tgoop.com/shahyarran/47600
Last Update:
امروز صبح،...
با نخستین نوری که از پنجره افتاد...
اولین تصویری که دیدم،چهرهای بود جاودانه:
عکسِ مجید کاووسیفر،ایستاده بر چوبهدار...
نمیدانم چه شد…
بیاختیار،دست به قلم شدم ؛
گویی واژهها از درونم برخاستند،نه از ذهن،که از جان.
و اینچنین نوشتم:
چون به پای چوبه دار رساندندش،
نه خم به ابرو آورد،نه آهی بر لب نشاند.
نگاهی افکند به افقهای دور،
و لب بر چوبِ دار نهاد ؛
چنان بوسهای،
که عاشق بر دست معشوق زند در آخرین دیدار.
پای بر نردبان نهاد و قامت برافراشت؛
ایستاد،چنان که کوه بر گُرده زمین،
و با لبخندی آرام،
نه از سر ضعف،که از جنس یقین،
با زندگی وداع کرد.
لبخندی که میگفت:
"مردان بزرگ، با مرگ نمیمیرند"..
آنها را تاریخ از یاد نمیبرد،
چون خود،تاریخ میسازند.
ولی اینجا پایان نبود…
بلکه آغاز پَرِ زدن،
آغاز جاودانه شدن بود،
او از افسانه عبور میکند
تا اسطوره شود.
منم، مجید کاووسیفر
نه شکستخورده،
که رسته از بند،
که بابک وار سرود آزادی را
با جان خویش،
فریاد میزنم….
#مجید_کاووسی_فر
@shahyarran
در آرزوی ایرانی آگاه، آزاد، آباد
BY 👑کانال شهیاران 👑

Share with your friend now:
tgoop.com/shahyarran/47600