tgoop.com/raahiane/1335
Last Update:
از نوتردام تا شیخلطفالله
(چگونه خودشان را دوست دارند؟)
امروز کلیسای نوتردام پاریس، بازگشایی شد. پنج سال پیش بود که در آتش سوخت. امروز برای بازگشایی مجددش بعد از بازسازی، رییسجمهور فرانسه با همسرش به کلیسا رفته و در مراسمی رسمی و سخنرانی شورانگیزی، کلیسا را افتتاح کرده. با حیرت به تصویر رییسجمهور غیردیندار جامعهی غیردیندار فرانسه در میانهی کلیسا نگاه میکنم.
یکبار دیگر این توصیف کوتاه را ببنیم: در فرانسه، کشوری با یکی از بالاترین میزان خداناباوریها و پایینترین میزان دینداریهای جهان، «کلیسا»یی در پایتخت آتش میگیرد. در کشوری که هویتاش با لاییسیته پیوند خورده. جدایی نهاد دین از نهاد دولت. جایی که گفتند در انقلابش، کلیسای کاتولیک را به خاطر حمایت از استبداد شاه، در کنار او با گیوتین سر برید. فرانسه، دختر بزرگ کلیسای کاتولیک، دیگر به دامن کلیسا بازنگشت.
اما در همین فرانسهی لاییک و غیردینی، رییسجمهورش برای سوختن کلیسایی پیام میدهد. پنج سال پروژهای را قدم به قدم پیش میبرند و در مراسم افتتاحش، خودش شرکت میکند و در میانه میایستد و سخنرانی پرشور میکند.
چرا؟ چون حتی در فرانسهی غیردیندار، میدانند که «گذشته» مهم است. گذشتهای ولو دینی. ریشهها مهماند. ولو ریشههایی کلیسایی. حافظه مهم است ولو حافظهای مذهبی. میدانند که نوتردام، فقظ کلیسا نیست. آجرش به آجرش، سرمایههای حافظهای فرانسه است. مسأله دین نیست. مسأله، حافظه است. جامعهی بیحافظه، خودش را دوست نخواهد داشت.
حالا به این چهل و پنج سال فکر کنیم: تخت جمشید و پاسارگاد و نقش رستم که هفتهای نیست خبری از ترک و خطر تخریب و فرونشستشان نباشد، هیچ. در حکومتی دینی، مسجد شیخ لطفالله و مسجد شاهش که مسجدند، دو رنگ میشوند و به خطر میافتند و صدا از حاکمانش که خود مدعی دین و دیانتاند برنمیآید. انگار نه انگار.
مسأله مسجد و کلیسا و تخت جمشید و نقش رستم و کاخ گلستان نیست. مسأله حاکمانی هستند که درکی از اهمیت حافظه ندارند هیچ، تا بتوانند پاککن به دست، گذشته را مطابق منافع امروزشان پاک میکنند. مسأله ماییم که در سیل بلا، بیحس شدهایم و هیچ و نگاه. مایی که در سیل جنگ و بلا و بیقدرتی و استیصال، خودمان را چنان که باید، دوست نداریم. نوشته بودم که روحانیت اگر میخواهد جایی در آیندهی تاریخ این سرزمین داشتهباشد، باید از موقعیت بازیگر سیاست، به محافظ سنتهای جامعهمحور بدل شود. نگران هنرهای سنتی باشد. نگران بناهای تاریخی. نگران تخریبهای به اسم توسعه حرم! نگران حافظه. اما کجاست گوش شنوا. چه توقعی! بخشی از روحانیت در قلب شهرهای شیعی، خود گاه عامل تخریب میراث است و مشوقش!
فرانسه و لندن و پاریس، اینگونه برای درخشیدن، آجر به آجر نگه میدارند و میجنگند. ما، اینگونه از دست میرویم.
راهیانه|ایدهنوشتهای مهدی سلیمانیه|@raahiane
#حافظه|#روحانیت|#از_رنجی_که_میبریم
BY راهیانه

Share with your friend now:
tgoop.com/raahiane/1335