JARYAANN Telegram 7391
❗️بعد از جنبش مهسا، وقتی همه جا دعوا بود، دختر جوانی یک نظری نوشته بود و مردی زیر آن نظر نوشته بود که «تو که اگر مادرت فلان نبود ...» و دختر خیلی ساده جواب داده بود: مادر من سالهاست در این دنیا نیست. مرد یک پاراگراف عذرخواهی نوشته بود، پاراگرافی که علی‌رغم تلاشش، هیچ کمکی به پاکسازی فضا نکرده بود، چنان که هنوز یاد من مانده.

چند روز پیش یک نکته کوتاهی گوش می‌کردم از یک معلم زبان‌شناس ایرانی؛ آمده بود ریشه یک لغت آلمانی را با مشابه فارسی مقایسه کرده و نتیجه گرفته بود که این دو چرا علی‌رغم تشابه تلفظی به هم مربوط نیستند. صدایش سوخته و خش‌دار بود و خیلی آرام حرف می‌زد. تعداد زیادی نظر (کامنت) برایش گذاشته بودند که با لودگی، این صدا و خستگی را نشانه رفته بودند. یکی نوشته: استاد، قُلقُلی می‌زنی یا حَب می‌اندازی بالا؟ (که فکر کنم منظورش مصرف حشیش و تریاک بود.) معلم هم بین نظرات تمسخر، به همین یکی سرراست جواب داده بود: «هیچ‌کدام. سرطان دارم بزرگوار.» و طبعاً نویسنده با لحن جدی آمد طلب حلالیت و عافیت و... که برای من ناظر ماجرا، از پوچی گس این معاشرت ناشایست، کم نکرد و یادم ماند.

خودم را گذاشتم جای هر دو گروه. اول جای آنی که پشت گوشی لم داده، به در و دیوار مجازی می‌خندد. فکر کردم این آدم شاید خیلی خوشحال و بی‌قید است یا اصلاً خوشحال نیست و در قید تروماهاست، یا معاشرت سالم بلد نیست یا از خودش بیزار است که انتقام شیراز را از اصفهان می‌گیرد. در هر حال، بی مرز، آنقدر راحت است که به هر که دلش می‌خواهد می‌گوید مادرش بدکاره است، پدرش نامعلوم است، چاق، زشت، پر لک و پیس، کچل، بد لباس، بدسلیقه و در نهایت کم‌ارزش، بی‌قدر و دوست‌نداشتی است و شاید از این تراکنش، مقداری حرص و خشم به شکل ترانسمیترهای عصبی از سیناپس‌های مغزش آزاد می‌شود و شاید برای لحظه‌ای حس خلسه و خشنودی می‌کند، حس سبکی، برتری و قدرت.

و بعد خودم را جای گروه مقابل گذاشتم. فکر کردم انگار داری به سمت مقصدی راه می‌روی، از پشت سر کسی سرت فریاد بی‌ربطی به راه و مقصدت می‌زند که فقط به تو ناکافی بودن، جالب نبودن و زیبا نبودنت را یادآوری کند. بهت بگوید آهای غریبه رهگذر، زیر چشمت دو کیسه آب است، پوستت چقدر لک دارد، شکم‌گنده، بدلباس و بدسلیقه هستی. و بعد تو در مقام پاسخ، فقط یک علت برای «اینجور» بودنت (که از نظر بقیه ناجور است) بگویی:
چون داروی قوی مصرف می‌کنم، منتظر پیوند کلیه‌ام، دیروز از کار اخراج شده‌ام، در یک خانواده آسیب‌دیده بزرگ شده‌ام، عزیزم را از دست داده‌ام، چون سرطان دارم و ...

همین تک‌جمله
و سکوت بعدش
و لودگی معطل‌مانده در هوا
و نیشخند ماسیده‌ای که مثل بومرنگ به مکان اول و نزد گوینده بازمی‌گردد ولی نقطه فرود ندارد، چون فضا چنان چسبناک و سنگین است و اندوه لورفته در قالب یک جمله ساده دارد همه را یکجا می‌بلعد.

کمی مهربان بودن، اندک تلاشی برای تصور موقعیت‌های سخت دیگران، موقعیت‌هایی که کلمه برای توصیف‌شان الکن است، آرزویی است که قرن‌ها در هر زبانی برایش قصیده‌ها گفتند و ترانه‌ها سروده‌اند و داستانها نوشته‌اند و «همچنان دوره می‌کنیم شب و روز را...هنوز را»

🔗 کانال ۲۵ نوامبر
#نفرت‌پراکنی #آنلایندگی
#دیدن_دیگری #مهربان_باشیم
@Jaryaann



tgoop.com/Jaryaann/7391
Create:
Last Update:

❗️بعد از جنبش مهسا، وقتی همه جا دعوا بود، دختر جوانی یک نظری نوشته بود و مردی زیر آن نظر نوشته بود که «تو که اگر مادرت فلان نبود ...» و دختر خیلی ساده جواب داده بود: مادر من سالهاست در این دنیا نیست. مرد یک پاراگراف عذرخواهی نوشته بود، پاراگرافی که علی‌رغم تلاشش، هیچ کمکی به پاکسازی فضا نکرده بود، چنان که هنوز یاد من مانده.

چند روز پیش یک نکته کوتاهی گوش می‌کردم از یک معلم زبان‌شناس ایرانی؛ آمده بود ریشه یک لغت آلمانی را با مشابه فارسی مقایسه کرده و نتیجه گرفته بود که این دو چرا علی‌رغم تشابه تلفظی به هم مربوط نیستند. صدایش سوخته و خش‌دار بود و خیلی آرام حرف می‌زد. تعداد زیادی نظر (کامنت) برایش گذاشته بودند که با لودگی، این صدا و خستگی را نشانه رفته بودند. یکی نوشته: استاد، قُلقُلی می‌زنی یا حَب می‌اندازی بالا؟ (که فکر کنم منظورش مصرف حشیش و تریاک بود.) معلم هم بین نظرات تمسخر، به همین یکی سرراست جواب داده بود: «هیچ‌کدام. سرطان دارم بزرگوار.» و طبعاً نویسنده با لحن جدی آمد طلب حلالیت و عافیت و... که برای من ناظر ماجرا، از پوچی گس این معاشرت ناشایست، کم نکرد و یادم ماند.

خودم را گذاشتم جای هر دو گروه. اول جای آنی که پشت گوشی لم داده، به در و دیوار مجازی می‌خندد. فکر کردم این آدم شاید خیلی خوشحال و بی‌قید است یا اصلاً خوشحال نیست و در قید تروماهاست، یا معاشرت سالم بلد نیست یا از خودش بیزار است که انتقام شیراز را از اصفهان می‌گیرد. در هر حال، بی مرز، آنقدر راحت است که به هر که دلش می‌خواهد می‌گوید مادرش بدکاره است، پدرش نامعلوم است، چاق، زشت، پر لک و پیس، کچل، بد لباس، بدسلیقه و در نهایت کم‌ارزش، بی‌قدر و دوست‌نداشتی است و شاید از این تراکنش، مقداری حرص و خشم به شکل ترانسمیترهای عصبی از سیناپس‌های مغزش آزاد می‌شود و شاید برای لحظه‌ای حس خلسه و خشنودی می‌کند، حس سبکی، برتری و قدرت.

و بعد خودم را جای گروه مقابل گذاشتم. فکر کردم انگار داری به سمت مقصدی راه می‌روی، از پشت سر کسی سرت فریاد بی‌ربطی به راه و مقصدت می‌زند که فقط به تو ناکافی بودن، جالب نبودن و زیبا نبودنت را یادآوری کند. بهت بگوید آهای غریبه رهگذر، زیر چشمت دو کیسه آب است، پوستت چقدر لک دارد، شکم‌گنده، بدلباس و بدسلیقه هستی. و بعد تو در مقام پاسخ، فقط یک علت برای «اینجور» بودنت (که از نظر بقیه ناجور است) بگویی:
چون داروی قوی مصرف می‌کنم، منتظر پیوند کلیه‌ام، دیروز از کار اخراج شده‌ام، در یک خانواده آسیب‌دیده بزرگ شده‌ام، عزیزم را از دست داده‌ام، چون سرطان دارم و ...

همین تک‌جمله
و سکوت بعدش
و لودگی معطل‌مانده در هوا
و نیشخند ماسیده‌ای که مثل بومرنگ به مکان اول و نزد گوینده بازمی‌گردد ولی نقطه فرود ندارد، چون فضا چنان چسبناک و سنگین است و اندوه لورفته در قالب یک جمله ساده دارد همه را یکجا می‌بلعد.

کمی مهربان بودن، اندک تلاشی برای تصور موقعیت‌های سخت دیگران، موقعیت‌هایی که کلمه برای توصیف‌شان الکن است، آرزویی است که قرن‌ها در هر زبانی برایش قصیده‌ها گفتند و ترانه‌ها سروده‌اند و داستانها نوشته‌اند و «همچنان دوره می‌کنیم شب و روز را...هنوز را»

🔗 کانال ۲۵ نوامبر
#نفرت‌پراکنی #آنلایندگی
#دیدن_دیگری #مهربان_باشیم
@Jaryaann

BY جریانـ


Share with your friend now:
tgoop.com/Jaryaann/7391

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

Invite up to 200 users from your contacts to join your channel Telegram desktop app: In the upper left corner, click the Menu icon (the one with three lines). Select “New Channel” from the drop-down menu. While the character limit is 255, try to fit into 200 characters. This way, users will be able to take in your text fast and efficiently. Reveal the essence of your channel and provide contact information. For example, you can add a bot name, link to your pricing plans, etc. Today, we will address Telegram channels and how to use them for maximum benefit. Joined by Telegram's representative in Brazil, Alan Campos, Perekopsky noted the platform was unable to cater to some of the TSE requests due to the company's operational setup. But Perekopsky added that these requests could be studied for future implementation.
from us


Telegram جریانـ
FROM American