🔸تا دیر نشده صلح بکنیم.🔸یکی از خاطرات تلخ بنده که حالا چون مدّتها گذشته تدریجاً از تلخی هم خارج شده، این است که در جلسهی شورای عالی دفاع، فرماندهان متّفقاً گفتند که ما برای مدت بیست روز یا بیست و پنج روز، بیشتر مهمّات و سلاح نداریم، که این خیلی ما را نگران کرد.
🔸یکی از فرماندهان گفت که اگر بجنگیم بیست روز یا بیست و پنج روز، اگر جنگ قطعی نکنیم امّا همین طور تبادل آتشی، بکنیم سه ماه، بیشتر مهمّات نداریم.
🔸خیلی، در جلسهی شورای دفاع این حرف به صورت تلخی ادا شد و یادم می آید
آن روزهایی بود که داشتیم راجع به پیشنهادهایی که
از طرف بعضیها شده بود برای
صلح، مذاکره (داخلی) میکردیم.
🔸بنیصدر گفت که خوب است قبل از مذاکرات از فلانی -یکی از فرماندهان- بپرسیم ببینیم وضع مهمّات ما چگونه است. رو کرد به او، آن هم خیلی خونسرد این مطلب را بیان کرد،
به نظر میرسید یک پیش جلسهای قبلا درست شده بود راجع به این مساله قبلا صحبت شده بود و هماهنگی کامل انجام گرفته بود.
🔸طبعاً وقتی که ما اگر میخواستیم بجنگیم بیست روز بیشتر مهمّات نداشتیم اگر همین طور تبادل آتش میکردیم سه ماه دیگر... باید صلح میکردیم دیگر والّا (میگفتند)
بعد از سه ماه باید دستهایمان را بالا میگرفتیم مثلاً، یک همچنین چیزی... | برشی از خاطرات آیتالله خامنهای در دوران دفاع مقدس
🔸 پینوشت: مرداد
۱۳۶۰ در حالی که چندین هزار کیلومتر مربع از خاک ایران در اشغال رژیم بعث بود و تهران زیر بمباران قرارداشت،
بنیصدر و مسعود رجوی (سرکرده
مجاهدین خلق) از فرودگاه مهرآباد سوار بر هواپیمای سوخترسان بوئینگ ۷۰۷ نیروی هوایی ایران به خلبانی بهزاد معزی از ایران رفتند و در یک فرودگاه نظامی واقع در حومه پاریس به زمین نشستند. البته که دستشستن دولتمردان سست از بخشی از خاک و توان کشور، فقط برای تداوم روند روزمره، بسیار گستردهتر از تاریخ چند دهه گذشته است. متن فوق صرفا بازنگری تصادفی بخشی از تاریخ ایران است!
#تاریخ #ایران
Jīngyú
@Partisan2015