این حکایت طنزآمیز و رندانه از کتاب قابوس نامه یکی از بهترین نمونهها برای توضیح قیاس ذوحدّین یا dilemma است که میتوان آنرا به دو راهه ناخوشایند هم تعبیر کرد، چه اینکه انتخاب هریک از طرفین، نتیجه ناخوشایندی در پی دارد.
خلاصه حکایت: جوانکی پیرمرد فقیهی را به کفر متهم کرد و فقیه نیز او را حرامزاده خواند. جوان به حاکم شکایت برد. حاکم هم فقیه را فراخواند و عذر او را خواست. فقیه نپذیرفت و گفت: اگر طبق گفته جوان من کافرم پس او حتمن حرامزاده است، زیرا خطبه عقد پدر و مادر او را خود خواندهام و خطبهای که کافر بخواند پذیرفته نیست. پس او حاصل عقدی باطل است و حرامزاده؛ و یا اینکه برخلاف آنچه او مدعی است من کافر نیستم، که در این صورت او دروغ گفته است باید حد بر او جاری شود!
@BeKhodnotes
خلاصه حکایت: جوانکی پیرمرد فقیهی را به کفر متهم کرد و فقیه نیز او را حرامزاده خواند. جوان به حاکم شکایت برد. حاکم هم فقیه را فراخواند و عذر او را خواست. فقیه نپذیرفت و گفت: اگر طبق گفته جوان من کافرم پس او حتمن حرامزاده است، زیرا خطبه عقد پدر و مادر او را خود خواندهام و خطبهای که کافر بخواند پذیرفته نیست. پس او حاصل عقدی باطل است و حرامزاده؛ و یا اینکه برخلاف آنچه او مدعی است من کافر نیستم، که در این صورت او دروغ گفته است باید حد بر او جاری شود!
@BeKhodnotes
tgoop.com/Bekhodnotes/761
Create:
Last Update:
Last Update:
این حکایت طنزآمیز و رندانه از کتاب قابوس نامه یکی از بهترین نمونهها برای توضیح قیاس ذوحدّین یا dilemma است که میتوان آنرا به دو راهه ناخوشایند هم تعبیر کرد، چه اینکه انتخاب هریک از طرفین، نتیجه ناخوشایندی در پی دارد.
خلاصه حکایت: جوانکی پیرمرد فقیهی را به کفر متهم کرد و فقیه نیز او را حرامزاده خواند. جوان به حاکم شکایت برد. حاکم هم فقیه را فراخواند و عذر او را خواست. فقیه نپذیرفت و گفت: اگر طبق گفته جوان من کافرم پس او حتمن حرامزاده است، زیرا خطبه عقد پدر و مادر او را خود خواندهام و خطبهای که کافر بخواند پذیرفته نیست. پس او حاصل عقدی باطل است و حرامزاده؛ و یا اینکه برخلاف آنچه او مدعی است من کافر نیستم، که در این صورت او دروغ گفته است باید حد بر او جاری شود!
@BeKhodnotes
خلاصه حکایت: جوانکی پیرمرد فقیهی را به کفر متهم کرد و فقیه نیز او را حرامزاده خواند. جوان به حاکم شکایت برد. حاکم هم فقیه را فراخواند و عذر او را خواست. فقیه نپذیرفت و گفت: اگر طبق گفته جوان من کافرم پس او حتمن حرامزاده است، زیرا خطبه عقد پدر و مادر او را خود خواندهام و خطبهای که کافر بخواند پذیرفته نیست. پس او حاصل عقدی باطل است و حرامزاده؛ و یا اینکه برخلاف آنچه او مدعی است من کافر نیستم، که در این صورت او دروغ گفته است باید حد بر او جاری شود!
@BeKhodnotes
BY دلمشغولیهای فلسفی-اخلاقی


Share with your friend now:
tgoop.com/Bekhodnotes/761