tgoop.com/sasanhabibvand/4611
Last Update:
🌀 جعل مفهوم "بدحجابی" بهعنوان عارضه: تحلیلی اخلاقی- روانشناختی
🔹 نیروی انتظامی ایران اخیراً مفهومی ساختگی را با عنوان "بدحجابی" بهعنوان یک عارضه یا اختلال روانی، مطرح کرده و حتی مراکزی تحت عنوان "کلینیک ترک بدحجابی" ایجاد نموده است.
چنانکه بسیاری از همکاران روانشناس اعلام کرده اند، این ادعا که بیحجابی یا "بدحجابی" نوعی اختلال روانی است، هیچ جایگاهی در کتابهای معتبر روانشناسی نظیر DSM (راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی) یا سایر منابع علمی ندارد.
🔹 چنین اقداماتی نه تنها مایه حیرت و نگرانی متخصصان شده بلکه درواقع نشان از مشکلات اخلاقی و روانشناختی در میان مروجان این ایده عجیب و ساختگی است. در اینجا به بعضی از این اختلالات احتمالی اشاره میکنم:
🔹 فرافکنی (Projection)
این رفتار میتواند نشاندهنده فرافکنی ترسها و ناکامیهای شخصی، اخلاقی و عاطفی به دیگران باشد. جاعلان با این کار، ناتوانی خود در مدیریت مسائل واقعی اجتماعی را بهصورت "عارضهسازی" در دیگران منعکس میکنند.
🔹 مردمفریبی (Demagogy)
طرح مفاهیمی نظیر "اعتیاد به بدحجابی" نمونهی آشکاری از مردمفریبی است. به نظر میرسد این رویکرد برای انحراف افکار عمومی از مشکلات اساسی جامعه و ایجاد "دشمن خیالی" استفاده میشود تا فساد و ناکارآمدی مسوولان توجیه شود (در این باره، متن «دشمن مطلوب» را اینجا بخوانید).
🔹 وسواس فکری و جنسی (Sexual Obsession)
تمرکز افراطی بر تن و پوشش زنان و دختران و معرفی آن بهعنوان یک "مسئله" میتواند ناشی از وسواس غریزی و جنسی باشد. فرد مبتلا به وسواس جنسی، به دلیل ناتوانی در مدیریت افکار و احساسات مرتبط با جنسیت، مشکل خود را به دیگران فرافکنی میکند.
🔹 تصور تحقیرآمیز از جامعه
ایجاد مراکز "ترک بدحجابی" حاکی از نگرشی است که مردم را فاقد قدرت تفکر و تشخیص میداند. این دیدگاه تحقیرآمیز به شعور جمعی، نشان از ابتلا به حس حقارت و کمبود احساس خودارزشمندی دارد که نیازمند مشاوره و درمان است.
🔹 اختلال شخصیت اقتدارگرا (Authoritarian Personality Disorder)
به نظر می رسد جاعلان اینگونه مفاهیم دچار ویژگیهای اقتدارگرایانه باشند که نوعی از اختلالات شخصیتی-رفتاری است. شخصیت اقتدارگرا، نیاز شدیدی به کنترل دیگران دارد و برای تثبیت سلطه خود، از انواع ابزارهای فرهنگی، دینی یا علمی جعلی بهره میگیرد.
🔹 کم سوادی علمی و تحقیر علم
جعل مفاهیم خودساخته و تخیلی و نسبت دادن آنها به علم، نشاندهنده عدم پایبندی به اصول اخلاقی و کم ارزش فرض کردن جایگاه و اهمیت علم است. این رفتارها نهتنها اعتبار علم را زیر سؤال میبرد، بلکه موجب سردرگمی جامعه و کاهش اعتماد به نهاد روانشناسی و دیگر نهادهای علمی میشود.
🔹 مقابله با چنین فریبهایی، نیازمند آگاهیبخشی عمومی از جمله آموزش تفکر علمی و نقادانه است. متخصصان باید با استفاده از ابزارهای روشنگرانه، از گسترش چنین جعلیاتی جلوگیری کنند و جامعه را در مسیر رشد آگاهانه هدایت نمایند.
در عین حال به جاعلان و فریبکاران توصیه می شود بهجای تقلای بیحاصل برای قالب زدن جامعه در محدوده رنج های روحی-اخلاقی خود، از مشاوران آگاه و دلسوز برای رفع مشکلات خود کمک بگیرند. سلامت روان، حق هر انسانی است.
www.tgoop.com/sasanhabibvand
BY ساسان حبیبوند
Share with your friend now:
tgoop.com/sasanhabibvand/4611