This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تطهیر کشور از علی دایی 🔻
@solseghalam
@solseghalam
👎37👍2
✍️ تطهیر مملکت از علی دایی
(بحثی درباره دیدگاهِ تطهیری)
🔘کارشناس برنامه جهان آرا در برنامه اخیر طی اظهاراتی جملات زیر را دربارۀ علی دایی گفته است. فراتر از بحث علی دایی (یا هر چهرۀ دیگری)، نکات بسیار مهمی در این چند دقیقه گفتگو وجود دارد که ضرورت است در این مقطع زمانی از تاریخ ایران به آن پرداخته شود:
1️⃣- نکته مهمی که در این اظهارات برنامه جهان آرا آمده واژه «تطهیر» است که دلالت بر یک ذهنیت (Mindset) بسیار مهم دارد. وقتی گوینده از واژۀ تطهیر استفاده می کند این کلمه همراه با متضادِ خود یعنی «نجاست» است. وقتی کسی در تطهیر جایی/امری می کوشد که آن جا/امر دچار آلودگی/نجاست شده باشد.
این پس زمینه ذهنی، بسیار حائز اهمیت است و نباید از کنار آن به سادگی گذشت.
2️⃣- بسیاری از کسانی که امروز درباره این برنامه جهان آرا سکوت می کنند، خوش خیالانه گمان می کنند که همین برنامه و عواملش «فردا» وقتی که با آنها «نیز» دچار اختلاف شد، آنها را نیز نجس نخواهد خواند. و بر تطهیر کشور از لوث وجود آنها نیز سخن نخواهد راند.
3️⃣- گفتمان «تطهیر/نجاست» ناشی از این نیست که گوینده، #علی_دایی را عنصر ناپاک کشور می داند و گمان می کند که با رفتن امثال او کشور «پاک» می شود. بلکه ماجرا عمیق تر و فراتر از این است.
گفتمان تطهیر/نجاست مربوط به کسی است که به «مفهوم انسان» قائل نیست و اساسا برای انسان «احترام» و کرامت قائل نیست.
4️⃣- تو وقتی می توانی یک نفر را ناپاک بدانی که عنصر انسانیت را در او نادیده بگیری. تا زمانی که به مفهوم کرامت انسانی باور داشته باشی، ممکن است که برخی را دچار اختلاف دیدگاه با خودت بپندرای، اما هرگز آنها را نجس/ناپاک ارزیابی نمی کنی. هرگز «رفتنِ آنها را» باعث تطهیر کشور نمی دانی.
از همین روست که حرفهای این کارشناس شبکه افق، محل توجه و خطر جدی است.
5️⃣- مدتی پیش نیز یک نفر پیدا شد و در برنامه ای تلویزیونی گفت: «...هرکسی که اعتقاد ندارد جمع کنه از ایران بره». حرف امروز امیرحسین حاجی نصیری بسیار خطرناک تر از حرف زینب ابوطالبی است. نه حاجی نصیری و نه زینب ابوطالبی نمی فهمند که #ژاپن اگر ژاپن شد برای آن بود که کشور از تمام ظرفیت منابع انسانی خود استفاده کرد و «علاوه بر آن» از استخدامِ مدیران و کارشناسان خارجی نیز بهره برد. #کره_جنوبی اگر کره جنوبی شد برای این بود که هیچ بخشی از بدنه مردم کشور (و منابع انسانی کره جنوبی) به جانِ همدیگر نیفتادند و نه تنها از «تمام ظرفیت منابع انسانی» کره بهره بردند بلکه نسبت به استخدام برترین شرکتهای مهندسی و فنآوری دنیا نیز اقدام کردند. خطرناک بودنِ تفکر حاجی نصیری و ابوطالبی از این جهت نیست که می خواهد بخشی از منابع انسانی ایران از ایران برود، بلکه این نوع از تفکر نمی فهمد که «نزاع درونی» مترادف است با ویرانی.
او این را نمی فهمد.
6️⃣- حافظ بیتی دارد که دو جور می شود آن را خواند:
افشایِ رازِ خلوتیان خواست کرد شمع/
شکر خدا که سِرِّ دلش در زبان گرفت
«شکرِ خدا که سر دلش در دهان گرفت» را می شود اینگونه خواند که خدای را شکر که سِرِّ دلش برملا نشد. اما این مصرع را می توان اینگونه هم خواند: شکرِ خدا که آن سِری که در درون پنهان کرده بود در دهانش درگرفت و عیان و هویدا شد. این روزها (به رغم اتفاقات تلخ بسیار) اما جای این شکر برقرار است که سرّ درون بسیاری از افراد در دهان می گیرد. شاید هرگز گمان نمی کردیم که نگاهِ یک طیفِ فکری به «سرمایه اجتماعی» تا به این حد خطرناک و نازل باشد. در دنیای امروز هر کشوری می کوشد تا از سرمایه های اجتماعی خود همانند آثار و میراثِ فرهنگیِ خود محافظت کند. ترکیه علی دایی ندارد. ژاپن مریم میرزاخانی ندارد. کره جنوبی مولوی و حافظ ندارد. تفکری که گمان می کند یک «چهره» یا سرمایه اجتماعی فقط به خاطر «قدبلند بودن» چهره شده، دچار چنان #سندروم_ذهن_ساده ای است که هرگز نمی تواند بفهمد فیزیکِ ماجرا (مثلا اندازه قد یا حافظه) آخرین پارامتر در موفقیت/چهره شدن است. این تفکر عاجز است از اینکه بداند گل زدن در دنیای امروز برای هر قدبلندی ممکن نیست.
7️⃣- حاجی نصیری در عرصه دفاع جانباز شده و مفهومِ Veteran در فرهنگِ تمام کشورها محل احترام و ارزش است، اما این دلیل نمی شود که تفکر خطرناک حاجی نصیری هشدار جدی نگیرد. سرمایه اجتماعی همانند میراث تاریخی فرهنگی، یک شبه به دست نمی آید که یک شبه بر بادش بدهیم. علی دایی هم مثل هر انسان دیگری متشکل از محاسن و معایب است. اما اینگونه سخن گفتن، شروع مسیری بسیار خطرناک است.
مسیری که حاجی نصیری برای دفاع از کشورش طی کرده ارزشمند است ولی مسیر تفکر او نیازمند تذکر و واکنش جدی است. این برنامه جهان آرا هیچ نسبتی با نام «شهید جهان آرا» نداشت. همان اندازه که دیروز دفاع از خاک خوزستان مهم بود، امروز حفظ سرمایه اجتماعی مهم است.
🖊محمدرضا اسلامی
www.tgoop.com/solseghalam
(بحثی درباره دیدگاهِ تطهیری)
🔘کارشناس برنامه جهان آرا در برنامه اخیر طی اظهاراتی جملات زیر را دربارۀ علی دایی گفته است. فراتر از بحث علی دایی (یا هر چهرۀ دیگری)، نکات بسیار مهمی در این چند دقیقه گفتگو وجود دارد که ضرورت است در این مقطع زمانی از تاریخ ایران به آن پرداخته شود:
1️⃣- نکته مهمی که در این اظهارات برنامه جهان آرا آمده واژه «تطهیر» است که دلالت بر یک ذهنیت (Mindset) بسیار مهم دارد. وقتی گوینده از واژۀ تطهیر استفاده می کند این کلمه همراه با متضادِ خود یعنی «نجاست» است. وقتی کسی در تطهیر جایی/امری می کوشد که آن جا/امر دچار آلودگی/نجاست شده باشد.
این پس زمینه ذهنی، بسیار حائز اهمیت است و نباید از کنار آن به سادگی گذشت.
2️⃣- بسیاری از کسانی که امروز درباره این برنامه جهان آرا سکوت می کنند، خوش خیالانه گمان می کنند که همین برنامه و عواملش «فردا» وقتی که با آنها «نیز» دچار اختلاف شد، آنها را نیز نجس نخواهد خواند. و بر تطهیر کشور از لوث وجود آنها نیز سخن نخواهد راند.
3️⃣- گفتمان «تطهیر/نجاست» ناشی از این نیست که گوینده، #علی_دایی را عنصر ناپاک کشور می داند و گمان می کند که با رفتن امثال او کشور «پاک» می شود. بلکه ماجرا عمیق تر و فراتر از این است.
گفتمان تطهیر/نجاست مربوط به کسی است که به «مفهوم انسان» قائل نیست و اساسا برای انسان «احترام» و کرامت قائل نیست.
4️⃣- تو وقتی می توانی یک نفر را ناپاک بدانی که عنصر انسانیت را در او نادیده بگیری. تا زمانی که به مفهوم کرامت انسانی باور داشته باشی، ممکن است که برخی را دچار اختلاف دیدگاه با خودت بپندرای، اما هرگز آنها را نجس/ناپاک ارزیابی نمی کنی. هرگز «رفتنِ آنها را» باعث تطهیر کشور نمی دانی.
از همین روست که حرفهای این کارشناس شبکه افق، محل توجه و خطر جدی است.
5️⃣- مدتی پیش نیز یک نفر پیدا شد و در برنامه ای تلویزیونی گفت: «...هرکسی که اعتقاد ندارد جمع کنه از ایران بره». حرف امروز امیرحسین حاجی نصیری بسیار خطرناک تر از حرف زینب ابوطالبی است. نه حاجی نصیری و نه زینب ابوطالبی نمی فهمند که #ژاپن اگر ژاپن شد برای آن بود که کشور از تمام ظرفیت منابع انسانی خود استفاده کرد و «علاوه بر آن» از استخدامِ مدیران و کارشناسان خارجی نیز بهره برد. #کره_جنوبی اگر کره جنوبی شد برای این بود که هیچ بخشی از بدنه مردم کشور (و منابع انسانی کره جنوبی) به جانِ همدیگر نیفتادند و نه تنها از «تمام ظرفیت منابع انسانی» کره بهره بردند بلکه نسبت به استخدام برترین شرکتهای مهندسی و فنآوری دنیا نیز اقدام کردند. خطرناک بودنِ تفکر حاجی نصیری و ابوطالبی از این جهت نیست که می خواهد بخشی از منابع انسانی ایران از ایران برود، بلکه این نوع از تفکر نمی فهمد که «نزاع درونی» مترادف است با ویرانی.
او این را نمی فهمد.
6️⃣- حافظ بیتی دارد که دو جور می شود آن را خواند:
افشایِ رازِ خلوتیان خواست کرد شمع/
شکر خدا که سِرِّ دلش در زبان گرفت
«شکرِ خدا که سر دلش در دهان گرفت» را می شود اینگونه خواند که خدای را شکر که سِرِّ دلش برملا نشد. اما این مصرع را می توان اینگونه هم خواند: شکرِ خدا که آن سِری که در درون پنهان کرده بود در دهانش درگرفت و عیان و هویدا شد. این روزها (به رغم اتفاقات تلخ بسیار) اما جای این شکر برقرار است که سرّ درون بسیاری از افراد در دهان می گیرد. شاید هرگز گمان نمی کردیم که نگاهِ یک طیفِ فکری به «سرمایه اجتماعی» تا به این حد خطرناک و نازل باشد. در دنیای امروز هر کشوری می کوشد تا از سرمایه های اجتماعی خود همانند آثار و میراثِ فرهنگیِ خود محافظت کند. ترکیه علی دایی ندارد. ژاپن مریم میرزاخانی ندارد. کره جنوبی مولوی و حافظ ندارد. تفکری که گمان می کند یک «چهره» یا سرمایه اجتماعی فقط به خاطر «قدبلند بودن» چهره شده، دچار چنان #سندروم_ذهن_ساده ای است که هرگز نمی تواند بفهمد فیزیکِ ماجرا (مثلا اندازه قد یا حافظه) آخرین پارامتر در موفقیت/چهره شدن است. این تفکر عاجز است از اینکه بداند گل زدن در دنیای امروز برای هر قدبلندی ممکن نیست.
7️⃣- حاجی نصیری در عرصه دفاع جانباز شده و مفهومِ Veteran در فرهنگِ تمام کشورها محل احترام و ارزش است، اما این دلیل نمی شود که تفکر خطرناک حاجی نصیری هشدار جدی نگیرد. سرمایه اجتماعی همانند میراث تاریخی فرهنگی، یک شبه به دست نمی آید که یک شبه بر بادش بدهیم. علی دایی هم مثل هر انسان دیگری متشکل از محاسن و معایب است. اما اینگونه سخن گفتن، شروع مسیری بسیار خطرناک است.
مسیری که حاجی نصیری برای دفاع از کشورش طی کرده ارزشمند است ولی مسیر تفکر او نیازمند تذکر و واکنش جدی است. این برنامه جهان آرا هیچ نسبتی با نام «شهید جهان آرا» نداشت. همان اندازه که دیروز دفاع از خاک خوزستان مهم بود، امروز حفظ سرمایه اجتماعی مهم است.
🖊محمدرضا اسلامی
www.tgoop.com/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
تطهیر کشور از علی دایی 🔻
@solseghalam
@solseghalam
👏75👍47❤7👎3🙏1👌1
🔵درباره سیل و طوفان دیروز در کالیفرنیا🔻
@solseghalam
@solseghalam
👍7❤3👏2
✍️درباره سیل دیروز در کالیفرنیا
محمدرضا اسلامی
🔵 دیروز نخستین روز از آغاز ترم جدید تحصیلی در دانشگاه بود و همچنین دانش آموزان مدارس ابتدایی و مهدکودکها نیز قرار بود که پس از حدود یک ماه تعطیلی به سر کلاسهایشان حاضر شوند. ولی ساعت هشت و سه دقیقه صبح پیامی بر صفحه موبایلها پدیدار شد که تمامی مقاطع تحصیلی از مهدکودک تا دانشگاه به دلیل احتمال سیل و خطر آبگرفتگی معابر تعطیل خواهد بود.
باران، آنهم در سرزمینی که چند سال است با مشکل خشکسالی مواجه شده امری مبارک است اما برای والدینی که چند هفته بچه ها را در خانه نگه داشته اند، مصادف شد با دو روز دیگر در خانه ماندن فرزندان. در کنار این سیل و حواشی متعارفِ آن (که مشابه مابقی سیلها بود) چند نکته حائز توجه رخ داد:
✔️ شرکت اسپیس اکس مطابق برنامه ریزیهای قبلی، قرار بود که در پایان همان روز (ساعت 8:15 شب) یک پرتاب دیگر توسط فالکون 9 انجام دهد و 51 ماهواره استارلینک دیگر را در مدار قرار دهد.
✔️ساعت 11:50 دقیق صبح، این شرکت اعلام کرد که تیمهای فنی ما در تلاشند که به رغم وجود طوفان و این «وضعیت هوا» ولی پرتاب را برای راس ساعت 8:15 شب انجام دهند. (تصویر اول🔻)
✔️ طوفان ادامه پیدا کرد.
✔️ ساعت 7:18 بعدازظهر این شرکت اعلام کرد که با توجه به وضعیت هوا و شدت طوفان در کالیفرنیا، در تلاشیم که پرتاب (با کمی تاخیر) راس ساعت 9:35 دقیقه شب انجام شود. (تصویر دوم)
✔️طوفان و بارش باران ادامه پیدا کرد.
✔️ در ساعت 8:09 دقیقه شب (تصویر سوم) این شرکت اعلام کرد که از پرتاب موشک برای امشب (به دلیل وضعیت نامناسب هوا) صرفنظر می کنیم و موشک فالکون 9 فردا شب راس ساعت 8:02 دقیقه پرتاب خواهد شد.
✔️ شدت طوفان قدری کم شد. وضعیت بارش باران قدری آرامتر شد.
✔️ساعت 8:20 دقیقه شب تیم فنی اعلام کرد که با توجه به اینکه وضعیت هوا بهتر شده است، تا سی دقیقه آینده پرتاب را انجام خواهیم داد! همچنین اعلام کرد که اگر مایلید پخش زنده این پرتاب را ببینید، 15 دقیقه قبل از شروع پرتاب بر روی فلان لینک کلیک کنید و زنده ماجرا را مشاهده کنید! (تصویر چهارم)
✔️ساعت 8:36 دقیقه لینک «پخش زنده» فعال شد و گزارشگر شروع کرد به توضیح! (همچنین گفت اگر که در هر صورتی به خاطر وضعیت هوا عملیات خراب شود Plan B برای پرتاب فردا شب هم داریم).
✔️ ساعت 8:51 دقیقه شب پرتاب (به رغم ابر و باد و مه و خورشید و فلک) انجام شد.
(عکس پنجم)
✔️ ساعت 10:27 دقیقه همان شب اعلام شد که ماهواره های استارلینک در مدار قرار گرفتند! (تصویر ششم)
✔️ فالکون 9 به زمین برگشت و ویدئوی بر زمین نشستن آن روی سکوی Zone 1 منتشر شد. تمام!
🔵 آنچه که در بالا گذشت خلاصۀ یک شب طوفانی بود که اگر قرار بود این اتفاقات در «بخش دولتی» رخ بدهد، به محض شدید شدنِ بارش باران، احتمالا جماعت تیم فنی و مدیریت کرکره را پایین می کشیدند و شاید سریعا به منزل و در کنار خانواده رفته و کنار شومینه مشغول تماشای نت فلیکس می شدند. اما این میزان «پویا»یی و چابکی در اتخاد تصمیم (و همچنین اطلاع رسانی) در بخش خصوصیِ محض رخ داده است و این امر نکتۀ حائز اهمیت مربوط به «طوفان نهم ژانویه 2023» است.
این میزان سرعت در تصمیم گیری در شرایطی که مدیریت شرکت جای دیگری مشغول است!
🔵 می گویند خدا انسان را آفرید و انسان ساختارها/سازمانها را آفرید. امروز اسپیس اکس نه به جهت «فنآوری» بلکه به دلیل «ساختار/سازمانی که خلق شده» محل توجه جدی است. اتفاقی که دیشب در این شرکت رخ داد برای نسل جوانِ دنیای امروز محل توجه است چرا که دنیایِ فردا، دنیای ساختارهاست. دنیایِ خلقِ سازمان. دنیای فردا دنیای جوانهایی است که در سر «ایده» دارند و برای ایده خود، (مستغنی از دولتها و بخش دولتی) سازمان طراحی/خلق می کنند. تیم درست می کنند. نیروی فنی جذب می کنند.
اسپیس اکس را یک جوان #مهاجر «خلق» کرد و دنیای فردا دنیایی است که اینگونه تجارب، یاری بخش انسان در خلقِ سازمانهای جدید خواهد بود.
🔵 دنیای فردا، مشابه دنیای دیروز نیست که در آن بشر ساختارهایی همچون القاعده را طراحی کرد. طالبان را خلق کرد. کره شمالی بنیان نهاده شد. دنیای نزاع. دنیای دیروز دنیایی است که در آن اوج هنرِ طراحی سازمان (و کار تشکیلاتی) توسط بن لادن ثروتمند منجر شد به «فروریختن» برجهای دوقلو.
دنیای فردا، دنیای رویاپردازی بن سلمان ها هم نیست. دنیای اهالیِ خو کرده به «بخش دولتی» نیست.
دنیای فردا دنیای رویای ایده هاست.
دنیای فردا دنیایی است که در آن جوانانِ اهل ایده، بجای فکر کردن به «فروریختن» و نزاع، به «خلق کردن» و کار سازمانی/تشکیلاتی فکر می کنند و این بخش تماشاییِ دنیای فردای انسان است.
🔵 دنیای فردا دنیای جوانانی است که شرکتهایی بنا می کنند که یک شرکت «بیش از یک شهر» یا یک استان ظرفیت، توان و ثروت دارد.
دنیای ذهنها و ساختارها.
www.tgoop.com/solseghalam
محمدرضا اسلامی
🔵 دیروز نخستین روز از آغاز ترم جدید تحصیلی در دانشگاه بود و همچنین دانش آموزان مدارس ابتدایی و مهدکودکها نیز قرار بود که پس از حدود یک ماه تعطیلی به سر کلاسهایشان حاضر شوند. ولی ساعت هشت و سه دقیقه صبح پیامی بر صفحه موبایلها پدیدار شد که تمامی مقاطع تحصیلی از مهدکودک تا دانشگاه به دلیل احتمال سیل و خطر آبگرفتگی معابر تعطیل خواهد بود.
باران، آنهم در سرزمینی که چند سال است با مشکل خشکسالی مواجه شده امری مبارک است اما برای والدینی که چند هفته بچه ها را در خانه نگه داشته اند، مصادف شد با دو روز دیگر در خانه ماندن فرزندان. در کنار این سیل و حواشی متعارفِ آن (که مشابه مابقی سیلها بود) چند نکته حائز توجه رخ داد:
✔️ شرکت اسپیس اکس مطابق برنامه ریزیهای قبلی، قرار بود که در پایان همان روز (ساعت 8:15 شب) یک پرتاب دیگر توسط فالکون 9 انجام دهد و 51 ماهواره استارلینک دیگر را در مدار قرار دهد.
✔️ساعت 11:50 دقیق صبح، این شرکت اعلام کرد که تیمهای فنی ما در تلاشند که به رغم وجود طوفان و این «وضعیت هوا» ولی پرتاب را برای راس ساعت 8:15 شب انجام دهند. (تصویر اول🔻)
✔️ طوفان ادامه پیدا کرد.
✔️ ساعت 7:18 بعدازظهر این شرکت اعلام کرد که با توجه به وضعیت هوا و شدت طوفان در کالیفرنیا، در تلاشیم که پرتاب (با کمی تاخیر) راس ساعت 9:35 دقیقه شب انجام شود. (تصویر دوم)
✔️طوفان و بارش باران ادامه پیدا کرد.
✔️ در ساعت 8:09 دقیقه شب (تصویر سوم) این شرکت اعلام کرد که از پرتاب موشک برای امشب (به دلیل وضعیت نامناسب هوا) صرفنظر می کنیم و موشک فالکون 9 فردا شب راس ساعت 8:02 دقیقه پرتاب خواهد شد.
✔️ شدت طوفان قدری کم شد. وضعیت بارش باران قدری آرامتر شد.
✔️ساعت 8:20 دقیقه شب تیم فنی اعلام کرد که با توجه به اینکه وضعیت هوا بهتر شده است، تا سی دقیقه آینده پرتاب را انجام خواهیم داد! همچنین اعلام کرد که اگر مایلید پخش زنده این پرتاب را ببینید، 15 دقیقه قبل از شروع پرتاب بر روی فلان لینک کلیک کنید و زنده ماجرا را مشاهده کنید! (تصویر چهارم)
✔️ساعت 8:36 دقیقه لینک «پخش زنده» فعال شد و گزارشگر شروع کرد به توضیح! (همچنین گفت اگر که در هر صورتی به خاطر وضعیت هوا عملیات خراب شود Plan B برای پرتاب فردا شب هم داریم).
✔️ ساعت 8:51 دقیقه شب پرتاب (به رغم ابر و باد و مه و خورشید و فلک) انجام شد.
(عکس پنجم)
✔️ ساعت 10:27 دقیقه همان شب اعلام شد که ماهواره های استارلینک در مدار قرار گرفتند! (تصویر ششم)
✔️ فالکون 9 به زمین برگشت و ویدئوی بر زمین نشستن آن روی سکوی Zone 1 منتشر شد. تمام!
🔵 آنچه که در بالا گذشت خلاصۀ یک شب طوفانی بود که اگر قرار بود این اتفاقات در «بخش دولتی» رخ بدهد، به محض شدید شدنِ بارش باران، احتمالا جماعت تیم فنی و مدیریت کرکره را پایین می کشیدند و شاید سریعا به منزل و در کنار خانواده رفته و کنار شومینه مشغول تماشای نت فلیکس می شدند. اما این میزان «پویا»یی و چابکی در اتخاد تصمیم (و همچنین اطلاع رسانی) در بخش خصوصیِ محض رخ داده است و این امر نکتۀ حائز اهمیت مربوط به «طوفان نهم ژانویه 2023» است.
این میزان سرعت در تصمیم گیری در شرایطی که مدیریت شرکت جای دیگری مشغول است!
🔵 می گویند خدا انسان را آفرید و انسان ساختارها/سازمانها را آفرید. امروز اسپیس اکس نه به جهت «فنآوری» بلکه به دلیل «ساختار/سازمانی که خلق شده» محل توجه جدی است. اتفاقی که دیشب در این شرکت رخ داد برای نسل جوانِ دنیای امروز محل توجه است چرا که دنیایِ فردا، دنیای ساختارهاست. دنیایِ خلقِ سازمان. دنیای فردا دنیای جوانهایی است که در سر «ایده» دارند و برای ایده خود، (مستغنی از دولتها و بخش دولتی) سازمان طراحی/خلق می کنند. تیم درست می کنند. نیروی فنی جذب می کنند.
اسپیس اکس را یک جوان #مهاجر «خلق» کرد و دنیای فردا دنیایی است که اینگونه تجارب، یاری بخش انسان در خلقِ سازمانهای جدید خواهد بود.
🔵 دنیای فردا، مشابه دنیای دیروز نیست که در آن بشر ساختارهایی همچون القاعده را طراحی کرد. طالبان را خلق کرد. کره شمالی بنیان نهاده شد. دنیای نزاع. دنیای دیروز دنیایی است که در آن اوج هنرِ طراحی سازمان (و کار تشکیلاتی) توسط بن لادن ثروتمند منجر شد به «فروریختن» برجهای دوقلو.
دنیای فردا، دنیای رویاپردازی بن سلمان ها هم نیست. دنیای اهالیِ خو کرده به «بخش دولتی» نیست.
دنیای فردا دنیای رویای ایده هاست.
دنیای فردا دنیایی است که در آن جوانانِ اهل ایده، بجای فکر کردن به «فروریختن» و نزاع، به «خلق کردن» و کار سازمانی/تشکیلاتی فکر می کنند و این بخش تماشاییِ دنیای فردای انسان است.
🔵 دنیای فردا دنیای جوانانی است که شرکتهایی بنا می کنند که یک شرکت «بیش از یک شهر» یا یک استان ظرفیت، توان و ثروت دارد.
دنیای ذهنها و ساختارها.
www.tgoop.com/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
👍108❤15👎4👏3
ارزیابی شتابزده
✍️ترمی که گذشت (گزارش شماره 3) سرانجام این ترم کرونایی به پایان رسید. برنامۀ این ترم بهار، یک درس طرح سازه فولادی، دو آزمایشگاه فولاد و دو آزمایشگاه طرح اختلاط بتن بود. سرجمع، در میان چهارده کلاسِ یکسال گذشته، حتی یک دانشجوی سیاه پوست هم نداشته ام. نمونه…
✍️ ترمیکه گذشت
حوادث و روزها به سرعت می گذرند و در هر مقطعی از عمر، احوال انسان مختلف است. لذا اگر در هر بازه از زمان، مسائل آن ثبت نشود از ذهن گم می شوند (یا با مسائل جدید جایگزین می شوند). به روال سالهای قبل، در چند کلامی به ترم گذشته و دغدغه هایش پرداخته می شود. این مشاهدات مربوط به یک درس طراحی سازه های چوبی (همراه با دو جلسه آزمایشگاه در هفته) و یک درس مقاومت مصالح (دو جلسه در هفته) است.
خلاصه ترم گذشته:
1️⃣- اعتماد به نفس، ساختن یا شکستن؟
مقاومت مصالح با بچه هایی که در اصطلاح ترنسفر هستند (Transfer Students) برگزار شد. این اصطلاح به دانشجویانی که از
Community College
به دانشگاه می آیند اطلاق می شود.
«کامیونیتی کالج» به مراکز آموزشی گفته می شود که دو ساله هستند و مدرک معادل «دوره کاردانی» می دهند.
امسال هم مشابه سال قبل در یک کلاس سی نفره حدود 4 یا 5 دانشجوی بسیار مستعد حضور داشتند که هم از توان محاسباتی بالا برخوردار بودند و هم در گفتگوهای کلاس مشارکت دایم می کردند. اما جدای از آن چند نفر، نحوۀ مشارکت سایرین در این درس (و حتی حالتِ نشستن) به شدت تحت تاثیر «اعتماد به نفس دانشجو» قرار دارد. دیگر کاملا برایم مشخص شده که این بچه ها چون که قبلا «برچسب کامیونیتی کالج» بر پیشانیشان خورده، احساس رضایت از خود و اعتماد به نفس کمتری دارند. پسر یا دختر دانشجو خودش را دست کم می گیرد، توان محاسباتی و ذهنی خودش را «معمولی/عادی» قلمداد می کند و این بسیار خطرناک است.
این متاسفانه یکی از واقعیات #آموزش_مهندسی در دنیای ماست که «حس فرد» نسبت به خودش به شدت به دانشگاهی که «محل تولدِ علمی» او بوده بستگی دارد. ای بسا دانشجوی متوسط/معمولی که به دلیل برخورداریِ خانوادگی و دسترسی به دبیرستان خوب، وارد دانشگاه ممتاز شده و حس رضایتمندی از خویش دارد، و ای بسا دانشجوی مستعد که به دلیل اینکه «زادگاه علمی» او در کامیونیتی کالج بوده، حس خوبی به خودش ندارد.
در این کلاس یکی از مهمترین مباحثی که کار می کنم تلاش برای ساختن اعتماد به نفس بچه ها و پرورش «انگیزه» در آنهاست.
اما در این بحث، یکی از بدترین مسایلی که این سالها دیده ام افرادی هستند که به دلیل عدم کارنامه موفق تحصیلی در مقطع دبیرستان و ورود به دانشگاه غیرممتاز، بخشی از سالهای جوانی را با حس مذکور می گذرانند «ولی» وقتی که در مسیر شغلی به موفقیتهای معمولی/متعارف دست پیدا می کنند دچار غرور و نخوت عجیبی می شوند. و این تناقض عجیبی است!
کسی که تا سالها خودش را معمولی می دانسته، یکباره خودش را «ویژه» می پندارد.
در مجموع ایجاد انگیزه و اعتماد به نفس در دانشجو باید همراه با این تبصره باشد که فرد در آینده از تواضع رفتاری دور نشده و دچار توهّم مدیریت جهان نشود.
2️⃣- نازپروردِ تنعم
دربارۀ درس سازه های چوبی (Design of Timber Structures) چند نوبت در طول ترم + صحبت شد. اما جدای از مباحث فنی، نکته ای که بسیار حائز اهمیت بود جدیت بچه ها و حضور در کلاس (صبح زود) بود. چون به این بحث قبلا در یادداشت نسل زد + اشاره شده نیازی به تکرار بحث نیست ولی ذکر یک خاطره جالب توجه است: هفته آخر به دلیل شرکت در کنفرانس موفق به تشکیل جلسه رفع اشکال (یا Office Hours) نشدم. لذا به همه ایمیل زده شد که اگر کسی اشکالی دارد در تعطیلی پایان هفته می توانیم گفتگو کنیم. روز شنبه چندین نفر ایمیل زدند که منتظریم! گفتم یکشنبه عصر در دفتر خواهم بود. یکشنبه عصر ساعت 5 (مشابه جمعه عصر ایران) وقتی که به دفتر رسیدم حدود ده نفر منتظر بودند! متعجب شدم. از ساعت 5 که شروع کردیم تا حدود 9:30 شب طول کشید که دربارۀ یک به یک سوالات گفتگو شود!
از گذشته این ذهنیت اشتباه با من بود که بچه های خانواده های ثروتمند اهل تلاش نیستند و خوب درس نمی خوانند و... ولی اینها فرزندان خانواده های ثروتمند منطقه اورنج کانتی و سلیکن ولی هستند و عموما از خانواده هایی برخوردار.
«نازپرورد تنعم» هایی (به تعبیر حافظ) که قدر و ارزش زندگی را می دانند.
این ذهنیت اشتباهی است که از طریق نوشته های دکتر شریعتی یا غزلیات حافظ به ما منتقل شده بود.
مسئله ای که باعث «عدم جدیت» می شود «رفاه» نیست بلکه عدم آگاهی در جوان است.
3️⃣-بدخوابی
بدترین چالش ترم قبل بدخوابی یا بیخوابی بود. حسب اتفاق در روز نخست ترم گذشته در یادداشتی + به مساله «زن در جامعه آمریکا» پرداختم. دو سه روز بعد، اتفاق مهسا امینی رخ داد و ماجراها…
روند به این شکل شد که روزها سرپا و مشغول به کار و دویدن و… و شب (مقارن با آغاز روز در ایران) رگبار خبرها... این سیکل کار روز و کابوس شب از یک جایی به بعد تو را مستهلک می کند. عملا چالش بیخوابی از جایی به بعد مثل یک شکنجه عمل می کند. بیماری مادر و دو عمل جراحی ایشان (و دستان بسته از این سر عالم) هم مزید بر همه چیز شد و... ای سال برنگردی.
www.tgoop.com/solseghalam
حوادث و روزها به سرعت می گذرند و در هر مقطعی از عمر، احوال انسان مختلف است. لذا اگر در هر بازه از زمان، مسائل آن ثبت نشود از ذهن گم می شوند (یا با مسائل جدید جایگزین می شوند). به روال سالهای قبل، در چند کلامی به ترم گذشته و دغدغه هایش پرداخته می شود. این مشاهدات مربوط به یک درس طراحی سازه های چوبی (همراه با دو جلسه آزمایشگاه در هفته) و یک درس مقاومت مصالح (دو جلسه در هفته) است.
خلاصه ترم گذشته:
1️⃣- اعتماد به نفس، ساختن یا شکستن؟
مقاومت مصالح با بچه هایی که در اصطلاح ترنسفر هستند (Transfer Students) برگزار شد. این اصطلاح به دانشجویانی که از
Community College
به دانشگاه می آیند اطلاق می شود.
«کامیونیتی کالج» به مراکز آموزشی گفته می شود که دو ساله هستند و مدرک معادل «دوره کاردانی» می دهند.
امسال هم مشابه سال قبل در یک کلاس سی نفره حدود 4 یا 5 دانشجوی بسیار مستعد حضور داشتند که هم از توان محاسباتی بالا برخوردار بودند و هم در گفتگوهای کلاس مشارکت دایم می کردند. اما جدای از آن چند نفر، نحوۀ مشارکت سایرین در این درس (و حتی حالتِ نشستن) به شدت تحت تاثیر «اعتماد به نفس دانشجو» قرار دارد. دیگر کاملا برایم مشخص شده که این بچه ها چون که قبلا «برچسب کامیونیتی کالج» بر پیشانیشان خورده، احساس رضایت از خود و اعتماد به نفس کمتری دارند. پسر یا دختر دانشجو خودش را دست کم می گیرد، توان محاسباتی و ذهنی خودش را «معمولی/عادی» قلمداد می کند و این بسیار خطرناک است.
این متاسفانه یکی از واقعیات #آموزش_مهندسی در دنیای ماست که «حس فرد» نسبت به خودش به شدت به دانشگاهی که «محل تولدِ علمی» او بوده بستگی دارد. ای بسا دانشجوی متوسط/معمولی که به دلیل برخورداریِ خانوادگی و دسترسی به دبیرستان خوب، وارد دانشگاه ممتاز شده و حس رضایتمندی از خویش دارد، و ای بسا دانشجوی مستعد که به دلیل اینکه «زادگاه علمی» او در کامیونیتی کالج بوده، حس خوبی به خودش ندارد.
در این کلاس یکی از مهمترین مباحثی که کار می کنم تلاش برای ساختن اعتماد به نفس بچه ها و پرورش «انگیزه» در آنهاست.
اما در این بحث، یکی از بدترین مسایلی که این سالها دیده ام افرادی هستند که به دلیل عدم کارنامه موفق تحصیلی در مقطع دبیرستان و ورود به دانشگاه غیرممتاز، بخشی از سالهای جوانی را با حس مذکور می گذرانند «ولی» وقتی که در مسیر شغلی به موفقیتهای معمولی/متعارف دست پیدا می کنند دچار غرور و نخوت عجیبی می شوند. و این تناقض عجیبی است!
کسی که تا سالها خودش را معمولی می دانسته، یکباره خودش را «ویژه» می پندارد.
در مجموع ایجاد انگیزه و اعتماد به نفس در دانشجو باید همراه با این تبصره باشد که فرد در آینده از تواضع رفتاری دور نشده و دچار توهّم مدیریت جهان نشود.
2️⃣- نازپروردِ تنعم
دربارۀ درس سازه های چوبی (Design of Timber Structures) چند نوبت در طول ترم + صحبت شد. اما جدای از مباحث فنی، نکته ای که بسیار حائز اهمیت بود جدیت بچه ها و حضور در کلاس (صبح زود) بود. چون به این بحث قبلا در یادداشت نسل زد + اشاره شده نیازی به تکرار بحث نیست ولی ذکر یک خاطره جالب توجه است: هفته آخر به دلیل شرکت در کنفرانس موفق به تشکیل جلسه رفع اشکال (یا Office Hours) نشدم. لذا به همه ایمیل زده شد که اگر کسی اشکالی دارد در تعطیلی پایان هفته می توانیم گفتگو کنیم. روز شنبه چندین نفر ایمیل زدند که منتظریم! گفتم یکشنبه عصر در دفتر خواهم بود. یکشنبه عصر ساعت 5 (مشابه جمعه عصر ایران) وقتی که به دفتر رسیدم حدود ده نفر منتظر بودند! متعجب شدم. از ساعت 5 که شروع کردیم تا حدود 9:30 شب طول کشید که دربارۀ یک به یک سوالات گفتگو شود!
از گذشته این ذهنیت اشتباه با من بود که بچه های خانواده های ثروتمند اهل تلاش نیستند و خوب درس نمی خوانند و... ولی اینها فرزندان خانواده های ثروتمند منطقه اورنج کانتی و سلیکن ولی هستند و عموما از خانواده هایی برخوردار.
«نازپرورد تنعم» هایی (به تعبیر حافظ) که قدر و ارزش زندگی را می دانند.
این ذهنیت اشتباهی است که از طریق نوشته های دکتر شریعتی یا غزلیات حافظ به ما منتقل شده بود.
مسئله ای که باعث «عدم جدیت» می شود «رفاه» نیست بلکه عدم آگاهی در جوان است.
3️⃣-بدخوابی
بدترین چالش ترم قبل بدخوابی یا بیخوابی بود. حسب اتفاق در روز نخست ترم گذشته در یادداشتی + به مساله «زن در جامعه آمریکا» پرداختم. دو سه روز بعد، اتفاق مهسا امینی رخ داد و ماجراها…
روند به این شکل شد که روزها سرپا و مشغول به کار و دویدن و… و شب (مقارن با آغاز روز در ایران) رگبار خبرها... این سیکل کار روز و کابوس شب از یک جایی به بعد تو را مستهلک می کند. عملا چالش بیخوابی از جایی به بعد مثل یک شکنجه عمل می کند. بیماری مادر و دو عمل جراحی ایشان (و دستان بسته از این سر عالم) هم مزید بر همه چیز شد و... ای سال برنگردی.
www.tgoop.com/solseghalam
👍54❤21👏7
ارزیابی شتابزده pinned «تویوتا یا جنرال موتورز؟ تفاوت در دو نگرش ... 🔈فایل تصویری و صوتی (مروری بر "عمر" بنگاههای بزرگ صنعتی-اقتصادی) ⭕️ خلاصه آنچه در این نشست مطرح شد: ✔️ (ضمن مروری بر تاریخچه تویوتا) درآمد مدیرعامل #تویوتا با درآمد مدیرعامل جنرال_موتورز مقایسه شده، ✔️ رئیس…»
ارزیابی شتابزده
مرتبط با متن🔻( ٤ از ٤)
Effect_of_column_compactness_on_cyclic_behavior_JEST_114659.pdf
25.2 MB
مقاله جدید در خصوص رفتار تیرهای کامپوزیت در اتصال به ستونهای فولادی با مقطع باکس در ژورنال
Engineering Structures
لینک در ژورنال:
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0141029622007556
درباره این اتصال قبلا در اینجا توضیح داده شده بود.
فایل پی دی اف (حجم 25 مگ) در بالا🔺
فایل پی دی اف با حجم کمتر (1.5 مگ) در پایین🔻
www.tgoop.com/solseghalam
Engineering Structures
لینک در ژورنال:
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0141029622007556
درباره این اتصال قبلا در اینجا توضیح داده شده بود.
فایل پی دی اف (حجم 25 مگ) در بالا🔺
فایل پی دی اف با حجم کمتر (1.5 مگ) در پایین🔻
www.tgoop.com/solseghalam
👏10👍2
Effect_of_column_compactness_on_cyclic_behavior_JEST_114659.pdf
1.5 MB
فایل پی دی اف با حجم کمتر
1.5 مگ
1.5 مگ
👍7👏1
ارزیابی شتابزده
« زلزله و خاطره » [ امروز- سالگرد زلزله کوبه ژاپن] ۱- امروز ۱۷ژانويه مقارن است با سالگرد زلزله كوبه . همه مي دانند كه ژاپن كشوري زلزله خيز است ، اما در ميان زلزله هاي متعدد و هرروزه اين كشور ، زلزله كوبه در سال 1995 از اهميت خاصي برخوردار است…
✍️دو زلزله: دو رفتار مشابه در طبیعت، دو رفتار متفاوت در انسان
🖊محمدرضا اسلامی
🔘 امروز سالگرد #زلزله_کوبه ژاپن بود.
علاوه بر این، امروز سالگرد زلزله نورتریج (کالیفرنیا) نیز بود!
یک روز و سابقه دو رویداد بزرگ در طبیعت.
🔘 در واقع روز 17 ژانویه (27 دی ماه) روز بسیار خاصی برای مهندسین زلزله و ژئوتکنیک لرزه ای محسوب می شود.
دقیقا در یک روز (17 ژانویه) در دو کرانه شرقی و غربیِ یک اقیانوس «در ساعات سحرگاهی» زلزله رخ داده است.
🔘 زلزله نورتریج در 1994 ساعت 4:30 سحرگاه رخ داد و دقیقا یک سال بعد (1995) در همین روز زلزله دیگری در ساعت 5:46 صبح در کوبه ژاپن رخ داد.
بزرگای زلزله اول 6.7 بود و بزرگای زلزله دوم 7.3 بود.
🔵 تشابه و تفاوت این دو زلزله
این دو زلزله در یک امر با هم مشابهت داشتند و آن نحوۀ «خسارت سازه ای» بود که به ساختمانهای کالیفرنیا و کوبه وارد کردند. در اثر این هر دو زلزله، سازه های فولادی قاب خمشی دچار پدیده شکستِ جوش در محل اتصالات تیر به ستون شدند. (لذا بعد از این زلزله، توجه ویژه ای به نحوه طراحی و اجرای جوش در اتصالات قابهای فولادی خمشی در هر دو کشور به عمل آمد)
🔵 اما این دو زلزله در یک زمینه متفاوت بودند و آن نحوه «رفتار انسان در حل مساله» بود. اگر شما واژه زلزله کوبه را در گوگل جستجو کنید به دشواری به تعداد محدودی مقاله رایگان در زمینه «تجارب/درسهای» ناشی از این زلزله می رسید. ولی اگر در همان گوگل واژه زلزله نورتریج را جستجو کنید به فایل پی دی اف ده ها کتاب رایگان می رسید که توسط سازمان مدیریت بحران آمریکا یا
FEMA
تهیه و منتشر شده است.
🔵 عملا در برابر یک رفتارِ واحد طبیعت، بشر در دو سوی اقیانوس آرام (که چندان هم آرام نیست) دو رفتار متفاوت را اتخاذ کرده است. رفتار اول توسط پژوهشگران و محققین ژاپنی بوده که با همت و تلاش زیاد صدها یا هزاران تست آزمایشگاهی انجام دادند و بعد بر اساس آن آزمایشها، استانداردهای ملی ژاپن را بازنگری کردند و سازه های جدید را قوی تر طراحی/اجرا نمودند. ولی هیچ یک از این استانداردها به زبان بین المللی ترجمه نشد! و در دسترس پژوهشگران کشورهای دیگر قرار نگرفت. انبوهی دانش «تولید» شد که در جزیره ژاپن مورد بهره برداری داخلی قرار گرفت.
اما رفتار دوم، مربوط به پژوهشگران و محققین آمریکایی بود که محتوای علمی/آزمایشگاهی که بعد از زلزله نورتریج «تولید» شد را در قالب فایلهای پی دی اف مجانی بر روی وب سایت سازمان فیما (FEMA) قرار دادند.
🔵 در سال 1383 به اتفاق آقایان دکتر میرقادری و دکتر رحیمی نیا "یکی" از آن کتابهای فیما (FEMA) را به فارسی ترجمه کردیم و با حمایت شرکت یادمان سازه منتشر شد. در جریان آن کار فهمیدم که فقط "ترجمه" آن اثر چه میزان انرژی، صرف وقت و حمایت لازم دارد. در جریان همان تلاش، فهمیدم که چقدر «سخاوتمندی» لازم است که آن همه مجلد کتاب به شکل مجانی روی وب سایت برای بهره برداری پژوهشگران سایر ملل قرار گیرد. اما این سوال شکل گرفت که چرا؟
دلیل تفاوت این دو رفتار چیست؟
🔵 دست روزگار گشت و برای ادامه تحصیل به همان شهر کوبه (آزمایشگاه سازه های فولادی دانشگاه کوبه) پرتاب شدم. شش سال در آن آزمایشگاه به مطالعه رفتار جوش و پیچ گذشت! اما مهمتر از رفتار جوش و فولاد، رفتار انسان است که نیازمند مطالعه است. در تمام آن شش سال هر وقت که وارد کتابخانه دانشگاه کوبه می شدم از دیدن حجم عظیم مطالعاتی که ژاپنیها پس از زلزله کوبه شکل داده بودند متحیر می شدم. خدای من! اینهمه محتوا تولید شده، پس چرا انعکاس جهانی نیافته؟
چرا در این کتابخانه به زبان ژاپنی و با حرف کانجی در گوشه قفسه ها نشسته و خاک می خورد؟
🔵 اگر چه حاصل مطالعات آن شش سال درباره رفتار فولاد و جوش در ژورنالهای علمی منتشر شد ولی من همچنان بی پاسخ به آن سوال مانده ام که دلیل رفتار متفاوتِ انسان در برابر یک پدیده واحد چیست؟
🔵 البته ذکر این واقعیت ضرورت دارد که پس از آن دو زلزله کارگاهها و سمینارهای مشترک متعددی فیمابین مراکز تحقیقاتی آمریکا و ژاپن برگزار شد و تجارب را با همدیگر به اشتراک گذاشتند اما از آن سال تا امروز که به ژانویه 2023 رسیده ام هنوز یک نسخه ترجمه انگلیسی از استاندارد سازه فولادی ژاپن در دنیا منتشر نشده است!
🔵 به نظر می رسد که در تفکر آموزش عالی/پژوهش در آمریکا یک باور مهم وجود دارد و آن این است که تو اگر فضا را باز کنی و محصول کار خودت را شفاف «در معرض» دید دیگران قرار دهی، این باعث می شود که رشد کنی.
متصـل چون شـد دِلت با آن عدن/
هین بگو مَهــراس از خالی شـدن
امر «قل» زین آمـدش کای راسـتین/
کم نخواهد شد، بگو، دریاست این!
(مولوی)
یعنی باز کردنِ فضا و عرضۀ محصول «پژوهش» خودش باعث «رشد» در پژوهشهای بعدی می شود، در حالی که در تفکر ژاپنی، وسواس در به اشتراک گذاری یافته ها، نقش محوری را بازی می کند.
🌐 www.tgoop.com/solseghalam
🖊محمدرضا اسلامی
🔘 امروز سالگرد #زلزله_کوبه ژاپن بود.
علاوه بر این، امروز سالگرد زلزله نورتریج (کالیفرنیا) نیز بود!
یک روز و سابقه دو رویداد بزرگ در طبیعت.
🔘 در واقع روز 17 ژانویه (27 دی ماه) روز بسیار خاصی برای مهندسین زلزله و ژئوتکنیک لرزه ای محسوب می شود.
دقیقا در یک روز (17 ژانویه) در دو کرانه شرقی و غربیِ یک اقیانوس «در ساعات سحرگاهی» زلزله رخ داده است.
🔘 زلزله نورتریج در 1994 ساعت 4:30 سحرگاه رخ داد و دقیقا یک سال بعد (1995) در همین روز زلزله دیگری در ساعت 5:46 صبح در کوبه ژاپن رخ داد.
بزرگای زلزله اول 6.7 بود و بزرگای زلزله دوم 7.3 بود.
🔵 تشابه و تفاوت این دو زلزله
این دو زلزله در یک امر با هم مشابهت داشتند و آن نحوۀ «خسارت سازه ای» بود که به ساختمانهای کالیفرنیا و کوبه وارد کردند. در اثر این هر دو زلزله، سازه های فولادی قاب خمشی دچار پدیده شکستِ جوش در محل اتصالات تیر به ستون شدند. (لذا بعد از این زلزله، توجه ویژه ای به نحوه طراحی و اجرای جوش در اتصالات قابهای فولادی خمشی در هر دو کشور به عمل آمد)
🔵 اما این دو زلزله در یک زمینه متفاوت بودند و آن نحوه «رفتار انسان در حل مساله» بود. اگر شما واژه زلزله کوبه را در گوگل جستجو کنید به دشواری به تعداد محدودی مقاله رایگان در زمینه «تجارب/درسهای» ناشی از این زلزله می رسید. ولی اگر در همان گوگل واژه زلزله نورتریج را جستجو کنید به فایل پی دی اف ده ها کتاب رایگان می رسید که توسط سازمان مدیریت بحران آمریکا یا
FEMA
تهیه و منتشر شده است.
🔵 عملا در برابر یک رفتارِ واحد طبیعت، بشر در دو سوی اقیانوس آرام (که چندان هم آرام نیست) دو رفتار متفاوت را اتخاذ کرده است. رفتار اول توسط پژوهشگران و محققین ژاپنی بوده که با همت و تلاش زیاد صدها یا هزاران تست آزمایشگاهی انجام دادند و بعد بر اساس آن آزمایشها، استانداردهای ملی ژاپن را بازنگری کردند و سازه های جدید را قوی تر طراحی/اجرا نمودند. ولی هیچ یک از این استانداردها به زبان بین المللی ترجمه نشد! و در دسترس پژوهشگران کشورهای دیگر قرار نگرفت. انبوهی دانش «تولید» شد که در جزیره ژاپن مورد بهره برداری داخلی قرار گرفت.
اما رفتار دوم، مربوط به پژوهشگران و محققین آمریکایی بود که محتوای علمی/آزمایشگاهی که بعد از زلزله نورتریج «تولید» شد را در قالب فایلهای پی دی اف مجانی بر روی وب سایت سازمان فیما (FEMA) قرار دادند.
🔵 در سال 1383 به اتفاق آقایان دکتر میرقادری و دکتر رحیمی نیا "یکی" از آن کتابهای فیما (FEMA) را به فارسی ترجمه کردیم و با حمایت شرکت یادمان سازه منتشر شد. در جریان آن کار فهمیدم که فقط "ترجمه" آن اثر چه میزان انرژی، صرف وقت و حمایت لازم دارد. در جریان همان تلاش، فهمیدم که چقدر «سخاوتمندی» لازم است که آن همه مجلد کتاب به شکل مجانی روی وب سایت برای بهره برداری پژوهشگران سایر ملل قرار گیرد. اما این سوال شکل گرفت که چرا؟
دلیل تفاوت این دو رفتار چیست؟
🔵 دست روزگار گشت و برای ادامه تحصیل به همان شهر کوبه (آزمایشگاه سازه های فولادی دانشگاه کوبه) پرتاب شدم. شش سال در آن آزمایشگاه به مطالعه رفتار جوش و پیچ گذشت! اما مهمتر از رفتار جوش و فولاد، رفتار انسان است که نیازمند مطالعه است. در تمام آن شش سال هر وقت که وارد کتابخانه دانشگاه کوبه می شدم از دیدن حجم عظیم مطالعاتی که ژاپنیها پس از زلزله کوبه شکل داده بودند متحیر می شدم. خدای من! اینهمه محتوا تولید شده، پس چرا انعکاس جهانی نیافته؟
چرا در این کتابخانه به زبان ژاپنی و با حرف کانجی در گوشه قفسه ها نشسته و خاک می خورد؟
🔵 اگر چه حاصل مطالعات آن شش سال درباره رفتار فولاد و جوش در ژورنالهای علمی منتشر شد ولی من همچنان بی پاسخ به آن سوال مانده ام که دلیل رفتار متفاوتِ انسان در برابر یک پدیده واحد چیست؟
🔵 البته ذکر این واقعیت ضرورت دارد که پس از آن دو زلزله کارگاهها و سمینارهای مشترک متعددی فیمابین مراکز تحقیقاتی آمریکا و ژاپن برگزار شد و تجارب را با همدیگر به اشتراک گذاشتند اما از آن سال تا امروز که به ژانویه 2023 رسیده ام هنوز یک نسخه ترجمه انگلیسی از استاندارد سازه فولادی ژاپن در دنیا منتشر نشده است!
🔵 به نظر می رسد که در تفکر آموزش عالی/پژوهش در آمریکا یک باور مهم وجود دارد و آن این است که تو اگر فضا را باز کنی و محصول کار خودت را شفاف «در معرض» دید دیگران قرار دهی، این باعث می شود که رشد کنی.
متصـل چون شـد دِلت با آن عدن/
هین بگو مَهــراس از خالی شـدن
امر «قل» زین آمـدش کای راسـتین/
کم نخواهد شد، بگو، دریاست این!
(مولوی)
یعنی باز کردنِ فضا و عرضۀ محصول «پژوهش» خودش باعث «رشد» در پژوهشهای بعدی می شود، در حالی که در تفکر ژاپنی، وسواس در به اشتراک گذاری یافته ها، نقش محوری را بازی می کند.
🌐 www.tgoop.com/solseghalam
👍97❤15👏6