جاویدنام فریدون فرخزاد:
«ما میجنگیم تا رضاشاه دوم به سلطنت ایران برسد.»
«ما حکومت مشروطه سلطنتی میخواهیم»
@shahyarran
.
«ما میجنگیم تا رضاشاه دوم به سلطنت ایران برسد.»
«ما حکومت مشروطه سلطنتی میخواهیم»
@shahyarran
.
❤🔥22
Forwarded from 👑کانال شهیاران 👑
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#جمهوری چپگرا، سکولار و دیکتاتوری سوریه سقوط کرد
مرور این سخنان تاریخی جاویدنام #فریدون_فرخزاد لازم و ضروریست
«باید ببینیم کدام حکومت به درد کشور ما میخورد، امروزه کشورهای سلطنتی کاملترین دموکراسی را دارند، سوئد، هلند،دانمارک، بلژیک، نروژ در صدر دموکراسیهای جهان هستند.»
«جمهوری خواهان میگویند رییس جمهور میآید و ۴ سال بعد میرود.!!»
کشورهایی در خاورمیانه و آمریکای لاتین جمهوری هستند و رئیس جمهورشان مثل #حافظ_اسد و حبیب بورقیبه و ضیاالحق آمدند و دیگر نرفتند!!»
«سیستم سلطنتی ریشه در تاریخ، فرهنگ، ادبیات و زبان ما دارد»
«جمهوری خمینی و بنی صدر را دیدیم. دهها جمهوری دیگر هم بیاید فقط باعث نابودی ایران خواهد شد»
#جاوید_شاه
#ایران_معبد_ماست
#پهلوی_امید_ملت
#بازگشت_به_مشروطه_سلطنتی
@shahyarram
.
مرور این سخنان تاریخی جاویدنام #فریدون_فرخزاد لازم و ضروریست
«باید ببینیم کدام حکومت به درد کشور ما میخورد، امروزه کشورهای سلطنتی کاملترین دموکراسی را دارند، سوئد، هلند،دانمارک، بلژیک، نروژ در صدر دموکراسیهای جهان هستند.»
«جمهوری خواهان میگویند رییس جمهور میآید و ۴ سال بعد میرود.!!»
کشورهایی در خاورمیانه و آمریکای لاتین جمهوری هستند و رئیس جمهورشان مثل #حافظ_اسد و حبیب بورقیبه و ضیاالحق آمدند و دیگر نرفتند!!»
«سیستم سلطنتی ریشه در تاریخ، فرهنگ، ادبیات و زبان ما دارد»
«جمهوری خمینی و بنی صدر را دیدیم. دهها جمهوری دیگر هم بیاید فقط باعث نابودی ایران خواهد شد»
#جاوید_شاه
#ایران_معبد_ماست
#پهلوی_امید_ملت
#بازگشت_به_مشروطه_سلطنتی
@shahyarram
.
👏10👍6
جمهوری اشغالگر اسلامی در حال نابودی بی وقفه ایران
ایران دچار فلاکت آبی میشود
احد وظیفه مزدور رژیم و رئیس مرکز خشکسالی با اشاره به بحران کمبود آب گفته:
«اگر سیاستهای مدیریت آب تغییر نکند، ایران به زودی وارد مرحله فلاکت آبی خواهد شد.»
این مزدور بیمصرف افزوده: «سابقه نداشته که جمعیتی مانند تهران تا این حد در معرض تهدید کمآبی و خشکسالی باشد.»
@shahyarran
.
ایران دچار فلاکت آبی میشود
احد وظیفه مزدور رژیم و رئیس مرکز خشکسالی با اشاره به بحران کمبود آب گفته:
«اگر سیاستهای مدیریت آب تغییر نکند، ایران به زودی وارد مرحله فلاکت آبی خواهد شد.»
این مزدور بیمصرف افزوده: «سابقه نداشته که جمعیتی مانند تهران تا این حد در معرض تهدید کمآبی و خشکسالی باشد.»
@shahyarran
.
🔥15❤2
سعید طوسی با وجود شکایت چند نوجوان، اعترافات صریح و کتبی خودش و محکومیت در دادگاه، با هیچ مجازاتی روبرو نشد!
کاترین شکدم عامل نفوذی موساد در بیت خامنهای:
«خامنهای در اتاق خوابش اسراری دارد که سرّ مگوی نظام است!»
@shahyarran
.
کاترین شکدم عامل نفوذی موساد در بیت خامنهای:
«خامنهای در اتاق خوابش اسراری دارد که سرّ مگوی نظام است!»
@shahyarran
.
👌17
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسین دهباشی حزباللهی و اصلاحطلب
او در خصوص مستند تاریخ شفاهی متعلق به صدا و سیمای آخوندی، درباره راضی کردن مقامات حکومت شاهنشاهی به شرکت در مصاحبه میگوید (۱۳۹۶):
به آنها نمیگفتم پروژه صداوسیماست و من حزباللهی هستم. میگفتم شما وطنات رو از دست دادی و سالهاست که وارد کشورت نشدی. ایران رو دوست داری؟ دلت تنگ شده؟ گریه میکردند. میگفتم حالا بیا مصاحبه!!
@shahyarran
.
او در خصوص مستند تاریخ شفاهی متعلق به صدا و سیمای آخوندی، درباره راضی کردن مقامات حکومت شاهنشاهی به شرکت در مصاحبه میگوید (۱۳۹۶):
به آنها نمیگفتم پروژه صداوسیماست و من حزباللهی هستم. میگفتم شما وطنات رو از دست دادی و سالهاست که وارد کشورت نشدی. ایران رو دوست داری؟ دلت تنگ شده؟ گریه میکردند. میگفتم حالا بیا مصاحبه!!
@shahyarran
.
🔥16
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
الیوت آبرامز در نشنال ریویو: سقوط خلافتِ شیعی جمهوری اسلامی
الیوت آبرامز، دیپلمات ارشد سابق در دولت نخست دونالد ترامپ و از چهرههای باسابقه در سیاست خارجی ایالات متحده، در تحلیلی که در نشریه نشنال ریویو منتشر شده به ارزیابی نتایج جنگ اخیر میان اسرائیل و جمهوری اسلامی پرداخته است. او در این تحلیل استدلال میکند که این جنگ، نهتنها توان نظامی جمهوری اسلامی را تضعیف کرد، بلکه جایگاه منطقهای آن را نیز بهشدت متزلزل ساخت. آبرامز با نگاهی به واکنش کشورهای عربی، رفتار آمریکا و موضعگیریهای داخلی در ایران، نشان میدهد که توازن قدرت در منطقه به ضرر جمهوری اسلامی تغییر کرده و مسیر آینده برای این رژیم، دشوارتر از همیشه خواهد بود.
@shahyarran
.
الیوت آبرامز، دیپلمات ارشد سابق در دولت نخست دونالد ترامپ و از چهرههای باسابقه در سیاست خارجی ایالات متحده، در تحلیلی که در نشریه نشنال ریویو منتشر شده به ارزیابی نتایج جنگ اخیر میان اسرائیل و جمهوری اسلامی پرداخته است. او در این تحلیل استدلال میکند که این جنگ، نهتنها توان نظامی جمهوری اسلامی را تضعیف کرد، بلکه جایگاه منطقهای آن را نیز بهشدت متزلزل ساخت. آبرامز با نگاهی به واکنش کشورهای عربی، رفتار آمریکا و موضعگیریهای داخلی در ایران، نشان میدهد که توازن قدرت در منطقه به ضرر جمهوری اسلامی تغییر کرده و مسیر آینده برای این رژیم، دشوارتر از همیشه خواهد بود.
@shahyarran
.
👍17
الیوت آبرامز در نشنال ریویو: سقوط خلافتِ شیعی جمهوری اسلامی
الیوت آبرامز در نشنال ریویو: سقوط خلافتِ شیعی جمهوری اسلامی
الیوت آبرامز، دیپلمات ارشد سابق در دولت نخست دونالد ترامپ و از چهرههای باسابقه در سیاست خارجی ایالات متحده، در تحلیلی که در نشریه نشنال ریویو منتشر شده به ارزیابی نتایج جنگ اخیر میان اسرائیل و جمهوری اسلامی پرداخته است. او در این تحلیل استدلال میکند که این جنگ، نهتنها توان نظامی جمهوری اسلامی را تضعیف کرد، بلکه جایگاه منطقهای آن را نیز بهشدت متزلزل ساخت. آبرامز با نگاهی به واکنش کشورهای عربی، رفتار آمریکا و موضعگیریهای داخلی در ایران، نشان میدهد که توازن قدرت در منطقه به ضرر جمهوری اسلامی تغییر کرده و مسیر آینده برای این رژیم، دشوارتر از همیشه خواهد بود.
@shahyarran
.
الیوت آبرامز، دیپلمات ارشد سابق در دولت نخست دونالد ترامپ و از چهرههای باسابقه در سیاست خارجی ایالات متحده، در تحلیلی که در نشریه نشنال ریویو منتشر شده به ارزیابی نتایج جنگ اخیر میان اسرائیل و جمهوری اسلامی پرداخته است. او در این تحلیل استدلال میکند که این جنگ، نهتنها توان نظامی جمهوری اسلامی را تضعیف کرد، بلکه جایگاه منطقهای آن را نیز بهشدت متزلزل ساخت. آبرامز با نگاهی به واکنش کشورهای عربی، رفتار آمریکا و موضعگیریهای داخلی در ایران، نشان میدهد که توازن قدرت در منطقه به ضرر جمهوری اسلامی تغییر کرده و مسیر آینده برای این رژیم، دشوارتر از همیشه خواهد بود.
@shahyarran
.
👍10👌2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کانال ۱۲ اسرائیل: دور بعدی جنگ با رژیم ممکن است بسیار زودتر از انتظارها روی دهد
شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل شامگاه پنجشنبه ۹ امرداد، در گزارشی تشریحی با استناد به نظرات شمار بسیاری از کارشناسان امور ایران در این کشور، اعلام کرد با وجود برقراری آتشبسِ ترامپ در جنگ اخیر اسرائیل و جمهوری اسلامی، هر دو طرف پیشاپیش بر دور بعدی این نبرد متمرکز شدهاند؛ امری که بهتحلیل کارشناسان اسرائیلی ممکن است زودتر از انتظار رخ دهد. این گزارش تاکید میکند که نبرد با جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد و گاهی تنها شکل آن تغییر میکند.
@shahyarran
.
شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل شامگاه پنجشنبه ۹ امرداد، در گزارشی تشریحی با استناد به نظرات شمار بسیاری از کارشناسان امور ایران در این کشور، اعلام کرد با وجود برقراری آتشبسِ ترامپ در جنگ اخیر اسرائیل و جمهوری اسلامی، هر دو طرف پیشاپیش بر دور بعدی این نبرد متمرکز شدهاند؛ امری که بهتحلیل کارشناسان اسرائیلی ممکن است زودتر از انتظار رخ دهد. این گزارش تاکید میکند که نبرد با جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد و گاهی تنها شکل آن تغییر میکند.
@shahyarran
.
👍15
کانال ۱۲ اسرائیل: دور بعدی جنگ با رژیم ممکن است بسیار زودتر از انتظارها…
کانال ۱۲ اسرائیل: دور بعدی جنگ با رژیم ممکن است بسیار زودتر از انتظارها روی دهد
شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل شامگاه پنجشنبه ۹ امرداد، در گزارشی تشریحی با استناد به نظرات شمار بسیاری از کارشناسان امور ایران در این کشور، اعلام کرد با وجود برقراری آتشبسِ ترامپ در جنگ اخیر اسرائیل و جمهوری اسلامی، هر دو طرف پیشاپیش بر دور بعدی این نبرد متمرکز شدهاند؛ امری که بهتحلیل کارشناسان اسرائیلی ممکن است زودتر از انتظار رخ دهد. این گزارش تاکید میکند که نبرد با جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد و گاهی تنها شکل آن تغییر میکند.
@shahyarran
.
شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل شامگاه پنجشنبه ۹ امرداد، در گزارشی تشریحی با استناد به نظرات شمار بسیاری از کارشناسان امور ایران در این کشور، اعلام کرد با وجود برقراری آتشبسِ ترامپ در جنگ اخیر اسرائیل و جمهوری اسلامی، هر دو طرف پیشاپیش بر دور بعدی این نبرد متمرکز شدهاند؛ امری که بهتحلیل کارشناسان اسرائیلی ممکن است زودتر از انتظار رخ دهد. این گزارش تاکید میکند که نبرد با جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد و گاهی تنها شکل آن تغییر میکند.
@shahyarran
.
👍15
Forwarded from Deleted Account
درود
مغالطات درسفرنگها و تحلیلهای تاریخی!
دیباچه 1
سپنتامهر
اگر بیاد داشته باشید سال پیش ، نوشتاری نوشتم بنام
ناسازنما ها ، دژفرنودها یا مغالطات تاریخی !
دوباره گذاری من ، پاسخی ، بپرسش شما بزرگمایه است. اگرش بخوانید هرچند دوباره،
پر بدک نباشد !
یک باره و نهشته و پیشاوردیا (موضوع )دیگر را هم بیاد داشته باشیم وآن اینکه،
اندیشه دینی هماره، در همبودگان یا جامعه ما، پندارگرایی و ایده آلیسم را پدیدار نموده و در باورمردم ، آرمانخواهی اخلاقی یا Ethical Idealismرا ,پرورانده ،
ازینروی، همواره از راستینه باوری یارئالیسم و خردورزی ،چه دورافتاده بوده ایم ، برای این ، در دیدگاه ما اندازه میانین یا حدوسط ، نیست ،
یا حقست یا باطل !
یا سپید است یاسپید!
یاخوب یا بد!
همچنین و پیوسته ، درکنار این باورها درهمه تاریخ در جستجوی ابرمرد ، انسان کامل یا ابرانسان Perfect human بوده ایم و همین فلسفه انتظار را درماپدیدآورد و روشنفکران 57 تی ، نمونه و الگوواره و پارادایم ابرانسان را در روح الله خمینی یافتند !
بهرروی، این باور در اندیشه سیاسی مانیز، اندرآمده وروان شده!
پس آفت وآسیب اندیشه دینی ، ویژگی آرمانخواهی ، کمالپرستی، سرآمدگرایی یا فرازمندجویی و جویای انسان کامل بودنست که ناتوانی فردو جامعه را در درازنای تاریخ در مردم ما پدیدآورده ، ازیرا ، جز بانسان کامل و آرمانشهری ، بیگناه و معصوم باورنداریم و هرکسی بویژه درجایگاه فرمانرواکوچکترین نادرستی و اشتباهی اگرچه نه بعمدانجام دهد اورا سیاه و دشمن میپنداریم ، چراکه بسنت استبداد پیوسته و مستمر تاریخی ، مردم ما، هیچگاه دیدگاه مثبتی بحکومتگران و فرمانروایان نداشته اند .
خوب ، دراینکه شاهنشاهان پهلوی اشتباهاتی داشتند، گفتگو و آفند و جدلی نیست چنانکه زمامداران واحزاب در کشورهای اروپایی و دموکرات، نیز !
ولی ، بایدگفت که،روشنفکران 57تی که سلسله جنبان حرکتی بس واپسگرایانه درتاریخ و درمیهن ماشدند ، جز بآرمانخواهی،
بناهنجاری کمالخواهی یا کمالپرستی perfectionalismهم دچاربودند،
ازیرا، کمترین نارسایی طبیعی درکشور را که با توهم توطئه ای که در مغزهای توسعه نایافته خویش ،میپروراندند ، برنتافته وبنوکری شاه و امپریالیسم نسبت داده و نشانه میرفتند!
روشنفکر 57تی بفرنود انباشت پندارهای آرمانی کمونیستی استالینیستی و آرامانها اسلامی واپسگرا ،گاهی هم،
به آوندودلیل آمیغ و آمیخته و ترکیبی از دلدادگیهای کمینترنی و نجف اشرفی ، بمالیخولیایی علمزده پارانویایی دچار بود ودرین آرمانخواهی بکمالپرستی پیوسته سیاهبینانه اش ، هیچگاه نیمه پرلیوان راندید و با گره و عقده وسواس روان ازهم گسیخته و پریشانش ، رسالت و خویشکاری تاریخیش را ندانست ومنافع ملی خود را نشناخت وبرضدمنافع ملی وبرپاد مصالح مردمانش،برخاست!
همچنین ،
درباره زمینهایی که رضاشاه از
فلان الدوله وسلطنه های قجری گرفت چندبارگفته ام ولی بهرروی ، بادیدن اینویدئو، بایدبگویم،
هرگاه بانگ و فریاد و دادآخونددرتاریخ ما،برخاسته، بدانیدکه
نخست دغدغه ونگرانی آخوند همیشه به تاسه وخطر افتادن سودگری ومنافع فئودالها واربابان تاراجگر بوده نه رعیت بیچاره پابرهنه گرسنه !
دوم ،
باهمه اینکه، برای جاودانیاد، داریوش همایون نکوداشت وارزوارجی، باور دارم ولی یک پرسش بنیادین بجاست که اگر اوزنده بود باید پاسخگو میبود وآن اینکه ،
بزرگوار،
اگر رژیم پیشین ،مستبدوخودکامه بود،
که اگر براستی بتوان برنام مستبد را بشاه فقید ،نهاد ، شما درکجای آن استبدادو دیکتاتوری ، ایستاده بودیدوآنجا چه میکردید و چه نقش و پیشه ای داشتید!؟
مگروزیرنبودی؟
که ،
اگر چای ریز وزارتخانه هم بودی درپدیداری و شکلگیری آن استبداد هموندی و هنبازی ومشارکت داشته ای و بیگمان ، از آفریدگاران و سازندگان آن استبداد !!؟
چراکه، خودکامگی و استبداد که با یکنفر پدیدارنمیشود ، کابینه دولت و وزیران مهمتریت پایه های استبدادوخودکامگیند!
مغالطات درسفرنگها و تحلیلهای تاریخی!
دیباچه 1
سپنتامهر
اگر بیاد داشته باشید سال پیش ، نوشتاری نوشتم بنام
ناسازنما ها ، دژفرنودها یا مغالطات تاریخی !
دوباره گذاری من ، پاسخی ، بپرسش شما بزرگمایه است. اگرش بخوانید هرچند دوباره،
پر بدک نباشد !
یک باره و نهشته و پیشاوردیا (موضوع )دیگر را هم بیاد داشته باشیم وآن اینکه،
اندیشه دینی هماره، در همبودگان یا جامعه ما، پندارگرایی و ایده آلیسم را پدیدار نموده و در باورمردم ، آرمانخواهی اخلاقی یا Ethical Idealismرا ,پرورانده ،
ازینروی، همواره از راستینه باوری یارئالیسم و خردورزی ،چه دورافتاده بوده ایم ، برای این ، در دیدگاه ما اندازه میانین یا حدوسط ، نیست ،
یا حقست یا باطل !
یا سپید است یاسپید!
یاخوب یا بد!
همچنین و پیوسته ، درکنار این باورها درهمه تاریخ در جستجوی ابرمرد ، انسان کامل یا ابرانسان Perfect human بوده ایم و همین فلسفه انتظار را درماپدیدآورد و روشنفکران 57 تی ، نمونه و الگوواره و پارادایم ابرانسان را در روح الله خمینی یافتند !
بهرروی، این باور در اندیشه سیاسی مانیز، اندرآمده وروان شده!
پس آفت وآسیب اندیشه دینی ، ویژگی آرمانخواهی ، کمالپرستی، سرآمدگرایی یا فرازمندجویی و جویای انسان کامل بودنست که ناتوانی فردو جامعه را در درازنای تاریخ در مردم ما پدیدآورده ، ازیرا ، جز بانسان کامل و آرمانشهری ، بیگناه و معصوم باورنداریم و هرکسی بویژه درجایگاه فرمانرواکوچکترین نادرستی و اشتباهی اگرچه نه بعمدانجام دهد اورا سیاه و دشمن میپنداریم ، چراکه بسنت استبداد پیوسته و مستمر تاریخی ، مردم ما، هیچگاه دیدگاه مثبتی بحکومتگران و فرمانروایان نداشته اند .
خوب ، دراینکه شاهنشاهان پهلوی اشتباهاتی داشتند، گفتگو و آفند و جدلی نیست چنانکه زمامداران واحزاب در کشورهای اروپایی و دموکرات، نیز !
ولی ، بایدگفت که،روشنفکران 57تی که سلسله جنبان حرکتی بس واپسگرایانه درتاریخ و درمیهن ماشدند ، جز بآرمانخواهی،
بناهنجاری کمالخواهی یا کمالپرستی perfectionalismهم دچاربودند،
ازیرا، کمترین نارسایی طبیعی درکشور را که با توهم توطئه ای که در مغزهای توسعه نایافته خویش ،میپروراندند ، برنتافته وبنوکری شاه و امپریالیسم نسبت داده و نشانه میرفتند!
روشنفکر 57تی بفرنود انباشت پندارهای آرمانی کمونیستی استالینیستی و آرامانها اسلامی واپسگرا ،گاهی هم،
به آوندودلیل آمیغ و آمیخته و ترکیبی از دلدادگیهای کمینترنی و نجف اشرفی ، بمالیخولیایی علمزده پارانویایی دچار بود ودرین آرمانخواهی بکمالپرستی پیوسته سیاهبینانه اش ، هیچگاه نیمه پرلیوان راندید و با گره و عقده وسواس روان ازهم گسیخته و پریشانش ، رسالت و خویشکاری تاریخیش را ندانست ومنافع ملی خود را نشناخت وبرضدمنافع ملی وبرپاد مصالح مردمانش،برخاست!
همچنین ،
درباره زمینهایی که رضاشاه از
فلان الدوله وسلطنه های قجری گرفت چندبارگفته ام ولی بهرروی ، بادیدن اینویدئو، بایدبگویم،
هرگاه بانگ و فریاد و دادآخونددرتاریخ ما،برخاسته، بدانیدکه
نخست دغدغه ونگرانی آخوند همیشه به تاسه وخطر افتادن سودگری ومنافع فئودالها واربابان تاراجگر بوده نه رعیت بیچاره پابرهنه گرسنه !
دوم ،
باهمه اینکه، برای جاودانیاد، داریوش همایون نکوداشت وارزوارجی، باور دارم ولی یک پرسش بنیادین بجاست که اگر اوزنده بود باید پاسخگو میبود وآن اینکه ،
بزرگوار،
اگر رژیم پیشین ،مستبدوخودکامه بود،
که اگر براستی بتوان برنام مستبد را بشاه فقید ،نهاد ، شما درکجای آن استبدادو دیکتاتوری ، ایستاده بودیدوآنجا چه میکردید و چه نقش و پیشه ای داشتید!؟
مگروزیرنبودی؟
که ،
اگر چای ریز وزارتخانه هم بودی درپدیداری و شکلگیری آن استبداد هموندی و هنبازی ومشارکت داشته ای و بیگمان ، از آفریدگاران و سازندگان آن استبداد !!؟
چراکه، خودکامگی و استبداد که با یکنفر پدیدارنمیشود ، کابینه دولت و وزیران مهمتریت پایه های استبدادوخودکامگیند!
❤9
Forwarded from Deleted Account
درود
مغالطات درسفرنگها و تحلیلهای تاریخی!
دیباچه 2 !
سپنتامهر !
یکی از شگردها وشیوه های همه گیر وگسترده در گفتگوهای جدل آمیز و آفندین ، بکارگیری مغالطه یا قیاسات اغلوطه نما، یا پارادوکس است.
ریشه مغالطه ،غلط و به چم و معنای بغلط انداختن یکدیگرست.
برابر واژه یا مترادف مغالطه،
در پارسی نافرنودگی ، یا دژفرنودگی یا ترفندکاری است .
مغالطه ،گونه ای از قیاسات است که در آن،
آماج وهدف فرد مغالطه گر ، غلطکار یا ترفندکار ، بویژه در گفتگوهای تاریخی اینست که با بکارگیری مقدمات نادرست وگزاره های ناراست وترفندین به
کاروندو دستاوردو نتیجه ای دلخواه برسد ازینرو برخی آن را سفسطه خوانده اند.
اهل منطق نامهای دیگری برای مغالطه ،گفته اند مانندوضع ،
قیاس فاسده ،تکبیت (نه به چم تکبیت در روانشناسی )یاتکبیت برهانی و قیاسی و...
در شناخت وتعریف مغالطه گفته اندکه قیاسی است آمیخته و مرکب از وهمیات یا مشبهات.
یاگفته شده مغالطه، قیاس فاسدی است که منتج به نتیجه درست و صحیح نباشد و فساد آن یا از جهت ماده است و یا صورت و یا هر دو!
تعریف کلی تری نیز چنین گوید که در مغالطه ، انواع خطاها و آشفتگی هایی که درپیوند با خطای در فرنودسار و استدلال است ، مغالطه نامیده می شود.
البته شناختگیها وتعریفهای دگر برای مغالطه گفته اند .
مغالطه دریک بخشبندی بمغالطه لفظی یامعنوی یا آرشی و چمی ، بخش گردیده وگونه های آن را تا 12 گونه شمرده اند.
برای آگاهی بیشتر میتوانید بمنطق صوری که ، آفرینه واثری بس روان و ساده در دانش منطق و بخامه و قلم سبزانه یاد دکتر خوانساریست و یا کتاب بسیار ارزنده رهبر خرد سبزانه یاد محمودشهابی ، بنگرید.
این نوشتار ، بدرخواست برخی یاران در پرسش از مغالطه یا دژفرنود و
نیز،
چیستایی و چگونگی و ماهیت آن بویژه در گفتگوهای تاریخی نوشته شده که البته بانگرش نوینی بمغالطات تاریخی ، درمیان نهاده شده ست.
مغالطات درسفرنگها و تحلیلهای تاریخی!
دیباچه 2 !
سپنتامهر !
یکی از شگردها وشیوه های همه گیر وگسترده در گفتگوهای جدل آمیز و آفندین ، بکارگیری مغالطه یا قیاسات اغلوطه نما، یا پارادوکس است.
ریشه مغالطه ،غلط و به چم و معنای بغلط انداختن یکدیگرست.
برابر واژه یا مترادف مغالطه،
در پارسی نافرنودگی ، یا دژفرنودگی یا ترفندکاری است .
مغالطه ،گونه ای از قیاسات است که در آن،
آماج وهدف فرد مغالطه گر ، غلطکار یا ترفندکار ، بویژه در گفتگوهای تاریخی اینست که با بکارگیری مقدمات نادرست وگزاره های ناراست وترفندین به
کاروندو دستاوردو نتیجه ای دلخواه برسد ازینرو برخی آن را سفسطه خوانده اند.
اهل منطق نامهای دیگری برای مغالطه ،گفته اند مانندوضع ،
قیاس فاسده ،تکبیت (نه به چم تکبیت در روانشناسی )یاتکبیت برهانی و قیاسی و...
در شناخت وتعریف مغالطه گفته اندکه قیاسی است آمیخته و مرکب از وهمیات یا مشبهات.
یاگفته شده مغالطه، قیاس فاسدی است که منتج به نتیجه درست و صحیح نباشد و فساد آن یا از جهت ماده است و یا صورت و یا هر دو!
تعریف کلی تری نیز چنین گوید که در مغالطه ، انواع خطاها و آشفتگی هایی که درپیوند با خطای در فرنودسار و استدلال است ، مغالطه نامیده می شود.
البته شناختگیها وتعریفهای دگر برای مغالطه گفته اند .
مغالطه دریک بخشبندی بمغالطه لفظی یامعنوی یا آرشی و چمی ، بخش گردیده وگونه های آن را تا 12 گونه شمرده اند.
برای آگاهی بیشتر میتوانید بمنطق صوری که ، آفرینه واثری بس روان و ساده در دانش منطق و بخامه و قلم سبزانه یاد دکتر خوانساریست و یا کتاب بسیار ارزنده رهبر خرد سبزانه یاد محمودشهابی ، بنگرید.
این نوشتار ، بدرخواست برخی یاران در پرسش از مغالطه یا دژفرنود و
نیز،
چیستایی و چگونگی و ماهیت آن بویژه در گفتگوهای تاریخی نوشته شده که البته بانگرش نوینی بمغالطات تاریخی ، درمیان نهاده شده ست.
Forwarded from Deleted Account
درود!
سپنتامهر
آدینه شباهنگام ، برشماخوش !
مغالطات درسفرنگ ، واکاوی وتحلیل تاریخ!
برهر پژوهشگر و کاوشگر ، زندواف یا مفسر تاریخ
شایسته است در بررسی و واکاوی رویدادهای تاریخی و سیاسی ،
گرفتار چهار رویکردمغالطه آمیز نگردد .
چرا که دچارشدن باین مغالطات ، پژوهشگر را از راه ومسیر حقیقت وراستینگی دورکرده و او را به کاروند و نتیجه ودستاوردی نادرست و گمراهکننده میرساند.
نخستین مغالطه یا پارادوکس ، زمانپریشی آناکرونیسم است
دوم ، مکانپریشی یا آناتوپیسم
سوم ، متنپریشی یا کانتکستومی و چهارم اکنونانگاری یا پرزنتیسم ست.
این چهار پارادوکس در واکاویها و بررسیهای تاریخی ، نیز
درسفرنگها و تحلیلهای سیاسی و تاریخی در میان روشنفکران امروزما !
، نویسندگان و قلمبمزدان حکومتی ، برای رسیدن به اغراض سیاسی ،گسترش یافته که نیک آشکارست ،هدف وآماج چنین زند و تفسیرهایی تنها برای مصادره بمطلوب در راستای حفظ منافع نهاد قدرت و بدست آوردن کاروندها ونتایج مغرضانه بانگیزه اثبات حقانیت ایدئولوژی حاکم ویا تحکیم و استواری موقعیتهای حزبی است !
برای روشن شدن این پیشاورد، کمی بگزارش این مغالطات تحلیلی میپردازیم .
نخست ، زمانپریشی یا
Anachronism
بواکاوی وتفسیر تاریخیی گفته میشود که پدیده را بیرون از ظرف زمانیاش مینگرد و بررسی مینماید.
مانند نگرش و همسان نمایی اندیشه و انگارههای نوین دموکراسی امروز با دموکراسی کهن آتن !
واینکه بگوییم در آتن دموکراسی بوده
و آموزه های حقوق بشری امروز را ،
درین سنجش برای آتن در پندارخویش بیاوریم !
بااینکه دانیم، هموندی وهمسانی واشتراک دموکراسی آتن ، با دموکراسی نوین، تنها در نام ست !
این سنجش نادرست آناکرونیسم ست !
دوم، مکانپریشی Anatopism به آنگونه زند ، واکاوی وتحلیلی گفته میشود که رویداد را بیرون از ظرف مکانیش نگرد و بررسی کند.
مانند تحلیلی که رخدادو پدیده ای را بی نگرش به ویژگیهای تاریخی ونیازهای اجتماعی و نمادهای سنتی و فرهنگی یک جامعه با جامعه دیگر میسنجد.
مانند پذیرفتگی و خوشایند بودن چندهمسری polygamyدر یک جامعه به آوند و دلیل نیازهای اجتماعی مانندجنگ وکشته شدن مردان !
که این ویژگی دریک جامعه را با جای دگر نباید سنجید!
یا آن جامعه که درآن تک همسری monogamyپذیرفته شده را پیشرفته دانست و جامعه چندهمسری راکه بدلیل وفرنود نیاز برآیند وبرآمده ازجنگ ، بچنین روشی رویکردداشته ، واپسمانده وعقب افتاده ،خواند.
سومین مغالطه ، متنپریشی Contextomy ست که آنرا تفسیر خارج از سیاق یا برداشت گزینشی ازمتن هم گویند .
بگفته سادهتر ، برداشت گزینشی از متن در باره رویداد تاریخی یا سیاسی را بدانگونه میتوان بازگفت که واکاونده و تحلیلگر ، باره و موضوع را از متن که جایگاه اصلی تحلیلیست خارج و
با برداشتی دیگر جایگزین میکند. مثلا، اگر جنایتی رخ دهد پژوهش و تحقیق نوشتاری ومکتوب، متن نوشته پلیس ست .
ولیک ، پژوهشگران اجتماعی دگر مانندروزنامه نگاران جامعه شناسان روانشناسان میتوانند بپژوهش ، بررسی و تحلیل آن رویدادپرداخته و دیدگاه خویش را نوشته و گاهی متن آنهاو تحلیلهای گوناگونشان ناهمگون و مخالف متن تحقیقی پلیسست !
متنپریشی در این زمینه میتواند به پیدایش سردرگمی در کار پلیس و کشف نشدن راز جنایت و ناشناختگی جانی راستین بینجامد. این روش وشیوه بهمین آوند و دلیل گاه عامدانه بکار میرودتا جنایتکار درامان ماند.
چهارمین پارادوکس و مغالطه تحلیلی بنام اکنونانگاری Presentism بسان زمانپریشی ست. تاریخنگاری به شیوه ای که پیشامدهای امروز را ، کاروند ودستاورد و نتیجه طبیعی تحولات گذشته بدانیم چونانکه برخی پیدایش انقلاب57 را وابسته بپیشامد 28 امرداد و زاییده طبیعی آن رخداد میدانند !
یا داوری درباره افراد یا جوامع و فرهنگهای گذشته با دانش وبینش و انسان مدرن امروز وبا سنجه ،ابزار ، معیارهای نوین و ارزشهای امروزین
که باینگونه تحلیل وسفرنگ مغالطه آمیز پرزنتیسم یا اکنونانگاری گویند مانند سنجیدن جامعه ایران دوره قاجارونیازهایش با اروپای مدرن امروزی وداشته هایش چون فرانسه ، انگلیس ، سویس که کاری نارواست نیز
سنجش امیرکبیر یا رضاشاه پهلوی و عملکردوکارکرد آن دو با سنجه ها و قوانین متمدنانه امروزی و حقوق بشری که کم کم واز نیمسده پیش وضع شده اند که چنین سنجش و تحلیلی هم نادرست و مغالطه اکنون انگاریست که زمان پریشی هم نامیده شود !
سنجیدن امیرکبیر و رضاشاه بزرگ با همتایان زمان خویش
منطقی وخردورزانه ست!
امیر را باید با حاجی میرزاآغاسی و میرزآقاخان نوری سنجید وبا عبدلحمید عثمانی !
ورضاشاه بزرگ را با حکومتگران همزمان خویش
چون وثوق الدوله ، استالین ، آتاترک و...چنین سنجشی خردمندانه و واقعنگرانه ست
بخش2->
سپنتامهر
آدینه شباهنگام ، برشماخوش !
مغالطات درسفرنگ ، واکاوی وتحلیل تاریخ!
برهر پژوهشگر و کاوشگر ، زندواف یا مفسر تاریخ
شایسته است در بررسی و واکاوی رویدادهای تاریخی و سیاسی ،
گرفتار چهار رویکردمغالطه آمیز نگردد .
چرا که دچارشدن باین مغالطات ، پژوهشگر را از راه ومسیر حقیقت وراستینگی دورکرده و او را به کاروند و نتیجه ودستاوردی نادرست و گمراهکننده میرساند.
نخستین مغالطه یا پارادوکس ، زمانپریشی آناکرونیسم است
دوم ، مکانپریشی یا آناتوپیسم
سوم ، متنپریشی یا کانتکستومی و چهارم اکنونانگاری یا پرزنتیسم ست.
این چهار پارادوکس در واکاویها و بررسیهای تاریخی ، نیز
درسفرنگها و تحلیلهای سیاسی و تاریخی در میان روشنفکران امروزما !
، نویسندگان و قلمبمزدان حکومتی ، برای رسیدن به اغراض سیاسی ،گسترش یافته که نیک آشکارست ،هدف وآماج چنین زند و تفسیرهایی تنها برای مصادره بمطلوب در راستای حفظ منافع نهاد قدرت و بدست آوردن کاروندها ونتایج مغرضانه بانگیزه اثبات حقانیت ایدئولوژی حاکم ویا تحکیم و استواری موقعیتهای حزبی است !
برای روشن شدن این پیشاورد، کمی بگزارش این مغالطات تحلیلی میپردازیم .
نخست ، زمانپریشی یا
Anachronism
بواکاوی وتفسیر تاریخیی گفته میشود که پدیده را بیرون از ظرف زمانیاش مینگرد و بررسی مینماید.
مانند نگرش و همسان نمایی اندیشه و انگارههای نوین دموکراسی امروز با دموکراسی کهن آتن !
واینکه بگوییم در آتن دموکراسی بوده
و آموزه های حقوق بشری امروز را ،
درین سنجش برای آتن در پندارخویش بیاوریم !
بااینکه دانیم، هموندی وهمسانی واشتراک دموکراسی آتن ، با دموکراسی نوین، تنها در نام ست !
این سنجش نادرست آناکرونیسم ست !
دوم، مکانپریشی Anatopism به آنگونه زند ، واکاوی وتحلیلی گفته میشود که رویداد را بیرون از ظرف مکانیش نگرد و بررسی کند.
مانند تحلیلی که رخدادو پدیده ای را بی نگرش به ویژگیهای تاریخی ونیازهای اجتماعی و نمادهای سنتی و فرهنگی یک جامعه با جامعه دیگر میسنجد.
مانند پذیرفتگی و خوشایند بودن چندهمسری polygamyدر یک جامعه به آوند و دلیل نیازهای اجتماعی مانندجنگ وکشته شدن مردان !
که این ویژگی دریک جامعه را با جای دگر نباید سنجید!
یا آن جامعه که درآن تک همسری monogamyپذیرفته شده را پیشرفته دانست و جامعه چندهمسری راکه بدلیل وفرنود نیاز برآیند وبرآمده ازجنگ ، بچنین روشی رویکردداشته ، واپسمانده وعقب افتاده ،خواند.
سومین مغالطه ، متنپریشی Contextomy ست که آنرا تفسیر خارج از سیاق یا برداشت گزینشی ازمتن هم گویند .
بگفته سادهتر ، برداشت گزینشی از متن در باره رویداد تاریخی یا سیاسی را بدانگونه میتوان بازگفت که واکاونده و تحلیلگر ، باره و موضوع را از متن که جایگاه اصلی تحلیلیست خارج و
با برداشتی دیگر جایگزین میکند. مثلا، اگر جنایتی رخ دهد پژوهش و تحقیق نوشتاری ومکتوب، متن نوشته پلیس ست .
ولیک ، پژوهشگران اجتماعی دگر مانندروزنامه نگاران جامعه شناسان روانشناسان میتوانند بپژوهش ، بررسی و تحلیل آن رویدادپرداخته و دیدگاه خویش را نوشته و گاهی متن آنهاو تحلیلهای گوناگونشان ناهمگون و مخالف متن تحقیقی پلیسست !
متنپریشی در این زمینه میتواند به پیدایش سردرگمی در کار پلیس و کشف نشدن راز جنایت و ناشناختگی جانی راستین بینجامد. این روش وشیوه بهمین آوند و دلیل گاه عامدانه بکار میرودتا جنایتکار درامان ماند.
چهارمین پارادوکس و مغالطه تحلیلی بنام اکنونانگاری Presentism بسان زمانپریشی ست. تاریخنگاری به شیوه ای که پیشامدهای امروز را ، کاروند ودستاورد و نتیجه طبیعی تحولات گذشته بدانیم چونانکه برخی پیدایش انقلاب57 را وابسته بپیشامد 28 امرداد و زاییده طبیعی آن رخداد میدانند !
یا داوری درباره افراد یا جوامع و فرهنگهای گذشته با دانش وبینش و انسان مدرن امروز وبا سنجه ،ابزار ، معیارهای نوین و ارزشهای امروزین
که باینگونه تحلیل وسفرنگ مغالطه آمیز پرزنتیسم یا اکنونانگاری گویند مانند سنجیدن جامعه ایران دوره قاجارونیازهایش با اروپای مدرن امروزی وداشته هایش چون فرانسه ، انگلیس ، سویس که کاری نارواست نیز
سنجش امیرکبیر یا رضاشاه پهلوی و عملکردوکارکرد آن دو با سنجه ها و قوانین متمدنانه امروزی و حقوق بشری که کم کم واز نیمسده پیش وضع شده اند که چنین سنجش و تحلیلی هم نادرست و مغالطه اکنون انگاریست که زمان پریشی هم نامیده شود !
سنجیدن امیرکبیر و رضاشاه بزرگ با همتایان زمان خویش
منطقی وخردورزانه ست!
امیر را باید با حاجی میرزاآغاسی و میرزآقاخان نوری سنجید وبا عبدلحمید عثمانی !
ورضاشاه بزرگ را با حکومتگران همزمان خویش
چون وثوق الدوله ، استالین ، آتاترک و...چنین سنجشی خردمندانه و واقعنگرانه ست
بخش2->
❤2
Forwarded from Deleted Account
بخش 2...
مغالطات در سفرنگ ، واکاوی وتحلیل تاریخ !
سپنتامهر
....درچنین سنجشیست که رضاشاه بزرگ نه تنها پادشاهی دیکتاتور نیست بلکه پادشاهیست دارای ویژگیهای انسانی وایراندوستانه ولی مقتدرانه !
واگربرای نمونه ، امیرکبیر را با سنجه ها و معیارهای کنونی وامروزی بسنجیم یا با فرمانروایان دموکراتی
چون اوباما رییس جمهور کنونی امریکا ،
دیکتاتوری بزرگ وناستودنی ،
از آب در میآید!
البته در باره دوشاه پهلوی بایدگفت، هیچگاه مخالفان و ستیزشگران با آنها ، نخواسته و نتوانسته انددرباره ایشان ، داوری درست ودادگرانه ای کنندچرا که کینه های سیاه تلمبارشده و یخهای نفرت انجمادیافته درپس ذهنشان که داده هاییست ، راست وناراست بهم بافته ودرست ونادرست بهم آمیخته،
همراه با بزرگنمایی یا سیاهنمایی هایی که از دوره کودکی وعهدصباوت تا پیری ایشان که آخوندوآموزگارواستاددولتی وکتابهای درسی و کارتون و فیلم معمای شاهی و روزنامه ها و... درپس مغزشان ریخته و وتاپای گور چنین یخهای کینه ای آب نمیشود .
باشیراندرون شده و باجانشان بدرشود
واصلا، اینگونه آدمها مردند مرد !
و حرف مردهم یکیست !!
المومن کالجبل الراسخ ، توپ تکانشان نمیدهد بلکه ،
سونامی توهوکوی 9 ریشتری ژاپن هم ، یک میل در باورهای سیاسی ودینی واندیشه های متصلبه مقدسه شان، دگرگونی وتغییر پدیدارنمیکندو فخرو سرفرازیشان هم همین ثبات اندیشه و قلم وقدمست که ثبت قلوبناواقدامناعلی هدایتک!
بگذریم و
بهرروی !
هرفرد تاریخی بایستی درزمان خودش، ارزیابی گردد ، اگرآبراهام لینکلن و کارهای ارزشمندش را با ماندلاوسنجه و معیاردموکراسی پیشرفته امروز بسنجید نیز، کاریست نادرست چون هم ازدیدگاه زمانی وهم ازدیدگاه مکانی وارزشهای جامعه ای که درآن زیسته اند ،شایان سنجش وارزیابی نیستندولی اگر چنین سنجشی کنید بیگمان، ماندلارا برتر میدانیدلیک ، کار لینکلن درزمانی که برده داری، شیوه پادانسانی فراگیروروش ضدبشری گسترده وهمه گیر و روامندی در میان ملتها بود ، کاری بوده است کارستان،
که براستی آن مردستان مرد ، یکتنه راه ومسیر تاریخ بشری را دگرگون کرد، پس اگربخواهیم که ایندوراباهم بسنجیم ،بخوبی نمیتوانیم داوری راست ودرستی انجام دهیم !
در رسته علوم ودانش های گوناگون نیزهمینگونه ،
درپندارآورید هم اینک ،پورسینا یا گالیله زنده گردد و بخواهیم جایگاه علمی آندورا ارزیابی کنیم آیا درچنین سنجشی در سده 21م ، اورا نیز بمانند بزرگترین دانشمند اخترشناسی سده کنونه ، خواهیم دانست !؟
اگر بخواهیم آنهارا بکارعلمی بگماریم شاید درحد واندازه کمترین استادان ودانشمندان موسسه تکنولوژی ماساچوست یا هاروارد واستنفورد نیز نباشند ؟
همچنین ، اگر رضاشاه را با دوگل در فرانسه که همزمان هم بودند و
یا اگر با مارگرت تاچر بانوی آهنین انگلستان ، بااینکه همزمان بااو بشمارنمیرود،
وبا تفاوت زمانی نیمسده جلوتر ازرضاشاه درانگستان برسر کارآمد، بسنجید ،
نسبت بکارها وخدماتی که رضاشاه بانبودامکانات نموده،
بسی برتر از آنها بوده ست !
واگر با رفقای شوروی ماننداستالین ، ژنرال فرانکوی اسپانیا و سالازار پرتغال و مائوی چین و انورخوجه آلبانی و یانوش کادار مجاری و و حکومتگران خاورمیانه ای عرب مانند عبدالکریم قاسم وعبدالسلام عارف و حسن البکر و صدام حسین درعراق ، و معمرقذافی درلیبی و حافظ اسدوبشاراسد سوری و ... که فرشته ای را با ارژنگان دیو و دراکولاها و یا بدتر سنجیده ایم !!
چرا راه دوری برویم با همین حاکمان خدااندیش کشورگل وبلبل خودمان از سال 57 تا امروز
بسنجیم ، نه تنها رضاشاه بزرگ بزرگتر مینمایدومحمدرضاشاه نیز ،
که روسپید میدان بدر آیند !
بلکه، بیدادگرانه است اورا مسیحا و رهایشگر و ناجی ملت ایران نخواند !
اگرچه پهلویستیزان هنوز بتئوریهای حزب نوده ساخته و باسناد برساخته وجعلی انگلیسی پرداخته درباره پهلویها باوردارند.
گرچه امروز کسانی چون دکترسیروس غنی، دکترآجودانی دکتر امانت ونیز پژوهشگران گراینده باصلاحات چونان دکتر زیباکلام در شبکه 4 سیما بسستی و نادرستی آن تئوری و ضدانگلیسی بودن رضاشاه بارها آشکارا نوشته و گفته اند.
حتی خسرومعتضدونجفقلی پسیان پهلویستیز، که معرف حضورتان هستند،باهمه کینتوزیش بپهلوی و البته کین او برای کسب منافع بیشترست که درکتاب ازسوادکوه تاژوهانسبورگ در چندین جا مانندداستان سفارت آلمان در 1299خ، نتوانسته ضدانگلیسی بودن رضاشاه را نهان کند.
چرا که او در1306همه انگلیسیهارا که درهر وزارتخانه و سازمانی، بودند،بجزشرکت نفت انگلیس ایران ، بیرون کرد و بخش صنعت کشوررا بمستشاران و رایزنان سوئدی ،آلمانی و نیروی دریایی را هم بایتالیاییها سپردو روابط سیاسی را باانگلیسیهابپایینترین رویه وسطح رساند .
آفتاب آمد دلیل آفتاب
ولیک هزارویک دلیل و سند مستندهم که بیاوری بازهم نسل 57 شیفته وشیدای آخوند برهمان ..
بخش 3 >
مغالطات در سفرنگ ، واکاوی وتحلیل تاریخ !
سپنتامهر
....درچنین سنجشیست که رضاشاه بزرگ نه تنها پادشاهی دیکتاتور نیست بلکه پادشاهیست دارای ویژگیهای انسانی وایراندوستانه ولی مقتدرانه !
واگربرای نمونه ، امیرکبیر را با سنجه ها و معیارهای کنونی وامروزی بسنجیم یا با فرمانروایان دموکراتی
چون اوباما رییس جمهور کنونی امریکا ،
دیکتاتوری بزرگ وناستودنی ،
از آب در میآید!
البته در باره دوشاه پهلوی بایدگفت، هیچگاه مخالفان و ستیزشگران با آنها ، نخواسته و نتوانسته انددرباره ایشان ، داوری درست ودادگرانه ای کنندچرا که کینه های سیاه تلمبارشده و یخهای نفرت انجمادیافته درپس ذهنشان که داده هاییست ، راست وناراست بهم بافته ودرست ونادرست بهم آمیخته،
همراه با بزرگنمایی یا سیاهنمایی هایی که از دوره کودکی وعهدصباوت تا پیری ایشان که آخوندوآموزگارواستاددولتی وکتابهای درسی و کارتون و فیلم معمای شاهی و روزنامه ها و... درپس مغزشان ریخته و وتاپای گور چنین یخهای کینه ای آب نمیشود .
باشیراندرون شده و باجانشان بدرشود
واصلا، اینگونه آدمها مردند مرد !
و حرف مردهم یکیست !!
المومن کالجبل الراسخ ، توپ تکانشان نمیدهد بلکه ،
سونامی توهوکوی 9 ریشتری ژاپن هم ، یک میل در باورهای سیاسی ودینی واندیشه های متصلبه مقدسه شان، دگرگونی وتغییر پدیدارنمیکندو فخرو سرفرازیشان هم همین ثبات اندیشه و قلم وقدمست که ثبت قلوبناواقدامناعلی هدایتک!
بگذریم و
بهرروی !
هرفرد تاریخی بایستی درزمان خودش، ارزیابی گردد ، اگرآبراهام لینکلن و کارهای ارزشمندش را با ماندلاوسنجه و معیاردموکراسی پیشرفته امروز بسنجید نیز، کاریست نادرست چون هم ازدیدگاه زمانی وهم ازدیدگاه مکانی وارزشهای جامعه ای که درآن زیسته اند ،شایان سنجش وارزیابی نیستندولی اگر چنین سنجشی کنید بیگمان، ماندلارا برتر میدانیدلیک ، کار لینکلن درزمانی که برده داری، شیوه پادانسانی فراگیروروش ضدبشری گسترده وهمه گیر و روامندی در میان ملتها بود ، کاری بوده است کارستان،
که براستی آن مردستان مرد ، یکتنه راه ومسیر تاریخ بشری را دگرگون کرد، پس اگربخواهیم که ایندوراباهم بسنجیم ،بخوبی نمیتوانیم داوری راست ودرستی انجام دهیم !
در رسته علوم ودانش های گوناگون نیزهمینگونه ،
درپندارآورید هم اینک ،پورسینا یا گالیله زنده گردد و بخواهیم جایگاه علمی آندورا ارزیابی کنیم آیا درچنین سنجشی در سده 21م ، اورا نیز بمانند بزرگترین دانشمند اخترشناسی سده کنونه ، خواهیم دانست !؟
اگر بخواهیم آنهارا بکارعلمی بگماریم شاید درحد واندازه کمترین استادان ودانشمندان موسسه تکنولوژی ماساچوست یا هاروارد واستنفورد نیز نباشند ؟
همچنین ، اگر رضاشاه را با دوگل در فرانسه که همزمان هم بودند و
یا اگر با مارگرت تاچر بانوی آهنین انگلستان ، بااینکه همزمان بااو بشمارنمیرود،
وبا تفاوت زمانی نیمسده جلوتر ازرضاشاه درانگستان برسر کارآمد، بسنجید ،
نسبت بکارها وخدماتی که رضاشاه بانبودامکانات نموده،
بسی برتر از آنها بوده ست !
واگر با رفقای شوروی ماننداستالین ، ژنرال فرانکوی اسپانیا و سالازار پرتغال و مائوی چین و انورخوجه آلبانی و یانوش کادار مجاری و و حکومتگران خاورمیانه ای عرب مانند عبدالکریم قاسم وعبدالسلام عارف و حسن البکر و صدام حسین درعراق ، و معمرقذافی درلیبی و حافظ اسدوبشاراسد سوری و ... که فرشته ای را با ارژنگان دیو و دراکولاها و یا بدتر سنجیده ایم !!
چرا راه دوری برویم با همین حاکمان خدااندیش کشورگل وبلبل خودمان از سال 57 تا امروز
بسنجیم ، نه تنها رضاشاه بزرگ بزرگتر مینمایدومحمدرضاشاه نیز ،
که روسپید میدان بدر آیند !
بلکه، بیدادگرانه است اورا مسیحا و رهایشگر و ناجی ملت ایران نخواند !
اگرچه پهلویستیزان هنوز بتئوریهای حزب نوده ساخته و باسناد برساخته وجعلی انگلیسی پرداخته درباره پهلویها باوردارند.
گرچه امروز کسانی چون دکترسیروس غنی، دکترآجودانی دکتر امانت ونیز پژوهشگران گراینده باصلاحات چونان دکتر زیباکلام در شبکه 4 سیما بسستی و نادرستی آن تئوری و ضدانگلیسی بودن رضاشاه بارها آشکارا نوشته و گفته اند.
حتی خسرومعتضدونجفقلی پسیان پهلویستیز، که معرف حضورتان هستند،باهمه کینتوزیش بپهلوی و البته کین او برای کسب منافع بیشترست که درکتاب ازسوادکوه تاژوهانسبورگ در چندین جا مانندداستان سفارت آلمان در 1299خ، نتوانسته ضدانگلیسی بودن رضاشاه را نهان کند.
چرا که او در1306همه انگلیسیهارا که درهر وزارتخانه و سازمانی، بودند،بجزشرکت نفت انگلیس ایران ، بیرون کرد و بخش صنعت کشوررا بمستشاران و رایزنان سوئدی ،آلمانی و نیروی دریایی را هم بایتالیاییها سپردو روابط سیاسی را باانگلیسیهابپایینترین رویه وسطح رساند .
آفتاب آمد دلیل آفتاب
ولیک هزارویک دلیل و سند مستندهم که بیاوری بازهم نسل 57 شیفته وشیدای آخوند برهمان ..
بخش 3 >
❤4
Forwarded from Deleted Account
بخش 3
مغالطات در سفرنگ ،واکاوی وتحلیل تاریخ !
سپنتامهر
...برهمان تبل و تبیره خویش کوبند ، چرا که فرنود و استدلال استوار چون کوه ایشان
همانست که ،
آقا بالای منبر گفته !!!
یا رفیق فلان در حزب ...!!
پس، همانگونه که بارها گفته ایم برای پژوهش راستین و درستین ، دادگرانه و بیغرضانه تاریخی ، بایستی
هرپدیده وشخص را درزمان خویش
و با معیارها وسنجه ها وارزشهای همان زمان سنجید .
بنده بارها گفته ام پهلویها هم ، کاستیها و عیوبی داشته اندچنانکه حکومتهای دموکراتیک نیز ،
ولیک، آنچه مهمست اینست که آنها دل در گرو مهر این سرزمین داشتند و دلباخته ایران و فرهنگ ملی ما بودند، دلواپسی و نگرانی وپریشانی آنها ملت ایران بود و دلهره ودغدغه ایشان منافع ملی ، آنچه که هرگز در حکومت پیش و پس از آنان یعنی پادشاهی دینمدار قاجاریه و حکومت دینی کنونی نبود !
گذشته ازحب و بغضهای برآمده ازنقلها و احساسها ،
و فارغ از لعن وبدزبانیها و شعارهای یاوه گویانه ستیزندگان پهلوی که البته ،امروز ، توفندگی آن کینه هاو شعارهای واگیردار دیروز، دربسیاری از آن مبارزان فروکش کرده !!
پدرپیرتاریخ ،مانند همه فرمانروایان دیگر این سرزمین ، خردورزانه بکارنامه پهلویها نیز ، مینگرد و داوری میکند.
آری ، تاریخ داور همیشه جاویدان ،
غث وسمین ، خرد وکلان ، سپیدوسیاه ، زشت و زیبا و بدوخوبشان را مینگرد و میانگینگیری یا معدل گیری میکند ،آنگاه نمره خواهدداد و داوری خواهدکردو برای نسلها و پرهود های آینده بی آنکه کسی برافروخته رخساره گردد وخشم گیرد و براو پرخاش کند و بپرد و چنگ و دندان نشان دهد، بازخواهدگفت که ،
در فلان تاریخ ،
پس از چندسدسال و برای نخستین بار ، ازمیان ایرانیان نژاده ومیهنپرست ،
سربازی از میان توده فرودست و
ازلایگان پایین دست جامعه ، بشایستگی برآمد و کم کم زینه ها و پلکان پیشرفت را سپری کرد ،ایران که مانند همسایگانش عثمانی و... در خطر و تاسه نکه تکه شدن و برلبه تیز تیغ تجزیه سر میخورد را رهایش داد و از چندپارگی رهاند و وحدت ارضی را بایران بازگرداندوارونه شعارهای دشمانش هرگز و هیچ امتیاز و پیمان استعماری را مانند پیش و پس از خویش ، ببیگانگان نبخشید. پایه گذارمدرنیسم بود.
امنیت کشور ، ملوک الطوایفی که هر حاکمی درهرشهری کوس لمن الملک الیومی سرداده وراهزنان که راههای کشور را در دست داشتند همه و همه را برچید .
درسیاست خارجی همینکه بر توسن قدرت سوارگشت بیدرنگ، و وارونه گفته سیاهنمایان ،
رایزنان و عوامل روس و انگلیس را بیرون راند ، عزت و سربلندی ایران سرخورده خوار گشته قاجاری درپی پیمانهای ذلتباربسیاری چون 1919 م
را در همه گیتی پدیدآورد وبرای ایرانی در میان همه ملل آبرویی آورد. سیستم نوین اداری ، شهرسازی مدرن ، آموزش نوین ،رایگانی و همگانی را جایگزین نظام مکتبخانه ای بسیار محدو واندک نمود ، پزشکی نوین را بجای حکیمباشیهای علفی نشاند . پیشرفت صنعت کشور را چنان شتاب داد که بگفته جمالزاده درگنج شایگان درکمتر از ده سال 40 کارخانه سنتی که بیشترشان کارخانه وتوربین برق بودند را به 4000کارخانه صنعتی و نوین افزایش داد ، هزاران کیلومتر راه شوسه و اسفالت و راه آهن را جایگزین راههای خاک وگلی یا نعلشکن نمود، هواپیمایی ونیز ارتش نوین و نیروهای سه گانه را جایگزین جنگ جهادکرد
و مهمترازهمه ، دانشگاه ،فرهنگستان و ...ساخت و ملیگرایی یکپارچه و سراسری ایرانی و ملی را بجای ناسیونالیسم ایلی ، قبیله ای و تریبالیستی کردو ...
وباز ،
ازهمه اینها مهمتر ،
کاری کرد که ،
همان کار ، آوند و دلیل سرنگونیش شد و سبب و شوند نابود شاهنشاهی پهلوی گردید و آن اینکه
دست ناراست آخوند را از آموزش و پرورش ، قضاء و دادگستری واوقاف کوتاه کرد . خرافه آفرینی و جهالت سازی را پایان داد و جایگاه ترفندو فریب ،منبر را محدودواندک کردگرچه با برکناری او ازپادشاهی ، قوای اشغالگرانگلیسی که پشتیبانان و یاران همیشگی و سنتی آخوندبودندبیاری این جماعت شتافته وبازاین سوداگران و بازرگانان دین ، دکان دینفروشیشان را گشودندورونق دادند و همچنین ، دشمن دیگر پهلوی که حزب کمونیست و شیفته شوروی بودندو آشکارا مزدور آنها و در زمان آن بزرگمرد مانند هماندیشان آخوندشان ، محدود و اندک بودند ، درهمان دوره اشغال با پشتیبانی آشکار روسیه شوروی ، خرس شمالی زبان نافهم و زورگو وهمسایه ددمنش و وحشی همیشگی ، سربرآورده نخست اعطاء امتیاز نفت شمال برای حزب برادربزرگتر مسکو را خواستارشدندو سپس چون باین خواسته نرسیدند بفرمان نهانی رفیقهای مسکو و باکو بجدایی آذربایجان دست یازیدند !
ازیرا بیاد داشته باشید
بآزمون و آروین وتجریه تاریخی دریافته ایم که آخوندو چپ کمونیست باهمه ناهمگراییها ، رویاروییهای ایدئولوژیک ، دوبرادرند که دست کم در مواضع سیاسی دست دردست هم دارند و بسان دولبه ..
بخش 4 >
مغالطات در سفرنگ ،واکاوی وتحلیل تاریخ !
سپنتامهر
...برهمان تبل و تبیره خویش کوبند ، چرا که فرنود و استدلال استوار چون کوه ایشان
همانست که ،
آقا بالای منبر گفته !!!
یا رفیق فلان در حزب ...!!
پس، همانگونه که بارها گفته ایم برای پژوهش راستین و درستین ، دادگرانه و بیغرضانه تاریخی ، بایستی
هرپدیده وشخص را درزمان خویش
و با معیارها وسنجه ها وارزشهای همان زمان سنجید .
بنده بارها گفته ام پهلویها هم ، کاستیها و عیوبی داشته اندچنانکه حکومتهای دموکراتیک نیز ،
ولیک، آنچه مهمست اینست که آنها دل در گرو مهر این سرزمین داشتند و دلباخته ایران و فرهنگ ملی ما بودند، دلواپسی و نگرانی وپریشانی آنها ملت ایران بود و دلهره ودغدغه ایشان منافع ملی ، آنچه که هرگز در حکومت پیش و پس از آنان یعنی پادشاهی دینمدار قاجاریه و حکومت دینی کنونی نبود !
گذشته ازحب و بغضهای برآمده ازنقلها و احساسها ،
و فارغ از لعن وبدزبانیها و شعارهای یاوه گویانه ستیزندگان پهلوی که البته ،امروز ، توفندگی آن کینه هاو شعارهای واگیردار دیروز، دربسیاری از آن مبارزان فروکش کرده !!
پدرپیرتاریخ ،مانند همه فرمانروایان دیگر این سرزمین ، خردورزانه بکارنامه پهلویها نیز ، مینگرد و داوری میکند.
آری ، تاریخ داور همیشه جاویدان ،
غث وسمین ، خرد وکلان ، سپیدوسیاه ، زشت و زیبا و بدوخوبشان را مینگرد و میانگینگیری یا معدل گیری میکند ،آنگاه نمره خواهدداد و داوری خواهدکردو برای نسلها و پرهود های آینده بی آنکه کسی برافروخته رخساره گردد وخشم گیرد و براو پرخاش کند و بپرد و چنگ و دندان نشان دهد، بازخواهدگفت که ،
در فلان تاریخ ،
پس از چندسدسال و برای نخستین بار ، ازمیان ایرانیان نژاده ومیهنپرست ،
سربازی از میان توده فرودست و
ازلایگان پایین دست جامعه ، بشایستگی برآمد و کم کم زینه ها و پلکان پیشرفت را سپری کرد ،ایران که مانند همسایگانش عثمانی و... در خطر و تاسه نکه تکه شدن و برلبه تیز تیغ تجزیه سر میخورد را رهایش داد و از چندپارگی رهاند و وحدت ارضی را بایران بازگرداندوارونه شعارهای دشمانش هرگز و هیچ امتیاز و پیمان استعماری را مانند پیش و پس از خویش ، ببیگانگان نبخشید. پایه گذارمدرنیسم بود.
امنیت کشور ، ملوک الطوایفی که هر حاکمی درهرشهری کوس لمن الملک الیومی سرداده وراهزنان که راههای کشور را در دست داشتند همه و همه را برچید .
درسیاست خارجی همینکه بر توسن قدرت سوارگشت بیدرنگ، و وارونه گفته سیاهنمایان ،
رایزنان و عوامل روس و انگلیس را بیرون راند ، عزت و سربلندی ایران سرخورده خوار گشته قاجاری درپی پیمانهای ذلتباربسیاری چون 1919 م
را در همه گیتی پدیدآورد وبرای ایرانی در میان همه ملل آبرویی آورد. سیستم نوین اداری ، شهرسازی مدرن ، آموزش نوین ،رایگانی و همگانی را جایگزین نظام مکتبخانه ای بسیار محدو واندک نمود ، پزشکی نوین را بجای حکیمباشیهای علفی نشاند . پیشرفت صنعت کشور را چنان شتاب داد که بگفته جمالزاده درگنج شایگان درکمتر از ده سال 40 کارخانه سنتی که بیشترشان کارخانه وتوربین برق بودند را به 4000کارخانه صنعتی و نوین افزایش داد ، هزاران کیلومتر راه شوسه و اسفالت و راه آهن را جایگزین راههای خاک وگلی یا نعلشکن نمود، هواپیمایی ونیز ارتش نوین و نیروهای سه گانه را جایگزین جنگ جهادکرد
و مهمترازهمه ، دانشگاه ،فرهنگستان و ...ساخت و ملیگرایی یکپارچه و سراسری ایرانی و ملی را بجای ناسیونالیسم ایلی ، قبیله ای و تریبالیستی کردو ...
وباز ،
ازهمه اینها مهمتر ،
کاری کرد که ،
همان کار ، آوند و دلیل سرنگونیش شد و سبب و شوند نابود شاهنشاهی پهلوی گردید و آن اینکه
دست ناراست آخوند را از آموزش و پرورش ، قضاء و دادگستری واوقاف کوتاه کرد . خرافه آفرینی و جهالت سازی را پایان داد و جایگاه ترفندو فریب ،منبر را محدودواندک کردگرچه با برکناری او ازپادشاهی ، قوای اشغالگرانگلیسی که پشتیبانان و یاران همیشگی و سنتی آخوندبودندبیاری این جماعت شتافته وبازاین سوداگران و بازرگانان دین ، دکان دینفروشیشان را گشودندورونق دادند و همچنین ، دشمن دیگر پهلوی که حزب کمونیست و شیفته شوروی بودندو آشکارا مزدور آنها و در زمان آن بزرگمرد مانند هماندیشان آخوندشان ، محدود و اندک بودند ، درهمان دوره اشغال با پشتیبانی آشکار روسیه شوروی ، خرس شمالی زبان نافهم و زورگو وهمسایه ددمنش و وحشی همیشگی ، سربرآورده نخست اعطاء امتیاز نفت شمال برای حزب برادربزرگتر مسکو را خواستارشدندو سپس چون باین خواسته نرسیدند بفرمان نهانی رفیقهای مسکو و باکو بجدایی آذربایجان دست یازیدند !
ازیرا بیاد داشته باشید
بآزمون و آروین وتجریه تاریخی دریافته ایم که آخوندو چپ کمونیست باهمه ناهمگراییها ، رویاروییهای ایدئولوژیک ، دوبرادرند که دست کم در مواضع سیاسی دست دردست هم دارند و بسان دولبه ..
بخش 4 >
👍2
Forwarded from Deleted Account
..بخش 4
مغالطات در سفرنگ ، واکاوی و تحلیل تاریخ !
سپنتامهر
...وبسان دو لبه قیچی ، می مانند که در ظاهر و زرندیس مخالف هم بوده اند چنانکه پس از شورش 57رتاهم اکنون دیگر اینباره برای همگان آشکارشده است مگر بخواب زدگان !
پهلویها بویژه رضاشاه ، اتحاد و یگانگی ارتجاع سرخ و سیاه ، را نیک میدانست و بهمین شوند و سبب بود که آنانرامحدودکرد،همانها که گفتیم مانند یک قیچی بودند !
همان دولبه رویاروی و متقابل که برای بریدن و نابودی یک چیز ، برهم نشسته و یکی میشدند.
همان دشمنان سوگندخورده ایران و فرهنگ ایرانی و بویژه فرهنگ و تاریخ ایران باستان ،
که یکی با زین افزار و اسلحه مانیفست و ناسیونالیسم پرولتری و شعارهای پوپولیستی انقلابی وکارگری بکارزار آن آمده بود و
آندیگری با اسلحه و زین افزار کتاب وسنت و دین و با شعار جهانوطنی اسلامی و ایمانی وشعار یا ایهاالذین آمنوا یی ،
فرجام سخن اینکه !
همیشه از جوانان پژوهشگر آزاده ،دادگر و منصف ،درخواسته ام که برای شناخت پهلوی ، تاریخ ایران
در دوره قاجار را بخوبی بخوانند
و
از نهش ووضعیت ملت ایران
پیش از رضاشاه آگاهی یابند و ازدوره پس از پهلوی، نیز!
ازسویی اگر خامه وقلمشان ، را ببهای انسانیت و آزادگیشان ، بحاکمیت نفروخته باشندو آنهمه رنج و تلاش را ناسپاسانه ، نادیده نگیرند،
و وجدان وشرف و خردشان ،
وسرزمین نیاکانی
ومیهنشان را با نهادقدرت دادوستدننموده باشندو با حاکمیت زور وتزویر ، سودا ومعامله نکرده باشند
و برای مانایی و پایایی حاکمیت دروغ و فساد ،
مهرفروزنده حقیقت و راستی را در پشت ابرهای تیره ناراستی و جعل ، پنهان و نهان ننمایند ، براستی
درخواهندیافت که
کارها واقدامات این مردان بزرگ ، برای ملت درمانده و بیسر وسامان و بیسواد(%98) و گرسنه و تهیدست درسیستمی سرواتیوی وارباب رعیتی (%75 رعیت و برده سان سرف) ،در ایران ویران آنروزگار ،
جز به فرجود ومعجزه ، بچیزی دگر نمیماند !!!
او
رضاشاه ،
براستی آبراهام لینکلن ایران بود!
........................................................
برای پژوهش بیشتر بنگرید به
فلسفه تاریخ هگل فیلسوف آلمانی
عقل در تاریخ هگل
تاریخ چیست ،از کار ، گاهنگار انگلیسی
ایران ، برآمدن رضاشاه و برافتادن قاجار و نقش انگلیسیها ، از دکتر سیروس غنی
از سوادکوه تا ژوهانسبورگ ، پسیان و خسرومعتضد
ایران میان دو انقلاب ، یرواندآبراهامیان
و ......--------------------------..........
واژه نامه این جستار!
واژگان دشوار پارسی !
واژه بیگانه در کمانه () است...
آفند : گفتگو ، پیکار (جدل)
آماج : (هدف)
استواری ، سختی ، سنگینی : (محکمی ، استحکام، ثبات )
برساختن ، برساختگی ، برساخته : (جعل، جعلی)
برنام : (لقب)
پاد : (ضد ، علیه ، خلاف، آنتی)
پادزهر: (ضدزهر)
پایایی ، مانایی ، پلیداری و ماندگاری : (بقاء ، باقی )بودن
پرخاش ، رویارویی،ستیزوکشمکش : (اعتراض)
پرهود : (نسل)
تاسه ،تاسه مند: (خطر ،خطر)ناک
تریبالیسم : قبیله گرایی ، گرایش ایلی ، خرده ناسیونالیسم ایلی وقومی
جستار : (مبحث)
چم : آرش ، بزیر یا کسر راء (معنی و مفهوم)
چیستایی ، چگونگی، زادی : (ماهیت،ذاتی )
دستاورد ، پیامد، کاروند،کارکرد ،ره آورد : (نتیجه ، ثمره ، ماحصل )
دیرند ، دیریاز ، دیرباز ، درازی ، درازنایی ، درازدامن ، دراز دست : (طول ، طولانی )
روامند ، فراگیر ،گسترده ، واگیر، پخش : (شایع، رایج ، رواج)یافته
رویارویی ، : (تقابل )
زرندیس ، نما ، روبنا رویه کار : (ظاهر)
سفرنگ کردن : واکاوی ، زند نمودن ، گزارش کردن ، ژرفکاوی ، واکافت : (تفسیر ، توضیح ، تحلیل و شرح )
سفرنگ از وارگان دساتیری است
زندواف : کاونده ، گزارش دهنده :(مفسر و موضح و شارح)
رویداد، رخداد، پیشامد : (حادثه )
راستینه ، راستینگی :(حقیقت ،واقعیت)
رفیق !! : برنامی که هموندان و اعضاء حزب کمونیست یکدیگررا بآن میخواندند
رویه :(سطح ، صفحه)
سنجه ، ارزه ، اندازه: (معیار، قیاس)
ستیزشگر، ستیهنده ، ستیزنده : (معاند، مبارز)
سودا گری ، دادودهش، بازرگانی ، دادوستد، خریدو فروش : (معامله ، تجارت ، بیع و شراء )
فرجود : (معجزه)
فرنود، آوند ، شوند : (دلیل ، سبب)
فرنودسار : (استدلال)
نیز به چم فرهنگ واژگان
لایه ، لایگان : (طبقه ، طبقات)
مشکی و سفید ، خرد وکلان ، چاق و لاغر : (غث و سمین )
رایزن : ( مشاور ، مستشاور )
ناهمگرا ، واگرا ، همیستار ، ناهمگون ، ناهمخوان : (مخالف)
مغزسنگی ، سنگینه مغزی ، پندار سنگی: (تحجر ، تصلب)
نهش : (وضع ،وضعیت ، شرایط)
ویژه ، ویژگی ، ویژگانی :(مخصوص ، اختصاص)
مغالطات در سفرنگ ، واکاوی و تحلیل تاریخ !
سپنتامهر
...وبسان دو لبه قیچی ، می مانند که در ظاهر و زرندیس مخالف هم بوده اند چنانکه پس از شورش 57رتاهم اکنون دیگر اینباره برای همگان آشکارشده است مگر بخواب زدگان !
پهلویها بویژه رضاشاه ، اتحاد و یگانگی ارتجاع سرخ و سیاه ، را نیک میدانست و بهمین شوند و سبب بود که آنانرامحدودکرد،همانها که گفتیم مانند یک قیچی بودند !
همان دولبه رویاروی و متقابل که برای بریدن و نابودی یک چیز ، برهم نشسته و یکی میشدند.
همان دشمنان سوگندخورده ایران و فرهنگ ایرانی و بویژه فرهنگ و تاریخ ایران باستان ،
که یکی با زین افزار و اسلحه مانیفست و ناسیونالیسم پرولتری و شعارهای پوپولیستی انقلابی وکارگری بکارزار آن آمده بود و
آندیگری با اسلحه و زین افزار کتاب وسنت و دین و با شعار جهانوطنی اسلامی و ایمانی وشعار یا ایهاالذین آمنوا یی ،
فرجام سخن اینکه !
همیشه از جوانان پژوهشگر آزاده ،دادگر و منصف ،درخواسته ام که برای شناخت پهلوی ، تاریخ ایران
در دوره قاجار را بخوبی بخوانند
و
از نهش ووضعیت ملت ایران
پیش از رضاشاه آگاهی یابند و ازدوره پس از پهلوی، نیز!
ازسویی اگر خامه وقلمشان ، را ببهای انسانیت و آزادگیشان ، بحاکمیت نفروخته باشندو آنهمه رنج و تلاش را ناسپاسانه ، نادیده نگیرند،
و وجدان وشرف و خردشان ،
وسرزمین نیاکانی
ومیهنشان را با نهادقدرت دادوستدننموده باشندو با حاکمیت زور وتزویر ، سودا ومعامله نکرده باشند
و برای مانایی و پایایی حاکمیت دروغ و فساد ،
مهرفروزنده حقیقت و راستی را در پشت ابرهای تیره ناراستی و جعل ، پنهان و نهان ننمایند ، براستی
درخواهندیافت که
کارها واقدامات این مردان بزرگ ، برای ملت درمانده و بیسر وسامان و بیسواد(%98) و گرسنه و تهیدست درسیستمی سرواتیوی وارباب رعیتی (%75 رعیت و برده سان سرف) ،در ایران ویران آنروزگار ،
جز به فرجود ومعجزه ، بچیزی دگر نمیماند !!!
او
رضاشاه ،
براستی آبراهام لینکلن ایران بود!
........................................................
برای پژوهش بیشتر بنگرید به
فلسفه تاریخ هگل فیلسوف آلمانی
عقل در تاریخ هگل
تاریخ چیست ،از کار ، گاهنگار انگلیسی
ایران ، برآمدن رضاشاه و برافتادن قاجار و نقش انگلیسیها ، از دکتر سیروس غنی
از سوادکوه تا ژوهانسبورگ ، پسیان و خسرومعتضد
ایران میان دو انقلاب ، یرواندآبراهامیان
و ......--------------------------..........
واژه نامه این جستار!
واژگان دشوار پارسی !
واژه بیگانه در کمانه () است...
آفند : گفتگو ، پیکار (جدل)
آماج : (هدف)
استواری ، سختی ، سنگینی : (محکمی ، استحکام، ثبات )
برساختن ، برساختگی ، برساخته : (جعل، جعلی)
برنام : (لقب)
پاد : (ضد ، علیه ، خلاف، آنتی)
پادزهر: (ضدزهر)
پایایی ، مانایی ، پلیداری و ماندگاری : (بقاء ، باقی )بودن
پرخاش ، رویارویی،ستیزوکشمکش : (اعتراض)
پرهود : (نسل)
تاسه ،تاسه مند: (خطر ،خطر)ناک
تریبالیسم : قبیله گرایی ، گرایش ایلی ، خرده ناسیونالیسم ایلی وقومی
جستار : (مبحث)
چم : آرش ، بزیر یا کسر راء (معنی و مفهوم)
چیستایی ، چگونگی، زادی : (ماهیت،ذاتی )
دستاورد ، پیامد، کاروند،کارکرد ،ره آورد : (نتیجه ، ثمره ، ماحصل )
دیرند ، دیریاز ، دیرباز ، درازی ، درازنایی ، درازدامن ، دراز دست : (طول ، طولانی )
روامند ، فراگیر ،گسترده ، واگیر، پخش : (شایع، رایج ، رواج)یافته
رویارویی ، : (تقابل )
زرندیس ، نما ، روبنا رویه کار : (ظاهر)
سفرنگ کردن : واکاوی ، زند نمودن ، گزارش کردن ، ژرفکاوی ، واکافت : (تفسیر ، توضیح ، تحلیل و شرح )
سفرنگ از وارگان دساتیری است
زندواف : کاونده ، گزارش دهنده :(مفسر و موضح و شارح)
رویداد، رخداد، پیشامد : (حادثه )
راستینه ، راستینگی :(حقیقت ،واقعیت)
رفیق !! : برنامی که هموندان و اعضاء حزب کمونیست یکدیگررا بآن میخواندند
رویه :(سطح ، صفحه)
سنجه ، ارزه ، اندازه: (معیار، قیاس)
ستیزشگر، ستیهنده ، ستیزنده : (معاند، مبارز)
سودا گری ، دادودهش، بازرگانی ، دادوستد، خریدو فروش : (معامله ، تجارت ، بیع و شراء )
فرجود : (معجزه)
فرنود، آوند ، شوند : (دلیل ، سبب)
فرنودسار : (استدلال)
نیز به چم فرهنگ واژگان
لایه ، لایگان : (طبقه ، طبقات)
مشکی و سفید ، خرد وکلان ، چاق و لاغر : (غث و سمین )
رایزن : ( مشاور ، مستشاور )
ناهمگرا ، واگرا ، همیستار ، ناهمگون ، ناهمخوان : (مخالف)
مغزسنگی ، سنگینه مغزی ، پندار سنگی: (تحجر ، تصلب)
نهش : (وضع ،وضعیت ، شرایط)
ویژه ، ویژگی ، ویژگانی :(مخصوص ، اختصاص)
❤6👏2
#رشتو
اهمیت قانون اساسی مشروطه در دیدگاه #شاهزاده_رضاپهلوی
از کتاب (گذشته و آینده) که مصاحبهایست از ایشان با احمد احرار
انديشۀ #انقلاب_مشروطه از میان برخورد و رقابت دو نیروی سیاسی( توضیحات در کتاب) به همت و مجاهدت ترقیخواهان و با هدف برکنار کردن نفوذ بیگانگان برخواست⬇️
مردم زیر تازیانه استبداد حکومت خانخانی در فقر و بیسوادی به خود میپیچیدند و راه چاره نمیدانستند. روشنفکران، سیاستمداران، روحانیون و بازرگانانِ دنیا دیده که از تحولات اقتصادی و اجتماعی جهان آگاه شده بودنده پنهان و آشکار به روشن کردن فکر سرگردان مردم پرداختند.⬇️
استبداد و استبدادیان مقاومت کردند، مردم شوریدند، دنیای سیاست و دیانت، این دو پايۀ اساسی نظام اجتماعی ایران(در آن زمان)، هریک به دو شاخه قسمت شدند. روحانیونِ آزاده در کنار سیاستمداران آزادیخواه قرار گرفتند ، ⬇️
روحانینمایانِ قشری به یاری استبداد و استبدادیان شتافتند. آزادی پیروز شد و نظام #مشروطیت به جای حکومت فردی نشست.
هدفهای انقلاب مشروطه :
1-تغییر شیوۀ ادارۀ کشور و جامعه
2-سپردن سرنوشت مردم به دست نمایندگان انتخابی و قانونی آنان ⬇️
3-ایجاد نیروهای مسلح ارتش، پلیس و ژاندارمری به جای نیروهای پراکنده و بیتوانِ مسلح
4-تنظیم قوانین مدنی و جزایی
5-سازمان دادن دادگستری و جانشینی داوری عادلانه به جای احکام ناسخ و منسوخِ روحانینمایان
6-ایجاد امنیتهای قانونی
7-تامین حق مشارکت زنان در امور ⬇️
8-تاسیس و توسعۀ آموزش و پرورش نوین، یعنی گسترش و همگانی کردن دبستان؛ دبیرستان، دانشگاه و مدارس فنی و حرفهای به جای مکتبخانههای قدیم؛ کاری که امیرکبیر شروع کرده بود و به علت مخالفت و مقاومت قشریون مذهبی متوقف مانده بود. ⬇️
9-توسعۀ اعزام دانشجویان به کشورهای پیشرفته برای تکمیل معلومات و آشنایی با جهان پیشرفته؛ کاری که شاهان ترقی خواه گذشته شروع کردند و در نتیجه آن آگاهی پدید آمد و انديشۀ #مشروطیت جان گرفت. ⬇️
هدف #انقلاب_مشروطه و نتیجهای که از آن به دست آمد. ایجاد امکاناتِ حرکت کشور و جامعۀ ایران در مسیر کاروان تمدن جهانی بود.
در فردای روشنی که میسازیم، قانونی حکومت خواهد کرد که نمایندۀ ارادۀ مردم باشد ، ⬇️
#بازگشت_به_مشروطه
در قانون اساسی #مشروطیت امکان و وسیلۀ هرگونه تغییر و اصلاح خودِ قانون اساسی پیش بینی شده است. هرگونه اصلاح و تغییری باید در جهتی باشد که به استقلال تام سه قوۀ مقننه و قضاییه و مجریه لطمه نزند. در جهت استقرار حاکمیت ملی و اراده و خواست مردم باشد. ⬇️
پس از پیروزی و رسیدن به فردای روشن، اختیار تصاحب میراث خود را به عهدۀ آرای شما میگذارم، که اصل سی و پنجم قانون اساسی (مشروطه) ایران آمده است : «سلطنت ودیعهای است (امانت) که به موهبت الهی که از طرف ملت به شخص پادشاه مفوض شده». ⬇️
پادشاه در انحصار هیچ گروه اجتماعی خاصی نیست. به هیچ تیرهای از تیرههای ایرانی، به هیچ طبقهای خاص يا اقلیت و اکثریتی معین تعلق ندارد بلکه مظهر تمام آنان است.⬇️
آرزو دارم با هوشیاری از اين گذرگاه خطرناک بگذریم و حکومتی جانشین این جباران گردد که در آن #قانون_اساسی_مشروطیت حاکم بر کشور باشد. مهر و عطوفت انسانی، برادری و برابری و گذشت و بردباری جانشین کینهتوزی و خونریزی امروز شود. دشمنی و کین و برادرکشی باید از کشور ما رخت بربندد. ⬇️
من که به عنوان وارث پادشاهی ایران برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران سوگند یاد کرده ام و خود را موظف به دفاع از آرمان های #انقلاب_مشروطیت می دانم و نظام #پادشاهی_مشروطه را با توجه به شرایط تاریخی، گستردگی جغرافیایی کشور ، ⬇️
و تعدد و چندگانگی قومی و تنوع فرهنگهای محلی، بهترین نظام برای تضمین وحدت ملی و گسترش دموکراسی در کشور میشناسم، به همه هموطنانم میگویم که بحث دربارۀ شکل و عنوان نظام نباید به صورتی طرح شود که مسئلۀ اصلی ما را تحت الشعاع قرار دهد(منظور شکل نظام باید بعد از رفراندم موکول شود)
@shahyarran
اهمیت قانون اساسی مشروطه در دیدگاه #شاهزاده_رضاپهلوی
از کتاب (گذشته و آینده) که مصاحبهایست از ایشان با احمد احرار
انديشۀ #انقلاب_مشروطه از میان برخورد و رقابت دو نیروی سیاسی( توضیحات در کتاب) به همت و مجاهدت ترقیخواهان و با هدف برکنار کردن نفوذ بیگانگان برخواست⬇️
مردم زیر تازیانه استبداد حکومت خانخانی در فقر و بیسوادی به خود میپیچیدند و راه چاره نمیدانستند. روشنفکران، سیاستمداران، روحانیون و بازرگانانِ دنیا دیده که از تحولات اقتصادی و اجتماعی جهان آگاه شده بودنده پنهان و آشکار به روشن کردن فکر سرگردان مردم پرداختند.⬇️
استبداد و استبدادیان مقاومت کردند، مردم شوریدند، دنیای سیاست و دیانت، این دو پايۀ اساسی نظام اجتماعی ایران(در آن زمان)، هریک به دو شاخه قسمت شدند. روحانیونِ آزاده در کنار سیاستمداران آزادیخواه قرار گرفتند ، ⬇️
روحانینمایانِ قشری به یاری استبداد و استبدادیان شتافتند. آزادی پیروز شد و نظام #مشروطیت به جای حکومت فردی نشست.
هدفهای انقلاب مشروطه :
1-تغییر شیوۀ ادارۀ کشور و جامعه
2-سپردن سرنوشت مردم به دست نمایندگان انتخابی و قانونی آنان ⬇️
3-ایجاد نیروهای مسلح ارتش، پلیس و ژاندارمری به جای نیروهای پراکنده و بیتوانِ مسلح
4-تنظیم قوانین مدنی و جزایی
5-سازمان دادن دادگستری و جانشینی داوری عادلانه به جای احکام ناسخ و منسوخِ روحانینمایان
6-ایجاد امنیتهای قانونی
7-تامین حق مشارکت زنان در امور ⬇️
8-تاسیس و توسعۀ آموزش و پرورش نوین، یعنی گسترش و همگانی کردن دبستان؛ دبیرستان، دانشگاه و مدارس فنی و حرفهای به جای مکتبخانههای قدیم؛ کاری که امیرکبیر شروع کرده بود و به علت مخالفت و مقاومت قشریون مذهبی متوقف مانده بود. ⬇️
9-توسعۀ اعزام دانشجویان به کشورهای پیشرفته برای تکمیل معلومات و آشنایی با جهان پیشرفته؛ کاری که شاهان ترقی خواه گذشته شروع کردند و در نتیجه آن آگاهی پدید آمد و انديشۀ #مشروطیت جان گرفت. ⬇️
هدف #انقلاب_مشروطه و نتیجهای که از آن به دست آمد. ایجاد امکاناتِ حرکت کشور و جامعۀ ایران در مسیر کاروان تمدن جهانی بود.
در فردای روشنی که میسازیم، قانونی حکومت خواهد کرد که نمایندۀ ارادۀ مردم باشد ، ⬇️
#بازگشت_به_مشروطه
در قانون اساسی #مشروطیت امکان و وسیلۀ هرگونه تغییر و اصلاح خودِ قانون اساسی پیش بینی شده است. هرگونه اصلاح و تغییری باید در جهتی باشد که به استقلال تام سه قوۀ مقننه و قضاییه و مجریه لطمه نزند. در جهت استقرار حاکمیت ملی و اراده و خواست مردم باشد. ⬇️
پس از پیروزی و رسیدن به فردای روشن، اختیار تصاحب میراث خود را به عهدۀ آرای شما میگذارم، که اصل سی و پنجم قانون اساسی (مشروطه) ایران آمده است : «سلطنت ودیعهای است (امانت) که به موهبت الهی که از طرف ملت به شخص پادشاه مفوض شده». ⬇️
پادشاه در انحصار هیچ گروه اجتماعی خاصی نیست. به هیچ تیرهای از تیرههای ایرانی، به هیچ طبقهای خاص يا اقلیت و اکثریتی معین تعلق ندارد بلکه مظهر تمام آنان است.⬇️
آرزو دارم با هوشیاری از اين گذرگاه خطرناک بگذریم و حکومتی جانشین این جباران گردد که در آن #قانون_اساسی_مشروطیت حاکم بر کشور باشد. مهر و عطوفت انسانی، برادری و برابری و گذشت و بردباری جانشین کینهتوزی و خونریزی امروز شود. دشمنی و کین و برادرکشی باید از کشور ما رخت بربندد. ⬇️
من که به عنوان وارث پادشاهی ایران برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران سوگند یاد کرده ام و خود را موظف به دفاع از آرمان های #انقلاب_مشروطیت می دانم و نظام #پادشاهی_مشروطه را با توجه به شرایط تاریخی، گستردگی جغرافیایی کشور ، ⬇️
و تعدد و چندگانگی قومی و تنوع فرهنگهای محلی، بهترین نظام برای تضمین وحدت ملی و گسترش دموکراسی در کشور میشناسم، به همه هموطنانم میگویم که بحث دربارۀ شکل و عنوان نظام نباید به صورتی طرح شود که مسئلۀ اصلی ما را تحت الشعاع قرار دهد(منظور شکل نظام باید بعد از رفراندم موکول شود)
@shahyarran
🧵 Thread • FixupX
اسپینوزا (@iranforeverP)
#رشتو
اهمیت قانون اساسی مشروطه در دیدگاه #شاهزاده_رضاپهلوی
از کتاب (گذشته و آینده) که مصاحبهایست از ایشان با احمد احرار
انديشۀ #انقلاب_مشروطه از میان برخورد و رقابت دو نیروی سیاسی( توضیحات در کتاب) به همت و مجاهدت ترقیخواهان و با هدف برکنار کردن نفوذ…
اهمیت قانون اساسی مشروطه در دیدگاه #شاهزاده_رضاپهلوی
از کتاب (گذشته و آینده) که مصاحبهایست از ایشان با احمد احرار
انديشۀ #انقلاب_مشروطه از میان برخورد و رقابت دو نیروی سیاسی( توضیحات در کتاب) به همت و مجاهدت ترقیخواهان و با هدف برکنار کردن نفوذ…
👍11
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محمدرضا شاه پهلوی آریامهر ۴۷ سال بعد؛ اظهارات کمسابقه امیر طاهری درباره پهلوی!
امیر طاهری، روزنامهنگار ارشد، معتقد است بهترین راه بازگشت به سلامت ملی، تکیه بر #قانون_اساسی_مشروطه در #دوران_گذار است. او میگوید جمهوری اسلامی باید در چارچوب مشروطیت منحل شود تا جامعه بتواند به مسیر طبیعی و قانونی خود بازگردد.
طاهری تأکید میکند که تمدن ایرانی با وجود استبداد فعلی همچنان زنده، پویا و در حال مبارزه است. او انقلاب ۵۷ و حاکمیت خمینی و خامنهای را عامل گروگانگیری این تمدن میداند، اما باور دارد مردم برای بازپسگیری هویت و آینده خود ایستادهاند.
از نگاه طاهری، جمهوری اسلامی چیزی جز «امریکاستیزی» برای عرضه ندارد و در سطح جهانی بهعنوان رژیمی شکستخورده شناخته میشود. او میگوید این رژیم حتی توان کنترل آسمان کشور را ندارد و تصویر جدید ایران، الهامبخش بخش بزرگی از جامعه است که خواهان تغییر و بیداریاند.
@shahyarran
.
امیر طاهری، روزنامهنگار ارشد، معتقد است بهترین راه بازگشت به سلامت ملی، تکیه بر #قانون_اساسی_مشروطه در #دوران_گذار است. او میگوید جمهوری اسلامی باید در چارچوب مشروطیت منحل شود تا جامعه بتواند به مسیر طبیعی و قانونی خود بازگردد.
طاهری تأکید میکند که تمدن ایرانی با وجود استبداد فعلی همچنان زنده، پویا و در حال مبارزه است. او انقلاب ۵۷ و حاکمیت خمینی و خامنهای را عامل گروگانگیری این تمدن میداند، اما باور دارد مردم برای بازپسگیری هویت و آینده خود ایستادهاند.
از نگاه طاهری، جمهوری اسلامی چیزی جز «امریکاستیزی» برای عرضه ندارد و در سطح جهانی بهعنوان رژیمی شکستخورده شناخته میشود. او میگوید این رژیم حتی توان کنترل آسمان کشور را ندارد و تصویر جدید ایران، الهامبخش بخش بزرگی از جامعه است که خواهان تغییر و بیداریاند.
@shahyarran
.
👍14❤1
محمدرضا شاه، ۴۷ سال بعد؛ اظهارات کمسابقه امیر طاهری درباره پهلوی!
محمدرضا شاه پهلوی آریامهر ۴۷ سال بعد؛ اظهارات کمسابقه امیر طاهری درباره پهلوی!
امیر طاهری، روزنامهنگار ارشد، معتقد است بهترین راه بازگشت به سلامت ملی، تکیه بر #قانون_اساسی_مشروطه در #دوران_گذار است. او میگوید جمهوری اسلامی باید در چارچوب مشروطیت منحل شود تا جامعه بتواند به مسیر طبیعی و قانونی خود بازگردد.
طاهری تأکید میکند که تمدن ایرانی با وجود استبداد فعلی همچنان زنده، پویا و در حال مبارزه است. او انقلاب ۵۷ و حاکمیت خمینی و خامنهای را عامل گروگانگیری این تمدن میداند، اما باور دارد مردم برای بازپسگیری هویت و آینده خود ایستادهاند.
از نگاه طاهری، جمهوری اسلامی چیزی جز «امریکاستیزی» برای عرضه ندارد و در سطح جهانی بهعنوان رژیمی شکستخورده شناخته میشود. او میگوید این رژیم حتی توان کنترل آسمان کشور را ندارد و تصویر جدید ایران، الهامبخش بخش بزرگی از جامعه است که خواهان تغییر و بیداریاند.
@shahyarran
.
امیر طاهری، روزنامهنگار ارشد، معتقد است بهترین راه بازگشت به سلامت ملی، تکیه بر #قانون_اساسی_مشروطه در #دوران_گذار است. او میگوید جمهوری اسلامی باید در چارچوب مشروطیت منحل شود تا جامعه بتواند به مسیر طبیعی و قانونی خود بازگردد.
طاهری تأکید میکند که تمدن ایرانی با وجود استبداد فعلی همچنان زنده، پویا و در حال مبارزه است. او انقلاب ۵۷ و حاکمیت خمینی و خامنهای را عامل گروگانگیری این تمدن میداند، اما باور دارد مردم برای بازپسگیری هویت و آینده خود ایستادهاند.
از نگاه طاهری، جمهوری اسلامی چیزی جز «امریکاستیزی» برای عرضه ندارد و در سطح جهانی بهعنوان رژیمی شکستخورده شناخته میشود. او میگوید این رژیم حتی توان کنترل آسمان کشور را ندارد و تصویر جدید ایران، الهامبخش بخش بزرگی از جامعه است که خواهان تغییر و بیداریاند.
@shahyarran
.
👍11❤1
به یاد سربدار #محمد حسینی
برادرم محمد (کیان) حسینی ...
چقدر تنها و مظلوم و غریبانه رفتی!!
رفتنت داستانی شد پر از آب چشم!!
داستانی که با هر بار مرور، قلبهایم مچاله میشوند...
محمد جانم،با قاتلانت هموطن نیستم...
محمد جانم،ما در سکوت قدرتمند خواهیم شد....
محمد جانم،ما در سکوت قدرت پیدا خواهیم کرد...
محمد جانم،زمانی نه چندان دور به#ایران قسم و به خون ناحق ریخته تو قسم ،رژیم اشغالگر ایران را از ریشه نابود خواهیم کرد....
@shahyarran
در آرزوی ایرانی آگاه، آزاد، آباد
برادرم محمد (کیان) حسینی ...
چقدر تنها و مظلوم و غریبانه رفتی!!
رفتنت داستانی شد پر از آب چشم!!
داستانی که با هر بار مرور، قلبهایم مچاله میشوند...
محمد جانم،با قاتلانت هموطن نیستم...
محمد جانم،ما در سکوت قدرتمند خواهیم شد....
محمد جانم،ما در سکوت قدرت پیدا خواهیم کرد...
محمد جانم،زمانی نه چندان دور به#ایران قسم و به خون ناحق ریخته تو قسم ،رژیم اشغالگر ایران را از ریشه نابود خواهیم کرد....
@shahyarran
در آرزوی ایرانی آگاه، آزاد، آباد
❤19🕊4❤🔥3🥰1