Telegram Web
Forwarded from اتچ بات
#دل_نوشته

     
درختان ایستاده عروس می شوند


🔸عصر شنبه بیست و یکم دی ماه، در باغ ملی اراک قدم می زنم. برف می بارد. به یاد روزگار کودکی ام می افتم. برف که از آسمان می بارید، عمو می گفت: درخت های عباس آباد لباس عروس بر تن می کنند.
🔸به عمو می گفتم: اگر درخت ها عروس شده اند چرا به تالار عروسی نمی روند؟ چرا سر جای خودشان ایستاده اند؟
عمو می گفت: جوابش را بعدا می گویم.

🔸حالا سالها از آن روزگار می گذرد. به پاساژ اسلامی می روم. هوا سرد است. به باجه پلیس در طبقه زیرزمین پاساژ نگاه می کنم. از بالا،  روی سقف باجه، ده پانزده ته سیگار می بینم.

🔸بخاطر سقوط چند روز پیش هواپیمای اکراینی حال روحی خوبی ندارم. اینستاگرام را چک می کنم. تصاویری از کشته شده ها را می بینم.  فصل تاریخ خون در بیابان و خیابان را می بینم.

🔸در اینستاگرام، گل سوسن نیست. لاله است. "از خون جوانان وطن لاله دمیده" است. برگی از دیوان منوچهری دامغانی و طرب و تار نیست.

🔸 به طبقه بالای پاساژ می روم. کتابفروشی کنار تریا امیری بسته است. تاریخ را ورق می زنم. صفویه مشغول عمارت و بناهای بلند است. قاجاریه مشغول سرهای بریده است. مشروطه مشغول میرزا ملکم خان است و کتابچه ی غیبی و غل و زنجیر میرزا رضای کرمانی و گردن زدن سلطان العلما  و تیر خوردن میرزاده عشقی و آباد کردن گورستان ها.

  🔸غصه ها در تاریخ، قصه شده اند. تخت های چوبی به جای خوابیدن زنها و شوهران، سوزانده شده اند و هفت تیرها چوبی نیست. تیرها مشقی نیست. عشقی در کار نیست. میرزاده عشقی حالا دیگر ناله نمی کند از بس به  خاک ِ گورش خو گرفته است.

 🔸همچنان در پاساژ راه می روم. بیرون برف می بارد. هوا سرد است. چند ماه دیگر عید نوروز است. بچه که بودیم روزهای باقی مانده تا عید را می شمردیم. روی تخته ی سیاه می نوشتیم: "پنجاه روز تا عید!"

🔸پاساژ خلوت است. طلاهای زرد و پالتوهای مشکی در ویترین زیبا هستند. زیبایی فقط در ویترین است. یکی از دوستانم تلفن می زند. خبری می دهد. اشک امانم نمی دهد.
 تاریخ ما، تاریخ فقدان است.

🔸دوستم می گوید چند ماه دیگر، بهار است. غم ها تمام می شود. از پاساژ بیرون می زنم. برف همه جا نشسته. به درختان عباس آباد نگاه می کنم. عروس شده اند. قشنگ شده اند.

🔸خیابان خسته است. تقویم ها هی پر می شود از روز های مصنوعی شاد. شب ها، مردمانی از لابلای سطل های زباله در جستجوی غذا هستند و اینچنین است که روزها با شب ها  فرق دارند. شب ها علیه روزها قیام می کنند.

🔸عمو بعدها گفت: درخت ها ایستاده عروس می شوند، بی آنکه به خانه ی بخت بروند و ایستاده می میرند، بی آنکه طعم خوشبختی بچشند...

منتشر شده در روزنامه وقایع استان
۲۴ دی ماه ۱۳۹۸

آدرس کانال:

@rezamahdavihezaveh



#رضا_مهدوی_هزاوه
📸 #مجید_موسوی


@ArakiBass
Forwarded from اتچ بات
#دل_نوشته

تاراج

سرهنگ گرسنه ! و ستوان نگران جوانهای شوش و چهار راه سیروس بود ! سرهنگ که به غیر از زینال ، رقص و آهنگ و آواز بندری دیده بود خودش را متعجب و بی تفاوت نشان می داد ! زینال هم بهت زده بود از دیدار با شرکای جدیدش ! او می گفت : در کار قاچاق مواد مخدر همه جور شریک داشته ام الا شریک دولتی ! و بعدا" که خودش را پیدا کرد در جواب پرسش شریک دولتی اش که از نام و نشانش می پرسید ، جواب داد : من هم یک کثافتم مثل تو ! صف منتظران در پشت گیشه ی سینما دنیا تقریبا" تا حدود سینما موسیوی قدیم و پاساژ امیر کبیر فعلی رسیده بود و باغ ملی در شادی ایرج ! سهیم بود . تاراج چند روز روی اکران بود ؟یادم نیست ! بازار باقالی فروش ها سکه بود ! زینال حالش کم کم بهتر می شد ولی دستهای « بگم » از رخت شویی در خانه ی از ما بهتران ریش ریش شده بود ! با این حال فرزند زینال در میان برف و سرما دنبال مواد بود ! خان والا هیچ کاره بود در این میان و خودش می گفت : همه چیز از بالا هدایت می شود . شکارچیان در روزی که همه چیز قرار بود به تاراج برود حتی به او هم رحم نکردند و با اشاره ی انگشتی ظریف و زنانه قلب او را هدف گلوله قرار دادند . گویا قرار نبود آن روز هیچ شکاری از قرق زنده خارج شود ! سگها بی تاب دریدن بودند و بذاق دهانشان از میان دندانها به روی پوزه هاشان سرازیر بود ! بعضی ها برای چندمین بار در صف تاراج ایستاده بودند و گیشه در بیداری هم رویا می دید ! از خیابان ملک درست روبروی آسیاب خرابه که چشم می انداختی می توانستی ازدحام جمعیت در مقابل سینما دنیا و ابتدای بازارچه ی سهام السلطان را ببینی ! و چه کیفی می داد دیدن آن شلوغی و ازدحام ! آن وقتها از روی سادگی، زینال و ستوان احمد یکتنه در برابر همه ی قاچاقچی های عالم ایستاده بودند ! و تو دعا می کردی که آنها از آن شکارگاه هولناک زنده بیرون بیایند . صفیر گلوله و پارس بی امان سگها فضای سالن تاریک سینما دنیا را پر کرده و نفس ها در سینه حبس بود ! ماجرا اما آنطور که تو دوست داشتی تمام نمی شد و دستهای خون آلود زینال و ستوان احمد اینبار قرار نبود به یکدیگر برسد ! در مقابل دوربین خبرنگار ، پای شکارچی بر روی جسم بی جان شکار بود و اشک و اعتراض خبر نگار هم نتوانست جلوی این غرور پوچ و تو خالی را بگیرد ! چهره ها غمگین بود ، تیتراژ انتهای فیلم رفته بود و صدای بسته شدن صندلی ها پشت سر هم به گوش می رسید . در بیرون هوا سرد بود و از کوچ ایرج قادری سالها می گذشت ، در باغ ملی غیر از ترافیک سنگین و آلودگی چیز چشمگیر دیگری را نمی توانستی ببینی ! در و دیوار سینما دنیا ی دیروز و سینما فرهنگ امروز را سکوت و غمی باور نکردنی فرا گرفته بود . امروز و در روزگاری که همه چیز حتی انسانیت به تاراج رفته مدتها می شود که دلم برای یک ایرج ، یک زینال بندری، یک فیلم ، یک شلوغی شیرین و یک سینما دنیای نوستالژیک تنگ شده .

#محمد_علمدار
دی ماه ۹۸

@ArakiBass
💠انجمن خوشنویسان اراک 💠

کلاس شماره ۱
🖊آموزش خط خودکاری ویژه وکلا، اساتید دانشگاه دانشجویان و دانش آموزان
🖋آموزش خط نستعلیق از مبتدی تا فوق ممتاز
مدرس استاد پورهادی

اراک ، بلوار قدس،پشت مجتمع آسمان بلوک ۵

☎️ ۳۳۶۶۳۷۵۵
📱 ۰۹۱۸۳۴۹۲۵۹۸

@ArakiBass
#دل_نوشته

" گویند سنگ‌لعل شود در مقام صبر
آری شود ولی به خون جگر شود "

🚩خیلی وقتها به امتحان دیکته فکرمی کنم،
اولین امتحانی که با آن روبرو شدم.
چه سخت و بی انصافانه بود.
امتحانی که در آن، نادانسته های کودکی بی دفاع، مورد قضاوت بی رحمانه دانسته های معلم قرار می گرفت.
امتحانی که در آن با غلط هایم قضاوت می شدم نه با درست هایم.
اگر دهها صفحه هم درست می نوشتم، معلم به سادگی از کنار آنها می گذشت اما به محض دیدن اولین غلط دور آن را با خودکار قرمز جوری خط می کشید که درست هایم رنگ می باخت.
جوری که در برگه امتحانم آنچه خود نمایی می کرد غلط هایم بود.

دیگر برای خودم هم عادی شده بود که آنچه مهم است داشته ها و توانایی هایم نیست بلکه نداشته ها و ضعف هایم است و هر روز از غلط هایم سرمشق می گرفتند تا بدانم هر اشتباهی چقدر زجرآورست.
آن روزها نمی دانستم که گرچه نوشتن را می آموزم اما ...
بعدها وقتی به برادر کوچکترم دیکته می گفتم همان گونه قضاوت کردم که با من شد وحتی بدتر.
آنقدر سخت دیکته می گفتم و آنقدر ادامه می دادم تا دور غلط های برادرم خط بکشم.
نمی دانم قضاوتهای غلط با ما چه کرد که امروز از کنار صفحه صفحه مهربانی دیگران می گذریم اما با دیدن کوچکترین خطا چنان دورش خط می کشیم که ثابت کنیم تو همانی که نمی دانی، که نمی توانی.
کاش آن روزها معلمم، چیز مهمتری از نوشتن به من می آموخت.
آنچه از استاد نیاموختم
سیلی روزگار نشانم داد

این روز ها خیلی سعی می کنم دور غلطهای دیگران خط نکشم.
این روز ها خیلی سعی می کنم که وقتی به دیگران می اندیشم خوبیهاشان را ورق ورق مرور کنم.
کاش بچه هایمان مثل ما قضاوت نشوند.

آتش بگیر تابفهمی چه می کشم
احساس سوختن به تماشا نمی شود

#فرزین_وفائی_نژاد
@farzinvafaeinezhad



@ArakiBass
▪️مهناز سبزیچی بازیگر تاتر اراک درگذشت

مهناز سبزیچی بازیگر تاتر اراک به سرای باقی شتافت.درگذشت این هنرمند ارزنده را به خانواده تاتر اراک تسلیت عرض میکنیم


@ArakiBass
Forwarded from اتچ بات
#دل_نوشته

شب ها هنوز خواب دهکده را می بینم.انگار تکّه پاره هایی از روحم آن جا جا مانده است.این تکه پاره ها هروقت فرصت کنند از نو می آیند و در قالبم حلول می کنند؛ شب، صبح، عصر، هنگام خواب یا بیداری.

صبح است.در قلمستان تنهایم.شب برف آمده اما حالا خورشید از پشت کوه ها درآمده، و آسمانِ صاف را روشن کرده است. اطراف تا چشم کار می کند سفیدِ سفید است.روی درخت های راجی و سنجد، پهنای کشتزار ها، شیب و شکاف تپه ها و دره ها ، و قله های کوه ها، هر جا نگاه می کنم یکدست پولک سفید برف در آفتابِ صبح برق می زند.
دهکده زیر لحافِ برف و آسمانِ آبی اش دارد بیدار می شود.هوا زلالِ زلال است؛ مانند شیشه های پنجره ای که با حوصله تمیز کرده باشی، شفّاف و پاک.گاهی صدای غار غارِ کلاغی در خلوت قلمستان می پیچد و تا دوردست می رود.گاهی هم از روی شاخهٔ راجی شلال کوچکی از برف می ریزد و زنجیرهٔ برّاقِ پولک هایش بازی کنان پایین می آیند.اطراف ، روی برف جای پای روباه ها و شغال ها باقی مانده است که شب را همین جا ها سر کرده اند و صبح معلوم نیست کجا رفته اند.آبِ کمی که در جوی کوچکِ قلمستان جاری بوده، شب یخ بسته است و برف روی یخ را پوشیده است. من برف را کنار می زنم ، نقش و نگار های یخ بیرون می افتد.با پاشنه های چکمه ام چِرِق چِرِق آرام ضربه می زنم به قِشرِ یخ.سوراخ می شود و قطعه های کوچکش بر هم میلغزند.زنگ صدای بلورینش در قلمستان می پیچد.یک تکه اش را بر می دارم، شفاف است،و زود در دهانم آب می شود.طعم صریحِ برگ می دهد.از زیر یخ آبِ زلال خوش خوشک جریان دارد، و زیر آب برگ های قهوه ای در حال تجزیه هستند
از سمت دهکده صدا هایی می آید؛ گاهی صریح و روشن، گاهی ‌محو؛ مثل صدای تقّ و تقِ ضربه زدن بر چوبی،ماغِ کشیدهٔ گاوی، یا قوقولی قوقوی خروسی.انگار دهکده به هوش آمده است.تک توک از بالای بام ها، از باجه ها ستون دود بلند است، دودِ تنورِ نان پزی.انگار بوی سوختنِ چوب و بوی نانِ تازه را حس می کنم.باید برگردم.انگشت های دست و لاله های گوشم یخ کرده است.با آن کلاهِ کودکانه و لباس های روستایی ام، روی زمینهٔ سفیدِ برف، عینا شبیه یک مترسکم؛ مترسکی که حضورش، در این فضای برفی انگار باعثِ ترس و تعجّب کلاغ هاست؛ مخصوصا این که آستین کُتَم را هم پایین کشیده ام تا انگشت های یخ زده ام را پنهان کنم.

📚 #پی_نوشت
راجی: سپیدار٬ تبریزی ( گویش چرّایی).
باجه: دریچه، سوراخی کوچک که در سقف خانه های روستایی برای خروج دود تنور درست می کردند.

📝استاد #سعید_شیری
@barsakooyesokoot

ّ
@ArakiBass
Forwarded from اراکی باس...؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴🔴اخطاریه بسیار مهم بارشی
مورخ ۲۶دی ماه:
هفته ای پر برف و باران در راه ایران.

با بررسی الگوهای پیش یابی طی ۸روز آتی با ۳موج بارشی روبرو خواهیم شد.
موج اول از امروز پنجشنبه از غرب وارد کشور شده و موج چندان قویی نبوده و استانهای واقع در غرب،شمالغرب ،دامنه های البرز ‌وسواحل خزر را تا جمعه تحت تاثیر فعالیت بارشی خود بصورت برف و باران قرار خواهد داد.
موج دوم از جمعه تا سه شنبه در کشور فعال است و در سراسر شمالغرب،غرب، شمال،جنوبغرب، بسمت مرکز و شمالشرق را در دامنه بارشهای قابل توجه برف و باران خود قرار خواهد داد.
موج سوم از سه شنبه از سمت جنوبغرب وارد کشور شده و تا جمعه در جنوبغرب،دامنه های زاگرس، مرکز بسمت شمالشرق را در دامنه بارشهای خود قرار میدهد.

🔴تحلیل موج دوم:
زمان فعالیت:از جمعه تا سه شنبه
دامنه فعالیت:سراسر استانهای شمالغرب، سواحل خزر، غرب، جنوب غرب، دامنه های البرز و زاگرس و بتدریج در مرکز، شمالشرق و ارتفاعات شرقی کشور.

🔴هشدار وقوع آبگرفتگی و سیلاب:
استانهای ایلام، خوزستان ،بوشهر و مناطق گرمسیری در گیلان، مازندران، لرستان،فارس و کهگیلویه و بویر احمد و بتدریج کرمان و ارتفاعات شمالی و شرقی سیستان و بلوچستان شاهد بارشهای رگباری به همراه رعد و برق و احتمال وقوع سیلاب و آبگرفتگی معابر خواهند بود.

🔴هشدار بارش برف:
بارش برف در اردبیل،آذربایجانها، کردستان، زنجان، کرمانشاه،همدان ،مرکزی، لرستان،قزوین، البرز،قم، تهران و ارتفاعات در ایلام، چهارمحال و بختیاری ،کهگیلویه و بویر احمد،فارس، غرب اصفهان،جنوب کرمان،گیلان،مازندران،گلستان و خراسان های شمالی و رضوی منجر به وقوع کولاک برف و یخبندان و اخلال در آمد و شدها خواهد شد.

🔴لازم است در مناطقی که اعلام شد مسئولین و مردم آمادگی لازم را برای برخورد بااین شرایط جوی داشته باشند.

لطفا اخطارهای هواشناسی را جدی بگیرید و برای دیگران هم ارسال کنید
کانال هواشناسی ایران

#اطلاع_رسانی_عمومی_شود

@ArakiBass
#هنرمندان_اراک

مراسم بزرگداشت مرحوم استاد حبیب امیدوار به مناسبت سالگرد تولد ایشون با حضور جمعی از هنرمندان خوشنویس و موسیقی و پیشکسوتان ورزش والیبال استان مرکزی در منزل استاد امیدوار

@ArakiBass
🔴🔴اخطاریه مهم بارشی
مورخ ۳۰دی ماه

همانطور که روزهای قبل هم اعلام شده بود موج دوم بارشی این هفته بتدریج از سه شنبه از سمت مرزهای شمالغرب و غرب وارد کشور شده و بسیاری از مناطق کشور در شمالغرب،غرب، شمال،جنوبغرب، جنوب، دامنه های زاگرس و البرز و بتدریج شمالشرق از بارشهای این سیستم تا روز جمعه بهره خواهند برد.
شدت بارشهای این سیستم در استانهای غرب،شمالغرب، جنوب غرب و دامنه های زاگرس خواهد بود.

🔴اخطار وقوع سیلاب:
با توجه به شدت بارشها در استانهای ایلام،خوزستان،لرستان، کرمانشاه، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد ،فارس و بوشهر و استانهای حاشیه دریای خزر احتمال وقوع سیلاب،آبگرفتگی معابر و طغیان رودخانه ها و مسیل ها در این مناطق وجودخواهد داشت.

🔴اخطار برف و کولاک:
با توجه به شدت بارش برف در استانهای اردبیل، آذربایجانها،کردستان، زنجان، قزوین،البرز، تهران، همدان،کرمانشاه،لرستان،چهارمحال و بختیاری، مرکزی و مناطق سردسیر در ایلام، گیلان، مازندران، گلستان، فارس،کهگیلویه، اصفهان،یزد، کرمان، سمنان و بتدریج خراسانهای شمالی و رضوی بتدریج از غرب به شرق از سه شنبه تا جمعه ،اختلال در تردد ها و کولاک در مناطق کوهستانی و گردنه ها پیش بینی میگردد.
لازم است مسئولین و مردم با آمادگی کامل به استقبال این شرایط جوی بروند.

🔴موج بعدی بارشی از روز جمعه وارد کشور شده و با توجه به همراهی آن با توده هوای بسیار سرد شاهد بارشهای قابل توجه برف و کولاک و یخبندان شدید در شمالغرب،غرب و دامنه های البرز و زاگرس خواهیم بود که در شبهای
بعد مفصل توضیح خواهیم داد.

لطفا اخطارهای هواشناسی را جدی بگیری.
#اطلاع_رسانی_شود
هواسناسی ایران

@ArakiBass
#فرهیختگان_اراک

آیین نکو داشت مهدی آب برین عزیز، مردی که برای اجرای برنامه ها ، همایش ها و رونمایی های کتاب وهر فعالیت فرهنگی دیگری در شهر ، یک‌پای ثابت است برای کمک و یاری رساندن ...
و چه خوب است که قدر و ارزش مردان و زنان عرصه فرهنگ‌و هنر در زمان حیاتشان دانسته شود...
انشاالله همه با هم در آیین نکو داشت "مهدی آب برین "پرتلاش حضور خواهیم داشت🌺🙏

@ArakiBass
.
دوست

برای مهدی جان آب‌برین


جانی زلال و آبی دارد
همرنگِ چشم‌هاش
همسانِ آسمانِ کوهسار.

صاف است و پاک
چون چشمه‌ای که در سکوت چمنزاری.

قلبش برای دوست‌داشتن
ظرفیتی ورایِ تصور دارد.

بی هیچ پیش‌شرط
بی هیچ انگ و رنگِ کاسب‌کارانه
آماده است دوست بدارد
از ژرفنای جان و از صمیمِ دل.

هنجارهای رفاقت را گویی
از روی خلق‌و‌خویِ او نوشته‌اند.

از‌خودگذشتگی
تن‌جامه‌ای‌ست که گویی
تنها به قامتِ او می‌زیبد.

جانِ نجیبِ و کودکانه‌اش
یکجا هر آنچه را که خوبی و زیبایی‌ست
با خود به قرنِ بی‌نجابتِ ما آورده است.

با دیدنش
حس می‌کنی زمین هنوز از عطوفت خالی نیست
حس می‌کنی هنوز می‌شود به کسی دل بست
احساس می‌کنی که دوست داری باشد، باشد، باشد
تا مهربانی و خوبی هم باشد.

تا مهربانی و خوبی هست
جانِ تو نیز پایدار باد، دوست!


استاد #سعید_شیری

@barsakooyesokoot

@ArakiBass
#شاعران_اراک

سیستان و بلوچستان سر زمین حماسه های تاریخ کهن ایران زمین


زاده ی سر زمین سیستان است

افتخار آفرین ایران است

رنج سی ساله ی حکیم طوس

ثبت شاهنامه است و هفت خوان است

پسر زال؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ رُستم دَستان

جُبه اش هست نشان ز بَبَر بیان

سالها حافظ وطن بوده است

تا شود حفظ ز چشم اَهرمنان

لیکن امروز در هجوم سیل

گشته است سقف خانه ها ویران

انتظار کمک ز ما دارند

این تَبار سلاله ی دستان

#محمدنبی_انصاری

@ArakiBass
#شاعران_اراک

(( حکیم طوس ))

بمناسبت اول بهمن زادروز حماسه سرای نامی ایران زمین حکیم ابوالقاسم فردوسی

تا نشان باشد ز ایران در جهان
نام فردوسی نمی گردد نهان

آنکه از او بار دیگر زنده شد
نام ایران در گلستان جهان

وانکه با جهد و تلاشی بس سترگ
شد زبان پارسی را پاسبان

آن حکیم نامدار و محتشم
آن گرانمایه ادیب خوش بیان

در کنار سعدی و حافظ بود
نام نیکش تا قیامت جاودان

در سپهر شعر و آداب وطن
خوش درخشید او چو مهر آسمان

داد رونق بر زبان پارسی
با تلاش و جد و جهدی بی امان

هر که خواند سطری از شهنامه اش
می شود از جان مریدش بی گمان

شاهنامه مصحفی پر حکمت است
فخر ایرانی به هر جا و زمان

ره ندارد کهنگی در این کتاب
در امان باشد ز طوفان خزان

تازه باشد تا ابد این پیک پاک
خوشگوار و زنده چون آب روان

قصه ها گوید ز ایران کهن
این سرای مردمان پهلوان

از سیاووش آن جوان بی گناه
یا ز کیخسرو شه نیکوروان

از تبهکاری ضحاک پلید
وز فریدون و جهادش با خسان

داستان زال و سیمرغ و پرش
رفتن کاووس تا مازندران

داستان رستم و اسفندیار
رستم و پیکار دیو تیره جان

رستم و افراسیاب تیره دل
رستم و سهراب و رزم هفت خوان

داستان بیژن و عشقی عفیف
داستان مردمان حق نشان

قصه هایش پر ز علم و حکمت است
هادی انسان چو یاری مهربان

دلنشین و دلربا و دلپذیر
باب طبع مردم از پیر و جوان

تا ابد از ما به فردوسی درود
آن نکو فرزانه ی جنت مکان

آنکه سامان داد بر باغ ادب
در گلستان ادب شد باغبان

از پس سی سال رنج و مسکنت
پارسی را زنده کرد و جاودان

محتشم مومنی #سامان - اراک


@ArakiBass
#شاعران_اراک

تراز

خوشا نصمَه شِو و راز و نیازی
خوشا سجادَه و مهر نُمازی

خوشا از دَسِّ ای آشفتَه حالی
دِرآرُم از دلُم سوز و گدازی

گرفتارُم ، گرفتارُم ، گرفتار
گرفتار رفیق سفتَه بازی!

خوروس لاری خوش آب و رنگُم
گلوش گیرَه تَکِ یک ماچَّه غازی

نصیبُم گشتَه از بخت خِرابُم
زن پر چونِه ی رودَه درازی

خدایا مردُم از بی هم زِبُنی
کجایَه کوسه ای ، جغدی ، گرازی !!

چرا از بچِّه ای بودم همیشَه
اسیر قسمت پر رمز و رازی ؟

بلاجیبی بِساطی اینکه بِیگُم
چرا اصلا ندارَه هوچ جاهازی ؟!

یه جایی دِور و بَر دیدُم که مردُم
شدَن محتاج یک کپسول گازی !

خوارُم خوار و زار و در به در بود
بَرَ آمپول سالک یا کزازی !

الا ای دکتر زیر میز زادَه
باگو بِینیم تو اصلا در چه فازی ؟

چطِو می شد به جا وافور و منقل
نشون می داد سیما ضرب و سازی ؟!

چِقدر خوبَه اگر چشمُم بیُفتَه
به دیم ماهِ افسون یا سانازی

خوشُم گاهی به ماهور و همایون
یه وختَم با صدای راک و جازی !

خدایا قسمتُم کن تا بَگیرُم
در آغوشُم نگار سرو نازی

مو اُن محمود ترک تاجدارُم
که جون می دُم به پا عشق ایازی

مو که سر در فورودُم هر شِو و روز
دلُم تنگَه بَرَ اوج و فرازی !!

بَرَ اینکه نشَه دیوارمون کج
نیازَه یحتمِل متر و تِرازی !!

#محمد_علمدار
دی ماه ۹۸

واژه نامه

نِصمَه شِو = نیمه شب ، نصفه شب

دَسِّ ای = دست این

خوروس = خروس

تَکِ = پهلوی
ِ
ماچَّه = ماده

هم زِبُنی = هم زبانی

کجایَه = کجاست ، کجا است

بلاجیبی = بوالعجبی ، بلای عجیبی

جاهاز = جهاز

هوچ = هیچ

خوارُم = خواهرم

بَرَ = برای

باگو بِینیم = بگو ببینیم

چطِو = چطور

نِشون می داد = نشان می داد ، نمایش می داد

دیم = صورت ، رخ

یه وختَم = یک وقت هم

فورود = فرود ، پستی ، در اینجا بدبختی و شکست

@ArakiBass
Forwarded from اتچ بات
#هنرمندان_اراک


برای مهدی جان آب‌برین


جانی زلال و آبی دارد
همرنگِ چشم‌هاش
همسانِ آسمانِ کوهسار.

صاف است و پاک
چون چشمه‌ای که در سکوت چمنزاری.

قلبش برای دوست‌داشتن
ظرفیتی ورایِ تصور دارد.

بی هیچ پیش‌شرط
بی هیچ انگ و رنگِ کاسب‌کارانه
آماده است دوست بدارد
از ژرفنای جان و از صمیمِ دل.

هنجارهای رفاقت را گویی
از روی خلق‌و‌خویِ او نوشته‌اند.

از‌خودگذشتگی
تن‌جامه‌ای‌ست که گویی
تنها به قامتِ او می‌زیبد.

جانِ نجیبِ و کودکانه‌اش
یکجا هر آنچه را که خوبی و زیبایی‌ست
با خود به قرنِ بی‌نجابتِ ما آورده است.

با دیدنش
حس می‌کنی زمین هنوز از عطوفت خالی نیست
حس می‌کنی هنوز می‌شود به کسی دل بست
احساس می‌کنی که دوست داری باشد، باشد، باشد
تا مهربانی و خوبی هم باشد.

تا مهربانی و خوبی هست
جانِ تو نیز پایدار باد، دوست!



آیین نکوداشت
#استاد_مهدی_آب_برین عزیز
امروز جمعه ، ۴ بهمن ۹۸
اراک، آمفی تئاتر زیتون
#سعید_شیری
📷 #اردلان_حسین_آبادی



@ArakiBass
اتچ بات
‍ #هنرمندان_اراک برای مهدی جان آب‌برین جانی زلال و آبی دارد همرنگِ چشم‌هاش همسانِ آسمانِ کوهسار. صاف است و پاک چون چشمه‌ای که در سکوت چمنزاری. قلبش برای دوست‌داشتن ظرفیتی ورایِ تصور دارد. بی هیچ پیش‌شرط بی هیچ انگ و رنگِ کاسب‌کارانه…
#شاعران_اراک

پشت دیوار خسته از سرما
در میان هجوم دلتنگی
مردی از سمت عشق می آید
مردی از جنس خوب یک رنگی

می شود تا همایشی بر پا
می رسد با نهایت اخلاص
هر کسی پای کار می بینند
مهدی آبرین هم آنجاست

ساده و بی تکلف است این مرد
می رسد او بدون رنگ و ریا
انتظاری ندارد از مردم
وسعت قلب او شده دریا

روی چهره غباری از پیری
در دل اما جوان تر از جمع است
در میان هجوم تاریکی
او یقیناشبیه یک شمع است


مرد تنهای عرصه ی فرهنگ
می کنم من همیشه تکریمت
دسته ای از گل قشنگ یاس
با هزاران سلام تقدیمت

#احمد_نعیمی

@ArakiBass
#شاعران_اراک

(( انتخابات ))

باز هم شد موسم یک انتخاب
گرم می گردد تنور شیخ و شاب

بار دیگر می شود ملت عزیز
هوشیار و سربراه و مستطاب

بار دیگر سفره ها بر پا شوند
سفره هایی غرقه در مرغ و کباب

از پلاکارد و بنر پر می شود
کوچه های مشهد و رشت و تکاب

می رسد از هر طرف یک مدعی
باشعاری بس قشنگ و‌حرف ناب

می کند احساس تکلیف این زمان
مش رجب مانند یک عالیجناب

دم ز اسلام و مسلمانی زند
از نماز و مسجد و مهر و گلاب

می شود پیدا میان مردمان
با یکی تسبیح و با ریش خضاب

فاش می گوید که من داناترم
این منم اصلح منم اهل صواب

(این منم طاووس علیین شده)(۱)
در ره حق روز و شب پا در رکاب

چون مدرس من شجاع و پر دلم
پیش من موش است شاهین و عقاب

در میان این جماعت بی گمان
این منم مرد دعای مستجاب

در کنار او رقیبانش مدام
گرم کار خویش با صد پیچ و تاب

وعده هایی می دهند عالی و خوب
وعده هایی بی حساب و بی کتاب

یکنفر گوید که چون گردم وکیل
کم نمایم نرخ برق و گاز و آب

آن یکی گوید هوا آلوده است
زین سبب باران نبارد از سحاب

سومی هم گوید این اوضاع زار
باشد از فرهنگ ناجور و خراب

چارمی اما هوادار زن است
پشت هم گوید سخن او از حجاب

پنجمی گوید سخن از هسته ای
از انرژی های پاک آفتاب

دیگری گوید ز آزادی سخن
از نبود نقد و افکار صواب

هفتمی دلواپس دین خداست
می کند از دین و ایمان فتح باب

الغرض هر کس شعاری می دهد
تا مگر فاتح شود بی اضطراب

لیک هنگامی که خر از پل گذشت
می برد از یاد حرفش باشتاب

می لمد بر روی کرسی های سبز
ساکت و آرام چون طفلی به خواب

می شود سرگرم آمال خودش
بی خیال مردمان در عذاب

بی خیال کودکان تن فروش
بی خیال این فساد و منجلاب

بی خیال سفره ی خالی خلق
بی خیال فقر و رنج بی حساب

بی خیال هر چه بیکار و فقیر
بی خیال حشر و هنگام عقاب

بی خیال فسق از ما بهتران
بی خیال محنت یوم الحساب

سخت بر احوال ما باید گریست
تا به کی هستیم اسیر این سراب

تا به کی باید نماییم ای خدا
از میان بدتر و بد انتخاب

تا به کی (سامان) بود در حسرت
مجلسی در شان دین و انقلاب

محتشم مومنی #سامان -اراک

پی نوشت :
۱-مصرعی از مولوی

@ArakiBass
2025/08/30 07:49:18
Back to Top
HTML Embed Code: