tgoop.com/kodak_moslm/8967
Last Update:
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
روز ٢٥٠ - خندقهای اطراف شهر
از یک سو مسلمانان مشغولِ حفرِ خندق در اطراف مدینه بودند، و از سوی دیگر، اردوی ده هزار نفریِ دشمن به مدینه نزدیک میشد. مسلمانان سخت کار میکردند. جوانان، پیران و کودکان همه مشغول کندنِ خندق بودند.
پیامبر عزیزمان ﷺ ضمن اینکه خودش هم در حفر خندق کمک میکرد، به یارانش روحیه و قوت قلب میداد. بالای تپه کوچکی، چادری بر پا کرده بود. پیوسته آنجا میرفت و اطراف را کنترل میکرد. همه تلاشش برای ممانعت از وقوع جنگ و محافظت از شهر بود. سر و رویش پر از گرد و خاک شده بود. گرسنگی، بیخوابی و خستگی نمیشناخت و مدام در تلاش بود. کسانی که او را میدیدند، میگفتند:
"ای پیامبر خدا! کار کردنِ ما کافی خواهد بود، شما استراحت کنید."
اما پیامبر ﷺ، کار کردن را بسیار دوست داشت. او نمیتوانست گوشهای بنشیند و یارانش در گرما مشغول کار باشند. پاسخ میداد: "نخیر، من هم میخواهم در این ثواب شریک باشم."
در ششمین روز، اطراف شهر را خندقهای عمیق و وسیع کنده بودند. محال بود دشمن بتواند از این خندقها بگذرد و به شهر برسد. در قسمت جنوبیِ شهر، باغهای انبوهی بود. برای همین، خندقهای آن ناحیه کمی تنگتر بود.
هنوز برخی از یهودیها در مدینه زندگی میکردند. آنها چون نقض پیمان نکرده بودند، اجازه داشتند در مدینه بمانند. اگر آنها از درون شهر دست به خیانتی نمیزدند، دشمن قطعاً نمیتوانست وارد شهر شود. برای همین، با هیجان منتظر دشمن بودند.
🌸#ویژه_کودکان_و_نوجوانان
✅«الْحَمْدُ لله عَلَى نعمة الإِسْلام
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸
BY آموزش کودکان مسلمان
Share with your friend now:
tgoop.com/kodak_moslm/8967