامعه هم چندان درکی از ساختار نداشت.
[…]
بماند که پس از آن سالهای اولیه، همان معدود «افراد» مهذب و خودساخته هم یا فاسد شدهاند، یا طرد و یا در بهترین حالت، سردرگم و بیچاره. همین است درس جامعهشناسی: ساختارها، قواعد بازی، از آدمها مهمترند. ساختارها هستند که حتی افراد ِ خوشنیت و پاک را به هیولا تبدیل میکنند.
چه درس بزرگ پرهزینهای بود.
✍🏼 #مهدی_سلیمانیه
🔗منبع و متن کامل: راهیانه
❗پینوشت جریان:
موضوع در اینجا نفی اراده و عاملیت شهروندان و مسئولیت اخلافی آنان نیست. قطعاً هر فردی باید تا جایی که میتواند در اصلاح فردی و بهبود کنشهای اجتماعی خود بکوشد. مسئله این است که برای بحرانها و مشکلات ساختاری مانند آلودگی هوا، بحران آب و انرژی نباید تنها، ایراد را از رفتار و الگوی مصرف شهروندان دانست و مدام مردم را سرزنش کرد و مسئولیت این وضعیت را متوجه آنان دانست و حکم صادر کرد که: «از ماست که بر ماست.»
#جامعه #وضعیت #ساختار_عاملیت
@Jaryaann
«خودتان را اصلاح کنید تا ممکلتتان اصلاح شود». این بیلبورد بزرگ را نزدیک میدان توحید، سالهاست که میبینم و هر بار به این فکر میکنم که [مصداق] درستی از یک خطای تاریخی پرهزینه است. […]
شاید در نگاه اول ایدهی درستی به نظر برسد: اگر فردفرد اعضای یک جامعه، اخلاقی باشند، جامعه هم اخلاقی میشود. اگر فردفرد اعضای یک جامعه اهل کار باشند، جامعهای کارآفرین درست میشود. اگر... مگر اینطور نیست؟ مگر جامعه، چیزی فراتر از فردفرد اعضای آن جامعه است؟
این نگاه جزءنگر، که تغییر در فرد را مقدمهی تغییر در کل جامعه میداند، یکی از دلایل وضعیت فاجعهبار امروز ماست. اینکه «خودسازی مقدمهی جامعهسازی است». جامعه، چیزی فراتر از جمع افراد است. جامعه را ساختارهایش میسازند. ساختار، یک «کلیت» است. کلیتی فراتر از فردفرد اعضا. و از قضا، مسوولیت یک حکومت و یا نخبگان یک جامعه، فکر کردن به آن «ساختار»های کلی فراتر از افراد است.
ساختار یعنی چه؟ ساختار به زبان ساده یعنی «قواعد بازی». چه بسا بازیگران یک بازی که خودخواه، سودمحور یا فردگرا باشند. اما همین خودخواههای سودمحور فردگرا، وقتی در یک بازی با «قواعد» دیگرخواهانه و جمعگرایانه و اخلاقی قرار میگیرند، متفاوت عمل میکنند. مثل یک تیم فوتبال، که برخی بازیکنانش، به لحاظ روانی تکرو و خودخواه هستند، اما میدانند که به هزار و یک دلیل اگر در زمین بازی، بازی تیم را خراب کنند، تنبیه میشوند. و بالعکس، اگر تواناییشان را - بر خلاف روحیه و خواست فردیشان- در خدمت تیم قرار دهند، تشویق میشوند. برد و باخت تیم هم طبق قاعدهی بازی مال همه است.
این نگاه ِ «خودمان را اصلاح کنیم تا جامعهمان اصلاح شود»، ساختارها را به صورتی سادهانگارانه نادیده گرفت. اصلاً نظام جدید از همان ابتدا، درکی از «کلیت» و «ساختار» نداشت. فکر میکرد مسأله «دیو» بودن ِ آن یکی و «فرشته» بودن آن یکی است. دیو را میبریم و فرشته را میآوریم. روی خودمان هم کار میکنیم تا فرشته شویم؛ جمعی از فرشتگان! حتی جامعه هم چندان درکی از ساختار نداشت.
[…]
بماند که پس از آن سالهای اولیه، همان معدود «افراد» مهذب و خودساخته هم یا فاسد شدهاند، یا طرد و یا در بهترین حالت، سردرگم و بیچاره. همین است درس جامعهشناسی: ساختارها، قواعد بازی، از آدمها مهمترند. ساختارها هستند که حتی افراد ِ خوشنیت و پاک را به هیولا تبدیل میکنند.
چه درس بزرگ پرهزینهای بود.
✍🏼 #مهدی_سلیمانیه
🔗منبع و متن کامل: راهیانه
❗پینوشت جریان:
موضوع در اینجا نفی اراده و عاملیت شهروندان و مسئولیت اخلافی آنان نیست. قطعاً هر فردی باید تا جایی که میتواند در اصلاح فردی و بهبود کنشهای اجتماعی خود بکوشد. مسئله این است که برای بحرانها و مشکلات ساختاری مانند آلودگی هوا، بحران آب و انرژی نباید تنها، ایراد را از رفتار و الگوی مصرف شهروندان دانست و مدام مردم را سرزنش کرد و مسئولیت این وضعیت را متوجه آنان دانست و حکم صادر کرد که: «از ماست که بر ماست.»
#جامعه #وضعیت #ساختار_عاملیت
@Jaryaann
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺سها قمریان، فعال دانشجویی، در «آیین تجلیل از مقام زن» در ۲ دی ۱۴۰۳، از #تبعیض و خشونت روزمره علیه زنان در دانشگاه و جامعه، و از مهاجرت ناخواستهٔ بسیاری از #زنان_ایرانی به علت این محدودیتها و فشارها میگوید.
🔗 انتخاب
#خشونت_علیه_زنان
@Jaryaann
🔗 انتخاب
#خشونت_علیه_زنان
@Jaryaann
Audio
▪️یلدای خرمروز - آیینهای پاییزی و زمستانی
🎙#علیرضا_حسنزاده (مردمشناس)
🗓 شنبه ۱ دی ۱۴۰۳ خورشیدی
📍سالن فردوسی
➰ ایکوم ایران و خانه اندیشمندان علوم انسانی
👈🏼 نسخهٔ شنیداری تمام سخنرانیها و موسیقیها
#مهرگان #سده #یلدا #جشن_ایرانی #میراث_فرهنگی
@Jaryaann
🎙#علیرضا_حسنزاده (مردمشناس)
🗓 شنبه ۱ دی ۱۴۰۳ خورشیدی
📍سالن فردوسی
➰ ایکوم ایران و خانه اندیشمندان علوم انسانی
👈🏼 نسخهٔ شنیداری تمام سخنرانیها و موسیقیها
#مهرگان #سده #یلدا #جشن_ایرانی #میراث_فرهنگی
@Jaryaann
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨ سربازمعلم ایرانشهری که در روستاهای منطقهٔ سرباز #سیستان_و_بلوچستان تدریس میکند این فیلم را فرستاده و گفته: «ممنونم، با وسایل کمکآموزشی که فرستادید، کار ما خیلی آسونتر و بهتر شده.» برایش نوشتم: «میکروسکوپ و مدادرنگی و آبرنگ و بازیهای فکری تو راهه. از مردم خوب ایران تشکر کن.»
🔗 شرمین نادری
#همیاری #ما_ایرانیها #شرمین_نادری
#خردهروایتهایی_از_سویههای_روشن_مردم_ایران
@Jaryaann
🔗 شرمین نادری
#همیاری #ما_ایرانیها #شرمین_نادری
#خردهروایتهایی_از_سویههای_روشن_مردم_ایران
@Jaryaann
«باستانی پاریزی، باستانی پاریزی است. خودش است. سبکی دارد منحصر به خود که شاید در زیرمجموعۀ هیچکدام از تئوریهای علم تاریخ قرار نگیرد. کششی در آثارش هست که نه تقلید از دیگران است و نه تصنع و تکلفی میتوان در آن دید. شیرین و صمیمانه مینویسد، سهل ممتنع. چنان ماهرانه از امروز به دیروز و سدههای پیشین میرود و بازمیگردد که شما هیچ دستاندازی احساس نمیکنید. آساننویس است، ولی نوشتههایش سطحی نیست. در همۀ آنها نشانی از مطالعات گستردۀ تاریخی و ادبی نگارنده را میتوان دید. نوشتههای دکتر باستانی در سبک خاص خود او نوشتههایی است تحلیلی و تطبیقی. شاید بتوان استاد باستانی پاریزی را با روش خود او، بهترین متخصص تاریخ روایی ایران در قرن حاضر دانست. در همۀ نوشتههای او رگههای واقعیات را در قالب روایتهای شیرین و طنزهایی بجا لمس میکنیم. او تاریخ را همگانی کرد و به میان مردم برد. مجموعه کتابهای باستانی پاریزی به نظر من آیینۀ تمامنمایی از تاریخ اجتماعی ایران معاصر است البته با تکیه بر حوادث پیشین تاریخی».
🎙 دکتر #ژاله_آموزگار
🗓 ۲۹ فروردین ۱۴۰۳ خورشیدی
🪧 مراسم بزرگداشت محمدابراهیم باستانی پاریزی، کانون زبان پارسی
▫زادروز دکتر #محمدابراهیم_باستانی_پاریزی
(۳ دی ۱۳۰۴ پاریز، کرمان – ۵ فروردین ۱۳۹۳ تهران) تاریخدان، نویسنده، پژوهشگر، شاعر و استاد دانشگاه
🔗 منبع
@Jaryaann
🎙 دکتر #ژاله_آموزگار
🗓 ۲۹ فروردین ۱۴۰۳ خورشیدی
🪧 مراسم بزرگداشت محمدابراهیم باستانی پاریزی، کانون زبان پارسی
▫زادروز دکتر #محمدابراهیم_باستانی_پاریزی
(۳ دی ۱۳۰۴ پاریز، کرمان – ۵ فروردین ۱۳۹۳ تهران) تاریخدان، نویسنده، پژوهشگر، شاعر و استاد دانشگاه
🔗 منبع
@Jaryaann
▪پیرامون موضوع فیلترینگ، قانون حجاب، تحریمها، مذاکره با آمریکا، قیمت حاملهای انرژی، سیاستهای ارزی و اقتصادی و تقریباً هر چیز دیگری اختلاف نظرهایی بین حکمرانان وجود دارد که مانع از اجماع و رسیدن آنها به تصمیمهای کارساز میشود؛ اما اگر یک چیز و فقط یک چیز باشد که تمام مردم و حکمرانان از جهت آسیبپذیری از آن (کم یا زیاد) مشترک باشند و همگان در نهادهای گوناگون بر سر بحران بودنش و بایستگی حل آن توافق داشته باشند، آن، #آلودگی_هوا است. بحرانی که راهکارهای مقابله با آن روشن است و در بسیاری از شهرهای جهان با برنامهای مدون به سمت رفع آن رفتهاند.
اما وقتی ما ظرف بیست سال اخیر نه تنها هیچ نشانهای از بهبود این وضعیت که آسیبهای جانی، روانی و اقتصادی آن مورد توافق همگان است، نمیبینیم، که سالبهسال وضعیت بحرانیتر هم میشود، چگونه میتوان به حل دیگر بحرانها در کشور امیدی داشت؟
📷 عکس: نیما تاجالدین | تهران، ۲۸ آذر ۱۴۰۳
#وضعیت
@Jaryaann
اما وقتی ما ظرف بیست سال اخیر نه تنها هیچ نشانهای از بهبود این وضعیت که آسیبهای جانی، روانی و اقتصادی آن مورد توافق همگان است، نمیبینیم، که سالبهسال وضعیت بحرانیتر هم میشود، چگونه میتوان به حل دیگر بحرانها در کشور امیدی داشت؟
📷 عکس: نیما تاجالدین | تهران، ۲۸ آذر ۱۴۰۳
#وضعیت
@Jaryaann
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎶 بوی جوی مولیان
شعر: #رودکی
#موسیقی: #روحالله_خالقی
آواز #مرضیه و #غلامحسین_بنان
🔗 منبع: کانال استاد بنان
🗓 ۴ دیماه، روز بزرگداشت رودکی، پدر شعر پارسی
@Jaryaann
شعر: #رودکی
#موسیقی: #روحالله_خالقی
آواز #مرضیه و #غلامحسین_بنان
🔗 منبع: کانال استاد بنان
🗓 ۴ دیماه، روز بزرگداشت رودکی، پدر شعر پارسی
@Jaryaann
#رودکی در روزگاری میزیست که […] شاید بتوان گفت درخشانترین عصر تمدن ایران پس از پیدایش اسلام بود. ظاهراً در دوران سی ساله سلطنت نصر بود که رودکی به دربار سامانی راه یافت و به نخستین شاعر بزرگ زبان فارسی بدل شد. رودکی را باید پدرِ شعر فارسی بهشمار آورد. او البته نخستین کسی نیست که به فارسی شعر گفته است. پیش از او و همزمان با او هم بودهاند شاعران فارسیزبانی که شاید میان مردم عصر خود شهرت و محبوبیتی داشتهاند اما از آنها شعرهای زیادی بر جای نمانده، و آن مقدار هم که هست از حیث زیبایی و استواری و رعایت اسلوب شعر فارسی در مقامی فروتر از شعر رودکی قرار میگیرد. این شعرها، در قیاس با اشعار برجای مانده از رودکی، از حیث وزن و آهنگ و لفظ و معنا غالباً خام و ناهموارند. بخش اعظم اشعار و منظومههای رودکی را دست حوادث از میان برده است و ما امروزه فقط مقدار کمی از آنها را که اندکی بیش از هزار بیت است در اختیار داریم. اما در همین مقدار هم آنقدر شعر عالی و سنجیده هست که سرایندهٔ آنها را باید بیتردید شاعری توانا و بیبدیل محسوب کرد.
✍🏼 #محمد_دهقانی
📖 رودکی، پدر شعر فارسی
⬅ گفتوگو دربارۀ کتاب
@Jaryaann
✍🏼 #محمد_دهقانی
📖 رودکی، پدر شعر فارسی
⬅ گفتوگو دربارۀ کتاب
@Jaryaann
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎄 کریسمس!؟
این آهنگ طنزآمیز و انتقادی درباره مواجهه «ما» با #کریسمس را دو ایرانی غربتنشین (به تعبیر خودشان) سالها پیش در شب کریسمس برای ايرانیهاى غیرمسیحی ساختهاند.
کریسمس بر هموطنان مسیحی مبارک!
🔗 منبع
#مناسبت_وارداتی
در «جریان» باشید.
@Jaryaann
این آهنگ طنزآمیز و انتقادی درباره مواجهه «ما» با #کریسمس را دو ایرانی غربتنشین (به تعبیر خودشان) سالها پیش در شب کریسمس برای ايرانیهاى غیرمسیحی ساختهاند.
کریسمس بر هموطنان مسیحی مبارک!
🔗 منبع
#مناسبت_وارداتی
در «جریان» باشید.
@Jaryaann