tgoop.com/shahyarran/47543
Last Update:
درود!
سپنتامهر
آدینه شباهنگام ، برشماخوش !
مغالطات درسفرنگ ، واکاوی وتحلیل تاریخ!
برهر پژوهشگر و کاوشگر ، زندواف یا مفسر تاریخ
شایسته است در بررسی و واکاوی رویدادهای تاریخی و سیاسی ،
گرفتار چهار رویکردمغالطه آمیز نگردد .
چرا که دچارشدن باین مغالطات ، پژوهشگر را از راه ومسیر حقیقت وراستینگی دورکرده و او را به کاروند و نتیجه ودستاوردی نادرست و گمراهکننده میرساند.
نخستین مغالطه یا پارادوکس ، زمانپریشی آناکرونیسم است
دوم ، مکانپریشی یا آناتوپیسم
سوم ، متنپریشی یا کانتکستومی و چهارم اکنونانگاری یا پرزنتیسم ست.
این چهار پارادوکس در واکاویها و بررسیهای تاریخی ، نیز
درسفرنگها و تحلیلهای سیاسی و تاریخی در میان روشنفکران امروزما !
، نویسندگان و قلمبمزدان حکومتی ، برای رسیدن به اغراض سیاسی ،گسترش یافته که نیک آشکارست ،هدف وآماج چنین زند و تفسیرهایی تنها برای مصادره بمطلوب در راستای حفظ منافع نهاد قدرت و بدست آوردن کاروندها ونتایج مغرضانه بانگیزه اثبات حقانیت ایدئولوژی حاکم ویا تحکیم و استواری موقعیتهای حزبی است !
برای روشن شدن این پیشاورد، کمی بگزارش این مغالطات تحلیلی میپردازیم .
نخست ، زمانپریشی یا
Anachronism
بواکاوی وتفسیر تاریخیی گفته میشود که پدیده را بیرون از ظرف زمانیاش مینگرد و بررسی مینماید.
مانند نگرش و همسان نمایی اندیشه و انگارههای نوین دموکراسی امروز با دموکراسی کهن آتن !
واینکه بگوییم در آتن دموکراسی بوده
و آموزه های حقوق بشری امروز را ،
درین سنجش برای آتن در پندارخویش بیاوریم !
بااینکه دانیم، هموندی وهمسانی واشتراک دموکراسی آتن ، با دموکراسی نوین، تنها در نام ست !
این سنجش نادرست آناکرونیسم ست !
دوم، مکانپریشی Anatopism به آنگونه زند ، واکاوی وتحلیلی گفته میشود که رویداد را بیرون از ظرف مکانیش نگرد و بررسی کند.
مانند تحلیلی که رخدادو پدیده ای را بی نگرش به ویژگیهای تاریخی ونیازهای اجتماعی و نمادهای سنتی و فرهنگی یک جامعه با جامعه دیگر میسنجد.
مانند پذیرفتگی و خوشایند بودن چندهمسری polygamyدر یک جامعه به آوند و دلیل نیازهای اجتماعی مانندجنگ وکشته شدن مردان !
که این ویژگی دریک جامعه را با جای دگر نباید سنجید!
یا آن جامعه که درآن تک همسری monogamyپذیرفته شده را پیشرفته دانست و جامعه چندهمسری راکه بدلیل وفرنود نیاز برآیند وبرآمده ازجنگ ، بچنین روشی رویکردداشته ، واپسمانده وعقب افتاده ،خواند.
سومین مغالطه ، متنپریشی Contextomy ست که آنرا تفسیر خارج از سیاق یا برداشت گزینشی ازمتن هم گویند .
بگفته سادهتر ، برداشت گزینشی از متن در باره رویداد تاریخی یا سیاسی را بدانگونه میتوان بازگفت که واکاونده و تحلیلگر ، باره و موضوع را از متن که جایگاه اصلی تحلیلیست خارج و
با برداشتی دیگر جایگزین میکند. مثلا، اگر جنایتی رخ دهد پژوهش و تحقیق نوشتاری ومکتوب، متن نوشته پلیس ست .
ولیک ، پژوهشگران اجتماعی دگر مانندروزنامه نگاران جامعه شناسان روانشناسان میتوانند بپژوهش ، بررسی و تحلیل آن رویدادپرداخته و دیدگاه خویش را نوشته و گاهی متن آنهاو تحلیلهای گوناگونشان ناهمگون و مخالف متن تحقیقی پلیسست !
متنپریشی در این زمینه میتواند به پیدایش سردرگمی در کار پلیس و کشف نشدن راز جنایت و ناشناختگی جانی راستین بینجامد. این روش وشیوه بهمین آوند و دلیل گاه عامدانه بکار میرودتا جنایتکار درامان ماند.
چهارمین پارادوکس و مغالطه تحلیلی بنام اکنونانگاری Presentism بسان زمانپریشی ست. تاریخنگاری به شیوه ای که پیشامدهای امروز را ، کاروند ودستاورد و نتیجه طبیعی تحولات گذشته بدانیم چونانکه برخی پیدایش انقلاب57 را وابسته بپیشامد 28 امرداد و زاییده طبیعی آن رخداد میدانند !
یا داوری درباره افراد یا جوامع و فرهنگهای گذشته با دانش وبینش و انسان مدرن امروز وبا سنجه ،ابزار ، معیارهای نوین و ارزشهای امروزین
که باینگونه تحلیل وسفرنگ مغالطه آمیز پرزنتیسم یا اکنونانگاری گویند مانند سنجیدن جامعه ایران دوره قاجارونیازهایش با اروپای مدرن امروزی وداشته هایش چون فرانسه ، انگلیس ، سویس که کاری نارواست نیز
سنجش امیرکبیر یا رضاشاه پهلوی و عملکردوکارکرد آن دو با سنجه ها و قوانین متمدنانه امروزی و حقوق بشری که کم کم واز نیمسده پیش وضع شده اند که چنین سنجش و تحلیلی هم نادرست و مغالطه اکنون انگاریست که زمان پریشی هم نامیده شود !
سنجیدن امیرکبیر و رضاشاه بزرگ با همتایان زمان خویش
منطقی وخردورزانه ست!
امیر را باید با حاجی میرزاآغاسی و میرزآقاخان نوری سنجید وبا عبدلحمید عثمانی !
ورضاشاه بزرگ را با حکومتگران همزمان خویش
چون وثوق الدوله ، استالین ، آتاترک و...چنین سنجشی خردمندانه و واقعنگرانه ست
بخش2->
BY 👑کانال شهیاران 👑
Share with your friend now:
tgoop.com/shahyarran/47543