✍️مهرآیین .vs سریعالقلم/زیدآبادی یا رنانی
🔵۱- بحث درباره مصطفی مهرآیین از این جهت مهم است که چنین افرادی هزینه «تغییر» در یک کشور را بالا میبرند. مشخصا از واژه تغییر استفاده میکنم و نه اصلاح.
چون که «اصلاحات» امری است که توسط جریان/جریانهای فکری رخ میدهد اما «تغییرات» به دلیل:
✔️تغییر نسل،
✔️گسترش تکنولوژی(فنآوری)،
✔️گسترش دانش عمومی
رخ میدهد. در یک کشور «اصلاحات» ممکن است (در کوتاه مدت) ابتر بشود ولی «تغییرات» مسیر ناگزیرِ زیست بشر است. امثال مهرآیین به دلیل هیجان در سخنگفتن، و به دلیل رادیکال کردن فضا، باعث میشوند که «تغییرات» کُند شده یا به تاخیر بیفتد.
🔵۲- بخش مهمی از تمدن غربی بر دانش معادلاتدیفرانسیل بنا نهادهشده است. انسان غربی زمانی که توانست «نرخ تغییر» را با ریاضیات صورتبندی کند، موفق شد که بسیاری از قوانین فیزیکی این عالم را بفهمد. بخش عظیمی از اختراعات بشری بر شالوده معادلات دیفرانسیل سوار شده است. انسانِ ریاضیخوانده غربی با اولین چیزی که آشنا می شود دیفرانسیل است: «سنجش نرخ تغییر»
(Instantaneous Rate of Change)
جوامع مدرن امروز، به دلیل گسترش فنآوری دستخوش تغییرات سریع هستند. آنچه که فردا اینترنت استارلینک در آفریقا میکند، هزار جامعهشناس هیجانی با نطقهای آتشین در قاره محروم نمیتوانند انجام بدهند. فنآوری باعث شتاب در «تغییرات» شده است اما امثال مهرآیین با هیجانی سخنگفتن، و با چشم پوشیدن از فنآوریهایِ پیش روی بشر، صرفا بابِ التهاب را می گشایند.
🔵۳- میزان خشونت کلامی که زیر توئیت مربوط به مصطفی مهرآیین دریافت شد فراتر از انتظار بود. بیش از 120 فحش بسیار زننده، صرفا به دلیل اینکه به یک جامعهشناس انتقادی «انتقاد» کردهای که: آقاجان این لحن شما با هیجان تختهبندی شده و هیجان راه به جایی نمیبرد.
همین انتقاد ساده به مهرآیین سبب ریزش باران فحش شد. با اینکه سالها در محیطهای مختلف یا کارگاههای عمرانی کار کردهام ولی بخشی از این فحشها جدید و بدیع بودند.
جامعه شناس انتقادی هرگز لب نمیگشاید و سخن نمیگوید که: «در جامعه ای با این میزان خشونت کلامی کدام امر اصلاحی به سامان خواهدشد؟!» بلکه او میگوید: مهندس سازه «قادر» به «شناخت» دیدگاه های یک جامعه شناس انتقادی نیست.
🔵 ۴- سوال مشخصی که از مصطفی مهرآیین و امثال مهرآیین وجود دارد این است:
چرا سریع القلم اینگونه سخن نمیگوید؟ چرا زیدآبادی با این لحن حرف نمیزند؟ چرا محسن رنانی از این ادبیات پرهیز میکند؟ مگر نه این است که محسن رنانی آشنایِ وادی ادبیات است و او اگر بخواهد گزنده و بُرنده حرف بزند، و اگر بخواهد "هیجان" به کلام بیفزاید، بدون شک استادِ این کار خواهد بود. پس چرا رنانی اینگونه تکلم نمیکند؟
سوال را به شکل دیگری بخوانیم:
آیا دکتر سریعالقلم از جایگاه امروز ایران در عرصه بینالمللی راضی است؟ آیا احمد زیدآبادی از شرایط اجتماعی کشور راضی است؟ آیا محسنرنانی انتقاد ندارد و خرم و خندان است؟
پس چرا سریعالقلم حرفهایش را در قالب بحث درباره اجلاس اقتصادی داووس سوئیس میزند و زیدآبادی حرفهایش را با مصاحبههای آرام با هممیهن جلو میبرد و رنانی از مسیر کلامِ شمرده و متین با جامعه خشمگین سخن میگوید؟
🔵 ۵- پاسخ به سوال بالا را مصطفی مهرآیین دیگر نمیتواند به این شکل جواببدهد که به مهندس سازه جواب میدهد: مهندس سازه «قادر» به «شناخت» دیدگاه های یک جامعهشناس انتقادی نیست.
بلکه مهرآیین میداند که امثال سریعالقلم، یا زیدآبادی یا رنانی با اینکه احتمالا از مهرآیین خونجگرتر هستند و با اینکه در شجاعت هم کارنامه طولانی دارند ولی «آرام سخنگفتن و متانت» را نیاز امروزِ جامعه ایرانی ارزیابی کردهاند.
خشونت کلامی یک عنصر غیرقابل انکار در جامعه ایرانی است. ولی محسن رنانی فاخر سخن میگوید. سریعالقلم با ادبیات علمی حرف میزند. زیدآبادی کاملا به دور از هیجان تکلم میکند. چون اینها میدانند که «افزودن» بر عنصر هیجان در چنین جامعه ای هنر «نیست».
🔵 ۶- باز ذکر یک مصداق دیگر برای مهرآیین ضروری است:
چند روز پیش دکتر محسن رنانی در یک سخنرانی عمومی مساله «ازدواج فامیلی» را نکوهش کرد و به اثرات مخرب آن اشاره داشت. جالب اینجاست که سالهای سال است که علم ژنتیک به این امر رسیده و سالهاست که آزمایشهای پزشکی در حوزه ژنتیک به اثرات مخرب ازدواج فامیلی در افزایش نرخ معلولیت فرزندان گواهی میدهد. ولی وقتی که سری به توئیتر می زنید رگبار و سیل توئیتهایی که به دکتر رنانی به خاطر این حرف حمله کردهاند شما را شگفتزده خواهدکرد!
در چنین جامعهای مگر با «هیجان» سخنگفتن «افتخار» است؟ تو اگر بتوانی در فضای هیجانی از خرد و خردورزی سخن بگویی هنر کردهای، وگرنه برای هیزم انداختن بر آتش هیجان که بسیج قوای ذهنی لازم نیست.
https://www.tgoop.com/solseghalam/2523
🔵۱- بحث درباره مصطفی مهرآیین از این جهت مهم است که چنین افرادی هزینه «تغییر» در یک کشور را بالا میبرند. مشخصا از واژه تغییر استفاده میکنم و نه اصلاح.
چون که «اصلاحات» امری است که توسط جریان/جریانهای فکری رخ میدهد اما «تغییرات» به دلیل:
✔️تغییر نسل،
✔️گسترش تکنولوژی(فنآوری)،
✔️گسترش دانش عمومی
رخ میدهد. در یک کشور «اصلاحات» ممکن است (در کوتاه مدت) ابتر بشود ولی «تغییرات» مسیر ناگزیرِ زیست بشر است. امثال مهرآیین به دلیل هیجان در سخنگفتن، و به دلیل رادیکال کردن فضا، باعث میشوند که «تغییرات» کُند شده یا به تاخیر بیفتد.
🔵۲- بخش مهمی از تمدن غربی بر دانش معادلاتدیفرانسیل بنا نهادهشده است. انسان غربی زمانی که توانست «نرخ تغییر» را با ریاضیات صورتبندی کند، موفق شد که بسیاری از قوانین فیزیکی این عالم را بفهمد. بخش عظیمی از اختراعات بشری بر شالوده معادلات دیفرانسیل سوار شده است. انسانِ ریاضیخوانده غربی با اولین چیزی که آشنا می شود دیفرانسیل است: «سنجش نرخ تغییر»
(Instantaneous Rate of Change)
جوامع مدرن امروز، به دلیل گسترش فنآوری دستخوش تغییرات سریع هستند. آنچه که فردا اینترنت استارلینک در آفریقا میکند، هزار جامعهشناس هیجانی با نطقهای آتشین در قاره محروم نمیتوانند انجام بدهند. فنآوری باعث شتاب در «تغییرات» شده است اما امثال مهرآیین با هیجانی سخنگفتن، و با چشم پوشیدن از فنآوریهایِ پیش روی بشر، صرفا بابِ التهاب را می گشایند.
🔵۳- میزان خشونت کلامی که زیر توئیت مربوط به مصطفی مهرآیین دریافت شد فراتر از انتظار بود. بیش از 120 فحش بسیار زننده، صرفا به دلیل اینکه به یک جامعهشناس انتقادی «انتقاد» کردهای که: آقاجان این لحن شما با هیجان تختهبندی شده و هیجان راه به جایی نمیبرد.
همین انتقاد ساده به مهرآیین سبب ریزش باران فحش شد. با اینکه سالها در محیطهای مختلف یا کارگاههای عمرانی کار کردهام ولی بخشی از این فحشها جدید و بدیع بودند.
جامعه شناس انتقادی هرگز لب نمیگشاید و سخن نمیگوید که: «در جامعه ای با این میزان خشونت کلامی کدام امر اصلاحی به سامان خواهدشد؟!» بلکه او میگوید: مهندس سازه «قادر» به «شناخت» دیدگاه های یک جامعه شناس انتقادی نیست.
🔵 ۴- سوال مشخصی که از مصطفی مهرآیین و امثال مهرآیین وجود دارد این است:
چرا سریع القلم اینگونه سخن نمیگوید؟ چرا زیدآبادی با این لحن حرف نمیزند؟ چرا محسن رنانی از این ادبیات پرهیز میکند؟ مگر نه این است که محسن رنانی آشنایِ وادی ادبیات است و او اگر بخواهد گزنده و بُرنده حرف بزند، و اگر بخواهد "هیجان" به کلام بیفزاید، بدون شک استادِ این کار خواهد بود. پس چرا رنانی اینگونه تکلم نمیکند؟
سوال را به شکل دیگری بخوانیم:
آیا دکتر سریعالقلم از جایگاه امروز ایران در عرصه بینالمللی راضی است؟ آیا احمد زیدآبادی از شرایط اجتماعی کشور راضی است؟ آیا محسنرنانی انتقاد ندارد و خرم و خندان است؟
پس چرا سریعالقلم حرفهایش را در قالب بحث درباره اجلاس اقتصادی داووس سوئیس میزند و زیدآبادی حرفهایش را با مصاحبههای آرام با هممیهن جلو میبرد و رنانی از مسیر کلامِ شمرده و متین با جامعه خشمگین سخن میگوید؟
🔵 ۵- پاسخ به سوال بالا را مصطفی مهرآیین دیگر نمیتواند به این شکل جواببدهد که به مهندس سازه جواب میدهد: مهندس سازه «قادر» به «شناخت» دیدگاه های یک جامعهشناس انتقادی نیست.
بلکه مهرآیین میداند که امثال سریعالقلم، یا زیدآبادی یا رنانی با اینکه احتمالا از مهرآیین خونجگرتر هستند و با اینکه در شجاعت هم کارنامه طولانی دارند ولی «آرام سخنگفتن و متانت» را نیاز امروزِ جامعه ایرانی ارزیابی کردهاند.
خشونت کلامی یک عنصر غیرقابل انکار در جامعه ایرانی است. ولی محسن رنانی فاخر سخن میگوید. سریعالقلم با ادبیات علمی حرف میزند. زیدآبادی کاملا به دور از هیجان تکلم میکند. چون اینها میدانند که «افزودن» بر عنصر هیجان در چنین جامعه ای هنر «نیست».
🔵 ۶- باز ذکر یک مصداق دیگر برای مهرآیین ضروری است:
چند روز پیش دکتر محسن رنانی در یک سخنرانی عمومی مساله «ازدواج فامیلی» را نکوهش کرد و به اثرات مخرب آن اشاره داشت. جالب اینجاست که سالهای سال است که علم ژنتیک به این امر رسیده و سالهاست که آزمایشهای پزشکی در حوزه ژنتیک به اثرات مخرب ازدواج فامیلی در افزایش نرخ معلولیت فرزندان گواهی میدهد. ولی وقتی که سری به توئیتر می زنید رگبار و سیل توئیتهایی که به دکتر رنانی به خاطر این حرف حمله کردهاند شما را شگفتزده خواهدکرد!
در چنین جامعهای مگر با «هیجان» سخنگفتن «افتخار» است؟ تو اگر بتوانی در فضای هیجانی از خرد و خردورزی سخن بگویی هنر کردهای، وگرنه برای هیزم انداختن بر آتش هیجان که بسیج قوای ذهنی لازم نیست.
https://www.tgoop.com/solseghalam/2523
Telegram
ارزیابی شتابزده
👍145👎51❤36👌9👏7
✍️خردمندان عالم
(مشاجره زننده دونالد ترامپ و ایلان ماسک)
محمدرضا اسلامی
🔵جردن پیترسون روانشناس صاحبنام بینالمللی جمله جالبی دارد که مصداق این اتفاقات اخیر است:
«…امر زشت(Ugly thing) یعنی دیدن یک انسان پیر که infant (کودک) باقی مانده باشد.»
پیترسون بارها در سخنرانیهایش این مضمون را گفته که مشمئزکنندهترین و چندشآورترین صحنه، دیدن فردی است که به میانسالی/سالخوردگی رسیده اما کودک باقیمانده است. از این زشتتر نیست.
You are an old infant, and that’s an ugly thing.
🔵رفت و برگشت توئیتهای ایلان ماسک و دونالد ترامپ و سطح نازل حرفهایی که ظرف چندساعت اخیر رد و بدل شد میلیونها نفر را در دنیا متحیر کرد!
جدای از اینکه این مشاجره کلامی پیرامون چه چیزی شکل گرفته «سطح» حرفهایی که زدهشد از سطح دعوای دو نوجواندبیرستانی پائینتر بود. این سوال مطرح میشود که آیا زمام حکمرانی این دنیا در دست خردمندان است؟!
حافظ می گوید:
زیرکی را گفتم این احوال بین/ خندید و گفت/
صعب روزی، بوالعجب کاری،
پریشان عالمی
🔵 ولادیمیر پوتین یک رفیق گرمابه و گلستان داشت به نام
یوگنی پریگوژین. این آقای پریگوژین شخص باعرضه ای بود و در هر کاری دستی داشت و یک هزاردستان واقعی بود! در کنار بازرگانی و فعالیتهای تجاری، گروه واگنر را هم مدیریت میکرد و از هر یک از انگشتهایش هنری میبارید. در جریان حمله روسیه به اوکراین این آقای پریگوژن با استفاده از نیروهای واگنر و حتی با بکارگیری «زندانیان آزادشده در ازای خدمت نظامی» در نبردهای کلیدی مانند باخموت حضور فعال داشت. با این حال، او بهتدریج به یکی از منتقدان فرماندهی نظامی روسیه یعنی عالیجناب ولادیمیر تبدیل شد. به دلیل «اعتماد به نفس» فراوان، یک نیمچه شورشی هم علیه پوتین بهراه انداخت که سریعا با واسطهگری بلاروس پایان یافت.
کمتر از دو ماه بعد جت شخصی این آقای پریگوژن سقوط کرد! به تعبیر حافظ، زیرکی را گفتم این احوال بین:
ولادیمیر پوتین اعلام کرد که دلیل سقوط هواپیما، انفجار نارنجکهای دستی در داخل هواپیما بوده و هیچ عامل خارجی در این حادثه نقش نداشته است!
🔵 تفاوت آمریکا با روسیه در این است که در آمریکا «امر قدرت» مهارشدهتر است و «رسانه» حضور جدیتری در جامعه دارد. لذا حکمران «فعال مایشاء» نیست. او حتی اگر بخواهد هم نمیتواند فعال مایشاء باشد. اما «سوال اصلی» پیرامون دعوای ایلان با دونالد یا دعوای ولادیمیر با یوگینی نیست. سوال اصلی این است که:
آیا زمام حکمرانی این دنیا در دست خردمندان است؟
بدیهی است که خیر! پس سوال اینجاست که فلسفه نظم موجود در این دنیا و توسعه تکنولوژی و دانش محصول چیست؟
چگونه است که بشر در سایه نظم و ساختار، توانسته دانشگاههایی مانند استنفورد و هاروارد را شکل دهد و از محصول همان دانشگاهها توانسته دانش پزشکی و مهندسی را توسعه دهد. اگر خردمندان بر صدر مصطبه این عالم نیستند پس دانش چگونه تولید شده/میشود؟
🔵انسان معاصر در مسیر رشد و بلوغ خود سعی و خطاهای بسیار کرده و کوشیده که با «طراحی ساختار»ها قدرت را مهار و به کنترل درآورد. اما جریان «مهار قدرت» هنوز ناپخته و نابالغ است. خردمندان این عالم نقش فعال/جدی در سطح مدیریتِ خُرد امور دارند ولی در سطح کلان، بازی در دست خردمندان نیست.
آن Ugly thing به تعبیر جردن پیترسون حضور فعالی در لایه های اصلی قدرت داراست و امر خردورزی، حضور کمرنگی در سطحِ کلان اداره دنیا داراست.
🔵یکی از مصادیق و نمونه های Ugly thing محمود احمدی نژاد است. زمانی که به قدرت رسید ناگهان شروع کرد به انکار هولوکاست و با این کارش هزینههای بسیار به کشور ایران تحمیل کرد (بی دلیل). اما امروز بعد از ۶۰۰ روز سکوت در قبال سلاخی پنجاه هزار زن و کودک بیپناه در غزه، به مجارستان رفته که در مورد محیطزیست و تغییرات اقلیمی سخنرانی کند!
کدام جریان از خردورزی آن رفتار در برابر هولوکاست را تایید میکرد و کدام عاطفه و خرد انسانی این سکوت در برابر غزه را تایید میکند؟
🔵امر زشت یا Ugly thing حضور جدی در عرصه کلان مدیریت این دنیا داراست. کودکان میانسال و سالخورده رشته اداره امور این عالم را در دست دارند و خردمندان درگیر مسائل خرد هستند.
چرا؟
🔵 پاسخ به این سوال دشوار است.
شاید یکی از دلایل این واقعیت تلخ، به این حقیقت برمیگردد که اهل خرد، اهل چالش نیستند. ترجیح میدهند که در سطحی محدود و با «چالشهای کنترلشده» مواجه شوند. مثلا در گوشه آزمایشگاهی در کیوتو به مطالعه سلولهای بنیادی انسان بنشیند یا در آزمایشگاه لارنس به مسئله شکافت هستهای بپردازد، ولی حاضر نیست که نماینده کنگره شود یا با ولادیمیرهایِ دنیا سرشاخ بشود.
جریان خرد و خردورزی در وضعیت زیست انسان امروز مقصر است. توئیتهای چندساعت اخیر این دو نفر مصداق این کلام حافظ است:
پریشان عالمی ست.
www.tgoop.com/solseghalam/2525
(مشاجره زننده دونالد ترامپ و ایلان ماسک)
محمدرضا اسلامی
🔵جردن پیترسون روانشناس صاحبنام بینالمللی جمله جالبی دارد که مصداق این اتفاقات اخیر است:
«…امر زشت(Ugly thing) یعنی دیدن یک انسان پیر که infant (کودک) باقی مانده باشد.»
پیترسون بارها در سخنرانیهایش این مضمون را گفته که مشمئزکنندهترین و چندشآورترین صحنه، دیدن فردی است که به میانسالی/سالخوردگی رسیده اما کودک باقیمانده است. از این زشتتر نیست.
You are an old infant, and that’s an ugly thing.
🔵رفت و برگشت توئیتهای ایلان ماسک و دونالد ترامپ و سطح نازل حرفهایی که ظرف چندساعت اخیر رد و بدل شد میلیونها نفر را در دنیا متحیر کرد!
جدای از اینکه این مشاجره کلامی پیرامون چه چیزی شکل گرفته «سطح» حرفهایی که زدهشد از سطح دعوای دو نوجواندبیرستانی پائینتر بود. این سوال مطرح میشود که آیا زمام حکمرانی این دنیا در دست خردمندان است؟!
حافظ می گوید:
زیرکی را گفتم این احوال بین/ خندید و گفت/
صعب روزی، بوالعجب کاری،
پریشان عالمی
🔵 ولادیمیر پوتین یک رفیق گرمابه و گلستان داشت به نام
یوگنی پریگوژین. این آقای پریگوژین شخص باعرضه ای بود و در هر کاری دستی داشت و یک هزاردستان واقعی بود! در کنار بازرگانی و فعالیتهای تجاری، گروه واگنر را هم مدیریت میکرد و از هر یک از انگشتهایش هنری میبارید. در جریان حمله روسیه به اوکراین این آقای پریگوژن با استفاده از نیروهای واگنر و حتی با بکارگیری «زندانیان آزادشده در ازای خدمت نظامی» در نبردهای کلیدی مانند باخموت حضور فعال داشت. با این حال، او بهتدریج به یکی از منتقدان فرماندهی نظامی روسیه یعنی عالیجناب ولادیمیر تبدیل شد. به دلیل «اعتماد به نفس» فراوان، یک نیمچه شورشی هم علیه پوتین بهراه انداخت که سریعا با واسطهگری بلاروس پایان یافت.
کمتر از دو ماه بعد جت شخصی این آقای پریگوژن سقوط کرد! به تعبیر حافظ، زیرکی را گفتم این احوال بین:
ولادیمیر پوتین اعلام کرد که دلیل سقوط هواپیما، انفجار نارنجکهای دستی در داخل هواپیما بوده و هیچ عامل خارجی در این حادثه نقش نداشته است!
🔵 تفاوت آمریکا با روسیه در این است که در آمریکا «امر قدرت» مهارشدهتر است و «رسانه» حضور جدیتری در جامعه دارد. لذا حکمران «فعال مایشاء» نیست. او حتی اگر بخواهد هم نمیتواند فعال مایشاء باشد. اما «سوال اصلی» پیرامون دعوای ایلان با دونالد یا دعوای ولادیمیر با یوگینی نیست. سوال اصلی این است که:
آیا زمام حکمرانی این دنیا در دست خردمندان است؟
بدیهی است که خیر! پس سوال اینجاست که فلسفه نظم موجود در این دنیا و توسعه تکنولوژی و دانش محصول چیست؟
چگونه است که بشر در سایه نظم و ساختار، توانسته دانشگاههایی مانند استنفورد و هاروارد را شکل دهد و از محصول همان دانشگاهها توانسته دانش پزشکی و مهندسی را توسعه دهد. اگر خردمندان بر صدر مصطبه این عالم نیستند پس دانش چگونه تولید شده/میشود؟
🔵انسان معاصر در مسیر رشد و بلوغ خود سعی و خطاهای بسیار کرده و کوشیده که با «طراحی ساختار»ها قدرت را مهار و به کنترل درآورد. اما جریان «مهار قدرت» هنوز ناپخته و نابالغ است. خردمندان این عالم نقش فعال/جدی در سطح مدیریتِ خُرد امور دارند ولی در سطح کلان، بازی در دست خردمندان نیست.
آن Ugly thing به تعبیر جردن پیترسون حضور فعالی در لایه های اصلی قدرت داراست و امر خردورزی، حضور کمرنگی در سطحِ کلان اداره دنیا داراست.
🔵یکی از مصادیق و نمونه های Ugly thing محمود احمدی نژاد است. زمانی که به قدرت رسید ناگهان شروع کرد به انکار هولوکاست و با این کارش هزینههای بسیار به کشور ایران تحمیل کرد (بی دلیل). اما امروز بعد از ۶۰۰ روز سکوت در قبال سلاخی پنجاه هزار زن و کودک بیپناه در غزه، به مجارستان رفته که در مورد محیطزیست و تغییرات اقلیمی سخنرانی کند!
کدام جریان از خردورزی آن رفتار در برابر هولوکاست را تایید میکرد و کدام عاطفه و خرد انسانی این سکوت در برابر غزه را تایید میکند؟
🔵امر زشت یا Ugly thing حضور جدی در عرصه کلان مدیریت این دنیا داراست. کودکان میانسال و سالخورده رشته اداره امور این عالم را در دست دارند و خردمندان درگیر مسائل خرد هستند.
چرا؟
🔵 پاسخ به این سوال دشوار است.
شاید یکی از دلایل این واقعیت تلخ، به این حقیقت برمیگردد که اهل خرد، اهل چالش نیستند. ترجیح میدهند که در سطحی محدود و با «چالشهای کنترلشده» مواجه شوند. مثلا در گوشه آزمایشگاهی در کیوتو به مطالعه سلولهای بنیادی انسان بنشیند یا در آزمایشگاه لارنس به مسئله شکافت هستهای بپردازد، ولی حاضر نیست که نماینده کنگره شود یا با ولادیمیرهایِ دنیا سرشاخ بشود.
جریان خرد و خردورزی در وضعیت زیست انسان امروز مقصر است. توئیتهای چندساعت اخیر این دو نفر مصداق این کلام حافظ است:
پریشان عالمی ست.
www.tgoop.com/solseghalam/2525
Telegram
ارزیابی شتابزده
امر زشت The Ugly Thing 🔺
👍78❤29👏6👌6👎5🤔3
✍️فرماندار بیعرضه کالیفرنیا و یک تکه سنگ سرد دروغگو
(تعبیر: برگرفته از توئیت و مصاحبه)
▪️شلوغیهای شهر لسآنجلس طی چند ساعت گذشته به سطحی فراتر از انتظار رسید. یکشنبه عصر امروز (روز تعطیل) ساعات دشواری برای پلیس لسآنجلس بود. اکنون دقایقی از تاریک شدن هوا گذشته و پلیس با طیف وسیعی از افراد حاضر در خیابان مواجه است. عملا «خیابان» به کنترل در نیامده است طی چند ساعت گذشته.
اکنون سوال این است که میزان خرابی و آسیبهایی که قرار است طی چندساعت آینده (امشب تا صبحگاه) به تاسیسات شهری وارد شود چقدر خواهد بود؟
شب عجیبی در پیش است.
▪️ترامپ در توئیتی🔺 نوشت:
«فرماندار گوین نیوسکام و “شهردار” باس باید از مردم لس آنجلس بابت عملکرد فاجعهباری که داشتهاند عذرخواهی کنند، و حالا این شامل شورشهای جاری در لس آنجلس هم میشود. اینها معترض نیستند، بلکه آشوبگر و شورشی هستند. یادتان باشد، بدون ماسک!»
ترامپ به گونه ای صحبت میکند که گویی فرمان اجراییِ او بابت دستگیری مهاجران غیرقانونی، باعثِ این ماجرا نبوده، بلکه بیعرضگی آقای فرماندار و خانم شهردار باعث این ماجرا است.
در سمت دیگر، گوین نیوسام هم امروز مصاحبه کرده و تعبیر «یک تکه سنگ سرد دروغگو» را برای ترامپ بکار برده است. (آنهم دو بار!)
(ویدئوی زیر🔻)
▪️اکنون سوال مشخص این است:
سه سال و نیمِ دیگر از ریاست جمهوری ترامپ باقی مانده است. این سطحِ «تنش»ها طی فقط سه ماه رخ داده است! پس سه سال آینده چگونه خواهد بود؟
آیا در تاریخ ایالاتمتحده سابقهداشته که فرماندارِ ثروتمندترین ایالت، اینگونه رئیسجمهور را خطاب کند؟ و رئیسجمهور هم فرماندار را آنگونه؟ آنهم در شرایطی که تنها دو روز قبل دعوای آنچنانی رئیسجمهور با ایلان ماسک رخ داده بود...
جو بایدن با عملکرد ضعیفش کشور را در چنین شرایطی قرار داد و با ریاستجمهوریِ "یک دورهای" رفته و نشسته گوشه خانه و از تلویزیون این روزها را در کنار شومینه و اسپیلیت تماشا میکند.
▪️فعلا تمام شبکههای خبری تلویزیونی در حال نشاندادن آشوب در خیابانهای لسآنجلس هستند. امشب خواهدگذشت ولی سوال برقرار خواهدماند!
باراک اوباما سه سال آینده را چگونه ارزیابی میکند؟!
محمدرضا اسلامی
https://www.tgoop.com/solseghalam/2529
(تعبیر: برگرفته از توئیت و مصاحبه)
▪️شلوغیهای شهر لسآنجلس طی چند ساعت گذشته به سطحی فراتر از انتظار رسید. یکشنبه عصر امروز (روز تعطیل) ساعات دشواری برای پلیس لسآنجلس بود. اکنون دقایقی از تاریک شدن هوا گذشته و پلیس با طیف وسیعی از افراد حاضر در خیابان مواجه است. عملا «خیابان» به کنترل در نیامده است طی چند ساعت گذشته.
اکنون سوال این است که میزان خرابی و آسیبهایی که قرار است طی چندساعت آینده (امشب تا صبحگاه) به تاسیسات شهری وارد شود چقدر خواهد بود؟
شب عجیبی در پیش است.
▪️ترامپ در توئیتی🔺 نوشت:
«فرماندار گوین نیوسکام و “شهردار” باس باید از مردم لس آنجلس بابت عملکرد فاجعهباری که داشتهاند عذرخواهی کنند، و حالا این شامل شورشهای جاری در لس آنجلس هم میشود. اینها معترض نیستند، بلکه آشوبگر و شورشی هستند. یادتان باشد، بدون ماسک!»
ترامپ به گونه ای صحبت میکند که گویی فرمان اجراییِ او بابت دستگیری مهاجران غیرقانونی، باعثِ این ماجرا نبوده، بلکه بیعرضگی آقای فرماندار و خانم شهردار باعث این ماجرا است.
در سمت دیگر، گوین نیوسام هم امروز مصاحبه کرده و تعبیر «یک تکه سنگ سرد دروغگو» را برای ترامپ بکار برده است. (آنهم دو بار!)
(ویدئوی زیر🔻)
▪️اکنون سوال مشخص این است:
سه سال و نیمِ دیگر از ریاست جمهوری ترامپ باقی مانده است. این سطحِ «تنش»ها طی فقط سه ماه رخ داده است! پس سه سال آینده چگونه خواهد بود؟
آیا در تاریخ ایالاتمتحده سابقهداشته که فرماندارِ ثروتمندترین ایالت، اینگونه رئیسجمهور را خطاب کند؟ و رئیسجمهور هم فرماندار را آنگونه؟ آنهم در شرایطی که تنها دو روز قبل دعوای آنچنانی رئیسجمهور با ایلان ماسک رخ داده بود...
جو بایدن با عملکرد ضعیفش کشور را در چنین شرایطی قرار داد و با ریاستجمهوریِ "یک دورهای" رفته و نشسته گوشه خانه و از تلویزیون این روزها را در کنار شومینه و اسپیلیت تماشا میکند.
▪️فعلا تمام شبکههای خبری تلویزیونی در حال نشاندادن آشوب در خیابانهای لسآنجلس هستند. امشب خواهدگذشت ولی سوال برقرار خواهدماند!
باراک اوباما سه سال آینده را چگونه ارزیابی میکند؟!
محمدرضا اسلامی
https://www.tgoop.com/solseghalam/2529
Telegram
ارزیابی شتابزده
یک تکه سنگ سرد دروغگو🔺
❤19👍10👎6👌4🤔3🙏2
✍️من به سنگِ خود همیشه جام خود بشکستهام
(این توئیت ایلان ماسک!)
🔵سرعت تحولات و اتفاقات بسیار بالاست، به حدی که براحتی میتوان جا ماند از شتاب اتفاقات.
✔️سال گذشته در همین روزها بحث پروندههای قضایی دونالد ترامپ مطرح بود و تجسم رئیسجمهور شدن او برای دموکراتها امری مستبعد یا حتی محال بود.
✔️تنها چند هفته پیش در حیاط کاخ سفید دونالد ترامپ یک تسلای قرمز از ایلان ماسک خرید (تا به این برند خودروساز «کمک نمادین» کند) و دو هفته پیش اگر کسی میگفت که دونالد ترامپ و ایلان ماسک «ظرف چند روز کوتاه» اینگونه از هم تبرّی خواهند جست (آنهم به این شدت خصمانه) امری خندهدار به نظر می رسید.
✔️فقط دو روز بعد از آن مشاجره زننده، آشوب در لسآنجلس به راه افتاده و …
اما در میان تمام این ماجراها، یک نکته در اخبار منعکس نمیشود: گفتگوهای تنهایی انسانها با خودشان.
لحظه مواجه شدن انسان با خودش.
این توئیت ایلان ماسک🔻 از همان جنس است. از جنس افسردگی ایلان ماسک.
🔵 دنیای زشت انسان عرصه نزاع و جدل شده (و البته قبلا هم بوده! صرفا شبکههای اجتماعی همه چیز را با «لنز نزدیکتر» نشان می دهند) ولی درباره لحظات تنهایی انسان و آن حس افسردگی و ملالشان در این میانه کسی چندان چیزی نمیگوید!
🔵 توئیتهای اخیر ایلان ماسک مورد توجه رسانهها واقع شد (خصوصا آن توئیتی که به «برکناری دونالد ترامپ» اشاره کرد، یا آن توئیتی که درباره ایجاد یک «حزب جدید» در آمریکا نظرسنجی کرد) ولی توئیت زیر در رسانهها بازتاب زیادی نداشت. اما این توئیت پس از یک منازعه زشت و زننده، بسیار جالب/مهم است!
✔️متن توئیت را ببینیم:
It’s outrageous how much character assassination has been directed at me, especially by me!
نگارش بسیار خوبی دارد این توئیت. ترجمهاش به فارسی می شود:
«حجم حملاتی که علیه شخصیت من شده واقعاً باورنکردنیه، مخصوصاً از طرف خودم!»
ایلان ماسک در این توییت به شکلی طنزآمیز و انتقادی میگوید که خودش بزرگترین دشمن خودش بودهاست. منظورش از «character assassination» (ترور شخصیتی) معمولاً به حملاتی رسانهای اشاره دارد که باعث تخریب اعتبار فرد میشوند.
اما او در اینجا با گفتن «especially by me» (مخصوصاً از طرف خودم)، اعتراف میکند که بخشی از این آسیبها را خودش با رفتارها، تصمیمها، یا توییتهای جنجالیاش ایجاد کرده.
پس از آن «توئیتهای با لحن تخاصم» چند روز گذشته، این یکی لحن توام با افسردگی دارد! غزل مولانا را به یاد انسان میآورد:
من به چنگِ خود همیشه پردهام بدریدهام/
من به ناخنهای خود، هم اصلِ خود برکندهام
من ز ابر چشم خود بر کشتِ جان باریدهام/
…
🔵 طرف ثروتمندترین انسان روی کره زمین است. در صنعت کارهایی را انجام داده که ۱۵ سال پیش در مخیله کسی نمیگنجید. ارزش بازار تسلا «به تنهایی» از مجموع ارزش بازار تویوتا، BMW، هوندا، مرسدس بنز، فورد، جنرالموتورز و نیسان بیشتر است. تسلا یک شگفتی در تاریخ صنعت خودرو دنیا بود. همچنان که اسپیسایکس یک شگفتی در تاریخ صنعت هوا-فضا بود، ولی او درگیر افسردگی و در خود فشرده شدن.
این حال خراب، این حس بد، انسان را رها نمی کند. تنهایی انسانها مشحون از این حس گسْ است و این در رسانه انعکاس ندارد. حتی در روزهایی که تمرکز رسانهها روی توئیتهای این دو نفر بود، این توئیت آنگونه که باید خواندهنشد!
🔵 مدتی قبل از انتخابات ریاستجمهوری اخیر، مصاحبه دان لمن (سیانان) با ایلان ماسک را دیدم. آن مصاحبه جایی بود که ماسک غیرمستقیم به مسئله افسردگی و مصرف دارو اشاره کرد. آن روز گفتم خدای من! اوج صنعت، و اوج ثروت هم این «تنهایی و بیتابی روح انسان» را آرامبخش نیست. حافظ گفته:
تنها نه ز رازِ دل من پرده برافتاد
و باز گفته:
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی!
گفتگوی ایلان با دان لمن اولین بار بود که پرده برافتاد از این حدیث تنهایی و افسردگی. ولی قصه مفصلتر از اینهاست. انسان امروز به چیزی فراتر از این خاک نیاز دارد. به چیزی فراتر از تسلا و اسپیس ایکس. به یک دلگرمی.
به یک معنی که وجود انسان را گرم کند. و دردناک چیست؟ دردناک این است که مدعیان آن «معنی» (یا به تعبیر حافظ «اهل صومعه») سیاهکارانند. ریاورزانند.
ایلان آن معنی، و آن «دلگرمی» را در رفتن به مریخ جستجو میکند!
…
▪️▪️▪️
پینوشت: نکته جالب کامنتهای این توئیت بود. یک کاربر در کامنت، این نقاشی را توئیت کرده: سه ایلان که با هم درگیرند!
پینوشت۲: در این دعوای دونالد ترامپ و ایلان ماسک هر دو بازنده بودند ولی کسی که بیشتر باخت ایلان ماسک بود. تند رفت، حد نگه نداشت و بعد هم اینگونه فروکش کرد.
دونالد ترامپ مشکلات رفتاری زیادی دارد ولی «به نسبت بسیاری دیگر» ( Relative to other politicians) حد نگه میدارد در بسیاری از امور.
محمدرضا اسلامی
https://www.tgoop.com/solseghalam/2531
(این توئیت ایلان ماسک!)
🔵سرعت تحولات و اتفاقات بسیار بالاست، به حدی که براحتی میتوان جا ماند از شتاب اتفاقات.
✔️سال گذشته در همین روزها بحث پروندههای قضایی دونالد ترامپ مطرح بود و تجسم رئیسجمهور شدن او برای دموکراتها امری مستبعد یا حتی محال بود.
✔️تنها چند هفته پیش در حیاط کاخ سفید دونالد ترامپ یک تسلای قرمز از ایلان ماسک خرید (تا به این برند خودروساز «کمک نمادین» کند) و دو هفته پیش اگر کسی میگفت که دونالد ترامپ و ایلان ماسک «ظرف چند روز کوتاه» اینگونه از هم تبرّی خواهند جست (آنهم به این شدت خصمانه) امری خندهدار به نظر می رسید.
✔️فقط دو روز بعد از آن مشاجره زننده، آشوب در لسآنجلس به راه افتاده و …
اما در میان تمام این ماجراها، یک نکته در اخبار منعکس نمیشود: گفتگوهای تنهایی انسانها با خودشان.
لحظه مواجه شدن انسان با خودش.
این توئیت ایلان ماسک🔻 از همان جنس است. از جنس افسردگی ایلان ماسک.
🔵 دنیای زشت انسان عرصه نزاع و جدل شده (و البته قبلا هم بوده! صرفا شبکههای اجتماعی همه چیز را با «لنز نزدیکتر» نشان می دهند) ولی درباره لحظات تنهایی انسان و آن حس افسردگی و ملالشان در این میانه کسی چندان چیزی نمیگوید!
🔵 توئیتهای اخیر ایلان ماسک مورد توجه رسانهها واقع شد (خصوصا آن توئیتی که به «برکناری دونالد ترامپ» اشاره کرد، یا آن توئیتی که درباره ایجاد یک «حزب جدید» در آمریکا نظرسنجی کرد) ولی توئیت زیر در رسانهها بازتاب زیادی نداشت. اما این توئیت پس از یک منازعه زشت و زننده، بسیار جالب/مهم است!
✔️متن توئیت را ببینیم:
It’s outrageous how much character assassination has been directed at me, especially by me!
نگارش بسیار خوبی دارد این توئیت. ترجمهاش به فارسی می شود:
«حجم حملاتی که علیه شخصیت من شده واقعاً باورنکردنیه، مخصوصاً از طرف خودم!»
ایلان ماسک در این توییت به شکلی طنزآمیز و انتقادی میگوید که خودش بزرگترین دشمن خودش بودهاست. منظورش از «character assassination» (ترور شخصیتی) معمولاً به حملاتی رسانهای اشاره دارد که باعث تخریب اعتبار فرد میشوند.
اما او در اینجا با گفتن «especially by me» (مخصوصاً از طرف خودم)، اعتراف میکند که بخشی از این آسیبها را خودش با رفتارها، تصمیمها، یا توییتهای جنجالیاش ایجاد کرده.
پس از آن «توئیتهای با لحن تخاصم» چند روز گذشته، این یکی لحن توام با افسردگی دارد! غزل مولانا را به یاد انسان میآورد:
من به چنگِ خود همیشه پردهام بدریدهام/
من به ناخنهای خود، هم اصلِ خود برکندهام
من ز ابر چشم خود بر کشتِ جان باریدهام/
…
🔵 طرف ثروتمندترین انسان روی کره زمین است. در صنعت کارهایی را انجام داده که ۱۵ سال پیش در مخیله کسی نمیگنجید. ارزش بازار تسلا «به تنهایی» از مجموع ارزش بازار تویوتا، BMW، هوندا، مرسدس بنز، فورد، جنرالموتورز و نیسان بیشتر است. تسلا یک شگفتی در تاریخ صنعت خودرو دنیا بود. همچنان که اسپیسایکس یک شگفتی در تاریخ صنعت هوا-فضا بود، ولی او درگیر افسردگی و در خود فشرده شدن.
این حال خراب، این حس بد، انسان را رها نمی کند. تنهایی انسانها مشحون از این حس گسْ است و این در رسانه انعکاس ندارد. حتی در روزهایی که تمرکز رسانهها روی توئیتهای این دو نفر بود، این توئیت آنگونه که باید خواندهنشد!
🔵 مدتی قبل از انتخابات ریاستجمهوری اخیر، مصاحبه دان لمن (سیانان) با ایلان ماسک را دیدم. آن مصاحبه جایی بود که ماسک غیرمستقیم به مسئله افسردگی و مصرف دارو اشاره کرد. آن روز گفتم خدای من! اوج صنعت، و اوج ثروت هم این «تنهایی و بیتابی روح انسان» را آرامبخش نیست. حافظ گفته:
تنها نه ز رازِ دل من پرده برافتاد
و باز گفته:
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی!
گفتگوی ایلان با دان لمن اولین بار بود که پرده برافتاد از این حدیث تنهایی و افسردگی. ولی قصه مفصلتر از اینهاست. انسان امروز به چیزی فراتر از این خاک نیاز دارد. به چیزی فراتر از تسلا و اسپیس ایکس. به یک دلگرمی.
به یک معنی که وجود انسان را گرم کند. و دردناک چیست؟ دردناک این است که مدعیان آن «معنی» (یا به تعبیر حافظ «اهل صومعه») سیاهکارانند. ریاورزانند.
ایلان آن معنی، و آن «دلگرمی» را در رفتن به مریخ جستجو میکند!
…
▪️▪️▪️
پینوشت: نکته جالب کامنتهای این توئیت بود. یک کاربر در کامنت، این نقاشی را توئیت کرده: سه ایلان که با هم درگیرند!
پینوشت۲: در این دعوای دونالد ترامپ و ایلان ماسک هر دو بازنده بودند ولی کسی که بیشتر باخت ایلان ماسک بود. تند رفت، حد نگه نداشت و بعد هم اینگونه فروکش کرد.
دونالد ترامپ مشکلات رفتاری زیادی دارد ولی «به نسبت بسیاری دیگر» ( Relative to other politicians) حد نگه میدارد در بسیاری از امور.
محمدرضا اسلامی
https://www.tgoop.com/solseghalam/2531
Telegram
ارزیابی شتابزده
👍55❤40🙏6👎4
Forwarded from پویش فکری توسعه
🔶 پوزشخواهم، چون توسعهخواهم!
✍️ محسن رنانی
🔹 این نوشتار درباره متن و حواشی سخنان «دو و نیم دقیقهای» من در مراسم رونمایی از کتابهای «روایت توسعه» است و دو بخش دارد:
✅ یک: توضیح و پوزشخواهی درباره آنچه گفتهام؛
✅ دو: سپاسگزاری از نقدها و زنهاردهی درباره برخی روندهای جامعه ما.
🔹 آنانکه فقط میخواهند علت (نه دلیل) آن سخنان و منبع آن را بدانند، فقط بخش اول را بخوانند. آنانکه حوصله بیشتری دارند و درباره نوع واکنشها و معنای اجتماعی آنها حساسشدهاند، بخشدوم را هم بخوانند.
🟠 بخشاول: توضیح و پوزشخواهی
🔹 افراد بههمان میزانی که سخنشان در جامعه بیشتر دیده و شنیده میشود، بیشتر باید در سخنگفتن دقت کنند و از هیجان در سخن بپرهیزند. این همان اصلی است که متاسفانه من رعایت نکردم. در آن نشست اصولا قرار نبود من تحلیل کنم، بلکه قرار بود بهعنوان دبیرعلمی روایتهای توسعه، خیلی کوتاه و در چند دقیقه، درباره روند استخراج آن روایتها گزارشی به جمع ارایهکنم. اما در توضیح دشواری کار و نیز ضرورت نگاه بلندمدت، هم به فهم توسعه و هم به فرایند توسعه، مثالی آوردم تا بگویم توسعه دارای ابعاد بسیار زیادی است که برخی از آن ابعاد ممکن است بسیار زمانبر و بیننسلی باشد. مسئله تاثیر تحولات فرهنگی بر ضخامت کورتکس مغزی را هم فقط به عنوان نمونه اشاره کردم و چون فرصت نبود عبور کردم. روشن است که کسی که در همان صحبت کوتاه دارد تاکید میکند که توسعه ابعاد بیشمار دارد، از آوردن آن مثال قصدش این نیست که بگوید ضخامت کورتکس مغزی یگانه عامل توسعهیافتگی است.
🔹 ازاینگذشته سابقه من به عنوان کسی که در سیسال گذشته مروج «نظریه نهادگرایی» بوده است، نشان میدهد که نقش فرهنگ، الگوهای رفتاری و نهادها را در شکلگیری توسعه، تعیینکنندهتر از هر چیزی میدانم. بههمینترتیب بهعنوان معلمی که در زمینه عقلانیت، مقاله و کتاب و پایاننامه دارم، در جاهای متعدد بیان کردهام که توسعه حاصل عقلانیت است نه هوش ژنتیک و عقلانیت نیز بر بسترهای اجتماعی و فرهنگی شکل میگیرد؛ و از قضا تاکید کردهام که جامعهای ممکن است هوش ژنتیک بالا داشته باشد اما عقلانیتش پایین باشد و برعکس.
🔹 فراتر از این، سالهاست که بر نقش سرمایه اجتماعی در سطح کلان و «مهارت همشنوی» (دیالوگ) در سطح خُرد، بهعنوان پیششرطهای توسعه تاکید داشتهام و با تمرکز بر ضرورت سرمایهگذاری بر مهارتهای اجتماعی در دوران کودکی، به روشهای هوشمحور، حافظهمحور و رقابتمحور آموزش و پرورش تاختهام.
🔹 بنابراین روشن است که چنین فردی یکشبه خوابنما نمیشود و معتقد نمیشود که عامل اصلی توسعه ضخامت کورتکس مغزی است.
🔹 اما آنچه درباره ضخامت کورتکس مغزی اروپائیان گفتهام تماماً برگرفته از نوشتههای محققی است به نام جوزف هنریش (Joseph Henrich) که استاد زیستشناسی تکاملی دانشگاه هاروارد است و در اقتصاد و روانشناسی هم دستی دارد. او در سالهای اخیر تحقیقات گستردهای درباره رابطه تحولات فرهنگی و اجتماعی با مسائل زیستی و تکاملی انسانی دارد. از قضا بهترین منبع او در این زمینه، که تقریبا جمعبندی مطالعات او در این زمینه را ارائه میکند، کتابی است که به فارسی هم ترجمه شده است و میتواند برای فهم فرایندهای پنهان توسعه، بسیار روشنگر باشد (کتاب انسان کژگونه، نوشته ژورف هنریچ، ترجمه محسن عسگری جهقی، انتشارات نیماژ، ۱۴۰۱).
🔹 و البته نکتهای که باید تاکید کنم این است که هنریش در مورد تغییرات کورتکس مغزی اروپائیان، در کنار عواملی مثل ازدواج فامیلی و چندهمسری، بیشازهمه بر تاثیر فراگیرشدن سوادآموزی و آموزش همگانی در اروپا از پانصدسال پیش (همزمان با شروع نهضت اصلاحات دینی) تاکید میکند. درواقع این آن نکتهای است من غفلت کردم و در سخنانم به آن اشاره نکردم و به اشتباه تاکیدم را بر مساله چندهمسری و ازدواج فامیلی نهادم.
🔹 و البته خود هنریش در جاهای متعددی تاکید میکند که: آنچه من میگویم (یعنی رابطه تحولات فرهنگی با تغییرات زیستشناختی و عصبشناختی اروپائیان و نهایتا رابطه این تغییرات با توسعه) بهعنوان قاعدهای برای همه جوامع یا کشورها قابل تعمیم نیست و من فقط دارم درباره تحولاتی که در اروپا رخ داد و اروپا را به این نقطه رساند توضیح میدهم؛ این بدین معنی نیست که همه کشورها باید مسیر اروپا را طیکنند. در واقع هنریش معتقد است تحولات اروپا فرایندی خارج از وضع طبیعی بشر بوده است و این تحولات، انسان غربی را به موجودی غریب تبدیل کرده است. بههمین دلیل هم نام کتابش را «عجیبترین آدمهای دنیا» گذاشته است:
(The WEIRDest People in the World)
🔹 که مترجم خوشذوق هم آن را به «انسانکژگونه» ترجمه کرده است.
🔹 و اکنون من (محسن رنانی) بر خود لازم میدانم...
📃 مطالعه متن کامل یادداشت
🔻 دریافت فایل PDF یادداشت
@pooyeshfekri
✍️ محسن رنانی
🔹 این نوشتار درباره متن و حواشی سخنان «دو و نیم دقیقهای» من در مراسم رونمایی از کتابهای «روایت توسعه» است و دو بخش دارد:
✅ یک: توضیح و پوزشخواهی درباره آنچه گفتهام؛
✅ دو: سپاسگزاری از نقدها و زنهاردهی درباره برخی روندهای جامعه ما.
🔹 آنانکه فقط میخواهند علت (نه دلیل) آن سخنان و منبع آن را بدانند، فقط بخش اول را بخوانند. آنانکه حوصله بیشتری دارند و درباره نوع واکنشها و معنای اجتماعی آنها حساسشدهاند، بخشدوم را هم بخوانند.
🟠 بخشاول: توضیح و پوزشخواهی
🔹 افراد بههمان میزانی که سخنشان در جامعه بیشتر دیده و شنیده میشود، بیشتر باید در سخنگفتن دقت کنند و از هیجان در سخن بپرهیزند. این همان اصلی است که متاسفانه من رعایت نکردم. در آن نشست اصولا قرار نبود من تحلیل کنم، بلکه قرار بود بهعنوان دبیرعلمی روایتهای توسعه، خیلی کوتاه و در چند دقیقه، درباره روند استخراج آن روایتها گزارشی به جمع ارایهکنم. اما در توضیح دشواری کار و نیز ضرورت نگاه بلندمدت، هم به فهم توسعه و هم به فرایند توسعه، مثالی آوردم تا بگویم توسعه دارای ابعاد بسیار زیادی است که برخی از آن ابعاد ممکن است بسیار زمانبر و بیننسلی باشد. مسئله تاثیر تحولات فرهنگی بر ضخامت کورتکس مغزی را هم فقط به عنوان نمونه اشاره کردم و چون فرصت نبود عبور کردم. روشن است که کسی که در همان صحبت کوتاه دارد تاکید میکند که توسعه ابعاد بیشمار دارد، از آوردن آن مثال قصدش این نیست که بگوید ضخامت کورتکس مغزی یگانه عامل توسعهیافتگی است.
🔹 ازاینگذشته سابقه من به عنوان کسی که در سیسال گذشته مروج «نظریه نهادگرایی» بوده است، نشان میدهد که نقش فرهنگ، الگوهای رفتاری و نهادها را در شکلگیری توسعه، تعیینکنندهتر از هر چیزی میدانم. بههمینترتیب بهعنوان معلمی که در زمینه عقلانیت، مقاله و کتاب و پایاننامه دارم، در جاهای متعدد بیان کردهام که توسعه حاصل عقلانیت است نه هوش ژنتیک و عقلانیت نیز بر بسترهای اجتماعی و فرهنگی شکل میگیرد؛ و از قضا تاکید کردهام که جامعهای ممکن است هوش ژنتیک بالا داشته باشد اما عقلانیتش پایین باشد و برعکس.
🔹 فراتر از این، سالهاست که بر نقش سرمایه اجتماعی در سطح کلان و «مهارت همشنوی» (دیالوگ) در سطح خُرد، بهعنوان پیششرطهای توسعه تاکید داشتهام و با تمرکز بر ضرورت سرمایهگذاری بر مهارتهای اجتماعی در دوران کودکی، به روشهای هوشمحور، حافظهمحور و رقابتمحور آموزش و پرورش تاختهام.
🔹 بنابراین روشن است که چنین فردی یکشبه خوابنما نمیشود و معتقد نمیشود که عامل اصلی توسعه ضخامت کورتکس مغزی است.
🔹 اما آنچه درباره ضخامت کورتکس مغزی اروپائیان گفتهام تماماً برگرفته از نوشتههای محققی است به نام جوزف هنریش (Joseph Henrich) که استاد زیستشناسی تکاملی دانشگاه هاروارد است و در اقتصاد و روانشناسی هم دستی دارد. او در سالهای اخیر تحقیقات گستردهای درباره رابطه تحولات فرهنگی و اجتماعی با مسائل زیستی و تکاملی انسانی دارد. از قضا بهترین منبع او در این زمینه، که تقریبا جمعبندی مطالعات او در این زمینه را ارائه میکند، کتابی است که به فارسی هم ترجمه شده است و میتواند برای فهم فرایندهای پنهان توسعه، بسیار روشنگر باشد (کتاب انسان کژگونه، نوشته ژورف هنریچ، ترجمه محسن عسگری جهقی، انتشارات نیماژ، ۱۴۰۱).
🔹 و البته نکتهای که باید تاکید کنم این است که هنریش در مورد تغییرات کورتکس مغزی اروپائیان، در کنار عواملی مثل ازدواج فامیلی و چندهمسری، بیشازهمه بر تاثیر فراگیرشدن سوادآموزی و آموزش همگانی در اروپا از پانصدسال پیش (همزمان با شروع نهضت اصلاحات دینی) تاکید میکند. درواقع این آن نکتهای است من غفلت کردم و در سخنانم به آن اشاره نکردم و به اشتباه تاکیدم را بر مساله چندهمسری و ازدواج فامیلی نهادم.
🔹 و البته خود هنریش در جاهای متعددی تاکید میکند که: آنچه من میگویم (یعنی رابطه تحولات فرهنگی با تغییرات زیستشناختی و عصبشناختی اروپائیان و نهایتا رابطه این تغییرات با توسعه) بهعنوان قاعدهای برای همه جوامع یا کشورها قابل تعمیم نیست و من فقط دارم درباره تحولاتی که در اروپا رخ داد و اروپا را به این نقطه رساند توضیح میدهم؛ این بدین معنی نیست که همه کشورها باید مسیر اروپا را طیکنند. در واقع هنریش معتقد است تحولات اروپا فرایندی خارج از وضع طبیعی بشر بوده است و این تحولات، انسان غربی را به موجودی غریب تبدیل کرده است. بههمین دلیل هم نام کتابش را «عجیبترین آدمهای دنیا» گذاشته است:
(The WEIRDest People in the World)
🔹 که مترجم خوشذوق هم آن را به «انسانکژگونه» ترجمه کرده است.
🔹 و اکنون من (محسن رنانی) بر خود لازم میدانم...
📃 مطالعه متن کامل یادداشت
🔻 دریافت فایل PDF یادداشت
@pooyeshfekri
Pooyeshfekri
پوزشخواهم، چون توسعهخواهم! - پویش فکری توسعه
این نوشتار درباره متن و حواشی سخنان «دو و نیم دقیقهای» محسن رنانی در مراسم رونمایی از کتابهای «روایت توسعه» است.
❤47👎17👍16🙏2👌2🤔1
✍️ نبرد روایتها در نیویورک
(جلسه اضطراری شورای امنیت سازمان ملل درباره ایران-اسرائیل)
محمدرضا اسلامی
🔵 دیروز (جمعه) جلسه شورای امنیت سازمان ملل درباره حملات اسرائیل به ایران برگزار شد. دقیقا در همان دقایقی که این نشست در حال برگزاری بود موشکهای ایران در مسیر یا آسمان اسرائیل بودند. شبکههای تلویزیونی که به صورت زنده این نشست را از سازمانملل پخش میکردند، همزمان در گوشه سمت راست تصویرشان آسمان اسرائیل را نشان میدادند که موشکهای ایرانی وارد آن میشدند.
عجیب صحنهای نمادین بود. هواپیماهای اسرائیلی در آسمان تهران بودند و موشکهای ایرانی در آسمان تلآویو و نمایندگان این دو کشور در نیویورک مجاور دست همدیگر در مقابل چشمان نمایندگان دیگر کشورها و رسانهها صحبت میکردند.
نبرد روایتها جایی است که بر اذهان بینالمللی اثر گذار است و جلسه دیروز شورای امنیت به شکلگسترده در شبکههای خبری دنیا منعکس شد. دقیقا در آغاز جنگ.
🔵 این نشست در تاریخ امنیت بینالملل نشستی بسیار مهم محسوب می شود. ذکر چند نکته درباره صحبتهای نمایندگان کشورها در این نشست ضروری است:
✔️۱- متن صحبتهای ایروانی خوب، منسجم و پخته تنظیم شده بود.
البته متاسفانه امیر ایروانی عموما متنها را بسیار خشک میخواند و توان ایجاد کنشهای بصری و ارتباط با مخاطب/رسانه را ندارد. ولی در مجموع متن جامعی تهیه کردهبود.
✔️۲- نماینده روسیه خیلی صریح حرف زد.
واسیلی نبنزیا، نماینده دائم روسیه در سازمان ملل، در نشست شورای امنیت هشدار داد:
«اقدامات اسرائیل در خاورمیانه، منطقه را به سمت یک فاجعه هستهای گسترده سوق میدهد»
او صریح گفت:
«این حمله کاملاً بیدلیل و تحریکنشده، صرفنظر از ادعاهای اسرائیل، نقض فاحش منشور سازمان ملل و حقوق بینالملل است»
نبنزیا با اعلام محکومیت شدید روسیه نسبت به این حملات، کشورهای غربی عضو توافق هستهای ۲۰۱۵ (برجام) را نیز مورد انتقاد قرار داد و گفت:
«سیاستهای آنها در قبال ایران و برنامه هستهایاش، در شکلگیری این بحران نقش داشته است»
او افزود:
«آنها عملاً همه تلاش خود را برای تشدید بحران انجام دادهاند و در واقع مشوق آن بودهاند»
در پایان وقتش تأکید کرد:
«حلوفصل مسائل مربوط به برنامه هستهای ایران تنها زمانی ممکن است که مسیر مسالمتآمیز، سیاسی و دیپلماتیک در پیش گرفته شود»
✔️۳- نماینده پاکستان خیلی خوبتر از انتظار صحبت کرد.
آصف افتخار احمد گفت: «اقدامات تحریکآمیز آشکار اسرائیل، تهدیدی جدی برای صلح و ثبات منطقهای است»
او گفت:
«ایران بر اساس ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد، حق دفاع از خود را دارد»
او با اشاره به اقدامات نظامی اسرائیل در غزه، سوریه، لبنان و یمن، گفت:
«این اقدامات نشاندهنده یک الگوی مستمر از یکجانبهگرایی نظامی اسرائیل است»
سفیر پاکستان واژهها را دقیق انتخاب کرده بود. او افزود:
«اینکه چنین حملاتی علیه ایران درست در میانه روند مذاکرات برای یافتن راهحلی دیپلماتیک و مسالمتآمیز درباره برنامه هستهای ایران انجام میشود، آن را از لحاظ اخلاقی بهمراتب نفرتانگیزتر و مغایر با اصول بینالمللی میسازد»
او در پایان وقتش گفت:
«شورای امنیت باید متجاوز را بابت اقداماتش پاسخگو کند. این شورا باید به اسرائیل اجازه ندهد که همچنان در بیقانونی و بیپاسخماندگی به نقض حقوق بینالملل ادامه دهد»
✔️۴- نماینده انگلیس حرفهایش را با «ابراز نگرانی» از اقدام اسرائیل شروع کرد ولی بعد درباره پاسخ ایران هم ابراز نگرانی کرد. جالب اینجاست که نماینده فرانسه حتی در همین حد هم از اقدام اسرائیل ابراز نگرانی نکرد. چرا فرانسه همیشه چنین است؟
✔️۵- نماینده آمریکا همان حرفهای ترامپ را تکرار کرد.
✔️۶- نوبت به سفیر اسرائیل رسید. او گفت:
این حملات اسرائیل پیشدستانه بوده و با «دقت، هدفمندی و پیشرفتهترین اطلاعات» انجام شدهاند.
هدف مأموریت، به گفته او، روشن است: «خنثیسازی برنامه هستهای ایران، نابودسازی معماران ترور و تجاوز آن، و از کار انداختن توانایی رژیم برای عملی کردن وعدههای مکرر عمومیاش درباره نابودی دولت اسرائیل»
آقای دانون همچنین ایران را به گامبرداشتن در مسیر ساخت زرادخانه هستهای متهم کرد و جامعه بینالمللی را به دلیل بیتفاوتی نسبت به مهار تهران مورد انتقاد قرار داد.
او افزود:
«اسرائیل بیگدار به آب نزده است — ما صبر کردیم»
و در پایان گفت:
«این اقدام، اقدامی برای حفظ بقا بود. چنین عملیاتی را “تنها” (!) انجام دادیم، نه بهخاطر تمایل، بلکه به این دلیل که چارهای جز این نداشتیم»
🔴 نبرد روایتهاست که بسترساز اتفاقات دنیاست.
ایران در دو جنگ درگیر است، جنگ نخست مربوط به بمبهاست ولی جنگ دوم مربوط به عرصه اذهان بینالمللی است. طرف مقابل رسانه دارد و حامیانی که در روایتسازی برایش میکوشند.
ایران در این نبرد هم تنهاست.
(جلسه اضطراری شورای امنیت سازمان ملل درباره ایران-اسرائیل)
محمدرضا اسلامی
🔵 دیروز (جمعه) جلسه شورای امنیت سازمان ملل درباره حملات اسرائیل به ایران برگزار شد. دقیقا در همان دقایقی که این نشست در حال برگزاری بود موشکهای ایران در مسیر یا آسمان اسرائیل بودند. شبکههای تلویزیونی که به صورت زنده این نشست را از سازمانملل پخش میکردند، همزمان در گوشه سمت راست تصویرشان آسمان اسرائیل را نشان میدادند که موشکهای ایرانی وارد آن میشدند.
عجیب صحنهای نمادین بود. هواپیماهای اسرائیلی در آسمان تهران بودند و موشکهای ایرانی در آسمان تلآویو و نمایندگان این دو کشور در نیویورک مجاور دست همدیگر در مقابل چشمان نمایندگان دیگر کشورها و رسانهها صحبت میکردند.
نبرد روایتها جایی است که بر اذهان بینالمللی اثر گذار است و جلسه دیروز شورای امنیت به شکلگسترده در شبکههای خبری دنیا منعکس شد. دقیقا در آغاز جنگ.
🔵 این نشست در تاریخ امنیت بینالملل نشستی بسیار مهم محسوب می شود. ذکر چند نکته درباره صحبتهای نمایندگان کشورها در این نشست ضروری است:
✔️۱- متن صحبتهای ایروانی خوب، منسجم و پخته تنظیم شده بود.
البته متاسفانه امیر ایروانی عموما متنها را بسیار خشک میخواند و توان ایجاد کنشهای بصری و ارتباط با مخاطب/رسانه را ندارد. ولی در مجموع متن جامعی تهیه کردهبود.
✔️۲- نماینده روسیه خیلی صریح حرف زد.
واسیلی نبنزیا، نماینده دائم روسیه در سازمان ملل، در نشست شورای امنیت هشدار داد:
«اقدامات اسرائیل در خاورمیانه، منطقه را به سمت یک فاجعه هستهای گسترده سوق میدهد»
او صریح گفت:
«این حمله کاملاً بیدلیل و تحریکنشده، صرفنظر از ادعاهای اسرائیل، نقض فاحش منشور سازمان ملل و حقوق بینالملل است»
نبنزیا با اعلام محکومیت شدید روسیه نسبت به این حملات، کشورهای غربی عضو توافق هستهای ۲۰۱۵ (برجام) را نیز مورد انتقاد قرار داد و گفت:
«سیاستهای آنها در قبال ایران و برنامه هستهایاش، در شکلگیری این بحران نقش داشته است»
او افزود:
«آنها عملاً همه تلاش خود را برای تشدید بحران انجام دادهاند و در واقع مشوق آن بودهاند»
در پایان وقتش تأکید کرد:
«حلوفصل مسائل مربوط به برنامه هستهای ایران تنها زمانی ممکن است که مسیر مسالمتآمیز، سیاسی و دیپلماتیک در پیش گرفته شود»
✔️۳- نماینده پاکستان خیلی خوبتر از انتظار صحبت کرد.
آصف افتخار احمد گفت: «اقدامات تحریکآمیز آشکار اسرائیل، تهدیدی جدی برای صلح و ثبات منطقهای است»
او گفت:
«ایران بر اساس ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد، حق دفاع از خود را دارد»
او با اشاره به اقدامات نظامی اسرائیل در غزه، سوریه، لبنان و یمن، گفت:
«این اقدامات نشاندهنده یک الگوی مستمر از یکجانبهگرایی نظامی اسرائیل است»
سفیر پاکستان واژهها را دقیق انتخاب کرده بود. او افزود:
«اینکه چنین حملاتی علیه ایران درست در میانه روند مذاکرات برای یافتن راهحلی دیپلماتیک و مسالمتآمیز درباره برنامه هستهای ایران انجام میشود، آن را از لحاظ اخلاقی بهمراتب نفرتانگیزتر و مغایر با اصول بینالمللی میسازد»
او در پایان وقتش گفت:
«شورای امنیت باید متجاوز را بابت اقداماتش پاسخگو کند. این شورا باید به اسرائیل اجازه ندهد که همچنان در بیقانونی و بیپاسخماندگی به نقض حقوق بینالملل ادامه دهد»
✔️۴- نماینده انگلیس حرفهایش را با «ابراز نگرانی» از اقدام اسرائیل شروع کرد ولی بعد درباره پاسخ ایران هم ابراز نگرانی کرد. جالب اینجاست که نماینده فرانسه حتی در همین حد هم از اقدام اسرائیل ابراز نگرانی نکرد. چرا فرانسه همیشه چنین است؟
✔️۵- نماینده آمریکا همان حرفهای ترامپ را تکرار کرد.
✔️۶- نوبت به سفیر اسرائیل رسید. او گفت:
این حملات اسرائیل پیشدستانه بوده و با «دقت، هدفمندی و پیشرفتهترین اطلاعات» انجام شدهاند.
هدف مأموریت، به گفته او، روشن است: «خنثیسازی برنامه هستهای ایران، نابودسازی معماران ترور و تجاوز آن، و از کار انداختن توانایی رژیم برای عملی کردن وعدههای مکرر عمومیاش درباره نابودی دولت اسرائیل»
آقای دانون همچنین ایران را به گامبرداشتن در مسیر ساخت زرادخانه هستهای متهم کرد و جامعه بینالمللی را به دلیل بیتفاوتی نسبت به مهار تهران مورد انتقاد قرار داد.
او افزود:
«اسرائیل بیگدار به آب نزده است — ما صبر کردیم»
و در پایان گفت:
«این اقدام، اقدامی برای حفظ بقا بود. چنین عملیاتی را “تنها” (!) انجام دادیم، نه بهخاطر تمایل، بلکه به این دلیل که چارهای جز این نداشتیم»
🔴 نبرد روایتهاست که بسترساز اتفاقات دنیاست.
ایران در دو جنگ درگیر است، جنگ نخست مربوط به بمبهاست ولی جنگ دوم مربوط به عرصه اذهان بینالمللی است. طرف مقابل رسانه دارد و حامیانی که در روایتسازی برایش میکوشند.
ایران در این نبرد هم تنهاست.
UN News
Security Council meets in emergency session over Iran-Israel conflict, amid strikes and counterstrikes
Israel’s strikes on Iranian nuclear and military facilities mark a dangerous new escalation in the Middle East, a top UN official told the Security Council during an emergency session convened on Friday.
❤84👍34👎8👌3🤔2
✍️ناجوانمردی محض در فاکسنیوز و سی.ان.ان
(نبرد رسانه برای تغییر روایت جنگ در اذهان بینالمللی)
محمدرضا اسلامی
🔵 امروز مشاهده گفتگوهای خبری در فاکس نیوز، سی.ان.ان و حتی شبکه ABC بهتآور بود. مشخصا یک تغییر رویکرد واضح و روشن در نحوه پوشش اخبار جنگ اسرائیل با ایران رخ داده است.
🔵 هنوز چهار روز از شروع جنگ نگذشته، روایت این جنگ را برای اذهان بینالمللی تغییر میدهند. خلاصهٔ ماجرای امروز به این شکل بود:
میهمانانی برای تحلیل/گفتگو درباره جنگ دعوت میشدند؛ محور صحبت این میهمانان اینگونه بود که
✔️۱- اسرائیل تلاش کرده جلو بمب هستهای ایران را بگیرد؛ و فقط اهداف نظامی را زده؛
✔️۲- ایران دارد مناطق مسکونی/شهروندان اسرائیل را موشکباران میکند.
و همزمان با صحبت میهمانان، بخشی از کادر تصویر تلویزیون در حال نشان دادن «مناطق مسکونی ویران شدهٔ» اسرائیل بود.
🔵 انگار نه انگار که از شروع این جنگ تنها چهار روز گذشته و انگار نه انگار که اسرائیل در کشتنِ دانشمندان و فرماندهان نظامی ایرانی براحتی خانواده آنها و شماری از شهروندان غیرنظامی ایران را قتلعام کرده است.
اگر این کار رسانه بعد از چندماه از شروع یک جنگ رخ داده بود شاید عجیب نبود ولی این قساوتِ رسانهای تنها پس از چهار روز؟
و باز انگار نه انگار که همین ارتشی که امروز به سراغ آسمان ایران آمده، در غزه طی ۶۷۶ روز به هیچ شهروند غیرنظامی خردسال و کهنسالی رحم نکرده است.
🔴تحلیل و تجویز راهبردی
▪️۱- تصویربرداری و انتشار ویدئوهای مناطق مسکونی ایران که مورد حمله و انفجار واقع شده در رسانههای بینالمللی و شبکههای اجتماعی (مانند توئیتر، اینستاگرام و …) ضرورت است.
▪️۲- حضور چهرههای ایرانی که قادر به صحبتکردن به زبانهای انگلیسی، عربی، فرانسه، آلمانی، ژاپنی… هستند «در رسانههای بینالمللی» یک ضرورت است.
اسرائیل در حال شرح و بسط یک روایت در رسانه است. اینکه: دولت اسرائیل جانفشانی کرده و متقبل زحمت شده و در حال «دفعخطر بمب هستهای ایرانی» است، ولی بها/هزینه این جانفشانی دولت اسرائیل را شهروندانش میدهند بخاطر قساوت ایرانی در زدن مناطق مسکونی.
چهرههای ایرانی که توان گفتگوی فاخر با زبان غیرفارسی را دارا هستند باید در رسانه حضور داشته باشند.
(تاکید میشود: گفتگوی وزین و فاخر، نه مثلا انگلیسی دست و پا شکسته و اسباب استهزاء)
▪️۳- رسانهها در حال بسترسازیِ اذهان بینالمللی برای شکلدهی به ائتلاف علیه ایران هستند. امروز باید این سوال را از کسانی که محمدجواد ظریف را حذف کردند پرسید: آیا اکنون حضور چنین فردی در دولت و نقش فعال و توانمندش در رسانهبینالمللی به ضرر ایران میبود یا به نفع ایران؟
کدام کشوری نیروهای توانمند خودش را به دست خودش به بهانه قانون تابعیت مضاعف بستگان! خانهنشین میکند؟
▪️۴- قطع اینترنت یا کم کردن سرعت اینترنت در این شرایط یک خطای راهبردی خواهد بود.
▪️۵- برای هر کسی که به گوهر ایران علاقمند است، حضور در جنگ رسانهای یک ضرورت است. گرگها منتظر تجزیه ایران نشستهاند و نبرد رسانه، بیرحمانهتر از نبرد بمبهاست.
یک توئیت به انگلیسی، یک استوری اینستاگرام به آلمانی، یک فرسته لینکدین به ژاپنی… ممکن است اثرش بیشتر از یک بمب و موشک باشد.
گوهر ایران امروز در خطر است.
https://www.tgoop.com/solseghalam/2538
(نبرد رسانه برای تغییر روایت جنگ در اذهان بینالمللی)
محمدرضا اسلامی
🔵 امروز مشاهده گفتگوهای خبری در فاکس نیوز، سی.ان.ان و حتی شبکه ABC بهتآور بود. مشخصا یک تغییر رویکرد واضح و روشن در نحوه پوشش اخبار جنگ اسرائیل با ایران رخ داده است.
🔵 هنوز چهار روز از شروع جنگ نگذشته، روایت این جنگ را برای اذهان بینالمللی تغییر میدهند. خلاصهٔ ماجرای امروز به این شکل بود:
میهمانانی برای تحلیل/گفتگو درباره جنگ دعوت میشدند؛ محور صحبت این میهمانان اینگونه بود که
✔️۱- اسرائیل تلاش کرده جلو بمب هستهای ایران را بگیرد؛ و فقط اهداف نظامی را زده؛
✔️۲- ایران دارد مناطق مسکونی/شهروندان اسرائیل را موشکباران میکند.
و همزمان با صحبت میهمانان، بخشی از کادر تصویر تلویزیون در حال نشان دادن «مناطق مسکونی ویران شدهٔ» اسرائیل بود.
🔵 انگار نه انگار که از شروع این جنگ تنها چهار روز گذشته و انگار نه انگار که اسرائیل در کشتنِ دانشمندان و فرماندهان نظامی ایرانی براحتی خانواده آنها و شماری از شهروندان غیرنظامی ایران را قتلعام کرده است.
اگر این کار رسانه بعد از چندماه از شروع یک جنگ رخ داده بود شاید عجیب نبود ولی این قساوتِ رسانهای تنها پس از چهار روز؟
و باز انگار نه انگار که همین ارتشی که امروز به سراغ آسمان ایران آمده، در غزه طی ۶۷۶ روز به هیچ شهروند غیرنظامی خردسال و کهنسالی رحم نکرده است.
🔴تحلیل و تجویز راهبردی
▪️۱- تصویربرداری و انتشار ویدئوهای مناطق مسکونی ایران که مورد حمله و انفجار واقع شده در رسانههای بینالمللی و شبکههای اجتماعی (مانند توئیتر، اینستاگرام و …) ضرورت است.
▪️۲- حضور چهرههای ایرانی که قادر به صحبتکردن به زبانهای انگلیسی، عربی، فرانسه، آلمانی، ژاپنی… هستند «در رسانههای بینالمللی» یک ضرورت است.
اسرائیل در حال شرح و بسط یک روایت در رسانه است. اینکه: دولت اسرائیل جانفشانی کرده و متقبل زحمت شده و در حال «دفعخطر بمب هستهای ایرانی» است، ولی بها/هزینه این جانفشانی دولت اسرائیل را شهروندانش میدهند بخاطر قساوت ایرانی در زدن مناطق مسکونی.
چهرههای ایرانی که توان گفتگوی فاخر با زبان غیرفارسی را دارا هستند باید در رسانه حضور داشته باشند.
(تاکید میشود: گفتگوی وزین و فاخر، نه مثلا انگلیسی دست و پا شکسته و اسباب استهزاء)
▪️۳- رسانهها در حال بسترسازیِ اذهان بینالمللی برای شکلدهی به ائتلاف علیه ایران هستند. امروز باید این سوال را از کسانی که محمدجواد ظریف را حذف کردند پرسید: آیا اکنون حضور چنین فردی در دولت و نقش فعال و توانمندش در رسانهبینالمللی به ضرر ایران میبود یا به نفع ایران؟
کدام کشوری نیروهای توانمند خودش را به دست خودش به بهانه قانون تابعیت مضاعف بستگان! خانهنشین میکند؟
▪️۴- قطع اینترنت یا کم کردن سرعت اینترنت در این شرایط یک خطای راهبردی خواهد بود.
▪️۵- برای هر کسی که به گوهر ایران علاقمند است، حضور در جنگ رسانهای یک ضرورت است. گرگها منتظر تجزیه ایران نشستهاند و نبرد رسانه، بیرحمانهتر از نبرد بمبهاست.
یک توئیت به انگلیسی، یک استوری اینستاگرام به آلمانی، یک فرسته لینکدین به ژاپنی… ممکن است اثرش بیشتر از یک بمب و موشک باشد.
گوهر ایران امروز در خطر است.
https://www.tgoop.com/solseghalam/2538
Telegram
ارزیابی شتابزده
👍137❤32👎17😢12👏1🙏1
✍️ تاکر کارلسن و ایران: پدیده دنیای رسانه!
(موشکهای کروز کارلسن علیه تِد کروز)
محمدرضا اسلامی
🔵هفده میلیون مشاهده (View) در توئیتر در تنها کمتر از شش ساعت!
این برش از گفتگوی تاکر کارلسن با تد کروز «درباره ایران»🔻میلیونها بار در توئیتر، یوتیوب، اینستاگرام، فیسبوک، تلگرام و واتساپ مشاهده شدهاست.
این ضربه ای که کارلسن به سناتور جنگطلب ایالت تگزاس زد در تاریخ ماندگار خواهد شد.
🔵فارغ از آنکه نتیجه جنگ در چند روزه آینده به چه سمتی برود، ولی این 93 ثانیه به عنوان سندی از اوج بیسوادی سیاستمداران جنگطلب در تاریخ خواهد ماند.
این دقیقا همان چیزی است که از آن به عنوان «قدرت رسانه مستقل» یاد میشود. اگر تنها ۱۵ سال پیش از امروز به عقب برگردیم، تصور چنین چیزی برای یک «فرد رسانه» غیرممکن بود.
حتما لازم بود که یک «بنگاه خبری بزرگ» با سازوکار خاص رسانهای خودش وجود داشتهباشد تا بتواند یک «محتوا» را در عرض چندساعت اینگونه در معرض مشاهده/قضاوت میلیونها نفر قرار بدهد. اما روزگار عوض شده!
یک انسان/شهروند میتواند خودش رسانه باشد و علاوه بر این میتواند محتوایی تولید کند که از رسانههای جریاناصلی (Mainstream media) بیشتر دیده شود. مرحبا آقای تاکر!
🔵در این ۹۳ ثانیه، تاکر کارلسن بدون اینکه مستقیما از ایران دفاع کند، ولی به اندازه صدها موشک کروز اثر تخریبی روی پایگاه فکریِ هوادارانِ تد کروز داشت. لحنی که با آن لحن حرف زد، میمیک صورت (حرکات چهره)، نحوه تعجبکردن، نحوه بازخواستکردن، نحوه رساندن پرسش اول به پرسش دوم/سوم/چهارم، همه اینها به نحوی بود که زیست سیاسی تد کروز را متلاشی کرد.
🔵تد کروز تنها چند ساعت قبل از این با رسانه معظم ABC News مصاحبه کرده بود و مصمم گفته بود: اکنون زمان جنگ با ایران است. ولی در این مصاحبه تاکر کارلسن به همه مردم دنیا نشان داد که این جناب سناتور تگزاسی درباره جنگ با کشوری «حرف» میزند که کمترین اطلاعات عمومی درباره آن کشور ندارد.
🔴گفتگو را با هم مرور کنیم
▪️کارلسن (با لحنی خاص میپرسد):
شما مدام درباره ایران صحبت میکنید و از تغییر رژیم در این کشور حمایت میکنید.
راستی، میدونید چند نفر در ایران زندگی میکنن؟
«تعداد مردم ایران چقدره؟»
How many people live in Iran, by the way
▪️کروز:
«من نمیدونم جمعیتشون چقدره.»
▪️کارلسن:
«تو نمیدونی جمعیت کشوری رو که میخوای سرنگونش کنی؟»
You don't know the population of the country you seek to topple
▪️کروز:
«من که جدولهای جمعیتی رو حفظ نمیکنم.»
I don't sit around memorizing population tables
(لحن پررو)
▪️کارلسن:
«خب، این موضوع خیلی مهمه چون شما داری برای سرنگونی حکومتشون لابی میکنی!»(توئیتر)
Well, it's kinda relevant because you're calling for the overthrow of the government
________________
▪️کارلسن ادامه داد:
«مخلوط نژادی و قومی ایران چیه؟»
What is the ethnic mix of Iran
▪️کروز:
«ایرانیها اکثراً فارس و شیعه هستن، ولی عدد و ارقام دقیق نمیدونم.»
▪️کارلسن:
«نَه! تو سناتوری که قراره اون کشور رو سرنگون کنه، و چیزی دربارهش نمیدونی!!»
No, you’re a senator who is calling to overthrow the country, and you don’t know anything about
▪️کروز:
I'm not the Tucker Carlson expert on Iran!”
«من کارشناس ایران بهسبکِ تو نیستم!»
(بازهم لحن پررو)
____
در بخش دیگری از مصاحبه:
▪️کارلسن:
«آیا به نفع آمریکاست که اسرائیل جاسوسی کنه حتی رئیسجمهور ما را؟»
▪️کروز:
«فکر میکنم همهی متحدانمون از ما جاسوسی میکنن… اما نزدیک بودن به اسرائیل به نفع آمریکاست چون کلی منفعت ازش میبریم.»
🔵در تنها چندساعت این گفتگو در رسانههای مختلف بازتاب داشتهاست. مثلا در کشور هندوستان! روزنامه تایمز هند (Times of India) تاکید کرد: کارلسن نه تنها کروز، بلکه سیاستگذاران و شبکههایی چون فاکسنیوز را نیز بخاطر حمایت از روایت جنگطلبانه مورد انتقاد قرار داد. (لینک)
در فضای محافظهکاران آمریکا نیز این گفتگو در حال بدلشدن به یک نقطه عطف جدی است.
🔵سید محمد بهشتی در کتاب «ایران کجاست ایرانی کیست» به این مفهوم می پردازد که ایران به عنوان «میراث تجربه انسان» یک سرزمین صاحب تاریخ، فرهنگ، شعر، موسیقی، نوا، معماری، فرش، صنایع دستی، رنگ و زیبایی است. اما این مفهوم ایران در دنیای رسانه امروز نیازمند تاکر کارلسنهای ایرانی است. امروز به موازات جنگ و بمباران تهران، یک جنگ موازی و «سنگینتر» علیه موجودیتِ سرزمینیِ ایران در توئیتر و رسانهها برقرار است. این جنگ نیازمند هشیاری ایرانیان است. هر توئیت غیرفارسی ما، هر استوری اینستاگرام ما، هر ویدئوی کوتاه ما در یوتیوب میتواند رسانهای باشد علیه تد کروزهایی که این خطّه ایرانِ مَهین را ویرانه میخواهند.
https://www.tgoop.com/solseghalam/2541
(موشکهای کروز کارلسن علیه تِد کروز)
محمدرضا اسلامی
🔵هفده میلیون مشاهده (View) در توئیتر در تنها کمتر از شش ساعت!
این برش از گفتگوی تاکر کارلسن با تد کروز «درباره ایران»🔻میلیونها بار در توئیتر، یوتیوب، اینستاگرام، فیسبوک، تلگرام و واتساپ مشاهده شدهاست.
این ضربه ای که کارلسن به سناتور جنگطلب ایالت تگزاس زد در تاریخ ماندگار خواهد شد.
🔵فارغ از آنکه نتیجه جنگ در چند روزه آینده به چه سمتی برود، ولی این 93 ثانیه به عنوان سندی از اوج بیسوادی سیاستمداران جنگطلب در تاریخ خواهد ماند.
این دقیقا همان چیزی است که از آن به عنوان «قدرت رسانه مستقل» یاد میشود. اگر تنها ۱۵ سال پیش از امروز به عقب برگردیم، تصور چنین چیزی برای یک «فرد رسانه» غیرممکن بود.
حتما لازم بود که یک «بنگاه خبری بزرگ» با سازوکار خاص رسانهای خودش وجود داشتهباشد تا بتواند یک «محتوا» را در عرض چندساعت اینگونه در معرض مشاهده/قضاوت میلیونها نفر قرار بدهد. اما روزگار عوض شده!
یک انسان/شهروند میتواند خودش رسانه باشد و علاوه بر این میتواند محتوایی تولید کند که از رسانههای جریاناصلی (Mainstream media) بیشتر دیده شود. مرحبا آقای تاکر!
🔵در این ۹۳ ثانیه، تاکر کارلسن بدون اینکه مستقیما از ایران دفاع کند، ولی به اندازه صدها موشک کروز اثر تخریبی روی پایگاه فکریِ هوادارانِ تد کروز داشت. لحنی که با آن لحن حرف زد، میمیک صورت (حرکات چهره)، نحوه تعجبکردن، نحوه بازخواستکردن، نحوه رساندن پرسش اول به پرسش دوم/سوم/چهارم، همه اینها به نحوی بود که زیست سیاسی تد کروز را متلاشی کرد.
🔵تد کروز تنها چند ساعت قبل از این با رسانه معظم ABC News مصاحبه کرده بود و مصمم گفته بود: اکنون زمان جنگ با ایران است. ولی در این مصاحبه تاکر کارلسن به همه مردم دنیا نشان داد که این جناب سناتور تگزاسی درباره جنگ با کشوری «حرف» میزند که کمترین اطلاعات عمومی درباره آن کشور ندارد.
🔴گفتگو را با هم مرور کنیم
▪️کارلسن (با لحنی خاص میپرسد):
شما مدام درباره ایران صحبت میکنید و از تغییر رژیم در این کشور حمایت میکنید.
راستی، میدونید چند نفر در ایران زندگی میکنن؟
«تعداد مردم ایران چقدره؟»
How many people live in Iran, by the way
▪️کروز:
«من نمیدونم جمعیتشون چقدره.»
▪️کارلسن:
«تو نمیدونی جمعیت کشوری رو که میخوای سرنگونش کنی؟»
You don't know the population of the country you seek to topple
▪️کروز:
«من که جدولهای جمعیتی رو حفظ نمیکنم.»
I don't sit around memorizing population tables
(لحن پررو)
▪️کارلسن:
«خب، این موضوع خیلی مهمه چون شما داری برای سرنگونی حکومتشون لابی میکنی!»(توئیتر)
Well, it's kinda relevant because you're calling for the overthrow of the government
________________
▪️کارلسن ادامه داد:
«مخلوط نژادی و قومی ایران چیه؟»
What is the ethnic mix of Iran
▪️کروز:
«ایرانیها اکثراً فارس و شیعه هستن، ولی عدد و ارقام دقیق نمیدونم.»
▪️کارلسن:
«نَه! تو سناتوری که قراره اون کشور رو سرنگون کنه، و چیزی دربارهش نمیدونی!!»
No, you’re a senator who is calling to overthrow the country, and you don’t know anything about
▪️کروز:
I'm not the Tucker Carlson expert on Iran!”
«من کارشناس ایران بهسبکِ تو نیستم!»
(بازهم لحن پررو)
____
در بخش دیگری از مصاحبه:
▪️کارلسن:
«آیا به نفع آمریکاست که اسرائیل جاسوسی کنه حتی رئیسجمهور ما را؟»
▪️کروز:
«فکر میکنم همهی متحدانمون از ما جاسوسی میکنن… اما نزدیک بودن به اسرائیل به نفع آمریکاست چون کلی منفعت ازش میبریم.»
🔵در تنها چندساعت این گفتگو در رسانههای مختلف بازتاب داشتهاست. مثلا در کشور هندوستان! روزنامه تایمز هند (Times of India) تاکید کرد: کارلسن نه تنها کروز، بلکه سیاستگذاران و شبکههایی چون فاکسنیوز را نیز بخاطر حمایت از روایت جنگطلبانه مورد انتقاد قرار داد. (لینک)
در فضای محافظهکاران آمریکا نیز این گفتگو در حال بدلشدن به یک نقطه عطف جدی است.
🔵سید محمد بهشتی در کتاب «ایران کجاست ایرانی کیست» به این مفهوم می پردازد که ایران به عنوان «میراث تجربه انسان» یک سرزمین صاحب تاریخ، فرهنگ، شعر، موسیقی، نوا، معماری، فرش، صنایع دستی، رنگ و زیبایی است. اما این مفهوم ایران در دنیای رسانه امروز نیازمند تاکر کارلسنهای ایرانی است. امروز به موازات جنگ و بمباران تهران، یک جنگ موازی و «سنگینتر» علیه موجودیتِ سرزمینیِ ایران در توئیتر و رسانهها برقرار است. این جنگ نیازمند هشیاری ایرانیان است. هر توئیت غیرفارسی ما، هر استوری اینستاگرام ما، هر ویدئوی کوتاه ما در یوتیوب میتواند رسانهای باشد علیه تد کروزهایی که این خطّه ایرانِ مَهین را ویرانه میخواهند.
https://www.tgoop.com/solseghalam/2541
Telegram
ارزیابی شتابزده
❤100👍41👎8🙏2👌2
چه خواهد شد؟
(تحقیر کردنِ ترامپ، بازی در زمین نتانیاهو است)
تحلیل اتفاقات اخیر بدون تحلیل شخصیت/گذشته ترامپ یک اشتباه راهبردی است.
▪️۱- شخصیت ترامپ، شخصیتی است که به شدت محتاج توجه است. به شدت «مطرح بودن» برایش مهم است. عملا ما با «بیتوجهی» و بیمحلیکردن به ترامپ، در زمین نتانیاهو بازی میکنیم.
در حالی که اکنون زمانی است که با سیاستورزی و زیرکی حتی میتوان میان این دو نفر فاصله ایجاد کرد (یا لااقل «عدم توافق» میانشان در گستردهتر کردن جنگ با ایران را بسط داد).
▪️۲- شخصیت ترامپ در بحث جنگِ مستقیم با ایران یک «شخصیت مردد» است. او از یک طرف دوست دارد که در رسانه «شخص قوی» و رهبر صاحب قدرت/سلاح «به نظر برسد» ولی همزمان نفرت دارد که وارد یک جنگ بیسر و ته مانند جنگ افغانستان/یا عراق بشود. ذهن او درگیر این است که چطور میتوان هزینههای دولت آمریکا را با DOG کاهش داد، لذا همان ذهن از اینکه میلیاردها دلار (مانند اوباما) در خاورمیانه بلازده پول خرج کند بیزار است.
ترامپ زمانی که تاجر بود شدیدا منتقد جنگهای عراق و افغانستان بود. ذهن ترامپ درگیر این “تناقض” است.
تناقض بین ذهن یک رهبر جنگنده/صاحبسلاح در برابر ذهن یک بیزینسمنِ نگرانِ کسریبودجه وحشتناک ایالات متحده.
▪️۳- تمام دوران جوانی ترامپ در فضای یک شخصیت نمایشی طی شده است. جوان میلیاردر خوشتیپ نیویورکی که عاشق دوربین و رسانه بود.
حال آن جوان به پیری رسیده و از شگفتی روزگار «برای بار دوم» رئیسجمهور ایالاتمتحده شده است.
ایران امروز نباید تعمدا وارد حوزه «تحقیر» یک شخصیت نمایشی بشود. چرا که نتانیاهو مشخصا مشتاق این امر است. نتانیاهو بیش از هرکسی مشتاق «توسعه حس تحقیر» در ترامپ است چون که به این شکل میتواند فرصت همراهی مستقیم ارتش آمریکا در جنگ با ایران را به دست بیاورد.
▪️۴- عملکرد بسیار ضعیف دموکراتها در آمریکا باعث شد که ترامپ از خارج از Establishment برای دومین بار رئیسجمهور قدرتمندترین نیروی نظامی دنیا بشود. این یک «واقعیت» (Fact) است. ما نمیتوانیم انکار کنیم که پس از یک فراز و نشیب بسیار طولانی (زد و خورد شدید) در داخلِ آمریکا، و شکست سهمگین دموکراتها، اکنون این ترامپ است که به منابع عظیم سلاح و بمبافکنهای ارتش ایالات متحده دسترسی دارد.
در چنین شرایطی دیپلماسی ایران، نباید در جهت مسیری برود که نتانیاهو مشتاق آن است.
▪️۵- ارتباط مستقیم میان ایران و رئیسجمهور آمریکا بدترین رویداد ممکن برای نتانیاهو است. او فردی است که از میانه جنگ برای روز تولد ترامپ پیام ویدئویی تبریکتولد ضبط می کند و او را با القاب مختلف کودکانه میستاید. او در تلاش است تا بیشترین بهره را از یک شخصیت نمایشی ببرد.
▪️۶- اکنون ایران در موضع ضعف نیست. توانسته به حملات نتانیاهو پاسخ مستقیم و کوبنده بدهد. اکنون دقیقا آن لحظه طلایی یا Golden Timeی است که ایران باید از موضع قوت با ترامپ «ارتباط مستقیم» بگیرد و زهر نتانیاهو را تا حد ممکن خنثی کند.
«ترامپ با شخصیت نمایشی» خوشحال خواهد شد که در رسانههای بینالمللی احساس عدم تحقیر/بزرگی کند. در این ساعات حساس، چنین کاری برای حفظ گوهر ایران و تمامیت ارضی کشور ایرادی ندارد.
ضربهی این ارتباط به اسرائیل و شخصنتانیاهو (در این مقطع زمانی) ضربه موثری خواهد بود.
▪️آخر- مروری داشته باشیم روی اتفاقات چهل و هشت ساعت اخیر:
۱- ترامپ اجلاس گروه هفت را قبل از پایان اجلاس ترک کرد (تا به نشست شورایامنیت کشورش در واشنگتن برسد)
۲- قرار بود که او تا ساعت ۶ عصر سهشنبه (پریروز ۱۷ ژوئن) اعلام کند که آیا ایالات متحده هم همراه با اسرائیل وارد حمله به ایران خواهد شد یا خیر؟
از ساعت ۶ عصر تا ۱۱ شب خبرنگاران منتظر اعلام این تصمیم بودند و خبری نشد.
۳-دیروز (چهارشنبه ۱۸ ژوئن) نیز ترامپ اعلام رسمی نکرد! و وقتی که نهایتا در برابر پرسش خبرنگاران قرار گرفت به صراحت گفت: هنوز تصمیمی نگرفته ام.
بله او تصمیم نگرفته چون که نمیتواند تصمیم بگیرد. او به شدت مردد است.
ایران باید از این فرصت زمانی خاص استفاده کند و با او ارتباط مستقیم بگیرد و موقتا وارد یک توافق بشود تا از «ترامپ مردد» نتانیاهو نهایت بهرهبرداری را نکند.
🔴 مسیر ویتکاف/عراقچی اصلا مسیر درستی برای این کار نیست. خود پزشکیان باید وارد کنشگری فعال بشود.
محمدرضا اسلامی
https://www.tgoop.com/solseghalam
(تحقیر کردنِ ترامپ، بازی در زمین نتانیاهو است)
تحلیل اتفاقات اخیر بدون تحلیل شخصیت/گذشته ترامپ یک اشتباه راهبردی است.
▪️۱- شخصیت ترامپ، شخصیتی است که به شدت محتاج توجه است. به شدت «مطرح بودن» برایش مهم است. عملا ما با «بیتوجهی» و بیمحلیکردن به ترامپ، در زمین نتانیاهو بازی میکنیم.
در حالی که اکنون زمانی است که با سیاستورزی و زیرکی حتی میتوان میان این دو نفر فاصله ایجاد کرد (یا لااقل «عدم توافق» میانشان در گستردهتر کردن جنگ با ایران را بسط داد).
▪️۲- شخصیت ترامپ در بحث جنگِ مستقیم با ایران یک «شخصیت مردد» است. او از یک طرف دوست دارد که در رسانه «شخص قوی» و رهبر صاحب قدرت/سلاح «به نظر برسد» ولی همزمان نفرت دارد که وارد یک جنگ بیسر و ته مانند جنگ افغانستان/یا عراق بشود. ذهن او درگیر این است که چطور میتوان هزینههای دولت آمریکا را با DOG کاهش داد، لذا همان ذهن از اینکه میلیاردها دلار (مانند اوباما) در خاورمیانه بلازده پول خرج کند بیزار است.
ترامپ زمانی که تاجر بود شدیدا منتقد جنگهای عراق و افغانستان بود. ذهن ترامپ درگیر این “تناقض” است.
تناقض بین ذهن یک رهبر جنگنده/صاحبسلاح در برابر ذهن یک بیزینسمنِ نگرانِ کسریبودجه وحشتناک ایالات متحده.
▪️۳- تمام دوران جوانی ترامپ در فضای یک شخصیت نمایشی طی شده است. جوان میلیاردر خوشتیپ نیویورکی که عاشق دوربین و رسانه بود.
حال آن جوان به پیری رسیده و از شگفتی روزگار «برای بار دوم» رئیسجمهور ایالاتمتحده شده است.
ایران امروز نباید تعمدا وارد حوزه «تحقیر» یک شخصیت نمایشی بشود. چرا که نتانیاهو مشخصا مشتاق این امر است. نتانیاهو بیش از هرکسی مشتاق «توسعه حس تحقیر» در ترامپ است چون که به این شکل میتواند فرصت همراهی مستقیم ارتش آمریکا در جنگ با ایران را به دست بیاورد.
▪️۴- عملکرد بسیار ضعیف دموکراتها در آمریکا باعث شد که ترامپ از خارج از Establishment برای دومین بار رئیسجمهور قدرتمندترین نیروی نظامی دنیا بشود. این یک «واقعیت» (Fact) است. ما نمیتوانیم انکار کنیم که پس از یک فراز و نشیب بسیار طولانی (زد و خورد شدید) در داخلِ آمریکا، و شکست سهمگین دموکراتها، اکنون این ترامپ است که به منابع عظیم سلاح و بمبافکنهای ارتش ایالات متحده دسترسی دارد.
در چنین شرایطی دیپلماسی ایران، نباید در جهت مسیری برود که نتانیاهو مشتاق آن است.
▪️۵- ارتباط مستقیم میان ایران و رئیسجمهور آمریکا بدترین رویداد ممکن برای نتانیاهو است. او فردی است که از میانه جنگ برای روز تولد ترامپ پیام ویدئویی تبریکتولد ضبط می کند و او را با القاب مختلف کودکانه میستاید. او در تلاش است تا بیشترین بهره را از یک شخصیت نمایشی ببرد.
▪️۶- اکنون ایران در موضع ضعف نیست. توانسته به حملات نتانیاهو پاسخ مستقیم و کوبنده بدهد. اکنون دقیقا آن لحظه طلایی یا Golden Timeی است که ایران باید از موضع قوت با ترامپ «ارتباط مستقیم» بگیرد و زهر نتانیاهو را تا حد ممکن خنثی کند.
«ترامپ با شخصیت نمایشی» خوشحال خواهد شد که در رسانههای بینالمللی احساس عدم تحقیر/بزرگی کند. در این ساعات حساس، چنین کاری برای حفظ گوهر ایران و تمامیت ارضی کشور ایرادی ندارد.
ضربهی این ارتباط به اسرائیل و شخصنتانیاهو (در این مقطع زمانی) ضربه موثری خواهد بود.
▪️آخر- مروری داشته باشیم روی اتفاقات چهل و هشت ساعت اخیر:
۱- ترامپ اجلاس گروه هفت را قبل از پایان اجلاس ترک کرد (تا به نشست شورایامنیت کشورش در واشنگتن برسد)
۲- قرار بود که او تا ساعت ۶ عصر سهشنبه (پریروز ۱۷ ژوئن) اعلام کند که آیا ایالات متحده هم همراه با اسرائیل وارد حمله به ایران خواهد شد یا خیر؟
از ساعت ۶ عصر تا ۱۱ شب خبرنگاران منتظر اعلام این تصمیم بودند و خبری نشد.
۳-دیروز (چهارشنبه ۱۸ ژوئن) نیز ترامپ اعلام رسمی نکرد! و وقتی که نهایتا در برابر پرسش خبرنگاران قرار گرفت به صراحت گفت: هنوز تصمیمی نگرفته ام.
بله او تصمیم نگرفته چون که نمیتواند تصمیم بگیرد. او به شدت مردد است.
ایران باید از این فرصت زمانی خاص استفاده کند و با او ارتباط مستقیم بگیرد و موقتا وارد یک توافق بشود تا از «ترامپ مردد» نتانیاهو نهایت بهرهبرداری را نکند.
🔴 مسیر ویتکاف/عراقچی اصلا مسیر درستی برای این کار نیست. خود پزشکیان باید وارد کنشگری فعال بشود.
محمدرضا اسلامی
https://www.tgoop.com/solseghalam
❤55👎41👍28🤔7👌3👏2