امروز صبح که بیدار شدم و پرده را کنار زدم با درختانی پوشیده از انبوه برف مواجه شدم. انگار آسمان به زمین آمده بود و ابرها همه جا را پوشانده بودند. همه چیز خیلی رویایی بود انگار. بیدرنگ به بیرون زدم برای قدم زدن در جنگل و روی دریاچه یخ زده کنار خانه. نتیجه شد این تصاویر خیالانگیز و سورئال. ناخودآگاه یاد این شعر سهراب افتادم:
آنی بود، درها وا شده بود.
برگی نه، شاخی نه،
باغِ فنا پیدا شده بود.
مرغانِ مکان خاموش،
این خاموش، آن خاموش،
خاموشی گویا شده بود.
آن پهنه چه بود:
با میشی، گرگی همپا شده بود.
نقشِ صدا کمرنگ،
نقشِ ندا کمرنگ،
پرده مگر تا شده بود؟
من رفته، او رفته، ما بی ما شده بود.
زیبایی تنها شده بود.
هر رودی، دریا،
هر بودی، بودا شده بود.
سهراب سپهری/هشت کتاب
@BeKhodnotes
آنی بود، درها وا شده بود.
برگی نه، شاخی نه،
باغِ فنا پیدا شده بود.
مرغانِ مکان خاموش،
این خاموش، آن خاموش،
خاموشی گویا شده بود.
آن پهنه چه بود:
با میشی، گرگی همپا شده بود.
نقشِ صدا کمرنگ،
نقشِ ندا کمرنگ،
پرده مگر تا شده بود؟
من رفته، او رفته، ما بی ما شده بود.
زیبایی تنها شده بود.
هر رودی، دریا،
هر بودی، بودا شده بود.
سهراب سپهری/هشت کتاب
@BeKhodnotes
tgoop.com/Bekhodnotes/745
Create:
Last Update:
Last Update:
امروز صبح که بیدار شدم و پرده را کنار زدم با درختانی پوشیده از انبوه برف مواجه شدم. انگار آسمان به زمین آمده بود و ابرها همه جا را پوشانده بودند. همه چیز خیلی رویایی بود انگار. بیدرنگ به بیرون زدم برای قدم زدن در جنگل و روی دریاچه یخ زده کنار خانه. نتیجه شد این تصاویر خیالانگیز و سورئال. ناخودآگاه یاد این شعر سهراب افتادم:
آنی بود، درها وا شده بود.
برگی نه، شاخی نه،
باغِ فنا پیدا شده بود.
مرغانِ مکان خاموش،
این خاموش، آن خاموش،
خاموشی گویا شده بود.
آن پهنه چه بود:
با میشی، گرگی همپا شده بود.
نقشِ صدا کمرنگ،
نقشِ ندا کمرنگ،
پرده مگر تا شده بود؟
من رفته، او رفته، ما بی ما شده بود.
زیبایی تنها شده بود.
هر رودی، دریا،
هر بودی، بودا شده بود.
سهراب سپهری/هشت کتاب
@BeKhodnotes
آنی بود، درها وا شده بود.
برگی نه، شاخی نه،
باغِ فنا پیدا شده بود.
مرغانِ مکان خاموش،
این خاموش، آن خاموش،
خاموشی گویا شده بود.
آن پهنه چه بود:
با میشی، گرگی همپا شده بود.
نقشِ صدا کمرنگ،
نقشِ ندا کمرنگ،
پرده مگر تا شده بود؟
من رفته، او رفته، ما بی ما شده بود.
زیبایی تنها شده بود.
هر رودی، دریا،
هر بودی، بودا شده بود.
سهراب سپهری/هشت کتاب
@BeKhodnotes
BY دلمشغولیهای فلسفی-اخلاقی










Share with your friend now:
tgoop.com/Bekhodnotes/745